All language subtitles for The.Chase.2017.BluRay[UTF-8]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese) Download
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu Download
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

::. آي مــووي و شــوتـايـم با افتخار تقديم ميکنند .:: « WwW.iMovie_DL.Co » « WwW.Show - Time.iN »

« ترجمه از آرام متین، میلاد طاهرخانی، رامـیـن، آرین » .:. Aram Matin, Milad, RaminLp, Cardinal .:.

آپارتمان آری

تعمیرات قفل و کلید

لعنتی

این مریضی نسبت به مریضی‌های دیگه خیلی دردناک‌تره

به هر حال

...خیلی تو زحمت افتادید - نه بابا -

این حرفا چیه - اشکالی نداره -

آقای چوی، خونه ای؟ -

کیه؟ - یه لحظه منو ببخشید -

خواهش میکنم - !آقای چوی -

میدونی چند ماهه که ازت خبری نیست؟

تو 5 میلیون وون بابت پول پیشِ خونه و 300 هزار وون بابت اجاره بهم بدهکار بودی

من بهت تخفیف دادم و کردمش 1 میلیون و 250 هزار وون

ولی تو پول رو ندادی و منو این همه راه تا اینجا کشوندی

تازگیا کمرم خیلی درد میکنه و چند روزیه که نتونستم برم سرکار

...پس اگه یه کم دیگه صبر کنی - اصلا بحث این حرفا نیست -

اگه نمیتونی اجاره‌ت رو بدی میتونی کامیونت رو بفروشی و پولو جور کنی

اون کامیون تنها منبع درآمده منه

اگه بفروشمش چجوری میتونم زندگی کنم؟

تو گفتی پسرت تو آمریکا زندگی میکنه یعنی از اوضاع زندگیت خبر نداره؟

ببینم اصن پسر داری؟

گوش کن، آقا

شما خیلی داری بهش سخت میگیری

چه صاحبخونه‌ش باشید چه نباشید

حق ندارید بخاطر عقب افتادن اجاره خونه‌ش

باهاش اینجوری برخورد کنید اونم با آدمی که داره روزای سختی رو میگذرونه

بیخیال، بس کن دیگه

شماها میتونید به جاش اجاره رو پرداخت کنید؟

از اونجایی که حتی غذاتون رو هم با این آدم شریک میشید

فکر کنم باید از من خیلی دست و دل بازتر باشید

چی گفتی؟

آدمایی مث شماها اصن به فکر خونواده‌هاشون نیستن

گوش کن، آقای چوی

واسم مهم نیست که اون پول رو قرض بگیری یا بدزدی

!فقط اجاره‌ی منو جور کن. زود برمیگردم

!خدای من، عجب پیر مرد بی ادبی

ببینم، اون کی بود؟

اسمش دوک سو شیم‌ـه

وقتی جنگ شروع شد، فرار کرد و از اونموقع اینجا زندگی میکنه

اون صاحب چند تا ساختمون توی همین شهرـه

اون انقدر بداخلاقه که تو کوچه و خیابون همه ازش شاکی میشن

!چه خبرته مرتیکه روانی

!به سلامت! بازم بیاید

ساندویچی قاصدک

اون پایین یه جسد پیدا کردن

اینجا چه‌خبره؟

بهتر بود بی سر و صدا توی خونه‌ش بمیره

به خاطر اون قیمت خونه تو این شهر کلی میاد پایین

قربان، تو این منطقه قیمت خونه از این پایین‌تر نمیاد

نگاه کردنتون تموم نشد؟

معذرت میخوام، ولی ما باید صحنه جرم رو دست نخورده نگه داریم

پس لطفا برگردید به خونه‌هاتون

شما که میخواید جسد رو ببرید

دیگه چرا صحنه‌ی جرم رو میخواید نگه دارید؟

یه چیزی به اسم علم پزشکی قانونی هست که بخاطرش نمی‌تونیم به چیزی دست بزنیم

پس لطفا همکاری کنید

همگی همین الان برید به خونه‌هاتون

شماها هم همینطور. لطفا برید از همگی عذر میخوام

خواهشا، زودباشید شما هم همینطور

!هی، اتاق 205

!هی

!هی

اتاق 205

داشتی یواشکی در میرفتی؟

چرا باید در برم؟ من که کار اشتباهی نکردم

اجاره

هنوز که سر ماه نشده فردا اجاره‌تون رو میدم

تو هیچوقت سر وقت اجاره‌ت رو نمیدی

...اتاق 205، تو همیشه

میشه انقدر بهم نگید "اتاق 205"؟

فکر میکنم یه زندونی‌ام

چی؟

...ای کوچولوی

امان از دست بچه‌های امروزی

الان دیگه میرسم. چند دقیقه صبر کنید

سلام

سلام

سلام

سلام - عه، اومدی -

امروز یه عالمه کار کردیا

آره، یه دفعه کلی کار ریخت سرم حتی نتونستم سرمو بخارونم

من یکم به جات وایمیستم تو برو استراحت کن

واقعا؟

پس میرم 5 دقیقه استراحت کنم

بیا بگیر، تموم شد

من توپو میارم

ساندویچی قاصدک

روز خوبی داشته باشید

ممنون - ممنون -

خیلی خوشمزه بود. دوباره میایم - باشه -

شماها راه سختی رو پیشرو دارید باید بیشتر درس بخونید

ما دیگه باید بریم - باشه، برید. به سلامت -

خدافظ - خدافظ -

سلام

ساندویچی قاصدک

خوش اومدید

بفرمایید اینم اجاره‌ی ماه اول

ممنون. روز خوبی داشته باشید

چرا قبل از رفتن، یه ساندویچ نمیخورید؟

راستش، وقتی نون میخورم یکم حالم بد میشه

عه، چه بد

میخواستم براتون یه ساندویچ درست کنم

یه ساندویچ رو که میتونم بخورم

از صبح دارم تو شهر میچرخم

بدجوری گرسنه شدم

پس بفرمایید بشینید الان براتون درست میکنم

اینجا کارو کاسبی‌تون خوب پیش میره؟

اگه واسه شما خوب باشه منم میتونم اجاره رو ببرم بالاتر

من بعد از 30 سال برگشتم به زادگاه خودم

نگران این بودم که چجوری میخوام زندگیم رو بگردونم

تا الان که خیلی خوب پیش رفته

اگه اجاره رو هم ببرید بالاتر بیشتر کار میکنم تا بتونم اجاره‌تون رو بدم

سلام

سلام، دکتر نا

دو تا ساندویچ میخواید، درسته؟ - بله -

یه دقیقه صبر کنید - باشه -

اون دو نفر به نظر خیلی خوشبخت میان، مگه نه؟

همسرش 10 سال پیش که سکته مغزی کرد، فلج شد

مراقبت از یه بیمار کار خیلی سختیه

دلم واسه شوهره خیلی میسوزه

آقای لی

آقای لی؟

...انگار اینجا حلوا خیرات میکنن

مردم خیلی مزاحمن

یانگ چول

خدای من

!اونجا رو

آقای شیم، خیلی متاسفم

از اداره‌ی آتش‌نشانی هیشکی نیومد

اشکالی نداره

چه اتفاقی براش افتاده؟

اون تنها زندگی میکرده و هیشکی هم به دیدنش نمیومده

وقتی خواب بوده، فوت کرده

البته یه جورایی مشکوکه

جسدی که چند روز پیش کنار رودخونه پیدا کردیم، مال آقای مَن سیوک لی بود

جسد مَن سیوک بود؟

همونی که همیشه مست میکرد و همه جا رو میریخت به هم؟

بله، اون شب که بارون شدید اومد

احتمالا مست بوده و پاش لیز خورده و افتاده تو رودخونه

خوب شد مُرد

آدمایی مثل اون همون بهتر که بمیرن

از خودگذشتگی که کار سختی نیست یه وقتایی مُردن هم از خودگذشتگی به حساب میاد

خدای من. آقای شیم، شما نباید پشت سر مُرده‌ها اینجوری حرف بزنید

خب دیگه، روز خوبی داشته باشید. خدانگهدار

کارتون تموم شد؟

بجنبید، زودتر تمومش کنید

تازگیا کمرم خیلی درد میکنه و چند روزیه که نتونستم برم سرکار

...پس اگه یه‌کم دیگه صبر کنی

آقای چوی، باز کنید

هی، آقای چوی

چرا دستگیره‌ی در شکسته؟

مردک برقا رو روشن گذاشته، کجا رفته؟

پیونگ دال تویی؟

عه

آقای شیم، شما اینجا چیکار میکنید؟

ببینم، رفتی نوشیدنی خریدی؟

وقتی میگم اجاره خونه رو بده، میگی پول ندارم

!اونوقت مث پادشاه‌ها غذا میخوری؟

اصن میدونی وجدان یعنی چی؟

اگه ایندفعه اجاره‌ت رو ندی

میندازمت بیرون، فهمیدی؟

...آقای شیم

با کی قرار ملاقات داشتی؟

با همکار سابقم

مگه کجا کار میکردی؟

یه زمانی کارآگاه بودم

کارآگاه؟

حتما خیلی کار میکردی تا بتونی خرج و مخارج پسرت رو بدی

خودمم نمیدونم چه بلایی سرم اومد

مث دیوونه‌ها از همه فرار کردم و تنهایی رو انتخاب کردم

آخر و عاقبتم هم شد این

بگذریم

اون دونفری که تازگیا مُردن رو میشناسی؟

مَن سیوک لی که جسدش کنار رودخونه پیدا شد

و جانگ سو سونگ که توی خونه‌ش مُرد

هر دوتاشون رو من میشناختم

آقای چوی، آدمایی به سن و سال ما

داشتن حافظه‌ی خوب براشون یه نعمته

پس بهتره مُرده‌ها رو فراموش کنی

منظور من این نیست

کلیسا روزای سه شنبه، چهار شنبه و پنجشنبه بهمون ناهار میداد

اونا سه شنبه و چهارشنبه اومدن

ولی هر دوشون پنجشنبه نیومدن

که چی؟ - ...اونا -

هردوشون احتمالا چهارشنبه شب به قتل رسیدن

منظورت چیه که میگی به قتل رسیدن؟

سخته که بگیم اینا یه اتفاق بوده

درضمن یه پیرمرد دیگه هم ناپدید شده

اسمش آقای هان‌ـه

همونی که تنهایی توی گلخونه زندگی میکنه؟ فروشنده‌ی سگ‌ـه؟

درسته

...درضمن

امروز هم چهارشنبه‌ست

هی، سو یونگ هزار بار بهت زنگ زدم

کارخاصی نداشتم فقط میخواستم بیام چند تا نوشیدنی بزنیم

نمیتونی؟

خدای من

تو هیچوقت نه نمیگفتی، حالا چی شد؟

باشه

سی سال پیش هم حوادثی مشابه همین اتفاق افتاد

اولش افراد سالمند و تنها می‌مُردن

بعدش یه زن جوون می‌مُرد یا مفقود می‌شد

اونوقت شما مجرم رو دستگیر کردید؟

نه

پرونده‌‌ی همه‌شون به عنوان تصادف، فرار از منزل

یا گمشده ثبت شد بعد هم پرونده‌هاشون رو بستن

نزدیک بود از ترس سکته کنم فکر کردم دزدی

دزدها الان سرشون خیلی شلوغه به هر خونه مجردی حمله نمیکنن

فقط به خونه‌هایی میرن که چیزای به درد بخور توش باشه

البته تو اونقدرا هم به درد نخور نیستی

فقط به درد دزدها نمیخوری

تو نباید انقدر الکل بخوری و کبدت رو داغون کنی

انقدرم به گذشته فکر نکن

غذات رو بخور و سوار کامیونت شو و برو یه کم پول دربیار

تا بتونی اجاره‌ت رو پرداخت کنی

ممنون، آقای شیم

بجای تشکر کردن

میتونی یه لطفی در حقم کنی

چه لطفی؟ - کار زیادی نیست -

فقط میخوام هر چند وقت یه بار بهم سر بزنی

نمیخوام اگه یه روزی مُردم

جسدم تو خونه بو بگیره

تنها خواسته‌م همینه

آقای چوی

فردا صبح میام دستگیره‌ی درو برات درست میکنم

بهت که گفتم یه قاتل اینجاست

...من فکر میکردم یه غریبه‌ست که - خفه شو -

چرا میخوای الکل بخوری؟ تو که جنبه الکل خوردن هم نداری

دوباره واسه مامانت پول فرستادی؟

پس اجاره خونه چی میشه؟

تو که گفتی امروز پرداخت میکنی

هی

تو باید قبل از کمک کردن به مامانت به کم به فکر زندگی خودت باشی

وای خدا، دیگه دارم ازت ناامید میشم

میگی کلا بیخیال مامانم بشم؟

منظور من این نبود

تو یه ذره هم عوض نشدی

از دوران راهنمایی تا الان هرچی کار پاره‌وقت بوده رو انجام دادی

همه‌ی پولاتم به مامانت دادی هیچوقت هم واسه خودت چیزی نخریدی

از این وضع ناراحت نیستی؟

چرا باید ناراحت باشم؟ خونواده‌م فقیرن کار دیگه‌ای از دستم برنمیاد

وای خدا، دیوونه شدم از دستت

طبقه‌ی دوم

چه خبر، دخترجون؟

...آقای شیم، من

پس اجاره‌ای که گفتی میدم، چی شد؟

...راستش یه مشکلی برام پیش اومد

میدونم

همه واسه‌شون مشکل پیش میاد، میفهمم

ولی چرا بهم نگفته بودی که همخونه هم داری؟

نگفتم چون فقط برای چند روز اومده پیشم

چی داری میگی؟

من درست زیر خونه‌ی تو زندگی میکنم

هر شب، آخر شب که میشه صدای در خونه‌ت رو میشنوم

حالا که هر دوتون اونجا زندگی میکنید باید بخاطر مصرف آب پول بیشتری بدید

فهمیدی؟

تعمیرات قفل و کلید

معذرت میخوام

دستگیره رو برات درست کردم پس خواهشا دوباره اونو خراب نکن

دارم میبینم که اونجا نشستی

پس چرا جوابمو نمیدی؟

آقای چوی، خونه اید؟ چرا در بازـه؟

ای بابا، اینم که اینجاست

چخبر شده؟

خدای من - چی شده؟ -

وای خدا

وای خدای من

این اواخر حالش اصلا خوب نبود

از اینکه نمیتونست کار کنه خیلی ناراحت و نگران بود

صاحب‌خونه‌ش دیروز اومد و بخاطر اجاره سرش داد و بیداد کرد

بسیار خب

قربان

شما گفتید دیروز واسه گرفتن اجاره رفتید خونه‌ی آقای چوی، درسته؟

چندبار دیگه باید بهتون بگم؟

یه کم باهاش نوشیدنی خوردم بعدشم رفتم

آقای شیم

شما دیروز بخاطر اجاره سرش داد و بیداد نکردید؟

چی داری میگی؟

من کی داد و بیداد کردم؟

ما هردومون شاهد بودیم که چجوری باهاش رفتار کردید

داری به من تهمت الکی میزنی زنیکه‌ی احمق

ببینید، آقا

اون دیگه مُرده

پس یعنی من اونو کشتم؟

چرا داری میندازی تقصیر من؟

من کی گفتم تو اونو کشتی؟

چطور میتونی توی این موقعیت همچین حرفایی بزنی؟ - خیلی‌خب، آروم باشید -.

!آخه به این هم میگن آدم؟

هی، بس کن دیگه

!هی، تو به زندگی مزخرفت ادامه بده

!وقتی مُردی هیشکی واسه‌ت گریه نمیکنه

خانوم، خواهش میکنم بس کنید

امروز جسد مردی شصت ساله که دست به خودکشی زده بود، پیدا شد

پاشو برو بیرون

غذاهای اینجا واسه آدمای با وجدانه !من به تو غذا نمیدم

تو زندگیت رو با پول همین مشتری‌ها میگذرونی شوخیت گرفته؟

کار من به خودم مربوطه، نه به تو

!یالا، از اینجا برو بیرون

چطور جرات میکنه وقتی یه نفرو مجبور به خودکشی کرده، بیاد غذا بخوره؟

چرا خودش نمی‌میره راحت شیم؟

کاش تیر غیب بهت بخوره و

!بمیری

چهارشنبه‌ها تعطیل است

آقای شیم

اتاق 205

صبح به این زودی اینجا چیکار میکنی؟

میخواستم خونه رو تخلیه کنم

چرا یهو تصمیم به تخلیه گرفتی؟

تو هم فکر میکنی من آقای چوی رو کشتم؟

آقای شیم

تو دختر خوبی هستی

انقدر خوبی که تونستی تنهایی اینجا زندگی کنی

درسته، این شهر مشکلاتی هم داره

آدمای معمولی این اطراف کم پیدا میشه

آقای شیم

...آدما اینجا توی خونه‌ی اجاره‌ای زندگی میکنن

ولی معنیش این نیست که آدمای تنبل و بدی هستن

حتی اگه بیشتر هم تلاش کنن اوضاعشون بهتر نمیشه

پس انتخاب دیگه‌ای ندارن

من هیچوقت باور نکردم که شما باعث خودکشی کردن آقای چوی شدی

هیچوقت فکر نکردم که آدم بدی هستید حتی اگه با بقیه بد حرف بزنید

شما هیچوقت کسیو بخاطر ندادنِ اجاره، ننداختید بیرون

آقای چوی هم اینو میدونست پس لازم نیست از این بابت ناراحت باشید

هروقت پول پیش رو آماده کردید بهم بگید، منم تخلیه میکنم

تف به این شانس

حداقل قبل از مُردن میرفتی نوه‌ت رو می‌دیدی

وای خدا جون، کمرم

!تو دیگه کدوم خری هستی؟

پاشو ببینم

تو کی هستی؟ بهم بگو قبل ازینکه جمجمه‌ات رو خُرد کنم

من صاحب‌خونه‌ام

کارآگاه چوی کجاست؟ - آقای چوی؟ اون مُرده -

مُرده؟ داری در موردِ چی حرف می‌زنی؟

!حرومزاده

داری مزخرف می‌گی

چند روز پیش حالش خوب بود

چطوری می‌تونه مُرده باشه؟ - ...اون -

اون خودش رو دار زد

با دستگیره‌ی دَر حموم

خودش رو کشت؟

خود تو کی هستی حالا؟

چرا اُتاق یه نفر دیگه رو زیر و رو می‌کنی؟

اون خودش رو نکشته

پسرش براش بلیط هواپیما فرستاده

می‌خواستن بعد از بیست سال همدیگه رو ببینن

از اینکه می‌خواست ملاقاتش کنه حسابی هیجان‌زده بود

دلیلی نداره که بخواد خودش رو بکشه

کارآگاه چوی به قتل رسیده

!در موردِ چی داری حرف می‌زنی؟

اوه، محض رضای خدا

ایست

...خدایا

همیشه وسایلت رو می‌اندازی کف خونه

هیچکس حتی فکرشم نمی‌تونه بکنه

دخترایی به زیباییِ تو چقدر می‌تونن نامرتب باشن

امروز زودتر از سرکار اومدی؟

«وای خدای من، «سو گونگ

چقدر مشروب خوردی؟ باورم نمیشه موقع استفراغ کردن خوابت بُرده

سو گونگ

سو گونگ

...سو گونگ، پاشو

...چرا اینجوری

لعنتی

نصف شبی دارن چیکار می‌کنن؟

اوه، سلام

داشتم همینجوری رد می‌شدم گفتم بیام و یه سری بزنم

همه‌چی روبراهه؟

از لطفتون ممنونم، قربان

کاسبی روبراهه

مجبور نیستی منو "قربان" صدا بزنی

ناسلامتی یه سنی از هردوی ما گذشته

...پس باید چی

«فقط صدام بزن «دوک‌سو «و منم صدات می‌زنم «یونگ‌سوک

ساندویچ می‌خوری؟

حتماً

بشین

آقای صاحب‌خونه بشین اینجا

فکرنمی‌کنم انقدر باهم صمیمی باشیم که سر یه میز بشینیم

بابتِ دیروز متاسفم هنوز عادت‌های شغل قبلیم رو فراموش نکردم

من «پارک پیونگ‌دال» هستم، اسم شما چیه؟

من خوبم، شنیدم چی گفتین دوک‌سو هستی، درسته؟

نباید منو انقدر بی‌ادبانه صدا بزنی

احترام سرت نمیشه؟

مطمئنم از تو سنم بیشتره

خُب، بالاخره هردوی ما سنی ازمون گذشته

چرا نمی‌تونم دوک‌سو صدات کنم؟

!احمق

این یکی با اونی که دفعه‌ی قبلی خوردین فرق می‌کنه

مطمئن نیستم ازش خوشتون بیاد

موقعی که غذا رو می‌بلعی فرقی نداره

چه خوشت بیاد، چه نیاد اهمیتی نداره

چیکار می‌کنی؟ مشتری منتظره

سلام، چی براتون بیارم؟

...راستی

می‌دونستی جسد سه مرد مُسن پیدا شده؟

درواقع، سه تا به علاوه‌ی کارآگاه چوی

قاتل برای تمرین افراد مُسن رو می‌کشته اهدافی که کُشتنشون آسونه

مثل اتفاقی که سی سالِ پیش اُفتاد

حالا هم کارآگاه چوی رو کشته کسی که دنبالش بود

این یعنی اینکه تمرین بالاخره تموم شده

!داری در موردِ چی حرف می‌زنی؟

بزودی نوبتِ یه زن جوون می‌رسه

قراره یه زن بمیره با موهای بلند و صاف

یه زن جوون با موهای بلند و صاف؟

کسی به ذهنت می‌رسه؟

نه

من هیچی نمی‌دونم

هی، داری کجا می‌ری؟ تو حتی ساندویچ‌ات رو هم نخوردی

!به تو هیچ ربطی نداره من کجا میرم

من فعلاً مرخص میشم - خیلی خُب -

"من فعلاً مرخص میشم"

میرم یه نگاهی بندازم

ببینم اُتاق 205 مشکلی نداره

هی، تو کی هستی؟

داری جلوی در خونه‌ی یه نفر دیگه چیکار می‌کنی؟

همونجا وایسا

تکون نخور - !گندش بزنن -

...هی! دیوونه

!دیوونه‌ی نادون

لعنتی

!همونجا وایسا

!همونجا وایسا

!وایسا

!وایسا، نادون

!وایسا

!اوه، لعنتی

!بندازش

پیرِ خرفت

لعنتی، جون آدم درمیاد

هی

!هی

بهتون گفتم چیزیش نیست

خدایا، ترسیدم یوقت مُرده باشه

این پیر خرفت به این راحتیا نمی‌میره

هی

شماها کی هستین؟

ازین سوالاتِ احمقانه نپرس

بنظر می‌رسه در و همسایه همه می‌شناسنت

تو باعث شدی یه نفر بخاطرِ آزار و اذیت‌های تو سَر اجاره خودش رو بکشه

به گمونم آدمِ جا اُفتاده و زرنگی نیستی

تو خیلی رقت انگیزی

!ای بچه‌های بی‌تربیت

این دفعه کاری باهاتون ندارم

چی؟

داری میری؟ - هان؟ -

بگیرش - !هی -

چطوره با چاقو بزنمت بعدشم خاک‌ات کنم؟

می‌خوای چیکار کنی؟

این احمقی که اینجاست بخاطرِ تو آسیب دیده

باید هزینه‌های درمانش رو بهمون بدی

من پول ندارم

مسخره بازی درنیار همه می‌دونن مایه‌داری

فقط هرچی توی کیف پولت داری رو بهمون بده

منتظر چی هستین؟ کیف پولش رو دربیارین

باشه

کامل بگردین - کیف پولش کجاست؟ -

خدایا، بوی گند میده

دارین چیکار می‌کنین؟ - اون یارو کیه؟ -

!هی، آقا

اگه میخوای زنده بمونی راهت رو بکش و برو

ایول، هی، توی جیب‌هاش رو هم بگردین

پیرمردها همیشه چیز میزاشون رو اونجا قایم می‌کنن

همه جارو بگردین، پیداش کنین - خدایا -

بهت گفتیم راهت رو بکش و برو

پدر و مادرتون بهتون یاد ندادن که به بزرگترها احترام بذارید؟

بهشون حمله نکنید؟

داری چی می‌گی؟

لعنتی

!هی، بچه‌ی نادون

اوه خدای من

هی

چطور جرأت می‌کنی چاقو رو با خودت اینور اونور ببری؟

احمق‌هایی مثل تو آخرسر !یه نفر رو می‌کشن و میوفتن زندان

!همین روزاست که یه قاتل بشی

داری با عشقم چیکار می‌کنی؟

عشقت؟

خدایا

زندگیِ جالبی داری

عشقم، تو خوبی؟ - مثل سگ منو زد -

...با بچه کوچولوها دعوا می‌کنی

نه، اینطوریام نیست

اون نادونی که اونجاست جلوی در اُتاق 205 دزدکی داشت یه کاری می‌کرد

مشکوک شدم و دنبالش کردم

لِنگتو جمع کن

هی، پاشو ببینم

!گفتم پاشو احمق

اونجا چیکار می‌کردی؟

...من فقط... من

یه دختری اونجا زندگی می‌کنه که دوستِ دوست‌دخترمه

دستاتو بیار پایین

پرسیدم اونجا چیکار می‌کردی

بهتون که گفتم

سو گونگ» جواب تلفنم رو نمی‌داد» منم به «جی‌یون» زنگ زدم

ولی اونم جوابم رو نداد

سو گونگ معمولاً می‌رفت اونجا

منم فکرکردم می‌تونم اونجا ببینمش

فقط میریم داخل یه نگاهی بنداریم

بی‌احتیاطی‌ت باعث میشه نگرانِ همه‌چی باشم

روز پرداخت

پرداخت اجاره

بیا بریم، اگه مردم ما رو ببینن فکرِ بَد به سرشون میزنه

داری چیکار می‌کنی؟

این چیه؟

اوه، خدای من

این سرِ جی‌یون نیست؟

نه

اون اُتاق 205 نیست

پس این باید همون دختره سو گونگ باشه

چه تلخ - آره همینطوره -

باید به پلیس زنگ بزنیم

!هان؟ نه نزن

اگه به پلیس زنگ بزنی جی‌یون می‌میره

گفتی جفتشون باهم زندگی می‌کردن ولی جی‌یون گمشده

اگه این یارو جفتشون رو کشته باشه

دلیلی نداره که

جسد یکی رو اینجا بذاره و اون یکی رو ببره

می‌دونی یعنی چی؟ اون جی‌یون رو بُرده

اگه اون زنده باشه پس حتماً باید به پُلیس زنگ بزنیم، تلفنم رو بده

اگه پُلیس واردِ این قضیه بشه

!اون بلافاصله جی‌یون رو می‌کشه

پس پیشنهادت چیه؟

واضحه، باید گیرش بندازیم و جی‌یون رو نجات بدیم

ما؟ - آره -

واقعاً زده به سرت؟

با دقت فکر کن

،اگه این قضیه رو گزارش کنی انگار که با دست خودت جی‌یون رو کشتی

خدای من

...اون پیرمرد دیوونه

فکرمی‌کنه هنوز کارآگاهه

نشنیدی چی گفتم؟

توی یخچال بود مطمئنم جی‌یون ربوده شده

من اون یارو رو خوب می‌شناسم توام در و همسایه رو

کارآگاه «چوی» تمامِ این سال‌ها اینو پیشِ خودش نگه داشته

سی سال گذشته

این اولین قتله که سی سال پیش اتفاق اُفتاده

اینجا ثبت شده که یه فرد مُسن که تنها زندگی می‌کرده بر اثر سقوط مُرده

ولی نگاه کن، اینجا اثری از لیز خوردن وجود نداره

این شبیه قضیه‌ی «مَن‌سیوک لی» هستش

عمق نهر اندازه‌ی قدِ یه بچه‌است

باورش سخته که اون اونجا غرق شده باشه

اون بهش حمله کرده و انداختش توی نهر

و اینم دومین قربانیه

این شبیه جسد «جانگ‌سو سونگ» که

توی زیر زمین پیدا شد نیست؟

تمامِ قتل‌ها جوری صحنه‌سازی شدن که مثل مرگ طبیعی یا تصادف بنظر بیان

و وقتی که تمرین روی

...افرادِ مُسن تموم بشه، اون

نگاه کن

...هدفش رو به زن‌های جوونی

که بیست سالشونه تغییر میده

یه وجه اشتراکی بینِ تمامِ قربانی‌های زن وجود داره

اون زن‌ها بیست سالشون بوده

و هیچ خانواده‌ای نداشتن و تنها زندگی می‌کردن

اوه، خدای من

اون شبیه جی‌یون نیست؟

اسمش «می‌سوک لی» ‍ه و 21 سالشه

توی یه کارخونه‌ی زنگرزی همین نزدیکیا کار می‌کرده

با دست و پاهای بسته پیدا شده

علت مرگش خونریزیِ شدید بوده

سیزدهمین قربانی

این آخرین قتل هستش

چرا آخری؟ مگه اتفاقی اُفتاده؟

،تحقیقات متوقف شدن پس دیگه نمی‌تونیم وارد قضیه بشیم

چرا؟

نیروی کافی نداشتیم

چون همه درگیر اُلمپیک هستن

تحقیقات متوقف شدن حتی اگه مظنون یه قاتل سریالی بوده باشه؟

من همچین ادعایی کردم ولی مدرک کافی برای اثباتش نداشتم

قتل‌هایی که در سطح شهر اتفاق میوفتن

دقیقاً مثل اون قتلی که 30 سالِ پیش رُخ داد هستن

انگار که داریم درجا می‌زنیم

درسته، یه زن بودش که از دستش فرار کرد و نجات پیدا کرد

اون کیه؟

...«یونگ‌سوک مین»

چیزی از قاتل به یاد نمیاره

منتظرش شدیم تا شهادت بده ولی هیچوقت این اتفاق نیوفتاد

حدس می‌زنم بخاطرِ شوکی که بهش وارد شده نمی‌تونه به خاطر بیاره

خدایا

!اون حرومزاده

اگه فقط صورتش رو می‌شناختم

پیداش می‌کردم و گردنش رو مثل یه شاخه‌ی درخت می‌شکستم

دلم می‌خواست صورتش رو دیده بودم

...یه بار

سال 1988 - اُلمپیک سئول

اون یارو رو دیدم

«کارآگاه «کو

تو کی هستی؟

!حرومزاده

«کارآگاه «کو

کارآگاه چوی داری چیکار می‌کنی؟ !خودت رو جمع‌وجور کن

«کارآگاه «کو

کاملاً به یاد دارمش

...چشمای اون حرومزاده

...صدای نفس کشیدنش

و اینا یادداشت‌هایی هستن که کارآگاه چوی بعد ازون ماجرا نوشت

اسم تمامِ افراد مشکوکی که در «آری‌دونگ» بودن رو یادداشت کرد

دوک‌سو شیم»؟»

"تنها چیزی که براش اهمیت داره پوله"

این چیه؟

چرا اسم من اینجاست؟

خُب، درواقع تو محتمل‌ترین مظنونِ این پرونده هستی

تو شهر رو عین کف دستت می‌شناسی

کلید می‌سازی و تعمیر می‌کنی پس براحتی می‌تونی واردِ هر خونه‌ای بشی

!داری حسابی مزخرف می‌گیا

پس چرا داری اینجا باهام حرف می‌زنی؟

همین الان دستگیرم کن

یادداشت‌هاش رو کامل بخون

برای ارتکابِ جرم خیلی ساده‌است"

"نمی‌تونه مظنون باشه

باورم نمی‌شه اینکارو کرده

اون وانمود می‌کرد که آدمِ ساکت و خوبیه

!ولی یواشکی در موردم تحقیق می‌کرد

،من یقین دارم مُجرم یه جایی همون اطرافه

!پس فقط کمکم کن

!نه، نمی‌کنم

بیخیال

!هی دوک‌سو بخاطر چندتا یادداشت عصبانی نشو

!حقوق ما برای زندگی را ضمانت کنید

!حقوق ما برای زندگی - !حقوق ما برای زندگی -

!حقوق بازنشستگیِ سالمندان را ضمانت کنید

!حقوق بازنشستگیِ پایه - !حقوق بازنشستگیِ پایه -

!برای سالمندان اشغال‌زایی کنید

!اشتغال‌زایی کنید - !اشتغال‌زایی کنید -

!حقوق بازنشستگیِ سالمندان را ضمانت کنید

!حقوق بازنشستگیِ پایه - !حقوق بازنشستگیِ پایه -

!اشتغال‌زایی کنید - پیاده شو -

!برای سالمندان - خدایا -

دوک‌سو - !اشتغال‌زایی کنید -

ولم کن - !حقوق بازنشستگیِ پایه -

!برای سالمندان - سوار شو -

!حقوق بازنشستگیِ پایه - !حقوق بازنشستگیِ پایه -

بجنب - حقوق بازنشستگیِ -

!سالمندان را ضمانت کنید

بجنب، بیشتر گاز بده

ایون‌هو لی»، 68 ساله» تنها زندگی می‌کند، بیکار

جون‌من هو، 71 ساله بیکار، بداخلاق

سر ریز شده - چی؟ -

کجا؟

اونجا؟

کجاست؟

اونجاست

کجاست؟

تقریباً رسیدیم

ترجمه از آرام مـتیـن، میــلاد طاهـرخانی، رامین، آریـن

ممنونم، خوشم اومد

نوش جان، ممنون

خدانگهدار - مطمئنی مُجرم -

یکی از ایناییه که اسمشون نوشته شده؟

اینجارو نگاه کن، قبل ازینکه کارآگاه چوی بمیره

اغلب به ایستگاه آری‌دونگ می‌رفته

اون همیشه با کامیونش اینور اونور می‌رفت چرا باید به ایستگاه قطار بره؟

گوجه‌ها تازه و خوشمزه بودن منم باهاشون آبمیوه درست کردم

یکم میل کنید

ممنونم

اوه، یونگ‌سوک بگیر بشین باهامون غذا بخور

می‌تونیم یه گپی باهم بزنیم - خیلی خُب -

ولی از کجا اسم منو می‌دونستید؟ - ...اون -

باید اینو ببرم خونه بخورم

،یه سری دارو دارم که باید قبل غذا بخورم ولی با خودم نیاوردم

زودباش، پاشو

گفتی چیزی رو به یاد نمیاره

می‌خواستی چی بگی؟

خدایا

چرا انقدر از دستم ناراحتی؟ می‌ترسیدی که

بهش بگم ازش خوشت میاد؟

خفه شو

نگاش کن. بدون اون خاطره داره به خوبی و خوشی زندگی می‌کنه

چی شده؟

حال همسرم امروز خیلی خوبه

پس اومدیم یکم قدم بزنیم - چیه؟ اونو می‌شناسی؟ -

خیلی خب، باشه

من با آقای لی از آژانس ...املاک حرف زدم

،اون مردی که داره ویلچر رو میاره پایین شیش ماه پیش به اینجا اومده، درسته؟

از کجا فهمیدی؟

از همون موقع بود که توی آری دونگ قتل‌ها اتفاق افتادن

اون اومده کارِ درمانیِ داوطلبانه بکنه

می‌دونی ویژگی مشترکِ آدم‌رباها چیه؟

اونا همیشه با بچه هاشون اینور اونور میرن تا مردم بهشون شک نکنن

هیچوقت نمی‌تونی با نگاه کردن به بیرونِ افراد بگی واقعا چجور آدمایی هستن

مثل اون حرومزاده

تو اول برو جلو

بعد از اینکه با یکی حرف زدم میام پیشت

کجا میری؟

هی، آقای سونگ، یه لحظه وایسا

فشار خونتون عادیه جایی‌تون درد می‌کنه؟

شونه ها و دستام درد می‌کنن

از صورتتون معلومه نمی‌خواید با کسی که یه نفر رو

کشته، حرف بزنید

کافیه می‌خواید راجب چی حرف بزنید؟

آپارتمان آری رو می‌شناسی، درسته؟

توی فکرِ بازسازیِ اونجام

کاغذ دیواری و تعمیرات همه این چیزا

داشتم فکر می‌کردم تو رو مسئولِ این کار کنم

ولی قبلش، باید یه چیزی ازت بپرسم

نفر بعدی، لطفا

تو به بزرگترا احترام نمی‌زاری

سلام. جایی‌تون ناراحته؟

...آره، من خیلی ناراحتم

توی قلبم

خب، بزارید اول نبض‌تون رو چک کنم

دستات شبیهِ دستای دکترا نیست

بزارید نبض‌تون رو چک کنم

درسته اون ازم خواست تا روی خونه تعمیرات انجام بدم

چیزِ عجیبی نبود؟

چیزِ عجیب؟ منظورتون چیه؟

هرچی فقط بهش فکر کن

...مطمئن نیستم

چی شده؟

...خب، نبض‌تون

گردشِ خون‌تون مشکلی داره

مخصوصا خونی که به مغزتون میره

البته که همینطوره

چون الان خیلی عصبانی‌ام

عصبانی؟

توی چشمام نگاه کن

...چرا شما

گفتم توی چشمام نگاه کن

فکر کنم همین الانش هم راجب همه چیز شنیدی

درسته

توی یه بیمارستانِ بزرگ بیماری‌تون رو ،تشخیص دادن

احتمالا حق با اوناست

راجب چی حرف می‌زنی؟

چی شده؟

،واقعا متاسفم برای امروز باید تمومش کنم

،برای کسایی که باقی موندن

توی کلینیک چئونگسول خدمات درمانی مجانی ارائه میدم

لطفا جای منو پر کن - حتما. نگران نباش -

من واقعا متاسفم

متاسفم - متاسفم -

متاسفم

ببخشید، جناب - چه خبره؟ -

چی شد؟ - زنش مشکلی داره؟ -

مردِ بیچاره

چه خبره؟

اون همون مردِ سی سال پیش ـه

مزخرفاتش نمیتونه منو خر کنه

فقط اعصابم خیلی خورد شد...چی؟

فکر می‌کنی من ضعیفم؟

من هنوز قوی و سالمم من هر چقدر که بخوام نوشیدنی می‌خورم

من کجام؟

باهام چیکار می‌کنی؟

چرا این بلا رو سرم میاری؟

!آقا خواهش می‌کنم !آقا

!خواهش می‌کنم

کلینیک چئونگسول

اون قبل از اسباب کشی فقط یه سری تعمیراتِ جزئی کرده. چیز خاصی نبوده

امکان نداره اون بی‌گناه باشه

اون خیلی مهربون و آروم به نظر میاد

!نه، مطمئنم خودشه

حرفات با عقل جور در نمیاد

بیا بریم دیگه - چی؟ -

راجب چی حرف می‌زنی؟ ما باید بریم داخل و نگاهی بندازیم

بریم داخل؟ دیوونه شدی؟ - خدایا -

حتما داره جایی میره

این فرصتِ ماست برو داخل و نگاهی بنداز

داری همه جوره مزخرف میگی

نشنیدی چی گفتم یا داری منو نادیده می‌گیری؟

اگه می‌خوای اون دختره، جی یون رو پیدا کنی هرکاری که میگم بکن

من دیگه میرم

هی

!برو اونجا - هی، هی -

دارم چه غلطی می‌کنم؟

این یارو زیادی مشکوکه

اتاق 205

!اتاق 205 اینجایی؟

!اتاق 205

واقعا ببخشید که بدون اجازه اومدم اینجا

...فقط می‌خوام یه چیزی رو بررسی کنم

این کلینیک مثل یه هزارتوئه

لعنتی

سلام؟

قفل ساز هستید؟ - بله -

چرا جواب نمیده؟

آره، می‌فهمم، ولی امروز نمی‌تونم

الان یکم سرم شلوغه

لعنتی، وقت نیست

ببخشید - طوری نیست -

چرا این انقدر محکمه؟

چرا اینجوری وایسادی؟ تخمات یخ زده؟

داشتیم همه جارو دنبالت می‌گشتیم

زودباشید

کارت تمومه

مثل دفعه پیش دنبال آجر می‌گردی، پیرمرد!؟

حرومزاده

...هی

چرا تمومش نمی‌کنی؟

بزارش زمین

تو...همین الان تو رو ...روبروی شهرداری دیدم

اومدی وقتی خونه نیستم پول بدزدی؟

...من واسه این نیومدم

اومدم اتاق 205 رو پیدا کنم

راجب چی حرف می‌زنی؟

منظورم دختریه که توی اتاقِ 205 ساختمونم زندگی میکنه

چرا اینجا دنبالش می‌گردی؟

،من نمی‌فهمم چه خبره

ولی دختری که دنبالشی اینجا نیست پس لطفا برو

بهم میگی همینجوری برم؟

چرا منو تحویل پلیس نمیدی؟ - چی؟ -

باید گزارشِ منو به پلیس بدی، چون من بی اجازه وارد خونه‌ات شدم

...من

اون اینجا نیست، درسته؟

!اتاق 205 !اتاق 205

!جناب

این یه سوء تفاهم ـه

سوء تفاهم نیست مطمئنم خودتی

اگه پول می‌خواید بهتون میدم - !اتاق 205 -

!اتاق 205 - آقا، خواهش می‌کنم -

!تکون نخور

دستات رو نشونم بده و بچرخ

داری خونریزی می‌کنی

!ببرشون بالاتر

چیکار می‌کنی؟ !برو پیداش کن

!اتاق 205 !اتاق 205

...این چیه

اینا دیگه چیه؟

شبیهِ خشخاش هستن

...خواهش می‌کنم

اینارو نادیده بگیرید

همه اینا برای همسرم ـه

شنیدم که از اسپاسمِ عضلانی جلوگیری می‌کنه

...اگه برم زندان

غلاف های خشخاش‌ها می‌تونن برای تولیدِ تریاک استفاده بشن

،همسرم

نمی‌تونه بدونِ من کاری بکنه

حرفاتو باور نمی‌کنم

این مزخرفه

اون کجاست؟ کجا قایمش کردی؟

حرومزاده اون کجاست؟

اون کجاست؟ کجا قایمش کردی؟

هی، اونو بزن

چیکار می‌کنی؟

من دیدمش

...چشمات

دیدمشون

تو کی هستی؟

!ای حرومزاده

!اونو بزن وگرنه بهت شلیک می‌کنم

درسته

خودتی

...من هرگز

...توی تمام عمرم

هرگز فراموشت نکردم

ای قاتل

باید بکشمت

!بمیر، حرومزاده

!بمیر

کارآگاه چوی، ولم کن

!اون حرومزاده باید بمیره

!بمیر

!بمیر، حرومزاده

اون چیه؟

...ای حرومزاده

خدایی چه خبره؟

...جناب...جیباش

جیباشو بگردید حتما یه چیزی پیدا می‌کنید

اسم: پیونگ -دال پارک

بیمارِ آلزایمر

درد میکنه

درد میکنه

درد میکنه

دارم بهت میگم، مجرم اونه

خودشه

مجرم اونه

مجرم اونه

واقعا از این بابت متاسفم ...زیاد نیست، ولی می‌خوام ازتون تشکر کنم

نه نه، مشکلی نیست تو باید سریع بری بیمارستان

خب پس، بعدا هر وقتی که شد باهام تماس بگیرید

!ولم کنید

پسرش هم یه مامورِ پلیس ـه

!کارآگاه چوی !دارم بهت میگم قاتل اونه

!زودباش دستگیرش کن - لطفا آروم باش -

تو باید بری

کارآگاه چوی، چیکار می‌کنی؟

!قاتل اونه

دکتر نا، من یه اشتباه بزرگ کردم

...من گولِ حرفای یه بیمارِ آلزایمری رو خوردم

واقعا متاسفم

مشکلی نیست

...جناب، من

،راجب چیزی که امروز دیدم چیزی به کسی نمیگم

پس نگران نباشید

ممنون

...در ضمن، اون دختره، جی یون چطور می‌خواید پیداش کنید؟

راستش مطمئن نیستم چیکار کنم

می‌دونم یکم دیره، ولی باید به پلیس گزارش کنم

در هر صورت، امیدوارم خوب باشه

منم همینطور

یئونگ -سوک؟

داروخانه

اگه پلیس شروع به تحقیق روی این قضیه کنه !اون بلافاصله دختره رو می‌کشه

و من هیچوقت باور نکردم شما کاری کردید آقای چوی خودش رو بکشه

،هیچوقت فکر نکردم آدم بدی هستید حتی اگه با خشونت حرف بزنید

و یه پیرمردِ گم شده‌ی دیگه هم هست

آقای هان

مردی که توی گلخونه زندگی می‌کنه؟ فروشنده‌ی سگ؟

درسته

پس اینا همه کسایی هستن که از خدماتِ غذای مجانی استفاده کردن؟

،من یه لیست درست کردم

از همه آدمای توی آری دونگ که دائما میان

...اکتبر

هیونگ -سم هان؟

این مرد چی، هیونگ -سم هان؟

حالا که بهش اشاره کردید، یه مدتی میشه ندیدمش

شاید به خاطر سرمای هوا باشه

آقای هان، اونجایی؟

کی اونجاست؟

...ای کوچولوی

تقریبا رسیدم، یه لحظه صبرکن

مونث، شصت ساله، تنها زندگی می‌کنه پسرش شبا میاد خونه

اتاق 202، تنها زندگی می‌کنه در طول روز خونه نیست

خدای من

آقای شیم؟

ها؟

شمایی آقای لی

چرا اینکارو می‌کنید؟

می‌دونید چرا، آقای شیم

شما باید با من به اداره بیاید و همه چیزو تعریف کنید

...من اومدم اینجا چون

نیازی نیست

کمی پیش توی گلخونه‌ی آقای هان چیکار می‌کردید؟

!این یه سوء تفاهم ـه ...من رفتم اونجا چون

،چه سوء تفاهم باشه، چه نه

دارم شما رو به عنوان یه مضنونِ قتلِ آقای هان دستگیر می‌کنم. فهمیدید؟

راجب چی حرف می‌زنی؟

احمق. به خودت میگی مامورِ پلیس؟

اگه چشم داری یه نگاهی به اینجا بنداز !و دوباره تکرار کن

کسی که اینجا زندگی می‌کنه همه‌ی پیرمردای توی این شهر رو کشته

اون فرد آقای هان رو هم کشته

و چند روزه که اتاق 205 گم شده

فکر کنم اون مرد، اونو دزدیده

دو -سیک بائی کارمندِ موقت

اتاق 205؟

اتاق 205؟

اتاق 205

آقای لی

این وقتِ شب اینجا چیکار می‌کنی؟

سلام آقای کیم

حالتون چطوره؟

فقط کارکنان مجاز

،کسی به اسمِ

دو -سیک بائی اینجا هست؟

آقای بائی؟ بله

می‌دونید الان کجاست؟

تو کی هستی؟

جی یون کجاست؟

کی؟

وانمود نکن نمی‌دونی

من به اتاقت رفتم و عکسایی که از کسایی که مردن داشتی رو دیدم

کدوم عکسا؟

فکر کنم اشتباه گرفتید

مزخرفاتتو تموم کن

...نباید بدونِ اجازه، واردِ خونه‌ی کسی بشی

صبرکن

فکر کردم به نظرم آشنا میای تو قفل سازی، مگه نه؟

،چرا هیچکدوم از پیرمردای کشورمون

آداب معاشرت بلد نیستن؟

!آقای لی

خفه شو، حرومی

این خیلی رو اعصابه

!دو -سیک بائی

از اون مرد فاصله بگیر !فاصله بگیر

دستاتو آروم بلند کن !بجنب

،ای حرومزاده مگه احترام سرت نمیشه؟

!ببرشون بالاتر

جناب، حالتون خوبه؟

آقای لی

!همونجا وایسا

ول کن، حرومی

آقای لی، حالتون خوبه؟

لعنتی

ها؟

همونجا وایسا

...وایسا

!هی

آقای شیم

جی یون کجاست؟ کجا قایمش کردی؟

بهم بگو تو بردیش، درسته؟

...نه

!نه

!نباید بمیری

هی، زودباش. بیدار شو

آقا

خوبی؟

911ـه؟ سریع، بیاید اینجا

دو -سیک بائی، که دیروز فوت کرد قبل از اون ده سال پیش

به اتهام آزار سالمندان و زنان جوان دستگیر شده

"اون معتقد بود که بخاطر نسل قبلی رنج می‌برد"

و اغلب نظرات انتقاد از سالمندان رو" "توی اینترنت می‌نوشت

پس، گمونم آقای شیم مجرم نبوده

مرگ و میر سریالی سالمندان" "که در آری دونگ رخ داد

مشخص شد که اون قتل‌ها" "به عنوان خودکشی جا زده شده بودن

"چون باعث شوک توی جامعه میشد"

مظنون اصلی با نام خانوادگی بائی" "در روند دستگیری نزدیک ایستگاه آری

"زخمی شده بود، و در راه بیمارستان جان باخت"

"این مظنون ده سال پیش"

به اتهام آزار افراد مسن و زنان جوان" "دستگیر شده

مشخص شد که بعد از آزادیش

اون در کوریل به عنوان یه کارمند موقت" "کار می‌کرده

پلیس بائی رو به عنوان مظنون اصلی" "..شناسایی کرده

آقا

لطفا منو نکش

پس، داری میگی

اون فردی که 30 سال پیش افراد مسن و زن‌ها رو کشت

دوباره پیداش شده و یه دختر به اسم جی یون کیم که در آپارتمان زندگی می‌کنه رو دزدیده

و همینطور دو -سیک بائی رو کشت؟ این چیزیه که داری میگی؟

درسته، بالاخره فهمیدین

دو -سیک بائی فقط سالمندها رو کشته

کسی که جی یون رو دزدیده یه آدم دیگه‌ست

من اونو با چشمای خودم دیدم

آقا

اگه این آدم کسیه که 30 سال پیش مردم رو به قتل میرسونده

الان باید چندسالش باشه؟

اون حداقل باید 60 سالش باشه

چطور همچین پیر مردی می‌تونه بره اینور اونور و آدم بکشه؟

کی می‌دونه اصلا اون زنده‌ست یا نه؟

چی؟

شما احمقا فکر می‌کنید آدمای پیر نمی‌تونن هیچ کاری بکنن

و فقط سربار زندگی بقیه‌ان، مگه نه؟

ولی ما هنوز خیلی کارها می‌تونیم بکنیم

ما می‌تونیم همه‌چی رو ببینیم و بشنویم

آقا، لطفا این قشقرق رو تموم کن و برگرد ما کلی کار داریم که انجام بدیم

شما یه مشت عوضی هستین

...ما کلی کار داریم

آقا - برو کنار -

یئونگ -سوک

چرا امروز داری انقدر زود می‌بندی؟

حالم خوب نیست

من همه‌چی رو می‌دونم

تو هر 5 شنبه مغازه رو می‌بندی

و دارو می‌گیری - من نمی‌فهمم چی داری میگی -

ببخشید

"ساندویجی قاصدک"

اون برگشته

همون قاتل 30 سال پیش برگشته

فکر کنم دختری که توی ساختمونم زندگی می‌کنه

توسط اون دزدیده شده

تو باید بهم کمک کنی

من نتونستم صورتش رو ببینم

منظورم اینه که، ندیدمش

فکر می‌کردم اگه ببینمش اون منو میکشه

هیچی یادت نمیاد؟

مثلا چطوری حرف میزد یا به لهجه‌ای حرف میزد یا نه

یه چیزی تو این مایه‌ها

فکر کنم

اون یه بوی عجیبی داشت

بوی عجیب؟

و دستاش

دستاش یه کمی عجیب بود

فکر کنم

اون یه انگشت اضافی داشت

این چیزیه که یادمه

"مرکز مراقبت سالمندان"

پارک پیونگ -دال

حالتون چطوره؟

تو کی هستی؟

منم، آقای چوی صاحب‌خونه

نه، یعنی

من کارآگاه چوی هستم

نه، نیستی کارآگاه چوی با لهجه حرف نمیزنه

من برای مدت طولانی‌ای دور از خونه زندگی کردم برای همین لهجه برداشتم

دارم بهت میگم، من واقعا کارآگاه چوی هستم

منم، کسی که پسرش تو آمریکاست

واقعا تویی، کارآگاه چوی؟

خیلی خوشحالم که میبینمت

اگه می‌تونستیم درحال نوشیدن صحبت کنیم عالی میشد

ولی من توی وضعیت بدی هستم

چیزی نیست، به زودی بهتر میشی

جای نگرانی نیست

من اومدم ببینمت چون واقعا نیاز داشتم که باهات حرف بزنم

چی؟ درمورد چی می‌خوای حرف بزنی؟

طفره نرو، فقط بهم بگو

خیلی‌خب، فقط به چیزی که باید بگم گوش کن

باشه - سی سال پیش -

مردی بود که افراد مسن و زنان جوون رو می‌گشت

من فقط نمی‌تونم بفهمم که اون کیه

یکی از قربانیاش بهم گفت که

بوی اون عجیب بود

و اینکه به نظر میرسید 6تا انگشت داره

چیزی به ذهنت رسید؟

من گشنمه

چی؟

من گشنمه، یه کمی بهم غذا بده

باشه

چی می‌خوای بخوری؟

نودل لوبیا سیاه

مطمئن نیستم که بتونیم اینجا تحویلش بگیریم یا نه

برم از پرستار بپرسم

باشه

بهت گفتم

اون قاتله

اون قاتله

ما امروز تعطیل هستیم

آقای شیم، چی شما رو این ساعت به اینجا کشونده؟

شما بهم گفتید که هروقت اگه حالم خوب نبود ملاقات کنیم

خیلی حالم خوب نیست

اوه، درسته. خب، بیاید داخل

اخبار رو دیدین؟ اونا قاتل رو گرفتن

این باعث تسکینه

امیدوارم اون دختر خوب باشه

این یه رازه ولی من توی ایستگاه شنیدمش

که اونا مجرم واقعی رو هنوز نگرفتن

واقعا؟

خب، حالا که اینجا هستی بذار اول نبضت رو چک کنم

شما باید انگشت شست‌تون رو جراحی کرده باشین

آره، چندسال پیش شستم آسیب دید

واقعا؟

فکر کردم که شاید یه انگشت دیگه داشتین

قطعش کردین

راستی، نبضم چطوره؟

می‌تونم از نبضت بگم که

تو عمر طولانی‌ای نخواهی داشت

اون کجاست؟

از کجا می‌دونستی؟

اون زنیکه هرزه ساندویج فروشی بهت گفت؟

نه، اون هرزه هیچوقت صورتم رو ندید

آقای شیم، تو اومدی اینجا

تا بفهمی که من بودم یا نه

من هیچ سرنخی به جا نذاشتم من خیلی احمق بودم

مزخرف گفتن تموم کن و بهم بگو ...جی یون کجاست، قاتل

قدردانی از خدمات

اون هیچ حس خطری نداره

آقای لی

شماره مشترک مورد نظر دردسترس نمی‌باشد" "لطفا پیغام بگذارید

بابا

غذاتون رو آوردم

بفرمایید خوراک مارماهی، مورد علاقه‌تون

من اینو نمی‌خورم

من از خوراک مارماهی متنفرم برام یه کمی نودل لوبیای سیاه بگیر

بازم این کارو انجام دادی

بهت که گفتم، نمی‌تونیم اینجا غذا سفارش بدیم

یه کمی نودل لوبیای سیاه سفارش بده من نودل لوبیای سیاه می‌خوام

اگه همینطور به غذا نخوردن ادامه بدی درنهایت مریض میشی

من میرم دستشویی

تو اینجا بودی

من همه‌جا رو دنبالت گشتم

چرا نمی‌تونی چیزی بگی؟

چه بلایی سرت آورده؟

لازم نیست نگرانش باشی

اون نمی‌تونه حرف بزنه چون زبونش فلج شده، چیزی نیست

بعد از امشب

برای باقی عمرش نه می‌تونه حرکت کنه و نه حرف بزنه

چون

می‌خوام تمام عصب‌هاش رو قطع کنم

ولی بازم می‌تونه ببینه

بشنوه، فکر کنه، و درد رو احساس کنه

اون قرار نیست بمیره

ای دیوونه حرومزاده

چرا داری این کارو می‌کنی؟

میدونی، بودن با یکی

باید یه چیز خوبی باشه اما

،من از دست همسرم خسته شدم همینطور عصبانی شدم

ولی یه روز، من اون دختر رو دیدم

وقتی که اولین بار دیدمش" "اون دقیقا عین همسرم بود

به علاوه، اون کسی بود که درصورت ناپدید شدنش هیچکس دنبالش نمی‌گشت

این عالی بود

از حالا، اون جای همسرم خواهد بود

ولی کنجکاوم که چرا تو و اون مرد ایستگاه

روی این دختر حساس شدین؟

اون پسره‌ی عوضی دقیقا همون کارایی" "رو انجام داد

"که من 30 سال پیش انجام می‌دادم"

"خب، یادآوری خوبی از روزهای قدیم بود"

ولی مسئله اینه که، اون حرومزاده منو دید

"و بین تمام روزها، اون روز بود"

"خوش شانسم، نه؟"

بنابراین با دقت بهش فکر کردم

و سعی کردم یه صحنه جرم بی نقص بسازم و همه‌چی رو بندازم گردن اون

چطوری فهمیدی؟

تو انسان نیستی

خیلی‌خب، باشه

...ولی

چرا انقدر سخت تلاش کردی که پیداش کنی؟

احساساتی نسبت بهش داری؟

باورم نمیشه

که داری همچین مزخرفی میگی

پس چرا؟

مردم میگن که تنها چیزی که تو بهش اهمیت میدی پوله

بخاطر همین احساس تاسف می‌کنم

ادای آدم خوب‌ها رو درنیار

می‌دونی، میگن که اگه شما ناگهان کار متفاوتی کنی، به زودی میمیری

آقای شیم، من می‌خوام کارو شروع کنم پس با دقت تماشا کن

نه! لطفا انجامش نده

انسان‌ها نباید همچین کاری کنن

انسان‌ها بی‌رحم هستن. همیشه همینه

در تمام طول سال‌های زندگیت تاحالا اینو یاد نگرفتی؟

نه

نه

این کارو نکن

نه

دیگه تمومه، حرومزاده

همین الان اونو بذار زمین

منو ترسوندی

تو همیشه یه راهی برای غافلگیری مردم داری

دوباره نمیگمش

اگه نمی‌خوای با یه گلوله کشته بشی

اونو بذار زمین

یه تفنگ؟

همون تفنگ قبلی؟

این مسخره‌ست

فقط یه لحظه صبر کن

بابا، نودل لوبیای سیاه آوردم

این یکی واقعیه، عوضی

چطوری اومدی اینجا؟

خوبی؟

این تفنگ رو از کجا گیر آوردی؟

کارآگاه چوی، تو خیلی حرف میزنی

برش دار و بریم، عجله کن

خیلی درد می‌کنه

لعنتی

جی یون، بیدار شو

زودباشید، عجله کنید

چت شده؟ - نگران من نباشید، برید -

پیونگ -دال

کارآگاه چوی! داری چیکار می‌کنی؟ همین الان از اینجا برید بیرون

...ای

ای حرومزاده

چرا فقط وانیستادی و تماشا کنی مثل کاری که 30سال پیش کردی؟

چرا؟

نه، این درست نیست

ای بزدل. از اونجا که می‌دونستی

قراره به زودی بمیری یه کمی شجاع شدی؟

کارآگاه کو

کارآگاه کو

خودت رو جمع‌وجور کن

هی

تو کسی هستی؟ ای عوضی

کارآگاه کو

پارک پیونگ -دال! داری چیکار می‌کنی؟ خودت رو جمع‌وجور کن

نه... من هیچوقت همچین کاری نکردم

یادآوری خاطرات دردناکه، درسته؟ برای همین آلزایمر گرفتی

می‌خواستی همه‌چی رو فراموش کنی

نه. این درست نیست، حرومزاده

در طول 30 سال گذشته، بیشتر از 10 بار هرروز

تصور می‌کردم که دارم می‌کشمت

قاتل... بمیر، حرومزاده

بلندشو - آقای شیم -

تو وانمود می‌کردی که سرسختی

ولی من می‌شناختمت

تو باید مثل یه بزدل زندگی می‌کردی

جی یون

تو تمام این سال‌ها زندگی نکردی که اینجوری بمیری

تو باید خاطرات خوبی با کسی که دوست داری بسازی

این چیزیه که ما براش به دنیا اومدیم

تو نمی‌تونی تسلیم بشی، باشه؟

آقای شیم، کجایی؟

آقای شیم، کجایی؟

اون نباید توی بارون بیرون باشه

خطرناکه

بیاید بیرون

تو هنوز هم قدرت زیادی داری

توی این سن و سالت هنوز هم خیلی قوی هستی

دختره کجاست؟

نمی‌دونم، مرتیکه دیوونه

پیرمرد خرفت، نمی‌دونی کی باید تسلیم بشی، می‌دونی؟

خب، به هرحال قراره بمیری

مهم نیست که یه کمی زودتر یا دیرتر بمیری

درسته؟

متاسفم، کارآگاه چوی یه کمی دیر کردم

چه مرگته؟ چرا نمی‌تونی تسلیم بشی؟

چرا یه دفعه سعی می‌کنی عین یه کارآگاه عمل کنی؟

ای حرومزاده

تو می‌تونستی فقط وانمود کنی هیچی ندیدی

چرا؟

تکون نخور، حرومزاده

نه

حرومزاده‌ای مثل تو باید بمیره

نه

بس کن، کارآگاه پارک تو واقعا داری اونو میکشی

خفه شو و ولم کن

نه - کارآگاه چوی -

کارآگاه چوی، چرا داری این کارو می‌کنی؟

لطفا، فقط بس کن

بهت التماس می‌کنم

تو منو درک نمی‌کنی؟ نمی‌دونی که چه احساسی دارم؟

اصلا می‌دونی 30 سال گذشته رو چطوری زندگی کردم؟

چرا نمی‌دونم؟ می‌دونم که چه احساسی داری

ولی تو نباید این کاری بکنی کشتن همچین حرومزاده‌ی کثیفی

بی‌فایده‌ست

اگه تو اونو بکشی بیشتر عذاب میگیری

تو به اندازه کافی کار کردی، کارآگاه پارک

ما سهم خودمون رو انجام دادیم

خوبه

انتخاب درستی کردی

آیا قتل‌های سریالی افراد سالمند" "در آری دونگ را یادتونه؟

"با مرگ بائی مظنون اصلی در این پرونده"

"تحقیقات به طور موقت متوقف شد"

با این حال، دستگیری نا" "باعث تغییر وضعیت شد

نا خانه‌اش را برای پرورش خشخاش و" "ساخت تریاک

"بازسازی کرده بود"

کارآگاه چوی

روحت شاد

روحت شاد

آقای شیم

بله؟ - ممنون -

راستی

کی می‌خوای اجاره رو بدی؟

آقای شیم

آقا، حالتون چطوره؟

یونگ سوک، بهت گفتم دوک سو صدام کن

یالا، دوک سو صدام کن

چی؟

فکر نکنم بتونم این کارو کنم

این مسخره‌ست این که سخت نیست

چرا از گفتن اسمم طفره میری؟

بذار بشنوم که اسمم رو صدا می‌کنی

دوک سو

تو که نه، نیم وجبی

آی کمرم

خوبی؟

« ترجمه از آرام متین، میلاد طاهرخانی، رامـیـن، آرین » .:. Aram Matin, Milad, RaminLp, Cardinal .:.

« WwW.iMovie_DL.Co » « WwW.Show -Time.iN »

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.