All language subtitles for Fantastic.Beasts.The.Crimes.of.Grindelwald.2018.1080p.HC.HDRip.[UTF8]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian Download
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian Download
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian Download
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian Download
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish Download
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم WwW.DibaMoviez.CoM

دمنتور - وب‌سایت طرفداران هری پاتر و رولینگ www.dementor.ir @divanesaz

[ وزارت سحر و جادوی آمریکا ]

[ نیویورک - سال 1927 ]

.حتماً خوشحالین که از دستش خلاص میشین

خوشحال‌تر میشیم اگه .همین‌جا بازداشت نگهش داریم

.شش ماه کافیه

.وقتشه تقاص جنایاتش در اروپا رو پس بده

.«خانم رئیس «پیکوئری .آقای «اشپیلمن»، قربان

.زندانی توی سلول و آماده‌ی جابجاییه

.می‌بینم که براش کم نذاشتین

.لازم بود. فوق‌العاده قدرتمنده

.سه بار مجبور شدیم نگهبانش رو عوض کنیم .راحت آدم‌ها رو متقاعد می‌کنه

.برای همین زبونش رو ازش گرفتیم

!«گریندل‌والد» - !«گریندل‌والد» -

!«گریندل‌والد» - !«گریندل‌والد» -

!«گریندل‌والد» !«گریندل‌والد»

جامعه‌ی جادوگری سراسر دنیا .حسابی مدیون شماست، خانم رئیس

.اون رو دست‌کم نگیرین

آقای «اشپیلمن»، چوبدستیش رو .توی مخفیگاهی پیدا کردیم

ابرناتی»؟»

.این رو هم پیدا کردیم

دیگه نمی‌تونی چرب‌زبونی کنی، ها؟

.به آرمان رفیعی پیوستی، دوست من

.«می‌دونم. خیلی خب. می‌دونم، «آنتونیو

.چقدر محتاج

« جانوران شگفت‌انگیز: جنایات گریندل‌والد »

ترجمه: حسین غریبی

[ لندن، انگلستان ]

[ وزارت سحر و جادوی بریتانیا ]

[ سه ماه بعد ]

.«منتظرت هستن، «نیوت

...«لیتا»

تو اینجا چیکار می‌کنی؟

تیسیوس» فکر کرد بد نیست» .منم عضو خانواده‌ی وزارتخونه بشم

واقعاً از عبارت خانواده‌ی وزارتخونه» استفاده کرد؟»

.از اون حرف‌های برادرمه

.تیسیوس» از اینکه نتونستی شام بیای مأیوس شد»

.تمام شب‌هایی که دعوتت کردیم

.خب، این چند وقت سرم شلوغ بود

.«برادرته، «نیوت

.دوست داره باهات وقت بگذرونه

.منم همین‌طور

!هی، تو .«بپر تو، «پیک

چرا موجودات عجیب این‌قدر دوستت دارن؟

...خب، موجود عجیبی نداریم - .فقط آدم کوته‌فکر داریم -

«به خاطر گفتن این حرف به «پرندرگاست چقدر مجازات شدی؟

.فکر کنم اون موقع یه ماه بود

و من یه بمب کود حیوانی زیر میزش منفجر کردم تا همراهت مجازات بشم، یادته؟

.نه، راستش اینو یادم نمیاد

.سلام

تیسیوس». الان داشتیم از» .دعوت «نیوت» برای شام صحبت می‌کردیم

...واقعاً؟ خب

...ببین، قبل از اینکه بریم اون تو می‌خوام

.«این پنجمین باره درخواست میدم، «تیسیوس .روال کار رو می‌دونم

.این بار مثل دفعات قبل نیست ...این بار

فقط سعی کن به حرفشون خوب فکر کنی، باشه؟

...و اگه میشه کمتر - مثل خودم باشم؟ -

.خب، ضرری نداره

.بجنب، بیا بریم

.شروع جلسه‌ی دادرسی

شما درخواست دادین ممنوعیت سفر به خارج از کشور براتون برداشته بشه. چرا؟

.چون می‌خوام به خارج از کشور سفر کنم

نامبرده در اعلام دلایل آخرین سفر خارجی خود» .«همکاری نکرده و طفره‌‌آمیز بوده است

.سفرم برای تحقیق میدانی بود

فقط داشتم برای کتابم در خصوص .جانوران جادویی اطلاعات جمع‌آوری می‌کردم

.نصف نیویورک رو ویران کردین

...نه، این حرف به دو دلیل واقعیت نداره

!نیوت

...«آقای «اسکمندر

مشخصه که شما خسته شدین .و راستش ما هم خسته شدیم

ما می‌خوام با نیت سازش .یه پیشنهاد کنیم

چه جور پیشنهادی؟

کمیته به یک شرط .با لغو ممنوعیت سفرتون موافقت می‌کنه

.در وزارتخونه استخدام بشی

.به طور دقیق‌تر، اداره‌ی برادرت

...نه

...به نظرم

.تیسیوس» کارآگاهه»

.به نظرم استعداد من چیز دیگه‌ایه

آقای «اسکمندر»، دنیای جادوگری و غیرجادوگری .بیش از یک قرنه که در صلح هستن

...گریندل‌والد» می‌خواد این صلح رو برهم بزنه»

و برای برخی اعضای جامعه‌ی ما .پیامش خیلی وسوسه‌کننده‌ست

...بسیاری از اصیل‌زاده‌ها معتقدن حقشونه که

هم بر دنیای ما .و هم بر دنیای غیرجادویی حاکم باشن

...از نظر اونا «گریندل‌والد» یک قهرمانه

...و «گریندل‌والد» معتقده این پسر

.وسیله‌ای برای تحقق تمام این اهدافه

«ببخشید. جوری از «کریدنس .حرف می‌زنین انگار هنوز زنده‌ست

.«اون زنده موند، «نیوت

.هنوز زنده‌ست

.چند ماه پیش از نیویورک خارج شده

.یه جایی در اروپاست ...دقیقاً نمی‌دونیم، ولی

ازم می‌خواین «کریدنس» رو پیدا کنم؟

و بکشمش؟

.همون «اسکمندر» سابقه

این اینجا چیکار می‌کنه؟

اومدم وظیفه‌ای رو قبول کنم .که تو برای انجامش زیادی دلرحمی

همین خودشه؟

.مجوز سفر رد شد

!«نیوت»

فکر کردی من خوشم میاد گریمسون» مسئول این کار بشه؟»

ببین، نمی‌خوام بشنوم که .«چطور هدف وسیله رو توجیه می‌کنه، «تیسیوس

!به نظرم باید سرت رو از برف بیرون بیاری

.خیلی خب، بفرما ...چه خودخواه... بی‌مسئولیت

...می‌دونی، داره زمانی می‌رسه که همه

.همه باید جبهه‌شون رو انتخاب کنن .حتی تو

.من اهل جبهه‌گیری نیستم

.«نیوت»

.«نیوت»

.بیا اینجا

.تو رو تحت نظر دارن

خب، آقایون، به گمونم .این یعنی کار رو به من می‌سپرین

[ پاریس، فرانسه ]

عزیزم؟

کی اونجاست؟

اینجا بعد از یه پاکسازی کامل .جای مناسبی میشه

.حالا می‌خوام به سیرک بری

،یادداشتم رو به «کریدنس» بده .مسیرش رو آغاز کن

وقتی پیروز شدیم .میلیونی از شهرها فرار می‌کنن

.دوران‌شون به سر رسیده

.این چیزها رو به زبون نمیاریم

.ما فقط دنبال آزادی هستیم

.آزادی برای اینکه خودمون باشیم

.برای اینکه غیرجادوگرها رو نابود کنیم

.همه‌شون نه. همه نه

.ما بی‌رحم نیستیم

.جانوران باربر هم همیشه لازم میشن

[ لندن، انگلستان ]

.ونتوس

.«دامبلدور»

پشت‌بوم‌های غیر تابلوتر همه‌شون پر بودن؟

.راستش از منظره‌ها لذت می‌برم

.نبیولوس

چطور پیش رفت؟

.هنوز مطمئنن که تو منو فرستادی نیویورک

بهشون گفتی من نفرستادمت؟

.بله

.با اینکه خودت منو فرستادی

تو بهم گفتی اون .«مرغ تندر قاچاقی کجاست، «دامبلدور

می‌دونستی که می‌برمش به زادگاهش .و می‌دونستی باید از بندر مشنگ‌ها ببرمش

همیشه علاقه‌ی خاصی .به پرنده‌های جادویی بزرگ داشتم

...توی خانواده‌ی من افسانه‌ای هست

که هر «دامبلدور»ی نیاز شدید داشته باشه .یه ققنوس به کمکش میاد

میگن پدر پدربزرگم یکی داشت ...ولی وقتی فوت کرد پرواز کرد و رفت

.و دیگه هیچ‌وقت برنگشت

با کمال احترام، پروفسور، اصلاً باور نمی‌کنم .به این دلیل قضیه‌ی مرغ تندر رو بهم گفته باشی

.«کریدنس» توی پاریسه، «نیوت»

.می‌خواد رد خانواده‌ی واقعیش رو پیدا کنه

حتماً شنیدی چه شایعاتی درباره‌ی هویت واقعیش مطرحه؟

.نه

اصیل‌زاده‌ها فکر می‌کنن اون .آخرین بازمانده‌ی یه خاندان مهم فرانسویه

.بچه‌ای که همه فکر می‌کردن گم شده

نکنه برادر «لیتا» رو میگی؟

.این‌طور شایعه شده

،چه اصیل‌زاده باشه چه نباشه :این رو می‌دونم

...نهانه در نبود عشق رشد می‌کنه

.مثل یه همزاد تاریک، یه تک دوست

اگه «کریدنس» برادر یا خواهری واقعی داشته باشه ...که بتونه جای نهانه رو پر کنه

.هنوز ممکنه نجات پیدا کنه

کریدنس» هر جای پاریس که باشه» .یا در خطره یا خطری برای بقیه‌ست

،شاید هنوز ندونیم که کیه .ولی باید پیدا بشه

.و امیدوارم تو کسی باشی که پیداش می‌کنه

این چیه؟

.آدرس یکی از آشناهای خیلی قدیمیمه

یه خونه‌ی امن در پاریس .که با انواع افسون‌ها محافظت شده

خونه‌ی امن؟ چرا باید یه خونه‌ی امن توی پاریس لازمم بشه؟

،امیدوارم لازمت نشه ...ولی اگه یه وقت اوضاع

،خیلی خطری شد .خوبه که یه جایی داشته باشی

.می‌دونی، برای یه فنجون چایی

.نه، نه، نه. اصلاً و ابدا

.«من ممنوع الخروج هستم، «دامبلدور

اگه از کشور خارج بشم .میندازنم آزکابان و کلید سلول رو میندازن دور

می‌دونی چرا تو رو تحسین می‌کنم، «نیوت»؟

چی؟

شاید بیش از هر مردی که می‌شناسم؟

.تو به دنبال کسب قدرت یا شهرت نیستی

فقط از خودت می‌پرسی آیا یه کار به خودی خود درسته؟

.اگه درست باشه، به هر قیمتی انجامش میدی

،«همه‌ی اینا درست، «دامبلدور ...ولی ببخش که می‌پرسم

چرا خودت نمی‌تونی بری؟

.من نمی‌تونم علیه «گریندل‌والد» اقدام کنم

.باید تو باشی

.خب، حق هم داری

،منم اگه جات بودم .احتمالاً قبول نمی‌کردم

چی؟ - .دیر وقته -

.«شب به خیر، «نیوت - .صبر کن. نه -

!اوه، دست بردار

.«دامبلدور»

!«بانتی»

!«بانتی»

!«بانتی»

.بانتی»، بچه نیفلرها دوباره فرار کردن»

.آفرین

...«خیلی متأسفم، «نیوت

حتماً وقتی اوگری رو تمیز می‌کردم .قفل رو باز کردن

.نگرانش نباش

.تقریباً به همه غذا دادم ...قطره‌ی بینی «پینکی» رو بهش دادم و

و «السی»؟

.فضله‌های «السی» تقریباً دوباره عادی شده

.عالیه

.دیگه می‌تونی بری خونه

.گفتم که کلپی رو بذار به عهده خودم - .اون زخم مرهم بیشتری لازم داره -

.نمی‌خوام به خاطرش انگشتت قطع بشه

.«جدی میگم، تو دیگه برو خونه، «بانتی

.حتماً خیلی خسته شدی

.می‌دونی که کار کلپی دو نفره راحت‌تره

چطوره لباست رو هم در بیاری؟

.نگران نباش، زود خشک میشم

.یه نفر حسابی دق دلی داشت

.«مرهم رو بده، «بانتی

یه بار دیگه «بانتی» رو گاز بگیری .من می‌دونم و تو، آقا

صدای چی بود؟

.نمی‌دونم

.«ولی ازت می‌خوام دیگه بری خونه، «بانتی

می‌خوای وزارتخونه رو خبر کنم؟ - .نه، می‌خوام بری خونه. لطفاً -

...اگه میشه بدش به من

.بدش به من، عزیزم .بدش به من

.چیزی نمیگه. نگهش دار - .تو فقط بدش به من، عزیزم -

!سلام

.نیوت»! بیا بغلم، روانی»

.«امیدوارم از نظرت اشکالی نداشته باشه، «نیوت .بی‌خبر اومدیم تو

...بیرون داره بارون میاد !خیلی شدیده

!هوای لندن سرده

!ولی تو الان باید خاطراتت پاک شده باشه

!می‌دونم

.عمل نکرد، رفیق

،خودت که گفتی .اون معجون فقط خاطرات بد رو پاک می‌کنه

.منم خاطره‌ی بدی نداشتم

،البته نه تا اون حد .چند تا خاطره‌ی عجیب و ترسناک داشتم

...ولی این فرشته

این فرشته که اینجاست ...تمام قسمت‌های بد رو برام تعریف کرد

و به گمونم حالا اینجاییم، ها؟

!این فوق‌العاده‌ست

پس... «تینا»؟

تینا»؟»

.اوه، فقط ما دوتاییم، عزیزجان

.«من و «جیکوب

چطوره من شام درست کنم، ها؟

!آره

.من و «تینا» با هم حرف نمی‌زنیم

چرا؟

خب، می‌دونی، وقتی فهمید .من و «جیکوب» همدیگه رو می‌بینیم، خوشش نیومد

.«به خاطر «قانون

...اجازه نداریم

.اجازه نداریم با بی‌جادوها قرار بذاریم

.اجازه نداریم باهاشون ازدواج کنیم .و از این مزخرفات

خودشم که از قبل به خاطر تو .قاتی کرده بود

من؟

.«آره، تو، «نیوت

.خبرش توی مجله‌ی «اسپل‌بوند» بود

.بیا... برات آوردمش

[ نیوت اسکمندر»، مردی که «گریندل‌والد» را دستگیر کرد» ]

نیوت اسکمندر» به همراه» ...«نامزدش «لیتا لسترنج

.برادرش «تیسیوس» و زنی ناشناس

نه. «تیسیوس» قراره .با «لیتا» ازدواج کنه، نه من

!اوه

.اوه، خدای من

...خب

آخه «تینا» اینو خوند .و با یکی دیگه قرار گذاشت

.یه کارآگاهه، اسمش «اکیلیز تالیور» ـه

!«تالیور»

...خلاصه، خیلی خوشحالیم که اینجاییم

.این سفر برامون خیلی ویژه‌ست

...«آخه من و «جیکوب

!داریم ازدواج می‌کنیم

!قراره با «جیکوب» ازدواج کنم

افسونش کردی، مگه نه؟

چی؟

.همچین کاری نکردم

میشه ذهنم رو نخونی؟

.کویینی» تو اونو برخلاف میلش آوردی اینجا»

.اوه، این تهمت خیلی زشتیه

.نگاهش کن .خوشحاله. خیلی خوشحاله

...پس اشکالی نداره اگه من

.لطفاً این کارو نکن

کوییتی»، اگه می‌خواد ازدواج کنه» .لازم نیست نگران چیزی باشی

می‌تونیم افسون رو برداریم .تا خودش بهمون بگه

اون چیه دستت؟

می‌خوای چیکار کنی؟ با اون می‌خوای چیکار کنی، آقای «اسکمندر»؟

.سرجیتو

.«نامزدیت رو تبریک میگم، «جیکوب

صبر کن ببینم. چی؟

....اوه، نه. نکنه

!«کویینی» .یه لحظه صبر کن

!«کویینی»

.از دیدنت خیلی خوشحالم

الان کدوم گوری هستم؟

.لندن

!اوه! همیشه دلم می‌خواست بیام اینجا

!«کویینی»

.کویینی»، عزیزم»

دوست دارم بدونم کِی می‌خواستی بیدارم کنی؟ وقتی صاحب پنج تا بچه شدیم؟

اینکه بخوام باهات ازدواج کنم چه اشکالی داره؟

...خیلی خب

اینکه بخوام یه خانواده داشته باشم؟

.فقط چیزی رو می‌خوام که بقیه همه دارن، همین

.صبر کن. صبر کن

.هزار بار در این باره حرف زدیم

اگه ازدواج کنیم و اونا خبردار بشن .میندازنت زندان، عزیزم

.نمی‌تونم بذارم این اتفاق بیفته

دوست ندارن آدم‌هایی مثل من .با آدم‌هایی مثل تو ازدواج کنن

.من جادوگر نیستم .فقط خودمم

،اینجا خیلی مترقی هستن .میذارن رسماً ازدواج کنیم

.عزیزم، لازم نیست منو سحر و افسون کنی

.من خودم مسحور هستم

.خیلی دوستت دارم

آره؟ - .آره -

ولی نمی‌تونم بذارم این‌جوری .همه چی رو به خطر بندازی

این‌جوری حق انتخابی .برامون باقی نمیذاری، عزیزم

.تویی که به من حق انتخاب نمیدی

،یکی از ما باید شجاعت به خرج می‌داد !و تو بزدل بودی

من بزدل بودم؟

...اگه من بزدلم، پس تو

!دیوونه‌ام

.نگفتم

.لازم نبود بگی

.نه، حرف دلم نبود، عزیزم

.چرا، بود

!نه

.میرم دیدن خواهرم

.باشه. برو پیش خواهرت

.باشه - !نه، صبر کن -

!«کویینی»، نه! «کویینی»

!منظوری نداشتم

.من که چیزی نگفتم

.پپایروس ریپارو

[ پاریس ]

.کویینی» عزیزم» .چه شهر زیبایی

.«به یادت هستم، «تینا

هی، «نیوت»؟

.«این پایینم، «جیکوب

.یه لحظه‌ی دیگه میام پیشت

.خودم هزار تا بدبختی دارم

[!بانتی»! یادت نره غذای «پاتریک» رو بدیش» ]

.کویینی» یه کارت پستال جا گذاشت»

تینا» رفته پاریس» .دنبال «کریدنس» می‌گرده

!عجب فکر بکری

.«کویینی» یکراست میره پیش «تینا»

!خب، داریم میریم فرانسه، رفیق

.صبر کن برم پالتوم رو بیارم

.بسپرش به من

.بسیار عالی

.بانتی»، من رفتم پاریس» ] [ .«نیفلرها رو با خودم بردم. «نیوت

[ سیرک آرکینوس ]

.«ناگینی»

.«کریدنس»

.فکر کنم فهمیدم کجاست

.امشب فرار می‌کنیم

!هی

.گفتم دیگه نزدیکش نشو، پسر

مگه بهت اجازه‌ی استراحت دادم؟

.برو کاپا رو تمیز کن

.تو هم آماده شو

برای بخش بعدی نمایش کوچک‌مان ...از موجودات عجیب و غریب

...توجه شما را جلب می‌کنم به

.یک مالدیکتوس

این دختر که زمانی ...در جنگل‌های اندونزی گرفتار بوده

.دچار یک طلسم خونی است

چنین فروجان‌هایی ...نفرین شده‌اند که در طول عمرشان

.دائماً به یک جانور تبدیل شوند

.اما نگاهش کنید بسیار زیباست، مگر نه؟

...بسیار دلفریب

اما طولی نمی‌کشد که تا ابد .در جسمی کاملاً متفاوت اسیر خواهد شد

...هر شب که می‌خوابد

...خانم‌ها و آقایان

...مجبور است که تبدیل شود به

...مجبور است که تبدیل شود به

...مجبور است که تبدیل شود به

با گذشت زمان، دیگر .نخواهد توانست به شکل انسانی‌اش بازگردد

.تا ابد در جسم یک مار گرفتار خواهد شد

!«کریدنس»

!سیرک رو جمع کنین

.دیگه کارمون توی پاریس تموم شد

،پسری که همراه مالدیکتوس بود ازش چی می‌دونی؟

.داره دنبال مادرش می‌گرده

تمام عجیب‌الخلقه‌هام .خیال می‌کنن می‌تونن برن خونه

.خیلی خب. بزن بریم

ببین، فکر کنم من و تو به یه دلیل توی سیرک بودیم، آقای...؟

.«کاما». «یوسف کاما»

.و درست فکر کردی

با «کریدنس» چیکار داری؟ - .مثل تو -

یعنی چیکار؟ - .که ثابت کنم اون پسر واقعاً کیه -

اگه شایعات در مورد اصل و نسبش ...حقیقت داشته باشه، من و اون

.خویشاوند دور هستیم

...من آخرین پسر از خاندان اصیل‌زاده‌م هستم

.و اگه شایعات حقیقت داشته باشه، اونم همین‌طور

کتاب «پیشگویی‌های تایکو دادونس» رو خوندی؟

.آره

.ولی اون شعره، نه مدرک

...اگه بتونم چیز بهتری نشونت بدم

...یه چیز عینی‌تر که ثابت کنه اون کیه

وزارتخونه‌های اروپا و آمریکا اجازه میدن زنده بمونه؟

.شاید

.پس باهام بیا

[ برای منافع مهم‌تر ]

...خب

.«کریدنس بربون»

.نزدیک بود به دست زنی که بزرگش کرد نابود بشه

ولی حالا دنبال مادریه که .اونو به دنیا آورده

.عاجزانه دنبال خانواده‌ست

.عاجزانه دنبال عشق و محبته

.اون کلید پیروزی ماست

خب، ما که می‌دونیم پسره کجاست، مگه نه؟

چرا نمیریم بیاریمش و بریم؟

...باید با اختیار خودش پیش من بیاد

.و خواهد اومد

،مسیر در برابرش قرار گرفته .و داره دنبالش می‌کنه

....مسیری که اون رو به من می‌رسونه

.و به حقیقت شگرف و شکوهمند هویتش

چرا اون پسر این‌قدر مهمه؟

چه کسی بزرگ‌ترین تهدید علیه آرمان ماست؟

.«آلبوس دامبلدور»

اگه الان ازت می‌خواستم بری به ...مدرسه‌ای که توش قایم شده

،و برای من بکشیش این کارو برام می‌کردی، «کرال»؟

...کریدنس» تنها موجود زنده‌ایه»

.که می‌تونه اون رو بکشه

...واقعاً فکر می‌کنی اون می‌تونه جادوگر بزرگی

می‌تونه «آلبوس دامبلدور» رو بکشه؟

.مطمئنم که می‌تونه

،ولی وقتی این اتفاق میفته آیا تو در کنار ما خواهی بود، «کرال»؟

خواهی بود؟

جیکوب»، اون مرد» ...که «تینا» باهاش قرار میذاره

...نگران نباش، تو رو که ببینه

،و چهارتامون دوباره دور هم جمع بشیم .دوباره مثل نیویورک میشه

.نگران نباش

بله، ولی «کویینی» گفت طرف کارآگاهه؟ - آره، کارآگاهه. خب که چی؟ -

.نگران اون نباش

به نظرت اگه «تینا» رو دیدم، باید چی بهش بگم؟

.اوه، خب، بهتره برای این حرف‌ها برنامه نریزی

.هر چی تو اون لحظه به ذهنت اومد بگو

.چشم‌هاش درست مثل چشم‌های سمندره

.اینو بهش نگیا

نه، ببین، فقط بگو دلت براش تنگ شده. خب؟

و تمام راهو تا پاریس اومدی .تا اونو پیدا کنی

.از این خوشش میاد

و بعد بهش بگو شب‌ها از بس .بهش فکر می‌کنی، خوابت نمی‌بره

فقط حرفی از سمندر نزن، خب؟

.باشه - .خیلی خب -

.هی، هی، هی

.همه چی درست میشه

.هر چی بشه با هم هستیم، پسر

.خب؟ من کمکت می‌کنم ...کمکت می‌کنم «تینا» رو پیدا کنی

.کویینی» رو پیدا کنیم»

.و همگی دوباره شاد میشیم، مثل سابق

این دیگه کیه؟

این مرد تنها راهیه که .بدون مجوز می‌تونم از کشور خارج بشم

تو که با سفر حالت تهوع بهت دست نمیده، نه؟

.«با قایق‌ها میونه‌ی خوبی ندارم، «نیوت

.طوریت نمیشه

.دست بجنبونین !یه دقیقه‌ی دیگه حرکت می‌کنه

.پنجاه گالیون

.نه، قرارمون 30 تا بود

...سی تا برای رفتن به فرانسه

...بیست تا هم برای اینکه به کسی نگم

«که دیدم «نیوت اسکمندر .غیرقانونی از کشور خارج شده

.بهای شهرته، رفیق

.ده ثانیه

.هشت

.«جیکوب»

.هفت

.شش

.چهار

.سه

.دو. یک

.«از این رمزتاز خوشم نیومد، «نیوت

.آره، مرتب داری میگی

.دنبالم بیا

.کنفاندوس

.بجنب .چند دقیقه‌ی دیگه اثرش میره

.اپاره وستیجیوم

!اکیو نیفلر

.شروع کن گشتن

!هی، بگرد

.این یه کاپا ست

.یه نوع دیو آبی ژاپنیه

تینا»؟»

!«تینا»

چی پیدا کردی؟

.و حالا داریم خاک رو لیس می‌زنیم

.ریولیو

نیوت»، اینا ردپای چیه؟»

.یه زو-وو ئه

.یه موجود چینیه .فوق‌العاده سریع و قوی هستن

.می‌تونن در یک روز 1500 کیلومتر رو طی کنن

این یکی با یه جهش .می‌تونه از یه بخش پاریس به بخش دیگه ببردت

.اوه، پسر خوب

.جیکوب»، اینجا بوده» .تینا» اینجا وایساده بوده»

کف پاش خیلی باریکه، دقت کرده بودی؟

.راستش دقت نکردم

.بعد یه نفر اومده سمتش

.آون‌زگوئیم

.برو دنبال اون پر

چی؟ - .جیکوب»، پر رو دنبال کن» -

.پر رو دنبال کنم

کجاست؟

.اکیو نیفلر

!سطل رو بذار

.به وزارت امور جادویی خوش اومدین

.ببخشید، اصلاً‌ متوجه نشدم چی گفتین

.به وزارت سحر و جادوی فرانسه خوش اومدین

امرتون چیه، لطفاً؟

.می‌خوام با «تینا گلدستین» صحبت کنم

یه کارآگاه آمریکاییه .که اینجا روی یه پرونده کار می‌کنه

.اینجا کسی به اسم «تینا گلدستین» نداریم

...نه، آخه .ببخشید، حتماً اشتباهی شده

.آخه مطمئنم که پاریسه .برام یه کارت پستال فرستاده

.آوردمش، می‌تونم نشونتون بدم شاید بتونین کمکم کنین اینجا پیداش کنم؟

.همین‌جاست

.ای وای

.اگه میشه یه لحظه صبر کنین

.می‌دونم که همین‌جاست مطمئنم تو چمدونم گذاشتمش. کجاست پس؟

!یه لحظه صبر کنید

.اول شما بفرمایید، خانم

...میشه لااقل وایسیم قهوه بخوریم یا - .«الان نه، «جیکوب -

شکلات داغ یا...؟ .فقط یه لحظه

.چه می‌دونم - .از این طرف. بیا -

نون بریوش شکلاتی؟ نصف کرواسان یا مثلاً یه بن‌بن؟

.از این طرف

!«جیکوب»

جیکوب»؟»

خانم؟

همه‌چی روبراهه، خانم؟

.خونه‌ست

کی اونجاست؟

.پسرتونه، خانم

شما کی هستین؟

شما «ارما» هستی؟

شما «ارما دوگارد» هستی؟

.ببخشید .اسم شما روی برگه‌ی قبول سرپرستیم بود

به نظرتون ممکنه؟

.شما توی نیویورک منو به خانم «بربون» دادی

.من مادرت نیستم

.من فقط یه خدمتکار بودم

.بچه‌ی خیلی زیبایی بودی

.و مرد خوش‌قیافه‌ای هستی

.نمی‌خواستم اونجا ولت کنم

چرا منو نمی‌خواستن؟

پس چرا اسمت روی برگه‌ی سرپرستی منه؟

...«من بردمت پیش خانم «بربون

.چون قرار بود ازت مراقبت کنه

.اون زن رو کشتم

پسره چه واکنشی نشون داد؟

.پسر حساسیه

وقتی به وزارتخونه بگم .طلسمم خطا رفته خوشحال نمیشن

.می‌دونن که چه سابقه‌ای دارم - .گوش کن چی میگم -

.نارضایتی بزدل‌ها، ستایشی است برای دلیران

وقتی جادوگران بر دنیا حاکم بشن .نام تو شکوهمندانه در تاریخ ثبت میشه

.و داریم به اون روز نزدیک میشم

.تو مراقب «کریدنس» باش

.در امان نگهش دار

.برای منافع مهم‌تر

.برای منافع مهم‌تر

می‌دونی دلم برای چیِ «کویینی» تنگ شده؟

.همه چیزش

حتی دلم برای چیزهایی که .کفریم می‌کرد هم تنگ شده

.مثل خوندن ذهن

خوش‌شانس بودم که ...همچین کسی داشتم که حتی

.یه ذره از فکرهای من براش جالب بود

می‌فهمی چی میگم؟

جانم؟

داشتم می‌گفتم مطمئنی این یارو که دنبالشیم اینجاست؟

.مطمئناً. آره، پر میگه اینجاست

این همون مردیه که دنبالشیم؟ - .آره -

.سلام. سلام، آقا

.اوه، صبر کن. نه. ببخش

فقط می‌خواستیم بدونیم شما به دوست ما برنخوردین؟

.«تینا گلدستین»

.آقا، پاریس شهر بزرگیه

.یه کارآگاهه

و وقتی کارآگاه‌ها گم میشن، معمولاً ...وزارتخونه دنبالشون می‌گرده، برای همین

نه، به گمونم بهتره .ناپدید شدنش رو گزارش بدیم

زن قدبلندیه؟

...موهای مشکی داره و ظاهرش

جدی؟ - .زیبا -

...آره، منظورم این بود که

.آره، خیلی خیلی خوشگله - .جدی هم هست -

.فکر کنم دیشب یکی رو شبیه این دیدم

شاید بخواین نشونتون بدم کجا؟

.اگه زحمتی نیست

.لطف می‌کنین - .البته -

تینا»؟»

!«نیوت»

!اکسپلیارموس

.«عذر می‌خوام، آقای «اسکمندر

وقتی «کریدنس» رو کشتم .میام و آزادتون می‌کنم

!کاما»، صبر کن»

.می‌دونین، یا اون می‌میره... یا من

.اوه، نه، نه، نه

.نه، نه، نه

.خب، بهتر از این‌ها میشد نجاتت داد

اوه، می‌خواستین منو نجات بدین؟

.باعث شدین تنها سرنخم رو از دست بدم

خب، قبل از اومدن ما بازجویی چطور پیش می‌رفت؟

!«نیوت»

.«آفرین، «پیک

پس گفتی به این مرد احتیاج داری؟

.آره

«فکر کنم از جای «کریدنس .«خبر داره، آقای «اسکمندر

.خب، اینم باید صدای زو-وو باشه

!بجنب، «نیوت»، از اونجا دور شو

سه اشتباه بزرگی که دفعه‌ی قبل مرتکب شدی چیا بودن؟

.غافلگیر شدم، قربان

دیگه چی؟

.جلوی ضدطلسم جاخالی ندادم، قربان

آفرین. آخریش؟

مهم‌ترین اشتباهت؟

.اینکه از دو تای اولی درس نگرفتی

...اینجا مدرسه‌ست، شما حق ندارین

من رئیس اداره‌ی اجرای قوانین جادویی هستم .و حق دارم هر جا دلم بخواد برم

.برین بیرون

.لطفاً با پروفسور «مک‌گوناگل» برین

.بهترین استاد مدرسه‌مونه

.«ممنون، «مک‌کلاگن - !برو بیرون -

.«بیا، «مک‌کلاگن

.نیوت اسکمندر» رفته پاریس»

واقعاً؟

.تظاهر رو کنار بذار .می‌دونم به دستور تو رفته اونجا

اگه شما هم تجربه‌ی شیرین تدریس بهش رو داشتین .می‌دونستین که «نیوت» فرمانبردار خوبی نیست

کتاب «پیشگویی‌های تایکو دادونس» رو خوندی؟ - .سال‌ها پیش -

پسری به ظلم شد تبعید" دختری ز غصه شد نومید

"...انتقامجو قسی برگرد" - .بله، بلدم -

شایعه شده که این پیشگویی .اشاره به نهانی داره

...میگن «گریندل‌والد» دنبال - .یه دستیار اصیل‌زاده‌ست. شایعه رو شنیدم -

با این‌حال هر جا که نهانی میره .اسکمندر» اونجا ظاهر میشه تا ازش محافظت کنه»

در همین حال، تو برای خودت شبکه‌ی ...کوچیکی از رابط‌های بین‌المللی ساختی

...هر چقدر که من و دوست‌هام رو زیر نظر بگیری

هیچ توطئه‌ای علیه خودت ...«کشف نمی‌کنی، «تراورس

:چون هر دومون یه چیز رو می‌خوایم .«شکست «گریندل‌والد

،ولی بهت هشدار میدم ...سیاست‌های سرکوب‌گرانه و خشونت‌آمیزت

.داره افراد بیشتری رو طرفدارش می‌کنه

.من علاقه‌ای به هشدارهات ندارم

...خب، گفتنش برام خیلی دردناکه، چون

.ازت خوشم نمیاد

...اما

.تو تنها جادوگری هستی که هم‌ترازش هستی

.ازت می‌خوام باهاش بجنگی

.نمی‌تونم

به خاطر این؟

.تو و «گریندل‌والد» مثل دو برادر بودین

.از برادر هم صمیمی‌تر بودیم

باهاش مبارزه می‌کنی یا نه؟

.نمی‌تونم

.پس جبهه‌ت رو انتخاب کردی

از حالا به بعد، هر جادویی کنی .من ازش خبردار میشم

.نگهبان‌هات رو دو برابر می‌کنم

.و دیگه دفاع در برابر جادوی سیاه درس نمیدی

لیتا» کجاست؟» .باید بریم پاریس

.«تیسیوس»

«تیسیوس»، اگه «گریندل‌والد» ...به طرفدارهاش فراخوان داد

.سعی نکن برهم بزنیش

.نذار «تراورس» تو رو اونجا بفرسته

...اگه از قبل ذره‌ای اعتماد به من داری

!«تیسیوس»! «تیسیوس»

.حتی فامیلی «لسترنج» حالمو به هم می‌زنه

.می‌دونستی تعطیلات همیشه اینجا می‌مونه

.خانواده‌ش نمی‌خوان بیاد خونه

.حق هم دارن. خیلی آزاردهنده‌ست

!آسکاوسی

!«پروفسور «مک‌گوناگل !لسترنج» دوباره اون کارو کرد»

!لسترنج»، فرار نکن»

!«لسترنج»

!بچه‌های حرف‌نشنو !وایسا

!اسلیترینی‌ها خجالت بکشید

!صد امتیاز کم میشه! ‌200 امتیاز

!همین الان برگرد اینجا

!بس کن! وایسا! وایسا !وایسا! برگرد اینجا

.خانم، کار «لسترنج» بود ...خیلی بدجنسه

اسکمندر»، تو چرا چمدونت‌هات رو نبستی؟»

.من خونه نمیرم

چرا؟

.این بهم نیاز داره

.صدمه دیده بود

این چیه؟

.یه جوجه زاغ

زاغ نشان خانوادگی شما نیست؟

.چرا، هست

.«خب، «نیوت

.شجاع باش

.این مورد نادریه

پس، آقای «اسکمندر» بیش از هرچیزی تو دنیا از چی می‌ترسه؟

.اینکه مجبور بشم توی یه اداره کار کنم، قربان

.«ترتیبش رو بده، «نیوت

!ریدیکولوس

.آفرین

.«عالی بود. «لیتا

.فقط یه لولوخورخوره‌ست

.نمی‌تونه بهت صدمه بزنه

.هر کسی از یه چیزی می‌ترسه

.خیلی منتظر این لحظه بودم

.نمی‌خوام درباره‌ش حرف بزنم

،منو می‌شناسن .برای همین قایم نمیشن

فقط توی درخت‌هایی زندگی می‌کنن .که چوبش خاصیت چوبدستی داره

می‌دونستی؟

.و زندگی اجتماعی خیلی پیچیده‌ای دارن

،اگه مدت زیادی تماشاشون کنی ...متوجه میشی

.«سلام، «لیتا

.غافلگیر شدم

از اینکه توی یه کلاس پیدام کردی؟

این‌قدر شاگرد بدی بودم؟

،اتفاقاً برعکس .تو یکی از باهوش‌ترین شاگردهام بودی

.گفتم بد، نه احمق

.زحمت جواب دادن به خودت نده

.می‌دونم هیچ‌وقت از من خوشت نیومد - .خب، اشتباه می‌کنی -

.من هیچ‌وقت فکر بدی راجع بهت نکردم

.پس تو تنها بودی .بقیه همه همچین فکری می‌کردن

.و حق هم داشتن

.من بدجنس بودم

لیتا»، می‌دونم شایعاتی که درباره‌ی» .برادرت «کوروس» سر زبون‌هاست، برات دردناکه

!نه، نمی‌دونی

.مگر این‌که تو هم برادرت از دنیا رفته باشه

.من خواهرم بود که از دنیا رفت

دوستش داشتی؟

.نه به اندازه‌ای که باید دوستش می‌داشتم

.هیچ‌وقت برای آزاد کردن خودت دیر نیست

.میگن اعتراف تسکین‌بخشه

.بار سنگینی که از دوش برداشته میشه

.حسرت، همراه همیشگی منه

.نذار برای تو هم بشه

.اوه، نه، ممنون

...خب، شما خیلی لطف کردی

ولی خواهرم «تینا» احتمالاً .الان حسابی نگرانم شده

...احتمالاً در به در دنبالم می‌گرده، پس

.به نظرم بهتره دیگه برم

.ولی تو که هنوز میزبانت رو ندیدی

اوه، متأهلی؟

.میشه گفت، شدیداً متعهدم

...می‌دونی، نمی‌فهمم داری شوخی می‌کنی یا فقط

.طبع فرانسویته

!هی! بس کن دیگه

!همون‌جا بمون

.می‌دونم تو چی هستی

...«کویینی»

.ما نیومدیم بهت صدمه بزنیم

.فقط می‌خوایم کمکت کنیم

.تو از خونه خیلی خیلی دور هستی

.دور از تمام چیزهایی که دوستشون داری .تمام چیزهایی که مایه‌ی راحتی بودن

.هرگز حاضر نیستم بذارم صدمه ببینی، هرگز

.تقصیر تو نیست که خواهرت کارآگاهه

...کاش حالا در کنار من مبارزه می‌کردی

برای تحقق دنیایی که در اون ...ما جادوگرها آزادیم آشکارا زندگی کنیم

.و آزادانه عشق بورزیم

.تو بی‌گناه هستی

.پس حالا برو

.از اینجا برو

!هی، «نیوت»، رفیق

.تینا» این بالاست» ...اینجا تک و تنهاست

پس شاید بخوای بیای بالا پیشش؟

هر چی دنبال غذا گشتم .چیزی پیدا نکردم

پس به گمونم برم بالا و... چه میدونم !اتاق زیر شیروانی رو بگردم

.طوری نیست

.بهت حمله می‌کردن

.خیلی خب

.آویشن کوهی حالش رو بهتر کرد

.آخه ذات دونده‌ای داره

.فکر کنم فقط اعتماد به نفسش کمه

آقای «اسکمندر»، چیزی توی کیفت داری که کمک کنه این مرد به هوش بیاد؟

.باید ازش چند تا سؤال کنم

،فکر کنم می‌دونه «کریدنس» واقعاً کیه ...و زخم‌های روی دستش نشون میده

.پیمان ناگسستنی بسته - .پیمان ناگسستنی. آره، منم متوجه شدم -

.لوموس

این چی بود؟

.حتماً یه اژدهای آبی توی اون فاضلابه

...اونا از این انگل‌ها دارن، می‌دونی

جیکوب»؟» - بله؟ -

،توی کیفم، داخل جیبش .یه موچین هست

.موچین

...یه چیز باریک و نوک‌تیزه - .از این چیزهای باریک نوک‌تیز -

.بله، می‌دونم موچین چیه

...شاید نخوای این صحنه رو ببینی

.من طاقتش رو دارم

.بجنب

.بیا. طوریت نیست

.بیا بیرون

جیکوب»، اینو برای من می‌گیری؟»

!ماهی مرکب

...باید اون رو بکُشم

کی رو؟

کریدنس»؟»

.شاید چند ساعتی طول بکشه تا خوب بشه .زهر اون انگل خیلی قویه

.باید اطلاعاتم به وزارتخونه بدم

.«از دیدنت دوباره‌ت خوشحال شدم، آقای «اسکمندر

هی، یه لحظه صبر کن، خب؟

.صبر کن، وایسا

!«صبر کن! «تینا

حرفی از سمندر که نزدی، نه؟

.نه، یهو رفت ...نمی‌دونم

!خب برو دنبالش دیگه

.«تینا» .خواهش می‌کنم یه لحظه گوش کن

آقای «اسکمندر»، باید برم .با وزارتخونه صحبت کنم

.می‌دونم چه حسی راجع به کارآگاه‌ها داری

شاید توی اون نامه یه کم .در بیان نظرم زیاده‌روی کرده باشم

دقیقاً چی نوشته بودی؟ یک مشت دوروی شغل‌پرست»؟»

...ببخش، ولی نمی‌تونم کسایی رو تحسین کنم

که پاسخشون به تمام چیزهایی که ازش می‌ترسن .یا درست درکش نمی‌کنن اینه که بکشنش

.من کارآگاهم ولی این‌طوری نیستم

!آره، چون سرِ وسطی شدی

ببخشید؟

.اصطلاحیه که از مار سه سر گرفته شده .سرِ وسطیش خیال‌پردازه

،تمام کارآگاه‌های اروپا می‌خوان «کریدنس» رو بکشن .به جز تو. تو سرِ وسطی شدی

دیگه کی از این اصطلاح استفاده می‌کنه، آقای «اسکمندر»؟

.فکر کنم فقط خودم باشم

.گریندل‌والد» ـه» .داره طرفدارهاش رو فرا می‌خونه

.دیگه خیلی دیره

.«گریندل‌والد» اومده دنبال «کریدنس»

.شاید تا الان پیداش کرده باشه

.هنوز دیر نشده

.هنوز می‌تونیم زودتر بهش برسیم

داری کجا میری؟

.وزارت سحر و جادوی فرانسه

.اونجا آخرین جاییه که «کریدنس» ممکنه بره

.«یه جعبه توی وزارتخونه مخفی شده، «تینا

این جعبه می‌تونه .بهمون بگه «کریدنس» واقعاً کیه

یه جعبه؟ از چی حرف می‌زنی؟

.بهم اعتماد کن

می‌خوای بری بیرون؟ .یه مدت دیگه می‌تونی آزاد باشی

.«کریدنس»

چی می‌خوای؟

از تو؟

.هیچی

برای تو؟

.تمام چیزهایی که هیچ‌وقت نداشتم

ولی خودت چی می‌خوای، پسرم؟

.می‌خوام بدونم کی هستم

.اینجا مدرک هویت واقعیت رو پیدا می‌کنی

امشب به گورستان پرلاشِز بیا .تا حقیقت رو کشف کنی

پدر... چرا مجبورم کردی...؟

.صبر کن

!صبر کن

.متأسفانه توی خونه غذا نگه نمی‌داریم

تو شبح هستی؟

.نه! نه، من زنده‌ام

.ولی یه کیمیاگرم و برای همین جاودانه‌ام

.این‌قدر خوب موندی فکر کردم 375 سالته

...ببخشید که در نزدیم

.نه، مشکلی نیست

.آلبوس» گفته بود ممکنه دوستانی بیان»

.نیکلاس فلامل» هستم»

.اوه

.«جیکوب کوالسکی»

.آخ

.ببخشید - .اشکالی نداره -

...نمی‌خواستم

!اوه

.بالاخره پیشرفتی مشاهده کردیم

.آره، قبلاً یکی از اینا رو دیدم

.توی هفته بازار بود

.یه خانم پیری بود که یه رخ‌پوش داشت ...یه سکه بهش دادم

.و از آینده‌م بهم گفت

.و راستش خیلی چیزها رو جا انداخت

.اوه، هی، هی

.می‌شناسمش .«این همون پسره‌ست. «کریدنس

.خدای من

!هی

.این «کویینی» ـه! ایناهاشش

!سلام، عزیزم

این کجاست؟ این پاریسه؟

.بله. مقبره‌ی «لسترنج» ـه

.توی گورستان پرلاشزه

!دارم میام، عزیزم، همون‌جا بمون

!«متشکرم، متشکرم، آقای «فلامل - !آخ -

.اوه، ببخشید! ببخشید

.خیلی خب

.اوه، راستی مراقب آقای... شاخک‌دار باشید

.اوه، نه. ببخشید، من باید برم - !خواهش می‌کنم، نباید به گورستان بری -

!وای خدا

چه اتفاقی افتاده؟

.دقیقاً همون اتفاقی که گفته بود میفته

گریندل‌والد» امشب در گورستان» !طرفدارانش رو فرا می‌خونه و مرگ به بار میاد

.پس باید بری - چی؟ -

.من دویست ساله که مبارزه نکردم

.فلامل»، از پسش برمیای» .ما بهت اطمینان داریم

.«جعبه توی اتاق اسناد نیاکانیه، «تینا

.پس سه طبقه باید پایین بریم

این معجون مرکب پیچیده‌ست؟

.فقط به قدریه که باهاش وارد بشم

کی...؟ - .«برادرم، «تیسیوس -

.کارآگاهه

.بغلی هم هست

چی شده؟

.گریندل‌والد» فراخوان داده» .نمی‌دونیم کجاست، ولی ظاهراً امشبه

.مواظب باش - .البته -

.قول بده مواظب باشی - .البته، مواظب هستم -

.گوش کن، می‌خوام اینو از خودم بشنوی

.فکر می‌کنن شاید «کریدنس» برادر گمشده‌ت باشه

.برادر من مُرده. مُرده - .می‌دونم. می‌دونم -

چند بار بگم، «تیسیوس»؟ - .و اسناد هم اینو ثابت می‌کنن -

خب؟

.اسناد هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنن - !«تیسیوس» -

می‌خوام تک‌تک حاضران اون فراخوان ...دستگیر بشن. اگه مقاومت کردن

،قربان، ببخشید ...ولی اگه زیادی سفت و سخت وارد بشیم

باعث نمیشیم که بیشتر...؟ - !کاری رو که گفتم بکن -

لابد توی محوطه‌ی وزارتخونه‌ی فرانسه نمیشه غیب و ظاهر شد، نه؟

.نه

.حیف شد

!«نیوت» - ...بله، می‌دونم، می‌دونم -

وضعیت اضطراری! جادوگر فراری .نیوت اسکمندر» وارد وزارت امور جادویی شده است»

!«نیوت»

!«نیوت»

این برادرته؟

بله. فکر کنم توی نامه‌هام اشاره کردم .که رابطه‌ی پیچیده‌ای داریم

!نیوت»، وایسا»

می‌خواد تو رو بکشه؟ - .هر از گاهی -

!کافیه

.باید به اعصابش مسلط بشه

.فکر کنم این بهترین لحظه‌ی زندگیم بود

کویینی»؟»

کویینی»، عزیزم؟»

.نه

.تکون نخور

می‌تونم کمکتون کنم؟

.بله، ایشون «لتا لسترنج» هستن

...و منم

.نامزدش

!می‌تونین برین تو

.مرسی - .ممنون -

...تینا»، در مورد قضیه‌ی نامزدی»

.ببخش، آره، باید بهت تبریک می‌گفتم

...نه، منظورم - .لوموس -

.«لسترنج»

...«تینا»، درباره‌ی «لیتا»

.آره، الان گفتم که، خوشحالم

.آره، خب، نباش. لطفاً خوشحال نباش

...اوه، نه. ببخش. منظورم

.معلومه که می‌خوام خوشحال باشی

.و شنیدم که حالا دیگه خوشحالی

.و این فوق‌العاده‌ست

ببخش، منظورم اینه که ...می‌خوام خوشحال باشی

ولی نمی‌خوام به خاطر این خوشحال باشی .که من خوشحالم، چون من نیستم

.یعنی خوشحال نیستم

.و نامزد هم ندارم

چی؟ - .اشتباه اون مجله‌ی مسخره بود -

.برادرم قراره با «لیتا» ازدواج کنه، ششم ژوئن ...قراره من ساقدوش داماد باشم

.که کمی مضحکه

برادرت خیال می‌کنه اومدی دوباره نظر «لیتا» رو جلب کنی؟

اومدی اینجا که دوباره نظر «لیتا» رو جلب کنی؟ - ...نه، اومدم اینجا که -

...می‌دونی، چشم‌هات خیلی

خیلی چیه؟

.نباید بگم

...نیوت»، من کتابت رو خوندم و» - هنوز یه عکس ازت دارم... صبر کن تو کتاب...؟ -

...اینو دارم

.البته فقط عکسته که از روزنامه جدا کردم

...ولی جالبه، چون چشم‌هات توی کاغذ روزنامه

...«آخه توی واقعیت یه جلوه‌ای دارن، «تینا

.مثل... مثل آتیش در آبه، در آب تیره

...و این جلوه رو دیگه هیچ‌جا ندیدم جز

و این جلوه رو دیگه هیچ‌جا ندیدم ...جز تو چشم‌های

سمندرها؟

.بیا

.«لسترنج»

«اسناد به مقبره‌ی خانوادگی «لسترنج .در گورستان پرلاشز منتقل شدند

.سرکمروتا

.«سلام، «نیوت

.«سلام، «لیتا

.سلام

.وای نه

اینا دیگه چه جور گربه‌ایه؟

.اینا گربه نیستن

.ماتاگو هستن .شبح دست‌آموزن

.نگهبان وزارخونه هستن

...ولی بهت صدمه نمی‌زنن، مگر اینکه

!استیوپفای

.مگر اینکه بهشون حمله کنی

.آخ آخ

!«لیتا»

!ریورته

!اکیو

!اسندیو

.هی، هی، هی

.خب، صبر کن. خودتو نگه دار لطفاً

.بجنب

.خیلی خب. خیلی خب

.خب، صبر کن

!برو کنار! برو کنار

!از سر راه برو کنار

اگه قرار باشه تو رو هم .با «کوروس» بکشم، این کارو می‌کنم

!دست نگه دار

یوسف»؟»

واقعاً خودتی؟

خواهر کوچولوی من؟

پس این برادرته؟

من کی هستم؟

.نمی‌دونم

خسته شدم از زندگی .بدون اسم و بدون تاریخچه‌ی خانوادگی

...فقط داستان منو بگو .بعدش می‌تونی تمومش کنی

.داستان تو، داستان ماست

.داستان ما

...«نه، «یوسف

...پدرم «مصطفی کاما» بود

اصیل‌زاده‌ای از تبار سنگالی .و جادوگری خیلی ماهر بود

...«مادرم «لورینا

،به همون اندازه اصیل‌زاده .و زیباییش شهره بود

.خیلی عاشق همدیگه بودن

اونا مردی بسیار بانفوذ رو می‌شناختن .که از خانواده‌ی اصیل‌زاده‌ای فرانسوی بود

.اون مرد در سودای مادرم بود

لسترنج» با استفاده از طلسم فرمان» .اون رو مطیع کرد و ربود

،سعی کردم مانعش بشم .ولی «لسترنج» بهم حمله کرد

.آخرین باری بود که مادرم رو دیدم

.هنگام به دنیا آوردن یک دختر، از دنیا رفت

.یعنی تو

.با شنیدن خبر فوتش، پدرم دچار جنون شد

پدرم با آخرین نفسش .بهم مأمورت داد که انتقام بگیرم

«کسی رو بکشم که «لسترنج .بیش از هر کسی در دنیا دوستش داره

.اول فکر می‌کردم کار آسونیه

.فقط یک فامیل نزدیک داشت

.تو

...اما

.بگو

.هیچ‌وقت تو رو دوست نداشت

هنوز سه ماه از مرگ مادرم نگذشته بود .که «لسترنج» دوباره ازدواج کرد

.اون زن رو هم مثل تو دوست نداشت

...اما بعد

.پسرش «کوروس» بالاخره به دنیا اومد

...و اون مرد که هرگز عشق رو حس نکرده بود

.سرشار از عشق شد

.تمام فکر و ذکرش «کوروس» کوچولو بود

خب... این حقیقته؟

من «کوروس لسترنج» هستم؟

!نه - .بله -

.بله - !نه -

«پدرت که فهمید پسر «مصطفی کاما ...پیمان انتقام بسته

سعی کرد تو رو جایی مخفی کنه .که نتونم پیدات کنم

پس تو رو به خدمتکارش سپرد .و اونم سوار یه کشتی به مقصد آمریکا شد

...بله، «کوروس» رو فرستاد آمریکا ولی - ...«خدمتکارش، «ارما دوگارد -

.یه نیمه‌جن بود

...جادوش ضعیف بود

برای همین هیچ ردی باقی نذاشت .که بتونم دنبال کنم

...تازه فهمیده بودم که تو چطور فرار کردی

که خبری به دستم رسید .که اصلاً انتظارش رو نداشتم

.کشتی غرق شده بود

ولی تو زنده موندی، مگه نه؟

یه نفر به یه طریقی !تو رو از آب بیرون کشیده بود

پسری به ظلم شد تبعید" دختری ز غصه شد نومید

انتقامجو قسی برگرد "بال‌ها تو را از آب آورد

.این دختریه که ناامید شده

تو زاغ بالداری هستی .که از دریا بازگشته

...اما من .من انتقامجوی ذلت خانواده‌م هستم

...«دلم برات می‌سوزه، «کوروس

.ولی باید بمیری

!کوروس لسترنج» مُرده» !من کشتمش

!اکیو

.پدرم شجره‌ی خانوادگی خیلی عجیبی داشت

.فقط اسم مردها رو ثبت می‌کرد

زن‌ها توی خاندان من .به شکل گل ثبت می‌شدن

.زیبا

.جداگانه

.پدرم منو با «کوروس» به آمریکا فرستاد

قرار بود «ارما» وانمود کنه .مادربزرگیه که دو تا نوه داره

.کوروس» همیشه گریه می‌کرد»

!باید بریم

.اصلاً نمی‌خواستم بهش صدمه بزنم

...فقط می‌خواستم از دستش راحت باشم

.فقط یه لحظه

.فقط و فقط یک لحظه

!بدش به من

!همه سوار قایق‌های نجات بشن

.ارما»؟ میگن جلیقه نجات بپوشین»

[ «کوروس لسترنج» ]

.«تو قصد این کارو نداشتی، «لیتا

.پس تقصیر تو نبود

...«نیوت»

.هر هیولایی دیدی دوستش داشتی

لیتا»، تو می‌دونی «کریدنس» واقعاً کیه؟»

وقتی جاش رو عوض کردی می‌دونستی خانواده‌ش کیه؟

.نه

کویینی»؟»

.اینا اصیل‌زاده هستن

.امثال ما رو برای تفریح می‌کشن

.«کویینی» - !«جیکوب» -

!عزیزم، تو اینجایی! سلام

.سلام، عزیزم، عزیزم

.اوه، عزیزم، خیلی متأسفم

،هرگز نباید اون کارو می‌کردم .خیلی دوستت دارم

و می‌دونی که من دوستت دارم، نه؟

.آره

.خوبه، حالا بیا از این خراب‌شده بریم - .اوه، نه، صبر کن -

.یه لحظه صبر کن

فقط به نظرم بد نیست اول .حرف‌هاش رو گوش کنیم

.فقط گوش کنیم، همین

از چی حرف می‌زنی؟

.این یه تله‌ست

.آره

...کویینی»... شجره‌ی خانوادگی» .همه‌ش تله بود

.باید همین الان یه راه خروج پیدا کنیم

.تو برو بقیه رو پیدا کن

تو چیکار می‌کنی؟

.یه فکری می‌کنم

.برادران من، خواهران من، دوستان من

.هدیه‌ی بزرگ تشویق شما، برای من نیست. نه

.برای خودتان است

امروز که به اینجا آمدید ...به دلیل احساس نیاز

...و علم به این بوده

.که راه و رسم قدیم دیگر به درد ما نمی‌خورد

امروز به اینجا آمدید ...چون به دنبال چیزی نو

.و چیزی متفاوت هستید

...گفته می‌شود که من از غیرجادوگران متنفرم

...مشنگ‌ها - !انگل‌ها -

...بی‌جادوها

.ورد-ناتوان‌ها

.من از آنها متنفر نیستم

.نیستم

...چون من از روی نفرت نمی‌جنگم

...من می‌گویم مشنگ‌ها پست‌تر نیستند

.بلکه متفاوت‌اند

...بی‌ارزش نیستند

.بلکه ارزش‌شان متفاوت است

...بی‌مصرف نیستند

.بلکه خوی متفاوتی دارند

...جادو فقط

.در انسان‌های نادری شکوفه می‌زند

به کسانی عطا می‌شود .که برای آرمان‌های والاتری زندگی می‌کنند

آه که چه دنیایی .برای تمام انسان‌ها بسازیم

...ما که برای آزادی زندگی می‌کنیم

...برای حقیقت

.و برای عشق

.گوش دادن به حرف‌هاش خلاف نیست

.برای جمعیت به حداقل زور متوسل بشین

.نباید جوری باشیم که اون میگه

وقت آن رسیده که بینشم را ...از آینده به شما نشان دهم

...که در صورتی رخ خواهد داد که برنخیزیم

.و جایگاه بحق خود را در دنیا تصاحب نکنیم

.نگو که باز جنگ میشه

.این چیزی است که با آن می‌جنگیم

...این دشمن ماست

...غرور آنها

...عطش قدرت‌شان

.وحشیگری‌شان

چقدر طول می‌کشد تا سلاح‌هایشان را علیه ما به کار گیرند؟

.وقتی این را می‌گویم، هیچ کاری نکنید

.باید آرام بمانید

.احساسات‌تان را کنترل کنید

.کارآگاه‌هایی در میان ما هستند

.بیایید جلوتر، برادران جادوگر .به ما ملحق شوید

.هیچ کاری نکنین

.به زور متوسل نشین

...آنها بسیاری از پیروان من را کشته‌اند

.حقیقت دارد

.در نیویورک مرا حبس و شکنجه کردند

ساحره‌ها و جادوگران همنوع خود را ...از میان برده‌اند

...تنها به جرم جستجوی حقیقت

.به جرم خواستن آزادی

...خشم شما .عطش شما برای انتقام... طبیعی است

!نه

.این جنگجوی جوان را به خانواده‌اش برگردانید

.غیب شوید

.از اینجا بروید

:از اینجا بروید و این را به همه بگویید

.ما نیستیم که به خشونت متوسل می‌شویم

.بیاین دستگیرش کنیم

کارآگاه‌ها، به این حلقه بیایید .و به من ملحق شوید

...وفاداری ابدی خود را به من عهد کنید

.یا بمیرید

...تنها در اینجا آزادی را خواهید چشید

.تنها در اینجا خود را خواهید شناخت

!برین! فرار کنین

!طبق قواعد بازی کنید

.تقلب نکنید، بچه‌ها

.اون می‌دونه من کی هستم

،می‌دونه موقع تولدت کی بودی .نه اینکه کی هستی

!«کریدنس»

.کویینی». باید بیدار بشی»

.جیکوب»، اون راه‌حل ماست»

.چیزی رو می‌خواد که ما می‌خوایم - .نه، نه، نه، نه -

.چرا

.«تمام این‌ها به خاطر تو بود، «کریدنس

.همراه من بیا

!عزیزم، نه

!با من بیا

.تو دیوونه‌ای

!نه

!کویینی»، این کارو نکن»

!«کویینی»

.«آقای اسکمندر»

فکر می‌کنی «دامبلدور» برات ماتم می‌گیره؟

!گریندل‌والد»! دست نگه دار»

!«لیتا»

.فکر کنم این یکی رو بشناسم

.«لیتا لسترنج»

...کاملاً منفور در میان جادوگران

...بی‌بهره از عشق، مورد بدرفتاری قرار گرفته

.اما شجاع

.بسیار شجاع

.وقتشه بیای خونه

.دوستت دارم

!برین

!برین

.از پاریس متنفرم

!با همدیگه! حلقه بزنین ...چوبدستی‌هاتون رو به زمین بزنین

.وگرنه کل پاریس نابود میشه

!فینیته

!فینیته

!فینیته

!فینیته

.جبهه‌م رو انتخاب کردم

.بیا اینجا. من پیشتم. من پیشتم

.به نظرم بهتره تنهایی باهاش صحبت کنه

[ قلعه‌ی نورمنگارد، اتریش ]

هنوز از من می‌ترسه؟

...باید محتاط باشی

.مطمئن نیست تصمیم درستی گرفته یا نه

.باهاش خیلی ملایم رفتار کن

.برات هدیه‌ای دارم، پسرم

قضیه‌ی «لیتا» حقیقت داره؟

.بله

.خیلی متأسفم

یه پیمان خونیه، مگه نه؟

.عهد کردین که با همدیگه مبارزه نکنین

به حق «مرلین»، چطوری تونستی اینو...؟

ظاهراً «گریندل‌والد» ماهیت چیزهایی رو که .حقیر می‌دونه، درک نمی‌کنه

می‌تونی نابودش کنی؟

.شاید

.شاید

یه فنجون چایی می‌خوری؟

.این پسرک شیر می‌خوره

.قاشق‌های چای‌خوری رو قایم کن

...تو متحملِ فجیع‌ترین خیانت‌ها شده‌ای

که کاملاً از روی قصد .به دست همخون تو روا شده

.خویشاوند همخون خودت

...و در حالی که رنج و عذابت رو جشن گرفته

.برادرت درصدد نابودی توست

افسانه‌ای در خانواده‌ی توست که ...هر عضوی که شدیداً نیازمنده

.یک ققنوس به کمکش میاد

.این حق موروثی توست، پسرم

...و همچنین

.نامی که حالا به تو باز می‌گردانم

.«اورلیوس»

.«اورلیوس دامبلدور»

ما با ساختن دوباره‌ی این دنیا .در تاریخ جاودان خواهیم شد

دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم WwW.DibaMoviez.CoM

دمنتور - وب‌سایت طرفداران هری پاتر و رولینگ www.dementor.ir @divanesaz

ترجمه: حسین غریبی

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.