Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(ملکه ماسک)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
(تولید حمایت شده توسط وزارت فرهنگ و هنر آژانس محتوا خلاقانه کره)
(تمامی مکان ها، گروه ها، شخصیت ها و اتفاقات این فیلم تخیلی هستند. دستور العمل تیم تولید در سکانس ها با کودکان رعایت شده است)
...جه یی، حتی اگر منم بمیرم پدرت هیچوقت نباید
!مامان
!مامان
مامان
...این
دو جه یی
اتاق 2401 هستش آره؟
!دو جه یی
تو به جاش اومدی؟
(...نتیجه تست دیانای)
::::::::: آيـــ(ملکه ماسک)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
همونطور که خواسته بودین اتاق یجی رو گشتم و اینو پیدا کردم
فکر کنم دو جه یی اینو داده بهش
باید همو ببینیم، جه یی
لطفا چیزی که میخوام بگم رو گوش کن
(جو یو جونگ)
(جه یی)
(جه یی)
(جه یی)
جه یی، منم. مشتاق دیدار. فهمیدم شوهرم) (...تو پرورشگاه چیکار میکرده
بعدی. چهار
(قسمت دهم)
چیه؟ سخته؟
مسئله این نیست. من ناراحتم
از اونجایی که فرشته ها این روزا نمیان ما پول تو جیبی نمیگیریم
الکل سرو کردن تو سن تو، کار اشتباهیه نمیدونی؟
میدونم، ولی بازم
برای عمل ساق پام پول لازم دارم
منم دوست دارم مثل بقیه بچه ها بدوم اینور اونور
نگران نباش. مطمئن میشم که بتونی جراحی ساق پا رو انجام بدی
ولی اونی، منم یکم که بزرگتر بشم میتونم مثل تو پول دربیارم
منظورت چیه؟
مدیر بهم گفت. وقتی اینقدر بزرگ بشم که مثل تو ،لباس فرم مدرسه بپوشم
فرشته ها کلی پول بهم میدن
نمیتونم واسه پوشیدن یونیفورم مدرسه صبر کنم
دلیل اینکه برای گیر انداختن اون تسلیم نشدم
اینه که یه انسان بد یه کار بد رو فقط یکبار انجام نمیده
،اگر ساکت بمونیم
ممکنه کس دیگه ای هم آسیب ببینه
و اون میتونه کسی باشه که دوستش داریم
(آجوشی تصادف ماشین)
وکیل دو جه یی؟
انرژیتو هدر نده
داری چه غلطی میکنی؟
من نیاوردمت اینجا. یوجونگ آوردت
تو زندگیتو بخاطر دوستات خراب کردی
فقط بهم بگو چرا
...من چیکار کردم
ما چیکارت کردیم که داری اینکارارو میکنی؟
...کاری که شماها باهام کردین
جلب کردن توجهم بود؟
چرت و پرت گفتن رو تمومش کن و راستشو بگو
اینا همش از ده سال پیش نقشت بوده؟
خدای من. چجوری میتونم همه اینارو برنامه ریزی کرده باشم؟
!منم از اینکه با شماها قاطی شدم خیلی ناراحتم
راستش، اتفاقی که ده سال پیش افتاد یه تصادف بود
،دقیق تر بگم
تو به جاش اومدی؟- تو اون تصادف رو خلق کردی-
اون نیستش که
فکر کردم قراره نوشیدنی رو بدی به گو یونا
!هی، عوضی! فرار کرد
،اگر به اون اتاق نمیومدی
ممکن بود گی دو شیک نمیره
...پس
این دلیل نزدیک شدنت به یونا بود؟
از اینکه به یه قاتل تبدیلش کردی احساس گناه میکردی؟
باید به خاطر عاشق شدن احساس گناه کنم؟
!ما عاشق هم بودیم واسه همینم نانا رو داشتیم
!پس باید با همون یونا تمومش میکردی
چرا به یوجونگ نزدیک شدی؟
عاشق یوجونگ هم هستم
اون خوشگله، پولداره و کاملا تحت تاثیر من قرار گرفته
چجوری میتونم عاشقش نباشم؟
داری دروغ میگی
تنها هدفت این بود که این پرورشگاه رو بگیری
چرا بین این همه جا این پرورشگاه؟
!اینجا بچه ها هستن
چون بچه ها اینجا هستن
اونا حتی والدینی ندارن که اگر یه اتفاقی بیوفته کمکشون کنن
وقتی آدمای پولدار میان اینجا مردم فکر میکنن اونا سخاوتمندن
فکر میکنن اونا اومدن اینجا کار خیر کنن
هیچ جایی بهتر از اینجا برای مخفی کاری نیست
بازی مخفیانه ات دیگه تمومه
فکر میکنی اون مدرک با کشتن من از بین میره؟
کشتن؟ چرا؟
یه راه دیگه ای برای نابود کردن یه نفر بدون کشتنش هست
خودت بهتر از من میدونی
آره
همون چیزیه که بهش فکر میکنی
مدرکی که دزدیدی به هیچ وجه نمیتونه به من آسیب بزنه
پس همین الان تعقیب کردن من و این کلابو تمومش کن
،وگرنه
چیزی که داری بهش فکر میکنی رو شروع میکنم
تا وقتیکه تسلیم بشی
جه یی، تو خیلی سختی کشیدی
الان دیگه بدن و ذهنتو به آرامش میرسونم
به یه خواب طولانی برو
(رستوران و بار اس)
(بسته است)
بهش گفتم وقتی رسیدی خونه بهم زنگ بزنه
همیشه اینجوریه
(لی یون آه)
بله، یون آه
آجوشی، فکر کنم من میتونم شهادت بدم
منظورم اینه که، بهم اجازه بدین
مطمئنی؟
واقعا میتونی اینکارو انجام بدی؟
حق با وکیل دو بود
اگر به خودم جرئت ندم یجی هم مثل من آسیب میبینه
به جه یی میگم
بیا با اون درباره اش صحبت کنیم
...به هرحال، آجوشی
فکر کنم وکیل دو رو دیدم
جه یی رو دیدی؟ کجا؟
...تماس برقرار نشد، بعد از صدای بوق پیغام بگذارید
!نانا هم یه بخشی از این کمپینه
بیا بعد از انتخابات حرف بزنیم
(طبقه هفدهم، بخش وی آی پی)
(طبقه هفدهم، بخش وی آی پی)
در باز میشود
بله، چجوری میتونم کمکتون کنم؟
برای دیدن بیمار جو یو جونگ اینجام
ساعت ملاقات تموم شده. لطفا فردا بیاین
بازش کن
یه کار ضروری دارم
...نه، لطفا فردا
!همین الان بازش کن! همین الان
اگر به اینکارتون ادامه بدید زنگ میزنم به حراست
لطفا برید
!صبر کن
!بازش کن! قبل از اینکه همه چیزو بشکنم
دقیقا داری چیکار میکنی؟
!همین الان باز کن- !باز کن-
داری چیکار میکنی؟
جو یو جونگ، اینجایی آره؟
!نانا مریضه
!ممکنه بمیره
...چجوری میتونی
چجوری میتونی اینکارو بکنی؟
چجوری میتونی اینکارو بکنی؟
!یوجونگ
!یوجونگ
!بذار نانا زنده بمونه
(جه یی)
تماس برقرار نشد ...بعد از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید
(رئیس چوی جونگ هیون از اداره پلیس گونگکوک)
!رئیس! سریعا به پرورشگاه چانسارانگ نیرو بفرستین
!وکیل دو توی خطره
یهویی نصف شبی چی داری میگی؟
!فقط نیرو بفرستین اونجا
!سونگ جه هیوک وکیل دو رو گروگان گرفته
هی! دفعه قبل بخاطر ریختن تو اون پرورشگاه واسه دو جه یی من تحقیر شدم
،برای گزارش یه کار غیرقانونی
شواهد واضح رو بدست بیار و روال رو دنبال کن فهمیدی؟
!صبرکنید! رئیس! رئیس
(لی یون آه)
بله، یون آه
آجوشی، در کلاب قفله
فکر کنم اون اونجا گیر کرده
حتی نمیتونم پلیس بفرستم اونجا الان دیوونه میشم
سعی میکنم برم داخل
میتونم انجامش بدم- میخوای بری تو؟-
!نه، نه! خطرناکه
!یون آه! یون آه
آیگو، اون خیلی سرسخته
واقعا بیچارهست
...تا کی باید اونو اونجا نگه داریم؟ ما نمیتونیم
برای مدت زیادی اینکارو بکنیم
باید اونو تا موقعی که دیوونه شه اونجا نگه داریم
اگه بعد از اون بذاریم بره بیرون چیکار میتونه بکنه؟
...به عنوان یه دیوونه
...خدایا
چه خبره این وقت شب؟
یکی اینجا رو گذاشته رو سرش و میخواد خانم جو رو ببینه
به پلیس زنگ بزنم؟
نه، به پلیس خبر ندید
من میام اونجا
ممنون
!گو یونا
من یه لحظه میرم بیرون هیچ کس نباید بدونه دو جه یی اینجاست
چهارچشمی حواست بهش باشه
بله. فهمیدم
(لی یون آه)
چیه؟
کجا؟
الان؟
باشه، میام حیاط پشتی
!لعنتی! لی یون آه
چطور جرات میکنی زنگ بزنی؟
!اگه الان نریم بیرون هر دومون میمیریم
!هرزه دیوونه
!ولم کن
(کانگ هو)
درد داری؟ کجاته؟
دلم خیلی درد میکنه
دلت؟ یه داروی گوارشی بخور
این اون نیست. بیشتر مربوط به مشکلای زنونهست
میتونم تو اتاقم تو کلاب برم؟
دارومو اونجا جا گذاشتم
گفتم از قبل چیزا رو آماده کنی چرا اونجا جاش گذاشتی؟
پس باید همچین دارویی رو تو اتاق خوابم نگه دارم؟
درست صبحت کن
خیلی خب، دنبالم بیا
یه ورودی کوچیک کنار ورودی اصلی هست که فقط ما ازش خبر داریم
از اونجا بیاین داخل
قرار بود فقط وقتی فرشته ها میان بیای اینجا
هیچی نمیبینم
هیچی اینجا نیست
زیر تخت نیفتاده؟ میتونی چک کنی؟
!خدایا، چقدر رو مخه
اینجا نیست
به هر حال، یون آه
حس میکنم گولتو خوردم
نکنه داری گولم میزنی؟
لعنتی، حق با من بود
چرا؟ چرا داری گولم میزنی؟ ها؟
الان فریبم دادی؟
چرا؟ چرا فریبم دادی؟
دو جه یی مجبورت کرده؟
...شوکه نشو. میدونم
داری به چی فکر میکنی
میدونم چیکار میکنی
...همه چیو درموردش میدونم، کوچولوی احمق
خوبی؟
خوبم
!ما باید همین الان کلید اصلی رو پیدا کنیم
بریم
(فقط پرسنل مجاز)
!جه یی! جه یی- !وکیل دو-
!جه یی! جه یی
!بهش دست نزن
پودر سمیه- سمی...ئه؟-
بیا از اینجا بریم بیرون نفسهاشو حس نمیکنم
ممنون. باهاش حرف میزنم
بله
آیگو، خیلی مریض و خستم
نمیدونی این وضعیت نانا رو بدتر میکنه؟
بذار یه خواهشی بکنم
اگه گو یونا نمیتونه کبدش رو به عنوان مادر بیولوژیکیش اهدا کنه
بذار امیلی گو اینکارو بکنه
من امیلی گوئم
الان داری شوخی میکنی؟
بگو وقتی آمریکا بودی نانا رو با امیلی گو داشتی
یه همچین اطلاعاتی رو درست کن
میدونم که میتونی انجامش بدی
چرا من باید تو جعل اطلاعات به مشکل بخورم؟
...میدونی که
من یه زمین تو تونگجو دارم. مگه نه؟ همونی که جونگ گو ته بهم داده
من موافقت کردم که اونو بدمش به جه یی
ولی میدمش به تو
شنیدم که جه یی از کارات تو پرورشگاه خبردار شده
به یه محیط جدید نیاز داری
تو سعی نمیکنی که سرم شیره بمالی، مگه نه؟
...نانا از زمین
برای من مهمتره
تو زمین رو میگیری
و من بچه رو میگیرم
باشه، وقتی اطلاعات آماده شد باهات تماس میگیرم ...ولی
به یو جونگ نگو
اگه بفهمه اوضاع پیچیده میشه
...خدایا، ببینش! جدا که
خانم جو
به نظر میاد خوابیدن
من کسی نیستم که تو رو مسخره میکنه
میدونی کی زندگیتو با استفاده از مواد تباه کرده؟
شوهر دوست داشتنیات، چا لئو
اون گفته عاشقته و ازت محافظت میکنه
این بزرگترین توهین نیست؟
عه. خونه بودی نونا
نونا
...داری چیکار میکنی
شنیدم تو بودی
اونی که منو تو این جهنم گذاشته
چطور جرات کردی بعد از اون وانمود کنی که بهم اهمیت میدی؟
وقتی گی دو شیک ۱۰ سال پیش مرد، رفتم اون اتاق
میدونی چرا؟
!تا اینو بگیرم
،اگه به خاطر این نبود
منم درگیر اون ماجرای نفرت انگیز نمیشدم
پس من باید مصرف مواد رو ترک کنم، درسته؟
ولی بیشتر هوس کردم
،هر وقت به اون روز فکر میکنم
!و هر وقت استرسی میشم
،هر شب
من با میل مصرف مواد میجنگم
...میدونی هر شب چقدر
برای خاروندن تموم بدنم تلاش کردم بدون اینکه تو متوجه بشی؟
ولی تو بودی که منو تو این جهنم گذاشتی؟
تو کسی بودی که زندگیم رو نابود کرد؟
چطور تونستی اینکارو باهام بکنی؟
چطور تونستی؟
میدونی معتادا وقتی به بدبختی میخورن
کی رو بیشتر مقصر میدونن؟
کسی که بهشون مواد فروخته
اگه زندگیش اشتباه پیش بره، از تو بیشتر متنفر میشه
،ولی نونا
زندگی منم خیلی بهشت نبود
...زندگی کنار تو
،منظورم اینه، از وقتی عاشقت شدم
زندگی منم جهنم شده
هر روز عصبی و مضطرب بودم و فکر میکردم ممکنه دوباره دنبال مواد بگردی
به خاطر احساس گناه نمیتونستم بخوابم
به خاطر همین دوباره تو بار ایس شروع به کار کردم که دیگه اونا بهت مواد نفروشن
نمیدونی که اون باعث شد من بیشتر تلاش کنم؟
پلیس یه گزارش در موردت گرفته
اگه مشکلی پیش بیاد !ممکنه به خاطر فروش مواد بری زندان
فقط به خاطر فروش مواد؟
از این به بعد جنایات خیلی بیشتری انجام میدم
من وارد یه کلاب مخفی هم شدم نه فقط بار ایس
...ولی
عمیق تر وارد دنیا میشم
من کاری که اون جه هیوک حرومزاده انجام داده رو فاش میکنم
و زندگیش رو سیاه میکنم
دیوونه شدی؟
!این کار نه فقط زندگی اون بلکه زندگی تو هم سیاه میکنه
اهمیتی نمیدم چه بلایی سر زندگیم میاد
نونا
(دفتر کل) امیدوارم تو از این کارا نکنی
اگه اینو بدی به سونگ جه هیوک و جه یی رو تو خطر بندازی
فکر میکنی مشکلی نداره؟
ازش پشیمون پیشی
نه، احساس عذاب میکنی
مثل وقتی که اون کارو با تو کردم و احساس عذاب داشتم
پس اینو نده بهش
این آخرین خواستمه
چیشده؟- فکر کنم زهر ماهی باد کرده خورده-
نه نفس میکشه نه نبض داره
برای انجام لوله گذاری آماده بشین
!مرتیکه بدرد نخور
گذاشتی دو جه یی بره؟
این کاریه که باید بکنی؟
کلا منو فریب داد، متاسفم تقصیر منه
چیشده؟ شنیدم بیهوشه
فکر نکنم بمیره چون خیلی قویه
!اون نه، منظورم دو جه یی ئه
غش کرد ...فیلم دوربین رو چک کردم و فهمیدم
همه بیمارستان های تونگجو رو بگردین
اگه زنده بود
برای همیشه دهنشو ببند
میدونی منظورم چیه، درسته؟- بله-
فهمیدم
هیچ پادزهری برای زهر ماهی بادکرده وجود نداره
ما باید در حین دادن اکسیژن بهش نظارت داشته باشیم و منتظر باشیم تا فشار خونش بیاد پایین
۲۴ ساعت آینده خیلی حساسه
این کار نه فقط زندگی اون !بلکه زندگی تو هم سیاه میکنه
اهمیتی نمیدم چه بلایی سر زندگیم میاد
(دفتر کل) امیدوارم تو هیچوقت از این کارا نکنی
اگه اینو بدی سونگ جه هیوک و جه یی رو تو خطر بندازی
فکر میکنی مشکلی نداره؟
الو؟
لئو دستگیر شده؟
الان میرم کلانتری
(سونگ جه هیوک)
تو بودی، مگه نه؟
چطور تونستی همچین کاری کنی؟
!هنوز جواب سوالمو ندادی
فکر کردم توی تصمیم گیری مشکل داری برای همین به جای تو هم تصمیم گرفتم
پس اون توله سگ رو فراموش کن و از خودت محافظت کن
امروز آخرین روز تحویل نقطه ضعف دو جه یی ئه
مردم ممکنه فکر کنن من غریبه ام، نه شوهرت
موقع خواب ترسیدم
چرا انقدر زیاد میخوابی؟
پرستار گفت زود رفتی بخوابی
دیشب رفتی بیرون؟
امکان نداره
نصف شب کجا میخواستی رفته باشم؟
...پس
این چیه؟
دیروز رفتم بیرون قدم بزنم
میخواستم یکم هوای تازه بخورم
احساس میکنم هر چقدر بیشتر توی رختخواب بمونم حس خفگی بیشتری میکنم
به هر حال، هنوز یه چیزایی هست که میخوام باهات درمیون بذارم
دارم به بستن پرورشگاه فکر میکنم
چرا؟
تو که اونجارو دوست داشتی
الان علاقهمو از دست دادم
چرا؟ نمیخوای؟
...نه
همین کارو بکن
من دیگه درگیر بنیاد نیستم
ممنون که بهم اعتماد کردی
از اونجایی که هنوز قدرت تصمیم گیری داری
هروقت تکمیل شد بهت کارای اداریش رو میدم
چه هیوک
نانا حالش خوبه؟
البته! فکر میکنم خیلی از سفر لذت برده باشه
از اونجایی که حتی باهات تماس نمیگیره
فعلا با اجازه میرم
ازونجایی که خوب غذاتو میخوری انگار حالت بهتر شده
نانا- بله؟-
...من
ممکنه یه چند وقتی نتونم بیام
ولی دفعه بعدی که برگشتم به جای اینکه آجوما صدام کنی
میشه مامان صدام کنی؟
هان؟ من خودم مامان دارم
...مامان کسیه که
هر کاری برات انجام میده
...من
میتونم برات انجامش بدم
پس تا اون موقع
مریض نشو، باشه؟
!برو دیگه
!قبل از اینکه بابا بیاد! بدو برو
از این به بعد دیگه باعث اذیتت نمیشم
دفعه بعد با افتخار به عنوان مادرش برمیگردم
(سوپ سوسیس خونی پالچون)
چرا این دفعه انقدر عصبانی هستی؟
!جه یی
از قبل میدونستی اون تقریبا داشته میکشتتش؟
اون؟- ...اونی که-
!اون کار اسمشو نبر رو ده سال پیش با جه یی کرده
حالا جه یی حالش چطوره؟
هنوز نمیدونم
!ظاهرا، بیمارستانه
(دو جه یی)
...همه این کارا به خاطر ماسک
زنده بمون، لطفا
...دلیلی که بخاطرش اومدم اینجا
میدونم. این رازه
من تنها کسی هستم که از رابطتهتون با جهیی خبر داره
...اگر آره
میتونم ازت یه خواهشی بکنم؟
...اگر جه یی بیدار شد
(کلانتری کونگکوک)
اون تله سونگ جه هیوک بود
اون منو واسه همه چیز مقصر قرار داده
توی بار ایس
و حتی گزارشم رو داد
اون واقعا آدم خطرناکیه
هیچوقت نباید باهاش درگیر میشدی
از خونه رفتی بیرون که اینجوری ببینمت؟
میخواستم انتقامتو ازش بگیرم
میدونم داره عذابت میده
اما من همه چیزو خراب کردم
من رو ببخش، نونا
چا لئو، سرت رو بیار بالا
وقتی بهت گفتم زندگیم رو خراب کردی واقعا منظورم این نبود
!خودم اینکارو با خودم کردم
من خودم زندگیمو خراب کردم دیگه کی رو میتونم مقصر بدونم؟
فقط دلم میخواست یکی رو سرزنش کنم
در غیر اینصورت، بیش از حد شرمنده میشدم
پس تقصیر تو نیست
خودتو سرزنش نکن
!به خاطر این چیزا گریه نکن! مرد باش
من تورو اینجوری تربیت کردم؟
نگران نباش
بهترین وکیلو واست میگیرم و میارمت بیرون
تا وقتی برمیگردم
...خوب بخور و
سلامت باش، خب؟
داری جایی میری؟
چرا شبیه وقتایی که داری میری جای دیگه حرف میزنی؟
دفتر کل دو جه یی رو واست میفرستم
دارم میرم بیرون ناهار بخورم- !باشه، میبینمت-
بله، الان خودمو میرسونم
چی؟ دو جه یی رفته؟
نمیدونی کجا رفته؟
اگر نتونی پیداش کنی، گور همه مون کندهست متوجهی که؟
همه جا رو بگرد، از جمله خونش و محل کارش
الان کجا میتونه رفته باشه؟
رئیس، یک بسته از طرف دو جه یی واستون اومده
میذارمش زیر میز
چیه؟
اوپس! چیکار کنم؟
!سوخته
این به خاطر کاریه که با شوهرم کردی
فهمیدی، سونگ جه هیوک؟
!جفتشون قاطی کردن
رئیس، سونگ جه هیوک هستم
میخواستم یه عکس براتون بفرستم
یه عکس از معاون رئیس یون هه میئه
پس استراحت کنین
عذرخواهی میکنم، خانم
ببخشید، میشه تلفنتون رو قرض بگیرم؟
خوب، بله
من به جای این رامیون میخوام
به نظر میرسه بالاخره حالت بهتر شده چون داری ازم رامیون میخوای
اما هنوز نه
دکتر گفت که چند روز طول میکشه تا به حالت عادی برگردی
راستی، چرا من رو به اینجا منتقل کردی؟
وقتی هوشیار نبودی یه نفر توی بیمارستان به ملاقاتت اومد
میشه یه لطفی به من بکنی؟
اگر جهیی بهوش اومد بلافاصله بیمارستان رو ترک کنید
و اون رو جایی ببر که کسی پیداش نکنه
نگاه خیرهاش طوری بود انگار داشت یه اخطار جدی میداد
از اونجایی دوستت داره تصمیم گرفتم به هشدارش گوش بدم
باید زنده باشی بتونی تا یه کاری انجام بدی
♫...بدون اینکه بفهمم، قلبم♫
میدونم چه احساسی داری اما اول باید از خودت مراقبت کنی
به خاطر اینه که به زندگی برگشتم؟ من خیلی سپاسگزارم
که تو رو کنار خودم دارم
فکر نکنم حتی اگر بمیرم هم تنها باشم
احمق نباش من تونستم تو رو به زندگی برگردونم
اون کیه؟
کسی باعث شد علاوه بر من، تو احساس تنهایی نکنی
!بیا داخل
....شما بچهها
اونها تماس گرفتن، بهشون گفتم که اینجایی
!دوجهیی، میدونستم بیباکی، اما زیادهروی کردی
چرا تنها رفتی اونجا و اجازه دادی این اتفاق بیوفته؟
عوضی آشغال
باید با پاشنه کفشم میزدمش نه در شیشهای
راستی، با هم اومدین اینجا؟
نه بابا
جلوی در همدیگه رو دیدیم
امشب توی اون اقامتگاه میمونم اگر چیزی نیاز داشتی با من تماس بگیر
...درضمن- برو-
ما به خوبی ازش مراقبت میکنیم
زنده زنده نمیخوریمش، نگران نباش و برو
(بار ایس)
مشتاق دیدار، نماینده گی
یکم بنوشید
اون کار ضروری ای که داشتی نوشیدن بود؟
برای شما امشب حتی بار رو هم تعطیل کردیم ناامید شدم
با ریختن نوشیدنی به من التماس میکنی یا چی؟
نتیجه نظرسنجی شما به خاطر ویدیوی پسرتون کاهش پیدا کرد
حتی مهارت کسب اطلاعات هم کاهش پیدا کرد
من امروز از طرف یک رئیس خیلی مشهور تماسی دریافت کردم
اون گفت که به کلاب جدید علاقمنده
کلاب جدید؟
من دارم کلاب آنجل رو ببندم ایس بار رو هم میبندم
و یه کلاب جدید راه میندازم
یه جای بزرگتر و مخفیانهتر
با کدوم پول؟
منطقه گونگکوک توی تونگجو به زودی مال من میشه
اگر شهردار بشم و یه کلاب مخفیانه جدید اونجا راهاندازی کنم
تمام شهر تونگجو به قلمروی من تبدیل میشه
اعضا دیگه چه کاری میتونن بکنن؟ بهتره که بیان پیش من
دو جه یی همه چیز رو درمورد تو فهمید
فکر میکنی فقط چون مدرک رو دستکاری کردی اون کاری نمیکنه؟
میدونی پاشنه آشیل اون چیه؟
دوستاش و حس قضاوتش
گو یونا، جو یو جونگ، و یون هه می
و حتی بچههای پرورشگاه هم تحت کنترل من
مگه اون چیکار میتونه بکنه؟
پس بهتره نگران خودتون باشین، نه من
این حقیقت که اعضا جلوی من صف بستن
یعنی اینکه کار شما تموم شدهست
چی؟
فکر کنم روابط خویشاندی از بقیه روابط قویتر باشه
دو شیک خیلی از صفات شما رو داره
اگر آسون میگرفت الان زنده بود
اما اون مدام از خط قرمز رد میشد
الان اعتراف کردی؟
!که تو پسر من رو کشتی
میدونین وقتی داشت میمیرد چی گفت؟
″!بابا! بابا″
مثل یه بچه شما رو صدا میکرد
!حرومزاده بیشرف
!چطور تونستی اون کار رو با پسرم بکنی
آقا، آروم باشید
اگر نمیخواین مثل پسرتون ریق رحمت رو سر بکشین
بهتره با تحقیر بهم نگاه نکنین، اوکی؟
!تکون بخور
!ای بیشرف. خودم میکشمت
منم نمیدونستم
که ههمی به همچین مهمونی خفتباری رفته
متوجهم
باید به خاطر هتل ههمی رو رها کنین
اما لطفاً مطمئن بشین که اون عکس پخش نمیشه
ازتون خواهش میکنم
سونگ جه هیوک
!بیشرف حرومزاده
!زنده زنده قورتت میدم
...من
سونگ جه هیوک رو میکشم
این دفعه تو این فکرم که واقعاً قاتل بشم
اومدم اینجا که اینو بهت بگم، جهیی
جدی بودی؟
من ازش خواستم که اجازه بده کبد خودم رو به نانا اهدا کنم
اما اون انجامش نمیده مطمئنم سعی میکنه زمین رو به دست بیاره
اما من هم کار مشابهی رو انجام میدم
از زمین به عنوان طعمه استفاده میکنم
میبرمش یه جای مخفی و میکشمش
نمیتونم اجازه بدم نانا با شخصی مثل اون برای باقی عمرش زندگی کنه
اگر دستگیر بشی چی؟
من فقط لازمه که تا قبل از عمل پیوند دستگیر نشم
اتفاقات بعدش برام مهم نیست
منظورت چیه که مهم نیست؟
اگر این دفعه گیر بیوفتی از نظر فنی، این دومین قتل تو میشه
این تو رو قاتل سریالی یا همچین چیزی میکنه؟
پس چیکار میتونم بکنم دیگه؟
هیچ راهی برای بردن نانا وجود نداره
من انجامش میدم
....ملاقات لئو
امروز توی زندان خیلی آزاردهنده بود
چرا اون زندانه؟
لئو به جرم قاچاق مواد مخدر !پولشویی و اختلاص دستگیر شده
چون توی تلهی اون افتاد
اما فکر نکنم اینجا تموم بشه
اون تا آخر عمر تو زندگی من و لئو خالت میکنه
سعی کردی با یو جونگ تماس بگیری؟
اگر میتونستم یه کاری میکردم
اون با نانا توی یه بیمارستانه اما حتی یکبار هم به ملاقاتش نیومد
ولی تازگیها با من تماس گرفته بود
اون پرسید که کجام واسه همین بهش گفتم که پیش جهیی ام
بهش آدرس هم دادم چون پرسید
چرا بهش گفتی؟
اگه به سونگ جه هیوک بگه چی؟
!هرچیم که باشه یوجونگ همچین کاری نمیکنه
درضمن، صداش یه جورایی عجیب بود
از تلفن یه نفر دیگه هم تماس گرفته بود
احیاناً سونگ جه هیوک زیرنظرش نداره؟
یه نفر باید اینجا باشه
اگر اون باشه چی؟
یو جونگ نیست؟
!بچهها
!یو جونگ
!یو جونگ
یو جونگ، حالت خوبه؟- یو جونگ-
بلند شو
یو جونگ
!جه یی
...من
...اون اندازه که
فکر میکنی بیخبر نیستم
منم فکر کردم که عجیبه
آقای جونگ یه تلفن برام گیر بیار
وقتی شک و تردید من ثابت شد
یاد چیزایی که قبلا سعی کردم نادیده بگیرم هم افتادم
....طوری رفتار کرد که انگار
خیلی وقته منو میشناسه
زنا رو نمیفهمم
هیچوقت نمیتونی حدس بزنی با چطور مردی قرار میذارن
با اون صورتای خوشگلشون
خودم همچین حرفی نمیزنم
...من
ملاحضهت رو کردم
وقتی شماها بهم گفتید
...اون همون قاتلِ متجاوزیه
که به جه یی تجاوز کرده و گی دو شیک رو کشته
!شوهرت منو تهدید کرد
...جدا
حق با یوناست
!اون در اون حد هم که فکر میکنید آدم مزخرفی نیست
خودمو زدم به نفهمی ولی میدونستم که امکانش هست
...ولی شنیدن صدای قلب بچه
...برای یه لحظه
فکر کردم حتی اگه حقیقتام داشته باشه مهم نیست
فکر میکردم هیچوقت قرار نیست بچه دار بشم
...ولی باردار شدن بچهی اون
یه لحظه دیوونهام کرد
...و
میدونی که توی تونگجو زمین دارم؟
زمینارو بگیر بچه رو بده بهم
باشه
...وقتی مدارک آماده شدن باهات تماس میگیرم
ولی به یو جونگ چیزی نگو
اگه بفهمه اوضاع خیلی قاراش میش میشه
دیدم که زندگی نانا رو با چهارتا زمین عوض کرد
ترسیدم
فکر کردم از بچمم قراره بخاطر این جاه طلبی استفاده بشه
واسه همین یه سر رفتم
جایی که گو دو شیک دفن شده
حس میکنم رفتن به اونجا به تصمیم گیریم کمک میکنه
به خودم قول دادم بخاطر یه مرد دیگه زندگیم رو به باد ندم
میدونم برای پشیمونی خیلی دیره
...ولی بخاطر
محافظت از نانا و بچهی توی شکمم
ترکش میکنم
پس میخوای طلاق بگیری؟
فکر کردی خیلی راحت قبول میکنه؟
طلاق نمیگیرم
میکشمش
نمیتونم بذارم یه هیولا بابای بچههام باشه
...یادتونه
چطور بهتون نزدیک شدم؟
گفتم که همون دانشگاهی که شما میرفتید درس خوندم
میدونم دیره ولی ببخشید
بخاطر اینکه گولتون زدم
ولی اینکه گفتی طراح مد شدی کاملا هم دروغ نبود
خیلی خوش استایل بودی
آره میدونم که قصدِ بدی نداشتی
اتفاقا قصد بدی داشتم
ولی از وقتی شناختمتون
واقعا ازتون خوشم اومد
وقتی کنار شما بودم با خودم عهد بستم
که از اون بارِ لعنتی و اون گردن کلفتا دور بشم
و بدون هیچ شرمی زندگی کنم
...ولی
من ناامیدتون کردم بچهها
فقط اگه یکی مثل گی دو شیک رو به یو جونگ معرفی نمیکردم
هیچکدوم از شماها قرار نبود درگیر سونگ جه هیوک بشید
بخاطر همین
...من
سونگ جه هیوک رو میکشم
با کمال میل وقتی سر حضانت شکایت میکنم میکشمش
وقتی یه مرد بمیره
ظاهرا اولین کسی که بهش مشکوک میشن زنشه
اینطور که معلومه قتل بین زوجای متاهل خیلی زیاد شده
پس من انجامش میدم
از قدیم گفتن یه هرزهی باهوش نمیتونه یه هرزهی سرسختو شکست بده
و یه هرزهی سرسخت هم نمیتونه یه هرزهی دیوونه رو شکست بده
!پس مواد میزنم که دیوونه بشم و راحت بکشمش
بسه بچهها
من کسیام که موضوع انتقامو شروع کرد
تو، بچههات و
حتی بچههای بیگناهِ پروشگاه
بخاطر من توی خطر هستید
من کسیام که باید این کارو تموم کنه
ببین وقتی میخواستی تنهایی بجنگی چه بلایی سرت اومد
بهتره تنهایی پیش رفتن رو تمومش کنی
منم تنهات نمیذارم جه یی
پا پس نمیکشم
!اون تخمِ حروم که میخواست بکشتت رو میکشم
الاناست که بیان بیرون
چقدر دیگه؟
هنوز هیچی؟- نه-
ای خدا
هنوز حاضر نشدی؟
لطفا یکم دیگه صبر کنین
چقدر؟
واقعا مجبورین اینکارو بکنین؟
به هرحال هدفم گیر انداختنش بود
حس میکنم همه زحماتتون قراره به باد بره
بیا شروع کنیم
کدوم گوریه؟
نگفتم شده کل کشور رو بگرد ولی پیداش کن؟
باید پیداش کنیم تا بفهمیم باید بکشمیش یا نه !احمق جان
(مدیر جونگ گوانگ چول) ...پیداش کردم ولی
واقعا؟ کجاست؟
اخبار همین الان پخش شد
چی؟- دو جه یی کنفرانس مطبوعاتی زنده داره-
کنفرانس مطبوعاتی؟
وکیل دو بعد از اون ویدیوی رسوایی ده سال پیش دیگه هیچ جا دیده نشدید
تمام این مدت بجای کمپین زدن در حال چه کاری بودید؟
اتفاقا کاملا سرم شلوغ بود
از اینکه نگرانتون کردم عذر میخوام
اول همشو میریزم وسط
باید خارج از مطبوعات و انظار عمومی باشم
هیچ چیزی برای گفتن جز این ویدیو ندارم
دلیل اینکه خواستم اینجا جمع بشید
خواستم بدونید دیگه نامزد شهرداری تونگجو نیستم
کناره گیری میکنم
دلیلش چیه؟
بخاطر اینه که میزان آرا بعد از اون ویدیو افت کرد؟
نه الان کار مهمتری برای انجام دادن دارم
دو جه یی
دقیقا قصدت از این کارا چیه؟
همه چیو میریزی وسط بعدش چی؟
...و بعدش
یه مهمونی راه میندازم
دقیقا شبیه همونی که ده سال پیش به خاک و خون کشیده شد
قبلا مارو به بازی گرفت
ولی الان همه چی تغییر کرده
این سری قراره ما اونو بازیش بدیم
تم لباس مشکیه
خیلی مودب باید رفتار کنیم
از اونجایی که ممکنه آخرین بارش باشه
بعد از امشب قراره دوباره متولد بشیم
برمیگردیم به خودِ قدیمیمون
همونایی که خوشگل و با اعتماد به نفس بودن
همونایی که ده سال پیش هنوز با اون پفیوز آشنا نشده بودن
!سرویس نظافت اینجاست
ببخشید
::::::::: آيـــ(ملکه ماسک)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
♫خواسته های شوم پشت ماسک♫
♫اونا همهاشون دروغگوان♫
♫حقایق پشت پرده پنهان شدن♫
♫قراره ظاهر پر زرق و برقم چشمتو بگیره♫
یهو به فکرم اومد ::::@AirenTeam::::
چرا باید یکیو انتخاب کنم؟ ::::@AirenTeam::::
میتونم همهاتونو داشته باشم ::::@AirenTeam::::
اگه همه چیز خوب پیش نره وکیل دو توی خطرِ بزرگی میوفته ::::@AirenTeam::::
این جنگ فقط با مردن یکی از ماها تموم میشه ::::@AirenTeam::::
نماینده من باش و به همه بگو اون مرد ده سال پیش برگشته ::::@AirenTeam::::
اون حرومزادهی بیشرفت الان کجاست؟- هه می گفت میخواد مواد بزنه؟- ::::@AirenTeam::::
یادت باشه راز های مشتری ها تا آخرش باید محفوظ نگه داشته بشن ::::@AirenTeam::::
مطمئنم کنارش یکارایی میتونم انجام بدم ::::@AirenTeam::::
به نفعته درست انجامش بدی ::::@AirenTeam::::
چای به، برای ریه خوبه ::::@AirenTeam::::
فکر میکردم بخاطر دیدن اینهمه آدم تو این چند روز خیلی باید خسته باشی ::::@AirenTeam::::
!بیا نزدیکتر نزدیکتر نزدیکتر ::::@AirenTeam::::
تو میمیری؟ یا من؟ ::::@AirenTeam::::
یه اتفاق شوکه کننده توی پروشگاه چانسارانگ شهر تونگجو اتفاق افتاد ::::@AirenTeam::::
آقای سونگ برای پاسخ گویی در مورد این اتفاق ناگوار توی پروشگاه چانسارانگ ::::@AirenTeam::::
کجاست الان؟ ::::@AirenTeam::::
نمیدونم ::::@AirenTeam::::
مطمئنم همین دور و اطرافه مهم نیس کجاست دقیقا ::::@AirenTeam::::
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.