All language subtitles for Meteor.Garden.E46

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)

باغ شهابسنگ

قسمت 46 مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)

-کجا میریم؟ -هر جا تو بگی

میشه فیلم ببینیم؟

یا چای عصر و بخوریم؟

یا همینطوری قدم بزنیم؟

کسی اون اطراف نبود؟

نه

خوبه

دائومینگ سی از گروه اف 4 توی این خیابون اینطوری cldk ldo,vi

خیلی تحقیر آمیز بود

البته که بود

تو به اندازه کافی باهوش نیستی

منظورم این نبود که این کار و کنی

چطور با این کفشا میری سفر؟

چطور تا امروز زنده موندی تو که اینقدر دست و پا چلفتی هستی؟

بریم

-کجا میریم؟ -دیگه کجا؟

فیلم؟ چای عصر؟

بذار اول کفش بخریم

چیه؟

بپر. دیگه چی؟

میخوای بازم زمین بخوری؟

تو خیلی سنگینی نمیتونم بگیرمت

اینو نگه دار

حدس میزنم باید همیشه ازت مراقبت کنم

...نکن

پای چپ، پای راست

شانسای؟

خدای من خیلی وقته ندیدمت

بیا بذار ببینمت

خدای من تو خیلی زیبا شدی

تو از این مغازه کفش میخری؟

البته

اون از وقتی رفته مدرسه میومده اینجا

اون عاشق برند تجاری ماست درسته؟

...تعجبی نداره

شانسای

اون کفشا هم تخفیف خورده

جنسای جدیدمون اینجاست یه نگاه بهشون بنداز

بهترین کفش و براش انتخاب کن

خدای من

اون دوست پسرته؟

اون خیلی بهت میاد

یه جفت برات میارم امتحانش کنی

باشه

در حال حاضر 199 یوان

به نظر عالیه

انگار واسه تو ساختنش

نظرت چیه؟

به طرز شگفت انگیزی خوبه

نخند بیا بریم خونه

چکار میکنیم؟

فکر نکن اگه ازدواج کنیم بازم میتونی راه خودتو بری

خانم یو اندازه تو واسه لباست میگیره

به چی فکر کردی؟

فیگورت و ببین

مورد علاقه آدمای نرمال نیست

خفه شو

شانسای تو اینجایی

تو خیلی خوب میخوری اینطور نیست؟

تو از سمت راست اضافه وزن گرفتی

خانم یو میخوای بگی وزنم زیاد شده؟

نه

تو اینطوری عالی هستی

معلومه خیلی انرژی داری

بهترین لباس و برات آماده میکنم

که باعث بشه تو

مرکز توجه باشی

هم تو نامزدیت هم عروسیت

ممنون خانم یو

میدونم میتونم بهتون اعتماد کنم

تو میدونی

من صبر کردم تا تو بیای

خوشحالم که اینجا توی این خونه ای

ممنون

باید توی این خونه خیلی چیزا رو یاد بگیرم

باید بهم کمک کنید

من واقعا برات خوشحالم

فقط تو میتونی سی و کنترل کنی

ضمنا داره دیر میشه

بعد شام باید بمونی اینجا

میتونی تو اتاق سی بمونی

خانم یو

چطور خانم پیر زیبایی مثل شما

میتونه این حرف و بزنه؟

این طبیعیه نیست؟

چرا خجالت میکشی؟

در ضمن به من نگو خانم پیر

بچه احمق

تموم شد؟

آره

سی

الان میتونی ببریش

یالا

چی؟

!هی

هیچ سوالی نپرس

-بیا -...تو

!با هم تبانی کردین هی

شیمن یه هدیه برات دارم

یه هدیه مخصوص؟

نه دقیقا

میخواستم اینو با تو داشته باشم

کیک؟

آره واقعا خوبه

شما دخترا از این جور چیزا خوشتون میاد

ما دخترا؟

شیائو گنگم کیک دوست داشت

چی؟ عصبانی هستی؟

نه

احمقانه ست که حسودی کنی

الان این درمورد ماست

ما الان با هم کیک میخوریم

من واقعا چیزای شیرین دوست ندارم

اما تو رو دوست دارم

پس من امتحانش میکنم

این کیک مثل ماست

خیلی شیرین نیست

تو چطور؟

واسم هدیه داری؟

نه

خوب من چیزی نمیخواستم

منظورم این نیست

من خوشحالم که اینجا با توام

واقعا خوشحالم

باشه

-شیائو یو؟ -بله؟

این اولین قرارمونه

میخوام یه خاطره خاص باشه

خاص بود

هیچ وقت امشب و یادم نمیره چون با تو بودم

شیمن چه خبره؟

به نظر عصبانی میای

پدرم بهم پیام داده. باید بهش زنگ بزنم

اینجا منتظرم بمون

برمیگردم باشه؟

-الو؟ -چینگه

چرا روشن نمیشه؟

نشد؟

شاید برقش قطعه

یا سیمش بریده

سیمش بریده؟

نه

اشتباه کردم چیزی نشده

کنترل کننده رو روی کلید برق بذار

سه تا از طبقه 36 تا 16 رو روشن کن

چهار تا بالاتر از طبقه 26 و هم روشن کن

همه چیز و از سمت راست و چپ طبقه 36 روشن کن

ساعتش و تنظیم کن و برو. اینقدر سخته؟

اگه نتونی انجامش بدی چطور میتونی جزء اف 4 باشی؟

چن چینگه دارم بهت میگم

من، شیمن یان

یه دوست پسر عالیم

اما تو قرار امشبم و خراب کردی

!تو یه احمقی

شیمن پریشون به نظر میای

حالت خوبه؟

خوبم. خودشون درستش میکنن

خوبه

من حتی نمیتونم این وظایف کوچیک و انجام بدم

چم شده؟

میدونستم

شاید خدا نمیخواست که شیمن موفق بشه

اونا یه زوجن. مشکلش چیه؟

اونا اونجا گل دارن چند تا برات میخرم

شیمن

نیازی نیست

امشب فوق العاده بود

چون من خوشحالم که با توام

هیچ وقت فکر نمیکردم اینقدر خوشحال باشم

که بتونم دستاتو امشب بگیرم

این همه اون چیزیه که میخوام

شیائو یو

واااو

شیمن نگاه کن! اون واقعا قشنگه

اون باید یه سورپرایز واسه یه دختر از طرف دوست پسر فوق العاده ش باشه

خلاقانه و قشنگه

شگفت انگیزه

واو

خیلی رومانتیکه

کار قشنگیه شیمن

آره

شیمن

طوری نیست

حتی اگه بهم هدیه ندادی

به جاش ما یه منظره قشنگ دیدیم

ممنون از اونای دیگه

!چه خوش شانس

اونای دیگه؟

آره

بیا عکس بگیریم

چشماتو باز نکن

باشه

سه

دو

یک

خیلی قشنگه

چطوره؟

یادته وقتی با همدیگه شهابسنگ ها رو تماشا کردیم

پیداش کردم. بیا ببینش

-چی و ببینم؟ -بیا یه نگاه بنداز

می بینش؟

آره خیلی قشنگه

قشنگ میشه اگه هر روز بتونم ببینمش

پس چشماتو ببند و یه آرزو کن

شاید درست از آب دربیاد

از کجا میخوای بدونی اگه امتحانش نکنی؟

خیلی خوب

این هدیه یه معنی خاص میده

چون تو تنها کسی هستی که میخوام همه شهاب سنگای آسمون و داشته باشه

قبل اینکه ازدواج کنیم میخوام برات خاطره خاص ایجاد کنم

تو خیلی بدی

برای چی؟

من نمیتونم این و فراموش کنم

پس فکر کنم تا ابد باید دنبالت بیام

دیگه کجا میخوای بری؟

تو فقط میتونی با من باشی

من با همه قدرتم زنده میمونم

نمیتونیم خودمونو ناراحت کنیم

فراموش نکن

من برات یه مرد خوبم

بهت گوش میکنم

واقعا؟

البته

اما من میخوام یه کاری برام انجام بدی

البته به دستش میارم

میدونم

چی و ؟

چیزی که میگم اینه که

تو باید با من باشی

برای همه زندگیت

حدس بزن چی؟

این شادترین چیز تو کل زندگیم بوده

فروشگاه چای تلنت

هلوی سرخ سلطنتی شما

-ممنون. بازم تشریف بیارین -باشه ممنون

شیائو یو فروشگاه تلنت داره بهتر و بهتر میشه

میخوایم زنجیره ایش کنیم

-عالیه -تو خیلی سخت کوشی

میخوام این فروشگاه و نگه داری

و مدیریتش کنی. باهاش که مشکلی نداری؟

واقعا؟

خیلی ممنون. میتونید روی من حساب کنید

موفق باشید

لطفا نگاه کنید دوستان

ما در حال دریافت پاداش

نوشیدنی شما حاضره. بازم تشریف بیارین

ممنون

همه شما اینجایین

شیمن تو اینجایی

این اولین روز مدیریت شیائو یوئه

شیمن ازمون خواست بیایم و حمایتت کنیم

اینم گفت که

امروز باید رکورد فروش و بزنیم

ممنون بچه ها ممنون شیمن

الان سفارش داریم

نوشیدنی مخصوص فروشگاه یادته؟

-نوشیدنی یاس سفید -هلوی سرخ سلطنتی

فروشگاه چای تلنت

-!این بهترین چای شهره -!این بهترین چای شهره

شیمن بارها بهمون یادآوری کرده

خیلی خوب

بذار اول یه صندلی پیدا کنیم

شیائو یو عالی بود

اون اولین روزشه و بیشتر از 20 هزار یوان فروخته

دست بزنید

ممنون بچه ها

مهمون من

-واسه می زو -ممنون

دائومینگ سی

بیا

برای موفقیت روز اول مدیریت شیائو یو

به سلامتی

-!به سلامتی -!به سلامتی

من این چای شیر و با بهترین برگهای چای درست کردم

میتونید حدس بزنید از چه برگایی استفاده کردم؟

لی اول تو

به نظرم موچی، این واقعا خوبه

آره

می زو

یه نوع کیوی

درسته

شایدم چای سبز چهار فصل

نه

شانسای امتحانش کن

این چای سبز ه با یاکولت(نوعی لبنیات پروبیوتیک شرقی)

شانسای فهمیدی

شانسای متخصصه

اون تونست قلب سی و شکست بده

کی فکرش و میکرد که

دختر گوشتالوی چشم درشت زمخت

حالا اینقدر خوشگل بشه؟

کاش میشد ببوسمش

دیگه نمیتونم شانسای و خارج از کشور ببینم

حسودی میکنی؟

آره

من حسودم

مخصوصا راجع به تو

پس من باید ببوسمش

!هی! نگاش کن

-!لی -آروم باش

-مشکلت چیه؟ -فقط یه بوس بود

خوبه

!پس منم شیائو یو رو بوس میکنم

شیائو یو بیا اینجا

آروم باش

!بسه

-!شیائو یو بیا اینجا -کافیه بس کن

-بیا اینجا -!دائومینگ سی

نگاش کن

چکار میکنی عزیزم؟ تو خیلی یواشی

خیلی وقته کت و شلوار نپوشیدم

نمیتونم این کراوات و درست کنم

خیلی بلند و خیلی کوتاهه

-بیا اینجا -کجه

بذار کمکت کنم.

-غذا حاضره -خوبه

بوش عالیه

-ما کلی غذا داریم -زیاده

-خوبه -مادر غذای مخصوص تو رو درست کردم

خوراک گوشت ترش و شیرین

وقتی دائومینگ سی میاد اینجا خیلی خوشحال میشه

عزیزم، شانسای ما فوق العاده ست

اون زیبا و حرف شنوست نمره هاشم خوبه

آشپزیشم واقعا خوبه

ما چه خوش شانسیم

ما چه خوش شانسیم؟

فکر میکنم خانواده دائومینگ خوش شانسن

چی شده؟

دختر باارزشم داره ازدواج میکنه

دیگه تو این خونه نمیاد

دیگه نمی بینمش

هر وقت بهش فکر میکنم ناراحت میشم

ای بابا

مادر تو همیشه من و می بینی

حتی اگه ازدواج کنم

همیشه کنارتم تا ابد

تو مادر عزیزمی

بعد ازدواج نمیرید لندن؟

من هنوز فارغ التحصیل نشدم

تا قبل اون شانگهای میمونم

حتی اگه برم لندن

به دائومینگ سی میگم که نباید اونجا زندگی کنیم

ما باید اینجا با شما زندگی کنیم

-باشه -احمق نباش

وقتی ازدواج کردی نمیتونی هر جا خواستی زندگی کنی

البته که میتونم

دائومینگ سی بهم گفت هر کاری که بگم میکنه

من میتونم هر کاری که میخوام و بگم که انجام بده

حتی اگه ازم دست بکشه

من وقتی ببینمش هر کاری بخوام میکنم

!میزنمش

خوبه

دخترمونو می بینی؟ مثل توئه

خوب تعجبی نداره که اون اینطوریه

-تو بهترین مادر دنیایی -بهترین همسر دنیایی

اینطوری خیلی خوبه

ساعت 12 شد

چرا سی با مادرش هنوز نیومدن اینجا؟

سخته که جلوی خونمون پارک کنن

باید به همسایه هامون میگفتیم

که جلوی خونه اونا پارک کنن

تقصیر منه

-همش تقصیر منه -اینطور نیست

اونا راننده دارن خودشون رانندگی نمیکنن

درسته کلا فراموش کرده بودم

شاید مسیر خونمون یادشون رفته

غیر ممکنه

-مادرش دفعه پیش اومد -آره

خوب طوری نیست الان بهش زنگ میزنم

-ازش بپرس -باشه

غذاها رو نخورین

نمیخوایم

فقط چکشون میکنیم

غذا خیلیه

الو؟ دائومینگ سی؟

دائومینگ سی نیست. منم

خانم دائومینگ

-خانم دائومینگ؟ -میخواستم بدونم

اگه هنوز اونجایین

من و خانواده م منتظر شماییم

امروز سرم شلوغه. نمیتونم بیام

اما ما توافق کردیم

که شما و دائومینگ سی امروز بیاین اینجا

من اونو گفتم

چون سی با تو بود

نگران بودم که فریب بخوره

و تن به ازدواجی بده که بعدا بابتش پشیمون بشه

الان سی پشت سر منه

من در مورد بعضی چیزا باهاش حرف زدم

اون دیگه بدون فکر کاری نمیکنه

بعد از گوش کردن به من

تصمیم گرفت با من بیاد لندن

اون دیگه به شانگهای برنمیگرده

دونگ شانسای

تو باید دست از سر سی برداری

این اتفاق هرگز نمیفته

چی شده؟ شانسای؟ چه خبره؟

مادر

خانم دائومینگ گفت

امروز نمیاد

اون روز

فریبمون داد

چی؟

بهمون دروغ گفت؟

نمیاد؟

خیلی گستاخه! این جادوگر داره چکار میکنه؟

شانسای کلی غذا براشون پخته

اونوقت اونا نمیان؟

من خیلی عصبانیم

با خودش چه فکری کرده؟

فکر کرده ما احمقیم؟ دخترمون احمقه؟

باید برم باهاش حرف بزنم حسابش و بذارم کف دستش

شانسای بذار بریم دم خونه ش

-بیا -بریم

پدر مادر

متاسفم

چرا متاسفی؟

اونا اشتباه کردن تو واسه چی عذرخواهی میکنی؟

چون رابطه ما

شما رو نگران و عصبانی کرده

اما این تقصیر تو نیست

پدر مادر

بهم یه قول بدین

از حالا به بعد

بذارین با مشکلات کنار بیایم

من و دائومینگ سی به تنهایی

مهم نیست چه اتفاقی بینمون بیفته

دیگه نمیخوام شما دوباره اینطور تحقیر بشین

مهم نیست که خانم دائومینگ چکار میکنه که ما از هم جدا بشیم

من شجاعانه باهاش رو به رو میشم

کی این ایده احمقانه رو مطرح کرد؟

ایده می زو بود

اون گفت که یه جشن کلاه هست

ما هم باید کلاه بپوشیم و کادو و دعای خیر و به سی بدیم

اما این کلاه سگ مسخره ست

این جشن مجردی کلاهه باشه؟

فکر میکنم خیلی هم خلاقم

کی میدونست

که سی اول همه ازدواج میکنه

اگه حسودیت میشه یه کم تشویقت کنیم

دیگه بابت به هم زدنت اینقدر ناراحت نباش

می زو واقعا ناراحته؟

اینو میگن پوشیدن یه چهره شجاع

که وقتی توی خونه تنهایی گریه میکنی

به هم زدن واقعا ناراحت کننده ست

باید اشکاتو نگه داری

وقتی سی میاد اینجا گریه کنی

خیلی خوب

اما چرا هنوز نیومده؟

شانسای؟

شانسای چی شده؟

...دائومینگ سی

اون نمیاد

منظورت اینه که

سی با مادرش نیومدن خونتون که درباره ازدواجتون صحبت کنن؟

نه

اونا گفتن ظهر میان

ما نهار و آماده کردیم

اما اونا اصلا نیومدن

به دائومینگ سی زنگ زدم اما مادرش برداشت

...اون گفت که

اون هیچ وقت نمیخواسته ما ازدواج کنیم

اون دائومینگ سی و فرستاده لندن

هیچ وقت برنمیگرده

بهش زنگ میزنم

سی رفته لندن؟

نه

الو؟

خانم یو؟ منم شیمن

چرا شما دو تا گوشی و برمیدارین؟

سی سرش شلوغه

خانم یو درباره چی حرف میزنید؟

ما جشن مجردی داریم و منتظریم که اون بیاد

یک بار بهتون گفتم

سرمون شلوغه

سی سرش شلوغه

نمیتونه گوشیش و جواب بده

دیگه به ما زنگ نزنید

الو؟ خانم یو؟

الو؟

از امروز شروع میشه

اگه کسی در مورد سی پرسید هیچی نگو

تلفنا رو جواب ندید

بذارین منشی این کار و بکنه

بله مادام

خانم دائومینگ

نگران سی نیستی؟

خانم یو خیلی عجیب بود

اون امروز خونه شانسای نرفته

اینطوری متوقفش کرده

یا متوقفش میکنه

متوقفش میکنه؟

سعی داره چکار کنه؟

الان مهم ترین کار اینه که

سی و پیدا کنیم

چطور پیداش کنیم؟

خانم یو یه اشاره کرد

سی خونه ست

چکار باید بکنیم؟

باید بریم اونجا چکش کنیم

من باهاتون میام

باید یواشکی بریم

تو نمیتونی بیای

وقتی پیداش کردیم خبرت میکنیم

چکار باید بکنیم؟

مثل همیشه از در پشتی برو

کیه؟

چقدر طول کشید؟

میدونستم خانم یو با ماست

ما بهش شک کردیم

من حواس محافظ ها رو با چای پرت کردم

یه ساعته منتظرم

با من بیاین

چه اتفاقی واسه سی افتاده؟

اون تو اتاق زندانیه

بیاین

فکر میکردم حالا که فارغ التحصیل شدین

دیگه احمق نیستین

دوباره یواشکی اومدین تو خونه ما

چرا سی با یه همچین آدمای درد سر سازی دوسته؟

خانم دائومینگ

حتی اگه ما درد سر ساز باشیم

هرگز به اعضای خانواده مون صدمه نمیزنیم

میخواین بگین

من به سی صدمه میزنم؟

پس الان دارین چکار میکنید؟ تظاهر میکنید پرستارید؟

کی میخواید بزرگ بشید و مثل آدمای بالغ فکر کنید؟

اگه میخواید ما رو مثل آدمای بالغ ببینید

باید به سی احترام بذارین و شانسای و قبول کنید

شما به من احترام میذارید؟

من نمیتونم اجازه بدم که سی

با کسی با اون زمینه خانوادگی باشه که از نظر هوش و ظاهر

واضحه که ازش پایین تره

من فکر میکنم شیائو زی خیلی براش مناسبه

شیائو زی به نظر خوب میاد میخوای امتحانش کنی؟

مادر

چرا هنوز دارین لباس انتخاب میکنید؟

بهتون گفتم

اون من و دوست نداره

اون شانسای و دوس داره

هیچ عشقی بین ما نیست

چطور میتونیم ازدواج کنیم؟

شیائو زی شما هنوز جوونید

اما نمیتونید اینقدر بی فکر باشید

موقعیت الان

اینه که شما هر دو جانشین دو گروه تجاری قدرتمند هستید

اگه شما دو تا ازدواج کنید

برای هر دو خانواده بهتره

این همه اون چیزیه که بهش اهمیت میدید؟

سی و دوست نداری؟

دوستش دارم

اما اون من و دوست نداره

شیائو زی

اگه سی و دوست داری

این بهترین فرصت برای توئه

منظورتون چیه؟

اگه این اتفاق چند سال زودتر میفتاد

دائومینگ فنگ این بحث و پیش نمیکشید

اما الان فرق میکنه

برای دو سال گذشته هتلش خوب کار نمیکنه

اون به پدر تو احتیاج داره که تجارت خودش و حفظ کنه

پدر تو هم به این فرصت نیاز داره

که سود بیشتری از گروه دائومینگ به دست بیاره

اما چی میشه اگه من بگم

دیگه سی و دوست ندارم؟

شیائو زی

-دروغ نگو -دروغ نمیگم

من نمیفهمم

اگه این کار به نفع دو طرفه

چرا تنها راه حلش ازدواجه؟

چرا نمیتونیم با هم کار کنیم؟

چون ما نمیتونیم به دائومینگ فنگ اعتماد کنیم

نمیتونیم بهش اعتماد کنیم؟

سبک دائومینگ فنگ پرخاشگرانه ست اون دشمنای زیادی داره

چرا باید بهش کمک کنیم وقتی بازگشتی نداره؟

اما اگه سی عضو خانواده ما بشه

داستان فرق میکنه

شیائو زی

اگه نمیخوای باهاش ازدواج کنی

منم مجبورت نمیکنم

اگه گروه دائومینگ از تجارت بیرون بره

برای خانواده ما

ضرر چندانی نداره

پدرت این سالها خوب کار کرده

میتونه یه شریک دیگه پیدا کنه که باهاش کار کنه

اما اگه گروه دائومینگ از بین بره

دائومینگ سی دیگه هیچی نداره

اون یه آدم دیگه میشه

میتونی بذاری این اتفاق بیفته؟

مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)

مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)

مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.