Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)
باغ شهری
قسمت 41 مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)
شانسای تو با سی هستی؟
نه
چرا اینقدر ناراحتی؟
چی شده؟
دائومینگ سی میخواد با من به هم بزنه
...دائو
دائومینگ سی؟
غیر ممکنه اون همچین کاری نمیکنه
اون خودش بهم گفت
میدونم
این باید مربوط به تجارت مادر سی با پدر من باشه
هیچ وقت صورتشو اونطور ندیده بودم
شانسای نگران نباش
وقتی برگردی شانگهای یه فکری میکنیم باشه؟
با ما در تماس باش
خداحافظ
نمیدونم چرا پدرم فردا میره لندن
مادر سی باید صبرشو از دست داده باشه
اون میخواد سی به این ازدواج مجبور بشه
این بر خلاف میل سیه
شانسای هم هزاران مایل و واسه اون سفر کرده
چطور دلش و داشت که از شانسای رو برگردونه
اصلا معنی نداره
یه اتفاق جدی باید افتاده باشه
وگرنه غیر ممکنه که سی به این راحتی تسلیم بشه
تسلیم؟
زمانی که تسلیم بشه
به این معنیه که
اون میخواد کاری و که مادرش میگه انجام بده و با دختر خانواده هی ازدواج کنه
صبر کن
دختر خانواده هی؟
منظورت منم؟
من با دائومینگ سی ازدواج میکنم؟
پس شانسای چی میشه؟
از اونجایی که تو هم درگیر این موضوع هستی
نباید بری و بفهمی که چه خبره؟
یا میتونی یه راه پیدا کنی که دائومینگ فنگ و متوقف کنی
خسته ای؟
من هیچ کاری نکردم
فقط خوردم، نوشیدم و موسیقی گوش کردم
این تویی که باید خسته باشی
من خسته ام چون من لی هستم
بعد پرداخت پول غذا فقط یه پوند برامون مونده
این اولین درآمد من با نواختن موسیقی بود
خیلی جالب بود
اولین درآمد خیلی خاصه
اونو بذار یه جای امن
اولین 100 یوانی که به دست آوردم و تو دفترچه روزانه م گذاشتم
نمیتونم خرجش کنم
باید اولین پولی که به دست آوردم و به یه روش خاص خرج کنم
یه لحظه صبر کن
بگیر
این چیزیه که تو میتونی با یه پوند بخری
مگه نگفتی میخوای با یه روش خاص خرجش کنی؟
دادن یه گل به تو توی این شهر واسه من خاصه
کارا چطور پیش میره؟
شیائو زی ظرف چند روز میرسه
آقای هی هم از ایالت متحده میاد
پذیرش هتل جیمز تاییدش کرده
من جزئیات و قبلا براتون فرستادم
مادام کار دیگه ای هست که بتونم براتون انجام بدم
...با در نظر گرفتن سی
پیش بریم
حواست بهش باشه. مطمئن شو که دسته گل به آب نده
باشه
سی
خانم شیائو زی روی خطه
بهت نگفته بودم نمیخوام باهاش تماس بگیرم؟
اون گفت باید باهاش تماس بگیری
شاید یه موضوع ضروری پیش اومده فقط باهاش حرف بزن
چطوری نامزد سابق من؟
چند بار بهت زنگ زدم اما جواب ندادی
چی شده؟
شنیدم شانسای هزاران مایل و به لندن سفر کرده که تو رو ببینه
اونوقت فرستادیش بره
این فقط یه بحران سرمایه گذاری خانوادگیه
مگه مهمه؟
میخوای از عشقت دست بکشی؟
و این کاریه که همراه با پدر و مادر من باید انجام بدی درسته؟
به خاطر تو درستش میکنم
شیائو زی
به این سادگی که تو فکر میکنی نیست
چطور ساده نیست؟ اگه میگم درستش میکنم پس میکنم
این بین من و شانسایه
به تو ربطی نداره
به من ربطی نداره؟
منظورت چیه؟
من بالاخره تصمیم گرفتم از رابطه تو حمایت کنم
اونوقت تو پس کشیدی
چطور میتونی همچین کاری کنی؟
خوبه
حتی اگه من یا هیچکدوم ما نتونیم کمکت کنیم و این قضیه رو درستش کنیم
و تو مجبور باشی با شانسای به هم بزنی
حداقل نباید ازش عذرخواهی کنی و جزئیات و براش توضیح بدی؟
بحران سرمایه گذاری خونواده تو با اون چکار داره؟
این تقصیر شانسای نیست
نمیتونی بذاری اینطوری بره
خدای من
دیگه اینجا نیا
شانسای
متاسفم
اتفاقی واسه خانواده م افتاده
باید کاملا روی این تمرکز کنم
که به گروه دائومینگ کمک کنم که این مشکل و حل کنه
نمیتونم خودخواه باشم
و تظاهر کنم اوضاع خانواده م خوبه
اما ما توافق کردیم که با همدیگه با همه چیز رو به رو میشیم
ما میتونیم کمکت کنیم
افکار ما ساده و بچگانه بود
فکر میکردم میتونم انجامش بدم
اما متاسفم
نمیتونم
نمیتونم مثل تو خودخواه باشم
خوبه
میفهمم
واسه دلخوری که پیش اومده عذر میخوام
سی
چیزی نخوردی
یه چیزی بخور
چی میخوای؟
برات میخرمش
بهم بگو
اینطوریه؟
البته
اگرچه
نذار به این پیرزن سخت بگذره
حتی اگه پیر باشی
هنوزم میتونی دوی ماراتن بذاری
دوباره داری شوخی میکنی
دقیقا چی میخوای بخوری؟
داری به چی فکر میکنی؟ بهم بگو
یه چیزی هست
چی هست؟
نودل هشت پای تند
خیلی خوب
میرم کمی برات بخرم
نه
خودم میرم میخورم
مطمئنی میخوای بری؟
بله
نمیخوای قبل رفتنت سی و ببینی؟
اون واسه یه مدت برنمیگرده شانگهای
اگه میخوای ببینیش الان وقتشه
قبلا یه بار دیدمش
...دیدن دوباره ش
فرقی هم میکنه؟
مطمئن نیستم
نمیخوام اینطور بیچاره ببینمت
لی
ممنون
که همیشه کنارمی
حسی که بهت دارم ورای عشقه
تو مثل دوست و حیوون خونگی منی
تو خیلی واسه من خاصی
باید بریم
من شانسای و برمیگردونم شانگهای
منظورت چیه؟
تو لیاقت عشقش و نداری
اون خودش اومده اینجا چون تو ترکش کردی
چطور میتونی خودتو دوست پسرش بدونی؟
اگه تو این طوری با دوست دخترت رفتار میکنی
پس معلومه در موردت اشتباه میکردم
شانسای بریم
!شانسای
هنوز یادته چه قولی بهم دادی؟
اگه نمیتونی هیچ قولی بهش بدی
هیچ انتظاری ازش نداشته باش
مگه قول ندادی
که با هم غذای داغ تو دیگ و بخوریم؟
لی
میخوام به آخرین قولی که بهش دادم عمل کنم
این آخرین قرارمونه
بیا یه روز قشنگ و تو لندن داشته باشیم و قول بده که بحث نکنی
باشه
این چشم لندنه
حالا میتونم واسه شیائو یو تعریف کنم که تو لندن چطوری گذشت
حالا که اینجایی نمیخوای یه نگاه به اطراف بندازی؟
من واسه تعطیلات نیومدم
خوبه که اولین باری که اومدم اینجا با توام
میخوای سوار بشی؟ منظره ش عالیه
میخوام از همینجا نگاش کنم
همون طوری که لندن و تصور کرده بودم
برفه
دائومینگ سی
یه چیزی هست که به خاطرش باید ازت عذرخواهی کنم
دستبندی و که بهم داده بودی دزد برد
روز اولی که اومدم لندن
طوری نیست
چرا باید مهم باشه؟
چیزی و که تو بهم داده بودی گم کردم البته که مهمه
چی میشه اگه من
-گردنبند شهاب سنگ و بهت برگردونم؟ -تو نمیتونی این کار و کنی
شانسای
هر چیزی که از روز اول آشناییمون بهت دادم
مال توئه
تو نمیتونی اونا رو بهم پس بدی
باشه؟
باشه
تلفنت و بهم بده
برای چی؟
فقط بدش به من
"I Call the Shots" اون یارو
از خیلی وقت پیش آماده ست که یه هدیه به تو بده
"باغ شهاب سنگ؟"
نه. من میخوام بذارمش اینجا
سلیقه تو با مردم عادی فرق داره
اینو نمیدونستی؟
من میخوام بذارمش اینجا
اونور باشه قشنگ تر نیست؟
این باغ شهاب سنگ خودمه هر جا دلم بخواد میذارمش
فکر میکنم این اینجا بهتره
نه جاش اینجاست
-بدش به من. خودم تکونش میدم -نه
شانسای
سی
خانم یوئه
تو شانسای و میشناسی؟
قبلا اومده پیشم نودل هشت پای تند خورده
سلام خانم یوئه
معلومه پسری که دنبالش بودی سیه
شانسای تو سی و پیدا کردی
سی میدونی؟
اون روز وقتی شانسای اومد داخل مغازه
خیلی خسته و داغون بود
اما وقتی شروع کرد به صحبت
درباره اینکه اومده لندن که دوست پسرش و پیدا کنه
چشماش پر از عشق شدن
من تا حالا هنوز تحت تاثیرشم
پس شما اینجایین که جشن بگیرین؟
جشن به هم پیوستنتون توی لندن؟
بله
ما بهترین روزی و که تا حالا با هم بودیم جشن میگیریم
خانم یوئه
لطفا گرونترین دیگ غذای داغ و بهمون بده
مشکلی نیست
برید بشینید
بیا
این سس و با روش مخصوص خودم درست کردم
جای دیگه اینو نمیفروشن
امتحانش کنید مطمئنم خوششتون میاد
این واقعا خوبه
این واقعا خوبه
خوشحالم دوستش دارین
الان خیلی خوشحالم
سی یه دوست دختر داره
امروز مهمون من باشید
-خانم یوئه -بله
تو نمیتونی ما رو مهمون کنی
من از شانسای خواستم بیاد با من غذای توی دیگ داغ بخوره
مهمون من
پس من دفه بعد مهمونتون میکنم
دفه بعدی وجود نداره
اینقدر زود از لندن میری؟
من فردا برمیگردم شانگهای
خدای من این باعث شرمندگیه
پس مهمونتون نمیکنم خونواده ش به هر حال ثروتمندن
از زمان با هم بودنتون لذت ببرین
از لحظاتتون لذت ببرین
اینجا کلی غذای خوشمزه هست
اول کدوم و امتحان کنم؟
میخوام اول یه کم گوشت بخورم
این استیک خیلی خوشمزه ست چطور میتونه اینقدر خوب باشه؟
امروز خیلی خوشحالم
هر وقت غذا خوردنت و می بینم حس میکنم غذاها خوشمزه تر میشن
اینا مزه شون واقعا خوبه
خیلی خوشمزه ست
من واقعا دلم میخواد غذا خوردنتو تماشا کنم
حسش میگه که همه چیز خوشمزه ست
وقتی تو میخوریشون
چون خیلی خوبه که غذای خوشمزه بخوری
اینطوریه؟
آره
خودت امتحانش کن
باشه
خوبه؟
خیلی خوبه
چطور مزه خوبشو قبلا متوجه نشدم؟
چون این چیزا قبلا واسه تو مهم نبوده
حق با توئه
قبلا خیلی چیزا برام مهم نبود
مزه خوب برام مهم نبود
اینکه هوا موقع قرار گذاشتن چطوره
اینکه کسی دوستم داشته باشه
یا اونایی که دوستم دارن خوشحال باشن
یا اینکه کسی بهم فکر کنه یا دلش برام تنگ بشه
تا وقتیکه دختری و دیدم که اسمش شانسایه
!دائومینگ سی
اون موقع بود که فهمیدم خیلی چیزا برام مهمن
حالا چی؟
هنوزم به اون دختر اهمیت میدی؟
اون خیلی برام مهمه
اما نمیدونم چطور حمایتش کنم
خیلی خوب
بس کن
شبیه خودت نیستی
دائومینگ سی
...لطفا
میشه مثل یه پسر بد برخورد کنی؟
بیا برگردیم به روز اولی که دیدمت
این خود محوری
هدیه خدا به بشر
مغرور ترین
و باحال ترینش دائومینگ سیه
خیلی خوب
پس این چیزیه که میخوای
خودت خواستی
آره خودم خواستم
دونگ شانسای تو یه دختر احمقی
بهت دستور میدم هر چیزی و که توی این دیگ داغه بخوری
یه کم غذا و یه کم سوپم سرو کن
تو واقعا اعصاب خورد کنی
چرا باید بهت گوش کنم؟
هیچی. فقط کاری و که میگم بکن
نمیتونم این کار و کنم
نمیتونی این کار و کنی؟
میخوای بمیری؟
متاسفم
"متاسفی؟"
عذر خواهی میکنی؟
میتونی اینطور فرض کنی
-اگه عذرخواهی کافی بود -اگه عذرخواهی کافی بود
-چه نیازی به پلیس داشتیم؟ -چه نیازی به پلیس داشتیم؟
خیلی باحاله
اینقدر خندیدم اشک تو چشام جمع شده
-خاتم یوئه -بله؟
بله؟
من میخوام نودل هشت پای تند بخورم
حتما. الان برات درستش میکنم
خانم یوئه
مخترع نودل هشت پای تند الان رو به روم نشسته
پس این همونه؟
میخوام نودل بخورم
اون دفه پیش درستش کرده
واسه دفه بعد؟
خانم یوئه
امتحانش کن
این نودل هشت پای تند شانسایه
طعم مخصوص خودشه
باشه
مزه ش منحصر به فرده
باید شیرین و تند باشه
چطوره که
مزه ش یه کم ترش و تلخه؟
آناناس اضافه کردی؟
آره
چطور به ذهنت رسید؟
...من
بر اساس تجربیات شخصیم
شاید اینم یه خاطره ست که از شانسای دارم
خانم یوئه
میشه دیگه نودل هشت پای تند نفروشی؟
نمیتونم تحملش کنم
فقط با شنیدن اسمش
برای چی؟
چونکه از فردا
من این دختر و رها میکنم
خجالت آوره
بیا غذا بخوریم
سردته؟
حس خوبی دارم
امروز خیلی سریع گذشت
به سرعت چشم به هم زدن
به آرومی زندگی
باید قشنگ باشه
اگه بتونیم کل زندگیمونو اینطور باشیم
پس بیا یه قرار بذاریم
زندگی بعدیمونو مثل امروز بگذرونیم
تقریبا صبح شده
باید بری خونه
همراهیت میکنم
باشه
پل لندن داره ریزش میکنه
ریزش میکنه
ریزش میکنه
پل لندن داره ریزش میکنه
ریزش میکنه
ریزش میکنه
اگه به آوار خوندن ادامه بدی پل لندن واقعا ریزش میکنه
پس بذار ریزش کنه
من هیچ اهمیتی نمیدم
...خوب
اینجا راهمون جدا میشه
باشه
...تو
مراقب خودت باش
من نباید اونی باشم که اینو بهت میگه؟
برو
تو اول برو
میخوام ببینم اول تو میری
تو اول برو
خیلی خوب
پس من اول میرم
!دائومینگ سی
!دائومینگ سی
تو چرا اینجایی؟
مگه تو قول ندادی که دیگه سی و نبینی؟
من نمیخوام دوباره ببینمت
میشه بذاری من بازم دائومینگ سی و ببینم؟
واقعا دلم براش تنگ میشه
مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)
مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)
مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.