Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)
باغ شهری
قسمت 40 مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)
توماس
مطمئنی این خونه دائومینگ سیه؟
آره
من با تو میام تو
نه
تنهایی میرم
باشه
موفق باشی
بیرون منتظر میمونم
این لحظه احساس آرامش عجیبی دارم
وقتی که باید به جاش استرس داشته باشم
بالاخره بعد این همه مدت فهمیدم
من، دونگ شانسای، تنها نیستم
الان خیلی بهش نزدیکم
ممکنه هر لحظه ببینمش
خانم یو؟
شانسای
تو اینجایی؟
خانم یو
خیلی دلم واستون تنگ شده بود
رنگت پریده
لاغر شدی
سفر بدی داشتی؟
حدس میزنم که این واضحه
تقریبا توی خیابون لندن خوابیدم
چطور فهمیدین من اومدم؟
مگه اینجا منتظرت نبودم؟
دائومینگ سی کجاست؟
داخله
میتونم برم ببینمش؟
با من بیا
عزیزم
یه چیز و بهم قول بده
مهم نیست چه اتفاقی بیفته
تو باید قوی باشی
فراموش کردین؟
من مثل علف هرزم
دائومینگ سی
تو چرا اینجایی؟
اینجام که تو رو ببینم
کی بهت گفت بیای اینجا؟
برو خونه
من تو لندن میمونم
دائومینگ سی تو چت شده؟
شوخی میکنی درسته؟
میدونم
مادرت باید کاری کرده باشه یا اینکه ...چیزی گفته باشه که تو رو
این ربطی به مادرم نداره
تصمیم خودمه
تصمیم خودم بود که دانشگاه مینگ ده رو ترک کنم
تو باید بری
این تقصیر من بود
نباید بهت نزدیک میشدم
بیا همه چیز و فراموش کنیم
دائومینگ سی بچرخ سمت من
تو چشمام نگاه کن
یه بار دیگه بگو
دیگه اینجا نیا
بهم بگو که حقیقت نداره
لطفا بهم بگو که حقیقت نداره
شانسای
متاسفم
اتفاقی واسه خانواده م افتاده
باید کاملا روی این تمرکز کنم
که به گروه دائومینگ کمک کنم که از این وضعیت سخت بیاد بیرون
نمیتونم خودخواه باشم
و تظاهر کنم که اوضاع خونواده م خوبه
ولی ما توافق کردیم که با همدیگه با همه چیز رو به رو بشیم
ما همه میتونیم کمکت کنیم
افکار ما ساده و بچگانه بود
فکر میکردم میتونم انجامش بدم
اما متاسفم
نمیتونم
نمیتونم مثل تو خودخواه باشم
خوبه
میفهمم
متاسفم که دردسر درست کردم
الان خوشحالی؟
حالا راضی شدی؟
ازت متنفرم
من این همه راه و اومده بودم اونو ببینم
اما اون حس میکنه خیلی از من دوره
...چی میشه اگه
چی میشه اگه دیگه هیچ وقت بعد این نبینمش؟
هی
گریه میکنی؟
دائومینگ سی و دیدی؟
دیدم
...اون بهم گفت
دیگه هیچ وقت به دیدنش نیام
چطور تونست همچین حرفی بزنه؟
ناراحت نباش
شانسای تو یکی و بهتر از اون ملاقات میکنی
بیا بریم شهر و ببینیم
نگران نباش
درست میشه
چقدر دیگه میخوای تو لندن بمونی؟
یا میخوای همین الان برگردی شانگهای؟
نمیدونم
هوازی لی
این دوستته؟
آره
باشه
من باید برم
-بهم زنگ بزن باشه؟ -باشه
خداحافظ
گوشیتو جواب نمیدادی
از مدیر هتل پرسیدم گفت تو هنوز نرفتی اونجا
من نگرانت شدم
سی و دیدی؟
آره
حالت خوبه؟
چی شده؟
رفتم ببینمش
...بهم گفت
دیگه نمیخواد من و ببینه
...میدونم اون دلایل خودشو داره اما
من این همه راه اومدم اونو ببینم
...اما اون حتی
اون حتی بیرون نیومد
اون نمیخواست من و ببینه
خانم دائومینگ شما یه کنفرانش تصویری با آقای یو دارین
بسیار خوب. تنظیمش کن
سلام آقای یو
خانم دائومینگ
در مورد تجارت خانوادگی خانواده لیو شنیدم
که میخوان هتل افرا گروه دائومینگ رو
به قیمت 1.3 میلیون دلار بخرن
اونا ارزش هتل افرا و گروه دائومینگ و دست کم گرفتن
این گزارش مالی
نباید روی صداقت من موقع کار توی گروه دائومینگ تاثیر بذاره
همه کاری که باید بکنید اینه که سهم خودتونو به نفع ما رها کنید
بعد همه اینها
شما احتمالا نمیتونید سرمایه گذاری بهتر از ما پیدا کنید
آقای یو شما بهترین عضو هیئت مدیره ما هستین
البته که به حمایتتون احتیاج دارم
من و آقای دائومینگ دوستان خوبی بودیم
به خاطر این موضوع ازتون حمایت میکنم
ضمنا همسرم میخواد از شما تشکر کنه
به خاطر هدیه ای که به شیائو زی دادین
اونم همچین هدیه با ارزشی
نیازی نیست ازم تشکر کنید
شیائو زی مثل دختر منه
گروه دائومینگ تجارت خانوادگی گروه لیو را پذیرفت
چرا باید برمیگشتم خونه؟
چرا باید شانسای و رها میکردم؟
میدونم شما دوستش ندارین
اما نمیتونید یه شانس بهش بدین؟
-!نمیتونم -برای چی؟
چون زمان نداریم
زمان نداریم
زمان نداریم؟
من میمیرم یا شما میمیرین؟
این گروه دائومینگه
گروه دائومینگ وقت نداره میدونستی؟
...اگه من نتونم اعتماد پدر شیائو زی و به دست بیارم
...اگه اون من و از هیئت مدیره بیرون کنه
اگه همه سهمش و پس بگیره
همه چیزی و که پدرت برای گروه دائومینگ
!به دست آورده از بین میره
!همه چیز از دست میره میفهمی؟
واسه همین من و شانسای و قربانی میکنید؟
بله
من تو و شانسای و قربانی میکنم
به خاطر هزاران کارمند گروه دائومینگ
احمق
چرا باید ترکت کنم
شوخی کردم
بیا با هم برگردیم شانگهای
این یه خواب بود
همون خواب
بیدار شدی؟
تو دوازده ساعت خوابیدی
مطمئنی مریض نیستی؟
کلی غذا آماده کردی
حتی نودل فوری
اونا رو مخصوص تو خریدم
چی؟
برای منه؟
دوباره ناپدید نشو
متاسفم
خیلی اتفاقا افتاد
...من هنوز نمیتونم
لی
بابت همه چیز ممنون
من خیلی خوشحالم
چند بار اینو گفتی
واقعا؟
خیلی برات خوشحالم
هر اتفاقی که تو لندن افتاده
خیلی واسه من عجیب بوده
حس میکنم کسی که باعث شده همچین حسی داشته باشی سیه
شنیدم که گروه دائومینگ
با یه مشکل بزرگ مواجه شده
بقیه گروه های تجاری سعی دارن سهمشونو پس بگیرن
مطمئنم که سی به خاطر این موضوع اینطور عجیب رفتار کرده
نمیدونم
خیلی خسته ام
چرا ما نمیتونیم مثل یه زوج معمولی باشیم؟
چرا اون نمیتونه مانع رفتنم بشه؟
متاسفم
من نباید به تو شکایت کنم
تو میتونی هر چی میخوای بهم بگی
چرا اومدی لندن؟
تو شانگهای من با شیمن و می زو حرف میزدم
اونا گفتن باید تو لندن سرگردون شده باشی
بعد اون دیگه نتونستم نگرانت نباشم
واسه همین تصمیم گرفتم بیام لندن که مطمئن بشم
حالا که اینجاییم
بیا بریم بگردیم
حالت بهتر میشه
سی
تو باید قوی باشی
تو تنها جانشین گروه دائومینگ هستی
چطور میتونی اینقدر ضعیف باشی؟
بله
من دائومینگ سیم
چه آدم مخوفی باید میشدم
اگه دائومینگ سی نبودم
خانم یو
...شانسای
من بیرونش کردم
اون این همه راه و از شانگهای اومده بود لندن
فقط واسه دیدن من
اما من انداختمش بیرون
باید داغون شده باشه
احتمالا هیچ وقت چراشو نمیفهمه
...اون باید
خدای من
شانسای خوبه
اون خوب میشه
خیلی دلم براش تنگ شده
-چی؟ -چی؟
-لندن؟ -لندن؟
آره
شانسای لندنه
برای چی؟
مادر سی مجبورش کرده بره لندن
این چه ربطی به شانسای داره؟
خودت چی فکر میکنی؟
سه کلمه
به خاطر عشق
"به خاطر عشق؟"
پس شانسای برنمیگرده؟
خدای من
دنیای من دوباره تاریک شد
تعجبی نداره چند روزه ندیدمش
پس دائومینگ سی برنمیگرده شانگهای؟
هیچ کس هیچی در مورد اون نمیدونه
اما عجیبه
شانسای رفته لندن
اما اون گوشیشو جواب نمیده
هیچ پیامی و هم جواب نمیده
اگه اتفاقی واسش افتاده باشه چی؟
دهنتو ببند
یک پیام از لی
خوب دیگه نیازی نیست نگران باشیم
لی لندنه
شانسای رفته لندن سی و ببینه
حالا لی هم لندنه؟
چرا همه رفتن لندن؟
نمیفهمم
دیگه نگرانی بسه
شانسای حالش خوبه
شانسای تو واقعا لندنی که سی و ببینی؟
دوباره برات قلدری کرده؟
بهم بگو کله شو واست میکنم
شانسای کجایی؟
لطفا جواب بده. من و جن از نگرانی مردیم
چینگه
همه تو لندن حالشون خوبه
نگران من نباشید
سلام شیمن اینجاست؟
بله. از این طرف لطفا
اومدی اینجا در مورد شانسای بپرسی؟
واسه شانسای و سی مشکلی پیش اومده؟
منظورت چیه؟
حس میکنم یه چیزی شده
شانسای چیزی نگفت منم چیزی ازش نپرسیدم
چیزی بیشتر از تو نمیدونم
نگرانم که
هیچکس تو لندن از شانسای مراقبت نمیکنه
نگران نباش
اون تنها نیست
-...پس دائومینگ سی -لی رفته لندن
با وجود اون
شانسای حالش خوبه
هر بار که می بینمت یه فرقی کردی
واقعا فرق کردی
واقعا
خوب به عنوان یه تعریف تلقیش میکنم
این تعریفه
ضمنا
هیچ وقت فرصتش پیش نیومد ازت تشکر کنم
خوب خیلی ازت ممنونم
ممنونم واسه هر کاری که کردی
خوب چند تا ساختمونو گشتی؟
بیشتر از اون که تصور کنی
...موهات
خیلی کوتاهه؟
نه
اینقدر کوتاه با مزه ست
تحسین برانگیزی
خیلی شجاعت میخواست که کوتاهش کنم
من اونو مثل یه شروع تازه می بینم
هی
اون کامیون فروش بستنیه
یه کم میخوای؟
آره
قبل اینکه برم میخوام توماس و ببینم
و ازش تشکر کنم
اون خیلی کمکم کرد
منم باهات میام
برای چی؟
نگرانم قبل اینکه پیداش کنی گم بشی
چطور ممکنه؟
اون خوب ازت مراقبت کرده
منم میخوام ازش تشکر کنم
چطوره ازش بخوایم شام و بریم بیرون
باشه
هی
اونا خیلی غذا میخورن
تو یه رستوران گرونو انتخاب کردی
من اونقدر پول ندارم
خوبه. درستش میکنم
لی
ممنون که واسه شام مهمونمون کردی
خواهش میکنم
تو از شانگهای اومدی که فقط شانسای و پیدا کنی؟
بله
شانسای و دوست داری؟
دارم
خیلی دوستش دارم
وقتی شانسای و ملاقات کردم
اون بهم گفت که دوستم داره
هی
نه من نگفتم
من تو رو با یکی دیگه اشتباه گرفتم
...فکر میکردم اونی که پیانو میزنه
فکر کردی کیه؟
فکر کردی لیه؟
اگه دائومینگ سی شانسای و دوست نداره
شانسای میتونه با لی دوست بشه؟
میتونی؟
-میتونی؟ -میتونی؟
بس کنید یا دیگه پول غذاتونو نمیدم
برای خوشحالی شانسای
-برای خوشحالی شانسای -برای خوشحالی شانسای
ممنونم
ممنون
لی
هی، چقدره؟
وقتی برگردم پولتو میدم
طوری نیست
کیف پولم نیست
این همه چیزیه که دارم
توماس بذارش کنار
حالا باید چکار کنیم؟
وقتی احساس گریه داری روی دستات وایسا
اینجوری دیگه اشکات رو زمین نمیفته
مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)
مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)
مترجم: se7enDL.ir سایت sepira :)
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.