Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مترجم : فاطمه مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK t.me/CINAMATAK
باغ شهاب سنگ
قسمت 23
شان سای
بیدار شو
تمیز کاری ساعت هفت صبح شروع میشه
خانم یو من وظایفم رو انجام دادم
دیگه باید کجا رو تمیز کنم؟
فقط تموم کردی کارتو یا درست تموم کردی
دو تا مفهوم متفاوتند
اگه من تاییدشون نکنم
دوباره باید انجامشون بدی
صبر کن
چین های پرده چرا یه سایز نیستن؟
یه سایز مشخص نمیشن
چرا دمپایی های حموم رو جلوی در گذاشتی؟
چی میشه اگه کسی سر بخوره
وقتی میخواد بپوششون
سطل زباله
چرا کیسه زباله مشخصه؟
نباید اینطور باشه
تو همه خونه ها همینطور نیست
تو این خونه اینطور نیست
اگه خیلی تمیز باشه هیچ نشونه ای از زندگی تو خونه نیست
چطور میتونیم هیچ نشونی از خودمون نذاریم وقتی داریم زندگی میکنیم؟
با من بحث نکن
نشونه زندگی که بهش اشاره میکنی در هم و برهمیه
سی باید بیدار شه
چرا هنوز اینجا وایسادی؟
مگه من فقط مسئول تمیز کاری نیستم؟
وقتی بهت میگم برو
باشه
اهمیتی نداره
این فقط کاره
فقط مثل همیشه نرمال باش
دو مینگ سی
آقا بیدار شید
چرا هیچ حرکتی نکرد؟
مثل یه مرده خوابیده
به ندرت اینقدر آروم میبینمش
از نزدیک که نگاش میکنم
بینی نوک تیزی داره
هی
بزار برم
هی بس کن
چرا سخت میگیری؟
نمی تونی بهتر رفتار کنی ؟
عوضی
وانمود کردی خوابی؟
نه
داشتم خواب میدیدم
تو...
نمیشه از این به بعد یه چیزی بپوشی موقع خواب؟
چرا؟
خجالت میکشی؟
البته که نه
شنیدم مامانم دیروز اذیتت کرده
بابتش متاسفم
اشکال نداره
تو و زیااوزی همدیگه رو ملاقات کردین
اومد خونمون
واقعا؟
چطور بود؟
تمام مدت لبخند رو لبش بود
هر چند...
هنوزم براش متاسفم
اما
نمی تونم احساسمو کنترل کنم
من فکر می کنم
تو با لیی
لی؟
در مورد چی حرف میزنی؟
تو...
دیوونه شدی
من مهم نیست
در هر صورت مهم نیست
چرا آروم حرف میزنی؟
گوش کن
تو حتی بهم نگفتی که داری با مادرم میجنگی به خاطر ما
برای ما...
باید زودتر بهم میگفتی
من با دخترای دیگه قرار نمیذاشتم
دو مینگ سی
بذار توضیح بدم نمی خوام گوش کنم
هر وقت توضیح میدی فقط همه چیرو پیچیده تر میکنی
زندگی خودش پیچیده است
سی
این وقت صبح خیلی با خدمتکارمون صمیمی شدی
داری چیکار میکنی؟
خانم یو
وقتی میخوای بیای داخل باید در بزنی
داری وقتت رو هدر میدی
ازت خواستم سی رو بیدار کنی
نه خدمات دیگه ای رو هم براش انجام بدی
خانم مسن چی میگی؟
این بچه
که تا کلاس سوم تختش رو خیس میکرده
بزرگ شده
پس فکر کردی میتونی بهم بی احترامی کنی؟ خانم یو بس کن
کی ملافه تختت رو عوض میکرد
هر دفعه که خیسش میکردی؟
کی همش گریه کنون میگفت
به خواهرم نگو
سی
به این زودی فراموش کردی؟
خانم یو
این تاریخچه خجالت آورو دیگه نگو
حتی جلوی یه دختر هم تاریخچه منو رو میکنی
شان سای چطور جرئت میکنی بخندی
سال های پیش مگه به خاطر کمر درد بازنشسته نشدی؟
برای چی برگشتی اونم وقتی که مامانم ازت خواست؟
من شبیه عروسک خیمه شب بازیم؟
حالا
حتی اگه رئیس جمهور هم ازم بخواد برگردم
خودم تصمیم میگیرم چیکار کنم
تو این خانواده
مهم نیست کی باشه
اگه اشتباه کنه
من بهش آسون نمیگیرم
شان سای
نباید به بقیه کارات برسی؟
بله
خانم یو
مادرم شما رو برای جاسوسی از من نفرستاده؟
سی
مگه چیکار میکنی
که نیاز به سرپرستی و تربیت دوباره داشته باشی؟
چه اتفاقی برای شان سای افتاد؟ نمی دونم
مگه پستی که گذاشت نشون نمیده حالش خوبه؟
چرا ولی نمی دونم الان کجاست
نگران باش بعدا تو کلاس میبینیمش
شان سای شان سای
چرا با دو مینگ سی اومدی؟
شبو با هم بودین؟
خوب...
شان سای دیرمون میشه بریم
اول میرم کلاس باشه
عجله کن
دو مینگ سی صبر کن
فقط صبر کن
شان سای
پس شان سای اومد اونجا از وقتی که صاحبخونشون بیرونشون کرد
آره
منو صبح زود بیدار کرد
چی؟ چی شنیدم دقیقا؟
شان سای بیدارت کرد؟
یعنی...
یعنی
می تونم کسی که دوست دارم رو هر روز ببینم
چی شد؟
شان سای خدمتکار خونتون شده؟
خنده داره
چطور میتونی
داستان عشقی خاصی داشته باشی وقتی همش با شان سایی؟
چون دوتاشون نرمال نیستن
به هر حال سی برنامه ات رو دیدم
میخوای از دانشگاه فارغ التحصیل شی؟
آره
شان سای دانشجوی سال دومه
اگه دو سال بمونم میتونیم با هم فارغ التحصیل شیم
شان سای میدونه؟
هنوز نه
من باید شخصا اون سه کلمه رو ازش بشنوم
کدوم سه تا کلمه؟
تو مایه عذابی یا ازم دور بمون یا تو احمقی
یا ....
هه هه هه؟
به نظر میرسه نقشه عالی داشته باشی
نگران نباش
همش رو برنامه ریزی کردم
هیچوقت فکر نمی کردم تو خونه ای که دو مینگ سی هست زندگی کنم
به خصوص تو خونه اش کار کنم
یعنی مامان و بابام تو دهکده ماهیگیرا چیکار می کنن؟
امیدوارم هر چی سریعتر بتونن برگردن
دوباره مثل یه خانواده شاد زندگی کنیم
نه
نباید ناامید بشم
باید به خاطر خانواده م هم که شد خوب زندگی کنم و نگران نباشم
کالری شامل....
غذاتون حاضره
از غذاتون لذت ببرید
باهام بخور
نمی تونم
وقتی کار میکنم نمی تونم باهاتون غذا بخورم
چرا نه؟
بر خلاف قوانین خانم یوه
اگه من بگم میتونی
باشه
میتونیم حالا غذا بخوریم؟
نیمه شب میبینمت
باید چیکار کنم؟
چرا میخواد منو ببینه؟
چطوره وانمود کنم خوابم؟
نه
ممکنه کلید درو داشته باشه
نه
با اون اخلاقش
ممکنه همه رو بیدار کنه اگه نتونه بیاد تو
اگه همچین اتفاقی بیفته برای همه سوتفاهم میشه
باید چیکار کنم؟
باید با دو مینگ سی چیکار کنم؟
اون هر کاری دوست داره میکنه
هیچوقت به بقیه توجه نمی کنه
ممکنه زیاده روی کنه
چی میشه اگر...
نه خیلی خطرناکه
دیگه نمی تونم بهش فکر کنم
امشبو میرم پیش زیایو
فردا بهش زنگ می زنم
چرا اینقدر کندی؟
منتظر بودی تخم مرغ ها جوجه بشن تو تختخواب؟
خیلی دیر وقته
من فکر می کنم... کارای زیادی
میتونیم فقط تو شب انجام بدیم
نه
نمی تونیم اینکارو بکنیم چه روز باشه چه شب
همین الان یه تصمیم گرفتم
دیگه خجالت نمی کشم
چرا ازم خواستی بیام اینجا؟
ببینم میخوای فشفشه پرتاب کنی؟
احمقی؟
خودت دیوونه ای
نمی دونی چطور تنظیمش کنی
کیه که ندونه این یه تلسکوپه؟
عجیبه
مطمئنم امشب بوده
منو آوردی اینجا که به تلسکوپ نگاه کنم؟
چرا میخندی؟
حواس منو پرت نکن
من رفتم بخوابم
می تونی با نگاه کردن به آینه یه مریخی رو ببینی؟
پیداش کردم بیا ببین
چی دیدی؟ بیا و یه نگاه بنداز
دیدی؟
آره چه خوشگله
براز منم ببینم
بزار منم ببینم
بزار دوباره نگاه کنم
واقعا خوشگله
دختر دیوونه
چیز دیگه ای نمی تونی بگی؟
منظره دیدنیه
مثل اینکه هزار تا الماس داره از آسمون فرود میاد
خیلی خوبه
پس...
دوستش داری؟
آره دوستش دارم
ولی خیلی کوتاهه
امیدوارم بتونم دهه های بعد هم بتونم این منظره رو ببینم
خیلی خوب میشد اگه هر روز میتونستم ببینمش
میخوای هر روز ببینیش؟
پس چشات رو ببند و یه آرزو کن
شاید برآورده شد
من یه بچه مهدکودکی نیستم
فکر میکنی باورش میکنم؟
از کجا میدونی وقتی امتحانش نکردی؟
باشه
برات میندازمش
نه این خیلی گرونه نمی تونم قبولش کنم
حرکت نکن
این هدیه معنی خاصی داره
پس نمی تونی ردش کنی
چرا تو اینقدر مغروری؟
چون تو تنها کسیی که مشتاقم همه ی شهاب سنگ های آسمونو
براش بیارم
شان سای
دوست دختر من باش
دو مینگ سی
خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم که تو منو دوست داری
اما...
ام اچی؟
اگه احساس من نسبت به تو
ده درصد احساس تو به من باشه
هنوزم میخوای دوست پسرم باشی؟
فقط ده درصد؟
واقعا از این شیوه ی حرف زدنت متنفرم
متاسفم من...
فقط میخواستم بهت بگم چه احساسی دارم
چی میشه اگه نتونم تو رو دوست داشته باشم
همونطور که منو دوست داری
پس دوست دخترم باش
اگه دوست دخترم بشی نود درصد دیگه رو ایجاد میکنم
اگه نتونستی چی؟
اشکالی نداره به خودت اعتماد نداری
به من اعتماد کن باشه؟
نمی خوام مجبورت کنم
اما بهم فرصت بده باشه؟
اگر...
اگه بعد یه ماه منو دوست نداشتی
دیگه اذیتت نمی کنم
با دقت درموردش فکر کن
ساعت 7 صبح فردا بهم جواب بده
هفت صبح؟
یعنی فقط سه ساعت دیگه؟
پس سه ساعت وقت داری فکر کنی
خوبه ساعت هفت صبح
دو مینگ سی
باید بیدار شی
میتونم بیام داخل و تمیز کنم
تمیزکاری شروع شده
در کنار تمیز کردن
چیز دیگه ای نمی خوای بهم بگی؟
میخوام بگم...
چی میخوای بگی؟
راجع به یه ماه قرار گذاشتن
فکر کنم میتونیم امتحانش کنیم
این یه دوره ی آزمایشی برای منه نه برای تو
میخوام جدی و رسمی باهات قرار بزارم
اگه نتونم با تموم قلبم دوست داشته باشم
اونموقع ترکت میکنم
پس جوات مثبته؟
درسته؟
جواب بده
آره
نمی دونم
خودت ازش بپرس اگه میخوای بدونی
چطور میتونم ازش بپرسم؟ من چطور میتونم؟
چطوره؟
هنوز داریم آزمایشش می کنیم
دوست دخترت اینجاست
شان سای یه نفر منتظرته
برو اونجا
من کنار جینقه میشینم
چرا؟
ما همیشه کنار هم مینشستیم
شان سای بزار ازت بپرسم
با دو مینگ سی قرار میذاری؟
چرا اونجا وایسادی بیا اینجا
بیا بریم
چیکار میکنی؟
خدای من
اونا باهمن؟
اونا رسما قرار میزارن؟
اونا رسما قرار میزارن
چه سورپرایزی
حسودیم شد حسودیم شد
چه سورپرایزیه
درسته خیلی خوش شانسه
چرا من نیستم؟ چه دختر خوش شانسی
درسته خیلی آزار دهنده است
منو نگاه کن
شان سای خیلی خوش شانسه
اونا قرار میزارن؟ دو مینگ سی خیلی خوشتیپه
پس چی؟ اون خوشتیپه
خیلی بامزه است درسته
غیر ممکنه رویاپردازی کافیه
خیلی خوشتیپه
نگاه کن
شان سای در مقابل دومینگ سی واقعا زشته
خیلی غیر طبیعیه
واقعا؟
من فکر میکنم بهم میان
شان سای معمولا اینطوری نیست
برای من مهم نیست من اجازه نمیدم با هم باشن
خفه شو
متاسفم
چرا عذرخواهی میکنی؟
چی شده؟
نمی خواستم تو این وضعیت قرار بگیریم
انتظارشو داشتم
همه نگاه ها رو توه اگه با کسی مثل من قرار بزاری
عادیه اینطوری بشه
هر چند
نباید از این دلیل برای رد کردن من بعد یه ماه استفاده کنی
بخور
قرار میزاری؟ تو خونه اش زندگی میکنی؟
تبریک میگم
بعد این همه مدت بالاخره با هم قرار میزارین
چرا اینقدر نگرانی؟
نباید به خاطر اعتراف دو مینگ سی خوشحال باشی
تو نمی دونی
فقط توی کافه تریا غذا خوردیم ولی همه نگاه ها رو ما بود
حس کردم یه موش آزمایشگاهیم
توی آزمایشگاه پزشکی
نمی تونستم چیزی بخورم
چطور میتونم خوشحال باشم
فکر نمی کنم این روش جواب بده
منم همینطور
چطور میتونیم اینطوری قرار بزاریم؟
خیلی فکر نکن
فقط بگو قرار ایده آلت چیه
یه قرار خوب قراریه که
بریم کتابخونه و با هم درس بخونیم
بریم خرید و پیاده روی با هم
با هم فیلم ببینیم
توی رستوران های معروف غذا بخوریم
پس همین کارارو بکن
نگران چی هستی؟
اما...
به نظر نمیرسه اینا چیزای باشه که دو مینگ سی دوست داره
شان سای
وقتی دو نفر با هم قرار میزارن باید همدیگرو درک کنن و
با هم سازگار بشن
اگه اون واقعا تو رو دوست داشته باشه خودش رو با تو سازگار میکنه
این یه ماه میتونی امتحانش کنی و ببینی چقدر دوست داره
اما چطور ازش بخوام قراربزاریم؟
من میدونم
من و دوست پسرم آخر هفته قرار داریم
دو مینگ سی رو بیار با هم بریم
منو دوست پسرم کارایی که تو گفتی رو انجام میدیم
میتونیم ببینیم دو مینگ سی میتونه اینطور قرار بزاره
زیایو
کی دوست پسر دار شدی؟
بهم نگفتی
کیه؟
خیلی وقت پیش میخواستم بهت بگم
ولی تو مود خوبی نبودی
نتونستم بهت بگم
همکلاسیمه
یه که بارون میبارید منو رسوند خونه
بعد منو بوسید دم در خونه
اولین باری رسوندت خونه بوسیدت؟
خیلی رومانتیکه
واقعا دوستش دارم
زیایو واقعا برات خوشحالم
واقعا کنجکاوم بدونم چطور آدمیه
که تو اینقدر دوسش داری
پس دو مینگ سیو بیار قرار دوتایی بزاریم
درسته
فکر میکنم موضوع پایان نامه ت عالیه
ولی باید بیشتر روش وقت بذاری
من اینطور فکر نمی کنم
به این نگاه کن
مشکل چیه؟ یه کم میوه بخورین
واقعا خوشمزه ن
هی
جایگاه خودتونو بدونین
اون فقط به من غذا میده
ادامه بده هی
چرا انتخابش کردی؟ اینو نگاه کن
چیزی میخوای بگی؟
یه کم بیا بیرون
میخوام یه چی بهت بگم
همین جا بگو
به هر حای شیمن سیوش کن
باشه
اینو دیدی؟ اینو
با موضوع همخوانی نداره بیا قرار بزرایم
شان سای باور نکردنیه
خانم کوچولو اولین قدمو برمیداره
هنوز بهترین دوستم زیایو رو یادت میاد؟
آره همون که باهات کار میکنه
لاغر و چشاش گرده و بامزه ست
درباره ش نظر نده
فقط ازش تعریف کردم
میخوای چی بگی؟
بیا با زیایو و دوست پسرش بریم قرار دوتایی
یکشنبه ساعت یازده بریم تو پارک
فقط فکر کنم با من قرار داری
خوب پس. سکوت علامت رضایته
چه قرار دو نفری افسانه ای
قرار دو نفره 20 سال پیش مشهور بود
میخوای با کسایی که نمیشناسم بیام بیرون؟
کی گفته نمی شناسیشون
زیایو دوست منه فقط باهامون سازگار شو
سازگار ؟ چرا؟
اگر چه خیلی غیر معقوله
ولی اولین باره شان سای ازت میخواد قرار بزارین
سی میتونی برا یه بارم شده انجامش بدی
نمی خوای اینکارو براش انجام بدی؟
چقدر خسته کننده الکی هجیجان زده شدم
چرا قیافت اینطوریه؟
این فقط اولین روز اون یه ماهه
نمی تونی فقط یه بار امتحانش کنی؟
هرگز نمی خوام امتحانش کنم
میدونی چطور ادمیه
نگرانش نباش
شان سای تو میشناسیش
اگه سی بیاد اونجا ممکنه واقعا دردسر درست کنه
ولش کن
از این به بعد ازش نمیخوام قرار بزاریم
نمی تونه حتی یه بار امتحانش کنه
احمق کودن
شب بخیر
متاسفم زیایو
دومینگ سی
رفت عروسی دوستش
کدوم دوست؟
دوستش که
اصلا ولش کن
دو مینگ سی وقتی داشت از در میومد بیرون سر خورد و افتاد
خودمم نمی تونم باورشون کنم
شان سای
متاسفم نتونستیم بلیط مترو بگیریم
مجبور شدیم وایسیم این دوست پسر من زیااوکیه
سلام من زانگ زیکیم فقط میتونی زیااوکی صدام کنی اینطوری بیشتر به هم نزدیک میشیم
سلام من دونگ شان سایم
اون کجاست؟ احتمال داره نیاد
نتونست بیاد؟
یه اتفاقی افتاد تو خونه
متاسفم
اشکال نداره
بیا بریم ساندویچ بخوریم
نه شما برین
نمی خوام قرارتونو خراب کنم
ترافیک خیلی زیاد بود
دو مسنگ سی همه چی تو خونه مرتب یود؟
آره
بزار معرفیت کنم
این دو مینگ سیه. دوست پسر شان سای
سلام
چرا اینقد خجالت میکشی؟
بیاین یه عکس بگیریم
بگین پنیر
خوبه
بریم ساندویچ بخوریم
بریم بریم
نگفتی نمیای؟
فقط همین یه دفعه دفعه دومی در کار نیست
چرا میخندی؟
میخندم چون مثل یه ربات شدی
اولین حرکتو یادگرفتی باید تلاشتو بکنی
خیلی حرف میزنی
چی میخورین؟ هر چی دوس دارین سفارش بدین
مهمون من
خجالت نکشین
این یکی
نه
بزرگ شدی ولی داری غذای یه بچه رو سفارش میدی؟
دوست پسرت یه بچه س
میخوای یه عروسک مینیون هم باهاش سفارش بدی؟
منم همینو میخوام
منم همینطور خیلی بامزه ست
بیاین مثلهم سفارش بدیم
باشه
چی فکر میکنی؟
اون خوشتیپه نه؟
آره
ولی چطور بگم؟
خیلی با چیزی که فکر میکردم فرق داره
قدت چنده؟
185
185؟
عالیه
میتونی یه مدل باشی
نمی دونم چرا اسمت شائولین سی نیست
مامانت دور اندیشی کرده درسته؟
دو مینگ سیه
بهش توجه نکن
اون فقط دوس داره شوخی کنه
سیگار میکشی؟
میدونم از اونجایی پسر خوبی هستی سیگار نمیکشی
تو خونه هم پسر خوبیی؟
خوب..
به نظرتون بعد از اینجا کجا بریم؟ شهر بازی چطوره؟
خوبه بریم
این کشتی دزدان دریایی به نظر جالب میاد
بیا بریم سوار شیم
دو مینگ سی
خیلی قد بلندی
نمی ترسی که؟
نمی ترسی؟
میخوای من با دخترا برم؟
بریم نه
نه من میترسم
شما دوتا برین
من و دو مینگ سی این اطراف میگردیم
به نظر میرسه
رابطه شون با هم خوبه
دونگ شان سای
این قرار دوتایی بود که در موردش حرف میزدی؟
اون دیگه چطور آدمیه؟
چرا دوستت باید با یه آدمی مثل اون باشه؟
چه فکری کردی؟
درسته اگه نمیخوای بمونی فقط بیا بریم خونه
نه
منظورم اینه
اگه بریم بد میشه
فکر میکنم خیلی خوشتیپ و باحال شدی
امروز
نگران نباش
نمی زنمش اگر چه فکر می کنم خیلی پسر مزخرفیه
واقعا؟
حتی اگه خیلی هم ناراحت بشم نمی زنمش
بریم
این چیه؟ یه تونل وحشت که خیلی معروفه
تازه تو شانگهای تاسیس شده
نمی خوام از دستش بدم
تونل وحشت؟ من نمیام
چرا؟
خیلی خسته کننده به نظر میاد. چه خوبی داره؟
ولی من واقعا دوسش دارم
باهام بیا
نمی تونم بهت نه بگم
ورودی
خیلی تاریکه
هیچی نمی بینم
خیلی استرس دارم
خیلی هیجان انگیزه
کجاش هیجان انگیزه
بهت گفتم که اینا همش الکیه
چرا میخندی؟
بهت نگفتم؟ اینا ترسناک نیستن
پشت سر من وایسا و دنبال من بیا
بهت گفتم که ترسناک نیست
بریم
متاسفم
مترجمه فاطمه
مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK t.me/CINAMATAK
مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK t.me/CINAMATAK
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.