All language subtitles for Meteor.Garden.E20

af Afrikaans Download
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK | t.me/CINAMATAK

باغ شهاب سنگ

قسمت 20

گرفتم بیا یه نگاهی بهشون بنداز

این یکی بد شده زشت افتادم تو عکس

تو این یکی عکس کلوچه ها زشت افتاده

این یکی که از همه بدتره

هم من هم کلوچه ها بد افتاده

بعدا دوباره ازم عکس بگیر

مگه این کلوچه ها چه ارزشی دارن؟

معنی خاصی دارن؟

شان سای بهش داده

کلوچه خوشحالشو توی عوضی خوردی

لعنتی

اینو نگاه کن. شبیه من نیست؟

این یکیو ببین

این یکی

اینو از همه بیشتر دوست دارم

ببین شبیه من نیست؟

چرا هست

فکر کنم شان سای با هوش انتزاعی اینارو طراحی کرده

یه کم شبیه هستن

ولی نه خیلی

دیروز چیکار کردین؟

اتفاق خاصی بینتون افتاد؟

یه کم بهم نزدیک تر شدیم

چقدر؟

با هم ستاره هارو نگاه کردیم

همدیگرو بوسیدیم

چی؟ چی؟

واقعا بهم نزدیک شدین

سی مرد شدی

هی

دوست داشتم چی میگی تو؟

نباید از تو اجازه میگرفتم

خانوم چیکار میتونم براتون بکنم؟

فکر میکردم هنوز زوده از اون نقشه استفاده کنیم

ولی فکر می کنم زمان خوبی باشه

انجامش بده

سی هر طور شده زودتر فارغ التحصیل میشه

بهتره هر چی زودتر راهشو انتخاب کنه

باشه هر چی سریعتر باهاش تماس بگیر

باشه

پنج میلیون دلار؟

مامان دو مینگ سی میخواست بهتون پنج میلیون دلار بده

پول زیادیه

در مورد چی حرف میزنی؟

پنج میلیون یوان بهم داد

از دو مینگ سی دورم کنه

زیاده روی کرده

کی بهش همچین حقی رو داده؟ درسته

من که کارمندش نیستم

پولو رد کردی

یعنی با دو مینگ سی به هم نمی زنی؟

آها

نه

نمی دونم

شانسای

امیدوارم هر تصمیمی میگیری

فقط خوشحال باشی

نمی دونی مامان دو مینگ سی چقدر عصبانی بود

بعضی آدما هستن که وقتی دهنشون رو باز میکنن دلت میخواد بزنیشون

خوش اومدید

سلام شان سای

رئیس ازم خواستن که اینو بهت بدم

خانم شان سای

شما به هتل ماپل دعوت شدید

معبد جینگان شعبه اصلی اتاق وی آی پی ساعت دو عصر

از طرف دو مینگ فیگ

میخواد چیکار کنه؟

اگه میخواد شان سای رو ببینه باید بیاد اینجا

میخواد در مورد آینده تو و سی صحبت کنه

ماشین بیرون منتظره

شان سای

از پسش بر می آی

از این طرف لطفا

دونگ شان سای خجالت نکش

چیزی برای ترسیدن نیست

بزارین برم

چرا منو آوردی اینجا؟

گفتی خواهرم برگشته

چون با این دختر آزار دهنده قرار داریم؟

هی کی آزار دهنده است؟

فکر کردی من میخواستم بیام؟ بزور منو آوردن حتی گوشیمم نیاوردم

محض اطلاع

آقای تونی که طبقه پایینه خیلی از تو خوشتیپ تره

خوبه وقتی جوونا خیلی حرف میزنن

نشون میده خیلی بی حوصله ان. غیر قابل درکه

از دوتاشون خواستم بیان تا همدیگرو بشناسن

کم کم با هم آشنا میشن

بعد میتونیم خودمون رو برای عروسی آماده کنیم

کی با این دختره ازدواج میکنه؟

دقیقا چیزیه که من میخواستم بگم کی با تو ازدواج میکنه؟

ببخشید

بیاین داخل

شان سای اینجا چیکار میکنی؟

من ازش خواستم بیاد

شان سای دوست خوبه سی

ازش خواستم بیاد و شاهد ازدواج آینده سی باشه

شان سای

زیااوزی رو ببین

خوشگله

باهوشه

اونو سی بهم نمیان؟

باید برای سی خوشحال باشی

خوشحالم

خوشحالم که دو مینگ سی

با یه دختر خوب ازدواج میکنه

شان سای چی میگی؟

هر چی میخواد بشه من با این دختر ازدواج نمی کنم

چی میگی؟ منم با این پسره ازدواج نمی کنم

خوش باشید من میرم

وایسا خداحافظ

هیچکس نمیره

به خودت نگاه کن

به نظرت شبیه وارث پدرتی؟

بزار بهت بگم

نمی تونی با خواست خودت زندگی کنی

بیا بریم

این بچه

هیچی نگو پشت سرتم نگاه نکن

اگه مارو بگیرن مردیم کی؟

هی وایسا

دیوونه شدی؟ ماراتونه مگه؟

چرا تویی؟

چی میگی؟ تو دستمو گرفتی

شان سای کو؟

سان شای کیه؟

هی وایسا

هوا خیلی سرده

کفشامو گم کردم

وایسا بزار برم

بزار بهت بگم

پوشیدن این لباسا منو اذیت میکنه

تو حتی منو تا اینجا آوردی

گوشی و پول باهام نیست

حتی پابرهنه ام

دیوونه شدی؟

اگه پولم داشته باشم برات تاکسی نمیگرفتم

چرا مامان من میخواست منو به آدمی مثل تو معرفی کنه؟

مامان من دیوونه شده که میخواد من با تو ازدواج کنم

تو...

نباید بری

بهم پول بده یا برسونم خونه

دزدی؟ فکر می کنی من راننده تاکسی ام؟

فکر نکن میزارم همینطور بری

چیکار میکنی؟

من... بیا پایین

نه با میمونا بزرگ شدی؟

اگه نیای پایین پرتت میکنم

هی

شان سای برام آناناس بخر

دوباره نودل تند هشت گنج؟ اها

نمی دونی؟

ظرفای امضا شده ت خیلی معروف شدن

دو مینگ سی از کیو کیو زنگ میزنه (یه برنامه است)

چرا به من زنگ میزنه؟

دوباره میخواد شاهد عروسیش باشم؟

دو مینگ سی

سی

چرا بعد کلاس رفتی بهمون زنگ نزدی

به هر حال

گزارش مالی که پرفسور لو خواسته چطور پیش میره؟

مشکلی نداره درسته؟

اها

برام کاری نداره

چرا حالت گرفته است؟

به نظر میرسه بازم با شان سای دعواتون شده

داستانش طولانیه

اشکالی نداره

وقت دارم

میتونی برامون تعریف کنیم

برادر شی من

شان سای بریم اونجا

بریم

باید به دو مینگ سی تبریک بگم

دو مینگ سی

بابت نامزدیت بهت تبریک میگم

نامزدی؟

داستان طولانیت همین بود؟

من چیزی در موردش نمی دونست مامانم خودش تصمیم گرفته بود

اینطوره؟

تو نبودی با اشتیاق دستشو گرفته بودی

فرار میکردی؟ مگه دیوونه ام؟

چرا باید با یه زن دیوونه فرار کنم؟ من کسیم که دیوونه ست

مامانت منو آورد اونجا

شاهد لحظات رومانتیک تو و خانم زیااوزی باشم

نمی تونم بهت توضیح بدم

خوب نده

فقط با خانم عزیزت حرف برن

شما دوتا با هم فرار کردین در هر صورت

این کاریه که باید بکنی

بهت گفتم که

اشتباه کردم فکر کردم دست تورو گرفتم

قدامون و لباسامون و مدل موهامون کلا فرق میکرد

کور بودی؟

چرا اینقدر غیر منطقی

تمام دیشب رو داشتم بهت زنگ میزدم حتی فرصت ندادی بهت توضیح بدم

چی رو میخواستی توضیح بدی؟

شما خیلی به هم میومدین چرا دیگه منو وارد قضیه کردین؟

حتی مثل دیوونه ها منو بازی دادی

کی بی منطقه الان؟

اگه دخترای قد بلند و لاغر و سکسی و خوشگل دوست داشتی

چرا همون اول بهم نگفتی؟

شان سای کجا میری؟

در مورد چی صحبت میکردن؟

خیلی عصبانیم

مشخص بود میخواست قضیه رو انکار کنه

دونگ شان سای به خودت نگاه کن

میدونی که اونا زوج خوبی هستن

هنوزم ازش دوری نمی کنی

حالا ببین چه اتفاقی افتاد مایه خنده همه شدی

چرا ناراحتی؟

اون قدبلند و لاغر بود مثل یه مدل

چیزی بود که مامان دو مینگ سی برای پسرش میخواست

صبر کن

تو...

هه یونزی؟

دختر رئیس گروه نیست؟

همون که تو کار روغن و استخراج معدنه؟

تنها بیزینسی که تو خانواده مون نبود

روغن بود

یه ازدواج تجاری برای گسترش تجارتشون

این کاریه که مادرت باید بکنه

به هر حال

زیااوزی کیه؟

چه شکلیه؟

زن ایده آل سی زن سرسخت و جدی مثل شان سای

دخترای پولدار

لوس و احمقن

لوس و احمق؟

اون یه میمونه

میمون؟

هر چیزی که مثل درخت باشه ازش بالا میره گوش بقیه رو گاز میگیره

گوش بقیه رو گاز میگیره؟

چیکار کرده دختره؟

تمومش کن

من زودتر میرم

صورت سی قرمز شد

تو..

دختری که دیروز تو هتل دیدم نیستی؟

اسمت چیه؟ من زیاوزیم

چرا اومده اینجا؟

اومده دو مینگ سی رو ببینه؟

شان سایم

شان سای

آره یادم اومد

دنبال دو مینگ سی میگردی؟

آره

تو کافه تریاست برو اونجا

کافه تریا؟

باشه

داشتم از اینجا رد میشدم

اومدم ببینمش

واقعا کدوم دانشگاه دانشجوهایی به این عجیبی داره

عجیب؟

آره فکر نمیکنی اون عجیبه؟

من فکر میکنم

اون از مریخ اومده باشه

دیروز

هیچی پول نداشتم

چون دویدم کفشامو گم کردم

پا برهنه بودم

بگو کدوم پسر دختری رو اینطوری ول میکنه؟

تنها تو خیابون؟

دیروز تو رو تو خیابون گذاشت و رفت؟

آره خیلی عصبانی بودم اینقدر راه رفتم تا رسیدم خونه

شان سای

بگو

اون تو رو... سی

شان سای اینجاست

فکر نمی کنم

نه؟

هی میمون اینجا چیکار میکنی؟

بی ادبانه حرف زدن طول عمرت رو کم میکنه میدونستی؟

من زیااوزیم برا مهم نیست اسمت چیه

اینجا چیکار میکنی؟

به لطف تو دیروز همش عذاب کشیدم

برات مهم نیست؟

همه روز عذاب کشیدن ؟

تو که گفتی بار اوله که همدیگه رو میبینین

خوب میخوای چیکار کنی؟

خوب گوش کن مامانم نمی تونه در مورد ازدواج من تصمیم بگیره

تو هم خوب گوش کن مامان منم نمی تونه در مورد ازدواج من تصمیم بگیره

ولی من از تو خوشم میاد

میمون در مورد چی حرف میزنی؟

باشه

نمی تونی منو گول بزنی

گوشات قرمز شدن

بعد از این که من گازشون گرفتم

هنوزم میتونی برا من فیلم بازی کنی؟ گوشش؟

اگه خفه نشی میزنمت

دو مینگ سی از حالا

درستت میکنم

به عنوان نامزدت

هر جور شده با هم ازدواج می کنیم

بیا اول قرار بزاریم

سی چطور میتونی یه دخترو بزنی؟

اون که یه دختر نیست یه میمونه

مزخرف نگو

من یه دخترو نمیزنم یه میمونو میزنم

نمی تونی بهتر رفتار کنی؟

هر قدر بیشتر مقاومت میکنی

بیشتر دوست دارم باهات باشم

ولم کنید

دیگه نمی تونم تحمل کنم

هر کاری میکنین هیچ ارتباطی با من نداره

شان سای

صبر کن

چرا زود رفتی؟

چیه؟

بعدا چیکار میخوای بکنی؟

چرا؟

هی چیکار میکنی؟

بیا بریم قهوه بخوریم اگه بیکاری

من که نگفتم بیکارم

بریم مهمون من

شما بچه ها چرا اینقد زورگویین؟

الان یادم اومد

تو خیلی آشنا به نظر میرسیدی

منو میشناسی

تو همون نبودی که تو مسابقه آشپزی فرهنگ چینی جایزه ویزه رو برد؟

سانا در موردت

بعد از مسابقه بهم گفته بود

فقط شانس آوردم

منم انتظار نداشتم جایزه ببری

به هر حال تبریک میگم

راستی

در مورد سی

چی فکر میکنی؟

نمیشناسمش هیچی در موردش نمی دونم؟

منطورم این نبود

منطورم اینه که

بعد از این که گوشش رو گاز گرفتم صورتش قرمز شد

یعنی خیلی پاکه؟

شرمنده خانوم

چه سوالیه از من میپرسی؟

خیلی مهمه

میخوام باهاش ازدواج کنم

باید بدونم

حالا که میخوای باهاش ازدواج کنی

چرا از خودش نمیپرسی و از من میپرسی؟

بعد از اینکه قهوه م رو خوردم میرم

واقعیتش من قبلا با کسی قرار نذاشتم

پسرایی که من میشناسم یا دیوونه وار دوستم دارن

یا اینکه از عصبانیتم میترسن و بهم نزدیک نمی شن

مطمئن بودم خانواده م برام یکیو انتخاب میکنن

فکر می کردم یه پسر زشت و بی دست و پا باشه

اما وقتی دو مینگ سی رو دیدم

واقعا پسر خوبی بود

اگر چه اخلاق بدی داره

ولی بامزه ست

تصمیم گرفتم رسمی باهاش قرار بزارم

خوبه

میتونی هر کار میخوای بکنی با من چیکار داری

ببخشید

شاید به خاطر اینه که تک فرزندم

خیلی لوس و خودمختارم

به خاطر همین هیچ دوست خوبی ندارم

متاسفم

نه اشکال نداره

خیلی احساساتی شدم

تو خیلی خوبی

سرزنده و با مزه و مهربونی

واقعا اینطور فکر می کنی؟

بیا دوستای خوبی باشیم

به عنوان دوست

باید با هم صادق باشیم

بزار ازت یه سوال بپرسم

تا حالا

کسی رو دوست داشتی؟

تا حالا نه

نه؟

این یعنی یکی رو دوست داشتی در موردش بهم بگو

خوب..

قبلا

یکی بود که خیلی خسته کننده بود

زیاد حرف نمیزد

دوست داشت همش بخوابه

چی؟ سلیقه ات تو پسرا ضعیفه پس؟

سلیقه تو هم خیلی خوب نیست

پس بزار یه سوال دیگه ازت بپرسم

دو مینگ سی قبلا تو رو دوست داشته؟

خودت ازش بپرس

من فکر میکنم قبلا تو رو دوست داشته

حتی بهت گفته دوست داره

ولی هیچوقت بهت گفته فقط تو رو داره؟

نه

نه خوب

پس میتونه یه نفر دیگه رو هم دوست داشته باشه

چرا که نه؟

خوبه

کمکم کن بهش نزدیک بشم

اگه تغییر نکرد یعنی تو رو دوست داره

اگه عاشق من شد یعنی یه دختر بازه

اونوقت دوتامون ولش میکنیم باشه؟

پس همش نقشه ست

البته

پس کمکم میکنی درسته؟

باشه پس

بیا امتحانش کنیم

خوشمزه به نظر میرسه

نه می تونی بخوریش خودت

تنها جایی که

میتونم آرامش داشته باشم

اما چرا اینقدر ناراحتم؟

وقتی چشام رو میبندم

چهره ی ترسناک مامان دو مینگ سی

و چهره هیجانزده زیااوزی رو میبینم

خیلی آزار دهنده ست

هی بیشتر و بیشتر اذیتم میکنه

چرا منو آزار دهنده صدا کردی؟

نه

من صدا نکردم

خوشحالم که هر روز میبینمت

واقعا؟

منظورم تو نبودی

چرا اینقدر بی حالی؟

صورتت قرمز شده

نکنه تب داری هی

چون نور خورشید خیلی زیاده

شان سای

به جای این رفتارت با من

نباید مشکلاتت رو با سی رفع کنی؟

نمی دونم باید چیکار کنم

مادرش منو قبول نداشت

بهش یه دوست دختر عالی معرفی کرد

اون دختره هم دوسش داره

احساس می کنم یه نخاله ام

تو اون شان سایی که میشناختم نیستی

بعد از همه اتفاقایی که افتاد

نفهمیدی احساس سی بهت چقدر قویه؟

باید اعتماد به نفس داشته باشی

به خودت و احساسی که برای بقیه داری

به دقت بهش فکر کن

تو نمی دونی من چقد تحت فشارم

میخوام در مورد خودم و احساسم اعتماد به نفس داشته باشم

اما چیکار باید بکنم؟

هیچ قدرتی

در مقابل مادر سی ندارم

دو مینگ سی

چرا اومدی در خونمون دنبالم؟

چطور میتونی ازم این سوالو بپرسی

عصری کجا بودی؟

گوشیتو جواب ندادی میدونی چقدر منتظرت بودم

چیکار میکردی؟ جالبه برات وانمود کنی گم شدی؟

به خاطر همین اومدی اینجا؟

برات مهمه کجا رفته بودم؟

بزار بهت بگم

عصری داشتم با نامزدت چایی میخوردم

همین

اون دختره ی دیوونه؟ چرا باهاش رفتی بیرون؟

چی میخواست ازت؟

اول

فکر می کردم

اون لوسه

یه وارث گستاخه

بعد فهمیدم

واقعا دختر خوبیه

و روراسته

دختر بافکریه

ظاهر خوبی هم داره

تربیتش... چرا این چیزارو بهم میگی؟

میخوام بهت بگم

واقعا به هم میاین

خیلی خوب میشه

اگه با هم باشین

چطوره نصیحت های مادرتو گوش کنی

کنارش باشی؟

اینطوری همه خوشحالن

فهمیدی؟

در موردت اشتباه میکردم

دونگ شان سای

احمق

دوباره به دومینگ سی آسیب زدی

میدونی با این کار بهش آسیب زدی

با این کار حتی بیشتر قلبشو شکستی

لی خیلی حسودیم میشه تو موسیقی میخونی

متاسفانه منو شیمن

همش باید یه عالمه گزارش بنویسیم

منم باید روزانه پیانو تمرین کنم از بس پیانو زدم دستام پینه بسته

اگه ذهن عالی مثل دو مینگ سی داشتم برام سخت نبود

مانع زندگی سی عشقه

باید تو موضوع عشق بهتر عمل کنه

وگرنه زندگیش آشفته میشه

سی

چرا کلا خیس شدی؟

چی شده سی؟

چرا رنگش پریده؟

به نظر میرسه دوباره درگیر مسائل عشقی شده

من فکر می کنم شما کاملا به هم میاین

شرایط سی از قبلم بدتر شد

به نظرت باید بفهمیم چی شد؟

چی رو بفهمیم؟

به خاطر هی یوانزیه

نامزدی که مامان سی براش پیدا کرده

برای اینکه شان سای رو از سی دور کنه

یوانزی

چطور دختریه

تنها کاری که میتونیم بکنیم اینه که

فردا بعد از اینکه گزارشاتمونو تحویل دادیم

با یوانزی قرار بذاریم

دیگه نمی تونه سی رو اذیت کنه

دیگه شان سای وسی

چیزی برای نگرانی ندارن

لی چی فکر میکنی؟

منظورت چیه؟

تو هم باید کمک کنی

این کار سیه

اگه خودمونو درگیر کنیم

همه چی پیچیده تر میشه

پیچیده شدن اوضاع

چیزیه که دقیقا ما بهش نیاز داریم.

آقا شما چیزا زیادی خریدید امروز

می تونم بهتون یه کارت وی آی پی بدم

میتونین اطلاعاتتون رو تو برگه بنویسید؟

نه ممنون

من

تسلیمم

همه عروسکای ماشین اسباب بازی رو گرفتم

برا منم همینطور بود

آخرش مثل یه دستیار شدم

هی

چرا عروسک قهوای رنگ توشون نیست؟

برو همین الان واسم بگیرش

همینا بس نیست؟

شما ازم خواستین بیام بیرون در صورتی که تو خونه استراحت میکردم

الانم از بیرون اومدنم لذت نمی برم

چرا اینطوری میکنی؟

همه رو برات میخرم باشه؟

نه باید از ماشین اسباب بازی برام بگیریش

خیلی برام فرق میکنه

باشه الان میگیرمش برات

ماموریتتو کامل کردی؟

خانم همه چیزایی که میخواستی خریدم

ازم نخوا برم عوضشون کنم

هیچ کدومشون کمیاب و باارزش نیست

نمی خوامشون

شوخی میکنی؟

بزار یه چیرو روشن کنم

شما ازم خواستین بیام بیرون باهاتون

اگه خواسته هامو برآورده نکنید

میرم پیش دو مینگ سی

نه نه

چه مدلی میخوای؟ برات میخرم

واقعا؟

پس باید بپوشیش

بازی بسه

نگفت لخت شو

فقط بپوشش

کافیه؟

چرا هیچ کدوم از عروسکا لبخند نمیزنه؟

من یکی که لبخند بزنه دیده بودم

لبخند

همچین چیزی هم بود

شما دو تا خیلی خسته کننده این

میرم دو مینگ سی رو پیدا کنم

سلام اینم نوشیدنی عصاره گل یاس شما

این عصاره گل یاسه؟

متاسفم

واقعا متاسفم

شان سای مشکل چیه؟

رنگت پریده

حواست سر جاش نیست

چیزی نیست

دیشب به خاطر تکالیفم دیر خوابیدم

زایااوزی برای سی مناسب تر از منه

مادرش از این بعد کاری با من نداره

این خوبه

دونگ شان سای

باید خوشحال باشی

شان سای

زیااوزی

دوتا دستیارام رو آوردم ببینیشون

شیمن شان سای زیایو

بالاخره یه دختر بامزه دیدم

چیکار میکردین سه تایی؟

چیکار میکردیم؟ قرار داشتیم

قرار؟

نمی دونم اونا برا چی ازم خواستن بریم بیرون

تصمیم بدی بود

عصر کلا تو یه پیاده رو وایساده بودیم

بعد رفتیم فیلم دیدیم

بعدم تو خیابونا دور میزدیم

براش کافی نبود

ازم خواست براش لباس زیر بخرم

شان سای تو هم میخوای ازشون؟

مدلهای زیادی هست میتونی انتخاب کنی

نیاز ندارم

ترجیح میدم یه سال با زیایو برم خرید

به جای این دختر وحشتناک

پس کی قصد داری با من قرار بزاری؟

اما چرا اینکارو کردین؟

گوش کن

اوش فکر کردم چون من خیلی جذابم میخوان باهام قرار بزارن

بعد فهمیدم

میخوان منو از سی دور کنن

چطور فهمیدی؟

واقعیتش شما کارتون رو خوب انجام دادین

ولی من دوستون ندارم

مهم نیست چیکار کنین

من دوستون ندارم

بزار بهت بگم

این زود خسته میشه

اون نمی دونه چطوری از زمانش لذت ببره

اما دوتاشون

خیلی خوب رو یه موضوع پافشاری میکنن

خیلی خسته کننده س

فکر نمی کنم دوتاشون جالب باشن

مهم نیست من زودتر میرم

بهترین بازیگرارو برات میذارم

بعدا میبینمت خداحافظ

هی کی بازیگره؟

توی زندگی من؛ من همیشه نقش اصلیم

چرا همتون ناراحتین؟

چی سفارش میدین؟

الکل عالیه صبر کنید لطفا

شان سای تو نمی تونی الکل بخوری

هی نمیشه همینطور بشینیم

نقشمون شکست خورد

چرا اینقدر به در نخوریم؟

چی شده؟ به خاطر اون دختر خوشگله ست

خوشگل؟

اون مثل دخترای خاکی و گداست

ندیدی چطور اون میمون

باهامون بازی کرد؟

اما...

چرا شما اینکارو کردین مگه دو مینگ سی رو دوست ندارین؟

به خاطر تو

دیوونه شدی؟

می دونی سی چطوریه

اون ممکنه حتی وسط عروسیش هم برگرده ما همه کار برا تو میکنیم

هنوزم میخوای تسیلم شی می دونی سی چقد ناراحته؟

به هر حال

اون شب بارونی

چرا سی سر تا پا خیس اومد خونه؟

چه اتفاقی افتاده بود؟

من بهش گفتم

با زیااوزی قرار بزاره

گفتم اونا به هم میان

چطور تونستی این حرفا رو بهش بزنی؟

چطور احساس اونو در نظر نگرفتی؟

چطور شما احساس منو در نظر نمیگیرین؟

من نمی تونم خانواده شو تغییر بدم

مادر با پنج میلیون یوان اومد خونه ما

برای اینکه منو سی قرار نذاریم

تا حالا اینقد بهتون بی احترامی شده؟

پنج میلیون یوان؟

قبول کردی پولو؟

البته که نه

باید به سی بگی

چیز دیگه ای هم هست که نگفتی؟

بس کنین

مادرش دا مینگ فنگه

چیکار میتونم بکنم؟

چیکار میتونم بکنم که همتون راضی باشین؟

باشه

تمومش میکنم

باشه

میدونم دلایل خودت رو داری

بیاین به سلامتی

دونگ شان سای شکست ناپذیر

بیاین هی

به سلامتی میزیو میتونی بخوری

چرا الک سفارش دادین

وقتی نمی تونین بخورین؟ خفه شو بیاین

به سلامتی به سلامتی

رئیس منتطر شماست

لی

توی جشن تولد سی اتفاقای بدی افتاد

نتونستم بعدش باهات تماس بگیرم

خوب.. اشکالی نداره خانم دو مینگ فنگ

چرا ازم خواستین بیام اینجا؟

تو و سی با هم بزرگ شدین

من با خانواده جینگ تماس گرفتم

اونا گفتن

جینگ دیگه بر نمی گرده درسته؟

چرا از من میپرسید؟

واقعیتش

درباره تو شان سای شنیدم

شان سای از عشق تو استفاده کرد

چون نتونست تو رو تحت تاثیر قرار بده

سی رو قبول کرد

این چیزی بود که اتفاق افتاد؟

خانم دو مینگ فکر میکنم اشتباه متوجه شدین

سی کسیه که شان سای دوست داره

تو شخصیت سی رو نمیشناسی؟

اون دوست داره چیزایی که دیگران دارن رو بگیره

اون عروسک مرد عنکبوتی رو یادته وقتی جوون بودی داشتی؟

ازش خسته شد بعد از اینکه ازت دزدیدش

نگرانم

شان سای هم مثل عروسک تو بشه

بعد از اینکه باهاش باشه

ولش میکنه

اگه این اتفاق بیفته

شان سای صدمه میبینه

سی قبلا سرکش بود

ولی الان بزرگ شده

اون اینکارو نمیکنه

سی از همون بچگی ذهن بی ثباتی داشت

نگرانم شان سای صدمه ببینه

در هر حال

شنیدم کارخونه پدرت

به مشکل مالی برخورده

در موردش نمی دونم

واقعا نمی خوام

کارخونه پدرت با مشکل رو به رو بشه

فکر میکنم

میتونم کمکتون کنم

اگه تو و شان سای

دوباره با هم شروع کنید

خانوم دو مینگ

فکر نمیکنید کاری که میکنید درست نیست؟

تو هنوز جوونی وقتی بزرگتر شدی میفهمی

یه چیزایی هست

پایانشون خیلی مهمتره

پدر می تونه مشکلش رو کنترل کنه

پس نگران نباشین

نگران نیستی سی یه روزی شان سای رو رها میکنه؟

من به پسرتون بیشتر از خودتون اعتماد دارم

عروسک و عشق با هم فرق دارن

درباره شان سای

من بقیه ی عمرم اونو به عنوان دوست خودم نگه میدارم

بزارین یه چیز دیگه بهتون بگم

ما همه شخصیت سی رو میدونیم

هر چی بیشتر بخواین اونارو از همه جدا کنین

پیوندشون قوی تر میشه

امیدوارم شما پیش دستی نکنید

به رابطه تون با سی ضربه نزنید

همین

من می رم

خانوم دومینگ

بزارین دوباره بگم

درباره شان سای

من بقیه ی عمرم اونو به عنوان دوست خودم نگه میدارم

اجازه نمیدم صدمه ببینه

خانم وارث

چرا اینجایی

چه اتفاقی افتاده

تو..

داری گریه میکنی

داری گریه میکنی

متاسفم

من خیلی احساساتیم

مطمئن نیستم بهت بگم یا نه

سی..

برات قلدری کرده؟

من میشناسمش

نگرانش نباش

کمکت میکنم بزنیش

اینقد میزنمش دو مینگ سی با قرار گذاشتنمون موافقت کرد

مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK | t.me/CINAMATAK

مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK | t.me/CINAMATAK

مترجم : فاطمه WWW.30NM.TK | t.me/CINAMATAK

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.