All language subtitles for Meteor.Garden.E18

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

قسمت 18

.شـی من

مـگه تـو منت کشی دخـترا عـالی نیستی؟

منـت کشـی از هـمه ی دخترا بـه اندازه ی

.عـذر خواهی سـی کارسـاز نیست

هـی ، بچه ها دنبال من میگشتین؟

شـان کای کجاست؟- شـان کای؟

.سـرـه کلاس قبلی حاضر نشد

.نمیـدونم چه اتفاقی براش افتاده

هـیچ وقت اینجوری نبـودا ، حتی تلفنشم جواب نمیده

آخرین باری که دیدیش کی بود؟

بـعد از زنگ اول با شـانپینگ رفت یه جایی

شـانپینگ؟

آره . اون برادرـه هم کلاسی دبیـرستانمـون ژیبوـه

فمیدم ، بیا ببینیم شـان کای کی قـراره برگرده شـیاقینگ

.حتـما

.دیگه بهم نگو شـیاقینگ

الو؟

گینگ هـه ، بهت نگفتم وقتـی شانکای برگشت بهمون بزنگ؟

.کل ـه بعد از ظـهرُ منتظر بودم

یـادم نرفت که ، شـان کای این بعد از ظهـرم سـرـه کلاس نیومد

نمیتـونم بهش زنگ بزنم اصلا نمیدونم کجا رفته

.همین الان بیا اینجا

.بـاشه

.همین الان میام

شـان کای کل ـه بعد از ظـهرُ نیـومد سـر کـلاس

.اصـلا اینطوری نیست

فک کنم یه اتفاقی افتاده

یـادت میاد گینگ هه گفت شـان کای با کی رفته بیـرون؟

.آره ظـاهرا اسمش شـانپینگه

.مـیرم دفتر دربارش پرسُ جو کنم

.باشه ، شی من- .هـی-

تـونسـتی با شان کای تماس بگیری؟

شـی من الان زنگ زد و گفت شانپینگ

.از دانشـگاه مینگ ده اخراج شـده

ولی امروز صبح اومده بود شان کایُ ببینه

.احساس خوبی ندارم

گفتی اون پسره ، داداشـه همکلاسی دبیـرستانته

شمـارشو داری؟

.بزا ببینم

.سـی موبایلشُ خاموش کـرده

.داره بوق میخوره

الو؟

یان ژیبو خودتـی؟

.بفـرمایید- آقای لیـو ، سی خونست؟-

هـروقت سی میاد خونه میشینه تو کتابخونه

.خوشحـال به نظر نمیرسه

داره چیکار میکنه؟

داره کتـابُ و

.ایـنا میخونه

.یـا بازی میکنه و یه چُرتی میزنه

.با هیچکسی نمیخواد حرف بزنه

.رئیـس

.اون بیـدار شد

داری چیکار میکنی؟

داری چیکار میکنی؟

.انقد زر زر نکن .نمیتـونی از دسـتمون فرار کنی

.رئیـس

.بیـا انجامش بدیم

صـبور باش ، اول باید ازش یه عکس بگیریم

.انقد تـکون نخور

.رئیـس

.بـه اندازه ی کـافی مظـلوم به نظر نمیاد

.یه عکس دیگه بگیر

نـه ، من فک نمیکنم این بهترین زمان واسه فـروشش باشه

...میخوام تـا فردا صبر کنم و- .سی-

چـه خبر؟ اتفاقی افتاده؟- واسـه چی تلفنـتو جواب نمیدی؟-

حالم خوب نی ، چی شده؟

.شـان کای گم شده

.رئیـس

.شـان پینگ ، اومدی

.رئیس

واسـه چی شـان کایُ بستـین؟

.شـانپینگ

داری چیکـار میکنی؟

...شـانپینگ ، ما فقط محض احتیـاط

.رئیس ، اصلا نمیفهمم

قـرار نبود بعـد از اینکه شـان کایُ اوردم ، اینکـارا رو کنی

.رئیس

،یـادته دائو مینگ سی زد پـاتو شیکوند؟

چـطور میشه فراموش کنم؟

چـرا؟ دیدیش؟

.نـه ، بـرادرم دیدش

.دائـو مینگ سی زده بودش

.تـو دورهمی دبیرستانشون .حتـی کارش به بیمارستـانم کشید

زده بـودش؟

چـرا؟

ظـاهرا ، سـرـه یه دختره بـه نام شان کای دعواشون شده بود

.اون دوست دختر دائو مینگ سیه

.شانپینگ

.فک کنم باید با اون دختره دوست بشی

و متقاعـدش کنی دیگه با دائو مینگ سی نگرده

.خیله خوب

.مـرسی

شـانپینگ؟

.شـان کای ، دوباره همو دیدیم

.شـانپینگ

چـه اتفاقی واسه صورتت افتاده؟

.امـروز بـا دائو مینگ سی دعوا کردم

.درمـوردش بهم بگو

چی شـده؟

.ایـن پسره خیلی خودخواهُ و لجـبازه

.نمیـدونه شـان کای چه حسی داره

نتـونستم خودمـو کنترل کنم بـاهم دعوا کردیم

دقـیقـا همون قـوزمیتـیه که قـبلا دیده بودمش ، فرقی نکرده

.خیلی رو اعصابه

این جور آدما رو بـاید یه درس درستُ و حسابی بهشون داد

شـانپینگ ، میتونی کاری کنی فـردا شـان کایُ ببینم؟

حتما ، ولی چـرا؟

هیچی میخوام باهاش یکمی حرف بزنم

شـاید بتـونم متقاعـدش کنم دائـو مینگ سی رو ول کـنه

.ایـده ی خوبیه

.ردیفـش میکنم- .بـاشه-

یـادت رفته دائـو مینگ سی چطور با رئیس

رفتـار کرده بود؟

شـانپینگ ، میخوای بهمون خیانت کنی؟

.البـته که نه

یـه آدمی مثِ دائـو مینگ سی

.لـیاقت بخشیده شـدن رو نداره

پـای ـه رئیس به خاطر

.دائـو مینگ سی بدجوری آسیب دیده بود

یـه عکسی گرفتم میخوام واسـه دائو مینگ سی بفرستمش

.بـهم دروغ گفت

شـانپینگی که بهم گفت مـیخواد دوستم باشه ، و ازم محافظت کنه

.بـهم دروغ گفت

واسـه چی اینجوری شد؟

.رئیـس

.میخوام تنها باهاش صحبت کنم

میـشه؟

.نگـران نباش

.نمیـذارم بـره

.فـراموش نکن

.مـن طرفـه توام

.حتـما

.خیلی کشش نده

.باشه

چــرا؟

چـرا؟

واسـه چی؟

واسـه چی بـاهام اینکارُ میکنی؟

.مـن بهت اعتماد کردم

چـرا؟

.دروغـگو

!عـوضی

!کثـافت

.هـرچی دلت میخواد بگو

، اگـه حالتُ بهتر میکنه

.بگـو بهم

واسـه چی اینجوری میکنی؟

فک کنم رئیس واسه اینکه دائـو مینگ سیُ تلکه کنه ازت استفاده میکنه

.دائـو مینگ سی پاشـو شکست

.بـاید تقاصشُ پس بده

، وقتـی دبیـرستان بودم

.دوست نداشتـم مدرسه برم

دوسـت نداشتـم با اون ژیبوی احمق بـیشـتر از این تو خونه بمونم

پس از خونه زدم بیـرونُ و کـاره پاره وقت گرفتم

.ولی بـازم خودمُ تـو کلی دردسـر انداختم

.بـعدش رئیسُ تـو بار ملاقات کردم

.اون کمک کرد مشکلاتـمو حل کنم

و حـتی متقاعـدم کرد برگردم مـدرسه

، بعـدش یـه روزی

بـا دائـو مینگ سی دعواش شد

.بـا رئیس تـو بار درگیـر شد

بهش گفت اشـغال ـه به درد نخور

رئیـس اعصابش خورد شُد و بـا هم دعواشون شد

ولـی دائـو مینگ سی دیوونه شد

. و زد هـمه رو نـاکار کرد

...همینطور زد

.پای ـه رئیسـو شکست

، بـه خاطر همین

، پلیـس همه رو دستـگیر کرد

.حـتی دائـو مینگ سی رو

ولـی پای رئیس

.هیچ وقت دیگه خوب نمیشه

دائـو مینگ سی نباید مسئـولیـت این کاراشـو به عهده بگیره؟

.شـانپینگ

کارـه شماها خلاف قانـونه

ممکنه از دانشگـاه اخراج بشی میدونستی اینو؟

،اگـرم از دانشگـاه اخـراج نمیشـدم

نمیـتونستـم رقـابت با اف 4 رو تـحمل کنم

انـگار همه بهـتر از

.منند

واسـه همینه خیلی وقت ـه پیش از دانشگاه زدم بیرون

پـس تو از قصـد منـو تلکه کردی

کـه انتقامـه رئیسـتو بگیری؟

اصلا نمیفهممت

واسـه چی دخـتر خوبی مثل ـه تو

بـاید با آدم مف خوری مثـه دائـو مینگ سی بـاشه؟

یـه آدمی مثِ تـو

حـتی جرئـت داره به دائـو مینگ سی بگه مفت خـور؟

،حـتی اگه خیلی زور گـو هم باشه

.ولـی اینطوری که تـو میگی هم نیست

.تـو پای ـه رئیسـو دیدی

نمـیتونی با اون چشـات واقعیتُ ببینی؟

، اگـه میخوای زنده بمونه

.سـریع بیـا اینجایی که بت میگم

چی شـده؟ خـبری ازش هست؟

=....اگـه میخوای زنده بمونه ، فـورا=

.دنبالم نیاین

.راستش ، متأسفـم برات

، وقتـی مردم با دائو مینگ سـی در میوفتـن

.تـازه بدبخـتیاشـون شـروع میشه

.بدبخـتیام به خاطـر دائـو مینگ سی نیست

.واسـه اینه که به تـو اعتماد کردم

.ایـن ریـا کاریـای تو بدجوری حالمُ بد میکنه

.فک کردم مـنو درک میکنی

ولی انگـاری اشتباه میکردم

.نـگران نباش

وقـتی رئیس حسـابشُ با دائـو مینگ سی صاف کرد

.میـزاره بـری

.بـه هدفـتون نمی رسید

.چـون دائـو مینگ سی قـرار نیست بیاد

.خوبم میـاد

.میـدوه میـاد اینجا

اونطـوری که من دیدم دیـروز داشـت عشقـانه احساساتشـو بروز میداد

قطـعا میاد

.دائـو مینگ سی

.لـطفا نیا

چـون حـرف دائـو مینگ سیُ باور نکردم

.همـه ی ایـنا حقمه

شـانپینگ ، واسه چی دهـنشو باز کردی؟

اگـه داد بزنه چی

اینـجا خیلی مـتروکسـت ، هیچ کس صداشـو نمیشنوه

!دست نزن بهم

ببیـن

اگـه به خاطرـه شـان پینگ نبود

دهنتُ سـرویس میکردیم

و از آبغـوره گرفتنت فیلم میگرفتیم زنـده به دائـو مینگ سی نشون میدادیم

نمیـذازم شـما بی شـرفا

گـریمو ببینین

خـیلی بدبخـتی

داری به کی میگی بی شـرف اون عشـقت از ما هم بی شـرف تره

دفـه پیش ، انقد زدمـون تـا تو بار از حـال رفتیم

فـک میکردم قوی باشی

ولـی با یـه مشـت ـه اون از حـال رفتی؟

.خوب به خـاطرـه اینه که به دردنخورین

بـدون اینکه یه همچین حقـه های بی شـرمانه ای بزنین ، نمیتونین باهاش مقابله کنید؟

!ورپریـده ! خفـشو

.بـی سرُ و پـا

.عـوضی

همیـن الانشـم کـه همچین نقـشه های بـی شـرمانه ای کشیدید

.نشـون میده به دائـو مینگ سی باختین

دارم بهت میگم

.دائـو مینگ سی اینجا نمیـاد

!اگه نیاد میکشیمت

...اگـه اون بـیاد- .صبر کن ، رئیس-

هـدفمون آسیب رسـوندن به اون نیست

هـدفمون اینه ، اون دائـو مینگ سیُ بکشـونیم اینجا

.مـن دوست دختر دائـو مینگ سی نیستم

، اگـه حرفـمو باور نمیکنی

با اون قیـافه ی خـنده دارـه مضحکت و چـرتُ پرتات

.انقدر وایسا تا زیر پات علف سبز شه

.دهـن این ورپریدرو سـرویس کنین

، اگـه حتی دستتم بهش بخوره

کـاری میکنم تـا آخر عمـرت به گـوه خوردن بیـوفتی

.خیله خوب

.بـیا همین الان انجامش بدیم

.پسـره ی احمق

واسـه چی اومـدی اینجا؟

.عـنتر خان

.پسـره ی احمق

، میـتونی تـو هم منو بزنی ولـی فک نکنم الان اینکار به صـلاحت باشه

...تـو نمیخوای که

دوسـت دختر خوشگلـت آسیب ببینه ، مگه نه؟

.بهـم نگاه نکن

.ببند چشـماتـو

منتـظرـه چی هستی؟

!بکشـش

احمق که نیستی ، هستی؟

نمیـخوای مبارزه کـنی؟

.بـزن مـارو

!بـزن

.هیچی احسـاس نمیکنم

زورت تـا همین حـده؟

قـدرت بیـشتری نداری ؟

!بزنـش

!بسـه

!بسـه

!بسـه

!دائـو مینگ سـی

.دائـو مینگ سی

داری چیکـار میکنی؟ .اونـجا خطـرناکه

!دائـو مینگ سی

ازم مـتنفری ، مگه نه؟

.ازت متـنفر نیستم

، دوسم داشـته باشی یـا نداشـته باشی

.الان دیگه مهم نیست

.بـای

!دائـو مینگ سی

!صـبر کن

!همـش تقصیـره منه!نـرو

!نـرو

!دائـو مینگ سی

...نـرو

!نـرو

.بـه هوش اومد- .بـه هوش اومد-

.شـان کای- .تـا حد مرگ مارو تـرسوندی

.شـان کای

.زود باش- .سـریع-

.یـالا

بـابـا

مـامـان ، من کجام؟

.تـو بیمارسـتانی

پلیـس زنگ زدُ و گفت

تـو و دائـو مینگ سی تـو خونه مـتروکه ی پشت مدرسه پیدا شـدین

دوتـاتون زخمی شدینُ فرسـتادنتون بیمارستان

بگو بهم ، کی زدتون؟

!خـودم حسابشو میرسم

داری چیکار میکنی؟ همین الان بهوش اومده ، واسه چی داد میزنی؟

.بگـو بهم- .شـان کای ، بگو-

!کی این بلارو سـرت اورده؟ خودم دهنشو سـرویس میکنم

.دائو مینگ سی

دائو مینگ سی؟- دائو مینگ سی کجاست؟-

.شـان کای- .شـان کای-

.پسـره ی احمق

واسـه چی اومـدی اینجا؟

.خیله خوب

.بـیا همین الان انجامش بدیم

بهم نگاه نکن

.ببند چشـماتـو

.لـطفا تـو سالن ندوید

.هـوا زی لی

هـوا زی لی ، دائـو مینگ سی کجاست؟

کسـی که تاحالا توسط هیچ کسی کتک نخورده بود

کـسی که تو کتک زدن بدجـوری مهارت داره

کسـی که حتی اگه کلی آدم بریزن سـرش میزنه همشـونو نـاکار میکنه

چـرا با اون بی شـرفا ، درگیر نشد؟

به خاطـرـه منه؟

!بسـه

!بسـه

!پسـره ی احمق

واسـه چی تـو هم نزدیشـون؟

، اگـه منم باهاشـون درگیـر میشدم

.واقـعا میباختـم

!دائـو مینگ سی

!پـاشـو ، دائو مینگ سی

!یـالا ، پاشـو دائو مینگ سی

!کمک

!کمک

.خیلی دیره شده

.اون خیلی راحـت مـرد

هیچ وقت فکرشم نمیکردم سـی اینطوری بمیره

.نــه

!دائـو مینگ سی ، اجازه نمیدم بمیری

!پـاشو

!هنوز ازت عذرخواهی نکردم

، اگـرچه خیلی اخلاقت بد بود

...مـن هنوزم

.امـید وارم نمرده بـاشی

!دائـو مینگ سی

!پـاشـو

.خیلی کـارای بدی در حقم کردی

!هـنوز حسـابتو نرسیدم

!پـاشـو

داری درمورد چی حرف میزنی؟

اینطـوری از یـه بیمار عیادت میکنن؟

دیـدی چی گفت؟ .پشـمام ریخته بود اصن

"نـه ، نمیخوام بمیـری"

.دائـو مینگ سـی

.دائـو مینگ سی تـرسوندیم میخواسـتی سکتم بدی؟

.میکشمت- .اینکارو نکن-

.میکشمت .تـو و هوا زی لی گولم زدین

هـی ، چـه فکری میکنی؟

همینطوری با یـه مریض رفتار میکنند؟

.سـه تا از دنده هام شکستند

.داغـون شدم بعد تـو دختـره ی احمق الان نشستی رو من؟

مگـه من بهت گفتم با اون عوضیـا درگیر بشی؟

.خانــم

تـا کی میخوای رو من بشینی؟

.درد داره

، بـه هر حال .پلیس حواسش به اون گانگستـرا هست

و فک کنم سـی حساب کاری رو که قبلا کرده پس داده

.مـن دیگه اون آدم سابق نیستم

مگه قبلا چه شکلی بود؟

هـوا زی لی ، سی قبلا چه شکلی بود؟

یـه پسره چرتـی بود کلا

چــرت؟

مـگه الانشم چرت نیست؟

، در مقایسه با آدمی که قبلا بود

سـی جدید

.یـه آقای پرهیزکاره

بـه چی داری نگاه میکنی خوش به حـالت که سی جدیدُ ملاقات کردی

.درســته

سـی قدیمی همش دوست داشت مشکل درست کنه و واسه زندگیش هدفی نداشت

.خیلی خوبه تونسـتیم عوضش کنیم

هـروز باهاش تـو کتابخونه کتـاب میخوندیم

.خیلی خوبه که واقعـا باهوشه

تـونست با نمـرات بسیار بالایی واردـه دانشگـاه مینگ ده بشه

.درسـته وارد دانشگاه مینگ ده شد

.ولی هوشش ذاتیـه

.خیله خوب

قصد دارین تـا شب درباره ی گذشـته حرف بزنین؟

.نمک نشـناس

یـادت رفته قبلا ما همیشه باهات بودیم

...تـو

.بیخیـال ، بیا بریم

.باید بزاریم به کـاراش فک کـنه

.بـای

واسه چی هیچی نمیگی؟

شجاعتت کجا رفتـه؟ اینطوری با یه بیمار رفـتار میکنن؟

فک کردی خیلی باحـالی؟

واسـه چی انقدر احمق بودمُ اومدم اونجا

و دهـنم سرویس شد تـا دختر نمک نشناسی مث تورو نجات بدم؟

.تـو احمقی .حـتی جرئت داری این حرف بزنی

، اگه تـو مشکل درست نمیکردی از اول

آسیبم نمیدیدی ، درسـته؟

.بـسه دیگه ، انقدر ویز ویز نکن

میدونی هـر روز چطوری راه بـری رو اعصاب مردم

نمیدونی چطور باید با یه بیمار رفتار کرد؟- ...تـو-

...داری

داری چیکـار میکنی؟

یـه خوابی دیدم

خـواب دیدم مردی

.بعدش فک کردم واقعا مردی

.فک کردم نمیای منو نجاتم بدی

.چـون اون حرفـارو بهت زدم

.هیچ وقت فکرشم نمیکردم بیـای

اون عوضیـا بدجوری زدنتُ

.و به این حالُ و روز انداختنت

.متأسفـم

.اینـطوری نگام نکن همینجوریشم زشتی ، زشت ترم میشی

مـگه قبلا بهت نگفته بودم؟

.اگـه حتی مریخم بری ، دنبالت میام

.نمیتونی تو زندگیت از شـرم خلاص شی

.انقـدر چرتُ و پرت نگو

.پسـره ی احمق

.صـورتت خیلی ضایع شده میخوای بخندی یا گریه کنی؟

.بـه تو ربطی نداره

خیلی خوبه با اینکه بدجوری آسیب دیدند الان حالشـون خوبه

.ولی واقعـا خطرناک بود

.درسـته

اگـه میتونستیم کاری کنیم ، قطعـا نمیذاشـتیم این اتفاقا بیوفته

مـا خیلی وقت بود داشـتیم با

بـا سـی ـه قدیمی مبارزه میکردیم

.خیلی خوبه جا نزدیم

چـطور میتونستیم جا بزنیم؟

.اون خیلی بهمون کمک کرده

نباید بزاریم اینجور چیـزا دوباره اتفاق بیوفتند

، اگرچه الان خیلی گردن کلفت شده ولی یاد گرفته چطور به خودش احـترام بزاره

.چـون یه نفرُ پیدا کرده که عاشقشه

.هـی

تـو کی هستی؟

اون کسـی که دائـو مینگ سی بد جوری زدش ، شانپینگم

چیـه؟ میخوای هر روز بیام ملاقاتت؟

.امکان نداره- چـرا که نه؟

بـاید کار کنم ، وقتـم کجا بود؟

.دخـتره ی نمک نشناس .حقوقتـو دوبـرابر میکنم بیا اینجا

.از پول واسه خردین مردم استفاده نکن

.ای مردک عوضی

خـوب چطوری میخوای برام جبران کنی؟بگو بهم

.خفـه

.دراز بکشُ و استـراحت کن

واسـه چی اینجایی؟

بـه اندازه ی کـافی عوضی بازی درنیاوردی؟

چـرا اومدی اینجا؟

دوسـتاتون همشون اینجاند چطور میـتونم کاری کنم؟

.نگـران نباش

.شـان کای

، میخواستم قبل از اینکه خودمو تحویل بدم

.ازت عذرخـواهی کنم

رئیـس به خاطـر کاری که باهات کرد

.دست گیر شد

مـنم میرم خودمُ تحویل میدم تا مجازاتی کاریُ که در حقت کردم بکشم

.واقـعا متأسفـم

.واسـه عذرخواهی دیر شـده

.گمشو بیرون

شـان کای

اگـه دختر مورد علاقه ی دائـو مینگ سی نبودی

.واقـعا میتونستیم دوسـتای خوبی باشیم

. حیف شُد

.خیلی دلم میخواست لـهش کنم

ولی بعد از اینکه اون قیافه ی بدبخـتشو دیدم منصـرف شدم

هـنوزم میخوای بقیه رو بزنی

!آی عـنتر خانوم واسـه چی وقـتی آسیب دیدم میزنی مـنو؟

.متأسفـم از قصد نبود

...مـن

.ایـن تأثیر گزارتـرین داسـتان عشقیه

یـه مرد خودخـواه و عوضی مثِ دائـو مینگ سی

زندگیشُ واسـه زنی که دوست داشت به خطر انداخت

شـان کای ، حتما تـو زندگی قبلیت خیلی کارای خوبی کردی که دائـو مینگ سی دوست داره

این مرد قوی ، خوشتیپُ ، مسئولیت پذیره

چی فکر میکنی ، شـان کای؟

منظـورت چیه؟

واسـه چی داری اینارو بهم میگی؟- .شـان کای-

چی میخوای؟

منظـورمُ رسوندم باید با هم خوب رفـتار کنید

.و هـوای همو داشتـه باشین

.درسـته با این غـیرت دائـو مینگ سی

، حـتی اگه آدم فضاییام بیان زمین نمیزاره بت آسیب برسونند

.دائـو مینگ سـی از این آدم پلـشتا نیست

. اصـلا چشمش به زن دیگه این نیست

وقـتی تو مشکل بودی زندگیشُ

.واسـه نجات تو به خطر انداخت

.بسـه

...مـن

.همـین الان این قلدرُ تـور کن

،اگـرچه عقل درست و حسابیم نداره

.ولـی خودتم زیاد باهوش نیستی که

.شمـا دوتـا مناسب همین- .هـی-

.نزدیک تـر نیا

شـان کای ، یه قـلدری مث دائـو مینگ سیو دوست داری؟

.سـی شکست ناپذیره

.هـی

.مـنم قلدرم

...و

...ولی

...خوب

...دائـو مینگ سی- .هـی دخـتر دیوونه-

میـخوای چی بگی؟

...و

...ولی

...خوب

فک کنم

...دائـو مینگ سی رو

.مثِ یه سگ میبینم

.لـی ، نخند

اصـن چه ربطی داشت

یـه سگ؟

.سـی ، قـوی باش

.الـبته که نمیتـونیم طفره بریم

.بـاید باهاش رو در رو بشیم

آقای وو ، زیـاد فک نکن

.هیچ ضرری به شما تحمیل نمیشه

مـا حواسمون به همه چیز هست مطمئن باشین ضرر نمیکنین

البـته ، هر وقت خواسـتین باهـام حرف بزنین با این شماره تماس بگیرین

.کمک میکنم مشکلاتتون حل بشه

.عـالیه

انگـار کارت خوب داره پیش میره

.یـه برنامه ریختم

،اگـه اولین حقوقـمو بگیرم سـرمایه گذاریش میکنم

.مـراقب باش

هـنوزم تـو دست شویی ـه؟

بـهش گفتی باید زخماش خشک بمونند؟

.آره گفتم

واقـعا این دفـه باید از دائـو مینگ سی تشکر کنم

مـوقه نجات دادن شـان کای

.صـورتشم آسیب دید

نباید مشکلاتـشونو حل کنند؟

.منم همین فکرُ میکنم

.شـان کای ، زودبـاش

.خـیلی وقـته تو دستشویی هستی

.واسـه زخمات خوب نیست

.تـبریک واسه مرخص شـدنت

.مثِ سگـا فـورا خوب میشه

سگ؟

بـهت بر نخوره میگیم سگ سگـا حیـوانات خوبی هستند

شـاید شـان کای وقتی میگفت مثـه سگی داشـته ازت تعریف میکرده

اگـه یـه بار دیگه از دهنت کلمه ی "سگ" اومد بـیرون ، خودم

.میکشمت

.فک کنم واقعا حـالت خوب نیست

چـطور میتونی حالمو درک کنی وقتی

دخـتری که جونـمو به خاطر به خطر انداختم بهم

،گفت

".مـن مینگ سیُ به عـنوان یه سگ میبینم"

من مینگ سیُ

...مثـه یه

.سگ میبینم

.گفت من مث سگم

.دخـتره ی لعنتی

.فک کنم سـی داره میتـرکه

بهت گفتم به این زودیا نباید مرخص بشه

.میـخوام بکپـم

.ولـی شـان کای واقعا یه دندس

دخـترای معصومی مثِ شـان کای خیلی رو اعصابند

اونـا تـو رابطه خیلی انتظاراتِ

.غیـر معقولی دارند

اینجور دخـترا ترجیح میدن آروم آروم عاشق ـه طرف بشند

.تـا اینکه یهویی بیوفتن تـو دام عشق

لـی ، تو چی فک میکنی؟

مـن؟

.مـن کلا هیچ احساسی ندارم

.فک کنم تـنها آدمای نورمـال ـه اینجا ماییم

.هیچ کـاری از دستمون بر نمیاد

تنـها کاری که میتونیم بکنیم اینه که

کـاری کنیم شـان کایِ معصـوم

.احساسشـو به سـی اعتراف کنه

مگـه همین الان مرخص نشدی؟ اسـتراحت کردی؟

چه عجله ای بود بیـای مدرسه حالا؟

.تـرسیدم از درسا عقب بیوفتم

.کـلاسارو از دست میدادم- .من میتونستم جزوه هـامو بت بدم-

.مـمنون

.ولـی بـهتره خودم سـرـه کلاس باشم

شـان کای ، حـالت خوبه؟

.میخواستم بعد کلاس بیام ملاقاتت

میخواستم جزوه های دوروزـه پیشُ بهت بدم

جـزوه هات؟

جزوه های تـو به درد نخورند هیچ کس نمیفهمشون

اگـه میدادیشـون به شـان کای بیچاره گیج میشد

.مـن با دقـت تمام جزوه هامـو نوشتم

.اگـه نمیدونی بیخودی حرف نزن

خیله خوب دعوا نکنید ، جـزوه های دوتاتونو میگرم

شـان کای ، اشکالی نداره زخمـت بدون بانداژه؟

.نـه اشکالی ندره

.اینـطوری بهـتره

دائـو مینگ سی کجاست؟

اون دیـروز مرخص شد حـالش زیاد خوب نبود

.زخماش هنوز بهبود پیدا نکردند

.درسته

زخـمات شاید اینجوری خوب نشن

نمیخوام مثِ یه مومیـایی باندپیچی بشم

...پس من- .ولی زخمات ممکنه خوب نشند-

هوا آلودس چی میشه اگه رو رخمات تأثیر بزاره

هر روز با خودت چسب زخم میاری؟

مـگه تـو نمیاری؟

پس دائـو مینگ سی مرخص شده

.عـالیه

.ایـن اولین باریه که سیُ اینطوری میبینم

بـاهم بزرگ شدیـما ولی با دیدن این قیافش حسابی تعجب کردیم

.میتونیم تـو چشماش ببینیم چقد دوست داره

خودتـم اینو میدونی ، مگه نه؟

بیـا ، خودم برات میزنمش

.لـی

.واقعـا بهت غبطـه میخورم

تـو و جینگ الان باهم معذب نیستین دیگه نـه؟

ولـی من هـنوز نمیدونم چطور با اعتماد به نفس تـو چشماش نگاه کنم

.خیـلی سخته

.سخـت نگیر

اگـه تـو و سـی انقدر به خودتـون سخت نگیرین همه چی درست میشه

جـدی؟

.صمیمیت بینتون موج میزنه

داری چیکار میکنی؟

.پسـره ی احمق

.کمک کرد چسب زخم بزنم

مگـه مریض نبودی؟

حوصلم سر رفت از بس خونه موندم به جاش اومدم مدرسه

مگـه دنده هات آسیب ندیده بودند؟ چطور میتونی حـرکت کنی؟

خب که چی؟

.زخمام درست مثه یه سگ بهبود پیدا کردند

یـه استعـاره بود ، فقط یـه نوع کلمس

چـه کلمه ی جـالبی هم هست

کسـی ازت نظر خواست؟

.پس مـن میرم

. ازم خواستی بهش بگم ، نگفتم

.خـودت بهش بگو

.هـی

چیـه؟

میـدونی 31 ـُم چه روزیه؟

نمـیدونی؟

!چـطور جرئـت میکنی ؟ 31 ـُم تولدمه

.خوب بـاشه

.تـولدت مبارک

مـن هرسـال جشـن ـه تولد میگیرم بـاید برام کـادو بیاری

چـی؟ چطور میتـونی اینجوری باشی؟

کـادو هم میخوای ازم؟

اگـه من برات کادو نیوردم ، تو واسه تولدم بهم کادو میدی؟- .البته-

.خیله خوب ، پس کـادو میارم واست

ایـنا همش تقصـیره توئـه بـاید برام جبـرانش کنی

بـه هر حـال ، مـامـانم قـراره بیاد یه چیزـه درستُ و حسابی بپوش

مـامـانت؟

مـامـانت از اونـور آب میخواد بیاد اینجا؟- آره ، میخوام بهش معرفیت کنم-

هـَن؟

:تـرجمه و زیر نویس Mohadeseh

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.