Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
اين اعـترافـم بود
سيپريان قديس، به دوشيزگان، اين گلهاي خوشبوي کليسا فرمود
درونتان را مزين کنيد
و براي مصون ماندن از انحراف
همچون پرهيزکاران بينديشيد
،به راستي که زيبايي شما
به خاطر اعمالتان نيست
با اين حال شما ميتواني با توانتان به روحي زيبا نائل شوي
سعي کن که روحت را همچون جسمت زيبا سازي
چشمانت رو به ديدن گـناه ببند
اما پدر، گـناه چيه؟
گـناه، يک عمل شيطاني و شريرانهست
ولي چه جوري گـناه رو بشناسم؟
گناه اغلب يک عمل عمدي است
کسي که مرتکب کار اشتباهي مي شود دستانش را به سوي خدا دراز مي کند
گناه، اهانتي ست در برابر خدا
دليل دروني اين کار ...خيال پردازي
و شهـوت است
...و دليل بيرونياش مي تواند يک مرد
يا شيطان باشد
شيطان بر ذهن آدم سايه مي افکند
و باعث ميشود آدم خيال پردازي کند و شهوتش تحريک شود
هيچ وقت کتاب هايي را که موجب گسترش معصيت مي شود نخوان
به نقاشي هاي وقيح و شهوت انگيز نگاه نکن
...از چيزهايي که ظاهري فريبنده
اما دروني پليد دارند دوري کن
توي خيابان وقتي راه مي روي
به مردهايي که نگاهت مي کنند توجهي نکن
درست نميگم؟
بله
نگاه کردن به اون غريبه ها احساسي قوي رو در تو برمي انگيزه
احساسي که حتي توصيفش هم سخته
نبايد به اون نگاه ها پاسخي بدي
اين کار رو انجام بده
و همان طور که پائول قديس فرموده به عشق و روحِ فروتني دست پيدا خواهي کرد
ولي پدر اين کار خودخواهي نيست؟
عشق مي تونه خودخواهانه باشه؟
خوشي کردن و لذت بردن از مال و ثروت در مواجهه با بيچارگي، يه کار خودخواهانهس
دعا کن، و براي تهذيب و اصلاح، با جديت عهد ببند
که تا زماني اين کار رو انجام بدي از رحمت خداوند بي نصيب نمي ماني
«داســتــانِ گــنـاه»
بر اساس رماني از اسـتـفـان زيـرومـسـکـي
:کارگردان والـِريـن بـوروچـيـک
ترجمه و زيرنويس پـيـمـان صـالـحي فـرد
آدولف هورست، فیلسوف به هیچ وجه زنگ نزنید
از دستم که عصباني نيستي؟ - عصباني؟ نه بابا -
پدر يوتکيه ويچ رو ديدي؟ - آره -
آيين عشاي رباني رو به جا آوردي؟ - اونو فردا میرم -
مي توني کل شب رو گناهي نکني؟
زود بیا - چه خبر شده؟ -
نمي تونم بهت بگم
داري اذيتم مي کني؟ - باشه ميگم بهت -
هورست يه فاحشه رو با خودش آورده
مي شناسيش، همون موقرمزه ايکبيريهس
ما رو از شر وسوسه خلاص کن
خدايا من آدم ناشايستيام
سيپريان قديس، زنان را گفت
"شما همسايه تان را به گمراهي و تباهي ميکشانيد و اين کار از زهر هم خطرناک تر است
من اونقدرها هم بد نيستم
خدايا کمکم کن
حالت خوبه بابا؟
رفته بودي آمرزش گناه؟
درسته؟
چرا يه کم از اون پاکي و قداستت رو با باباي پيرت قسمت نمي کني؟
خب چرا نميايد با هم بريم اعتراف کنيم؟
ميريم ميريم عزيزم چند وقت پيش رفتم
باور کن
باور کن مي دونم رفته بودي قهوه خونه
حالا اون يه فنجون قهوه رو کوفتم نکن ديگه
آخه فقط که قهوه نبوده - ...خوبه شروع نکن ديگه -
تو نمي خواد به من بگي چه طور زندگي کنم
صبح به خير
گفته بودم براي اجاره ميام
بله بفرماييد داخل
اين اتاق رو به جنوب غربيه و هميشه هم گرمه
خب چه قدره؟ - پنجاه روبل در ماه -
آب گرم هم داره؟ - البته -
هزينهي خدمات چقدره؟ - رو همون قيمتي که گفتم حساب شده -
پنجاه روبل
گفتيد چقدر؟
پنجاه؟
ماهي پنجاه روبل
باشه قبوله
پيش پرداختش مي کنم
ميرم وسايلمو بيارم
ميرم رختخوابتون رو بيارم
مراقب ديوار باشين تازه رنگ شده
نگران نباشيد حواسم هست ميشه خودمو معرفي کنم؟
لوکاش نيه پولومسکي
از ملاقاتتون خوشوقتم
گم شو
مستأجر جديدهس
ببخشيد، فکر کنم پدرتون بايد اسمم رو ثبت کنن
مي خوام مدارک رو نشونشون بدم
بفرماييد داخل بفرمایید
ايشون آقاي آدولف هورست هستن
از مستأجرهامون
حالتون چطوره؟
تو خيابون ويلچا بودين؟ - بله -
اين جا محل آروم تریه - شاید -
ممکنه اين جا واستون سر زنده تر باشه
اغلب اينو ميگن
راستش زياد برام اهميتي نداره
خوبه، پس بايد جوون تندرست و سالمي باشي
...اونم تو اين زمونهي بد اعصاب
خدمتکارها کارها رو انجام دادن؟
خودم هر کاري داشتم انجام دادم
مي بينم که متأهليد - بله -
همسرتون کجاس؟ ايشون هم اين جا مي مونن؟ - نه -
اگه يه اتاق بزرگ تر يا تخت خواب بزرگتري ...خواستيد
نه ممنون. زنم نمياد
اومدم ورشو که کارهاي طلاق رو انجام بدم
طلاق؟
کار آسوني نيست
مخصوصا با اين کليساهاي کاتوليکمون
کار حضرت فيله - نمي دونم -
وقتي دنبال کار مي گشتم فهميدم - دنبال کار مي گردين؟ -
آره همه جا رو گشتم
تا حالا که فقط بهم پيشنهاد دادهن، حتي دوستاي قديمي
تو چه زمينهاي کار کردين؟
تقريبا همه کاري کردم
يه مزرعه داشتم
هم تو کارهاي صنعتي بودم هم دفاتر اداري مختلف
همه بهم ميگن که ديگه واسه کار کردن پير شدم
ولي من از خود شيطان هم بيش تر ميتونم کار کنم
من کسي رو اين جا نمي شناسم چون ...خارج از کشور درس میخونم
دانشجويي؟ - بله، انسان شناسي مي خونم -
کجا درس مي خوني؟ - پاريس. بهترين جا براي تحصیله -
البته ژنو و برلين هم بودم - صحیح -
...درباره ي کارِتون هم بگم که من يه دوستي دارم که کارخونه داره. اسمش کرافته
کرافت؟ - آره -
کِرافت. مي شناسمش. يه ايده آليستِ ابله
شک دارم
واقعا که آقاي هورست چه طور اين حرفـو مي زني؟
...31, 32, 33, 34...
کجا ميري؟ - کليسا -
تو براي عقايدت يه پني ميدي اونجا؟ - به تو فکر مي کنم -
چرا؟
يه چيزايي هست که آدماي عاقل به کسي نميگن - حالا اين آدم عاقل کيه؟ -
ازشون خوشت نمیاد؟
اين آدم عاقل کيه؟
يه آدم خوشحال ساپي يِنتِم سولوم فليسه اِسه
لاتينشو ببین؟ من که دارم میرم
وايسا ببينم من هنوز اسمتو نمي دونم
واسه چي مي خواي بدونيش؟
که بري واسم حرف درآري؟
راجب اسمت؟ - آره، راجب اسمم -
خب حالا اسمت چیه؟
خورشيد کوچولو؟ يا لب گُلي؟ تو تقويم نوشتنش؟
من تقويم نمي خونم - بگو اسمتو -
اول چشماتو ببند
اوا
اولين گناهکار
«اِوا توي زبون عبري يعني «زيستن
کلمه اي که در مصدرش فريبندهس
اِوا يعني زندگي اي که الان در جريانه و هميشه خواهد بود
اِوا يک زنِ جاودانهس
...اوا کسيه که
در قلمروئه ابديته
"مدیر مالی"
دو دستهس؟ - سه تاس تقريبا -
بيست و هفت صفحه شش هزار خط، آقا
بايد چِکِش کنم
پدر برنگشته؟ - الان ديگه مياد -
آماده شون کنم؟ - هنوز نيومده -
همين جا بمون
اِوا اومده؟
کنار ميز نشستن
ببين چقد ناز شده
عصر به خير
عصر به خير
اون کار رو از کرافت قبول کردين؟
بله، با شصت روبل در ماه
...خيلي هم ممنون از
معرفي شخصيتون
خداحافظ
چرا بقيه حرفتونو نمي زنيد؟
سوپ آمادهس
بفرمایید
بفرمایید
نه، خواهش مي کنم، شما اول بفرماييد، آقا -
هر چيزي علتي داره علت همه جا هست
توي روح آدمها هست
توي چشم هاشون هست
وجود علت؛ مثل نفس کشيدن، مبرمه
بي وفايي رو تو چشماي تو نمي بينم
...توي پارک قدم مي زنم
...زير نور آفتاب - ... و تو رو انتظار مي کشم -
...آسمون آبي... ...درخشش ستاره ها رو مي بينم...
...مثل چراغ هاي کوچک اشتياق تماشايشان مي کنم
و افکار فرخنده و درخشنده اي در سرم دارم
...همان آسمانِ بالای سرم
دنيا بدون تو چه معني اي داره؟ - ...و بالای سرش -
آيا اين عشق تا ابد ميماند؟ بعدش چه ميشود؟
نه اين بايد آخرش باشد
،بدون عشق، دنيا انتظاري هميشگيست
بدون اميد دنيا فقط به معنيِ گوش دادن به صداهاي مزاحم است
تپيدن يک قلب بدون دانش و فهم صورت مي گيرد
خانم، يه چيزي براتون دارم
ممنون
"لوکاش نيه پولومسکي"
صبح به خير مادر - صبح به خير اِوا -
صبحتون به خير مادام
صبح بخیر آقا
وقتي که برام نوشتي قلبا بهت وفادارم
خوش ترين لحظهي عمرم بود
حق با توئه. هيچ بي وفايي اي تو اين عشق نيست
هيچ وقت دليل رنجيدنت نميشم
با هم قدم مي زنيم ...در فضا و آرزو
مي دونم که يک روز معجزه اي رخ ميده و ما با هم خواهيم بود
تنها موجودات زنده خواهيم بود که در فضا و زمان گم مي شويم
گلهاي رز سينههام رو پوشونده
دراز کشيدهم و بوي خوش اين گلها اتاق رو پر کرده
دارم زمان رو با خاطراتم مي گذرونم
لطفا نامه هاتو مثل گذشته با حاشيه و جزئيات بفرست
اونا رو لاي يک کتاب مي ذارم يک کتاب زيبا که هيچ کس مثلشو نديده
من آينده اي ندارم. گذشته اي ندارم
تموم نامه هاي عاشقانت رو سوزوندم
ديروز تقاضاي قانونيم اومد
با شکست مواجه شد
بايد به همسرم نفقه ي بيشتري بدم ديگه طلاق صورت نمي گيره
انتظار اين وضعو داشتم
بايد ورشو رو ترک کنم
بايد جاي ديگه اي دست به کار بشم
بهت نميگم که کجاست
اين آخرين روزمه که اينجام آخرين خداحافظيم
من آدم ترسو و نامردي نيستم
تو چشماي مادرت نا اُميدي رو مي ديدم
راستش، ازم خواهش کرد زندگيت رو تباه نکنم
اين صومعه توي کالواريا زِبژيدوشکاست
...مريم مقدس روي پرده نقاشي شده
...بعد از نقاشي هاي ميشلنيسکه
زود نهارو بيار - چرا انقد عجله داري؟ -
کار دارم - لوکاش نيه پولومسکي رفته؟ -
آره رفت - واسه هميشه از ورشو رفت؟ -
بله - خداحافظي کرد؟ -
آره - کِي رفت؟ -
امروز - کجا رفت؟ -
چیزی نگفت
چیزی نگفت؟ - نه -
مگه بايد چيزي بگه؟ اصلا چه اهميتي داره؟
نداره؟ پس حتما سينه هاي شل و ول تو اهميت داره
تو مثل يه مرغ مي موني که هرجا شوهرت دستور ميده ميري همون جا
مواظب حرف زدنت باش، مواظب باش چی میگی
مواظب حرف زدنت باش. کافيه نيه پولومسکي يه کلمه بگه اون وقت کرافت منو اخراج مي کنه
داري منو سرزنش مي کني؟
حداقل تو به فکر باش که من اين کارو به چه سختياي پيدا کردم
نيه پولومسکي و کرافت - خــفــه شــو -
"اتاق براي اجاره"
مامان تو واسه اون اتاق آگهي دادي؟ - کدوم اتاق؟ -
اتاق نيه پولومسکي - دیوونه شدی؟ -
نمي ذارم اون اتاق رو اجاره بدي
اگه به يکي ديگه اجارهش بدي ميرم فاحشگي مي کنم
هر کي بره اونجا باهاش نمي سازم اين کارو مي کنم، مطمئن باش
تو ديگه بايد اونو فراموش کني گوش ميدي؟ داري زندگيتو تباه مي کني
من فراموشش نمي کنم. نمي کنم
کاش بميرم راحت شم
فکر کردي منم مثل خودت کم عقلم؟
همه چيزو فهميدم
با وکيلشم حرف زدم
اون هيچ وقت از زنش طلاق نمي گيره مي شنوي چي ميگم؟
اصلا اين قضيه طلاق واسم مهم نيست
بيراه نگو مي فهمي داري چي ميگي؟
پند و نصيحتو بذار واسه خودت
اون هيچ وقت برنمي گرده پيش تو - مگه همينو نمي خواستي؟ -
اِوا نرو، لطفا
به هیچ وجه
اِوا بسه
گوش کن ببین چی میگم
بايد فکرشو از سرت بيرون کني - نه! امکان نداره -
حتي اگه کتکمم بزنی ...و پرتم کني روي زمين
ميرم دستاشو مي بوسم تا آخرين نفسم مي پرستمش
بسه - من عاشقشم خدا -
بسه
"روزنامهي علمي"
لوکاش نيه پولومسکي
"ويراستار روزنامه علمي"
مي تونم ويراستار رو ببينم؟ - ايشون سرشون شلوغه -
بفرماييد داخل، خانم
چه کمکي مي تونم بکنم؟
خيلي ببخشيد مزاحمتون شدم مي دونم سرتون شلوغه
ولي کار خيلي مهمي داشتم
من دانشجوي پاريسم
خوشوقتم
به زودي با دوستام از اين جا ميرم
يکي از دوستام انسان شناسي مي خونه، و احتياج داره که با آقاي نيه پولومسکي تماس بگيره
قراره با ايشون کار کنه
...خب، آقاي نيه پولومسکي
خلاصه بگم که برنامهي آقاي نيه پولومسکي اينه ...که به ما ملحق بشه
من خودمم دانشمنداي اين شهرو مي شناسم
شانس آورديد شانس آورديد
آقاي نيه پولومسکي براي من نامه نوشته بايد همين جاها باشه
...خب
آقاي نيه پولومسکي توي خونهي زليشه هستن
منطقه لوبلين، کنار پولاوي
چهارشنبه ورشو هستن
...با قطار ساعت هفت
مي تونيد تو اين آدرس ببينيدش
دفتر ما هميشه پذيراي منزل دادن به جوانان جوياي علم و دانش هست
و منم در خدمتم - آقاي نيه پولومسکي خونهي خودشو دارن؟ -
يه دانشمند لهستاني و يه نويسنده خونه داشته باشن؟
نخیر
آقاي نيه پولومسکي توي خونه ي کنت شچربيک هست
به پسرهاش درس ميده
پس هيچ برنامه اي براي خارج از کشور ندارن
ببخشيد مزاحمتون شدم - خواهش مي کنم -
شما چه رشته اي مي خونيد؟ - پزشکي -
حتما به دوستام مي گم که شما چه لطف بزرگي بهمون کرديد
لوکاش
وايسا
!اوای عزیزم
اینجایی؟ - چرا اين کارو باهام کردي؟ چـرا؟ -
چرا يکهو گذاشتي و رفتـي؟
چه نامهي عـذاب آوري بود
مجبور شدم
"هتل ليپسکي"
چی شده؟
امشبو اينجا قراره بمونم
اینجارو میشناسم
يه اتاق تک نفرهس - زود برميگردم -
بیا بریم - مي خواي چي کار کني؟ -
دیروقته ميبرمت خونه
من الان تو اتاقتم - ...چه بد -
وقتی با توئم انگار توی بهشتام
بايد از کُنت پول قرض کنم و برم رُم
بايد طلاق بگيرم ازش
واقعا؟ تا کی؟ - دو سه ماه -
کي برمي گردي؟ - برمي گردم، نگران نباش -
حالا برو - تنهام نذاری -
برات نامه مينويسم
برگرد به هتل
خانم عزيز... بيمار بنده آقاي لوکاش نيه پولومسکي، که اکنون در بيمارستان اين جا بستري هستن
.از من تقاضا کردن که براتون نامه بنویسم ایشون از شما خواستن که به ملاقاتشون بريد
ايشون بر اثر گلوله مجروح شدن
.حال مساعدي ندارن، اميدِ کمي هست ارادتمند شما، دکتر ويلگـوسينسکي» «بيست و پنجم نوامبر
بايد برم. عمهم داره مي ميره
شوخی میکنی؟
حقوق مرخصیمو نده
جدی؟ همینی که هست
من حق دارم که برم - بيست و هفت سال کار کردم، به هيچ کسي هم - مرخصي ندادم
یه هفته، خواهش میکنم - حرفشم نزن -
23, 54, 400 روبل به علاوهی 102 میشه 428 روبل
پانصد و بيست و هشت
پانصد و بيست و هشت
عصر بخیر، خانم جوان
قهوه لطفا - الان فقط چايي داریم -
خب پس چایی بدید - بفرماييد بشينيد -
از ورشو مياي؟ - بله -
مي دونستم ما هم از ورشو اومدیم
خوشحال شدم
تو این شهر دنبال کاری؟ - به شما ارتباطي نداره -
فقط یه سوال دوستانه بود
دختر باهوشي هستي ما هم آدماي بدي نيستيم
يه نگاهي به اينا بنداز
من پول زياد دارم دیدی؟
به اندازهی یه هفته عشق و حال - ولم کن -
فکر کردي کُنتسي چيزي هستي؟ بايد از خداتم باشه
مدیریت بیمارستان ساعت اداری: 9 تا 10 صبح
امکان نداره... اين برخلاف قوانينمونه - فقط نگاش کنم دکتر -
اول بايد آمادهش کنم - هر موقع بگيد ميرم، فقط چند لحظه -
خدايا، اين عاشقان رومانتيک رو ببين
از طرف خانم جوان برات خبرایی دارم
راجب چي؟ اون داره میاد؟ کجاس ببينمش؟ - آروم باش، آروم باش -
همين جائه
آروم... آروم بگير - کجاست؟ -
میشه آروم باشی؟
برو تو
اوا
زياد حرف نزن آروم باش
با کـُنت دوئل کردم
يه نفر نامه هاتو دزديد و بهم خنديد
متوجهای؟ - حرف نزن -
اون تو رو مسخره کرد
منم زدم تو صورتش بعدش هم دوئل کرديم
حالت خوب میشه
خوب نمیشم - میشی، قول میدم -
قراره بمیرم
!ششش
پس منم با تو مي میرم، عشق من
اشکالی نداره؟
یاور من
کجا زخميت کرد؟
شش، حرف نزن
تنهات نمي ذارم
همين جا مي مونم
صبح بخیر آقاي نيه پولومسکي
اون دختره کيه؟ - از ورشو اومده -
آب داره جوش میاد
يه خانم ورشويي
مارگزيده، از ريسمون سياه سفيدم مي ترسه حالا حکايت اينه
از کتري هم خجالت مي کشه. ديدي؟
عصر به خير خانم نيه پولومسکی - عصر شما هم به خير -
امروز سرد شده، مگه نه؟
!لوکاش
يه نفر زد شيشه پنجره رو شکوند - برو تو تختت -
خدا چقد دستات سرده حالا واسه من شيشه بُر شدي
نگران هيچي نباش
من اینجام تا بهت غذا بدم، گرم نگهت دارم
و ازت مراقبت کنم
شما از هم جدا شدين؟
آخه شوهرتون توي يه اتاقه شما هم تو يه اتاق ديگه
درست نیست
ممکنه مزاحمش بشم - مگه ميشه زن مزاحم شوهرش باشه؟ -
شوهرم وقتي يکي ديگه تو اتاق هست، خوابش نمي بره
منم اگه تو اتاقش بودم خوابش نمي برد
ديدروت ميگه
...خوشي و شادي ...
فقط توي کشورهايي وجود داره که غرايز اصلي رو به رسميت مي شناسن
راست میگه
مثلا توي ژاپن، دخترهاي جوون جلوي مردا حموم مي کنن
اون تو ژاپنه - ژاپن فرهنگ غني اي داره -
ژاپن! ژاپن همش همينو ميگه
فکرشو کن... يه دختر لهستاني جلوي ما حموم میکنه؟ نه
شرم و خجالت رو مردم از خودشون اختراع کردن مثل لباس
دختري که از شرم، گونه هاش سرخ ميشه، اونم اختراعه؟
بهت ثابت مي کنم - چهطوری؟ -
مبلغين مذهبي توي ايلِس دِس پينس به دخترها دستور ميدن که دامن بپوشن
ولي خودشون دامن هاشونو درميارن حيوونا رو درنظر بگير
ما که حيوون نيستيم و استدلال هاي تو هم خيلي ضعيفه
دارم بهت انسان شناسي ياد ميدم
شرم و خجالت زن ها، اختراع مردها بوده برات ثابت مي کنم
امشب با قطار رسيدم به وين
هر چه زودتر بهتر
وقتي داشتم سوار قطار مي شدم منو نبوسيدي گـريه کردي
خيلي دلم برات تنگ شده
نامه هاي تو رو... از بَرَم مثل يک شعر زيبا
اين نامه نيست يه بوسهست
پارسال يادته رفتيم پارک؟
چقدر دوست داشتم چقدر دوست دارم
فردا وين رو ترک مي کنم
نزديک رم نيستم فقط از تو دارم دورتر ميشم
يه شب رو توي فلورانس محبوبم گذروندم
توي هتل پورتو روسو
کليسا رو هم ديدم
بهم آب بده
کاش من اين کاغذ نامه بودم تا زودتر ميومدم به اتاقت
تا سرمو بذارم لاي سينههات
سينه هاي نرم و سفيدت
و خواب هاي طلايي ببينم
همهي اميدمو از دست دادم
مي دونم که ديگه هيچ وقت نمي تونم لباي زيباتو ببوسم
رُم
زير پنجره ام يه نخل خرما هست
ميوه هاي نارس بين برگ ها هستن
اون دورها بوته هاي کامليا رو مي بينم ياس هاي بنفش و درخت فندق
امروز پنجم مِي هست
يک ملاقات رسمي داشتم
دارن به وضعيتم رسيدگي مي کنن
اي محبوبم، اکنون در آغوشت هستم
خدايا !میزو تمیز کن
حالش خوب ميشه
!یه خرده خلوت کنید
مريض نيست مگه نمي بينيد؟
حاملهست
يه خانوم کوچولوي ديگه هم تو راهه
!کنت
همين جا وايسا
!خانم رزا
خانم نيه پولومسکي چرا ناراحتي؟
چرا گريه مي کني؟
زيباروها که گريه نمي کنن
درو باز کن، لطفا
نمي تونم. مريضم
چرا مريضيد؟
چرا هميشه تنهاييد؟ هيچ بيرون نميريد
آقاي نيه پولومسکي کجاست؟ - مياد به زودي -
روز به خير
روز به خير، آقا
چه کمکي مي تونم بکنم؟
دنبال خانم اِوا پابرا مي گردم ...نيه پولومسکي به نظرم بايد اين جا باشن
خام رزا نيه پولومسکي؟
بله رُزا، مي تونم ببينمش؟
اين اتاقشه. در بزنيد شايد باشه
من نمي دونم
تشکر
ببخشيد، خانم اِوا پاب اين جا هستن؟ - بله اینجاست -
خود شما هستيد؟ - بله -
من از طرف آقاي لوکاش نيه پولومسکي اومدم - ...لوکاش -
خود لوکاش کجاست؟
آقاي نيه پولومسکي توي رُم هستن - رُم؟ -
بفرماييد بشینید
آقاي نيه پولومسکي توي زندانه - زندان؟ -
:بذاريد خودمو معرفي کنم بنده شچربيک هستم
کُنت شچربيک؟ هموني که به لوکاش شليک کرد؟
بله. سر يه موضوع حيثيتي بود توي دوئل زخميش کردم
که اين طور، پس شما بودي
از من خواست که بيام بهتون سر بزنم
تو نامه بهتون گفته بود؟ - شخصا نه -
به يکي از دوستام توي رُم نامه داد دست به دست رسوندنش بهم
چي کار کرده؟
دقيقا نميدونم اطلاعات دوستم سربستهست
نيه پولومسکي براي سفارت اتريش کار مي کرد اسناد مهم رو کپي مي کرد
با ارزش هاشونو برداشت و بعد به يه عتيقه فروش آمريکايي فروختشون
لوکاش
تو ماه مِي انداختنش زندان - توي مِي؟ -
اينو لطفا بگيريد فقط کاريو که بهم گفته دارم انجام ميدم
وقتي آزاد شد بهم پس ميده
هر وقت که تونست
اين پنجاه روبله
اگه چيزه ديگه اي احتياج داشتيد برام نامه بنويسيد
زيگموند شچربيک... منزل زليشه به اين آدرس
يا مريم مقدس، تویی - داد نزن -
اِوا خانم اين همه مدت کجا بودي؟
مادرم هست؟ - نه. یعنی، آره هستش -
پدرم چي؟ - ايشون رفته بيرون -
کجا رفته؟ - نمي دونم -
نمیدونم - بگو -
مثل هميشه مِيخونه
برو بيرون دخترهي هرزه، گم شو
من هنوز هرزه نشدم. ولي مي تونم بشم
با من اين جوري حرف نزن فاحـشـه
پس ديگه اسممو صدا نکن
ساکت شو، لکاته خفه شو
اومدم بابا رو ببينم، نه تو رو
خانم صبر کن نري مِي خونه
مگه ميشه پدرشو نبينه؟ !چه مادري
جفتتون بريد بيرون بیرون، بیرون
جرأت نداري بياريش تو اين خونه
نمیذارم بياريش، شنیدی، نمیذارم، نمیذارم
ساکت شو، ساکت شو - نه، نمیذارم -
صداتو بِبُر
وگرنه ميکشمت، فهميدي؟
دمار از روزگارت درميارم
منتظر جان میمونم
صبح به خير - صبح به خير -
مدل موی آشفته برای قرنها تخصص لهستانیها بوده
«پليکا پولونيکا»
وای بر احوال کسی که مدل پلیکای لهستانی کوتاه میکنه
روستاییها به حسابشون میرسن
نمي دونم منو يادتون مياد يا نه؟
ميشه صحبت کنيم؟ مهمه
کِي وقتتون آزاده؟
غروب - همين امشب؟ -
بله امشب
نمي خوام فکر بدي بکنيد
ولي بايد باهاتون صحبت کنم
فقط يکشنبهها تعطیلم - پس يک شنبه -
اين انعام رو از من قبول کنيد خانم
بله، حتما
وضعيتشو که بهتون گفتم، الان هم داره حبسشو مي - گذرونه لطفا راستشو بگيد -
راستشو گفتم، به شرفم قسم
اين ماجراي زندان رو که از خودتون درنياورديد؟
از خودم؟ - بله، از خودتون -
دختر بيچاره - من بيچاره نيستم. فقط به اين قضيه مشکوکم -
تو اون یکی نامه چیه؟ - حالتو میپرسه -
همون جای قبلیاید؟ - اونجا بودید؟ -
نگران نباش. با صاحب خونه تسويه حساب کردم
تسویه کردید؟
خودش مي دونه اگه يه کلمه به کسي چيزي بگه - خودم مي کشمش راجع به چی؟ -
...پولي که ازش دزديدي گمان کنم
شما اين وسط چي مي خواي؟
اِواي عزيز مي دونم خيلي واست سخته
ولی من حداقل بايد بذارم که بدونيد
از يه غريبه فهميدم که
تورو به خدا بسه
نه، به کسي اشاره نمي کنم قول میدم
حالا بهم بگو، چرا اين جا کار مي کنيد؟
با هم تا رُم میریم
بعدش من ميرم ريويِرا شما هم ايتاليا مي مونيد تا آزاد بشه
من همهي هزينهها رو متقبل ميشم
يه جورايي بدهکار لوکاش نيه پولومسکيام
و با اطمينان هم...با اطمينان هم بهتون ميگم که هيچ حقه و کلکي تو کار نيست
شرمنده - اشکال نداره -
هر وقت تونستيد بهم پس بدید - ممنون -
موقع مسافرت هم هر کدوم توي يه واگن جدا مي شينيم
به پدرتون هم يه شغلی توی مغازهام میدم
منم بهتره برم، ممکنه کسي ببينمون تو ايستگاه ميبينمتون. خداحافظ
خداحافظ
يه موي گنديدهی من به صد تا امثال اون کُـنت مي ارزه
تو اين جايي؟
به هر حال من يه بورژوا هستم
رابطه ي نامشروع؟ اونم اين جا؟ نفرت انگيزه - به شما ربطي نداره -
با اين شچربيک چي کار داشتي؟
چه جور به خودت اجازه ميدي؟ ولم کن
ببين، من مي خوام تو رو از اين تباهي بکشم بيرون
تو در تباهیای من چگونگیِ زندگي رو ميشناسم
راه و چاهو از هم تشخيص ميدم
خودم مي دونم دارم چي کار مي کنم به نصیحتکنندهای نیاز ندارم
!خانم اِوا پو به ملاقات لوکاش نيه پولومسکي
يه هفته پيش آزاد شد
اون الان کجاست؟
به مرز فرانسه تبعيد شده
ناراحت نباشيد
مطمئنم آقاي نيه پولومسکي رفته مونته کارلو
تا يه پولي چيزي به دست بياره
شما هم بهتره از «نيسه» بريد من ميرم فرانسه، همه جا رو دنبالش مي گردم
چه شانسي که اين جا پيداتون کردم
خبر تازهاي نداري؟
نه، متأسفانه نه به پاريس نامه نوشتم
شما تنهاييد اين جا؟ - بله تنهام -
بازي مي کنيد؟ - من بدشانسم -
بريم، چقد اين جا شلوغه
ولي حداقل يه امتحاني بکنيد؟ - گفتم که، تو اين چيزا شانس ندارم -
نبايد اين جور بگيد
بازي مي کني شما؟ - من خوش شانسم. تا حالام چند بار برنده شدم -
من محتاطانه قماربازي مي کنم
ولي ديگه بازي نمي کنم - میخواید برید؟ -
میخواید برید خونه؟
بله
شما اين جا مي موني؟ - خب، به نظرتون بهترين راه چاره چيه؟ -
شما سیر تا پیاز منو میدونید
ممکنه آقاي نيه پولومسکي توي لهستان دنبالتون بگرده؟
يعني شما ميگي اون جاس؟ - حتما اونجاست -
نمي خوام بدبين باشم، ولي انگار ديگه بهش اطمينان نداريد
راستشو بگم... ديگه نمي دونم - دخترِ بيچاره -
بس کنيد - منظوري نداشتم -
پس چرا اينو گفتيد؟
من سعيمو مي کنم پيداش کنم ممکنه برگشته باشه خونهي من
یا خونهی والدینتون - لطفا نريد اون جا -
خيله خب نميرم
پس بايد چي کار کنم؟
بسه! میزنم داغونت میکنمها
کونی - وايسا پيتر ايوانويچ -
يه خانمي اومده ببينتون
کيه؟ - اسمشو نگفت -
الان ميام پايين
!کنت
برنده شديد؟ - بله -
ده هزار فرانک
ولی اگه اينقد بدهکار نبودم بقيه شو مي دادم نيه پولومسکي
توي اين هتل يه سوئيت گرفتم پيش من بمونيد
پس واسه همين کمکم کردي؟
منظورت چیه؟ - کنت شچربيک -
دختره برلينيه، گفتم که از وين اومده - ساکت. الان آقاش مياد يه اردنگي بهت مي زنه -
شرط مي بندم که باکرهس
بدش
ژان دارک ارلئانی - چه زيبايي ديوانه کنندهاي -
حدس بزن موهاش چه رنگه؟ - قرمز؟ -
موهای سرشو میگم
بچه ها جدي باشيد ببين چقد قشنگه
اين قايقو ببين
قايقِ تازه به دوران رسيدههاس لهستانيا فقط واسه پول ازدواج مي کنن
با خانم ریلسکی به آیل آو پاینز رفتن (یک جزیره در اقیانوس آرام)
به مارکیز کشته مردهی شغلش - گفتم که بهت، نيه پولومسکي ديگه بازنده نيست -
بعد از اون گندي که تو رُم زد بازم بيخيال نشد
بچه ها نگاش کنيد - هر کي زودتر برسه مال اونه -
چه بدبياري اي آورديد مادام دکتر خبر کنم؟
نه مرسی - لهستاني حرف مي زني؟ -
پس همه چي رو شنيدي شرمنده
چيزي نشنيدم
خوبه. چيزيت نشد؟
نه خوبم - خوبه -
مي توني پارو بزني؟ - آره -
پس سوار اين قايق شو
چه خوب، يکي اين جا داره لهستاني حرف ميزنه
حواست باشه پارو ميزني
اون دو تا تازه عروسي کردن؟
لوکاش نيه پولومسکي و خانوم ريلسکا؟ آره
مي شناسيشون؟ - آره ولي -
اين جا تو برلين درس مي خوني؟
انسان شناسي
استانيسلاو ليويسکي. تا حالا همچين چشماي قشنگي مثل مال تو نديدم
دروغ گفتي آقاي ليويسکي نيه پولومسکي قبلا ازدواج کرده
مگه شما میشناسیش؟
با پول ميشه طلاقو خريد
به هر حال من تو عروسیشون بودم
اگه راست ميگي يه مدرکي چيزي برام بيار
خيله خب. از سند ازدواجش يه کپي واست ميارم
همين امشب واست میارم - خيله خب، هتل آستوريا -
اسمم اِوا پابراتينسکائه
فاميليت نيه پولومسکا نيست؟
نــه نيه پولومسکا نيستم - خیلی خب -
بدش
حالا خودت ببین
ببخشید
سلام
تنهاييد؟ - بله -
هنوز تو پاريس زندگي مي کنيد؟ - ممکنه به زودي برم خونه -
ميرم وين - ...ببخشید میپرسم -
نيه پولومسکي رو نديدي؟ - نه -
نه؟ چه عجيب - عجيبه -
يه آقايي رو به نام هورست توي پاريس ديدم
هورست؟ - هورست -
يکي از کارخونه داراي ورشکستهس
ازش خوشم نيومد - چی میگفت؟ -
از شما خيلي حرف زد از من؟ -
گفت که از دوستاي قديميشون هستي
گفت که نيه پولومسکي ورشو بوده
چه موقع ورشو بوده؟ - بعد از اين که ما رفتيم -
هورست کنار پدر و مادرت اونو ديده ...و بهش گفته که ما از همدیگه جدا شدیم
متوجه شدين؟ - آره فهمیدم -
و بعدش ظاهرا نيه پولومسکي عصباني شده و باهاش دست به يقه شده
روز بعد نيه پولومسکي ميره هيچ کس هم نمي دونه کجا
خيله خب، هیچکس
شرمنده اين چيزا رو بهتون گفتم
نه شما لطف بزرگي کردي
کمک کردید ابهامات برطرف شه
حالا میفهمم که نيه پولومسکي آدم صادقیه
همیشه بوده، هست و خواهد بود
خدمه، خدمه
اين جا کوپه ي بانوان هم هست؟
لطفا بیاید دنبالم اين جا کوپه ي سه تا خانومه
اين جا کجاس؟ اسم این شهر چيه؟ - شـوتنباخ -
اتاق مي خوايد؟ از اين طرف یه اتاق خوب بهتون میدم
صدات درنياد
پولات کجاس؟
همينا بود؟ - آره -
صدات دربياد جونتو مي گیرم، فهمیدی؟
آره - خفه خون بگیر -
بتمرگ ببينم
تکون نخور
حتما بايد بذارم دَرت که خفه شي؟
از دست من نمي توني در بري حالا حالاها با هميم
تو اروپا؛ آمريکا، دريا همهش تو فکرت بودم
الان واسه خودمون عشق مي کنيم عزيزم هيچ جا نمي توني بري
اگه داد و هوار کني ميرم همه جا جار ميزنم که اون يادگار لوکاش رو کجا خاک کردی
تو کي هستي؟
از الان به بعد آقاي بالا سرتم، فقط بايد به همه - بگي من شوهرتم، از الان به بعد مال مني بله -
افتاد؟ - آره -
يه نگاهي به اين بنداز، بدک نيس، ها؟
نگران هيچي نباش
کيف ميکنيم و میریم آدمايي مثل ما، بچه واسه چي شونه
دور دنيا رو ميريم مي گرديم
!بفرمایید
عصر به خير
کنت پلازا اسپلاوسکي، و همسرم
با هم جنگيديم
تو جنگ ترانسوال
ممنون من نمي خورم
سیگار میکشید، کاپیتان؟ - من سیگار نمیکشم، دکتر -
حیف
نه مي نوشه، نه دود مي کنه
ولي اون يه نابغهس
از هيچي به اين جا رسيده
بازم که داري نامه هاشو مي خوني؟
بي خيال اينا بشو
يه سر ميريم پيش کنت اسپلاوسکي
منم بايد بيام؟
که حالشو نداری - من نميام تو اون لونه -
کارش دارم، مي فهمي؟ - نميشه اون بياد اين جا؟ -
نه ما بايد بريم
!اون کنته
با یه نشان اشرافی، ولی از کتش خبری نیست
لعنت به اون چشماش
اون که نمياد اينجا
،ولي اگه ببينيش
کم کم خوشت مياد ازش
حالا که باهم حرف زدیم میری اونجا؟
ممکنه من يه چند دقيقه برم بيرون
تو یه مزدوری - برو کاغد و جوهر بیار -
نمیدونم درگیر چه کاریه
در ضمن اون از زن ها بدش مياد پس نگران نباش
مزه دهنشو مي دونم
عجیبه
خب؟ بیخیال
آروم باش
ببين من وضعم خوب نيس ولي شچربيک پولداره
گفتم که سخت نگير
بايد اين کارو بکني
اون نامه ها رو خوندم
اون ديوونته
به خاطر تو همه چيزشو مي فروشه آمريکا هم بهش بگي قبول مي کنه
چي ازش مي خوايد؟
معلومه واسش برنامه داريد
براش نامه بنويس و ازش بخواه که بياد وين
بهش بگو همهی داراييشو بفروشه
.يا ازش قرض بگير خيلي عاشقانه و مهربانانه واسش مينويسي
اگه قبول نکرد چي؟
اون وقت منم ميگم چه طور بچهتو سر به نيست کردي
تو هيچ مدرکي نداري - خيال کردي -
انقدر با اين خانوم خشن برخورد نکن
چرا با کنت خوش نمي گذروني؟
تو از آقا پوکران ما خوشت نمياد، نه؟
...ولي اگه از شچربيک متنفر بشي - نیستم -
ولي اون دوسِت داره
تو بايد محبوب آدمايي بشي که ما ازشون متنفريم
خيله خب اصلا اون عاشق منه. که چي؟
خب بعدش، تو مي توني محبوب يه کنت لهستاني بشي و به دوستانت کمک کني
اونم يک ميليون به تو ميده
ما لهستانيا آدماي ول خرجي هستيم
کافيه يه بار بهش کام بدي اونم دارايي شو ميريزه به پات
ولي اگه خواست اذيت کنه
اين سرنگ رو ميزني توي بازوش، صورتش يا هرجا
يه مادهی قوي داخلشه
چه مادهاي؟
انواع مختلفي هست
خب بعدش؟
بعدش تو علامت ميدي و ما داخل ميشيم و تو رو از زير اون حيوون مي کشيم بيرون
!نه
!من اين کارو نمي کنم - صداتو بيار پايين -
نامه هاتو مي خونيم
مي خواي نامه هامو بخوني؟ مسخره بازي که نيست
بايد بنويسي بنويس جنده
...محبوب من
علامت تعجب بذار
...من الان وين هستم
.نقطه
...چقدر دنيا زيبا ميشد اگر
کاما
الان مي تونستيم همديگه رو ببينيم
.نقطه
و باهم توي اين شهر
توي خيابون ها قدم بزنيم
جايي که ماه مي درخشه
ديروز بيرون شهر رفتم چند نفر بوديم؛ ولي افسوس
ازشون جدا شدم و با تنهاييت قدم زدم
در آرامش محض احساس کردم که با هميم
شايد خونهت، خالي و سوت و کور باشه ولی من به اون جا تعلق ندارم. دارم؟
ميشه دوباره ببينمت؟
من وينم. چرا تا اينجا هستم نمياي يه سر بهم بزني؟
لباتو مي بوسم
مثل همين گل هايي که الان دارم مي بوسم
عاشق چشماتم عاشق اون روح غمگينت
عزيز من. زودتر بيا کنارم ديوانه وار عاشقتم، خيلي دلم برات تنگ شده
اگه قصد داشتي بيای، پس برام بنويس که مياي
عزيزترينت اِواي تو
:پ.ن: یهویی یه فکر زد به سرم
اگه همه چيزو بفروشي و يه وام هم بگيري
مي تونيم براي هميشه با هم بريم و يه زندگي جديد رو شروع کنيم
چه لذتي داره که بريم آمريکا و من خودمو در اختيارت بذارم
زودتر بيا منتظرتم
نه
بهم بگو
اون يه بازرگانه. چند تا معدن داره
مي خوام باهاش برم آمريکا
خب من بايد چي کار کنم؟
بايد برگردم ورشو؟
بهم بگو چی ازم میخوای؟
هر کاري بگي انجام ميدم
تو يه کم سست عنصري
اين مرده که نامزدش شدي رو دوست داری؟
کاش مي تونستم درکت کنم
اِوا داري منو مي کشي
عزيزم، من هميشه دوسِت دارم
فقط تويي که منو درک ميکني - اوا، عزیزم -
هنوزم نيه پولومسکي رو دوست داري؟ - نه -
دوستش ندارم
بهتره بري. چند وقت ديگه با هميم
...و تمام شبو لخت تو بغل هم
اِوا، اِوا
اِوی؟
ببين اگه کارا رو درست انجام بدي - خب؟ -
مياريمش اينجا
کی رو میگی؟ - معلومه دیگه، نیه پولومسکی -
پولش از پارو بالا میره
در قفله؟ - آره -
برنمي گرده که؟ - نه -
نمي خوام ديگه اونو ببيني
خيلي دوسِت دارم
منم دوسِت دارم
از اون متنفرم اذيتم میکنه
سر و صورتمو زخمي کرده
داری گریه میکنی؟ - ...چيزي نيس -
فقط خیلی خوشحالم
اول مي ريم ايتاليا
!بعدش میریم آمریکا
تو به لوکاش تير زدي، مگه نه؟
کنت شچربيک از زليشه
به کجاش تير زدي؟ نشونم بده مي خوام همون جا رو ببوسم
اين جا بود
کارت عالي بود زمين گير شد
حتي قدرت حرکت هم ديگه نداره
هيچ ردي هم به جا نمونده
حتي يه قطره خون
هيچی
تا یه دقیقهٔ دیگه میره اون دنیا
وايسا تا بميره
!برو بیرون
!برو بیرون
اسمت چيه؟
آنا وینتر
اسم واقعيته؟
واسه چي مي خواي اسم اصليمو بدوني؟
واسه اين که مي خوام
...با يه آدم واقعي حرف بزنم نه با يه شاخه گل توي خيابون
آدم خیِّر - ناراحت نشو -
اگه اومدی واسه حرف زدن، باید بگم که سرم شلوغه
مي خوام برم
حالا چه قيمتي کار مي کني؟ - 25روبْل - خیلی خب، باشه -
گرون مي گيري حوري خانوم - قيمتش همينه -
بگير بابا
ميشه فقط حرف بزنيم؟ سکس نکنيم
نه نميشه - ولي من فقط مي خوام حرف بزنيم -
پولت واسه خودت. برو بيرون يا بيا حالتو بکن، يا راتو بکش برو
خيله خب برو لخت شو
پس دلت بود خوشم اومد
باشه برو لباساتو دربيار
اسمت چيه؟ - اوا -
فاميليت؟ - نمیگم -
خیلیخب، چرا اسم پدرتو بدنام کردي؟ - اسم خودت چیه؟ -
سيپريان بودزانتا
مدل موهات قشنگه. خوشم مياد
مثل زن سِپتيموس سِوِروس
اسممو از اون گرفتم (کِلِئو دی مرود)
مثل اين مدل هاي مبتذل يه رقاص لختي
بابا ننهت زندهن؟ - نه -
خيلي وقته تو اين کاري؟ - آره -
خوندنم بلدي؟ - خر احمق -
من فرانسوي هم بلدم حرف بزنم توي نيس و پاريس هم زندگي کردم
،الان اين جوري نگام نکن - وضعي داشتم واسه خودم معلومه واسه خودت زندگياي داشتي -
چرا نمياي واسه من کار کني؟
با غذا و حقوق کامل
کجا؟ - بيرون شهر -
خونته؟ - آره همونجام -
اين جور کارا رو مي شناسم
زنهايي رو که دوست ندارم، حتي دست هم بهشون نمي زنم
و از تو هم خوشم نمياد. گرفتي؟
به کامل ترين کشور دنيا خوش اومدي تمسخر و استهزا تموم شد
توي لهستان، هر حرکتي نشونهٔ پيشرفته اين کشوره
اين جا مزارع مشارکتي، بيشتر ديده ميشه
از هيچ کسي هم نخواستم دارايي شو ببخشه
شما نگران نيستي که اونا نقاشي هاتونو خراب کنن؟
همچين کاراي هنري اي نبايد توي موزه منزوي بشه
بايد سراسر دنيا بگرده و دهن به دهن مردم بچرخه اصل هنر هم همينه
نقاشي هامون رو توي بازارها به نمايش مي ذاريم
براتون سخت نيست که از دارايي هاتون دست - بکشيد؟ البته که سخته، ولي اوني که به مال دنيا دل نمي - بنده
فقط مي تونه فاتح اين دنيا بشه و منم مشتاقم که اين کارو کنم
از گناه به تقوا رسيدن، آسون تره تا اين که از جهالت بخواي به تقوا برسي
بودزانتا منو کشيد و آورد اينجا
الانم شادترين زن روي زمينم
تو واقعا اين جا که هستي خوشحالي؟ - خیلی -
ميتونستيم دوباره مثل گذشته مون زندگي کنيم
ولي کي ميتونست دوباره اون مردسالاريها رو تحمل کنه؟
ما اين جا بدون اونا خيلي خوشحاليم
شماها همتون همينو مي خوايد؟ - ،آره، ما اين جا مي تونيم کار کنيم - استراحت کنيم بمونيم، بريم
چند تاتون خونه رو ترک کرديد؟ - بعضي از دخترا شوهر کردن -
پس شوهراتونو اين جا ميبينيد؟ - هر کسي رو بخواي ميتوني ببيني -
ازدواج به اين بديا هم نيست
ولي بعضي وقتا خونواده ها به اجبار ميگن اين کارو بکني
بچه هم داريد؟
نه
وقتي که با تموم سختي، از دارايي هات مي گذري با اين که ضرر مي کني، ولي احساس بخشش مي کني
و وقتي که در عين ضرر کردن، احساس بخشش کني با همه ي سختي هاش، از دارايي هات مي گذري
خسته شدم از اين تقوا
و حقيقت هم همينه
تنها داراييم يک رازه
چقدر طول مي کشه به اون احساس بخشش برسم؟
اينو تو بهم بگو منم منتظر همينم
من بچهمو زنده به گور کردم
کنت شچربيک رو مي شناسي؟
بله
توی وین کُشتمش
...تو
تو... اونو کشتي
بذار که قلب هامون رو به سمت خورشيد باز کنيم
تا نورش، روح و جانمون رو زنده کنه
این دیگه کیه؟
بريد کنار - پير کچل -
لوکاش نيه پولومسکي منو فرستاده
بهم به نامه داده که بهت بدم - لوکاش؟ -
همش به يادتم
نمي تونم از فکرت بيرون بيام
چون توي عشق و عاشقي بودي ما هم اون خونه رو که آتيش زدي فراموش مي کنيم
با من مياي؟ بريم پيش نيه پولومسکي
ميدوني کجائه؟ - آره -
مي خواد منو ببينه؟ - نامه فرستاده -
لوکاش نيه پولومسکي؟ - آره -
خدايا... پلازا اسپلاوسکي
حالتون چطوره؟
تویی؟ اومدی توبه کنی؟
نه
میخوای چیزی بگم که از ملالت دربيای؟ - تو که از من ملولتری -
چند تا معدن تو آمريکا داري؟
داره خوب پیش میره
تشريف بيار ببينشون. دوره همي خوش مي گذره
نمیام مي دونم خوش گذرونيا و عياشي هات کجاها مي گذره
خوش گذروني تو هم اينه که مردمو بذاري سر کار
خب؟
مثل کره اسب هاي عرب مي موني که جلو پاشونو نگاه مي کنن
و لنگون لنگون راه ميرن
چقدر شما خوش مزهاي
بهت گفتم که دشمنات مي کشنت
کار راحتی هم نیست
واسه کشتن يه ببر بايد حاضر يراق باشي
!بدبخت بیچاره
تو از اون قماش پيرمردهايي که فکر کردي مهرگياه کمکشون مي کنه
و همش تو فکره دختراي خراب و بچه جوونايي
بيا اِوا
مياد باهات؟ - آره -
از اين قصه هاي اخلاقيت بيزار شده
اسم من استانيسلاو کوژيلسکيه من مریضم
مثل يه همسر ازم مراقبت کن
من بايد برم
لوکاش نيه پولومسکي کجاست؟
تو جزيرهی سلبسه بزودي مياد
من فقط نميخوام اونو ببینم
اگه مي خواي برو و برگرد
ولي اگه رفتی دلت واسه لوکاش دوباره تنگ ميشه
آقايون خودتون رو معرفي کيند
باتاشينسکي
ژيواچي
بگو خانم منتظره
فايتوس
اِوا... اِوا خودتي؟ با من بیا، من همین نزدیکی زندگی میکنم
ولم کن آشغال
بيا بريم يه برندي بخوريم
منو يادت نمياد؟
بیا - نه! بوی لش سگ میدی -
واسه پول نه، به خاطر گذشته هم که شده فعلا وضعم خرابه
من هميشه دوسِت داشتم - دلقک کثافت -
منو يادت مياد؟ میخداستم باهات ازدواج کنم - از وقتي يه حرومزادهي چشم چرون - بودي تو رو يادمه
چه بد دهن شدي
اگه بلد بودي مي تونستي منو برگردوني، ولي تو خرفت تر از اين حرفايي
دروغ ميگي
باعث و باني مريض شدن مامانم و الکلي شدن بابام، منم
نه، تو دختر پاکي بودي
برو به جهنم
پس ديگه منو نمي خواي؟
نه، ريختتم نمي خوام ببينم پول هم ندارم
اگه بهم بگی بابام کجا ميره مست مي کنه باهات میام
قول ميدم نشونت بدم اِوي باهام بيا بیا بریم
عزيزم مي خوايم بريم خيابون مارشالکوفسکي شماره 305
خودتو خوشگن کن
جدا جدا ميريم. اول تو میری
اوا اينو ببين
پروندهي معروف اخير سيپريان بودزانتا
کنت ديوانه ديروز در دادگاه بسته شد
دادگاه براي مرد بيمار روحي حکم صادر کرد
...و همهي زمين و مزرعه هاشو
به بيوهش برگردوند
!به درک
اون ديگه مرده حساب ميشه
گريه نکن. صورتت کثيف ميشه
فايتوس، تنباکو و کتم رو بيار
تو اول میری
از ورودی اصلی برو
از پله هاي مرمر که رفتي بالا
بعدش ميري سمت اون دري که پلاکش برنجيه اسم لوکاش نيه پولومسکي رو مي بيني
دقيقا
همون جاست - چیکار میکنه؟ -
اون جا خونه و دفترشه
!فهمیدم
نيه پولومسکي همون جاست. تو حواسشو پرت ميکني
ما هم گاوصندوقشو خالي مي کنيم
فقط شما چهارتاييد؟ - آره عزيزم، فقط ماييم -
ميخواي لوکاش رو بُکشي؟
لازم نيست
اگه حقه و کلکي تو کار نباشه
لوکاش، فرار کن
ميخوان بکشنت
یه زن اینجا هست
اون زن بي گناهه اون فقط اومده بود بهم خبر بده
بايد آزادش کنيد. براي آزاديش، همه چيزمو ميدم
ترجمه و زيرنويس: پيمان صالحي فرد Artistic Movie کاري از تيم ترجمه
« پـایـان »
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.