Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند http://KoreFa.ir مترجم: @kiarad000
=لطفا اسپویلم نکن= =فصل 3 قسمت 16=
عالیجناب
به هوش اومدین
خوبی؟
خودشه
خودشه
خودشه
( 0ساعت 20 دقیقه 6 ثانیه)
تبریک میگم. 20 دقیقه دیگه
ماموریتت تموم میشه
و به دنیای خوددت برمیگردی
درسته
پس چرا اصلا خوشحال نیستم؟
مسئول کتاب بگو
وقتی برم
چین یو در خوشی زندگی میکنه
درسته؟
معلومه
وقتی بری
این دنیا دیگه ثبات داره
و قهرمان داستان، چین یو
سرنوشتش مثل توی رمانه
اون پادشاه عاقلی میشه
و با قهرمان زن
به خوبی و خوشی زندگی میکنه
خوبه
اینجا چیکار میکنین؟
من باید ازت اینو بپرسم
تو دقیقا کی هستی؟
چرا اسمت توی اسناد قصر نیست؟
چرا انقدر تو رو توی خاطراتم میبینم؟
نمیدونم
اصلا چرا چنین خاطراتی دارم؟
چرا انقدر آشنان؟
واقعا نمیدونم سوال پیچم نکن
هنوز دروغ میگی
بگو
تو کی هستی؟
من واقعا نمیدونم
بگو
♪توی بارون دیدمت که به هم نزدیک میشدیم♪
♪ستاره ای در اسمان شب♪
این اویز یشمو از کجا اوردی؟
♪نور گوشه های اتاق را روشن کرده♪
♪بیا منظره ی شب رو از پنجره ببینیم♪
... این اویز
♪انگار ابر ها هم سر در گمن♪
♪باد مشکلاتمو برد♪
♪الان کجایی؟♪
چطور این عادتو ترک کنم؟♪
آیا خداحافظی پخته ترم میکنه؟♪
♪در یک توهم♪
♪همدیگه رو بغل کردیم♪
♪چشماتو ببند و نفس بکش♪
در یک نوهم♪
♪بالاخره رنگین کمان پس از باران رو دیدیم♪
♪تمام اشک ها و درد ها رو فراموش کردیم♪
♪و بالاخره میتونم چشماتو ببینم♪
بانو رونگ
...تو
یادت میاد؟
چطور...؟
چون اون قوانینو شکست
یان یی یی اصلی از این دنیا محو شده
هیچکس ازش خاطره ای نداره
اما عشق اون
این قانونو شکست
و خاطرات تو رو برگردوند
تو کی هستی؟
... تو
تو هم میتونی ببینیش؟
چرا نتونم؟
اون قوانینو شکسته
پس قوانین دیگه روش تاثیری نداره
حالا
میتونی حقیقتو بهش بگی
♪اونقدر لطیف که نمیتونم توصیف کنم♪
اینجا چه خبره؟
تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند http://KoreFa.ir مترجم: @kiarad000
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.