Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کره فا با افتخار تقدیم میکند http://KoreFa.ir مترجم: @kiarad000
=لطفا اسپویلم نکن= =فصل 3 قسمت 2=
چی؟
الان میام
بانو رونگ
بانو رونگ
بانو رونگ
پیشکار لی؟
اینجا چیکار میکنی؟
امپراتور طاعون گرفتن
و الان بیهوشن
امپراتور طاعون گرفتن
و الان بیهوشن
امپراتور همیشه بدن قوی داره
و به ندرت مریض میشه
چطور یکدفعه طاعون گرفت؟
راستش دفعه ی پیش که در قصر بودم
فهمیدم امپراتور از یک زخم پنهان رنج میبرن
اما ازم خواستن به کسی نگم
چون نمیخواستن شما رو نگران کنن
حالا که طاعون شایع شده
و ایشون شبانه روز کار میکردن
بیماری بر ایشون غلبه کرده
تقصیر منه
باید بهشون اصرار میکردم
به قصر برگردن
درست نیست
توی رمانم
امپراتور هیچ زخم قدیمی یا پنهانی نداره
و هیچوقت طاعون نمیگیره
...بانو رونگ
بانو
امپراتور از وقتی بیهوش شدن
اسمتونو صدا میزنن
...بانو رونگ
تب
خارش
و بیهوشی
انگار این علائمو یادم میاد
نکنه تب خونریزی دهنده ست؟
تب خونریزی دهنده؟
کسانی که طاعون گرفتن
در موارد خفیف تب و خارش دارن
در موارد پیشرفته سرفه ی خونی دارن و بیهوش میشن
این همونه
بانو
قبلا این یبماریو دیدین؟
درسته
این تب هموراژیک
سالهاست در بیدی شایعه
اما در رمان
فقط اطراف بیدی پخش میشه
و هیچوقت به پایتخت ما نمیرسه
چطور از اونجا
به پایتخت رسیده؟
بانو
چون این بیماریو میشناسین
درمانشم
بلدین؟
...داروی تب هموروژیک
لی ژی دو
بله بانو
فرمان بده
هیچکس اجازه نداره خونشو ترک کنه
روی در خونه های قربانی ها علامت بگذارین
و بگین توی خونه منتظر دکتر بمونن
این مانع واگیر بیماری میشه
مراقب خودتون باشین
و منتظرم بمونین
خیلی خب
بله بانو
(چین یو)
(طاقت بیار)
(حتما پادزهرو برات پیدا میکنم)
عالیجناب
بیدار شدین
عالیجناب
♪غم کم کم محو میشه♪
چه مدت خوابیده بودم؟
عالیجناب
یک شبانه روز بیهوش بودین
و تبتون پایین نمیومد
خیلی منو ترسوندین
♪وقتی خوبی فکر و خیالام از بین میرن♪
نگران نباش
الان خوبم. خب؟
بله عالیجناب
خیلی خوش شانسین
مطمئنم به زودی خوب میشین
بانو رونگ
حتما دارو رو براتون پیدا میکنه
♪یک بهونه ی بد پیدا میکنی که بگی فقط دوست باشیم♪
بانو رونگ؟
اونم اینجا بوده؟
وقتی بیهوش بودین
مدام اسمشونو صدا میزدین
پس رفتم قصر یخ
و به اینجا دعوتشون کردم
وقتی بانو رسیدن
فهمیدن
منشا تب بیدیه
گفتن اسمش
تب خونریزی دهنده ست
بیدی؟
بله
بیدی لعنتی
بنظرم
این قضیه اتفاقی نیست
کسی پشتشه
بانو رونگ چی؟
کجاست؟
رفتن براتون دارو پیدا کنن
اسبا رو اماده کن
عالیجناب هنوز خوب نشدین
اسبا رو اماده کن
بله عالیجناب
♪جایی برای دستام نیست♪
گیاه هفت قلب
♪غم کم کم محو میشه♪
این میتونه طاعونو ریشه کن کنه
چین یو منتظرم بمون
دارم میام
♪وقتی خوبی فکر و خیالام از بین میرن♪
دوشیزه
اینجا امن نیست
تنها اینجا چیکار میکنی؟
به تو چه؟
کی هستین؟
گیاه هفت قلب
این گیاهو میشناسی؟
تو اهل بیدی ای
امروز باید بکشیمت
جسداشونو بگردین
بله عالیجناب
چین یو
بانو رونگ
خوبی؟
خوبم. اینجا چیکار میکنی؟
نگرانت بودم
تو مریضی. نباید راه بیوفتی اینور اونور
تا وقتی خوب باشی منم خوبم
...تو خوبی
...تو خوبی
عالیجناب
چین یو
عالیجناب
چین یو
چطوره؟
حالشون داره بدتر میشه
... اگه به موقع درمان نشن
گیاه هفت قلبو آوردم
فقط باید بجوشونیمش و بدیم بخوره
اینطوریه؟
شوئی
سریع بجوشونش
الان میرم
شما دوتا لطفا کمکم کنین
باشه
♪باید قول هایی که دادیم و کارهایی که کردیم یادت بمونه♪
♪کوه ها و رودخانه ها بی پایان بنظر میرسند♪
♪اما نمیتونم از نگرانی بخوابم♪
♪به اولین دیدارمون فکر میکنم♪
بانو
جوشونده آمادست
میتونین بدینش به امپراتور
باشه ممنون
شما و امپراتور
هرکدوم نصف این آویزو دارین. درسته؟
از کجا میدونی؟
از امپراتور شنیدم
ایشون خیلی چیزا ازتون گفتن
اون موقع فکر کردم
هردوتون باید
یک حس داشته باشین
امروز که دیدم بخاطر امپراتور
خطر رو به جون خریدین
ازش مطمئن شدم
من جای شما نیستم
نمیتونم مشکلاتتونو درک کنم
اما
اگه دونفر
به هم حس متقابل داشته باشن
باید به خوبی حفظش کنن
چون چیز کمیابیه
بانو
چی فکر میکنین؟
♪چه کسی دیروز به خوابم اومد؟♪
♪سایه ای آشنا♪
♪و برگ های افرای سرخ♪
(باید چیکار کنم؟)
(راه دیگه ای هست؟)
...بانو رونگ
(مسئول کتاب)
♪اونقدر نرمه که نمیتونم توصیف کنم♪
مسئول کتاب
مسئول کتاب
♪نگرانیاتو به من بسپار♪
♪و دیگه برنگرد♪
کره فا با افتخار تقدیم میکند http://KoreFa.ir مترجم: @kiarad000
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.