All language subtitles for Repeater.2022.WEBRip.fa.Bamabin

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫بی‌احترامی شما حرومزاده‌های خارجی...

‫بیش از همه رو اعصابم می‌ره.

‫من که بهتون گفتم.

‫اسپانیایی بلد نیستم.

‫اگه می‌شه بذارین با سفارتمون تماس بگیرم.

‫ما اینجا اصولی داریم.

‫قوانینی داریم.

‫دولت داریم.

‫ملت متمدنی هستیم.

‫برخلاف تصور شما، ‫یه مشت وحشی نیستیم.

‫ولی بیشتر از همه اعصابم از این خرد می‌شه...

‫که خیال می‌کنین ‫می‌تونین بیاین تو کشور من...

‫و در ازای پول...

‫آدم بکشین.

‫اشتباه گرفتین.

‫من گردشگر عادی‌ام.

‫می‌شه این‌قدر من رو نزنین.

‫کسی اینجا انگلیسی بلد نیست؟

‫چرا، انگلیسی بلدیم آقای اسمیت.

‫ولی می‌دونم خودت هم اسپانیایی بلدی.

‫ضمنا، می‌دونم آدمکشی.

‫فقط نمی‌دونم کی بهت پول داده...

‫و از طرف کی اومدی.

‫ولی از من بشنو، قراره بهمون بگی.

‫بیارینش پیشم!

‫آقای اسمیت، فرق من و تو از این قراره...

‫که من اصلا از عذاب دادن یا کشتن بقیه...

‫لذت نمی‌برم.

‫ولی تو یکی از اشخاص مهم بولیوی رو کشتی.

‫کسی رو کشتی...

‫که همه باور داشتن خلافکاره.

‫عین برادرم می‌موند.

‫دارین اشتباه می‌کنین.

‫باما‌بین تقد‌یم می‌کند ‫.:: Bam‌abin.co‌m ::.

‫واسه آخرین بار ازت می‌پرسم.

‫از طرف کی اومدی؟

‫مترجم: «نــامــدار جعفری‌نژاد» ‫در تلگرام: NamdarJfn@

‫سخت‌ترین بخش کارم ‫هیچ‌وقت کشتنشون نبوده...

‫تکرار کردنش بوده.

‫پیدا می‌کنم... می‌کشم... تکرار می‌کنم.

‫«تکرار کننده»

‫اسمیت.

‫[پاسپورت ایالات متحده آمریکا]

‫هاوارد، دیر کردی.

‫گیرش آوردی؟

‫پس وصلش کن.

‫تا کامل نشده هم جداش نکن.

‫[بارگذاری فایل]

‫بیست درصد...

‫سی درصد...

‫چهل درصد...

‫شصت درصد...

‫هفتاد درصد...

‫هشتاد درصد...

‫بارگذاری انجام شد.

‫[در حال بررسی]

‫زحمت دکتر رو کم می‌کنی؟

‫جانم؟

‫با سیب خوردن کم می‌کنی دیگه. ‫از قدیم نمی‌گفتن؟

‫می‌شه به چهارده روش مختلف ‫با سیب آدم کشت.

‫اگه ساقه‌اش رو نکنده باشن، ‫می‌شه به هفده روش کشت.

‫شوخی کردم بابا.

‫خیلی بامزه‌ای.

‫پلاستیک یا چیز دیگه‌ای نمی‌خوای عزیزم؟

‫نه، ممنون.

‫سلام مایکی.

‫سلام، مرسی رفیق.

‫- سلام هاوارد. همون همیشگی؟ ‫- سلام.

‫- قهوه ساده؟ ‫- نه، امروز چیزی نمی‌خوام.

‫خیلی‌خب.

‫خب؟

‫سر اون میز نشسته.

‫هاوارد، حالت خوبه؟

‫آره، خوبم.

‫- مطمئنی؟ ‫- خوبم.

‫بیش از یه ساعته که اینجاست.

‫اگه چیزی خواستی، من در خدمتم.

‫باشه.

‫پیت؟

‫چرا که نه؟

‫ظاهرا خودت رو گرفتار کردی پیرمرد.

‫دستته؟

‫چی دستمه؟

‫پول. پاسپورت. بلیت.

‫دستمه.

‫یعنی چی؟ کجان؟

‫همین اطرافن. باید قبلش کد رو بررسی کنم.

‫چنین قراری نذاشته بودیم، خب؟

‫گفته بودم تا پاسپورت و پول رو نبینم، ‫چیزی نصیبت نمی‌شه.

‫کد رمزگشایی رو بده هاوارد.

‫ببین، عده‌ای دنبالمن.

‫باید از شهر برم.

‫فرصت این کارها رو ندارم، خب؟ ‫از اینجا می‌رم.

‫لطفی در حق خودت بکن هاوارد. زرنگ باش.

‫همه‌چی مرتبه جناب؟

‫همه‌چی مشخصه دیگه.

‫ببین، بیرون هوا خیلی خوبه.

‫بهتره بریم قدم بزنیم و صحبت کنیم.

‫بیا بریم.

‫شرمنده آقایون، ولی تا چند کلام...

‫با ایشون صحبت نکنم، ‫نمی‌شه بذارم برین.

‫ای آشغال عوضی.

‫آهای، بلند شو.

‫اسمت هاوارده، درسته؟

‫باکیفیته.

‫بذار خودم حدس بزنم.

‫مامان و بابات مایه‌دار بودن. ‫تو دانشگاه‌های آیوی لیگ درس خوندی.

‫همسر گوگولی و خوشگلی داری. ‫دو سه تا بچه داری.

‫خب، خیر سرت واسه چی ‫بی‌خیالشون شدی؟

‫می‌دونی مشکلم کجاست هاوارد؟

‫خیلی وقته که پیمانکارم.

‫اکثرا واسه آدم خوبی ‫که بهم می‌رسه، کار کردم.

‫همون آدم کاری رو به تو سپرده بود.

‫من مراقبت بودم.

‫دیگه شروع می‌کنیم، خب؟

‫برنامه تایلند هنوز سر جاشه، مگه نه؟

‫پس باید به فکر آینده باشیم.

‫فرماندار ترجیح می‌ده بازنشسته بشه.

‫شرکت رو منحل کردن.

‫خب، حالا ما باید چیکار کنیم؟

‫واقعا شرایط نامعلومیه.

‫خب، تو رو نمی‌دونم، ‫ولی من برنامه‌هایی دارم رفیق.

‫بیست و پنج سال ‫تو این کار کثافت بودم.

‫دیگه مخم تاب برداشته.

‫الان می‌خوام تو خونه‌ای ساحلی ساکن بشم.

‫ساکن آسیا بشم.

‫می‌تونم با قایقم ماهی‌گیری کنم...

‫و تا آخر عمرم حواسم به پشت‌سرم نباشه.

‫گمون کنم لیاقتش رو داشته باشم.

‫رئیسمون هم لیاقتش رو داره،

‫آخه آدم خیلی خوبیه.

‫خب، من شنیدم تو روند فروش شرکتش...

‫- دخالت کردی. ‫- کار من نبود. قسم می‌خورم.

‫قسم می‌خورم.

‫کده رو...

‫کجا گذاشتی هاوی؟

‫ضمنا، روسو کجاست؟

‫من که گفتم کدش دست من نیست.

‫نمی‌دونم. نمی‌دونم.

‫ولی می‌دونی روسو کجاست، مگه نه؟

‫نه، نمی‌دونم.

‫راستش، مشکلت از این قراره...

‫که کم‌کم دارم حرفت رو باور می‌کنم هاوی.

‫ولی به نفعت نیست جناب.

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. ‫خیلی‌خب. خیلی‌خب.

‫تصمیم هوشمندانه‌ای گرفتی.

‫[در حال بررسی]

‫[در حال بررسی]

‫صبح به خیر فرماندار.

‫همین امروز با هاوارد صحبت کردم. ‫یه چیزهایی می‌دونست.

‫نه. نه، نه، نه، نه.

‫واقعا؟

‫من اگه جاش بودم، ‫خیلی وقت پیش رفته بودم.

‫از کجا پیداش کردی؟

‫لزومی نداره بدونم.

‫چی دستگیرت شد؟

‫کد رمزگشایی دست خودش نیست.

‫به روسو فروخته بودش.

‫ولی الان دوباره رمزنگاریش کردن.

‫- مطمئنی؟ ‫- مطمئنم.

‫خب؟

‫ایمیل‌ها و اطلاعات درز کردن.

‫سراسر اینترنت پخش شدن.

‫خوش‌بختانه، تا رمزگشایی نشن،

‫کسی نمی‌فهمه چی به چیه.

‫اگه اون اطلاعات به دست عموم برسه، ‫همه‌چی تموم می‌شه.

‫معامله‌مون نیست و نابود می‌شه.

‫باقی کارهایی هم که مجبور بودیم ‫واسه بقا انجام بدیم...

‫مشمولشونه.

‫یه عمر زحمت...

‫سه‌سوته از بین می‌رم.

‫گمون کنم بدونم کجاست.

‫کجاست؟

‫مکزیک، تیخواناست. ‫لب مرزه.

‫واسه چی رفته اونجا؟

‫گمون کنم قصد داره وارد ایالات متحده بشه،

‫باید قبلش گیرش بندازیم.

‫هر کاری لازمه بکن.

‫نگران نباشین. ‫حتما ردیفش می‌کنم.

‫[پیام جدید]

‫[دوست دارم با کشتی تفریحی بریم چین...]

‫درگذشت همسرت رو تسلیت می‌گم جان.

‫حالم خوبه.

‫این رو جهت احتیاط ‫واسه نجاتت ببر.

‫- مرسی. خودم ردیفش می‌کنم. ‫- مرسی.

‫باهاش به مقصدت می‌رسی. ‫سوالی نمی‌پرسم.

‫همه‌چی زیر عرشه است.

‫دوربرد، برد کوتاه، ضدنظارت...

‫و پد یک‌بار مصرف هست.

‫یه بطری خنک هم تو یخچال هست.

‫مواظب خودت باش جان.

‫یاد مادرید می‌افتم.

‫میزهای قشنگی دارن. ‫کبوتر دارن.

‫ولی قهوه‌شون خیلی بدمزه است.

‫- اوضاع روبه‌راهه؟ ‫- زیاد روبه‌راه نیست.

‫یعنی چی؟

‫یعنی تو بولیوی کلی گندکاری کردی.

‫سه پلیس رو کشتی.

‫خیر سرت رئیس پلیس رو کشتی.

‫چاره‌ای نداشتم. ‫باید می‌مردن.

‫واقعا؟

‫خب، مجبورم واسه درست کردن اوضاع...

‫ده درصد دیگه هم بردارم.

‫عه، ممنون.

‫کار بعدی چیه؟

‫خودت متوجهی که الان به این راحتی‌ها...

‫بهت کار نمی‌دن، مگه نه؟

‫دیگه با ظرافت عمل نمی‌کنی.

‫نمی‌خوای بهم بگی جریان از چه قراره جان؟

‫خودت هم می‌دونی من بهترین آدمکشتم.

‫وقتی نمی‌خوان بهت کار بدن ‫که نمی‌تونم بهت کار بدم.

‫مشتریان ما...

‫پول می‌دن که کسی خبردار نشه جان.

‫وقتی کسی رو اجیر می‌کنن ‫که گندی رو جمع کنه...

‫یا خطری رو رفع کنه، ‫نمی‌خوان یه گاوچرون کله‌خر...

‫بره و کار ساده‌ای رو...

‫به حمام خون بدل کنه.

‫نباید این‌قدر به خودت سخت بگیری، خب؟

‫خیلی سختی کشیدی.

‫شاید بد نباشه استراحت کنی.

‫تازه، زیاد هم کاری نداریم.

‫همیشه یه کاری هست.

‫چه کاری پیشنهاد دادن؟

‫یه قرارداد عمومی دارم. ‫لب مرزه. تیخواناست.

‫قرارداد عمومی به درد آماتورها می‌خوره.

‫یا باید خودم رو اجیر کنن، ‫یا نیستم.

‫کار دیگه‌ای ندارم داداش.

‫تصمیمش با خودته.

‫اگه می‌خوای بری تو کارش، ‫می‌تونی توضیحاتش رو...

‫از بخش منابع انسانی دریافت کنی.

‫فعلا.

‫[تیخوانا]

‫خاویر تویی؟

‫خاویر استعفا داده.

‫چه حیف.

‫چیزی واسه من به امانت نذاشت؟

‫آهای. خاویر!

‫آهای خاویر.

‫وایستا دیگه.

‫هدفت فردی فرانسوی...

‫به نام ژان روسوئه.

‫قبلا در صنعت فناوری پیشرو بود، ‫ولی بعدش هکر و فاش‌کننده شد.

‫کارهاش به سرنگونی چندین شرکت بین‌المللی،

‫یه کارتل مواد مخدر ‫و یه دیکتاتور آفریقایی ختم شده.

‫طبق اطلاعات موثق، ‫قصد پخش اطلاعاتی رو داره...

‫که فساد و کلاهبرداری ‫یکی از شرکت‌های خوشه‌ای...

‫ایالات متحده رو فاش می‌کنه.

‫روسو آخرین بار به همراه محافظان شخصیش...

‫تو مرکز شهر تیخوانا ‫و در هتل «گرند» رؤیت شده.

‫نیروهای کمکی ساعت نه...

‫دسترسی به هتل رو ممکن می‌کنن.

‫احتمالا بشه تو محله‌های کناری مستقر شد...

‫و از افراد دیگه‌ای که دنبال ‫جایزه هفت‌رقمیش هستن...

‫دوری کرد.

‫انجام سریع و بی‌سروصدای کار خیلی مهمه.

‫دنبالش بگرد. پیداش کن ‫و با غرض بکشش.

‫هزینه خودم بیست دلار ‫و هزینه اتاق پنج دلاره.

‫اگه کل شب باشی چقدر می‌شه؟

‫صد دلار می‌شه.

‫به هشتاد دلار هم راضی‌ام.

‫اگه شب تا صبح تو اتاق بمونی،

‫دویست دلار بهت می‌دم.

‫نصفش رو الان بدم...

‫نصفش رو بعدش؟

‫خیلی‌خب. ولی اهل وحشی‌بازی نیستم.

‫اگه دوربین باشه هم بیشتر می‌گیرم.

‫اصلا کاری ندارم. ‫امشب رو مرخصی باش.

‫کجا رفته بودی؟ ‫با کی صحبت کردی؟

‫با هیچ‌کس. با کسی صحبت نکردم.

‫قسم می‌خورم، خواهش می‌کنم.

‫خونه خواهرم رفته بودم.

‫همین طبقه پایینه.

‫گفتم شاید گرسنه باشی.

‫غذا خوردی؟

‫ممنون.

‫اومدی کسی رو بکشی؟

‫واسه همین تفنگ داری؟

‫کارم همینه.

‫تو کارم ماهرم.

‫تو کار دیگه‌ای مهارت ندارم.

‫آدم با کارش تعریف نمی‌شه.

‫من ساکتون رو میارم جناب.

‫اتاقت اینجاست جناب.

‫کارت اتاقتون خدمت شما.

‫میگل کدوم گوریه؟

‫نتونست خودش رو برسونه. ‫ادگار من رو اعزام کرد.

‫رمز رو بگو. رمز رو بگو!

‫کراوات.

‫نه، نه، نه. ببخشید، ببخشید، ببخشید.

‫پاپیونه. پاپیونه.

‫من با غریبه‌ها کار نمی‌کنم.

‫دقیقه نودی بود ‫و کسی جز من رو پیدا نکرد.

‫چقدر طول می‌کشه؟

‫دو روز. شاید هم سه روز.

‫می‌تونی کاری کنی ‫خدمه وارد اینجا نشن دیگه؟

‫آره، چرا که نه؟

‫اگه پایه باشی، ‫خدمه هتل باید...

‫تحت‌نظرشون بگیرن...

‫و کمی کمکم کنن.

‫باشه، هر کاری لازم داشته باشی، در خدمتم،

‫خیلی‌خب. باید این آدم رو پیدا کنیم.

‫لهجه فرانسوی غلیظی داره.

‫احتمالا طی چند روز اخیر اتاق گرفته باشه.

‫سایکس.

‫می‌خوای چیکار کنی؟

‫بگو ببینم چی شد چیکو.

‫طرف رو پیدا کردم. ‫شماره اتاقش رو گیر آوردم.

‫ظاهرا محافظ داره.

‫- آره، می‌شناسمش. ‫- واقعا؟ نه بابا؟

‫سایکسه. معمولا دنبال اهداف خودشه.

‫خیلی‌خب، می‌خوای چیکار کنی؟

‫باید از هدفم جداش کنیم.

‫بجنب. بیا آماده بشیم.

‫خیلی‌خب چیکو، آماده‌ای؟

‫می‌رم تو و میام بیرون، مگه نه؟

‫می‌ری تو و میای بیرون. ‫معطل نکن.

‫من این افراد رو می‌شناسم. ‫مجبورت می‌کنن اونجا بمونی.

‫راستی، اصلا باهاش سکس داشتی؟

‫با کدومشون؟

‫با هرکدومشون.

‫همکار عادی‌ایم بابا.

‫که این‌طور.

‫سلاح داری؟

‫بذار دست من بمونه، خب؟

‫اگه دستت نباشه، بیشتر در امانی.

‫بجنب.

‫بیا شروع کنیم. ‫داره شب می‌شه.

‫خب، یادت باشه چیکو، ‫می‌ری تو و میای بیرون.

‫می‌رم تو و میام بیرون. درسته.

‫مسئول خدمات اتاقم.

‫مسئول خدمات اتاقی؟

‫وایستا.

‫اونجا وایستا. دستت رو باز کن. ‫باز کن، باز کن.

‫مشکلی نداری.

‫ممنون.

‫صبح به خیر جناب.

‫صبحانه‌تون رو آوردم.

‫آب پرتقال خدمت شما.

‫این هم برای زیبایی میزتون آوردم.

‫وای، یه دلار دادین.

‫ممنون. بفرمایین.

‫چیز دیگه‌ای لازم ندارین؟

‫نه، چیز دیگه‌ای نمی‌خوام.

‫همین خوبه.

‫وای.

‫این سوئیت واقعا چشم‌انداز خفنی داره.

‫زود بیا بیرون.

‫آره، همین‌طوره.

‫راستش، تیخوانا تفریحات زیادی داره.

‫اگه فرصت کردین، حتما بگردین.

‫زیاد می‌مونین؟

‫نه. سفر کاریه.

‫خب، چه حیف. ‫می‌تونین برین خرید.

‫رستوران داریم، اجرای موسیقی داریم، ‫نمایشگاه هنری داریم.

‫برو بیرون چیکو.

‫اصلا شوخی ندارم جناب.

‫فروشگاه‌های لباس، کفش...

‫و کامپیوتر خیلی خوبی داریم.

‫حتی خیلی...

‫هوم؟

‫این دیگه چه وضعشه؟

‫چی گفتی؟

‫برو بیرون.

‫صرفا گفتم تیخوانا فروشگاه‌های خوبی داره.

‫نه، نه، نه. گفت فروشگاه کامپیوتر.

‫واسه چی؟

‫واسه چی؟

‫ببین من رو. واسه چی؟

‫وای!

‫اسمیت.

‫آره.

‫برو سمت در!

‫مرسی چیکو.

‫خوشحالم که باز هم می‌بینمت جان.

‫سرحالی سایکس، ‫ولی داری کند می‌شی.

‫ای خدا، طرف رو می‌شناسی؟

‫آره.

‫- دوست‌پسر سابقته؟ ‫- همکارمه.

‫اذیت نکن دیگه سایکس.

‫بیا!

‫برو!

‫وای. به من دست نزن.

‫تو دیگه کدوم خری هستی؟!

‫.‌:‌: Ba‌m‌ab‌in.c‌o‌m :‌:‌.

‫باید دو کلام باهات صحبت کنم.

‫اسمیت کجاست؟

‫آهای.

‫آهای.

‫اسمیت کجاست؟

‫نمی‌دونم.

‫واقعا؟

‫از کجا می‌شناسیش؟

‫یکی سه هزار دلار بهم داد ‫که کمکش کنم.

‫کی بهت پول داد؟

‫ادگار... ادگار... فامیلیش یادم نیست.

‫ادگار مان.

‫- این مال توئه؟ ‫- آره.

‫بازش کن.

‫خب... پس می‌شناسیش، درسته؟

‫آره. قبلا همدیگه رو دیدیم. ‫خب، چطوری پیدات کرد؟

‫از بار «بایسانوس» پیدام کرد.

‫افرادش اونجا کار می‌کنن.

‫خب، شما که مشکلی ندارین، مگه نه؟

‫درست نمی‌گم؟ مشکلی ندارین؟

‫رفیقش هستین؟

‫راستش، نه.

‫می‌خوای من رو بکشی؟

‫می‌تونم بهت پول بدم.

‫پول دارم.

‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.

‫التماس می‌کنم. التماس می‌کنم.

‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم بهم شلیک نکن. ‫می‌تونم پول بدم. خواهش می‌کنم.

‫زانو بزن.

‫- خواهش می‌کنم. ‫- زانو بزن!

‫خواهش می‌کنم.

‫متأهلی؟

‫متأهلی؟!

‫فوت شده.

‫ترمز ماشینش نگرفت.

‫شرکت سازنده گفت «خطای راننده» بوده.

‫چرت می‌گفتن. نقص ساختش بود.

‫خودم فایلش رو هک کردم ‫و ثابت کردم.

‫کارشون همینه.

‫هرچقدر که بتونن پول درمیارن...

‫و اگه آدم سد راهشون بشه، ‫بدبختش می‌کنن.

‫اصلا جوابگو نیستن.

‫مسئولین دولتی بزدلن.

‫کار من همینه.

‫وقتی پای قاتلان در میون باشه، ‫جای خالیشون رو پر می‌کنم.

‫چهره واقعیشون رو فاش می‌کنم.

‫سه سال پیش از دنیا رفتن.

‫شاید... تموم شده باشه.

‫شاید الان دیگه تموم شده باشه.

‫سوار ماشین شو.

‫اصلا جریان از چه قراره؟

‫پای سیلور وسطه.

‫ادای پادشاهان رو درمیاره، ‫ولی خلافکاری بیش نیست.

‫واسه خودش امپراتوری رقم زده، ‫ولی با باندهای خلاف در ارتباطه،

‫معامله غیرقانونی و خلاف می‌کنه.

‫اما احمق و طماعه.

‫حالا ارزش کل داراییش ‫به رقمی روی کاغذ بستگی داره.

‫آره.

‫داره همه‌شون رو ‫هم به گرون‌ترین قیمت می‌فروشه.

‫احسنت.

‫کارش خیلی زشت بود.

‫خب، من با پول خود سیلور...

‫به یکی از افرادش فشار آورده...

‫و اطلاعاتی به دست آوردم ‫که دقیقا نشون می‌دن...

‫چقدر خلاف کرده.

‫رمزنگاریش کردم ‫و تو اینترنت قایمش کردم.

‫حالا می‌خواد اطلاعاتش رو پس بگیره.

‫خب، می‌تونی این اطلاعات رو ‫رمزگشایی کنی؟

‫آره بابا. زحمتی نیست.

‫چطوری؟

‫کدش رو بلدم.

‫خب، چقدر به سایکس پول می‌دی؟

‫صد هزار دلار.

‫واسه کشتنت جایزه یه میلیون دلار گذاشتن.

‫خیال کردی قرار بود تا کی...

‫نقش محافظت رو بازی کنه؟

‫خیلی‌خب. برنامه‌ات از چه قراره؟

‫می‌ریم لب مرز.

‫تو سن دیگو به مارشال‌های ‫ایالات متحده تحویلت می‌دم.

‫می‌تونن ازت محافظت کنن.

‫ممنون که بهم شلیک نکردی،

‫ولی نمی‌خوام محاکمه‌ام کنن.

‫احتمال تبرئه شدنت تو دادگاه...

‫از زنده موندنت اینجا بیشتره.

‫اصلا می‌دونی چند آدمکش دنبالتن؟

‫یه آدمکش کله‌خر داره.

‫آره، دستکش داره. ‫لهجه بامزه‌ای داره.

‫اسمش هنریک بوتاست، اهل لندنه. ‫می‌شناسیش؟

‫قبلا می‌شناختمش.

‫ای خدا، شما که همه‌تون ‫همدیگه رو می‌شناسین.

‫وای، واقعا؟ آخه می‌خوام کجا برم، ها؟

‫توجه کسی رو جلب نکن. ‫برمی‌گردم.

‫چطوری جلب نکنم؟ ‫من نوشابه می‌خورم.

‫ای بابا.

‫چقدر می‌شه؟

‫دو دلار می‌شه.

‫خاک عالم! خاک عالم! خاک عالم!

‫وای!

‫تفنگت رو بنداز ببینم!

‫آروم باش رفیق!

‫بندازش!

‫آروم باش.

‫بندازش!

‫آروم باش.

‫وای! ای خدا! شاید من رو می‌کشتی!

‫سوار ماشین شو.

‫این ماشین جی‌پی‌اس داره؟

‫چی؟

‫سایکس رو ماشینت ‫ردیاب جی‌پی‌اس نصب کرده؟

‫نمی‌دونم. ممکنه کرده باشه.

‫ای حرومزاده.

‫صندلیت رو بخوابون.

‫خیلی‌خب. وقتشه بریم.

‫چی؟

‫بجنب.

‫جان اسمیت دیگه کدوم خریه؟

‫اون هم عین من آدمکش مزدوره.

‫می‌شناسیش؟

‫آره، اون قدیم‌ها آشنا بودیم.

‫شاید فکر خوبی نبوده باشه.

‫آدمکش‌ها خیلی زیاد شدن. ‫افراد زیادی دخیل شدن.

‫دارم موفق می‌شم فرماندار.

‫محافظش هنوز باهامون تماس نگرفته؟

‫می‌گیره.

‫می‌خواد پولش رو بگیره، ‫پس تحویلش می‌ده.

‫خوبه. هماهنگ کن. ‫کدش رو بگیر.

‫خیلی آسیب‌پذیره.

‫این همه پول...

‫زندگی...

‫خیلی آسیب‌پذیره.

‫اگه من رو از این مخمصه نجات بدی، ‫ثروتمندت می‌کنم هنریک.

‫از آرزوهات هم ثروتمندتر می‌شی.

‫همه رو بکش.

‫این مسئله باید کلا حل و فصل بشه. ‫خواهش می‌کنم.

‫همه‌چی رو ردیف می‌کنم رئیس.

‫شما کمی بخوابین.

‫الو؟

‫گمش کردم.

‫گمش کردی؟ مگه قرار نبود بکشیش؟

‫چرا.

‫برنامه عوض شد، ‫جایزه مارشال‌ها رو می‌گیریم.

‫جایزه اون‌ها که خیلی کمتره!

‫همون رو می‌گیریم.

‫من بهت گفتم «با ظرافت» بکشش.

‫نگفتم «دل‌نازک شو».

‫ولی ببین، خوشحالم که زنگ زدی.

‫مشکلی پیش اومده.

‫ظاهرا روسو یه سری از کدهای رمزگشایی...

‫اطلاعاتی که از سیلور دزدیده رو نگه داشته.

‫سیلور هم الان می‌خواد پسش بگیره.

‫شنیده بودم.

‫حتما سایکس روسو رو نگه داشته که پول بگیره.

‫واسه همین وقتی فرصتش رو داشت،

‫- یه گلوله تو سرش خالی نکرد. ‫- آره.

‫ولی گمون نکنم حاضر باشه ‫بهش پولی بده.

‫شاید خیال کنه کده الان دست ماست.

‫جات امنه؟

‫جام امنه؟

‫من یه پا معمام.

‫یه پا رازم.

‫من سوزنی در انبار کاهم عزیز دلم.

‫کسی نمی‌تونه پیدام کنه.

‫باشه. باشه. ‫روسو رو چطوری پیدا کنم؟

‫گمون نکنم کار خیلی سختی باشه.

‫داشتم سایتش رو نگاه می‌کردم.

‫گمون کنم به مجتمع در دست ساخت ‫«د لا رزا» برده باشدش.

‫خصوصیه.

‫از پروژه‌های ساخت و ساز خودشه.

‫نیمه‌کاره است.

‫اصلا هم قرار نیست ساخته بشه.

‫ولی چشم‌اندازش حرف نداره.

‫واسه فدیه گرفتن حرف نداره.

‫گمون کنم با گوشی هوشمندش ‫چیزی منتشر کرده...

‫و می‌خواد چیزی رو بهمون بفهمونه.

‫ولی ببین، باید مسئله دیگه‌ای رو ‫هم بهت بگم.

‫الان کجایی؟

‫الان اومدم «دد دراپ».

‫خیلی‌خب جان، ببین چی می‌گم.

‫خوب گوش ببین چی می‌گم.

‫ازت می‌خوام بلند شی ‫و از اون بار بری بیرون.

‫فهمیدی چی گفتم؟

‫سیلور واسه کل اشخاص دخیل تو این کار...

‫جایزه گذاشته.

‫نمی‌خواد هیچ اثری باقی بمونه.

‫می‌خواد ساکنین اونجا رو ‫به جونت بندازه.

‫داره خلافکاری رو سراغ ‫سایکس و روسو می‌فرسته.

‫اسمیت؟ اسمیت؟!

‫باید قطع کنم.

‫قرار نیست جایی بری.

‫پشم‌هام!

‫می‌دونی اسپرانزا کجاست؟

‫چی شد؟

‫اختلافی پیش اومد.

‫بذار کمکت کنم.

‫ببخشید.

‫باید در بیارمش.

‫می‌رم چندتا چیز بیارم.

‫زود برمی‌گردم.

‫یکی دیگه مونده. آماده‌ای؟

‫بهم نگو. یهو دربیارش.

‫چیزیت نمی‌شه؟

‫آره. گمون نکنم چیزیم بشه.

‫آخ.

‫شرمنده که رخت‌خوابت رو کثیف کردم.

‫از این کثیف‌تر هم شدن بابا.

‫من هم قبلا متأهل بودم.

‫چی شد؟

‫خودت که شنیدی از قدیم چی گفتن.

‫می‌گن آدم نباید با خانواده‌اش کار کنه.

‫شاید اشتباه کردم که عاشق قوادم شدم ‫و باهاش ازدواج کردم.

‫البته زندگی مشترکمون دوام نیاورد.

‫همسر تو چی شد؟

‫داستان خاصی نداره.

‫الان جای بهتریه.

‫تسلیت می‌گم.

‫همه‌چی روبه‌راهه؟

‫باید برم.

‫همین الان بری؟

‫آره.

‫خیلی‌خب، قهوه دم می‌کنم.

‫چی شده؟

‫باید بریم.

‫- چی؟ ‫- زود باش!

‫وای!

‫برو! برو!

‫چیه؟

‫قرارداد عمومی برمی‌داری؟ ‫شوخیت گرفته؟

‫چی بگم؟ ‫اقتصاد خرابه.

‫اگه روسو رو تحویلم بدی، ‫می‌ذارم زنده بمونی.

‫- هوم، نمی‌تونم تحویلش بدم. ‫- معلومه که می‌تونی.

‫همین الان بندازش تو صندوق ماشینت...

‫و بیارش پیش من. عین آب خوردنه.

‫من از کس دیگه‌ای جایزه می‌گیرم.

‫چی؟ جایزه مارشال‌ها رو می‌گی؟

‫باشه، خیلی خوش می‌گذره. مگه نه؟

‫ببین، صرفا چون دل‌نازک شدی،

‫دلیل نمی‌شه احمق هم بشی.

‫چه بلایی سرت اومده؟

‫من وقتی جوان بودی می‌شناختمت.

‫اون موقع در اوج بودی، ‫عین برادر کوچکم باهات رفتار می‌کردم.

‫فعلا هنریک.

‫- از ساحل خوشت میاد؟ ‫- آره.

‫اون توئن؟

‫آره.

‫اسپرانزا، ببین چی می‌گم.

‫ازت می‌خوام ماشین رو برداری.

‫از اینجا بری. همین‌جوری بری.

‫تا این ماجرا تموم بشه، برو سمت جنوب.

‫نمی‌خوام برم.

‫خواهش می‌کنم.

‫بذار بمونم.

‫ببین، احتمال موفقیتم کمه.

‫اگه موفق بشم هم ‫مجبورم فرار کنم.

‫اگه بری، جات امن‌تره.

‫مواظب خودت باش.

‫راستش، قرار نیست پولت رو بده.

‫اصلا پول نداره.

‫می‌گه بیان بکشنت.

‫من می‌تونم بهت پول بدم.

‫من پول دارم.

‫همون قرار اولیه‌مون برقراره.

‫به مارشال‌های ایالات متحده تحویلم بده.

‫وای، بی‌خیال دیگه.

‫به نظرت چند نفر قراره بیان؟

‫میان بکشنت.

‫علاوه بر آدمکش‌های حرفه‌ای ‫مثل اسمیت و بوتا،

‫پیمانکارهای اهل اینجا هم میان.

‫احتمالا بیست سی نفر بیان.

‫خیال کردی تنهایی از پس چند نفر برمیای؟

‫شش نفر؟ هشت نفر؟ ‫دوازده نفر لزبین روانی؟

‫می‌شه خفه شی؟!

‫بلند شو! از راه‌پله برو.

‫سایکس، سیلور بهمون خیانت کرده.

‫باید از اینجا بریم.

‫از این طرف.

‫سایکس!

‫برو تو.

‫سایکس، وقتشه درخواست نجات بدیم.

‫تا پولم رو نگیرم، نمی‌رم.

‫اصلا قرار نیست پولت رو بده.

‫اگه بخواد اطلاعاتش رو پس بگیره، می‌ده!

‫من از اینجا می‌برمش، ‫تو هم می‌تونی ناپدید بشی.

‫دیگه عین سابق نیستی.

‫دل‌نازک شدی.

‫برو دیگه.

‫چه خوش‌شانسی.

‫بوتا.

‫می‌دونم همین اطرافی بوتا.

‫آماده‌ام که بیای.

‫آقای اسمیت.

‫آقای اسمیت. خودتی؟

‫تمام توانت در همین حد بود جان؟

‫اگه بخوای سلطان این جنگل رو شکست بدی،

‫باید بیشتر جون بکنی.

‫دیگه آخر بازیه رفیق.

‫من دنبال این اومدم.

‫ولی اگه سد راهم بشی، ‫یه لقمه چپت می‌کنم پسرم.

‫می‌خوای مبارزه کنی ‫یا تا صبح....

‫عین بالرین‌ها برقصی؟

‫گند زدی جان.

‫طرف یه آدم مسخره رو گرفتی، ‫قانونمون رو زیر پا گذاشتی...

‫و به همین خاطر خودت خواستی ‫چنین عاقبتی نصیبت بشه.

‫آخرش به خوم و خودت ختم شد، ‫یا خیلی شجاعی یا خیلی احمق.

‫به خاطر رفاقتمون، ‫سریع می‌کشمت.

‫گمون کنم خوشحالی ‫که من دارم می‌کشمت...

‫و به دست غریبه سطح پایینی نمی‌میری.

‫تا حالا پیش نیومده از این کار خسته بشی؟

‫بوتا!

‫حالا دیگه بی‌حساب شدیم.

‫فعلا جان.

‫فعلا سایکس.

‫مترجم: «نــامــدار جعفری‌نژاد» ‫در تلگرام: NamdarJfn@

‫برگشتی.

‫اصلا نرفته بودم.

‫روسو، ایشون اسپرانزاست.

‫سلام.

‫سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین! ‫.:: Bamabin.com ::.

‫به نظرت چی می‌شه؟

‫بازداشتت می‌کنن.

‫احتمالا اسمت رو ثبت کنن، ‫تا صبح پیششون می‌مونی،

‫بعدش مارشال‌ها تحویلت می‌گیرن.

‫ببین، این‌جوری فرصت پیدا می‌کنی ‫حرف‌هات رو بزنی.

‫حرفت رو تو دادگاه می‌زنی.

‫ای احمق.

‫خب، درست می‌گی.

‫خب، اِم، خودت چیکار می‌کنی؟

‫بریم سمت جنوب؟

‫آره.

‫مدتی ناپدید می‌شم.

‫از نو شروع می‌کنم.

‫خب، اِم...

‫موفق باشی.

‫خداحافظ مادمازل.

‫مواظب خودت باش.

‫سرکار!

‫«زن، زندگی، آزادی»

‫«تکرار کننده»

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.