Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
"Destined To Meet" by Luan Yize
♫ Loving you ♫
♫ Feelings I can't hide away ♫
♫ Loving you ♫
♫ Is you ♫
♫ Suddenly my world is saying farewell ♫
♫ I have finally found my journey's destination ♫
♫ I just want to hold you ♫
♫ And slowly travel through the universe together with you ♫
♫ Turns out that the fleet of time was an accident ♫
♫ Destined to meet ♫
♫ Loving you ♫
♫ Feelings I can't hide away ♫
♫ Loving you ♫
♫ Is you ♫
♫ Holding my hand ♫
♫ To be with me ♫
♫ Can you tell me ♫
♫ You're the only one ♫
فیلمنامه عشق
قسمت هشتم
چرا رفتی تو گالری عکسام؟
لو کای شیائو
یه چیزی هست
که میخوام برام توضیح بدی
Hanayi ترجمه و زیرنویس از KoreFa.ir تیم
بهتره واقعیتو بهم بگی. وگرنه به خواهرت میگم
چی ... چیه؟
چرا گوشیت پر از عکسای منه؟
... من- ... تو -
من داشتم ... یه کارایی میکردم ... تا سطح باشگاهو ببرم بالا
واقعا؟
آره راستشو میگم. داشتم فکرمیکردم وقتی زمانش برسه
یکی میچسبونم اونجا
یکی هم اینجا
اون طرف
باید برم مدرسه. خداحافظ
لو کای شیائو
تائو زی
این چیه؟
عکسای گوشیم
مگه نگفتم واسه بهتر شدن باشگاهه؟
باشه. برو بچسبون
باشه
نمیتونم بگم
تائو زی عجب ژستی گرفته
این عکسی که داره یوگا کار میکنه رو ببین. آبجی تائو زی
خیلی ژستش خوبه
لو کای شیائو، داری چیکار میکنی؟
به چی دارین نگاه میکنین؟ نمیخواین برین ورزش کنین؟
اگه قراره ببینین بهتون این مرد خوشتیپو نشون میدم
خوب نیست؟
بریم ورزش کنیم - بریم -
چی شده؟
چرا عکسات هنوز اینجان؟
اعضای آقا دوست دارن عکسای تورو بیین، خانوما هم عکسای منو
این چه منطق مسخره ایه؟
سالن مطالعه
رفت؟
همین الان از قصر رفت
همه غذاهارو ببر بیرون
الو، داداش لی؟
الو، کای هوای. چیکار میکنی؟
میخوای همو ببینیم؟
امروز نمیتونم داداش لی. رسیدم خونه
باشه
بای بای
خوب نیست یه خانم خوشگل دروغ بگه
داداش لی، شما اینجا چیکار میکنین؟
الان تنها مورد اورژانسی ای که وجود داره اینه که لباسای کثیفتو یه کاریش کنیم
باهام بیا
این لبسا پوستتون ر روشن تر نشون و باعث میشه اندام خوبتون بهتر نشون داده بشه
به هرکسی نمیاد
بخاطر لباس نیست. خودش خوشگله
خیلی خوبه. بریم
هنوز حساب نکردم
وقتی این لباس رو دیدم، فهمیدم خیلی بهت میاد، به همین خاطر بدون اینکه ازت بپرسم حساب کردم
پس یعنی من اوکی ام
پس بذارید پولش رو بهتون بدم
نیازی نیست
میخواستم بعد از کارم شام بخورم
بیا الان بریم غذا بخوریم
اگه بخوای انقدر معذب باشی، دیگه مثل دوتا دوست نیستیم
باشه پس شام رو من حساب میکنم - باشه -
بفرمایید. یه نگاه بندازین. همه رنگ داریم
امتحانش کن
اینارو ببین. دکمه روشن و خاموشش اون زیره
ببین چه جشنی اینجا به راهه
بادکنکارو بزن
بادکنکای دارتی
نوبت منه
درست نمیگم؟
اینو امتحان کن
خیلی بامزه ست - با نمکه -
مزه اش خوبه؟
پیشنهادم خوب نیست؟
فکرنمیکردم منو بیاری بازار شبونه
پس فکرمیکردی یکی مثل من کجا میاوردت؟
چطوره یه عروسک برات بگیرم؟ - حتما -
کدوم یکی؟ - این یکی، یه سکه بردار -
میدونی چرا اینجا کار و کاسبی انقدر خوبه؟
چون از روشای تبلیغ جدید استفاده میکنن
بیا، یه نگاه بنداز
من دقت کردم و فهمیدم پوشیدن این لباسا
و دادن آگهی به عابرا خیلی خوبه
بعدا یه لباس میدوزم و یه سری چیزا دم ورودی باشگاه پخش میکنم
اونم هست. اون تابلو نوری رو میبینی؟
میتونیم دوتا از اونا بخریم و جلوی مغازه بذاریم
بعد میتونم شبا روشنشون کنیم تا کلی نور بدن
نور - باشگاه رو با دیسکو اشتباه گرفتی؟ -
چرا نبرمت با اون دستگاه ها بازی کنیم؟
من خیلی خوب میتونم اون عروسکارو دربیارم. اونور هست
اون خواهرم نیست؟
کای هوای؟
سرورم
امروز عصر نه چیزی نوشیدین نه سوپ خوردین، فقط الکل خوردین
فقط یه لقمه بخورید
یکم برام بریز
سرورم
فقط یکم بخورید
نمیخورم! نمیخورم
از حالا به بعد، هیچ سوپ مرغی نباید تو قصر باشه
از مرغ
و سوپش متنفرم
باشه، اگه اصرار دارین، براتون میریزم
همسر شاهزاده قبل از اینکه قصرو ترک کنن، خواستن
تا با مرغ اینو مخصوص شما بپزن
ایشون گفتن عالیجناب خیلی دوست دارن سوپ مرغ بخورن
بعد از سه ساعت پختن سرو شده
اگه یه بار دیگه اسمی ازش ببری، مجازاتت میکنم
خوهر. خواهر - کای هوای؟ -
فکرکردم چشمام اشتباه میبینه. اینجا چیکار میکنی؟
با دوستم داشتیم تو بازار شبونه قدم میزدیم. فکرنمیکردم شما دوتا رو ببینم
ایشون کی ان؟
سلام، ژو لی هستم - تائو زی -
لو کای شیائو
چرا حس میکنم چهرتون آشناست؟ قبلا همو ندیدیم؟
شاید قیافه ام از اوناست که خیلی شبیهش هست
ژو لی؟ مدیر ژو؟
مدیر لی گروه ییکه؟
آبجی، از سال بالاییم شنیدم که مدیر ژو
اون خبرنگاری که اذیتت کرد رو پیدا کرد
چرا نگفتی بهم کمک کردی؟
اهمیتی نداشت بهت میگفتم یا نه. مهم این بود که قضیه فیصله پیدا کرد
این وقت شب با کای هوای تو بازار شبونه
سر قرار که نیستین؟
شما دوتا چی؟ این وقت شب؟
ما اومدیم با دستگاه ها بازی کنیم
باهم بازی کنیم و مسابقه بذاریم تا ببینیم کی بیشتر میبره؟
بزن بریم - بریم -
س...سرورم
همسر شاهزاده مراقبتون بود
براتون آواز میخوند و میرقصید. حتی سوپ مرغ درست میکرد
اگه علاقه ای بهتون نداشت
چه دلیلی داشت قبل از رفتن این همه کار انجام بده؟
سرورم
شاید چون تحمل سختی های قصر رو نداشتن رفتن
درسته - چه سختی هایی؟ -
سرورم، شما بهتر از همه میشناسیدش
اینکه سختی ای وجود داشت یا نه
شما بهتر میدونید
وقتی بحث سختی های همسر شاهزاده باشه، به جز شما کی میتونه اطلاع داشته باشه؟
درست نیست؟
برو فرستنده صدای هزار مایلی منو بیار
باشه
یکی گرفتم
بیا دوباره امتحان کنیم
یه بار دیگه
تائو زی، این واسه توئه
سرورم
نظرتون چیه؟
برو جلو. جلو - نزدیک تر -
یکم برگرد عقب. یکم
یکم برو نزدیک تر. خوبه؟ - آره -
تقریبا رسیدیم
آره
ما هم یکی گرفتیم - واقعا خوبی -
این اولین عروسکیه که از این دستگاه ها تو زندگیم گرفتم
پس هدیه میدم به تو
ممنون، داداش لی
فهمیدم. مراقبش باش
داره مختو میزنه؟
چه فکرایی میکنی. ما فقط دوستیم
مگه میشه یه دوست تورو بیاره بازار شبونه درحالی که یه کت و شلوار به این گرونی پوشیده؟ من که باورم نمیشه
برام مهم نیست باور میکنی یا نه
اگه امتحانش کنی شاید بفهمی
باشه. فهمیدم
شنیدم سنگ قرمز نشونه عشقه
درسته. وقتی یه آقایی
از ما سنگ صورتی برای یه دختر بخره، عشقشون
برای زمان زیادی باقی میمونه
تائو زی. اگه خوشت میاد برات میخرم
من شکوفه هلو نمیخوام. شانس میخوام
اگه شانس میخواین باید به سنگای زرد ما یه نگاه بندازین
براتون شانس و پول زیادی میاره
میخواین؟ - آره، خودشه. من میخرمش -
دارین خرید میکنین بچه ها؟ من یه رستوران نودل گوشت اون جلو میشناسم
بریم یه چیزی بخوریم
باشه
بریم
ماشین رو آماده کن. باید برم بیرون
چی شده سرورم؟
سرورم
ژو شوان ون داره کجا میره؟ - مگه ندیدی داره میره بیرون؟ -
این وقت شب؟
داری چیکار میکنی؟
منم میخوام برم - چی؟ تو کجا بری؟ -
من دکترشم. باید مطمئن باشم هیچوقت از جلو چشمم دور نشه و دنبالش برم
هرچی
کای هوای، نودل گوش قلقلی اینجا واقعا خوشمزه ست. میخوای بخوری؟
پس من همینو سفارش میدم
منم همینو سفارش میدم
منم همینطور
پس منم همین رو سفارش میدم
بسیار خب
مثل اینکه پیشنهاد خوبی دادم
لطفا یکم صبر کنید
باید این تماس رو جواب بدم
یه لحظه
باید برم دستشویی
برو ، برو
به نظرم ژو لی واقعا جنتلمنه و بهت میاد
چرا بهش فکر نمیکنی؟
بهتر از اون شاهزاده دیوونه ست. حداقل نرماله
خدایا، کاری نمیشه کرد. مثل اینکه واقعا عاشق ژو شوان ون شدی
چرت نگو
فکرکردی نمیتونم بگم از ژو شوان ون خوشت میاد یا نه؟
من فقط نگرانتم. آخه اون مریضه
مگر اینکه بخوای ریسک کنی و ادامه بدی
نمیکنم
چیکار نمیکنی؟
... منظورم اینه که - انقدر حرف نزن -
معذرت میخوام
مراقب باشین
بذارید کمکتون کنم
نوش جان
مزه اش خوبه؟
رسیدیم
تا بالا باهات میام
واسه چی؟ بدو برو خونه. از اینجا سخت میشه تاکسی گرفت
راننده لطفا ایشون رو ببر خونه
باشه
بای بای
ممنون داداش لی. امروز بهتون زحمت دادم. دیگه میرم داخل
کای هوای
این هدیه کوچیک رو از بازار شبونه برات خریدم
نمیتونم قبولش کنم
فقط واسه تشکره. یادت نره رفتی خونه بازش کنی
همسر شاهزاده
نمیدونستم
که عموی سلطنتی قراره مراقب همسر شاهزاده باشه
شما بچه ها اینجا چیکار میکنید؟
بخاطر همین رفتی؟
شوان ون
برای کای هوای یه مشکلی پیش اومده بود
کارای من به شما ربطی نداره
هرچند، عموی سلطنتی، باید حواستون باشه که اون مال منه
همسر شاهزاده
از حد گذشتین
داداش لی، چرا شما اول نمیرید خونه؟
باشه
شوان ون، عصبانیتت رو سر بقیه خالی نکن
من میرم
همسر شاهزاده، میدونستی عالیجناب دو ساعت بیرون خونتون منتظرتون ایستاده بود؟
لطفا از دستشون عصبانی نشین. باشه؟
یعنی ممکنه این دلیلی باشه که کای هوای بیخیال درمان شد؟
مگه چقدر مسئله مهمیه؟ سرورم، زیاد مهم نیست نه؟
شما دوتا باهم اوکین دیگه
کای هوای
چیکار میکنی؟ برو. برو. برو - چرا دعوام میکنی؟ میخوام بدونم چی شده -
انقدر فضول نباشه، خب؟ - بریم -
باهام به قصر برگرد
شما بهم اجازه دادین که به خونه برگردم. چرا زیر قولتون میزنین؟
چون بهت نیاز دارم
کای هوای، اگه میخوای کاملا پروژه شوان ون رو کنار بذاری، باید یه کار دیگه هم بکنی
من همه گزارشاش رو دیدم. اون خیلی لجوج و یک دنده ست
به راحتی برای چیزایی که میخواد کوتاه نمیاد
اگه بخواد تورو نگه داره. باید ردش کنی
این تنها راهیه که میشه وابستگیش به تو رو کم کرد و لیندا میتونه با موفقیت وارد قصر بشه
اما من بهت نیاز ندارم. قبلا باهات مهربون بودم
اما فقط بازی بود. فکرنکن واقعی بودن
اما اگه فکرکنم واقعی بودن چی؟
فکر شما به من ربطی نداره
... پس تو هیچوقت
هیچوقت هیچوقت
با من صادق نبودی؟
از اون لحظه ای که پام رو از قصر گذاشتم بیرون
رابطممون کاملا تموم شد
دیشب، وقتی فانوسای رودخونه رو روشن میکردم، گفتی اگه نتونن آرزوم رو برآورده کنن
اونوقت تو برام برآوردشون میکنی
خب حالا آرزوی من
اینه که بیشتر از این مزاحمم نشی
خیلی خب
لو کای هوای
آرزوت رو برآورده میکنم
ارباب جوان، لطفا با من بیایین
من ، نسل جوان شما ژو شوان ون ، به دربان اعظم سلام عرض میکنم
تو شاهزاده شهری
با این حال به مدرسه من اومدین و در اینجا مستقر شدین
موندم چه کاری ممکنه اینجا داشته باشین
از بی ادبیم بود
من امروز اومدم تا خانم لیان یی رو ببینم
شاگرد من لجبازه. برای دیدن رودخونه و دریاچه رفته بیرون، اما هنوز برنگشته
نمیدونم دیگه کجا ممکنه رفته باشه
بابت سوالم عذر میخوام. اما کی برمیگرده؟
نمیدونم
خب پس معمولا کجاها میره؟
نظری ندارم
سرورم، اگه درگیر عشق شدین
پیشنهاد میکنم به حرف من گوش کنید
شاگردم، لیان یی
برای شما مناسب نیست
ازتون خواهش میکنم دیگه بهش فکرنکنید
شاگردم از بچگی از ناراحتی قلبی رنج میبره
حتی اگه فرصت پیدا کنم تا براش داروی عرفانی آماده کنم
بیشتر از 29 سال نمیتونه زندگی کنه
حالا که زندگیش داره به پایان میرسه،نمیخواد شما رو ناراحت کنه سرورم
به همین خاطر بی سروصدا رفت
سرورم، اینم در نظر بگیرید که اون قلبش شکسته
پس دیگه دنبالش نگردین
لیان یی
تو قبلا بهم قول دادی
که منو به خونه هزار گیاه میاری
جایی که پر از درخت شکوفه هلوئه
من امروز اومدم
ولی چطور تونستی بدون خداحافظی بری؟
لو لیان یی، وقتی اونجوری گذاشتی رفتی
چرا الان نمیتونی ولش کنی؟
مگه تهش تو اونی نیستی که آسیب میبینه؟
دکتر لو، شما برگشتین ؟ - دکتر لو، برگشتین؟ -
صبح بخیر دکتر لو - صبح بخیر -
صبح بخیر کای هوای - صبح بخیر -
خوش اومدی
روان درمانگر لو کای هوای
توجه کنید، سلامتی
رواندرمانگر لو کای هوای. کلینیک روانپزشکی
دکتر لو هنوز نرفتین؟ بقیه رفتن نهار بخورن
این گزارش رو تموم کنم میرم
باشه پس به کارتون برسید. بعدا برمیگردم و تمیز میکنم
ممنون آبجی جوان
پرونده شوان ون
امروز باید این کادو رو بدم به تائو زی
همگی، توجه کنید
تمرینا کم کم داره شروع میشه. همه باید تو زمین جمع بشن
مگه آخر هفته نیست؟ برای چی باید جمع بشیم؟
ما داریم برای قهرمانی منطقه ای برنامه ریزی میکنیم. به همین خاطر یه هفته تمرین اضافی داریم
در طول تمرین، همه گوشیا جمع میشن
تائو زی
مال تو
میخوام به خونوادم پیام بدم
ما بهشون خبر میدیم. زود باش لباستو عوض کن. همین الان باید تو زمین جمع شیم
فهمیدم - فهمیدم -
عجیبه
چرا لو کای شیائو هنوز نیومده؟
شماره مورد نظر در دسترس نمیباشد
حتی گوشیشو جواب نمیده
داره تمرین میکنه؟
امکان نداره، امکان نداره
چی داری میگی؟
هیچی
تائو زی بیا باهام هات پات بخور
دیر وقته. نمیام. نمیام
بیا. فردا باهات تمرین میکنم تا جبران شه
پیاده روی، بوکس، یوگا... هرچی که تو بگی. همه اش رو میتونم انجام بدم
تا بحال قبلا باهام ورزش کردی؟
بذار از اول بگیم. چرا امروز انقدر فرق کردی؟
آدما تغییر میکنن
حس کرم اخیرا رنگ و روت پریده. برات سرم جوان سازی آوردم
ببرش خونه و خوب استفاده کن باشه؟
زود باش بخور
چرا انقدر غذای تند میخوری؟ نمیترسی دلت درد بگیره؟
اگه من مثل تو میخوردم
باید کل شب ویتامین میخوردم تا دلدرد نگیرم
اول بخور
میگم، اگه ناراحتی، باید به من بگی
... من
آبجی جون، من یه پرونده رو به کل از دست دادم. اجازه میدی ناراحتیمو خالی کنم؟
الان پرونده برات مهم یا مریضش؟
وقتی دیدم داری از شوان ون فرار میکنی فهمیدم رابطه شما عادی نیست
راست میگی، نمیتونم چیزی رو ازت قایم کنم
ببین دارم بهت میگم، اگه نمیتونی بیخیالش بشی، نشو
سخته کسی که واقعا دوستش داری رو ببینی
تازه من میتونم بگم اونم ازت خوشش میاد
اصلا هرچی، هرچی. من دیگه کاریت ندارم. وقتمو برای تو هدر دادم
پیشخدمت! لطفا یه بطری ابجو بیار! صبرکن، نه! سه تا بطری آبجو بیار
اخیرا، شرکت خیلی خوب داره عمل میکنه. یه هفته کامل مرخصی گرفتم
میتونم بیارمت بیرون. جای خاصی هست که بخوای بری؟
آره، همیشه دلم میخواست برم دالی (شهری در استان یونان چین)
دوستم گفته منظره خیلی خوبی داره. واسه همین خیلی وقته دلم میخواد برم
دالی؟ باشه
همسر شاهزاده. اومدم برت گردونم
سرورم، زمان استراحته
برو بیرون
چرا برگشتم اینجا؟
♫ دیالوگ ناتموم موند ♫
♫ فیلمنامه های زیادی هست ♫
♫ اما فقط ♫
♫ تراژدی ها جالبن ♫
♫ سخت نیست خوش اخلاق باشی ♫
♫ مهمونی تموم شده ♫
♫ شخصیت ها ♫
♫ هنوز شروع نکردند ♫
♫ و عمدا گم شدن ♫
♫ هیچی اما برای خوشحالی من ♫
در آینده، هر زمان که خواستی برگردی خونه راه رو روشن میکنم
♫ دیگه مزاحمت نمیشم ♫
♫ دیگه نباید بهش نگاه کنم ♫
♫ کسی که هنوز به یاد میاره ♫
♫ بعد از اینکه دیدمت نمیتونم بذارم بری ♫
♫ بذار همه این احساسات گم بشن ♫
♫ بیا ساده باشیم ♫
♫ آروم، بی صدا ♫
♫ دیگه مزاحمت نمیشم ♫
♫ دیگه ارزشش رو نداره بهش نگاه کنم ♫
کی بهت گفت خاموشش کنی؟
معذرت میخوام سرورم
دوباره برام روشنش کن - چشم -
♫ خیلی سریع لحظه بعد رو تموم کن ♫
♫ با یکدندگی ♫
♫ تو منو میخوای ♫
♫ اونی که آروم و بی سروصدا مزاحمت میشه ♫
♫ منم ♫
کلینیک روانپزشکی
... این مورد - استاد این همه اون اطلاعاتیه که از بیمار میخواستین -
براتون دسته بندیش کردم. واسه همین میتونین راحت بخونین
امروز با یه مریض قرار دارم
راستی استاد، میشه کتاب اصول روانشناسی رو بهم قرض بدین؟
بشین
ناراحتی؟
نه
کای هوای، میدونم میخوای از کار استفاده کنی تا حواس خودتو پرت کنی
اما تو یه روانشناسی
میدونی که احساسات باید بیرون ریخته بشن
استاد از وقتی که تصمیم گرفتم عقب بکشم
نیازی نیست دیگه درگیرش باشم. نگرانم نباشین
یکم گوشت بخورین
میخورین یا نه؟
اگه شما نمیخورین، خودم میخورم
خوشمزه ست
نمیخوام تو بهم کمک کنی. برو بیرون
سرورم یکم چای بنوشین
نمیخوام
سرورم یکم میوه بخورین
... کای هوای
ببرش بیرون
برو کنار
داری چیکار میکنی؟ اون تورو نمیخواد. کای هوای رو میخواد
چرا هی میخوای تحقیر شی؟
دوباره امتحان میکنم
امیدوارم زودتر کای هوای رو فراموش کنه
اینجوری نمیتونیم ادامه بدیم. چطوره با مدیر کلینیک ملاقات کنیم؟
دارین میگین ژو شوان ون اصلا بهتر نشده؟
اصلا نمیذاره بهش نزدیک شم. خیلی با من بده و با حرص بهم نگاه میکنه
نگرانم اگه اوضاع همینطور ادامه پیدا کنه، اوضاعش به حالت اول برگرده
اگه مسئله اینه، باید با دارو درمان رو ادامه بدیم
فکرنمیکنم مسئله استفاده از دارو باشه
مسئله اینه که شوان ون از این اذیت میشه که اون چه که میخواد نادیده گرفته میشه و هرطور میخواین رفتار میکنین
داشتم فکرمیکردم، وقتی داریم درمورد پزشک و نوع درمان تصمیم میگریم، کاملا منطقی به قضیه نگاه میکنیم
و احساسات بیمار رو کاملا نادیده میگیریم
واقعیت اینه که، من میتونم حدس بزنم لو کای هوای چرا درمان رو ول کرد
بهمین خاطر، من فکر میکنم هرکسی که این کارو شروع کرد، خودش باید تمومش کنه
سرورم
سرورم؛ جناب لی درخواست ملاقات دادن
اینجا چیکار میکنن؟ بگو بیان داخل
بله
من این غذا رو مهمونت میکنم
بخاطر اینکه از شوان ون دفاع کردی
من فقط منطقی حرف زدم، از کسی دفاع نکردم، پس نیازی نیست لطفم رو جبران کنی
چجوریه که هربار حرف میزنی مردمو به سوتفاهم میندازی؟
مزه اش خوبه
مثل اینکه حالت خوبه
وقتی فهمیدی درمان رئیست خوب پیش نرفت، خیلی حالت خوب شده
خیلی سنگدل نیستی؟
یا اینکه ازش خوشت نمیاد و میخوای سر به تنش نباشه؟
چرا چرت و پرت میگی؟ چون حالم خوب نبود
خواستم که یکم شیرینی بخورم تا بهتر شم
اولین باره میشنوم یه مرد میخواد شیرینی بخوره تا حالش بهتر بشه
یا نکنه این اخلاق خشنت
پشت یه قلب زنونه پنهان شده؟
هرچی. من فهمیدم وقتی دور و بر آدمایی مثل توام، کسایی که هیچ علاقه ای به زندگی یا زیبایی ندارن
نمیتونیم درمورد چیزی به توافق برسیم
سرورم
جناب لی عزیز، دلیلتون برای دیدن من چیه؟
ماشین رو آماده کن. میخوام از قصر برم
چی؟ شما نمیتونین قصر رو ترک کنین! خواجه دای دستور دادن شما نباید قصرو ترک کنین
چطور جرات میکنی؟
پول رو بگیر و فیلمتو بازی کن. زیاد تو نقشت فرو نرو
فکرکردی واقعا نقش مهمی داری؟
صبر کن! هی
حالا چیکار کنم؟
باید زنگ بزنم
فو ده
کجایی؟ زمان حساسیه، هنوز برنداشتی؟ گوشیت مگه دکوریه؟
مرکز حوادث رانندگی شهر هایلین
اینجا
بخش بررسی تصادفات رانندگی؟
درمورد تصادف ژو شوان ون مشکوکی؟
تا زمانی که مربوط به شوان ون بشه، نمیذارم هیچ شکی حل نشده بمونه
گفتم فراموشش میکنم، ولی چرا هنوز دارم بهش فکر میکنم؟
نگاه، بازم نخوابیدم، مگه نه؟
چیکار کنم که دیگه بهش فکر نکنم؟
دیگه بهش فکر نمیکنم، دیگه اهمیت نمیدم! نمیدم ! نمیدم ! نمیدم
الو؟ - دکتر لو، یه اتفاق بدی افتاده -
گروه ییکه عالیجناب رو بردن
نمیتونم مدیر رو پیدا کنم. سریع یه راه چاره پیدا کنین
چی؟
Hanayi ترجمه و زیرنویس KoreFa.ir تیم
[Wish bell]
"Smile" by Feng Jia Qi/Luan Yi Ze
♫ The moment you pass by, it's you ♫
♫ A seemingly connection we have passes through each other ♫
♫ Your perfect receding figure reflects in my eyes ♫
♫ Remembering the scenery we walked through, hand in hand ♫
♫ My nights are getting farther away from you ♫
♫ The fireworks from our three lives together no longer burn ♫
♫ Our hearts are kindled, spreading just like this in the darkness ♫
♫ Praying that time would pass by slower ♫
♫ Searching for the memories that have been entangled for thousands of years ♫
♫ The soft whispers in my ear ♫
♫ The one who always approached me was you ♫
♫ The one who continued calling for me in the dark dreamscape ♫
♫ Turns out to be you, it was you ♫
♫ Leading me forward ♫
♫ The face that's been ingrained deeply in my mind ♫
♫ The peach blossom tree has granted my wish ♫
♫ My wish is to block all the arrows heading toward you ♫
♫ Wandering in this world just to meet you ♫
♫ Making that promise ♫
♫ Going back into that dreamlike moment to see your smile ♫
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.