All language subtitles for Love.Script.2020.EP03.KoreFa.ir

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

"Destined To Meet" by Luan Yize

♫ Loving you ♫

♫ Feelings I can't hide away ♫

♫ Loving you ♫

♫ Is you ♫

♫ Suddenly my world has changed ♫

♫ I have finally found my journey's destination ♫

♫ I just want to hold you ♫

♫ And slowly travel through the universe together with you ♫

♫ Turns that the fleet of time was an accident ♫

♫ Destined for us to meet ♫

♫ Loving you ♫

♫ Feelings I can't hide away ♫

♫ Loving you ♫

♫ Is you ♫

♫ Holding my hand ♫

♫ To be with me ♫

♫ Can you tell me ♫

♫ You are the only one ♫

[فیلمنامه عشق]

[قسمت سوم]

[عمارت حیات زیبا]

من باید هم بهش کمک کنم پاشو بشوره و هم حموم کنه. این وسط باید از ذهنم واسه شعر و شاعری هم کار بکشم

خیلی سخته آدم از یه کارگر نیمه وقت تبدیل به تمام وقت بشه

این لباس واقعا قشنگه

فکرکنم انصافه اگه بگم پشت همه اینا یه فکربکر بوده

باید این شغلو جدی بگیرم

لو کای هوای، همه تلاشتو واسه تحقیق بکن

قدم بعدی پیدا کردن نکاتی برای قرارداده

و پی بردن به دنیای درون بیمار

Hanayi :ترجمه و زیرنویس

KoreFa.ir تیم

[گروه ییکه | مدیر ژو لی]

مدیر ژو، من همین الان رسیدم. نیازی نیست عجله کنید

دکتر لو

چرا شما اینجایین؟ من قراره عموی دوم شوان ون رو ملاقات کنم

خانم، چرا نبریمتون بیمارستان؟

تا بعد

خداحافظ

فکرمیکردی خیلی پیرم؟ یه پیرمرد؟

اولین نفری نیستی که همچین چیزی میگه

بشین

به نظر میرسه من و قهرمانم قبلا همو دیدیم! چه اتصال روحی عمیقی داریم

واقعا سرنوشتمون به هم گره خورده

دکتر لو، واقعیت اینه که ما اولین بار همدیگه رو اون روز ندیدیم

یه چیزی رو انداختین

این چترم بگیرید. من میدوئم

پس شما بودین؟ انتظار نداشتم بعد از این همه مدت هنوز چترو داشته باشید

معلومه که باید نگهش میداشتم. این چتر داستانای زیادی واسش پیش اومد. 3 ساله دنبالتونم

ولی مطمئنم از الان به بعد دیگه گمش نمیکنید

راستش وقتی استاد درمورد نگهبانایی که میخوان استخدامم کنن بهم گفت

این دلیلیش بود؟

معلومه که نه. من فکرمیکنم شما روان درمانگر خیلی قابلی هستین

واقعیتش، قبل از اینکه برای شما درخواست بدم

رزومتون رو با دقت و جزئیات کامل خوندم

میدونستی تو تنها روانشناسی هستی که شوان ون اجازه داد دور و برش باشی؟

خوبه. با اینکه اوضاع آقای ژو تقریبا پیچیده ست

من همه تلاشمو میکنم

همینطور ادامه بده و تلاش کن. من بهت اعتماد کامل دارم

من تو هرچیزی که بخوای باهات همکاری میکنم

خیلی ممنون مدیر ژو

مدیر ژو خیلی رسمیه. منو داداش لی صدا کن

داداش لی

پس بذارید پیش بینی اولیه ام رو از شرایطش بهتون بگم

بسیار خب

شرایط شوان ون .... مثل اینه

کای هوای

کای شیائو

چرا انقدر بهم ریخته ست؟

ازشون دزدی شده؟

کای هوای

کای شیائو

کای شیائو. چی شده؟

... تائو زی. من

یه چیزی بگو

باید یه چیزی بهت بگم

... من

کای شیائو، کای شیائو، بیدار شو

چت شد کای شیائو؟

تولدت مبارک

! تولدت مبارک! تولدت مبارک

تولدت مبارک

تولدت مبارک تائو زی

تائو زی. این سوپرایز چیزی بود که کای شیائو میخواست بهت هدیه بده

تو به این میگی سوپرایز؟ بیشتر شبیه شوک بود

تائو زی، تولدت مبارک

تولدت مبارک

تائو زی، واقعا فکرکردی ازمون دزدی شده؟

تو داری عضو اداره پلیس میشی. هنوزم انقدر بی احتیاطی؟

من دارم عضو اداره پلیس میشم. خب پس چجوری قراره ازم دزدی بشه؟ واقعا خنگی

.. تو - غذا حاضره -

غذا حاضره. مرغ تیکه شده سفید

اینو میذارم کنار زی تائو. اون بیشتر از همه دوست داره

تائو زی، اینا همش غذاهای مورد علاقته

امروز تولدته. من غذاهای بیشتری برات پختم

ممنون عمو

چرا انقدر رسمی شدی؟

پدر و مادرت تمام این مدت تو روستا بودن

کارکردن، اونم تنها، تو این شهر سخته

تازه هرسه تاتون باهم بزرگ شدین و صمیمی هستین

تو هم مثل دختر خودمی

از این به بعد اگه خواستی چیزی بخوری

به من بگو. برات درست میکنم. باشه؟

خب، بیایین دوباره بخونیم

باشه - باشه -

♪ تولدت مبارک. تولدت مبارک ♪

♪ تولدت مبارک ♪

♪ تولدت مبارک ♪

تولدت مبارک . یه آرزو کن

تولدت مبارک

تولدت مبارک. یه تیکه بزرگ برات میبرم

همش مال تو

بابا بیشتر بخور - اینم مال تو -

نه - فقط بخور -

تو جلسه قبلی، مدیر ژو گفتن که انتخاباتی برای جایگزین مدیرعامل در نظر میگیرن

از اون موقع چند روز گذشته

مدیر ژو، دیگه باید بهمون بگین چه تصمیمی گرفتین، مگه نه؟

مدیر بی

به عنوان سرپرست مدیران مالی، شما بخش اقتصادی شرکت رو کنترل کنید

مدیر ژو ، به عنوان مدیرارشد عملیاتی، شما عملیات روزانه شرکتو کنترل می کنید

جفتتون از سهامدارای مهم هستین، مهم نیست که چه کسیو به عنوان مدیر عامل انتخاب کنیم

همه از صمیم قلب این انتخابو قبول میکنن

همونطور که هرکدوم از ما میتونه مدیرعامل بشه

من فکرمیکنم بهتره شوان ون رو بیاریم اینجا تا خودش شخصا تصمیم بگیره

شرایط شوان ون خوب نیست

شرایطش طوری نیست که بتونه رای بده

ییکه داره با مشکلات داخلی و خارجی دست و پنجه نرم میکنه. سریعا باید یه نفرو تو راس کار بذاریم

نمیتونیم همینطوری منتظر بمونیم

باید بذارید بقیه شرایط شوان ونو ببینن. در غیر این صورت متوجه نمیشن

مدیر بی

انقدر تند نرو

شوان ون مدیرعامل ییکه ست. مدیرای اینجا حق دارن

تا از واقعیت باخبر بشن

همه نگران شوان ون هستن

بذارید اونو ببینن

قول میدیدم مزاحمش نشیم، باشه؟

درسته

دقیقا. بذارید اونو ببینیم

(آقایان(

این چجور جاییه؟ مارو کجا آورده؟

جالبه که شوان ون همچین جاییه

... این

.. این

... خب

... این

یعنی چی؟

بد نیست

چه بازی ای دارین میکنین؟

چرا اینجوری لباس پوشیدین؟

درسته

مدیر ژو، ما اومدیم اینجا تا از شرایط شوان ون باخبر بشیم

مدیر لی

همه کسایی که اینجان میخوان هرچه سریعتر شوان ونو ببینن. بهتره که

طبق مقررات من رفتار کنید

همگی لطفا یه نگاه بندازید

... این - ماهم باید اینارو بپوشیم؟ -

جدی؟

سرورم

امروز همه وزیران جمع شدند تا در مورد پیشنهادات و امور تجاری صحبت کنند

سرورم، نظر شما چیه؟

درود اعلیحضرت (از عنوان اول شخص استفاده میکنه که "وزیر وفادار دربار شاهزاده" ترجمه میشه(

موضوع جالبیه، خیلی وقته همو ندیدیم. چی شده؟

آداب مناسب رو فراموش کردین؟

می آیچینگ

شنیدم که شما وزیر سلطنتی پدربزرگ من، امپراطور هستین

چرا وقتی منو میبینی تعظیم نمیکنی؟

جناب می، شما اصرار داشتین امروز ایشون رو ببینید

لطفا عالیجناب رو ناراحت نکنید

درسته

اعلیحضرت

از اونجایی که این وزیران به مردم وفادار هستن و این اولین باره که همچین خطایی ازشون سر میزنه

لطفا اینبار اونارو عفو کنید

بسیارخب، چون اولین بارشونه

اونارو مقصر نمیدونم

اما اگه یک بار دیگه اتفاق بیافته، به این راحتی چشم پوشی نمیکنم

این ...ما هنوز بحثمون رو درمورد بیزینس شروع نکردیم، و اون داره به این راحتی میره؟ - دقیقا -

شوان ون. ما قبلا همو زیاد میدیدیم. منو عمو لی صدا میکردی

هنوز یادته؟

عمو لی؟

یادم نمیاد فامیل دیگه ای داشته باشم

قصد نداری سریعا از اعلیحضرت عذرخواهی کنی؟

گستاخی منو ببخشید

اعلیحضرت

مشکلی نیست اگه منو یادتون نمیاد

ما امروز اومدیم اینجا

تا صحبتای شما رو

درمورد انتخاب جانشین بشنویم

بهرحال یه کشور نمیتونه حتی یه روزم بدون پادشاه بمونه

یه شهر نمیتونه حتی یه روزم به حال خودش رها بشه

موضوع جالبیه نه؟

فکرمیکنی باید کیو انتخاب کنم؟

... خب

آدمای امپراطوری برای منافع خودشون اینجا جمع میشن

و راه خودشون رو برای کسب منافع میرن

اما وقتی اون منافع درست روبروت باشه

همتون

مثل یه جنتلمن رفتار میکنید

دختر کوچولوی خدمتکار

هیچکدومشون چیزی نمیگن

چرا تو به جاشون نظر نمیدی؟

کیو باید انتخاب کنم؟

من؟

ژو شوان ون رو مخ. مطمئنم تمام روز فقط داره باهام شوخی میکنه

اما الان منو تو منگنه قرار نداد؟

اعلحضرت. این یه مسئله خیلی مهمه. چطور میتونید اجازه بدید یه غریبه تصمیم بگیره؟

یعنی اون میخواد من درمورد مرگ و زندگی ییکه تصمیم بگیرم؟

نه تنها باهام شوخی میکنه، بلکه میخواد با این شوخیاش منو بکشه

فکرمیکنم تصمیم درمورد همچین مسئله مهمی نباید عجولانه گرفته بشه

قدرت و مقام پادشاهی رو کائنات اعطا میکنن

چطور میشه انقدر راحت بقیه دخالت کنن؟

آفرین

آفرین

این چیزا رو حتی یه دختر خدمتکارم میدونه

ولی هنوز هیچ کدوم از شما متوجه نشدین؟

میخواین عجله کنم و تصمیم بگیرم

ولی توانایی هاتون رو نشون نمیدین

اگه یه تصمیم عجولانه بگیرم

اونوقت یه پادشاه دیوانه نمیشم؟

اعلیحضرت منظورتون چیه؟

دستاوردای سیاسیتون رو بهم نشون بدین )گزارش سوابق دنیای امروزی(

اونی که مهارت حکمرانی بهتری داشته باشه جانشینم میشه

موقعیت ما با شما فرق میکنه سرورم

چطور توانایی ها و شایستگی های حکمرانی رو بفهمم؟

اعلیحضرت امروز خسته ان

لطفا برگردین

مراقب خودتون باشید سرورم

مدیرای تجارت استانداردای ارزیابی پیچیده ای دارن

بذارین از امتیازدهی برای تعیین برنده استفاده کنیم

باشه، تا دوماه دیگه باید مشخص بشه

خواهیم دید کی امتیاز بیشتری میگیره

شما روانشناس شوان ون هستید؟

بله مدیر می. سلام. خودمم

شرایط شوان ون چطوره؟

میتونه درمان بشه؟

مدیر می، پیش بینی میکنم تا دوماه دیگه بهتر بشن

دو ماه؟

با توجه به اینکه شما یه روانشناس تازه کار از یه کلینیک درجه سه هستید

میترسم مدیر ژو انگیزه دیگه ای برای پیدا کردن شما داشته باشه

مدیر می، کلینیک روانشناختی یه کلینیک درجه سوم نیست

و اینکه من یه روانشناس تازه کار نیستم

حتی اگرم بودم

ازکجا میدونید که نمیتونم ژو شوان ونو درمان کنم؟

باشه

صبرمیکنیم تا ببینیم چه درمانی قراره انجام بدین

اگه مهارتتون معمولی بود و نتونستید کاری کنید

دیگه جایگاهتون رو در نظر نمیگیرم

بهرحال پول گروه ییکه رو به این راحتی نمیشه بالا کشید

مدیر می

شما نیازی نیست نگران درمان شوان ون باشین

کافیه به فکر بالا بردن عملکرد خودتون باشین

مدیر ژو بخاطر شوان ون و شرکت خیلی تلاش میکنه

امیدوارم وقتی زمانش رسید، اوضاعو برای خودش بدتر نکنه

بگیر

حرفی که مدیر می زدو به دل نگیر

چطور ممکنه؟

من کل صحبتتون رو شنیدم

اگه نتونم در عرض دوماه درمانش کنم

ییکه واقعا مدیرعاملشو عوض میکنه؟

نگران نباش. ییکه منو داره

مهم نیست چی بشه. من تلاشمو میکنم تا از شرکت محافظت کنم تا زمانی که اون بچه ننه برگرده

بهش حسودیم میشه همچین عمویی داره

باشه

پس من باید هرچی سریع تر اعتمادشو جلب کنم و درمانشو شروع کنم

همه تلاشتو بکن. ولی به خودت فشار نیار

اعلیحضرت

ما بازرسی کل قصرو تموم کردیم

کلیدارو میذارم اینجا

میتونی بری

چی شده؟ مشکلی برات پیش اومده؟

نه

چشمات اینور و اونورو نگاه میکنه، خودتم که اخم کردی

هنوزم میگی چیزی نشده؟

امروز ازت خواستم مهمونارو ببری بیرون

چیزی دیدی که ذهنتو مشغول کرده؟

پیش بینی میکنم تا دوماه دیگه بهبود پیدا کنه

مدیر ژو برای شرکت و شوان ون خیلی تلاش میکنه

امیدوارم وقتی زمانش رسید اوضاعو برای خودش بدتر نکنه

دارم فکرمیکنم چطور بهتر بهتون خدمت کنم

میترسم بخاطر اینکه دست و پا چلفتی ام بیرونم کنین

چون جدیدا خیلی بهت فکرمیکنم

به این راحتیا از قصر بیرونت نمیکنم

ممنونم سرورم

همیشو اینو یادت باشه

تو مال منی

اگه کسی بیرون از اینجا بهت قلدری کرد، باید بهم بگی

فتیله رو کوتاه کن. مانع خوندنم میشه

چی شده؟

هیچی

...لو کای هوای، داری

چیزیو ازم مخفی میکنی؟

من ... نه

از این ... میترسی؟

سرم

چرا چیزی نمیگی؟

دستم درد گرفت

فکرکنم خوشت اومده. چیزی نمیگی

چی میگی؟

واقعیت

[تغییر بدن]

کای هوای، دیوونه شدی؟ چرا انقدر تند میدوئی؟

کسی عصبانیت کرده؟

دیگه نمیخوام درمانش کنم

... وسط راه جا زدن

تو اینجوری نیست

کسی برات قلدری کرده؟

نه فکرکنم فهمیده ترس از اشیای تیز دارم

من ده سال رازتو نگه داشتم

یعنی انقدر راحت فهمید؟

حالا داری از این به عنوان یه بهونه واسه فرار استفاده میکنی؟

نه. بهش فکر کنم. اگه تو مریض بودی

و دکتری که میخواست درمانت کنه هم یه بیماری داشت، هنوزم بهش اعتماد میکردی؟

فکرمیکردم مسئله بزرگیه

مگه نمیگی تو و بیمارات همیشه باید روی یه خط وایسین؟

حالا میتونین باهم احساس همدردی کنین. باید خوشحالم باشی

این بیماری جزئیت

فقط وقتی یه چیز تیز ببینی

خودشو نشون میده

ولی حالا چطوری باهاش روبرو بشم؟

اگه عقل داری درموردش فکرکنی

چرا بهم کمک نمیکنی مشتریام بیشتر شن؟

[تالار نور باشکوه]

از این میترسی؟

پس از چیزای تیز میترسه؟

فو ده

بله

اینطرف. آهای! زود باش

زود باش. بیا این طرف

آقای دای، دارین چیکار میکنین؟

کمک نمیخواین؟

نه نیازی نیست. اعلیحضرت منتظرتن

کار خدمتکارارو به ما بسپار

خون

دکتر لو، حالتون خوبه؟

خوبم - عجله کن -

واقعا خوبین؟- آره -

قند خونم یکم افتاده

اقای دای

اعضای کلینیک خواستن که امروز برین اونجا

یه سری فرمای ناتموم هست که باید پرشون کنید

باشه میرم

اونا... دارن چیکار میکنن؟

حرفشو نزن. این چند روز خیلی خسته شدم

شوان ون اخیرا خیلی عجیب و غریب شده. میگه یکی میخواسته بهش سو قصد کنه

واسه همین ازمون خواسته هرچیز تیز هست از قصر خارج کنیم

ممنون. پس من میرم

باشه

عجیبه

این سطل خیلی بزرگ نیست؟

دوباره داری اسنک میخری

این قرمزه نه سفید

مدیر لطفا بهمون کمک کنید تا اینارو پک کنیم

این - این که خیلی گرونه -

قیمتشو ببین

ممنون

تائو زی، اینو ببین

سطح فرمالدئیدش کمه و زودم خشک میشه

مهم تر از همه، ارزونه

نمیدونستم انقدر تو نقاشی سررشته داری

تو مدرسه یاد گرفتم

تو کلاس علوم یادگرفتیم انواع مختلف رنگ

زمان خشک شدن متفاوتی هم دارن. تازه لکه هایی هم که به جا میذارن باهم فرق داره

بخاطر همین باید رنگارو بشناسیم

تو کلاس علومتون اینارم یاد میدن؟

بهم اعتماد کن. دروغ نمیگم. بیا همینو بخریم

مدیر، لطفا چکش کنید

من میخوام بخرمش، چرا تو داری حساب میکنی؟

من کسی ام که انتخابش کردم، معلومه که باید حساب کنم

خانم کوچولو، دوست پسرت خیلی باهات خوبه

میدونست میخوای رنگ بخری، واسه همین دیروز اومد

خیلی هم باهام چونه زد، اگه خلوص نیتشو در نظر نمیگرفتم

عمرا به همچین قیمتی میتونستم بفروشم

دیروز؟

بله دیروز عصر

دیروز جمعه نبود؟

همونجا وایسا

یادمه گفتی جمعه ها کلاس داری

جمعه ها کلاس دارم اما درسمو زودتر تموم کردم

تازه اشکالی نداره یکی دوجلسه غیبت کنم - اشکالی نداره؟ -

بابا و خواهرت دارن خرج تحصیلتو میدن، اونوقت تو اینکارارو میکنی؟

خرید کردن مهم تر از درس خوندنه؟

کلاس رفتن مهمه، امام کمک کردن تو خرید به تو مهم تره

حوصله ندارم درموردش بحث کنم

تائو زی! تائو زی

تائو زی بذار توضیح بدم - لو کای شیائو -

بهم بگو چه قولی بهم دادی؟ گفتی میری خوب درس میخونی، اما چی شد؟

نه تنها یادگرفتی کلاساتو بپیچونی، بلکه دروغ گفتنم یادگرفتی

من بهت دروغ نگفتم

همین الان تو امتحانا نفر اولم

قسم میخورم. دیگه کلاسامو نمیپیچونم. عصبانی نشو، باشه؟

هی - تاکسی -

تائو زی، چیکار کنم منو ببخشی؟

تائو زی. تائو زی

آقا راه بیافت - بذار توضیح بدم -

!تائو زی

!تائو زی

!تائو زی

!تائو زی

!تائو زی

آقا ماشینو نگه دار

تائو زی

تائو زی من اشتباه کردم

اگه تکرار بشه من میدونم و تو

پس منو بزن

نمیخوای عجله کنی سوار ماشین شی؟

باشه

اقای دای

میخواستم درمورد آقای ژو ازتون بپرسم

میخواین درموردآقای ژو چی بدونید؟

شرایط اینطوریه. برای اینکه بشه بهتر درمانشون کرد

باید درمورد زندگی قبل از تصادفشون بیشتر بدونم

میدونی از کجا میتونم بفهمم؟

خب، میتونی از مدیر ژو بپرسی

یا اینکه بری دفترش

درمورد بقیه مطمئن نیستم

درمورد علایق و سرگرمیاش چیزی میدونید؟

مثلا اینکه چرا خودشو با یه شاهزاده اشتباه میگیره؟

درمورد این.. راستش خودم هم اطلاعی ندارم

چطور ممکنه ندونی؟ تو دستیارشی، تازه همکلاسی دانشگاهشم بودی

درسته، همکلاسی دانشگاه بودیم

ولی اونقدر نزدیک نبودیم

به عنوان دستیارشم، فقط کارای روزانه اش رو آماده میکردم

درمورد عادتای روزانه اش و سبک زندگیشم

اونقدر باهاش آشنا نیستم. متاسفم

و این ... ؟

این ... انباره

یه سری خرت و پرت توشه

مطمئنم علاقه ای بهشون ندارید. دکتر لو؟

پس اگه چیزی نیست، من میرم

[اشپزخانه]

این تیکه رو میخوام

سوپ مرغی که چندساعت گذاشتم بپزه

دیگه باید کافی باشه نه؟

...اعلیحضرت، اسنک آخرشبتون رو آوردم. این

کجاست؟ یعنی امشب رفته زود بخوابه؟

حتی شمعارو خاموش نکرد

.. این

این ... انباره

یه سری خرت و پرت توشه

مطمئنم خیلی علاقه ای بهشون ندارید، دکتر لو؟

این همه چیز این توئه؟

همشون خرت و پرتن؟

وسیله های مدرنم هست

همشون واسه ژو شوان ونه؟

اما همین امروز عصر به آقای دای گفتم که

دلم میخواد یه نگاهی به وسیله های مدرن شوان ون بندازم

همشون اینجاست. چرا نذاشت ببینم؟

حتی جلوی من درو قفل کرد

[گواهی : سمینار بین المللی تبادل فرهنگی طراحی طلا و جواهر]

رقابت های بین المللی جواهرات؟

مسابقات رویای طلایی ، ژو شوان ون: مقام اول

خیلی ممنونم

مجله بین المللی ارتباطات: سومین مسابقه مبادله طلا و جواهر جهان: ژو شوان ون در مسابقه "درخت دانش" در سومین دوره مبادله جواهرات جهانی مدال طلا را از آن خود کرد

چقدر گواهی و جایزه

مقایسه اش اذیت کننده ست

شوان ون الان و قبلی

هیچ شباهتی دارن؟

باید از نزدیکتر ببینم

گیره مو تو خوابم، اینجا چیکار میکنه؟

اعلیحضرت، هنوز گیره مو شکوفه هلوئی

که بهم دادینو یادتونه؟

امروز به این گیره مو سوگند میخورم

عشقی که تو این زندگی داشتیم

تو زندگی بعدی برمیگرده

تو زندگی اینده برمیگردونمش

(نشان سعادت ابدی(

شوان ون، داریم به پایتخت میرسیم

نگران نباش. پزشکای پایتخت به راحتی میتونن چشمتو درمان کنن

بعد از این سفر طولانی بالاخره رسیدیم

خداروشکر کمک تورو داشتم

مطمئنم نیستم بتونی چندروز آینده باهام باشی یا نه

... من

تو کی هستی؟ ما تقریبا تو پایتختیم

چرا جلوی راهمونو گرفتی؟

اگه کنار نری، اینجوری خوب نمیمونم

دردسر درست نکن

ارباب جوان، نترسین، اگه دعوا بشه خودم ازتون محافظت میکنم

درود، اعلیحضرت

از وقتی ناپدید شدین، عالیجناب خیلی نگرانن

به من دستور داده شد تا شما رو پیدا کنم

حالا که میبینیم برگشتین

عالیجناب خیالشون راحت میشه

سرورم ازتون میخوام سوار کجاوه بشید

خانم لیان یی

با من میای؟

تو یه شاهزاده ای؟

سرورم چیزی که دستور ساختشو داده بودین، آماده شد

بسیار خب

لیان یی، این گیره مو شکوفه هلو رو شخصا دادم برای تو بسازن

لو کای هوای

لو کای هوای

لو کای هوای

سرورم

نیمه شبه، اینجا چیکار میکنی؟

دیروقته، شماهم لباس کافی نپوشیدین. نگرن بودم نکنه سرما بخورید، بهمین خاطر براتون سوپ گرم آوردم

متوجه شدم که نیستین

نگران شدم، شروع کردم به گشتن که اینجارو پیدا کردم

بهرحال الان که میبینم حالتون خوبه خیالم راحت شد

نمیدونستم انقدر به من اهمیت میدی

ممکنه اشتباهی بهت ظلمی کرده باشم؟

نه، من فقط میخواستم باری از رو دوشتون بردارم

باید یادت باشه، تو این قصر

خدمت سریع و به موقع به من

بهترین راه برای کم کردن بار روی دوش منه

سوپو گرم کن و برام بیار

چرا اون گیره مو اونجا بود؟

نه. بایدکلیدارو گیر بیارم و دوباره برم اونجا

ترجمه و زیرنویس: Hanayi تیم: KoreFa.ir

[Wish bell]

"Smile" by Luan Yize and Queena

♫ The moment you pass by, it's you. ♫

♫ A connection we have passes through each other ♫

♫ Your perfect receding figure reflects in my eyes ♫

♫ Remembering the scenery we walked though, hand in hand ♫

♫ My nights are getting farther away from you ♫

♫ The fireworks from our three lives together do not burn ♫

♫ Our hearts are spreading just like this in the darkness♫

♫ Praying that time would pass by slower ♫

♫ Searching for the memories that have been entangled for thousand of years ♫

♫ The soft whispers in my ear ♫

♫ The one who always approached me was you ♫

♫ The one who continued calling for me in the dark dreamscape ♫

♫ Turns out to be you, it was you ♫

♫ Leading me forward ♫

♫ The face that's been ingrained deeply in my mind ♫

♫ The cherry blossom tree has granted my wish ♫

♫ My wish to block all the arrows heading towards you ♫

♫ Wandering back in times just to meet you ♫

♫ Making that promise ♫

♫ Going back into that dreamlike moment to see your smile ♫

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.