Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند KoreFa.ir برای دانلود فیلم و سریال بیشتر به سایت مراجعه کنید Artémis:مترجم ویرایش:قندک
تقدیر حیرت انگیز
آقا
بله
یه فنجون قهوه
۱۸ یوآنه
خب
میشه ارزون تر باشه؟
۱۸ یوآن برای یه فنجونه
به اندازه کافی ارزون هست
خب
لطفا قیمتشو کم کنید
قیمتشو کم کنم؟
چطوره بازوتو قطع کنم؟
اقا
لطفا قیمتشو کم کنید
رایگانه
این جواب میده
بیا بریم
چرا رئیسه منتقل شده؟
خانم
لطفا قیمتشو کم کنید
این مهربونی و شیرین بودنتو میرسونه
لطفا قیمتشو کم کنید
قسمت ۱۲
سرورم
این از خوش اقبالی لان آره
اگه خنجر یکمی زاویه دار بود
هیچ راهی نداشتم که الان نجاتش بدم
خب الان چطوره؟
کی بهوش میاد؟
من زخمش رو با نخ های پوست درخت شاه توت دوختم
باید هر روز سر وقتش داروشو بخوره
همینطور اینکه کی بهوش بیاد
به اقبالش بستگی داره
منظورت چیه به اقبالش بستگی داره؟
مثلا طبیبی
التماست میکنم خواهش میکنم نجاتش بده
بانوی من خواهش میکنم آروم باشین
من فقط میتونم مریضیش رو درمان کنم
نه سرنوشتش رو
هرچند
میتونم براش کمی جنسینگ اماده کنم تا تقویت بشه
میدونم که به زودی خوب میشه
باشه
میتونی بری
چشم
تو قصر سلطنتی
واقعا کسی پیدا میشه که جرات کشتن آدما رو داره
هونگ یی
بله
خیلی زود کسی که
اینکارو کرده پیدا کن
چشم
سرورم
من باید اجازه ی چیزی رو از شما بگیرم
چیه؟
وقتی هونگ یی متهم رو پیدا کرد
فرقی نمیکنه کی باشه
خواهش میکنم بذارین خودم بهش رسیدگی کنم
میتونم؟
ممنونم
سرورم بانوی من
من میخوام برم سوپ بپزم
لان آر عاشق غذاست
اگه غذای خوشمزه ای باشه
ممکنه زودتر بیدار بشه
باشه عجله کن
همین الان برو
برو
چشم
بانوی بهشتی
طبیب سلطنتی ازش مراقبت میکنه
باید زودتر استراحت کنی
میخوام کنارش باشم
اگه قرار باشه بهوش بیاد
طبیعتا بهوش میاد
اینکه اینجا بمونی یا نه کمکی نمیکنه
فقط بزار کنارش باشم خواهش میکنم
سرورم
بانوی بهشتی نگران لان آرن
میترسم که
امروز احتمالا نخوابن
فقط بزارید همین کارو کنه
سرورم امروز خیلی خسته شدین
باید برگردید و زودتر استراحت کنید
میمونم و بانوی بهشتی رو همراهی میکنم
یون لی
برو و با آشپز شوئه غذا بپز
من هیچی راجب آشپزی نمیدونم
پس
باید بری و یه سری به ملکه مادر بزنی
حدس میزنم خیلی وقته ندیدیشون
این موقع
ملکه مادر حتما خوابیدن
اگه الان برم
میترسم مزاحمشون بشم
پس باهام شطرنج بازی کن
چی؟
لان آر خواهش میکنم نگران من نباش
خواهش میکنم باید صحیح و سالم بمونی
ادامه بده
خوابتون میاد سرورم؟
بهتره برید و
یه استراحتی کنید
باشه
هونگ یی
بله
شاهزاده لی رو تا قصرش همراهی کن
چشم
نیازی نیست
من خودم میتونم برگردم
از اونجایی که همچین اتفاقی تو قصر افتاده
نگرانم
هونگ یی
بله
امشب
برو
با دقت از شاهزاده لی
محافظت کن
چشم
سرورم بفرمایید
دیگه میرم
هونگ یی
تو هم حس کردی که
اعلیحضرت کمی غیرعادی و عجیب بودن؟
نه
شاید فقط اعلیحضرت نگرانتونن
هونگ یی
معلومه اصلا حواست نیست
سرورم منظورتون چیه؟
چیز خاصی نیست
حالا که
اعلیحضرت ازت خواسته از من محافظت کنی
پس فقط
بیا و همراهیم کن
سرورم
خیلی دیروقته
شما
میخوام خودم برم قدم بزنم
دنبالم نیا
چشم
اینجا چیکار میکنی؟
دارم میرم مستراح
نصفه شبی نمیری بخوابی
و این همه راه رو تا اتاق من اومدی که بری مستراح
جای جای این قلمرو متعلق به منه
میتونم هرجا که دلم بخواد برم
و نیازی هم نیست به تو توضیح بدم
پس برو پشت اون سنگا تو باغ
اتفاقا گل های من
یکم کود میخوان
برمیگردم اتاق خودم تا برم مستراح
آشپزخانه سلطنتی
آشپز شوئه
این جنسینگ هزارساله
برای ضیافت جنسینگ
ملکه مادره
من نمیتونم الان به خیلی چیزا اهمیت بدم
لان آر مهم تره
آشپز
چی میشه اگه لو بریم؟
کشته میشیم
الان
هیچ چیزی ارزشش بیشتر از زندگی لان آر نیست
اگه لو رفتیم
تنهایی مسئولیتش رو میپذیرم
آشپز
آشپز شوئه
کلی خون جیگر خوردی
تا آشپز آشپزخونه سلطنتی شدین
ارزش داره برای یه ضعیفه
زندگیت رو خراب کنی؟؟
راست میگه آشپز
با اینکه همیشه صدات تو.کله اته
برامون مهمم نیست
ولی این قضیه
واقعا جرمه
ارزششو نداره ارزششو نداره
ولم کنید
برین پی کارتون
آشپزجون یه بار دیگه مخت رو به کار بگیر
مخت رو کار بگیر
مخت روکار بگیر
نمیخواد بال بال بزنین
اگه لو رفت
خودم همش رو
به عهده میگیرم
ناخن پات
خیلی بلنده
مگه نمیگیریشون؟
به هر حال
تو پاهای نسبتا بزرگی داری
و حتما خیلی با کفش پاشنه بلند خوب میشی
اگه شانس برگشتن داشته باشم
به عنوان هدیه یه جفت بهت میدم
راستش من واقعا عاشق کفش پاشنه بلندم
ولی اجازه پوشیدنش رو ندارم
ببین چی میگم
دانش آموزا کلی زیر ذره بینن
تو مدرسه ی ما
بعضی وقتا فکر میکنم
اگه با این لباسا برگردم
معلما حتما شوکه میشن
تو کی بهوش میای؟
عرض ادب بانوی بهشتی
اعلیحضرت دستور دادن کمی جوشونده بیارم
باشه
بذارش همونجا
کمک کن مواظب لان آر باشم
میرم آب رو عوض کنم
بذارین ندیمه ها انجامش بدن
اینجوری معذب میشم
خودم انجامش میدم
چیکار داری میکنی؟
اون بیهوشه
هنوزم میخوای دلش رو بدست بیاری؟
ولم کن
نه
در حضور من جذاب ترین مرد اشپزخانه ی سلطنتی
هیچوقت فرصت اینو که بهش اسیب بزنی پیدا نمیکنی
ولم کن
نه
توی هیولا
این مال منه
تو گفتی که از لان آر خوشت نمیاد
گفتی به خاطر اعلیحضرت کل عمرش ازش محافظت میکنی
بهت اخطار میدم
هی منو هیولا صدا نکن
این چطوره؟
همش هیولا صدات میکنم
هیو،لا،هیولا.لا،لا،هیولا
هیولا هیولا هیولای بزرگ
هونگ یی تو یه هیولای بزرگی
تو
ببر
ببر
زود باش گردن منو ببر
اگه میتونی ببر
به هر حال
تو که به زودی سر منو میزنی
زود باش
یه آشپز بی ادب
یه هیولای بزرگ
معلومه لان آر دلت رو برده
خوشم نمیاد
چرا میاد
چندین بار گفتم
من اونو دوست ندارم
داری
داری
داری
اره دارم
تو
تو هیولای بزرگ
تو واقعا ازش خوشت میاد
تو من
من انقدر گازت میگیرم تا بمیری
داری به خاطر هیچی دردسر درست میکنی
اگه میتونی دیگه برنگرد
اگه برگردی انقدر گازت میگیرم که بمیری
هیولای بزرگ
لان آر نترس
من اینجام
ازت محافظت میکنم
این همون جنسینگیه که بازرس قصر برای خراج به ملکه مادر داد
ارزشش به اندازه ی چند تا شهر با همدیگه هست
برات خوبه
قطعا بعد از خوردنش بیدار میشی
وقتی بهوش اومدی
هر روز برات غذای خوشمزه میپزم
تو عاشق غذایی مگه نه؟
من برات غذا میپزم
با روشای مختلف
بیا
قطعا بعد از خوردنش بیدار میشی
لان آر
بهت یه رازی رو میگم
اخیرا من دارم
یه غذای جدید ابداع میکنم
قول میدم خوشت میاد
اسمش
یک رنگین کمان رنگارنگه
حتی اعلیحضرت و ملکه مادر هم هنوز امتحانش نکردن
وقتی بهوش بیای
اول برای تو میپزمش
خبر
خبر مهم
خبر
سرورم
ما پیامی از سربازایی که به جنوب فرستاده بودیم دریافت کردیم
یه رودخونه در جنوب پیدا شده
یون لای نجات پیدا میکنه
بانوی من
بانوی من
لان آر
لان آر تو بهوش اومدی
لان آر خیلی نگرانم کردی- درد گرفت-
ببخشید
دردت گرفت
لان آر
بهم بگو
کی دقیقا بهت اسیب رسونده؟
بهم بگو
فقط بهم بگو
اون حرومزاده خاندان روآن
روآن چینگ
لان آر هیچ بدی در حقت نکرده
چرا بهش اسیب زدی؟
بانوی من منظورتون ازین حرف چیه؟
هنوز داری نقش بازی میکنی اره؟
لان آر بهم گفت بعد از اینکه برگشت
که اون اتفاق براش افتاده
پس واقعیتی که گفته اینه؟
بدم نمیاد بگم
تو کسی هستی که برای من پاپوش دوختی
خیلی خوب
تو واقعا بی شرمی
بااینکه خیلی واضحه
و هنوزم سعی داری انکارش کنی
چرا انکارش کنم؟
به عبارت دیگه
چی میشه اگه من
کسی باشم که بهش اسیب زده؟
اون فقط یه ندیمه است
تو هیچ کاری نمیتونی بکنی
حتی اگه من اونو بکشم
و بدنش رو تیکه تیکه کنم
چه برسه به اینکه بهش اسیب بزنم
تو جرات میکنی بهم سیلی بزنی
از موقعی که بچه بودم
حتی پدرم هم هیچوقت هم سیلی نزده
به همین خاطره که باید ادب شی
که چی؟من همونطور که میخوام بهت سیلی میزنم
اگه اینکارو نکنم
هیچوقت متوجه نمیشی که چرا گل ها قرمزن
و چرا یی یانگ چیان شی خوشتیپه
روآن چینگ من بخاطرش باهات دعوا میکنم
بی آر
تو
من واقعا نمیدونم چطور باید تورو توصیف کرد
این خیلی بی ادبانه است
من
برای دوتای ما این اولین بار بود یاد میگرفتیم چطور رفتار کنیم
من چرا باید کوتاه میومدم؟
به علاوه
اون کسی بوده که به لان آر اسیب زده
من تصمیم خودمو گرفتم
من باید ازش انتقام بگیرم
تو هیچ شکنجه بدجنسانه ای تو دست و بالت نداری؟
تخت شکنجه اسپری فلفل
همه ی شکنجه ها باید روش انجام بشه
من باید خشمم رو بروز بدم
سرباز هایی که به جنوب فرستاده شده بودن یه رودخانه پیدا کردن
ما قراره فورا یه کانال بسازیم
ولی قبل از ساختن کانال
من اول باید به روآن چینگ برسم
وگرنه
دستم به کار نمیره
فعلا فراموشش کن
حالا مردم منتظر آب شیرینن
خودم حالیمه
ولی تو هم قول دادی که
وقتی مجرم پیدا شد
میزاری من بهش رسیدگی کنم
ولی الان زمان مناسبی نیست
چرا؟
چرا نمیتونی مثل یه قهرمان رفتار کنی
درست مثل زمانی که میخواستی خودت رو عقیم کنی
تا ازدواج با روآن چینگ رو قبول نکنی؟
داری بهم طعنه میزنی؟
اینطور نیست
من فقط حس میکنم که
رفتارت نسبت به روآن چینگ
تغییر کرده
بهم اعتماد داری؟
اگه داری
من قطعا عدالت رو برای تو اجرا میکنم
ولی الان نه
باشه
این نقشه ایه که از جنوب رسیده
ما چطور باید کانال رو بسازیم؟
این جنوبه
و این شمال غرب شرق
این
بزار راجبش فکر کنم
این
خب میتونی یه کانال بسازی یا نه؟
چرا نتونم؟
تو خیلی تحملت کمه
بهم یکم زمان بده
این
یه چیزی برام بیار بخورم
برام
پوستش رو بکن خواهش میکنم
کانال ژنگ گیو
از رودخانه جینگ جدا میشه
و برای خودش حرکت میکنه
و به طول بیشتر از ۱۵۰ کیلومتر میرسه
با مزیت سراشیبی زیاد
ما اول باید ارتفاع سراشیبی رو در نظر بگیریم
برو یه سراشیبی پیدا کن
میدونی سراشیبی چیه؟
یه فاصله ایه که
از یه نقطه ی بالا به سمت نقطه ی پایین تر میره
بعد
رودخانه رو به داخل هدایت میکنه
در دهانه حجم زیای از آب
با سرعت حرکت میکنه
پس
هم برای کناره ها و هم کنال
ساده است که
متلاشی بشه
اون موقع
او کانال کمانی زیرزمینی رو طراحی کرد
که دیواره ها رو سخت و قوی کرد
تا به راحتی از هم نپاشه
...ولی برای اینکه نشست نکنه
اگه متلاشی بشه
همه چیز تمومه
به خاطر همین
ما باید یه
کانال کمانی زیرزمینی بسازیم
همچین سازه ای محکمه
حیف
چرا خوب پوستشو نکندی؟
تو بزرگ شدی
انقدر داد و فریاد نکن
من چطور باید بخورمش؟
از آنجایی که از بهشت مامور شدم
مسئول رونق کشورمون هستم
ایالتای دشمنمون خیلی خبیثن
میخوان برامون دردسر درست کنن
خوشبختانه بانوی بهشتی و
و یه رود تو جنوب پیداشون شده
مردم به زودی از رنج و عذاب بیرون میان
حالا باید ده هزار نفر آدم قوی رو به کار بگیریم
تا کانال را بسازنن و کشورمون پر رونق بشه
بعد یون لای
سرزمین پررونقی میشه
زمین های از دست داده اش رو پس میگیره
و پیشرفت میکنه
سرورم
به کار گیری
ده هزار مرد قوی
برای ساختن چیزی به اسم کانال کار بزرگیه
اگه شکست بخوریم
کلی نیروی انسانی و منابع مالی رو تلف میکنه
قطعا
من تاحالا چیزی به اسم کانال نشنیده بودم
همه اینا حرفای اون بانوی بهشتیه
هیچ کس مطمئن نیست که عملی باشه
دقیقا
مهم نیست
فقط بزارید انجامش بدن
اگه طبق طرح اولیه اون پیش بره
که مردم پولدار بشن
و کشورمون پیشرفت کنه
وقتی خانواده روان جای
خاندان سلطنتی رو بگیره
همه درافتخارش شریکین
اگه
شکست بخوره
واکنش مردم سریع خواهد بود
اون موقع یون یی
به سختی میتونه سلطنت رو حفظ کنه
منطقی به نظر میاد
استاد سلطنتی واقعا بافراست و آینده نگرن
خیلی عجولیم
تو کل یون لای
هیچ کس به پای
برنامه ریزیاتون نمیرسه
بسه
چاپلوسی و چرب زبونیاتون رو
واسه یون یی نگهدارین
عرض ادب پدر
بازرس سلطنتی و جناب فرماندار
...بانو روآن چه اتفاقی افتاده ؟
چطور ممکنه؟
کی جرئت کرده به بانو روآن صدمه بزنه؟
بانوی بهشتی بوده
چه اتفاقی افتاده؟
یکی از ندیمه هاش آسیب دیده بود
بانوی بهشتی با پشت گرمی به کمک اعلیحضرت
و به خاطر صدمه ندیمه اش برام پاپوش درست کرد
با عجله به قصرم اومد
و بهم سیلی زد
چندین بار بهتون اشارم کردم
ولی بانوی بهشتی گفت که
حتی اگه پدرم باشه
بازم کوتاه نمیاد
بانوی بهشتی پاش رو از گلیمش درازتر کرده
چینگ آر
به قصر فرستادمت
تا بتونی با اون خوب کنار بیای
و حمایت اعلیحضرت رو به دست بیاری
ولی تو چیکار کردی؟
اول اون بود که برام قلدری کرد
بسه
برگرد و به کارات فکر کن
پدر آروم باشین
من میدونم که اشتباه کردم
روآن دینگ
سرورم
یه هدیه گرانبها حاضر کن
و به قصر بفرست
چشم
سرورم منظورتون ازاین کار چیه؟
تازه یه رودخونه پیدا کردیم
اگه الان
کاری علیه بانوی بهشتی بکنیم
ممکنه مقامات رو ناراضی کنه
ما باید
فعلا صبر کنیم
منطقی به نظر میاد
استاد سلطنتی واقعا بافراست و آینده نگرن
خیلی عجولیم
تو کل یون لای
هیچکس نمیتونه با برنامه ریزیاتون رقابت کنه
چرا تملقاتون رو
تغییر نمیدین؟
ثروتمند شدیم
که بخشندگی استاد سلطنتی رو نشون میده
به نظر میرسه که
فرقی نمیکنه در زمان گذشته باشه یا زمان مدرن
کارای بدی مثل
حل کردن مشکلات با پول هست
شاید فقط باید
فراموشش کنیم
تو خیلی راحت تحت ثاثیر پول قرار میگیری
نه
فقط نمیخوام ببینم
بانو به خاطرم بانو روان رو برنجونن
به هرحال استاد سلطنتی خیلی قدرتمنده
به علاوه
مطمئن نیستیم که
کار اونا بوده
این پولدارا خیلی متکبرن
بانوی من پس
ما باید قبولش کنیم؟
معلومه
چرا که نه
حالا که برامون هدیه فرستادن
دلیلی برای رد کردنش نیست
ما هدیه رو قبول میکنیم
و ازشون انتقام هم میگیریم
این کار
مشکلی نداره؟
چرا مشکلی داشته باشه؟
از این عادت بدی که
میخوان همه چیز رو با پول حل کنن متنفرم
میخوام کاری کنم بفهمن
حتی اگه خسارتشم بدن
باید مسئولیتش رو قبول کنن
و طبق قانون مجرما باید
جدا از خسارتش
زندانیم بشن
ولی طبق قانون یون لای
من فقط یه ندیمه ام و
حتی اگه بانو روآن منو تا سرحد مرگ هم کتک بزنه
باز هم اهمیتی نداره
من قانون دنیای خودمو دنبال میکنم
نمیتونم واضح توضیحش بدم
راجب اینا هم
نصفشون برای توئه
و نصف دیگه برای اشپز شوئه
اون بیشتر دارایی شو
برات خرج کرده
قبول دارم حق اشپز شوئه است
ولی
من نمیتونم نصفش رو
قبول کنم
من برای خدمت کردن به شما مستمری میگیرم
فقط قبولش کن
این برای من نیست نمیتونم قبولش کنم
ولی چرا
شبیه یه تابوته؟
من هم نمیدونم
شاید
جعبه مناسبی پیدا نکردن
مردم قدیمی
همیشه مرموز و عجیب غریب بودن
بانوی من
شوئه تو اینجایی
بشین
اومدی دوباره سوپ برای لان آر بیاری
بله
درست به موقع رسیدی
این
جبران خسارت استاد سلطنتیه
نصفش برای توئه
و نصف دیگش برای لان آره
نیازی نیست بانوی من
فقط سهم منو بدید
به لان آر
بعد ازاینکه ما ازدواج کردیم
همه چیز
برای لان آر میشه
آشپز شوئه این حرفای مزخرف رو تمومش کن
باشه
این مربوط به توئه
من دخالت نمیکنم
بانوی من
کمی نمیخورید؟
تو دو کاسه سوپ داری؟
خب زود باش
بانوی من
شما
یبوست دارید؟
خوب وقتی با بقیه حرف میزنم یه شکافه
ولی باتو یه دره عمیق میشه
لان آر سوپ رو بخور
چقدر سوپ بخورم
دیگه خسته شدم
لان آر دختر خوبی باش
من بهت غذا میدم
آشپز شوئه
من خودم میخورم
پس مواظب باش داغه
بذار برات فوتش کنم
آروم
تو به هیچ دردی نمیخوری
بانوی من
بانوی من خودم انجامش میدم
شما خودتون مواظب سلامتیتون باشید
تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند KoreFa.ir برای دانلود فیلم و سریال بیشتر به سایت مراجعه کنید Artémis:مترجم ویرایش:قندک
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.