Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند KoreFa.ir برای دانلود فیلم و سریال بیشتر به سایت مراجعه کنید " @bllackparadise:مترجم ویرایش:قندک
[تقدیر حیرت انگیز]
چرا انقدر تو غذا سخت گیری؟
بهم گیر نده
اگه خوشت میاد خودت بخور
بیا
لی فو ژو
بعد از کلاس منتظرم نموندی و حالا
اومدی اینجا غذا میخوری
وقتی بعد از کلاس رفتی دستشویی
منو صدا نکردی
خیلی خب
بخاطر این بود که دیگه نمیتونستم تحمل کنم
واسه همین از یکی دیگه خواستم باهام بیاد
نمیتونستی دیگه تحمل کنی و
حتی وقت نداشتی از من بخوای باهات بیام؟
باهم دستشویی رفتن
انقدر مهمه یعنی؟
اره
تو چطوری میتونی درک کنی؟
دخترا باهم میرن دستشویی
عین پسرا که باهم نوشیدنی میخورن
"ما بهش میگیم " دوستای مستراحی
این دیگه چه استعاره ایه؟
دفعه ی بعد حتما از تو میخوام
تو تنها انتخاب منی
عصبانی نباش
بیا الان باهم بریم دستشویی
بریم؟
سه
دو
یک
یادت باشه یونیفرممو بیاری
بریم
[قسمت 11]
خدایا
چیشده لان آر
انقدر کارش تو آشپزخونه ی سلطنتی طول کشیده؟
حتما رفته شیطونی
چی شد؟
لان آر رو پیدا کردین؟
بانوی من
یه نفرو فرستادیم جایی که
معمولا ندیمه ها میرن
ولی لان آر رو ندیدیم
چطور میشه ادم عادی
یهویی گم بشه؟
بانوی بهشتی
سرورم
چی شده؟
چطور ممکنه لان آر انقدر یهویی گم بشه؟
نمیدونم
لان آر از دیشب تاحالا
برنگشته
هنوز برنگشته
اخرین نفری که
دیشب لان آر رو دیده
کی بوده؟
باید ما باشیم
دیروز
لان آر بعد از مراقبت از آشپز شوئه
رفت
پیش من خجالت نکش
لو،ببین
دستمالی که بهم دادی
ثابت میکنه که
تو بهم علاقه داری درسته؟
میخواستم بهتون بگم
آشپز شوئه
این دستمال
مال شما نیست
من اینو برای محافظ هونگ گلدوزی کردم
معمولا تو افتاب وایمیستن
اگه این دستمال رو با خودشون داشته باشن
انگار من همیشه پیششونم
نه
هونگ یی بود
هونگ یی
محافظ سلطنتی ، هونگ یی؟
درسته. خودشه
شاید همون بوده که به همسرم اسیب رسونده
درست نیست
هونگ یی چرا باید به لان آر اسیب بزنه؟
نمیشه ادمارو از رو قیافه شناخت
هونگ یی خیلی شبیه
یه هیولا تو جلد آدماست
آم
الان میرم دنبالش
عالیجناب ، آشپز شوئه
خواهش میکنم افراد بیشتری رو بفرستین
تا دنبال لان آر بگردن
همین الان یکیو میفرستم
نگران نباشین
لان آر باید حالش خوب باشه
من همه جای
این قصر رو میشناسم
همین الان میرم دنبالش میگردم
هونگ یی
هونگ یی
هونگ یی
لان آر رو ندیدی؟
دیروز اومد پیشم
و بعدش؟
بگو،باهاش چیکار کردی؟
من کاری باهاش نکردم
چرا انقدر عجله داری؟
از دیشب تا الان
دیگه ندیدمش
یکیو فرستادم دنبالش
و هنوز پیداش نکردیم
هونگ یی،با دقت فکر کن
اون فقط یه دستمال بهم داد و
بعدش رفت
چطور یه ادم عادی
همینطوری گم میشه؟
کجا رفته؟
خواجه سون
بله،اعلیحضرت
به همه سربازای قصر بگو
دنبال لان آر بگردن
بله اعلیحضرت
هونگ یی
محافظای سلطنتی رو ببر و دنبالش بگرد
چشم اعلیحضرت
نه
واقعا،نه
ندیدمش
نه
برادر،ببینم
این دخترو دیدی یا نه؟
این
به نظر لان آره
اره لان آره
شاید تو
باغ سلطنتی دیده باشمش
با دقت نگاه کن
مطمئنی که تو باغ سلطنتی دیدیش؟
اون فقط یه ندیمه است
چرا انقدر بهش اهمیت میدی
اگه خوشت میاد
ندیمه های بیشتری برات میفرستم
به چشم تو
اون فقط یه ندیمه است
به چشم من،در هرصورت
خواهرمه
خواهرمه
تو بانوی بهشتی هستی
اون یه ندیمه است
تو اربابی و اون برده ات
چطور میتونین همو خواهر صدا کنین؟
من هیچوقت مثل یه خدمتکار ندیدمش
ما
دوستای مستراحی همیم
دوستای مستراحی؟
بله
ما دوستایی هستیم
که دست همدیگه رو میگیریم
و باهمدیگه میریم دستشویی
بین دوستای خوب بهترینیم
ما همدیگه رو
خیلی خوب درک میکنیم
اون از چیزی که من خوشم میاد
خوشش میاد
و از چیزی که من خوشم نیاد
خوشش نمیاد
اگه
یکی از ما
عصبانی بشه
اون یکی
بدون هیچ تردیدی کنارش وایمیسته
و همراهش عصبانی میشه
ما باهمدیگه گریه میکنیم و فحش میدیم
ما
اغلب همدیگه رو مسخره میکنیم
و بعدش از هم دلجویی میکنیم
ولی حداقلش
همیشه کنار همدیگه هستیم
اگه اینطوره
پس چجوری باهم کنار میایین؟
دوستا لازم نیست باهم کنار بیان
فراموشش کن
تو که درک نمیکنی
تو دوستی نداری
چی شده؟
خوبم
قند خونم افتاده
یکم سرم گیج میره
چقدر بی دقتی
بهتره یواش راه بری
عجیب نیست که دوستی نداری
انتظار داری کولت کنم؟
حاکم یک کشورم
کل کشور رو پشتمه
کمر من واسه کول کردن ملت نیست
باشه باشه
ازت نخواستم کولم کنی
و احتیاجی هم ندارم
نمیتونم کولت کنم
ولی میتونم بغلت کنم
از قصد اینکارو کردی
[طبق معمول،چهارشنبه ست]
[برای آرزو کردن اومدم معبد]
براتون آرزوی خوشبختی طولانی مدت دارم ، اعلیحضرت
[برعکس همیشه،امشب]
این اولین باریه که میبینم
[کنار دریاچه ی شیانگ سی همدیگه رو میبینیم]
اعلیحضرت کسی رو بغل کردن
اون بانوی بهشتیه
[نمیتونم تصور کنم]
واقعا به بانوی بهشتی حسودی میکنم
[طرز نگاه امروزت به نسیم شب]
دارن نگاهمون میکنن
[ متفاوته]
که چی؟
[چیزی که میبینی رو تصور میکنم و ناامید نمیشم]
فقط اینکه
عجیبه
زانو بزن
[انقدر تو طبقه ی بالا زندگی کردی که نمیتونم از ذهنم بیرونت کنم]
[درست مثل تابش مهتاب تو آسمون]
حالا دیگه کسی نیست که نگاهمون کنه
تو
[تصویرت روی طلسم من حک شده]
...تو خیلی
محافظ هونگ
قبلا راجب لان آر از محافظای قصر پرسیدیم
و هیچکس ندیدتش
لان آر حتما باید تو قصر باشه
اگه اینطوره
پس چرا هیچ خبری ازش نیست؟
هونگ یی
لان آر رو تحویل بده
تحویلش بده
آشپز شوئه
ما هم داریم دنبال لان آر میگردیم
انقدر تظاهر نکن
قطعا تویی که لان آر رو قایم کردی
مزخرفه
چرا باید مخفیش کنم؟
تو
تو
محافظ هونگ
جیغ بزن ببینم
محافظ هونگ خواهش میکنم اینکارو نکنین
اونی که دوستش دارم
خوشتیپ ترین مرد تو آشپزخونه ی سلطنتیه
آشپز شوئه خوشتیپ و مهربون
حتی اگه با تمام وجود جیغ بزنی
بازم کسی نجاتت نمیده
ارباب هونگ
من از هیولای ادم نمایی مثل تو خوشم نمیاد
جیغ بزن
کمک
هرچی بیشتر مقاومت کنی
من قوی تر میشم
لان آر
شوئه ات انتقامتو میگیره
آشپز شوئه،اروم باشین
بجنگین،حتی اگه قراره ببازیم
آشپز شوئه،اروم باشین
آشپزای وحشی ، شما فقط میتونین با عصبانیت پارس کنین
چی گفتی؟
آشپزای وحشی ، شما فقط میتونین با عصبانیت پارس کنین
چطور میتونی به ما توهین کنی؟
بهتون توهین کردیم،که چی؟
برادرا
بله
دنبالم بیایین
شما دوتا
یکی از شما رئیس آشپزخونه ی سلطنتیه
که مسئول غذاهای قصره
یکی هم جزو محافظای سلطنتیه
که مسئول امنیت قصره
جفتتون بقیه رو درگیر دعوا کردین
چقدر مسخره است
من یهویی عصبانی شدم
و اول آشپز شوئه رو عصبانی کردم
اعلیحضرت خواهش میکنم مجازاتم کنین
عجب هیولایی هستی
چقدر دروغگویی
من اول زدمت
حالا چی؟
میخوای شجاعتتو جلوی
اعلیحضرت نشون بدی؟
خیلی خب
اونا فقط سعی داشتن دنبال لان آر بگردن
سرزنششون نکن
اعلیحضرت
اونا هردو اشتباه کردن
و هر روز
وظایفشون رو انجام میدن
این بار رو ازشون بگذرین
حالا که چنین اتفاقاتی توی قصر افتاده
اگه به درستی قوانین رو اجرا نکنیم
میترسم بقیه هم شروع به نافرمانی کنن
خواجه سون
بله اعلیحضرت
دستگیرشون کنین
و با پنجاه بار ضربه تنبیهشون کنین
بله اعلیحضرت
اعلیحضرت
بازم مجازات؟
زخمای قبلیم هنوز خوب نشدن
امکانش هست مجازاتم رو به تاخیر بندازین؟
الان اولویتمون
پیدا کردن لان آره
بعد از پیدا کردن لان آر
مجازاتشون کنی هم دیر نمیشه
خیلی خب
پس به حرف بانوی بهشتی گوش میدیم
جفتتون چهار ساعت اینجا زانو بزنین
بعد از اینکه تموم شد
بازم دنبال لان آر بگردین
از لطفتون ممنونم اعلیحضرت ممنونم بانوی من
هونگ
اگه لان آر پیدا شد
بیخیالت میشم
اگه پیدا نشه
پدرتو درمیارم
نمیدونم
چیکار کردم که عصبانی هستی،آَشپز شوئه؟
چرا از قصد واسم دردسر درست میکنی؟
قاتل پدرم
کسی که همسرم رو دزدیده
این یه نفرت بی پایانه
من هیچوقت پدرتو نکشتم
منظورم اینه که
تو عزیزم رو دزدیدی
عزیزت؟
داری لان آر رو میگی؟
پس کی؟
فکر کردی دارم ازت تعریف میکنم؟
هیولا
من همیشه مشغول محافظت از قصر و
اعلیحضرتم
هیچوقت هیچ رابطه ی عاشقانه ای نداشتم
علاوه بر این قانونی توی قصر هست
هیچ رابطه شخصی توی قصر مجاز نیست
پرمدعا
تو
تو همه جای قصر
رابطه ی شخصی وجود داره
حتی خواجه ها و ندیمه ها
هم اغلب زوج میشن
چطور میتونی تضمین کنی که رابطه نداشتی؟
برام مهم نیست بقیه چیکار میکنن
من مثل بقیه نیستم
مهم نیست بقیه چطوری رفتار میکنن
من به شدت از قوانین قصر پیروی میکنم
و هیچوقت از حد نمیگذرم
خیلی خوب
امیدوارم چیزی که امروز گفتی رو تو ذهنت بسپاری
اگه قولت رو بشکنی
غیرممکنه که پایان خوشی داشته باشی
بانوی بهشتی بخاطر همچین چیز کوچیکی دردسر ساخته
باعث شده بخاطر یه ندیمه
تو قصر هرج و مرج بشه
بانوی بهشتی همیشه شیطون و لجباز بودن
جدی نگیرینشون علیاحضرت
ولی اینبار
اعلیحضرت هم همراهیش کرده و
از کل محافظای سلطنتی خواسته
دنبال اون ندیمه بگردن
این ممکنه یکم
نامناسب باشه
ایشون بخاطر گم شدن یه ندیمه
افراد زیادی رو جمع کردن
چطور میخوان کشور رو اداره کنن؟
بانو سون
بله بانوی من
طبق دستورم عمل کن
سربازای توی قصر
باید به وظایف خودشون پایبند باشن
و هیچ کار غیرمربوطی انجام ندن
بله علیاحضرت
حتی اگه برین هم فایده ای نداره
ملکه مادر بیشتر به امنیت و ثبات قصر اهمیت میدن
همه ی افراد قصر
رفتن دنبال یه ندیمه
این واقعا نامناسبه
پس باید چیکار کنیم؟
نمیتونیم بیخیال پیدا کردن لان آر بشیم
من باهات میام دنبالش بگردیم
هرچیم که بشه دنبالش میگردم
حتی اگه مجبور باشم قصرو زیر و رو کنم
ولی قصر خیلی بزرگه
چطوری خودمون چندتایی
میخواییم پیداش کنیم؟
چقدر پول دارین؟
هوم؟
گرچه نمیخوام از دستت بدم
ولی در مقایسه با تو
لان آر مهم تره
پس
باید باهات خداحافظی کنم
واو
واو
خیلیه
این روزا یه آشپز
میتونه انقدر پول دربیاره؟
اینا همه ی دارایی هاییه
که طی این چندسال جمع کردم
بعضیاشون از حقوق سالانه ام هستن
بعضیاشم پاداش اعلیحضرت و ملکه مادر هستن
این پول رو واسه زن و صیغه گرفتن نگه داشتم
وقتی لان آر رو پیدا کردم
ازش میخوام باهات ازدواج کنه
واقعا؟
قطعا
دارم گولت میزنم
بستگی به لان آر داره
من
یکمی پول جمع کرده بودم
اما پولم را با خوشنویسی و نقاشی عوض کردم
چرا انقدر بخیلی؟
اینا مگه چقدر میارزن؟
بااینکه شاهزاده این
چرا طلا و جواهرات ندارین
حتی اگه نمیخواین کمک کنین
نیازی نیست با اینا فریبمون بدین
اینا
واقعا زیادم ارزش مادی ندارن
این یکی
این پونصد تیل میارزه
پنج
پنج،پونصدتا
این یکی
قیمتش یکمی بیشتره
دو هزار تیل
دو هزار تیل
این یکی بیشتر میارزه
ده هزارتا
خدای من
واقعا طرز زندگی
ادمای خرپولو درک نمیکنم
راستی،آشپز شوئه
پیامم رو پخش کردی؟
خیالتون راحت باشه بانوی من
به آشپزای سلطنتی گفتم به همه بگن
هرکسی که خبری راجب لان آر داشته باشه
میتونه اینجا جایزه بگیره
به نظر میاد این تنها راه باشه
از اونجایی که ملکه مادر اجازه نمیدن کسی کمکمون کنه
واسه لان آر اعلامیه پخش کردیم
همه رو تشویق کردیم دنبالش بگردن
و به ما خبر بدن
درواقع این یه راه حله
فقط
نمیدونیم کسی میاد یا نه
شما باید
به قدرت پول اعتماد کنین
بعدی
عالیجناب،بانوی من
من تو باغ سلطنتی دیدمش
باغ سلطنتی؟
کی بود؟
تو زمان سی شی بود (نه تا یازده صبح)
اون مدت داشته از آشپز شوئه مراقبت میکرده
ظهر هم محافظ هونگ رو دیده
چطوری اون موقع دیدیش؟
شاید تو زمان وی شی بوده (یک تا سه بعدازظهر)
یا تو زمان یو شی (پنج تا هفت بعد ازظهر)
یا
زمان چو شی (یک تا سه صبح)
رفیق
مگه داری بلیط لاتاری میخری؟
همش حدس میزنی
بلیط لاتاری؟
افراد آَشپزخونه ی سلطنتی بهمون گفتن
که هرچقدر اطلاعات بدیم جایزه میگیریم
نگفتن که باید دقیق باشه
میتونی بری
بانوی من
دیدم که تو قرارگاه نظامی هنرهای رزمی تمرین میکرد
همه ی نگهبانا باید تمرین هنرهای رزمی کنن
لان آر یه ندیمه است
یه دختره،بانو
حتی اگه میخوای بهم دروغ بگی
خواهش میکنم یه درست حسابیش رو.بگو
برو ببینم
این اولین باره به بقیه دروغ میگم
زیاد تجربه ندارم
خیلی خب
از این به بعد
بیشتر دروغ بگو که تجربه کسب کنی
ممنونم سرورم
ممنونم بانوی من
از دور دیدم که
رفت به رختشور خونه
خب بانو
درمورد بیناییتون
کلا بیخیال فاصله بشیم
حتی اگه از نزدیکم میدیدین
نمیتونستین واضح ببینین
بانوی من یه چیزی هست که نمیدونین
وقتی جوون بودم
بهم میگفتن چشم عقاب
حتی از پونصد زرعی هم
هیچ مرد خوشتیپی
از چشمم دور نمیموند
خب بانو
میبینین که
دارین پیر میشین
تا جایی که ممکنه خونه بمونین
که یوقت وسط خیابون نیوفتین
بدون 30 یا 50 تیل
هیچکس جرات نمیکنه کمکی کنه
این خیلیه
ممنونم سرورم
باید بهتر رفتار کنم
ممنونم بانوی من
بعدی
بعدی
بانوی من ، سرورم
بعدی
اعلیحضرت
یه روز کامل راه رفتین
و پاهاتون تاول زده
هونگ یی
رابطه ی بین بانوی بهشتی و لان آر رو درک میکنی؟
بانوی بهشتی یه ارباب هستن
و زیادی با ندیمه ها مهربونن
ولی با توجه به رفتار بانوی بهشتی
بنظر نمیاد رابطشون مثل یه ارباب و ندیمه باشه
پس چیه؟
تو دوستی داری؟
وقتی کوچیک بودم
سه تا همبازی داشتم
اغلب از مدرسه فرار میکردیم و میرفتیم بازی میکردیم
وقتی معلم گیرمون مینداخت
باهمدیگه تو یه خط وایمیستادیم
و باهم کتک میخوردیم
بعد از اینکه بزرگ شدیم اغلب برای هم نامه مینوشتیم
وقتی اوضاع بد میشد
همدیگه رو اروم میکردیم
اگه یکیمون تو دردسر میوفتاد
اون سه تای دیگه
حمایتش میکردن
و همراهش نگران و مضطرب میشدن
پس
حرف بانوی بهشتی درست بوده
من واقعا ترحم برانگیزم
اعلیحضرت
چرا این حرفو زدین؟
من هیچ دوستی ندارم
شما زیادی نگرانین اعلیحضرت
به قول معروف "امپراطور مالک همه چیز هستن
"و همه تابع امپراطور هستن
این فرق داره
تو بانوی بهشتی هستی
اون یه ندیمه است
باهم اربابین و اون یه برده
چطور میتونین همو خواهر صدا کنین؟
من هیچوقت اونو یه ندیمه ندیدم
ما
دوستای مستراحی هستیم
دوستای مستراحی؟
اره
ما دوستایی هستیم
که میتونن دست همو بگیرن و
باهمدیگه برن دستشویی
بین دوستای خوب بهترینیم
منم یکی میخوام
هونگ یی
ماه امشب زیباست
میتونی همراهم به مستراح بیای؟
اعلیحضرت
این باید خلوت ترین گوشه تو
قصر باشه
هونگ یی
بیا باهم انجامش بدیم
من پست و حقیرم
چطور میتونم همراه اعلیحضرت انجامش بدم؟
مهم نیست
تورو گناهکار نمیدونم
زودباش،باهم
لان آره
سرنخی هست؟
بنظر نمیاد هیچکدومش درست باشه
این ادما
چی هستن؟
خیلی غیرقابل اعتمادن
بانوی من
اعلیحضرت
ایشون لان آر رو پیدا کردن
چی؟
کجاست؟
اون،اون،اون
اون مرده
لان آر
لان آر
لان آر
منو نترسون،لان آر
تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند KoreFa.ir برای دانلود فیلم و سریال بیشتر به سایت مراجعه کنید " @bllackparadise:مترجم ویرایش:قندک
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.