Afrikaans
Akan
Albanian
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
شرق درياي بالتيک*،سال 793 پس از ميلاد (درياي بالتيک درياييست در شمال اروپا)
!"راگنر"
! ازت ممنونم برادر
!"اودن"
!راگنار
بيشتر،بيشتر بهم بده
بيشتر بهم بده
،اگه قلبي داشتم ميتونستم عاشقت بشم
، اگه صدايي داشتم ميخوندم
،نيمه شب وقتي که بيدار ميشم
ميبينيم که فردا چي برامون داره
،اگه صدايي داشتم ميخوندم
: تيم ترجمه ي پرشين ترنس با افتخار تقديم ميکند
" وايکينگ ها "
"اسکانديناوي"
کاري از الهه و نيما
Translated By ELAHE and Dark Assassin
گمش کردم
يکي اينجاست
بيخيال.بيا بريم خونه
نگاه کن
شما دو تا چي کار ميکنيد ؟
واسه فردا "بورن"رو براي مراسم ميبرم !
.هنوز وقتش نشده . هنوز سنش کَمه
.دوازده سالشه
سال ديگه ببرش
.تا سال ديگه آماده ميشه
."يه روبان ابريشم نياز داره،"لاگرتا
. تو پسر خوش تيپي هستي
.هر چند گوشات خنده خنده داره
! با زناي زيادي توي "کته گات" نخواب
.ميتونم بدون اونا چند روز رو سر کنم
يه راه ديگه براي ابراز عشقت به منه؟
چي؟
.هميشه خوابتو ميبينم
...،ديشب
.خوابتو ديدم که داشتي بهم پودينگ خون ميدادي (پودينگ دسريست حاوي تخم مرغ و آرد برنج شبيه به فرني)
تعبيرش چي ميشد؟
.تعبيرش اينه که قلبتو بهم ميدي
.سگت رو بيار، پسر
.فرودي! زود باش پسر
چي قراره توي مراسم اتفاق بيفته؟
.ارل" قراره که تعدادي از جنايتکارا مجازات کنه"
.بعدش ،ما گفت و گو ميکنيم .که تابستون حمله کنيم
و کجا ميخوايد بريد؟
.ارل" تصميم ميگيره"
.اون چند تا کشتي داره
،اون ما رو به شمت شرق ميفرسته
."مثه هميشه،به سرزمين هاي "بالتيک
اما ميخوام بدونم ...غرب چهـ
.چه شهر ها و خداياني داره
...ببين ،از اين شرايطـ راضي نيستم
،خداي خدايان چشمش رو به بيشتر دونستن گذاشته
.و من هم ميخوام که بيشتر بدونم
و فرمانده "هارالدتون" بهت اجازه ميده؟
!خوبه
...همين طور،زيبا و محکمـ
با شماره ي سه بيارش بالا
.يک،دو،سه
."خيلي خوب،"گيدا
.گيدا"،برو به بز ها غذا بده"
!زود باش
چي ميخواين ؟
.ما ميدونيم که تو اينجا تنهايي
.همه ي مردهاتون رفتن
.اگه تشنه ايد،بهتون نوشيدني ميدونم
.اگه گرسنه ايد،بهتون غذا ميدم
.در غير اين صورت،بايد بريد
ميخوايم که غذا بخوريم و بنوشيم،بعدش هم .نياز هاي ديگمون رو برطرف کنيم
!نميخوام بکشمت،ضعيفه
،اگه صد سال هم تلاش کني
.نميتوني منو بکشي
! گم شو بيرون
.رفتم تا که عشقمو بهش اعتراف کنم
.ولي به يه خرس برخوردم
.شکار بزرگي بود .داشت از خونش محافظت ميکرد
خرس رو با نيزه کشتم
و با سگ شکاري رو به جلو رفتم ...تا با دست هاي لختم
.خفش کنيم
.و اينطور تونستم که اونو براي ازدواج به دست بيارم
اونم همين داستان رو بهت گفت؟
.تقريبا يه کم
آماده اي که بازو بندت رو بگيري،و
يه مرد بشي؟
.آره
و يه مرد چي کار ميکنه؟
.ميجنگه
و ...؟
.از خانوادش مراقبت ميکنه
.درسته
ميتوني از خانوادمون مراقبت کني؟
منظورت چيه؟ .تو داري از ما مراقبت ميکني ديگه
.گفتم اگه من اونجا نبودم
... بايد يه تصميم بزرگ بگيرم
.که ممکنه خيلي چيزا رو تغيير بده
.حالا،بگير بخواب
.روز بزرگي در پيش داري
!بورن
.پس،اينجاييد،برادر
"رولو"
يا خدا،چطور اين قدر رشد کرده اي؟
"سلام،"رولو
تو هم براي مراسم اينجايي ؟
.الان واقعا يه مردي
.بيخيال،بريم يه نوشيدني بزنيم
!"کوتاه بيا،"بورن
آماده زن گرفتني؟
زناي خوشگلي تو کاتاگت هستن بعضيهاشون آزادن
حتي ريشتم داره درمياد مگه نه پسر؟
چرا دراز نميکشي؟ ها ؟
خب فکر ميکني "ارل" امسال کجا ميفرستتمون؟
... اون حرومزاده ها هم
.مثه ما بدبختا ميرن شرق
.ميدونم
.به همين خاطره که بايد بريم غرب
."يه داستانايي شنيدم،"رولو
.شهرها،روستاها و گنج هاي عظيم
،پر از طلا و نقره .و...و يه خداي جديد
من هم اون داستانا رو شنيدم
ولي معنيش ميتونه چي باشه ؟
.ما که نميتونيم توي اقيانوس کشتيراني کنيم
... باور دارم که راهي
.براي رفتن به غرب وجود داره
.يه چيزي دارم،که ميتونه همه چيرو تغيير بده
چي؟
اون چيه؟
.الآن فقط گوش کن
،چند وقت پيش،کسي رو ملاقات کردم
يه آواره
...اون بهم گفت که رفتن
، به غرب و بالاي درياي
.با استفاده از اين ممکنه
.اين يه تابلوي خورشيديه
.بايد که توي آب گذاشته بشه
يه آواره ي ديگه؟
.اين دفعه فرق ميکنه
،"حالا بهم بگو،"راگنار .اين آواره ي خودته
اصلا خودش هيچوقت با کشتي به غرب رفته؟
.فقط يه مقدار آب بده
.مثلا،الآن اين شمع خورشيده
...هر روز
.خورشيد توي آسمون طلوع ميکنه،تا نيمروز
.ببين که چقدر سايه کوتاه ميشه
.دم ظهر،کوتاه ترين حالت ممکن ميشه
.اين تنها ميتونه بگه چقدر از جنوب رو طي کردم
نه ديگه،بهت نگفتم که فقط گوش کني؟
،روز قبل حرکت
يه دايره رو نشونم ميدي که دور يه محور ميچرخه
.و اينکه نيمروز سايه کوتاهترينه
،روز بعد توي دريا
...،پشت اين تابلو رو هنگام ظهر ميذاري توي آب
و سايه رو ميبيني
،اگه سايه تنها قابل لمس بود ...ميچرخـ
جهتت درست باقي ميمونه؟
.آره
...و اگه از خارج دايره عبور کرد،مثه اينـ
.اونوقت به توده هوا ميخورين
.و شما بايد بيشتر به سمت جنوب بريد
.آره
و اگه هيچوقت اونو پيدا نکرد چي؟
.پس شما خيلي به سمت جنوب رفتين
.و بايد بيشتر به سمت شمال بريد
!خودشه
،سايه ي ظهر رو کنترل کن
... تا مسيرت درست
.به سمت غرب باشه
ولي اگه خورشيدي اونجا نبود چي؟
تابلو چطور ميتونه کمکتون کنه؟
چطور ميتوني راهت رو پيدا کني؟
.با استفاده از اين
.دنبال من بيا بيرون
.اونا "سنگ خورشيد" صداش ميکنن
اوه،ميبيني؟
.خورشيد اونجاست
.حالا ميريم به غرب
.زودباش،زود باش
!ساکت
!ساکت
"اُلف اَنوند"
تو به عنوان يه دزد محکوم شدي
..فردا،به عنوان مجازات
.ميدوي در حالي که بهت سبزي و سنگ پرتاب ميکنند
.بله،سرورم.ممنون،سرورم
.اجازه بديد که شناخته بشه،اون بايد تقاص بده
.به هرکسي که به خاطر نتونسته چيزي پرتاب کنه
.متهم بعدي رو بيارين
.اونجاست،قاتل
،"اريک تريوسن"
.تو به جرم قتل "سيوالد استروت" محکوم شدي
اين ژانويه
چگونه تقاص ميدي؟
.اون قتل نبود،سرورم
.من اونو براي دفاع از خودم کشتم
!دروغگو
،اگه اون قاتل نبود
،چرا اعلام نکرديد ...چرا جرمتون رو
.به اولين کسي که بعد از اون اتفاق ديدين نگفتين
قانون ملزمه ؟
.در حقيقت،شما از چند تا خونه عبور کرديد
.قبل از اينکه گزارش بديد
،فکر کردم که شايد فاميلاي اون مرد مرده
.ممکنه اونجا زندگي کنن
... قانون بهتون اجازه ميده که از 2 تا خونه
.توي چنين شرايطي عبور کنيد
.ولي هيچوقت نميتونه 3 تا بشه
.تو برادر منو با خون سردي کشتي
.حقيقت نداره
.ما داشتيم سره يه مقدار زمين با هم بحث ميکردم
.اون چاقوشو بيرون کشيد
.تو اون زمين رو براي خودت ميخواستي
.تو دروغگوي ترسو هستي
کي گفته که من ترسوئم؟ .من ترسو نيستم
!ساکت
،از روش هميشگي پيروي نميشه
...اين قتل نميتونه جبران بشه مگر
.با تاوان دادن به خانواده ي قرباني
.قاتل پست ترين آدم بين مردمه
،و چون در عموم اتفاق نيفتاده،تاييد نشده
و مثه برخاستن يک قاتل سريالي
.براي قتل هايي انتقام جويانه هست
.که ميتونه خانوادتون رو گرفتار کنه
،سرورم،شما درباره ي اون زمين اطلاع داشتي ... ميدونستي که من ادعاي
!کافيه
.ازتون ميخوام که متهم رو نگاه کنيد
،اگه فکر ميکنيد که گناهکاره
.دستاتون رو بالا بيارين
.تصميم بايد اجماعا گرفته بشه
،"اريک تريوسن"
.تو به جرم قتل محکوم شدي
!آره !عادلانست
آرزو ميکني چطور بميري؟
.با گردن زدن، سرورم
.آرزوت برآورده ميشه
.حکم بايد فردا اجرا بشه
،بعدش مهماني برگذار ميشه .و در مورد حملات تابستاني بحث ميکنيم
.بايد بزنيش
!آره!آره
چرا اون داره ميخنده ،پدر؟
.اون ميخواد که خوب بميره،بدون ترس
بايد تاوان جناياتش رو بده
بايد نگاه کني، به خاطر خودش
اين کار تنها اميديه که ميتونه براي رسيدن به "والهالا (بهشت)" داشته باشه
.بدين خوک ها بخورنش
و من نفرينش ميکنم
باشد که هيچگاه به بهشت نرود
.باشد که هيچ وقت به ديدار خدايان نرسد
براي چي اين کارو کرد؟
نبايد اين حرفا رو ميزد
يکي ميگفت اون زمين رو براي خودش ميخواسته
و ميدونست "تريوسون" صاحب اون زمينه
اما از فروختنش امتناع ميکرد
شنيدي پسر؟
اينجا کارا اينجوري پيش ميره
"اُلاف" پسر "ايگُلف"
"بورن" پسر "راگنار"
اين هديه نمک و خاک تقديم تو ميشود
تا هميشه يادت باشد که
که تو هم متعلق به دريا و هم زمين هستي
اين دستبند، وفاداري تو را به من محکم ميکند
.فرمانروايت و رييس قبيله ات
هر سوگندي که به اين دستبند بخوري
.بايد محترم شماري و حفظش کني
حرف هام رو فهميدي؟ و به اين سوگند ميخوري؟
بله، ارباب
و آيا تو با خواست خود وفاداريت را به من ميبخشي
به فرمانروايت، رييس قبيله ات؟
بله، ارباب
.خوبه
ميتونين دستبند ها رو دستتون کنين
بياين اينجا
جشن را شروع کنيم
ارباب من
همه مون دوست داريم جشن بگيريم
اما در کنارش دوست داريم بدونيم
که اين تابستان کي حمله ميکنيم؟
نميتوني صبر کني "راگنر"؟
نه، بهمون بگين
ميخوايم بدونيم
اين حق رو داريم که بدونيم
.خيلي خب
دوباره به سمت شرق ميريم. به زمين هاي شرقي
و روسيه
هرسال
ما به يه جاي ثابت ميريم
اما يه جايگزيني هست
اگه بخواين
.اوه، بله، بله انتخاب
اين شايعات رو شنيدم، اين داستان ها
که اگه به غرب سفر کنيم
به يک سرزميني ميرسيم
غني و با نعمت هاي فراوان
اما بايد بگم که من کشتي هام رو به خطر نميندازم
يا اعتبارم رو
به خاطر اين داستان هاي خيالي
اونا کشتي هاي من هستن و من براشون هزينه ميکنم
و جايي ميرند که من دستور ميدم
حالا بياين ديگه اين بحث رو تموم کنيم
و جشن بگيريم
بذار ببينم
دستبند خوبيه
"راگنار لِتبروک"
اِرل هارولدسون" ميخواد باهات صحبت کنه"
خصوصي
پيش عموت بمون
"رگنر لِتبروک"
بشين
گرسنه اي؟
بله ارباب
ميخواي تو تالار من جشن بگيري؟
ميخواي با کشتي هاي من سفر کني؟
چيز ديگه اي هم از من ميخواي؟
...ارباب
همه اش درباره غرب حرف ميزني
ازش چي ميدوني؟ هان؟
چرا اينقدر مطمئني که
اونجا سرزميني با غنايم فراوان هست؟
مطمئن نيستم
اما باور دارم که
من اهميت نميدم تو به چي باور داري
اونجا بهم توهين کردي
و بار اولت هم نيست
اما باور کن، بار آخرت خواهد بود
کي بهت گفت ميتوني بري؟
تو يه کشاورزي
بايد با همون مقدار سهمي که داري راضي باشي
زمين ها کم هستم و متقاضي براشون زياده
و آدماي زيادي اينجا هستن
که دلشون ميخواد رو زمين تو کار کنند
ميفهمي که دارم چي ميگم؟
.متوجه ام
پس ديگه تو کاراي من دخالت نميکني
بهش اعتماد ندارم. مواظبش باشيد
باز داريم کجا ميريم ؟ من خيلي خسته شدم
ميخام با خدايان حرف بزنيم
کار ما همينه
چرا نمياي تو ؟ منتظرم
بشين
چي ميخاي؟
ميخام بدونم خديايان چه تدبيري برام انديشيدن
واسه خوت يا بچه؟
واسه خودم
خدايان آينده درخشاني رو واست در نظر گرفتن، ميبينمش
اما هر لحظه مي تونن ازت بگيرنش
براي داشتن جنين آينده بزرگي
بايد برخلاف قانون عمل کنم؟
بايد خدايان را قانع کني که طلسم را
به نفع تو بکار بگيرند
اما قوانين بشر
از حکمتُ تدبير خدايان پايين تره
پس بايد خودم قانونُ بگيرم دست؟
جواب بده
جواب پيش خودته
نه نيست
خوب برو و خودت از خدايان بپرس
از چي ميترسي؟
بيرون وايسا
باشه
اصلا بهم کمک نکردي پيرمرد
شايد سوال اشتباهي پرسيدي
اونا کجان؟
پسرام کجان؟
گفتي پيداشون کردي
بايد با يه فرد خاصي ملاقات کنيم
اسمش "فلوکي" ــه
فلوکي"؟"
مثل همون اسم خداي "لوکي" ؟
آره، اما فرق دارن
چه فرقي؟
اون خدا نيست
چرا اون به مراسم نيومد؟
... چـون
يه کم خجالتيه
"فلوکي"
"اين پسرمه "بورن
سلام
حالت چطوره؟
خوبم، ممنونم آقـا
بذار ببينم
چشمات به پدرت رفته
متاسفانه
چرا متاسفانه؟
چون معنيش اينه که مثل تو ميشه
و براي همين ميخواد که حتي بهتر از تو باشه
و به خاطر همين تو ازش متنفر ميشي
چه جوري ميتوني همچين چيزي رو فقط با نگاه کردن به صورتم بگي؟
خب با درخت ها هم همينجوريه
ميتونم بگم کدومشون چوب بهتري دارن
فقط هم با نگاه کردن بهشون
ميتونم درون درخت رو ببينم
فولکي" قايق ميسازه"
و البته چيزاي ديگه
خودشه
از اين درخت دو تا تخته خيلي خوب به دست مياد
به راحتي خم ميشند و شکل ميگيرند
مثل بدن يک زن
از جلو به عقب
وقتي اين درخت رو قطع کنم پيداشون ميکنم
واقعا همچين چيزي رو مي بيني؟
فکر ميکني شوخي ميکنم؟
من راجع به خيلي چيزا شوخي ميکنم
"پسر "راگنر
اما هيچ وقت نه درباره ساختن کشتي
وقعا فکر ميکني کشتي ها يه وسيله مرده هستن؟
خب ... قايق ما چي؟
سبکتره و ميشه بادبان بزرگتري براش درست کرد
ساختش فرق ميکنه
با يک تخته محکم مرکزي ساخته ميشه
دو تخته ديگه بالاش نصب ميشه
مستقيما به مرکز قايق مياد
اما اوني که زيره ... ببين
با گيره و طناب به چهارچوب متصل ميشه
اما ميخ نميشه
اينجوري با تناسب و هماهنگي با هم حرکت ميکنند
اين يعني اينکه قايق در برابر موج هاي سنگين مقاومت ميکنه
و از بينشون عبور ميکنه
قسمت مياني عميق تره. افرادم چه جوري ميتونن پارو بزنن؟
من اونا رو در چند قسمت ميبرم
و اينجوري اون قسمت ها وقتي که قايق رو به دريا ميندازيم، بسته ميشه
و فکر ميکني ميتـونه در برابر سفر دريايي طولاني تاب بياره؟
براي همينه که دارم اينجوري ميسازمش
اما به اندازه کافي مقاوم هست؟
تا امتحان نکنيم متوجه نميشيم
کي آماده ميشه؟
خب
چيه؟
پولمون ته کشيده
بايد بادبان و لنگرم پولشو بديم
من ميدونم آهنگرا چه شکلين، حرومزاده هاي حريص
اينم براي لنگر
اين تنها چيزيه که از سفرهاي تابستان گذشته واسم مونده
نگران نباش
به زودي به اندازه "دورف ها (کوتوله ها) ثروتمند ميشيم
دلم برات تنگ شده بود
وقتي رفته بوديم که اتفاقي نيفتاد؟
نه
تو هم دلت تنگ شده بود؟
!من از دوري عشقت مريض شدم
درونم خالي از هر شادي اي بود
اين چيزيه که ميخواي؟ آره؟
ميخواي که بخندونمت؟
الان نميخوام بخندم
الان ميخوام مثل يه گاو وحشي سوارت شم
مثل يه گاو وحشي خشمگين
سلام "بيورن" جوان
"سلام "رولو
مادر پدرت کجان؟
!دارن سکس ميکنن
خب.. آمـ
فکر کنم بايد صبر کنيم
"خب "گيدا
مادرت بهت ياد داد که چه جوري از سپر استفاده کني؟
آره ميدونم که چه جوري از سپر استفاده کنم
مادرت مبارز خيلي معروفي بود
بودم؟
هست، مبارز خيلي معروفيه
ما با هم تو يه ميدون جلوي شرقي ها مبارزه کرديم
اون مثل والکيره مي جنگيد (والکيره : افسانه شمال اروپا)
بجنبين بچه ها، برين بخوابين
منم بايد برم؟
بياين اين مردا رو يه کم تنها بذاريم
اما منم مردم. دستبد دارم
بذار يه کم بمونه
!وقته خوابه
بگو شب به خير
شب بخير بچه ها
شب به خير
!هي
خبراي جديد رو بگو
قايق چي شد؟
تقريبا حاضره
به فلوکي اعتماد داري؟
مگه اون اسکل نيست؟
اون بزرگترين قايق سازه، واسه اونکار بهش اعتماد دارم
من از تو دستور نميگيرم
نميام مگه اينکه همه برابر باشيم
ما برادريم
من و تو هميشه با هم برابريم
پس بايد خدمه پيدا کنيم
خيلي ها از خواسته "هارولدسون" سرپيچي نميکنن
خيلي ها ميترسن
خيلي هاشون ممکنه برن بهش خبر بدن و بهمون خيانت کنن
بايد برم دستشويي
ديروز با يه دختر شهري بودم
ممنون
خيلي هم خوشگل بود
اما وقتي از خوشحالي و رضايت جيغ کشيد
من نديدمش
به جاش تو رو ديدم
"لاگرتا"
اينجوري حرف نزن
چرا که نه؟
من هميشه به تو فکر ميکنم
اين خيلي بده
بهم توهين نکن، خانوم مبارز
نه
هيچ وقت بهت توهين نميکنم
تو خيلي جنگجوي خوبي هستي
اما شايد خيلي مرد خوبي نيستي
من يه چيزي ديدم
چي ديدي؟
يه نشونه
مطمئن شدم که داريم کار درست رو انجام ميديم
شب به خير برادر
...اين - نميخاد بگي -
تو چشمات ديدم
زيباست
اگه کار کنه اونموقع زيباست
بادبان رو باز کن
فولکي"، بادبان"
اين غرق ميشه
نه هيچم غرق نميشه
هيچ وقت نبايد ميگفتم که ميتونم همچين قايقي بسازم
خيلي فراتر از توانايي هاي حقير منه
من بادبان رو ميندازم
"خيلي متاسفم "راگنار
.همه پولت رو هدر دادم همش الکي بود
ساکت شو مرد
حالا داره با سرعت حرکت ميکنه
واقعا زيباست
چرا منو باور نکردي؟
گفتم ميتونم انجامش بدم
حالا همه اش ديگه به تو بستگي داره "راگنار لاتبروک"
کاري از تيم ترجمه ي پرشين ترنس
ترجمه وزيرنويس از الهه ونيما Dark Assassin & ELAHE
jojein : 720p ganool تنظيم براي نسخه
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.