Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
دانلود زیرنویس فارسی **SARVSUB.COM**
=منشا سه زندگی=
=قسمت 20=
♪ پرواز غازهای مهاجر جلوی چشمان مشتاق من♪
♪ولی هرگز بعد از بهار برنگرد♪
زیر هلال فزاینده ماه، تنها♪ ♪ با چهره ای نگران و رنگ پریده
♪کسی رو ندارم که باهاش مشروب بخورم♪
وقتی خورشید غروب می کنه♪ ♪ سالهای من پراکنده میشه
♪مثل برف که در سراسر آسمان پرواز می کنه♪
بی باک، گلبرگ های ریزان♪ ♪ عاشق رودخانه شرقی هستن
♪ همه چیز برای هیچ، شبیه کسی که می شناسیم♪
♪ می ترسم گذشته در یک لحظه از بین بره♪
♪ و من بیشتر از سفر تنهایی به دنیا می ترسم♪
♪ یادآوری خاطرات در میان بی حوصلگی♪
♪از دست دادن عزیزان در حالی که پیر می شوی♪
♪ می ترسم گذشته در یک لحظه از بین بره♪
من حتی از فکر کردن به دیدار آسمان و دریا♪ ♪ هم می ترسم
با هر بازدید از قلمرو فانی♪ ♪ملاقات با تو رنج بیشتری به همراه داره
هیچ عشقی در دنیا وجود نداره ♪ ♪که با اشک همراه نباشه
اعلیحضرت
من برگشتم
لباس عروسیت رو آماده کردی؟
خیلی وقت پیش آماده کرده بودم
منتظر بودم برگردی تا بتونم عروس تو بشم
بی باک، گلبرگ های ریزان♪ ♪ عاشق رودخانه شرقی هستن
♪ همه چیز برای هیچ، شبیه کسی که می شناسیم♪
♪ می ترسم گذشته در یک لحظه از بین بره♪
♪ و من بیشتر از سفر تنهایی به دنیا می ترسم♪
♪ یادآوری خاطرات در میان بی حوصلگی♪
تو
متاسفم
بهم دروغ گفتی؟
اعلیحضرت
قسم میخورم امروز آخرین باری بود که بهت دروغ گفتم
از حالا
توی این زندگی
و زندگی بعدی
و زندگی بعدش، همیشه مال توعم
زندگی بعدی
و زندگی بعدش؟
بهت اعتماد کرده بودم
چیزی رو ازت پنهون نکردم
با این حال، اصلا باهام صادق نبودی
امپراتوری لینگ و شنگ بزرگ نسلها رقیب هم بودن
چطوری میتونستیم علیه هم دسیسه نچینیم؟
تو هم منو فریب دادی، مگه نه؟
آره
من با ماجرای شاهزاده سوم فریبت دادم
ولی اون لحظه های لذت بخشی که با هم گذروندیم چی میشن؟
همش الکی بود؟
از همون اول تا آخرش عاشقت بودم
آره
فقط به خاطر عشق تو به من بود که
به هدفم رسیدم
تو واقعا یه چیز دیگه ای
نترسیدی که موقع قیام لرد یونگ
از ناراحتی بکشمت؟
نابرده رنج گنج میسر نمی شود
حرکت خطرناکی برای شروع بود
اگه خودم رو تو همچین موقعیت خطرناکی قرار نمیدادم
چطوری میتونستم اعتمادت رو بدست بیارم
و نشان ببر رو ازت بگیرم؟
من مثل تو بی رحم نیستم
من باختم
نه
چینگ هوان، تو نباختی
من دوستت دارم
بعد همه این اتفاق ها
که ارتشم رو بر ضد من رهبری کردی
و تهدیدم کردی
حالا داری میگی دوستم داری؟
دروغه
چینگ هوان
من و تو عضو خانواده سلطنتی هستیم
ما مسئولیت هامون رو درک میکنیم
آره
اولش داشتم تظاهر میکردم
ولی بعدش، واقعا عاشقت شدم
شاید به خاطر این بود که گذاشتی ببوسمت
شاید یه خاطر این بود که من رو از دست قاتل نجات دادی
شاید به خاطر کاری بود که رو تخت کردیم
من همیشه فکر میکردم
من، بای زه، به خاطر امپراتوری لینگ و مردمش
به دنیا اومدم
ولی وقتی دیدمت فهمیدم
میخوام برای یه بار هم که شده خودخواه باشم
دیگه نمیخواستم به خاطر اون ها زندگی کنم
میخواستم برای خودم زندگی کنم
میخواستم شوهرت باشم
میخواستم با تو پیر بشم
تا زمانی که مرگ از هم جدامون کنه
دیگه به هدفت رسیدی
چرا هنوز داری تظاهر میکنی؟
چینگ هوان، جدی میگم
واقعا دوستت دارم
اگه تسلیم بشی
تو رو امپراتور لینگ بزرگ میکنم
حالا که واقعا همدیگه رو دوست داریم
چه فرقی میکنه من تو رو ملکه کنم
یا تو من رو پادشاه کنی؟
داری میپرسی فرقش چیه؟
فرقش اینه
چینگ هوان
دیگه خیلی دیره
کشتن من بیهوده ست
اعلیحضرت
اعلیحضرت
ارتش اسیران پایتخت شنگ رو احاطه کردن
ارتش شاهنشاهی
شکست خورده
چینگ هوان
فقط تمومش کن
بذار عاشقت باشم، باشه؟
اگه الان بکشمت
ارتش اسیران دیگه رهبری نداره
و از هم می پاشه
حتی اگه من رو بکشی
شاهزاده سوم انتقامم رو می گیره
اون موقع، فقط مردم صدمه می بینن
پس، شاهزاده سوم هم جزء همدست هات بود؟
از وقتی به امپراتوری شنگ بزرگ پا گذاشتی
همه ی کارهات
از قبل برنامه ریزی شده بود
چینگ هوان، حقیقت نداره
من واقعا دوستت دارم، لطفا باور کن
اگه پادشاهی رو بدی بهم
باهات خوب رفتار میکنم
باشه؟
چینگ هوان، لطفا بهم اعتماد کن
چینگ هوان
برای آخرین بار بهم اعتماد کن
من نیازی ندارم که باهام خوب رفتار کنی
فقط با مردمم خوب رفتار کن
باشه
بهت قول میدم
اگه ملکه من بشی
با افراد شنگ بزرگ به خوبی رفتار میکنم
قسم میخورم
خوبه
ممنون
اعلیحضرت
چینگ هوان
چینگ هوان
چینگ هوان
♪از بین جمعیت پرسه زدم♪
♪همانطور که چیزهای شگفت انگیزتری در انتظارن♪
♪غروبی از گذشته دوباره ظاهر شد♪
♪ هزاران قایق بادبانی در دریای ابرها رانده شدن♪
♪و در اسکله های مختلف پهلو گرفتن♪
♪فقط دم گربه ای و موهای سفیدم باقی مونده♪
♪بیا بریم♪
♪یک سال دیگه♪
همان طور که شب را کنار زدم♪ ♪ به تنهایی به سمت روز سفر کردم
♪کوبیدن باران♪
♪غم رو بیدار کرد♪
♪ در میان هیاهو دارم از تنهایی گریه میکنم♪
سختی های زیادی رو از گرفتاری های دنیا♪ ♪تحمل کردم
♪میدونستم نمیتونم زمان رو به عقب برگردونم♪
♪بعد از اینکه بر فراز و نشیب های زندگی غلبه کردی♪
♪اونوقته که بی ثباتی دنیا رو می فهمی♪
می خواستم از این سال ها لذت ببرم♪ ♪ ولی یک شبه به کابوس تبدیل شد
♪میدونستم نمیتونم زمان رو به عقب برگردونم♪
می خواستم از این سال ها لذت ببرم♪ ♪ ولی یک شبه به کابوس تبدیل شد
♪میدونستم نمیتونم زمان رو به عقب برگردونم♪
♪مست غم نمیشی♪
♪تا زمانی که درگیر عشق نشدی♪
می خواستم از این سال ها لذت ببرم♪ ♪ ولی یک شبه به کابوس تبدیل شد
♪میدونستم نمیتونم زمان رو به عقب برگردونم♪
♪مست غم نمیشی♪
♪تا زمانی که درگیر عشق نشدی♪
♪تا زمانی که درگیر عشق نشدی♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.