Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
دانلود زیرنویس فارسی **SARVSUB.COM**
=عاشقانه گل دو قلو=
=قسمت 11=
تموم شد
بانوی من
شما خیلی عالی هستین
فقط توی یه روز
این عمارت کهنه
خیلی با قبل متفاوته
البته
فکر کردی من کی هستم؟
خیلی خوب
مو شو
امروز سرت شلوغ بود
توام دیگه برگرد
بله، بانوی من
(عمارت جیانگ ژن)
چیشد؟
مارکیز من بی مصرفم
نتونستم موش رو پیدا کنم
چطور ممکنه؟
همین الان دیدم
اونجا بودم
امکان نداره اینجا باشه ها؟
گوی بای
بازم دنبالش بگرد
چشم
مارکیز
بعضیا میگن
موشا خیلی باهوشن
اونا میتونن همه
حرفای ما رو بشنون
برای همین ممکنه بعد اینکه شنیده
میخوایم بگیریمش یه جایی قایم شده
فکر میکنم در حال حاضر
نمیتونیم بگیریمش
فراموشش کن
امشب اینجا میخوابم
فوقش میتونم
اگه خواست صورتم رو گاز بگیره
با دستام صورتمو بپوشونم
این چیز مهمی نیست
یا هم میتونی
توی اتاق من بخوابی
من روی تخت میخوابم تو روی تخت بخواب
اگه هم طاقت نداری ببینی روی زمین میخوابم
ما میتونیم
جاهامون رو باهم عوض کنیم
نمیام
واقعا؟
گوی بای، بیا بریم
چطوره فردا بهت یه مهره آبی بدم؟
چرا؟
برای اینکه حاضری روی زمین بخوابی
تا من روی تخت بخوابم
فردا به گوی بای میگم
حتما موش رو بگیره
اونوقت
برگرد تو اتاق خودت بخواب
خودت رو ببین
همین تازگیا وارد های فانگ شدی
یا یه تابوت دیدم
یا یه موش توی اتاق بود
خیلی ترسناکه
به چند نفر توهین کردی؟
من به اندازه تو قدرتمند نیستم
چرا من قدرتمندم؟
منظورت وقتیه که توی عمارت نینگ بودم؟
درسته
اگه بهش اشاره نمیکردی یادم میرفت
اون زمان
توی دستور دادن به خدمتکارای عمارت نینگ مهارت داشتم
و همشون کاملا مطیع من بودم
این چطوره؟
فردا
به بقیه خدمتکارا رشوه میدم؟
اگه کار کرد
بهم دوتا مهره قرمز بده
چی فکر میکنی؟ گرون نیست درسته؟
اگه واقعا بتونی درستش کنی
دو مهره قرمز که هیچی نیست
میتونم بهت 100 تا مهره قرمز بدم
چطوره؟
واقعا؟
100تا مهره قرمز؟
بخواب
زیر قولت نزنی ها
(100تا مهره قرمز)
100تا مهره قرمز
اعلیحضرت
شنیدم این روزا
نخست وزیر لیو بیمار بودن
حتی بعد از فرستادن طبیب سلطنتی
برای درمانشون هم حالشون خوب نشده
امروز هم نتونستن به جلسه دربار بیان
و من میدونم
به این دلیله که
اون خیلی نگران
مسائل درباریه
نخست وزیر لیو یه مقام عالی رتبه ست
و قبل از پرداختن به امور دولتی باید خوب استراحت کنن
جرات میکنم
ازتون درخواست کنم
یه سرپرست برای نخست وزیری انتخاب کنین
تا جناب لیو با خیال راحت استراحت کنن
جناب وانگ شما کسی رو پیشنهاد میکنین؟
اعلیحضرت
این موضوع مهمیه
و تنها کسی که فضیلت و هوشش رو داره
و برای این مقام واجد شرایط بود
نماینده جناح چپ
یعنی جناب نینگ
برای اینکار مناسب بودن
اما اون قانون رو زیرپا گذاشت
و به های فانگ تبعید شد
برای همین میترسم صلاحیت اینکار رو نداشته باشه
بنظرم
میتونم بذاریم
جناب لینگ، نماینده جناح راست
این مقام رو برعهده بگیرن
جناب وانگ خیلی نگران نباشین
طبیب امپراتوری بهم گفتن
...که نخست وزیر لیو
خواجه سائو
...تا چند روز آینده بهتر میشن
پس بیاین فعلا
موضوع نخست وزیر رو بذاریم کنار
اعلیحضرت، ارباب تان اجازه ورود میخوان
داخل بشن
ارباب تان به داخل احضار میشن
به اعلیحضرت احترام میذارم
عمو
امروز برای چه موضوعی اومدین؟
اعلیحضرت
برای موضوع نخست وزیر اومدم
جناب لیو پیره
و برای مدت طولانی بیمار بوده
پس دیگه این مقام
براشون مناسب نیست
در مورد نخست وزیر جدید
مایلم کسی رو معرفی کنم
کیه؟
منظورم نماینده لینگ ئه
همین الان
وزیر دادگستری، جناب وانگ
هم به این موضوع اشاره کردن
انتظار نداشتم شما هم بهش اشاره کنین
به نظر میرسه
شما دونفر باهم ارتباط عمیقی دارین
اعلیحضرت
هیچوقت در این مورد با جناب وانگ حرفی نزدم
اما حالا که ایشون
هم همین فکر رو دارن
میتونیم بگیم که
این خواسته بهشته
عمو
مقام نخست وزیری
برای ملت ما اهمیت زیادی داره
پس مجبورم
با دقت دربارش فکر کنم
هیچ تاخیری جایز نیست، اعلیحضرت
اعلیحضرت چطوره
نظر بقیه مقامات رو هم بپرسین؟
اعلیحضرت
فکر میکنم
انتخاب نخست وزیر جدید
نباید به تاخیر بیوفته
اعلیحضرت
منم فکر میکنم
انتخاب نخست وزیر جدید
نباید به تاخیر بیوفته
موافقم
موافقم
موافقم
موافقم
موافقم
موافقم
موافقم
موافقم
موافقم
حالا که همتون موافقین
منظورتون اینکه
تصمیم من
اشتباهه؟
جرات نمیکنیم
لینگ جیان شینگ
تو چی فکر میکنی؟
همه چیز به شما بستگی داره، اعلیحضرت
اعلیحضرت
اعلیحضرت، من مخالفم
اعلیحضرت
استادم
تا چند روز دیگه
حالشون خوب میشه
پس نیاری نیست
اینقدر عجولانه
نخست وزیر جدیدی انتخاب کنیم
بیشتر از اون نیازی به تعیین مقام سرپرست نخست وزیری نداری
به علاوه
فکر نمیکنم جناب لینگ
مناسب ترین فرد باشن
پس شما کی رو توصیه میکنین؟
میخوام خودم رو توصیه کنم
امیدوارم نگرانی ها و بارهای روی دوشتون رو کم کنم
وصادقانه بتونم
به ملت و مردم کمک کنم
منم میخوام خودم رو توصیه کنم
منم میخوام نخست وزیر بشم
و باری از روی دوش ملت کم کنم
درسته من یه ژنرال نظامی هستم
اما به ملت خودم وفادارم
اگه کسی مقام نخست وزیری رو نخواد
من حاضرم نخست وزیر بشم
و نگرانی های اعلیحضرت رو کمتر کنم
چقدر مسخره ست
اعلیحضرت
عمو
مقام نخست وزیری
واقعا مهمه
و مقامات زیادی
میخوان این مقام رو بدست بیارن
بنابراین
قبل از تصمیم گیری باید خوب دربارش فکر کنم
خیلی خوب
بیاین امروز همین جا تمومش کنیم
جلسه تمومه
زنده باد اعلیحضرت
راه دیگه ای هست؟
...چطوره من
اوضاع چطوره؟
بانوی درجه دوم دربار امپراتوری
من همین الانم 100 تا
مهره قرمز رو آماده کردم
چرا مردم های فانگ
اینقدر سرسختن؟
چرا همه چیز رو رد میکنن؟
تا حالا بهش فکر کردی
که مشکل اونا پول نیست؟
پس چیه؟
بعدا میخوای چیکار کنی؟
من؟
من که مثل بعضیا نیستم
که فقط بیکار میشینن و غذا میخورن
من
بعدا میخوام برم
بعضی چیزا رو بررسی کنم
بهرحال که من
میخواستم تو پایتخت یه غرفه باز کنم
اما تو نقشه منو خراب کردی
حالا که توی های فانگ ام
من هنوزم
میخوام غرفه سرخاب
خودم رو بازم کنم
باشه
پس منم باهات میام
نیازی نیست
حالا میتونم؟
باشه
به چی فکر میکنی؟
...همش احساس میکنم که
...همش احساس میکنم که
..که انگار
منم نمیدونم
هیچی
یه نگاهی بندازین
بیاین نگاه کنین
بانو, نگاه کن
...بانو این
مرواریدا خیلی بزرگن
اولین باره همچین مروارید بزرگی میبینم
...من
برام مناسب نیست درسته؟
یکم زیاده رویه
بذار درش بیارم
بانو
این مروارید چندن؟
فکر میکنم باید گرون باشن
بزرگا هر کدوم 30 تیل ئه
30تیل؟
خوب کوچیکا چطور؟
هر کدوم 15 تیل
هر یکی 15 تیل؟
ممنونم
خواهش میکنم
قسمت مروارید اینجا
یک پنجم پایتخته
یک پنجم
میتونم از اینجا مروارید بخرم
و پودرشون کنم
و به کرم صورت فی وانم
اینا رو اضافه کنم
نه تنها پوست رو سفید میکنه
بلکه هرینه رو هم کمتر میکنه
عالیه
ببین
گل های تازه
رئیس
این چه گلیه؟
اسمش جی دانه
گل جی دان؟
بانو محلی نیستی درسته؟
بانو های جوان توی های فانگ
از گل به عنوان یه
زیورالات طبیعی استفاده میکنن
و مثل سنجاق به موهاشون میزنن
ارباب جوان
چرا برای همسرت نمیخری؟
اونا رو بسته بندی کنین
این گل شاخ مانند چیه؟
اینا گلای شاخ مانند نیستن
بهشون میگن کالای وحشی (م: کالا سرده ای از گیاهان گلدار)
ببخشید؟
کالای وحشی
کالای وحشی
بانو
میتونین یکمش رو بخرین و برای تزئین استفاده کنین
اما به هیچ عنوان نخورینش
اگه اینکار رو بکنین
مسموم و بیهوش میشین
و لب هاتون بی حس میشه
هیچکس گل نمیخوره
رئیس
بنظرم این گل خیلی قشنگه
یکمش رو بسته بندی کنین
باشه؟
باشه
ممنونم
رئیس
شما گلای زیادی دارین
بعدا ازتون میخرم
باعث افتخارمه
که بتونم گلا رو در اختیارتون بذارم
اما همه گلا رو من
از بیرون میخرم
بدون اجازه گروه اژدها
کشتی ها نمیتونن توی اسکله متوقف بشن
تو امروز خوش شانسی
نمیدونم کی میتونم
بار بعدیم رو بگیرم
چرا گروه اژدها به پهلوگیری
کشتی های باری نظارت میکنه؟
ارباب جوان شاید ندونین
بعد از مرگ آخرین قاضی اینجا
گروه اژدها به دستور عمارت دادگستری
از اسکله ها محافظت میکنن
ارباب جوان
راستش
گروه اژدها جاسوسای زیادی دارن
پس بهتره که
درباره این موضوع چیزی نپرسین
رئیس
اینا رو هم برام بذارین
بهش پول بده
بفرمایین بانو
ممنونم
ممنونم بانو
خداحافظ
ممنون بانو
گل تازه
گل های تازه
خیلی قشنگن
گرسنه نیستی؟
من یکم گرسنه ام
بیا یکم غذا بخوریم
باشه
بذار بهت بگم
جلوتر یه مغازه کبابی هست
که خانواده شیه اداره اش میکنن
کبابشون خیلی خوشمزه ست
همینطور یه نودل فروشی
اون طرف خیابون هست
اسمش رو یادم رفته
...اما گه میرفتم
به چی نگاه میکنی؟
(رستوران تینگ یون)
این غذاخوری هم خوبه
بیا بریم
زود باش. دارم از گرسنگی میمیرم
پیشخدمت
ارباب, بانو
بفرمایین
چرا وقتی موقع ناهاره
هیچکس توی غذاخوریتون نیست؟
اینجا بشینین
بفرمایین
بیا غذا سفارش بدیم
لیست غذاها اینجاست
...من میخوام
خیار تازه مخلوط دو تیل
قیمت سه رنگ نخ توی سس ترش پنج تیل
کپور بخارپز 15 تیل
انتظار نداشتم قیمت غذاهاتون
اینقدر بالا باشه
خیلی گرونه
جای تعجب نیست
حتی یه مشتری هم ندارین
بیا بریم یه غذاخوری دیگه
همسرم
چطوره
همینجا غذا بخوریم
چقدر تو احمقی
معلومه یه تله برای مسافراست
بریم
بهتره چیزا رو همونطور که پیش میان قبول کنیم
حالت خوبه؟
واقعا میخوای اینجا غذا بخوری؟
خودت بخور من پول ندارم
...خوب
نرین بانو
من دارم میرم خونه
بانو
خوش اومدین
امیدوارم بازم بیاین
بیا بریم
چه ولخرجی
پیشخدمت بیا اینجا
چیشده جناب؟
به رئیست جناب لو بگو
بهتره غذا ها رو
طبق روال عادی درست کنه
من نمیدونم
منظورتون چیه جناب قاضی
از کجا میدونی که من قاضی ام؟
بهش بگو
همونطوری که با
آخرین قاضی کار کردن
نخواد با منم کار کنه
این روشش کار نمیکنه
برادر من از این اطراف پرسیدم
هر نوع محموله
که توی بازاره
تامین کنندگان خاصی برای تهیه اشون هست
و همه کشتی های باری
باید به دستور گروه اژدها
توی اسکله پهلو بگیرن
رئیس گروه اژدها
شن لیان چنگ
باید یکی از اعضای گروه چای
که ما دنبالشونیم باشه
یه راهی پیدا کن
که به گروه اژدها ملحق بشیم
باید حقیقت رو پیدا کنیم
چشم
شما ها کی هستین؟
میخواین چیکار کنین؟
به شوهرت هشدار بده
باید وقتی توی های فانگه
موقعیت خودش رو بشناسه
داری تهدیدم میکنی درسته؟
بگو
کی تو رو فرستاده؟
تو زیادی میدونی
به نفعته که مثل
بچه خوب باهام برگردی
وگرنه
منو بخاطر بی رحم بودنم سرزنش نکن
بهت هشدار میدم
بهم صدمه نزن
این گل سمیه
اگه جرات کنی بهم صدمه بزنی
بهت رحم نمیکنم
سمی؟
...نکن
من که اینطور فکر نمیکنم
بنظرم فقط داری مسخرم میکنی
واقعا سمیه
قبلا بهت هشدار دادم
الان برو پیش طبیب
اونو ببر
مارکیز برگشتین
از چیزی که خواستین بررسی کنم
یه سرنخ بدست آوردم
اوضاع چطوره؟
پیشکار لو, لو ده کوی
واقعا آدم معمولی نیست
یه هویت دیگه هم داره
اون صاحب غذاخوری تینگ یونه درسته؟
مارکیز شما میدونین؟
وقتی امروز توی بازار بودم
اتفاقی دیدمش
راستی
بررسی کن ببین
توی های فانگ
کدوم مشاغل
متعلق به گروه اژدهاست؟
چشم
همسرم کجاست؟
بانو
هنوز برنگشتن
برنگشته؟
همسرم کجاست؟
ارباب نمیفهمم
منظورتون چیه؟
متوجه نمیشی؟
لو ده کوی مالک غذاخوری تینگ یونی
چطوری وقت داری
پیشکار عمارت قاضی باشی؟
نکنه بخاطر اینکه
گروه اژدها بهت پول کافی نمیده؟
برای آخرین بار ازت میپرسم
همسرم کجاست؟
...اون
اگه جوابمو نمیدی
تابوت توی اتاق رو
برات آماده میکنم
لطفا بهم رحم کنین
بهم رحم کنین
حتما
حتما پیش لی مینگ
توی قمارخونه جیومو ئه
اون دیروز گفت
میخواد یه جوری
شما رو شکست بده
قمارخونه جیومو؟
درسته
قبل اینکه بیام پیشت
تو اومدی پیش من
بهت دوساعت وقت میدم تا با افرادت
از عمارت قاضی گم شین بیرون- بیا بریم-
بانو نی
بیدار شدین
برادر یوان؟
حالت خوبه؟
سرت درد میکنه؟
من خوبم
من الان
توی پایتختم؟
اینجا عمارت من توی های فانگه
درسته
...من توی
شما هم توی ها فانگ این؟
من یه تاجر سرگردانم
و اتفاقی برای تجارت به های فانگ اومدم
انتظار نداشتم
تصادفا دوباره اینجا
همو ببینیم
یادم میاد
وقتی توی خیابون میدوییدم
یکی به سرم صربه زد
تو بودی؟
درسته
راهزنا رو فراری دادم
و نجاتت دادم
پس
اون راهزنا رو دستگیر کردین؟
اونا فرار کردن
فکر میکنم این موضوع
باید به نینگ یوشوان مربوط باشه
باید برم پیشش
بانو نی
جناب نینگ الان توی عمات نیست
اون کجاست
شنیدم که
به قمارخونه رفته
قمارخونه؟
چرا رفته اونجا؟
نمیدونم
اون خیلی سریع خودشو با آداب محلی ها وفق میده
توی هیچکاری خوب نیستی
...جناب لی من
این مزخرفات رو تموم کن
حتی نمیتونین یه زن رو بگیرین
(لی مینگ) لیاقت ندارین- معذرت میخوام-
درسته
خوبه
جرات کرده بیاد اینجا
نمیدونستم شما اومدین جناب نینگ
متاسفم که نتونستم
بهتون خوشامد بگم
منو میشناسی؟
من چندین ساله که
توی های فانگ زندگی میکنم
و برای هر قاضی جدیدی
یه هدیه بزرگ آماده میکنم
میخواستم براتون یه هدیه آماده کنم
اما خودتون اومدین پیش من
مگه تو
قبلا بهم هدیه ندادی؟
بگو همسرم کجاست؟
جناب نینگ
این تویی که نتونستی
مراقب همسرت باشی
چرا سراغشو از من میگیری؟
خیلی مسخره ست, اینطور نیست؟
جناب نینگ بذارین بهتون بگم
من همه دخترای
عمارت ژوی شیان
و عمارت شوی یان رو دوست دارم
اما هیچوقت همسرت رو ندیدم
گستاخ
خوب جناب نینگ
اگه بخواین دربارش ازم بپرسین
هیچ اشکالی نداره
اما همه چیز توی قمارخونه ام
با قمار تصمیم گیری میشه
اگه برنده شدی
ممکنه خبری که درباره اش دارم
رو بهت بگم
البته
اگه باختی
من ازتون
یه پاداش میخوام
چه پاداشی میخوای؟
به کفشام نگاه کنین
به پاهام نمیان
هر کدوم از قاضی های های فانگ
دوست من هستن
و اغلب بهم کمک میکنن تا کفشامو بپوشم
خوب جناب
اگه باختین
بهم کمک کنین کفشامو بپوشم
جناب نینگ
چیز مهمی نیست
چیز مهمی نیست
بیا دیگه. بیاین ادامه بدیم
به نفر رو بفرست همسرم رو پیدا کنه
چشم
بیاین
شرطم رو عوض میکنم
بیاین ببینین
دوباره باخت
درسته
اون 100 تیل دیگه از دست داد
به عنوان یه قاضی
چطور ممکنه اینقدر پول داشته باشه؟
درسته
اون 100 تیل رو داره؟
درسته؟
اصلا عصبانی نیست
میخواد چیکار کنه؟
درسته
سه گانه ست
درسته
دوباره سه گانه ست
جناب نینگ
به نظر میاد امروز خیلی خوش شانسم
توی دو دور شکستت دادم
اگه دور آخرم شکست بخوری
باید کفشام رو برام بپوشونی
کارتون تموم شد؟
جناب نینگ
بازش کنین
انگار برنده شدم
جناب نینگ
سوتفاهم شده
من توی این تاس
سربی نذاشتم
سرب؟
اون سر هممون رو کلاه گذاشته
نه من اینکار رو نکردم
پولمون رو بده
اینجاست
ببخشید. لطفا راه رو باز کنین
ببخشید
برادرا
شنیدین که
قاضی جدید
توی این قمار
بیشتر از صد تیل شرط بندی کرده؟
بعدش چی شد؟
هر دفعه باخت
تا الان باید هزار تیل باخته باشه
درسته
کلی پول از دست داده
آره
بالای هزار تیل شده- نینگ یوشوان-
من که شک دارم
واقعا قاضیه یا نه؟
راه رو باز کنین
اون کیه؟
پولمون رو پس بده
انتظار نداشتم
بخاطر اینکه قمارخونه جیومو
معروف ترین قمارخونه های فانگ بشه
توی تاسا سرب بذاری
گوی بای
این قمارخونه رو ببندین
چشم
ارباب لطفا به حرفام گوش بدین
برین پیشش
باید سوتفاهم شده باشه
اونا مال من نیستن- ارباب-
ارباب- ارباب-
نه
اونا مال من نیستن- ...شما ها-
ارباب
نینگ یوشوان
همسرم
...راستش
میتونم بهت توضیح بدم
راستش
این چهارتا بانو
منو محاصره کردن
...و بعدش
قضیه اون چیزی که
تو میبینی نیست
چیشده؟
اون کیه؟
همگی
امروز لازمه که
به یه سری امور خانوادگی رسیدگی کنم
تا فرهنگ خانواده اصلاح بشه
...من
...این
نمیخوام به هیچ آدم بیگناهی صدمه بزنم
پس اگه دوست ندارین صدمه ببینین
از سر راهم برین کنار
از سر راهم برین کنار
قضیه اونی نیست که تو فکر میکنی
بانوی من، لطفا آروم باشین
نمیخوام بزنمت، برو کنار
تا سه میشمارم
از سر راهم برو کنار
یک
گوی بای بجای من براش توضیح بده
دو
بهش بگو
سه
... تو- گوی بای-
ببین امروز چیکار کردی
چطور جرات کردی قمار کنی
گوی بای همراهم بود
برو ازش بپرس
چطور جرات کردی
ولش کن
نمیخوام
حالش خوبه؟
...من
...تو
همسرم
تو خیلی شجاعی
این آدم
صاحب متقلب
این قمارخونه ست
اگه بمیره هم اشکالی نداره
ممنونم همسرم
یعنی اینقدر عالی ام؟
ولی هنوز کارم با تو تموم نشده
فکر نکن این قضیه تموم شده
بیا اول برگردیم خونه
آروم باش، آروم باش
باشه
به چی نگاه میکنی؟
پول زیادی کلاهبرداری کرده
باید خیلی وقت پیش دستگیر میشد
نظرت چیه؟
من دستگیرش کردم، درسته؟
خودت رو ببین
اگه زودتر بهم میگفتی
منم اینقدر عصبانی نمیشدم
ولی بهم فرصت توضیح ندادی
... پس میگی تقصیر
اما من واقعا
رفته بودم اونجا دنبال تو بگردم
از کجا باید میدونستم؟
لحظه ای که اومدم داخل
دیدم چندتا زن دورت رو گرفتن
معلومه که عصبانی میشم
معذرت میخوام
...این
این شد یه چیزی
...ولی
کی نجاتت داد
وقتی تو نبودی یکی نجاتم داد
خوشبختانه
با یه دوست
از پایتخت ملاقات کردم
وگرنه
مرده بودم
یه دوست؟
آره
اسمش یوان لانگ ئه
یه تاجره که همیشه درحال مسافرته
و امروز اتفاقا تو های فانگ بود
باید ازش تشکر کنی
از پایتخت اومده اینجا؟
بررسیش کن
چیکار میکنی؟
تکون نخور
نه
کلی آدم اینجاست
حرکت نکن
حرکت نکن
آره، یه متقلب رو برامون دستگیر کرد
میخوام همه ببینن که
من همسر قاضی ام
ببینم کی جرات داره در آینده نزدیکت بشه
تو نگاه اول که خوب بنظر میاد
قاضی خیلی خوبیه
درسته
قدم خوبی برامون برداشت
درسته
خیلی خوش شانسیم
اره قاضی خوبیه
قاضی خوبیه
جناب وانگ
گروه اژدها
(وانگ جین یائو) خیلی بیپروا شدن
جرأت کرده همسر قاضی جدید
رو تو اولین روز شروع به کارش بدزده
خوشبختانه همسرش سالمه
برو
براش یه دعوت نامه بفرست
و ازش بخواه فردا
توی جشن تولدم شرکت کنه
بیا به قاضی جدیدمون
به خوبی دلگرمی بدیم
چشم
بانو وانگ
(وانگ یوئه لی)
پدر
فردا جشن تولدتونه
چرا هنوز نخوابیدین؟
فردا
مهمون مهمی داریم
بهتره ساکت بمونی
و بی ادبی نکنی
این مهمون کی هست؟
قاضی جدید
نینگ یوشوان
پدر
اون که فقط یه قاضی کوچیکه
نیازی نیست بهش اهمیت بدین
اون یه آدم معمولی نیست
این آدم
رو شخص اعلیحضرت
به اینجا فرستادن
حالا فهمیدی
چرا باید اینکارا رو بکنیم؟
بهرحال
ساکت بمون
فهمیدم پدر
بانوی من
کلی غرفه رو بررسی کردیم
اما هیچ کدوم مناسب نیستن
یا کوچیکن
یا راهشون خیلی دوره
یا هم
داخلشون
خیلی مرطوبه
اگه نتونستیم یه جای خوب پیدا کنیم
چطوره
تو خیابونا بفروشیمش؟
بهتره اینکار رو نکنیم
...آخه اینجوری
ولی اگه
یه جای مناسب پیدا نکنیم
نمیتونیم کارمونم شروع کنیم
بانو نی
برادر یوان
چرا هرقت همو میبینیم
قیافه اتون توی همه؟
نگران چی هستین؟
اسمش رو هم نیار
همه خیابونای
های فانگ رو گشتم
ولی
هنوزم جایی که
مناسب باشه پیدا نکردم
بانو نی
اتفاقا من
چند روز پیش
یه جای خوب دیدم
نمیدونم ازش خوشتون میاد یا نه
چطوره ببرمتون یه نگاهی بهش بندازین؟
واقعا؟
البته
اینجاست
رئیس
اومدین مغازه رو ببینین؟
راحت باشین و همه جا رو نگاه کنین
در مغازه
رو به جنوبه
که رو به روی خیابونه
پنجره ها هم سمت شمال ان
یه پیشخوان داره
که کنارش
قفسه های خالی هست
انبار هم داره؟
بله
پشت این در حیاط خلوته
و اونجا یه انبار بزرگ هست
جاش خشک و تاریکه
خنکه و تهویه هم داره
عالیه
نظرتون چیه بانو نی؟
دوستش دارین؟
دوستش دارم
چون مغازهاش خیلی خوبه
قیمتش رو
ازش پرسیدی؟
...من
رئیس
میشه
بگین
قیمت این مغازه چقدره؟
اگه واقعا از اینجا خوشتون اومده
با تخفیف بهتون
هشتصد تیل میدمش
قیمت خیلی خوبیه
ولی امروز
پول کافی ندارم
پس دفعه بعد میام
بریم
صبر کن بانو نی
جناب، من این مغازه رو میخوام
...نه، اینجوی
ارباب واقعا سلیقه خوبی دارین
کارتون عالیه
نه، برادر یوان
یه لحظه صبر کن
من برم سند مالکیت رو بیارم
جناب
نرو
برادر یوان
نمیتونم این پول رو ازتون قبول کنم
مگه توافق نکردیم
با هم تجارت کنیم؟
نمیتونین بزنین زیر قولتون
همین الانش هم
بهتون مدیونم
نمیتونم بهتون پول هم بدهکار باشم
ببین
موقعیت این فروشگاه عالیه
نیازی نیست منو متقاعد کنی
تصمیمم رو گرفتم
نمیتونم قبولش کنم
بزرگترین تالار موسیقی
عمارت شوی یان
شرق اینجاست
هر شب
مقامات و مردای ثروتمند
بانوها رو میبرن اونجا
و این مغازه سر راه اونجاست
عمارت شوی یان؟
درسته
غرب اینجا هم پر از
عمارت مقاماته
و بانوان ثروتمند زیادی
از اینجا رد میشن
این یه موقعیت منحصر به فرد
و بهترین جا
برای راه اندازی
تجارت محصولات آرایشی ئه
از کجا میدونستین؟
...اینو از
از دوستم شنیدم
که اینطور
باشه
این مغازه رو میگیرم
اما، برادر یوان
بیاین یه توافقی بکنیم
من فقط فعلا پولتون رو قرض میگیرم
و بعدا به محض اینکه
پول کافی به دست آوردم، پولتون رو پس میدم
قبوله
هر چی شما بگین
ممنونم برادر یوان
(وانگ جینیائو) جشن تولد تو عمارت وانگ
این وانگ جین یائو
بیشتر از این طاقت نیاورد
فکر کنم
...باید این خبر رو
همسرم
چرا امروز انقدر خوشحالی؟
اینجایی
داشتم میومدم پیشت
مغازه پیدا کردی؟
بیشتر از اون
بذار بهت بگم
جایی که پیدا کردم
بهترین مغازه
تو کل های فانگه
واقعا؟
برای همين
میخوام
رسما بهت اطلاع بدم که
مغازه من
به زودی باز میشه
و همه شما رو هم
دعوت میکنم
همسرم
من
یه ایده خوب دارم که
بهت کمک میکنه
افراد سرشناس های فانگ رو بشناسی
همه اونا
مشتری های خوبی برات حساب میشن
واقعا؟
تو که نمیخوای
منو دست بندازی درسته؟
میخوای بیایی یا نه؟
اگه نمیخوای که بیخیال
نگفتم نمیام
پس منتظرت میمونم
خودت رو آماده کن
به زودی راه میوفتیم
(ما صمیمانه شما و همسرتون رو به جشن دعوت میکنیم)
افراد سرشناس
راست میگفت
دانلود زیرنویس فارسی **SARVSUB.COM**
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.