All language subtitles for Romance-of-a-Twin-Flower-[SARVSUB-COM]-E10

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

دانلود زیرنویس فارسی **SARVSUB.COM**

=عاشقانه گل دو قلو=

=قسمت 10=

باشه فردا میبینمت

مارکیز

من دوباره با چند نفر

برای گشت زنی رفتم

بعضی آدما مشکوک بنظر میرسن

ترتیب همه چیز رو دادین؟

بله

چرا به من نگاه میکنی؟

امشب

تو با من توی اتاق چوبی میخوابی

...چرا

چرا باید باهات اونجا بخوابم؟

گوی بای

چشم

چیکار میکنی

من دشمنای زیادی دارم

این سفر امن نیست

برای اون آدما

...این اتاق درجه یک

اولین هدف

حمله اشون میشه

حالا برام معلوم شد

چرا بخاطر اتاق باهام دعوا نکردی

پس میخواستی از من به عنوان هدف

استفاده کنی درسته؟

بیا بریم

اینجا امن نیست

مو شو چطور؟

بانوی من، نگران نباشین

من ازش مراقبت میکنم

میشه من نرم اتاق چوبی؟

نه

...باهات توی یه تخت ساکت-

نمیخوابم

به چی نگاه میکنی؟

من چیزی نمیبینم

دردسر درست نکن

اینقدر تظاهر نکن

توی این مسافرخونه

هیچکس دیگه ای ندیدم

چطور ممکنه اینجا قاتل باشه؟

فقط نمیتونستی ببینی من

توی اتاق درجه یک میخوابم

برای همین عمدا اینکار رو کردی درسته؟

اگه اینطوری فکر میکنی

پس بهش ادامه بده

بهت هشدار میدم

قرار نیست باهات روی یه

تخت مشترک بخوابم

صدامو میشنوی؟

به چی نگاه میکنی؟

(اگه نی سانگ یو نیستی)

(پس دقیقا کی هستی؟)

(من یه خال مادرزادی به شکل شکوفه آلو)

(روی شونه عقب نی سانگ یو دیدم)

چرا بهم خبره شدی؟

بذار بهت بگم

نباید افکار بدی برام داشته باشی

شنیدی؟

فقط یه اتاق درجه یک هست

حمله کنین

خیلی وقته منتظرتم

بیدار شو

چیکار میکنی؟

بهم دست نزن

ساکت باش

برای کمک داد میزنم

ولم کن

گوش بده

ولم کن

آروم باش

آدمکش؟

پس زودباش فرار کنیم

منتظر چی هستی؟

تو فقط همینجا بمون

نمیذارم اتفاقی برات بیفته

بهم اعتماد کن

کجا میری؟

مراقب باش

بیا بریم

مارکیز

همه قاتلا کشته شدن

نباید اینقدر ساده بگیریمش

لینگ جیان شینگ

فقط همینا رو نمیفرسته

دونفر رو بفرست مراقب همسرم باشن

چشم

بقیه شماها

اسلحه هاتون رو بردارین و باهام بیاین

تا اونا رو غافلگیر کنیم

(بر اساس دستورالعمل های حرفه ای، هیچ حیوانی توی این صحته آسیب ندید)

نینگ یوشوان کجاست؟

بانوی من

مارکیز بهمون گفتن

اینجا ازتون محافظت کنیم

میرم پیداش کنم

برو

نینگ یوشوان

بانوی من

حرکت نکن

یه قدم دیگه بردار

تا بکشمش

نگرانت شدم

برای همین اومدم بیرون

به افرادت بگو

پنج مایل برن عقب

همین الان

جناب

فایده ای نداره

با جون من تهدیدش کنی

داری وقتتو تلف میکنی

این دفعه تقصیر منه

خودم مسئولیتش رو قبول میکنم

بهتره بری

زود باش

عقب نشینی کنین

...مارکیز

عقب نشینی کنین

نینگ یوشوان

شمشیرت رو بذار زمین

برو

پدر

یوشوان

پدر

پدر

شمشیرتو بذار پایین

پدر، نه، پدر

پدر

پدر

شمشیرتو بذار پایین

پدر

یوشوان

چشمات رو ببند

شمشیرتو بذار پایین

پدر، نه، پدر

نه

نه پدر

پدر

بیا جلو

بیخیال من شو, فقط برو

نینگ یوشوان

فقط برو و منو تنها بگذار

جناب

بیا آروم صحبت کنیم

من الان توی دستاتم

میتونی منو بکشی

اذیتش نکن

باشه؟

نینگ یوشوان

نینگ یوشوان

حالت چطوره؟

بپر

(مسافرخانه یی فانگ)

مارکیز بیدار شدین

همشون رو گرفتین؟

نصفشون رو کشتیم

و بقیه رو دستگیر کردیم

اما قبل اینکه بتونیم ازشون بازجویی کنیم

همشون خودکشی کردن

مهم نیست

بهرحال میدونم

کی پشت این قضیه ست

ما به های فانگ نزدیک شدیم

جناب لینگ داره بیشتر و بیشتر مضطرب میشه

اونا نمیخوان به های فانگ برسم

اونقدرام آسون نیست

مارکیز

شما آینده نگر و باهوشین

اتفاق بدی براتون نمیوفته

اما مارکیز

چرا شمشیرتون رو زمین گذاشتین؟

مارکیز دیشب از حال رفتین

بانو شما رو برگردوند

نی سانگ یو کجاست؟

داره توی حیاط برای درمان زخمتون

دارو آماده میکنه

فورا یه نفر رو به پایتخت بفرست

تا جایی که نی سانگ یو مخفی شده رو پیدا کنن

مگه بانو توی حیاط نیست؟

...اون ممکنه

نی سانگ یو نباشه

نی سانگ یو یه خال مادرزادی روی شونه اش داشت

اما اون خال رو نداره

پس اونی که تو حیاط هست کیه؟

فورا برو تحقیق کن

چشم

من بانوی این عمارتم

بهت اجازه نمیدم باهاش ازدواج کنی

حالا که ما نمیتونیم

توی این زندگی باهم باشیم

هیچکس دیگه ای هم نمیتونه

همسرم

شنیدم

بین ما یه سری

سوتفاهم هست

اما من مطمئنم این

روی رابطه ما هیچ

تاثیری نمیذاره درسته؟

نی سانگ یو

جرم مزاحمتت

برای عمارت نینگ نابخشودنیه

چرا وقتی کاری نکردم

باید بهش اعتراف کنم؟

نی سانگ یو از کودکی دست خط ملایمی رو تمرین کرده

و شخصیت ظریفی داره

اما این کلمات عمیق و قدرتمندن

نمیشه همچین متنی رو بدون

ده سال تمرین نوشت

وقتی از صخره افتادم

همه حافظه ام رو از دست دادم

پس میشه گفت

خوش شانس بودم که زنده موندم

و برام مثل

یه تولد دوباره ست

پس ذهنت

چیزای دیگه ای

به یاد نیاورده؟

چه چیزای دیگه ای؟

مثلا

خاطراتی از گذشته

♪ یه بار توی چشمان بارانی تو لنگر انداختم♪

(بانوی من، بالاخره برگشتین)

خیلی ترسیده بودم

مارکیز چطوری

اینقدر مجروح شدن؟

بانوی من حالتون خوبه؟

خوبم

مو شو

همه این گیاها رو طبق

نسخه ای که دادم گرفتی؟

نباید هیچ اشتباهی پیش بیاد

همه این گیاها رو

طبق دستورتون آماده کردم

خوبه

(باید حدس میزدم)

(امکان نداره تو)

(همون آدم باشی)

بانوی من

جدیدا متوجه شدین

که نگاه مارکیز به شما

خیلی تغییر کرده؟

بنظر میرسه باهاتون

مثل قبل بی تفاوت نیست

...اون اینبار حتی

نینگ یوشوان

شمشیرتو بذار زمین

♪به امواج مواج توی رودخانه پر ستاره نگاه میکنم♪

♪و تارهای قلبم را میچینم♪

♪کسی که متوجه احساساتمون نسبت به هم شده♪

بانوی من؟

بانوی من؟

بانوی من

اون

واقعا خیلی عوض شده

اون خیلی احساساتی شده

(همیشه سعی میکنه اذیتم کنه)

(ولی)

(تو کی هستی؟)

(چرا تو)

(دقیقا شبیه اون بنظر میرسی؟)

(چرا تو یهویی)

(جلوی من ظاهر شدی؟)

رئیس

چی پیدا کردی؟

فقط نگهبانان عمارت مارکیزن

هیچ نشونه ای از نینگ یوشوان

و بانو نی نیست

فهمیدم

این نینگ یوشوان واقعا خوش شانسه

دوباره فرار کرد

رئیس

بنظرتون کی اینقدر تلاش میکنه

نینگ یوشوان رو بکشه؟

نکنه اونا هم از گروه چای هستن؟

باید حریف نینگ یوشوان باشه

(بودن کنار نینگ یوشوان خیلی خطرناکه)

(باید در اسرع وقت )

(خواهر کوچکترمو ازش دور کنم)

رئیس

چرا اینجوری بهم نگاه میکنی؟

ممنونم

نیازی نیست

من کسی ام که باید تشکر کنم

اگه بخاطر من نبود

اینقدر بد صدمه نمیدیدی

ارتباطی به تو نداره

چرا اینطوری میگی؟

مگه شمشیرتو برای

محافظت از من پایین نذاشتی؟

دوباره درد گرفت؟

خوبم

میشه بهم قول بدی

اگه دوباره این اتفاق افتاد

شمشیرت رو به هیچ وجه برای

محافظت از بقیه مخصوصا من نذاری زمین

فهمیدی چی گفتم؟

فهمیدم

از جمله من؟

بشین کنارم

بشین کنارم صدامو نمیشنوی؟

بیا دیگه

مراقب باش

♪مرد جوان گل ها رو تحسین میکنه و لبخند میزنه♪

♪پرندگان در حال تاب خوردن بر روی شاخه ها♪

♪باد گرمی که دنبال سایه می دوه♪

نمیخوام

♪از دیدن چهره خندانت خوشحالم♪

بیا دیگه

نه

تکون نخور

وگرنه زخمت دوباره درد میکنه

همینجوری

فقط بهم تکیه بده

احساس راحتی بیشتری داری؟

♪مهم نیست آب چقدر دور بره♪

همینطوری

یکم استراحت کن

حرکت نکن

من اینجام

خیالت راحت باشه

نمیذارم هیچکس

دوباره بهت دست بزنه

اون آدما

باید دعا کنن دیگه نبینمشون

وگرنه تیکه تیکه اشون میکنم

چیزی نیست. من اینجام

♪مهم نیست آب چقدر دور بره♪

♪ و راه چقدر دوره ♪

♪زمان و من با تو پیر میشیم♪

♪اجازه باد ♪

♪قایق در آب شناوره♪

تکون نخور

♪ لبخند زدن در حین تماشای ستارگان درخشان و ماه درخشان♪

(توی این دنیا)

(تو تنها کسی هستی)

(که حاضره با من بمیره)

(تنها کاری که الان میتونم انجام بدم)

(اینکه بهت کمک کنم زودتر حافظه ات برگرده)

(تا همه این مجهولات رو حل کنیم)

=های فانگ=

خوبه خوبه

عالیه

خوبه خوبه

خیابون خیلی شلوغه

محل اقامت قاضی باید مجلل تر باشه

از تماشای اینا لذت میبری؟

پس بیشتر لذت ببر

منظورت چیه؟

میتونیم با یه مهره شرط بندی کنیم

روی چی؟

بعد از دیدن عمارت قاضی

فورا دلت برای عمارت نینگ تنگ میشه

یعنی جایی هم هست

از عمارت تو نفرت انگیز تر باشه؟

میتونم روی همه مهره هام شرط ببندم

تو خیلی مهره دوست داری

پس از این به بعد

من تو رو هونگ جو صدا میزنم

هونگ جو؟

هونگ جو

شبیه"خوک قرمز"بنظر میرسه

این دیگه چه اسمیه؟

پس منم تو رو لان ژو صدا میزنم

لان ژو

لان ژو؟

آره

لان ژو یعنی

خوک تنبل

درسته لان ژو؟

باشه

هونگ جو

لان ژو

هونگ جو

لان ژو

لان ژو، هونگ جو

باشه

حداقل اینجوری یه شرط بندی منصفانه ست

(در دنیا صلحی نیست)

جناب

حتما دوباره توی ماموریتت شکست خوردی

من بی مصرفم

حتی از پس اینکار کوچیکم برنمیای؟

چطوری باید به عالیجناب توضیح بدم؟

جناب

ارباب تان کسی رو فرستادن

این نامه محرمانه رو تحویل بده

(عجولانه رفتار نکن)

(بذارین نینگ وارد های فانگ بشه)

(از دوطرف باهم همکاری کنین)

(چاقوی یه نفر رو قرض بگیرین تا بکشینش)

خوبه. این دقیقا همون چیزیه که من میخوام

حالا که اینطوره

بیاین توی های فانگ یه مورش

رو توی سوراخش گیر بندازیم

نینگ یوشوان

(نینگ)

(عمارت قاضی)

مارکیز

این یه هدیه بزرگه

نینگ یوشوان

اینجا جاییه که بعد این سفر سخت

دور از پایتخت کار میکنی؟

آره

خوب

فکر میکنم

هنوز حالت کامل خوب نشده

شاید باید برگردیم

و بعد خوب شدنت برگردیم

نیازی نیست

بعد خوردن دارو هات

زخمم

تقریبا خوب شده

واقعا؟

حالا که اینجاییم, بیا خودمون اینجا رو بسازیم

اومدن به اینجا برای ملاقات با افراد محلی یه سرنوشته

...به امید اینکه

(کمتر احساس گناه کنید)

نسبت به مردم کمتر احساس گناه داشته باشین

کلمات اشتباه نوشته شدن

درسته

ببین

حتی کلمات هم درست نوشته نشدن

اینجا قطعا جای خوبی

برای کار کردن نیست

بیا بریم

یه ضربه دیگه برای "کوی" و (م: کوی به معنای گناهه)

یه ضربه اضافی دیگه برای"مین" کمه (م: مین به معنای مردمه)

به عنوان قاضی

چه اشکالی داره

زیاد به فکر خودمون نباشیم

و بیشتر به فکر مردم باشیم

چطور ممکنه کسی که این دوبیتی رو نوشته

عاقبت به

اختلاس متفهم بشه

و خودشو از صخره بندازه پایین

بیا بریم

شاید داخل عمارت

شگفتی های بیشتری منتظرمون باشه

بیا

نینگ یوشوان

اینجا خیلی ترسناکه

نریم داخل

از چی میترسی

نه

(قانون و وجدان)

اینجا سالن محاکمه ست؟

از سالن عذاداری هم ترسناک تره

نینگ یوشوان

اگه میخوای

خودت میتونی اینجا بمونی

من که باهات اینجا نمیمونم

کی گفته قرار تنهایی اینجا بمونم

این قانونه که

خانواده قاضی هم اینجا بمونن

اگه نمیخوای اینجا بمونی

میتونی بری حیاط پشتی رو بررسی کنی

حیاط پشتی؟

اما باید بهت یادآوری کنم

تو یه بانو با مقام سلطنتی هستی

نه بانویی که برای کمک داد میزنه

خنده داره

چطور ممکنه حیاط پشتی

اینجوری باشه؟

آره خیلی ترسناکه

اون باید اتاق خواب باشه

(عمارت جیانگ ژن)

بیا بریم

بریم یه نگاهی بندازیم

نترس

چیزی نیست

(پاک, محتاط و کوشا باشید)

مارکیز

میخواین براتون

دنبال آشپز بگردم؟

عجله ای نیست

بیا یکم صبر کنیم

اینجا کجاست؟

بانوی من

میترسم بیام داخل

چی ترسناکه؟

باورم نمیشه

توی روز روشن

روحی اینجا ببینم

بانوی من

خدای من

نینگ یوشوان

کمک

نینگ یوشوان.

چیشده؟

توی حیاط پشتی

...توی حیاط یه

چی اونجاست؟

...یه

همین...همین جاست

خیلی ترسیدم

این مرد مرده ای بود که میگفتی؟

ولم کن

میترسم

اگه ولم نکنی

چطوری باید ببینم

مرده توی تابوت هست یا نه؟

چرا اینجوری باهام حرف میزنی؟

الان خیلی ترسیدم

چطور میتونی اینجوری

باهام حرف بزنی؟

میشه یکم منطقی باشی؟

دارم بهت کمک میکنم ببینم چی داخلشه؟

من یه زنم

خیلی میترسم

مگه توی مواقع عادی هم

یه زن نیستی؟

چطور میتونی اینو بهم بگی؟

خالیه

خالیه؟

قاضی سابق

با همه خانواده اش از صخره پرید

فقط یه نامه با خونش برای اعتراف

به گناهاش به جا گذاشت

هیچکدوم از آدمای خانواده اش

زنده نیستن

کی برای اون مراسم عذاداری گرفته

و کی این

تابوت رو اینجا گذاشته؟

...پس

بگو

...پس

این یه هشداره

من که هیچوقت باهاشون کاری نداشتم

چرا بهم هشدار میدن؟

دارن به من هشدار میدن

فهمیدم

اونا میخواستن

منو بترسونن

اما این ترفندا

منو به هیچ وجه نمیترسونن

اما اونا

تونستن بانوی کنارم که

مقام درجه دوم امپراتوری داره رو بترسونن

شوخی میکنی؟

همین الان بهت گفتم

که داخل اینجا عجیب بود

درست همونطور که انتظار میرفت

بنظر میرسه

که اصلا نترسیدی

نترسیدم

حالا که نمیترسی

تو اینجا میمونی

بهتره هرچه زودتر

این اتاق رو تمیز کنی

چرا من باید تمیزش کنم؟

چون خودت گفتی

تو یه بانوی مقام دوم امپراتوری هستی

که اتاقای عالی رو بدست میاری

من فقط یه قاضی کوچک شهرستانم که فقط میتونه

توی اتاقای چوبی یا اتاق فرعی بمونه

پس میرم یه اتاق دیگه برای خودم پیدا کنم

نمیشه

من مخالفم

تو اینجا بمون و تمیزش کن

بهم یه مهره بده

تا اتاق رو تمیز کنم

انجامش میدی

یا انجامش نمیدی؟

چاره ای نیست

بهرحال تو یه خوک تنبلی

مو شو وسایل رو بیار

(قانون و وجدان)

(پاک, محتاط و کوشا باشید)

دیشب خوب نخوابیدی؟

خیلی خوب آلود بنظر میای

اگه خوابت میاد دوباره بخواب

...کی

اینجا رو تمیز کرده؟

درسته

کی اینجا رو تمیز کرده؟

زود باشین بیاین

عرض ادب جناب

عرض ادب جناب- عرض ادب جناب-

عرض ادب جناب

جناب

من مسئول اینجام

نمیدونستم شما

امروز به های فانگ میرسین

لطفا برای اینکه زودتر

به ملاقاتتون نیومدم منو ببخشین

مشکلی نیست

اینجا از قبل تمیز شده

و الانم دیر شده

میتونین برای استراحت زودتر برگردین

فردا

کاری رو که باید انجام بدین, انجام بدین

چشم جناب

زود باشین بیاین

خیلی خنگ بنظر میرسن

و احترامی براتون قائل نیستن

اصلا مثل خدمتکارا رفتار نمیکنن

مطمئنم یه نفر

بهشون گفته اینکار رو بکنن

بنظر میرسه

سعی میکنن همونجوری که

با قاضی های سابق رفتار میکردن

با ماهم رفتار کنن

حالا که اونا

برام یه هدیه بزرگ فرستادن

باید خوب فکر کنم

چطوری لطفشون رو جبران کنم

دانلود زیرنویس فارسی **SARVSUB.COM**

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.