All language subtitles for Romance-of-a-Twin-Flower-[SARVFILM-COM]E38

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

دانلود زیرنویس فارسی ** SARVFILM.COM **

=عاشقانه گل دوقلو=

=قسمت 38=

ارباب

برین استراحت کنین

مراقب سلامتی تون باشین

معلوم نیست چه بلایی سر من آر اومده

خیلی نگرانشم

ارباب

افرادمون دارن دنبال بانو میگردن

به محض اینکه خبری بشه

بهمون خبر میدن

درسته

دیروز به عمارت قاضی رفتم

مارکیز گفت

افرادی رو برای پیدا کردنش میفرسته

حتما بانو رو پیدا میکنیم

چه زنده باشه یا مرده

باید پیداش کنیم

آخه چرا اینجوری گم شد؟

بانو خوش شانسه

حتما زنده ست

درسته؟- درسته-

درسته

پدر

بانوی من- بانوی من-

بانوی من برگشتین

من آر

برگشتی

من آر

پدر متاسفم

شما رو نگران کردم

بلند شو

بانوی من

من آر

این مدت کجا بودی؟

چرا همچین بلایی سرت اومده؟

پدر

نگران نباش

من خوبم

باشه، خوبه که برگشتی

بیان

بشین

بانوی من بشینین

خوبه که برگشتی

من آر

این چند روز

خیلی نگرانت بودم

نینگ یوشوان

هر روز افرادش رو برای پیدا کردنت میفرستاد

خوبه که برگشتی

من شنیدم که

اعلیحضرت بهش دستور دادن

فورا به پایتخت برگرده

تا مقام نخست وزیر رو قبول کنه

من آر

تازه برگشتی

بعد اینکه خوب شدی

برو پیشش

سانگ شن، موشو

برین

به جناب نینگ بگین

بگین که

من آر سالم برگشته

چشم

نیازی نیست

پدر

درباره اینکه برگشتم

چیزی به نینگ یوشوان نگو

چرا؟

قبلا توی مسابقه تامین کننده امپراتوری

بین همه هویت منو فاش کردن

اینکه من جایگزین بانو نینگ شدم

الان برای همه مردم فاش شده

اون قراره به زودی

نخست وزیر بشه

حتما توی پایتخت

افراد زیادی هستن

که زیر نظرش دارن

برای همین اگه توی این موقعیت فکرش درگیر من بشه

قطعا براش اتفاق خوبی نیست

و اونو در معرض خطر قرار میده

چه هویت و پیشینه ای؟

همه اینا مزخرفه

من آر تا زمانی که بدونی میخوای چیکار کنی

هرجا بخوای میبرمت

و برای همه زندگیم ازت حمایت میکنم

پدر

میدونم که

مهم نیست کجا میرم

شما همیشه

محکم ترین پشتوانه من هستین

اما پدر

منم باید بزرگ بشم

نمیتونم همیشه تحت حمایتت بمونم

برای همین

میخوام روی کار خودم تمرکز کنم

میخوای منو ترک کنی؟

دربارش فکر کردم

میخوام

اول به یون ژو برم تا فرصت های تجاری بیشتری ببینم

و بعد ببینم فرصتی هست

تا برای مردم عادی

یه کاری انجام بدم

بانوی من، منم باهاتون میام

هیچوقت دوباره ترکت نمیکنم

منم همراهتون میام

اما اگه ما بریم

برای لوازم آرایشی هائو شو چه اتفاقی میوفته؟

بانوی من

با وضعیت فعلی من

برگشتنم به لوازم آرایشی هائو شو

باعث دردسر برای همه میشه

برای همین

توی چند روز آینده

باید لیست تامین کننده ها

و گردش مالی مون رو مرتب کنین

و به بانو شوی تحویل بدین

با بودنش اینجا

مطمئنم لوازم آرایشی هائو شو

به رشدش ادامه میده

چشم

درباره برگشتم

فعلا بهش نگو

نمیخوام

کار رو براش سخت کنم

من آر

بازم ترکم میکنی

پدر

بهتون قول میدم که

وقتی برمیگردم

باعث افتخارتون میشم

من آر

تو همیشه باعث افتخار من بودی

(عمارت نینگ، پایتخت)

(مارکیز امیدوارم حالتون خوب باشه)

(توی های فانگ الان پاییز شروع شده)

(کشتی های تجاری خارجی مداوم میان و میرن)

(به مارکیز) (تجارت لوازم آرایشی هائو شو داره بهتر و بهتر میشه)

(همه چیز همونطوره که بهم سپردین)

(هنوزم افراد رو برای )

(پیدا کردن بانو میبرم)

(اما هنوز خبری نیست)

♪ستاره های تابستان، شب پاییز♪

♪کسی در دل من زیر ماه سرگردانه♪

♪عمیق ترین داستان با کم عمق ترین خداحافظی♪

♪بعد از گذر، فقط تو رویایم میتونم ببینمت♪

♪باد نمیتونه خیابون طولانی زمان رو نسیم کنه♪

♪ اشتیاق سوزان هرگز سرد نمیشه♪

♪دو قلب دوباره به هم میرسن که عشق رو پیش بینی کنن♪

♪ وقتی تو چشمای همدیگه نگاه میکنیم چطور توصیفش کنم ♪

♪ برای نوشتن داستان باهات یک عمر وقت میذارم♪

♪ تو رو برای نگاه و لبخند همراهی میکنم ♪

♪ قول اول یعنی عشق همیشگی♪

♪آتش بازی در سراسر آسمان شب رو روشن میکنه♪

♪ برای نوشتن داستان باهات یک عمر وقت میذارم♪

♪عشق ما ادامه داره♪

♪ روزی که برای اولین بار همدیگر رو دیدیم، سالی که پیر شدیم♪

♪قلب من و عشقم هیچوقت محو نمیشن♪

(یک سال بعد)

جناب نخست وزیر

یه نامه از های فانگ اومده

فوری بود

جرات نکردم تاخیر کنم

(به مارکیز) و به محض رسیدنش براتون آوردمش

هرماه نامه هایی

از های فانگ میاد

امیدوارم اینبار

خبری باشه که میخواین

(مارکیز)

(روزگار سخته و مردم در رنج هستن)

(به دلیل سیل در های فانگ غلات و برنجمون قطع شده)

(امواج دریا امکان حمل و نقل رو قطع کرده)

(اجساد مردگان گرسنگان همه جا هست)

(من و همسرم شبا نمیتونیم بخوابیم)

(بنابراین برای نجات جون مردم ازتون کمک میخوایم)

(با احترام، گوی بای)

بیا فردا به سمت

های فانگ راه بیوفتیم

ارباب توی پایتخت خیلی کار دارین

و تا های فانگ خیلی راه طولانیه

واقعا میخواین برین؟

فردا حرکت میکنیم

چشم میرم تدارکات رو آماده کنم

(جی من)

(های فانگ پر از خاطرات ماست)

(برای همین)

(توی یک سال گذشته جرات نکردم)

(حتی یبارم برم اونجا)

(اما الان های فانگ دچار مشکل شده)

(اونجا جاییه که خیلی براش)

(سخت تلاش کردیم)

(به دلیل سیل در های فانگ غلات و برنجمون قطع شده)

(پس نمیتونم تماشا کنم)

(که مردم توی دردسر افتادن)

(بدون توجه به نگرانی های شخصیم)

(باید به های فانگ برم)

(تا از شهر محافظت کنم)

(لوازم آرایشی هائو شو)

اینجوری استفادش کن

هر روز صبح و عصر

براتون بسته بندیش میکنم

امتحانش کنین

این محصول جدید ماست

منم میخوام امتحانش کنم

بیاین امتحانش کنین

هر روز استفاده اش کنین

و به خوبی اثر میذاره

براتون بسته بندیش میکنم

تمومه

گوی بای. گوی بای

مارکیز

مارکیز

جناب

گوی بای

میتونین همه اینا رو امتحان کنین

واقعا بوی خوبی داره

بوش خوبه

حالا فهمیدم

خاطرات قدیمی رو به یاد آوردین

حتما براتون سخته

این مدت حالتون چطور بوده؟

خوب بودم

راستی

درباره مشکلات بهم بگو

خیلی به موقع اومدین

آشنای قدیمیتون هم اینجاست

جناب نینگ

برادر یوان

خیلی وقته ندیدمت

این همون آشنایی قدیمیه که گفتم

مارکیز

رئیس یوان همین الان

داشت با ما درباره

حمل و نقل غلات صحبت میکرد

اینبار برای این فاجعه

خیلی از کمکای

گروه اژدها ممنونیم

خیلی ممنونم

توی این فاجعه

وضعیت قربانیا چطوره؟

وضعیت خوب بنظر نمیرسه

بیاین بشینیم حرف بزنیم

باشه

حالا که جناب نینگ اینجاست

بیایید عجله کنیم

و یه راهی برای

حل مشکل

مردم های فانگ پیدا کنیم

قبل اینکه راه بیوفتم

درباره این موضوع

به اعلیحضرت اطلاع دادم

صندوق های امدادی دولت و مواد غذایی

باید چند روز دیگه برسن

نمیتونیم بیشتر از این صبر کنیم

درحال حاضر

مردم گرسنه زیادی هستن

اگه این مشکل غذایی

زودتر حل نشه

...میترسم بعضی از افراد

ممکنه از گرسنگی بمیرن

ارباب شما نمیدونین

بعد اینکه این سیل توی های فانگ اومد

غلات اصلا به اندازه کافی نیست

اما طوفان دریا ادامه داره

و کشتی های خارجی

اصلا نمیتونن وارد بشن

فقط میتونیم به حمل و نقل غذایی اعتماد کنیم

من با خودم پول آوردم

ممکنه بتونیم از شهرای اطراف

آذوقه بخریم؟

گروه اژدها روابط بهتری داره

من افرادم رو فرستادم

تا اطراف رو جستجو کنن

اما این فاجعه خیلی بزرگه

حتی اگه پول داشته باشیم

خرید غذای کافی سخته

بیاین اول اینکار رو بکنیم

ما الان فقط میتونیم

بهترین کاری که میتونیم رو انجام بدیم

یهویی یادم افتاد

شش ماه پیش

یه نامه دریافت کردم

از مالک تجارت ما

ما هونگ ژو بود

اون گفت حاضره به های فانگ کمک کنه

و به صورت رایگان بهمون غذا بده

الانم توی راهه

گروه ما؟

درسته

من شنیدم که گروه ما

گروهیه که توی هونگ دو تشکیل شده

و متخصص غلات، برنج و رشته فرنگین

رئیس ما

خیلی آدم مهربونیه

هونگ دو با های فانگ فاصله کمی داره

با توجه به روزا

اون باید الان

نزدیک های فانگ باشه

افرادم رو میفرستم حواسشون به بیرون شهر باشه

تا به محض دیدن رئیس ما

تا شهر همراهیشون کنن

مطمئن بشین این دسته از غلات

بتونه سالم وارد های فانگ بشه

یه نفر داره میاد

بهمون رحم کنین

به ما غذا بده

به ما غذا بده

بهمون رحم کنین

بهمون رحم کنین

بهمون غذا بدین

بهمون رحم کنین

بهمون غذا بدین

بهمون رحم کنین

نگهدارین

نگهدارین

(گروه ما) بهمون رحم کنین

بهمون غذا بدین

بهمون رحم کنین

بهمون رحم کنین و بهمون غذا بدین

بهمون رحم کنین

بهمون رحم کنین و بهمون غذا بدین

رئیس ما، چیشده؟

چیشده رئیس ما؟

براشون غذا بیار

باشه

بریم- باشه-

باشه

بیاین

ممنونم

ممنونم

بیا

بیا

ممنون خیلی مهربونین

بیا

یکی یکی بگیرین

ممنونم- مال شما-

بیا

ممنونم

بیاین- اینجا-

نگران نباشین

بگیرین

به همه میرسه

آروم باشین

آروم باشین

ممنونم

آروم باشین

بگیرین

آروم باشین

بیا اینو بگیرین

آروم باشین

به همتون میرسه

بیا

بگیر

یکم آب بخورین

آروم باشین

ممنونم

سه روزه چیزی نخوردیم

ازتون ممنونم

ممنونم

بخورین

با بودن شما اینجا

های فانگ نجات پیدا میکنه

تو ناجی مایی

ممنونم

هنوزم هست

آروم بخورین

بیاین

رئیس ما

همه غذاها رو پخش کردیم

جلوتر های فانگه

یک سال گذشته

انتظار نداشتم

الان اینجوری بنظر برسه

رئیس

موارد زیادی از سرقت مواد غذایی و زخمی

خارج از شهر اتفاق افتاده

برخی ها حتی

غذاهای باقی مونده رو هم بردن

چی؟

دزد

راهزنا هستن

از غذاها محافظت کنین

راهزنا همگی فرار کردن

رئیس ما، نترسین

رئیس ما؟

جناب

رئیس ما میدونست یکی میخواد غذاها رو بدزده

پس این تله رو درست کرد

این کالسکه ها

برای گیج کرد سارقا بودن

گاری های حمل غلات

قبلا وارد های فانگ شده

بیاین

بفرمایین

ممنونم

ممنونم

ممنونم

ممنونم

ممنونم

مراقب باش

بیا

ممنونم جناب

خیلی مهربونین. ممنونم

بگیر

بفرمایین

ممنونم

ممنونم

ممنونم

شما جناب نینگ هستین؟

بانو یانگ

بانو ژو

وقتی بانو نینگ

توی مسابقه تامین کننده امپراتوری گروه کرد

ما بهش توی ساختن

کرم صورت فی وان کمک کردیم

درسته

شنیدم ترفیع گرفتی و به پایتخت برگشتی

و اینبار برای امداد رسانی اومدین اینجا

بانو نینگ اینجاست؟

اینم سوال کردن داره؟

البته که اینجاست

جناب نینگ و بانو نینگ

خیلی عاشق همدیگه ان

ما مردم خیلی

بهتون حسودیمون میشه

درسته

درسته- خیلی بهتون حسودیمون میشه-

ممنونم

ممنونم

مراقب باشین

بذارش اینجا

همگی

امروز، ما هونگ ژو

رئیس گروه ما

اومدن بین همه غذا تقسیم کنن

کسایی که غذا نگرفتن

لطفا بیاین اینجا

بیاین اینجا

اینجا، بازش کن

چی؟

ما هونگ ژو؟

چه اسم عجیبی

باید ما هونگ ژو باشه

من شنیدم که

این مرد ثروتمند از جاهای دوری- نگران نباشین-

برای کمک به بلایای ما اومده- همه میتونن بگیرن-

نگران نباشین همه میتونن بگیرن

اصلا به اسمش اهمیت نده

خوردن غذا مهم تره

رئیس ما هونگ ژو

شما خیلی مهربونین

ممنون، رئیس ما

ممنون رئیس ما- ممنون رئیس ما-

ممنون، رئیس ما

ممنون، رئیس ما

بیاین همه میتونن بگیرین

بیاین

بیا

ممنونم

اینو بگیرین

شما ما رو نجات دادین

بفرمایین

جای نگرانی نیست

اینو بگیرین

ممنونم

یک سال شده

درسته

یک سال شده

حالت خوب بوده؟

خیلی خوب بودم

تو چطور؟

منم خوب بودم

وقتی بعد افتادنم از صخره

نجات پیدا کردم

بعدش

رفتم پیش پدرم

راستش به عمارت قاضی هم رفتم

معذرت میخوام

من کسی ام که باید معذرت بخوام

یک سال شده

بهت یه توضیح بدهکارم

راستش اون زمان اعلیحضرت

برای دیدنم اومد زندان

بعدش

خیلی وقت پیش میدونستم

تو نخست وزیر میشی

...پس

پس مجبور بودم برم

بعدش به پدرم گفتم

که من

این همه سال

تحت حمایت اون

زندگی میکردم

وقتش بود که

تنهایی برم دنبال زندگی خودم

الان که به گذشته نگاه میکنم

همه چیز ارزشش رو داشت

پشیمون نیستم

بنظر میرسه که

واقعا سال خوبی داشتی

اسممو عوض کردم میدونی؟

الان اسمم ما هونگ ژو ئه

میدونم

خنده داره؟

ما هونگ ژو

آره

ما هونگ ژو

این فقط یه اسمه

چرا گریه میکنی؟

تو چرا گریه میکنی؟

گریه نمیکنم

اینجا بادش شدید تر از پایتخته

امتحانش کن

بیا

باد دریا خیلی قویه

خواجه سائو- خواجه سائو-

اعلیحضرت

اعلیحضرت

از های فانگ خبری اومده

جناب نینگ همه وسایل امداد رو

بین مردم های فانگ تقسیم کرده

مشکل های فانگ حل شده

و مردم عادی نجات پیدا کردن

خبر اومده که طوفان های فانگ

به زودی تموم مشه

نینگ یوشوان توصیه کرد

خودش به های فانگ بره

بنظر میرسه که واقعا

به های فانگ اهمیت میده

بالاخره جناب نینگ

دستاوردهای بزرگی توی های فانگ داشته

وقتی های فانگ توی مشکله

طبیعیه که مضطرب باشه

یه چیز دیگه هم هست

جناب نینگ اینبار برای حل مشکل

این فاجه با تاجری به اسم

ما هونگ ژو همکاری کرده

ما هونگ ژو؟

این شخص مالک گروه ما هست

و برای تجارت مواد غذایی سال گذشته

شهرت زیادی بین مردم عادی بدست آورده

به گفته افرادمون

این رئیس گروه ما رو

اعلیحضرت قبلا دیدن

جی من ئه

جی من؟

بنظر میرسه نینگ یوشوان

از این سفر چیزای زیادی بدست آورده

دستورم رو برسون

تا نینگ یوشوان و ما هونگ ژو هر دو به پایتخت بیان

برای کمک هاشون توی های فانگ

میخوام بهشون پاداش بدم

چشم

عرض ادب

اعلیحضرت

از بودنت خیالم راحته

ازم پاداشی میخوای؟

این کاریه که باید انجام میدادم

به هیچ پاداشی نیاز ندارم

متوجه شدم اخیرا

خیلی لاغر تر از قبل شدی

سال گذشته

خیلی مشغول بودی

و هیچکس توی عمارتت نیست

تا بتونه ازت مراقبت کنه

بهش عادت کردم

دیگه احساس خستگی نمیکنم

نمیتونی

همیشه توی گذشته زندگی کنی

اخیرا

متوجه یه رفتار خوب

توی یه زن معمولی شدم

که به همه خوبی میکنه

و به مردم عادی اهمیت میده

فکر کنم شما دوتا

یه زوج عالی هستین

من بهش عنوان

بانو ده هوی رو دادم

تصمیم گرفتم

بهت

یه ازدواج اعطا کنم

اعلیحضرت

من

در حال حاضر قصد ازدواج ندارم

چیه؟

میخوای برای همیشه تنها زندگی کنی؟

اعلیحضرت

اینبار توی سفرم به های فانگ

با یه تاجر به اسم

ما هونگ ژو آشنا شدم

اون بود که به های فانگ غذا آورد

و مشکل غذا رو حل کرد

و قربانیان رو نجات داد

...و این تاجر

درباره اش میدونم

ما هونگ ژو

کمک بزرگی به امدادرسانی به بلایای طبیعی توی های فانگ کرد

قبلا دستوری صادر کردم

تا بهش پونصد تیل نقره پاداش بدن

اعلیحضرت، یه چیزی هست که نمیدونین

این زن تاجر

جی من ئه که ناپدید شده بود

اینبار که های فانگ دچار مشکل شد

اون برای کمک به اونجا اومد

و انتظار ملاقات با اونو نداشتم

پس اونه

بله

پس زنده ست

بله

پس مهم نیست بانو ده هوی

چقدر خوب باشه

توی قلبم

قابل مقایسه با جی من نیست

...من

نمیخوام با شخص دیگه ای ازدواج کنم

اعلیحضرت لطفا دستورتون رو پس بگیرین

داری سعی میکنی ازم سرپیچی کنی؟

اعلیحضرت اگه میخواین مجازاتم کنین

شکایتی ندارم

اما لطفا

جی من رو سرزنش نکنین

تو واقعا

منو ناامید کردی

تو باید

با بانو ده هوی ازدواج کنی

به عمارت برگرد

تا روز عروسیت

اجازه نداری از عمارتت بیای بیرون

برو

(عمارت نینگ)

هر مهره اینجا

نشون دهنده 100 تیله

مهره های آبی مال منه

و قرمزا مال منه

هرکسی کار خوبی

برای دیگری انجام بده

یه مهره رو توی

این جعبه میذازه

و هرکسی که کار بدی کنه

یه مهره رو از

جعبه بیرون میاره

خیلی زیاده

این پاداش تو

برای حفظ آبروی منه

بهت یه مهره آبی میدم

بذار بغلت کنم

(یه مهره قرمز برای تو)

(این دوتا ستاره)

(هیچوقت همو نمیبینن)

(این سرنوشت اوناست)

پسرعمه

مارکیز

برادر نینگ

پسر عمه

مارکیز

برادر نینگ

پسرعمه

اونجاست

مراقب باش

مارکیز

بیا

مارکیز

چرا اینجایین؟

عروسی شماست

چطور میتونیم نیایم؟

درسته

به موقع اومدین

توی چند روز گذشته

توی عمارت گیر افتادم

و نمیتونم برم بیرون

کی میتونه لباساشو باهام عوض کنه؟

این ازدواج رو

قبول نمیکنم

مارکیز

یعنی میخواین از جاه طلبی هاتون

و مقامتون

بخاطر این ازدواج دست بکشین؟

مقام؟

رهاش میکنم

اگه اعلیحضرت از کسی جواب بخواد

جی من حتما درگیر میشه

درباره اش فکر کردین؟

مارکیز

لطفا به هدف بزرگتون فکر کنین

پسرعمه

بهرحال این ازدواجیه که اعلیحضرت اعطا کرده

...ما

نمیتونیم بهت کمک کنیم

ازش فرار کنی

اینقدر دلتون میخواد

با یکی دیگه ازدواج کنم؟

برادر نینگ

ماهم چاره ای نداریم

واقعا میخوای از فرمان امپراتور سرپیچی کنی؟

دربارش تحقیق کردم

شنیدم بانو ده هوی

خیلی زیباست

و جاهای مختلف کار خیر انجام داده

اعلیحضرت خیلی بهش اهمیت میده

برای همین این ازدواج رو بهت اعطا کرده

مارکیز

لباستون رو عوض کنین

وقتمون داره تموم میشه

درسته

پسرعمه

مارکیز

لباس نمیپوشم

همینطور این ازدواج رو

قبول نمیکنم

نینگ یوشوان

مطمئنی نمیخوای باهام ازدواج کنی؟

پس مهم نیست بانو ده هوی

چقدر خوب باشه

توی قلبم

با جی من قابل مقایسه نیست

باید با بانو ده هوی

ازدواج کنی

برگرد عمارتت

تا روز عروسی

حق نداری از عمارتت بیای بیرون

برو

اعلیحضرت

الان

همچی رو شنیدی؟

نینگ یوشوان بخاطر تو

ازم سرپیچی کرد

اعلیحضرت

توی همچین مدت طولانی

هیچوقت نتونستم قولی که بهتون دادم رو

فراموش کنم

جراتش رو نداشتم فراموش کنم

برای اینکه یک روز

میتونم منصفانه

کنارش بمونم

پس اعلیحضرت ازتون خواهش میکنم بهم اجازه بدین

قبلا بهتون برای

اینکار اجازه دادم

بانو ده هوی

عنوانیه که بهت اعطا میکنم

ممنونم اعلیحضرت

تو منو ناامید نکردی

پس من

برای هردوتون

این غافلگیری رو ترتیب دادم

چیه؟

نمیخوای باهام ازدواج کنی؟

با دیدن همچین عروس زیبایی

تحت تاثیر قرار نگرفتی

قبلا بهم قول دادی

تو گفتی

توی همه زندگیمون کنار هم میمونیم

زیر قولت نزن

اینکار رو نمیکنم

دیگه هیچوقت ازهم جدا نمیشیم

باشه؟

دیگه هیچوقت ازهم جدا نمیشیم

ازتون ممنونم که تا پایان این داستان زیبا همراهم بودین" "امیدوارم زندگی و روزاتون پر از زندگی و عشق باشه

♪یک بار توی چشمای بارانی تو لنگر انداختم♪

♪ برای به تصویر کشیدن مناظر این زندگی سالها صبر کردم♪

♪ زیر نور مهتاب سوار قایق پر از آهنگ میشم ♪

♪به دنبال عشقی باش که هرگز در این زندگی نداری♪

♪ تو بغلت که برف داره دراز میکشیدم ♪

♪ و به توهمات نگاه میکنم♪

♪چهار فصل تبدیل به ابریشم میشود و به ابریشم تبدیل میشه

♪قرمز پوشیده و سالها در انتظار آرایش در آینه قلب♪

♪به امواج مواج رودخانه پر ستاره نگاه میکنم♪

♪و تارهای قلبم رو چیدن♪

♪کسی که متوجه احساساتشون نسبت به هم شده♪

♪مثل یک رویاست♪

♪خاطرات مثل ابرهای مه آلود هستن♪

♪در حال غلتیدن بین ابروهایم♪

♪عشق یک عمر جدایی ناپذیر است♪

♪ قرار است ما ملاقات کنیم♪

=عاشقانه یک گل دوقلو = (پایان)

دانلود زیرنویس فارسی ** SARVFILM.COM **

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.