Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
«رسانهی بزرگ انیمه لیست» Www.Anime-List.Net
« در روز هفتم اکتبر ۲۰۰۱، در اقدامی برای تلافیِ حملات یازده سپتامبر به آمریکا، ۱۳۰۰ تن سرباز آمریکایی به افغانستان اعزام شدند »
« تا دسامبر ۲۰۱۱، تعداد نظامیان اعزامشده به ۹۸۰۰۰ نفر رسیده بود »
« ۵۰۰۰۰ مترجم همزمان افغانستانی به استخدام ارتشِ ایالاتمتحده درآمدند، تحت این توافق که بعدها بتوانند درخواست ویزای مهاجرتی ویژه بدهند و به آمریکا مهاجرت کنند »
« مارس - ۲۰۱۸ »
« شهر لشکرگاه »
« شهر لشکرگاه » « افـغـانـسـتـان »
« ترجمه و زیرنویس از آریـن و سـروش » .:: SuRouSH_AbG & Cardinal ::.
کمکم داره ترافیک میشه
« چارلی جیزی کرو، گروهبان دوم »
خب، جمع کنیم بریم دیگه
اوضاع چطوره، جیجی؟
چیزی نمونده
« جاشوا جیجی جنگ، گروهبان دوم »
هی، بهش بگو صندوقعقبش رو باز کنه
جکجک؟
« جک جکجک جکسون، گروهبان دوم »
چشم!
کامیونت رو خاموش کن و پیاده شو
بله؟
امنیت ملی
شرم به غیرتت
دارید به این کافرها کمک میکنید
لطفاً خاموش کن و پیاده شو؟
پیاده نمیشم، مجبورم کن
مشکلی هست؟
وقتت تموم شد!
« کاوه مولایی، گروهبان یکم »
ادی. غذا؟ (چاوچاو)
« ادواردو چاوچاو لوپز، گروهبان یکم »
ادی آمادهست. تام؟
به من نگو، به جان بگو
« تام تام کت هنکاک، گروهبان دوم »
جان! غذا؟
تو صندوقت چی داری؟
جکجک؟
مشکوک میزنه، جان
باشه، صبر کنید. داریم میایم
« جان کینلی، سرگروهبان »
- میگه خالیـه - دروغ...
بگو بازش کنه!
کامیون خالیـه
بهش بگو وایسته!
- جکجک؟ - به این مرتیکه بگو...
جکجک!
سگ توش!
جکجک!
حرکت کنید! حرکت کنید!
برو، برو، برو!
« مـیـثـاق »
« پایگاه هوایی بگرام، ولایت پروان »
تمامی پرسنل آبی رأس ساعت هجده به سالن عمومی مراجعه کنند
یک هواپیما در باند شمارهی پنج به تعمیر موتور نیاز دارد
ممنونم، داداش
شنیدم طرف کارش درسته
آمادهش میکنیم دیگه، ها؟ جیزی؟
چه تَرگل وَرگلـه
سرگروهبان کینلی؟
«استیو کرشر» هستم، افسر جدیدِ مبارزات الکترونیک. خوشوقتم
کرشر؟ منم خوشوقتم ( استیو کرشر، گروهبان دوم )
هی، جیجی، بیا با کارآموز جدیدت آشنا شو
سلام. من جیجیام
سلام، چطوری؟ استیو هستم
- به بچهها معرفیش کن - باشه
بیا با بچهها آشنا شو
- بچهها، کرشر. افسر مبارزات الکترونیک جدیدمونـه - هی، کینلی
مترجمت رو جور کردم
چطورید؟ من استیوم
همهشون تعلیمات نظامی دیدن؟
بعضیهاشون بیشتر از بقیه، ولی همهشون آموزشهای پایه رو دیدن
یه آدم رو فُرم میخوام
اون کچلـه که ریش داره رو میبینی؟
من باشم اونو میقاپم
اون به چهارتا زبونِ بهدردبخور مسلطـه
ولی ممکنه یهکم اذیت کنه. حرف زور تو کتش نمیره.
بعضی از یگانها باهاش حال نمیکنن. .حاضر نیستن باهاش کار کنن
باشه، بهش بگو بیاد جلو
هی، احمد
بیا جلو
اهل سیگار هستی؟
نه، من نمیکشم قربان. خیر
برای چی دنبال این کاری؟
به پولش نیاز دارم، قربان
بعد شغل قبلیت چی بوده؟
مکانیک بودم
اطلاعات ماشینیت خوبـه؟
هر چیزی به موتور مربوط باشه رو بلدم
نه بابا؟ خب، این... این چیه؟
این موتوره، قربان
داری منو مسخره میکنی، احمد؟
نه. نه
من هرگز یه افسر ارتش رو مسخره نمیکنم، قربان
چند وقتـه که اینجایی؟
پنج ساله
دوست داری اینجا رو؟
اینم یه شغلـه دیگه، قربان
خب، اخمد، وظیفهی این یگان بهخصوص
پیدا کردن مهمات جنگی و محل بمبها و مواد منفجرهی طالبانـه
خلاصه بگم، کارمون رفتن تو دل شیره
متأسفانه...
مترجم قبلیمون رو از دست دادیم
متوجهام
در ضمن اسمم احمده، قربان
آها. آره
خب، من هم سرگروهبانام، نه قربان
هی بچهها، با احمد آشنا شید. مترجم جدیدمونـه.
- سلام. چطوری، داداش؟ - چه خبر، احمد؟
ناامیدم نکن و آزارمون نده
من اونجوری نیستم، قربان
حالم به هم خورد
الان دلم ضعف میره برای یه تیکه گوشت خوک
تو کلاً فقط فکرِ شکمتی؟
تازه هم غذا خورده
اینجا هیچی پیدا نمیشه آدم بتونه بخوره
تام، حالا اون چی میخوره؟
همون چیزی که همیشه میخوره، سوسیس
یهخرده سوسیس که مشکلی نداره
آره خودتـو گول بزن، چاوچاو
خیلیخب دیگه، کوچولوها
وقت مدرسه رسیده
ببینید، اگه دنبال اسلحه میگردید،
اینطرفا چیزی پیدا نمیکنید
جدی؟ تو از کجا میدونی؟
من میدونم پشت این درها چی میگذره
آها
پس غیبگومون حرف هم میزنه
دوباره در بزن، هادی
سرباز آمریکایی هستن
دنبال سلاح طالبان میگردن
من سر و کاری با قاتلها ندارم
و خونهات هم خراب نمیشه
خیلیخب
امنـه!
امن و امانه
امنه
اینجا هم امنه
امنـه
اینجا دیگه چه قبرستونیـه؟
مشخص نیست؟ کافه بازیـه دیگه
چی میگه؟
میگه که اطلاعاتتون فاجعهست
آها، یه غیبگوی دیگه
از این وضعیت تخماتیک خسته شدم
خیلیخب، من اینجا میمونم که یه قلیونی بکشم
صبح میبینمتون
تو چطوری انقدر راجعبه اینجا اطلاعات داری؟
آدم اجتماعیای هستم
پس بعد از ظهرهای کسلکنندهات رو اینجوری میگذرونی؟
تو آدم غافلگیرکنندهای هستی، احمد
خیلیخب
پاشید بریم
چیزی رو لیس نزنید، فشار ندید و نترکونید
جیزی،
دستت به اون پیپ نخوره
خب، خیلی خوش گذشت
حالا گمونم بریم سراغ بعدی
زدیم تو خال!
پایگاه مرکزی طالبانـه. محاصرهشون کردیم
هادی، یه دقیقه نگهبانی بده
چه خونهی نقلی قشنگی بین چمنزار
جیزی، من و تو میتونیم همینجا بازنشسته بشیم
و میتونیم یه سگ لابرادودل بگیریم و بشینیم شیر بدوشیم
این مختصاتـه چیه؟ داره بگایی میشه
این اطلاعات دقیقاً از کجا اومده؟
مستقیم از خود دفتر مرکزی
- میخوای چیکار کنیم، جان؟ - میخوام انقدر وقت تلف نکنیم
به هرحال یه دو ساعتی وقت داریم
باربیکیو رو آوردی، چاوچاو؟
خودت چی فکر میکنی؟
ایول
میدونی احمد، ممکنه خیلی چیزا راجعبه ما بگن،
ولی ما همهمون حیوون نیستیم،
البته بهغیر از چاوچاو
بهسلامتی جکجک
بهسلامتی جکجک
بهنظرت آبجوی اول استیو رو کِی بهش بدیم؟
آره، نمیدونم
بهنظرت کِی میتونی آبجوی اولت رو بخوری، استیو؟
هر وقت شما دستور بدی، قربان
نوش جان
مرسی، قربان
بهسلامتی کسی که امیدوارم بتونم جاش رو پر کنم، بچهها
این سیبها چطورن، قربان؟
من عاشق این سیبهام، جان
قربان، من معمولاً سرتون رو با همچین مسائلی درد نمیارم،
ولی اینجا فقط حرف شما برو داره
جداً؟ مشکل چیه؟
ما هی میریم تو میدون و هیچی عایدمون نمیشه
من مدام جون افرادم رو توی خطر میندازم
انگار که داریم شنهای داخل یه جعبهی شبی رو جابهجا میکنیم
شنیدم که قبلاً هم به همچین بنبستی خوردی
ببین، وظیفهی تو پیدا کردن کارخونههای ساخت بمب دستسازه
میتونی برای پیدا کردنشون خلاقیت به خرج بدی، خب؟
به شیوهی خودت انجامش بده
فکر نمیکنم از شیوهی من خوشتون بیاد
مهم نیست من خوشم بیاد یا نه،
مخصوصاً اگه اطلاعی ازش نداشته باشم
از صحبتی که با هم نکردیم خیلی خوشحال شدم
روز خوبی داشته باشی
منم از صحبتی که نکردیم خوشحال شدم، قربان
منتظر برگشتتون هستیم، قربان
زمان تقریبی، ساعت ۲۳
میدونم قربان
دکلن؟
جان؟
اومدی به من کمک کنی؟
حس میکنم ازم سوءاستفاده میکنی، جان
تو منو فقط بهخاطر هوشم میخوای
عه
والا خودتم همچین عاشقِ دستودلبازی نیستی
خب، اون بهخاطر اینه که هیچوقت یه شام مهمونم نکردی
و نه خیر، نیومدم بهت کمک کنم
سالها جون کندم تا این درجهها رو کسب کردم و
بهخاطر تو ازشون نمیگذرم
و از اونجایی که تو و «ووکس» الان صحبتی که دیدم کردید رو نکردید،
غیرممکنه که بتونم این فهرستِ اهداف بررسینشده رو بهت بدم
همیشه برام ناز میکنی
فقط کافیه دنبالم بدویی
یک هواپیما در باند شمارهی شش
به تعمیر موتور نیاز دارد
چه میکنی؟
- دارم تسمهی پروانه رو سفت میکنم، قربان - این یارو رو میشناسی؟
بله، میشناسم
خب، همراه من بیا
خودشه. اون «فرج»ـه
بزن بریم
تکون نخور. یه کلمه هم زر نزن.
آروم باش. میخوایم بریم یه دوری بزنیم
یالا. راه بیفت
آروم، آروم
برو، برو برو
آروم
زودباش!
برو، برو، برو!
بگو «سیب»
بهش بگو که دو راه داره
راهِ پول، یا راه دیگه
حرفاش خیلی مثبت بهنظر نمیاد
خیلی مشتاق به کمک نیست
همین؟
کلیتش همین بود
یکم سبیلشـو چرب کن
هویج
چماق
این لباس مخصوص یه جزیرهی سوزان در دریای کارائیبـه
و راه دیگهاش اینه که میتونی یه چیز خوب برای خودت بخری
آمادهست
یه سؤال سادهست
بمبهای دستسازشون رو کجا میسازن؟
« بمب کنارجادهای »
جای اصلی که طالبها بمب میسازن در کجاست؟
فقط یک جای خاص نیست
چی گفت؟
زرنگبازیش گل کرده. پول بیشتری میخواد
بهش بگو کار که انجام بشه، پولش رو میگیره
اگه پولـو بهش بدیم، خیلی تو وقتمون صرفهجویی میکنیم
جان؟
گفتم کار که انجام شد، پولشـو میگیره
چی...
یه سرنخ داره
اینجا چقدر سگ داره
هی، اِدی؟
فرج به احمد چی گفت؟
گفت که میخواد نسلشـو ریشهکن کنه و
جلوی زنش بُکشتِش
و بعدم جسدشـو بده سگها بخورن
اینا همدیگه رو از کجا میشناختن؟
نمیدونم اینو همه میدونن یا نه،
ولی تا جایی که من فهمیدم،
احمد قبلاً تو کار فروش هروئین بوده
کسب و کار خانوادگیشونـه
با طالبان کار میکردن
پس چرا الان داره واسه ما کار میکنه؟
چونکه طالبها پسرش رو کُشتن
چرا این چیزا رو زودتر بهم نگفتی؟
اینم بهای دستور دادن به بقیهست
دیگه نبینم از دستورم سرپیچی کنی
متوجه بودم که هدفتون چیه
بابت راهکار نامناسبم عذر میخوام
پس تفهیمـه؟
بله، سرگروهبان
کارت خوب بود
باشه. بله
باشه، رفیق
خیلیخب. مرسی، خدافظ
قربان
خب، به نتیجه رسیدی
نظرت چیه، جان؟
دوتا مکان هستن
یکییکی میریم سراغشون
بدون شلوغکاری
خب، اگه کمکی احتیاج داشتی یه تماس با من فاصله داری، باشه؟
ممنونم
اولین محل تولید بمب دستساز سی کیلومتر باهامون فاصله داره
با ماشین یک ساعت راهـه از یه مسیر مستقیم
بعدش میرسیم به یه دوراهی، و میپیچیم چپ
ببخشید. معذرت میخوام
بله، بگو هادی؟
وقتی به دوراهی رسیدیم،
حس میکنم از راست بریم زودتر به مقصد میرسیم،
با اینکه سمت چپ، مسیر مستقیمش کوتاهتره
راست سریعتره، چرا؟
نقشه که اینو نشون نمیده
توی بارندگیهای اخیر،
بیشتر جادهی سمت چپ از بین رفته
نظرت چیه، جیزی؟
اوکیـه بهگمونم. اطلاعاتی وجود نداره که اینو تأیید یا رد کنه.
خب، چهقدر به زمان سفرمون اضافه میکنه؟
حدود ۲۰ دقیقه
نهایت نیمساعت
خیلیخب. پس ردیفـه
راست درستـه
- اینو به مافوق هم خبر بده - حله
- خب، بیاید بریم - خیلیخب، بریم دیگه
سرگروهبان کینلی، میشه لطفاً ماشین رو نگه دارید؟
جانم؟
سرگروهبان، باید باهاتون صحبت کنم
ما جایی توقف نمیکنیم. به حرکت ادامه میدیم.
فکر میکنم یه مشکلی وجود داره
لطفاً ماشین رو نگه دارید، سرگروهبان
باشه. بزن کنار، جیزی
- تمامی خودروها، توقف فنی داریم - یالا بچهها
- جریان چیه، احمد؟ - نگهبانی ۳۶۰ درجه
- یالا! - یه جای کار میلنگه
هیچ دلیل منطقیای وجود نداره که هادی بخواد
ما رو از این مسیر ببره، جز اینکه...
جز چی؟
جز اینکه بخواد ما رو بکشونه توی تله
خب، احمد، این فرض جسورانهایـه
استنتاجـه، نه فرض
حالا داری بهم انگلیسی یاد میدی؟
بخش شمالی امنـه
من داشتم به تمام دلایل احتمالیِ
انتخاب این مسیر فکر میکردم
که تمام جوابها بودار هستن
اون درمورد از بین رفتن جاده دروغ گفت
بارون تأثیری روی این منطقه نداشته
هادی چک شده
شما هر چی دوست دارید بگید، سرگروهبان
فقط اینو بدونید که این مسیر به چیز خوبی ختم نمیشه
از حیطهی تخصصیت خارج شدی، احمد
کار تو اینجا ترجمهست
در واقع، کار من اینجا مترجمی همزمانـه
باشه. احمد، میخوای حرفت درست باشه؟
- هی جیزی. برو پهباد رو چک کن - السّاعه
جیجی، تام کت،
شما برید بالای اون صخرهها و
- بهم بگید که چی میبینید - اطاعت میشه
وایپر ۶۲، وایپر ۶۲، هاوک ۳۳ صحبت میکنه
هاوک ۳۳،
- وایپر ۶۲ هستم، تمام - دریافت شد. تصویر زنده رو میخوایم، فوری
برای چی نگه داشتیم؟ راه که امنـه
منتظر چی هستیم، جان؟
منتظرم که بهم بگن جلوتر برامون کمین کردن یا نه
زمان تقریبی، ده دقیقه
ببین، من ده دقیقه وقت ندارم. تصویر زنده رو همینالان لازم دارم.
دریافت شد
جیجی؟
امن و امانـه
تام کت؟
اینور هم امنه
- امنه بابا - از ۶۲ به هاوک ۳۳،
- تصاویر زنده رسید - وایپر ۶۲، تصویر رو دریافت کردم
- هاوک ۳۳، تمام - دریافت شد
خیلیخب، اینجا چه خبره؟
هی، هی، هی. احمد نکن! ولش کن!
هادی رو ولش کن! جان!
ولش کن دیگه، احمد!
- اسلحهی لعنتیتـو بگیر کنار! - هی! هی!
اسلحهات رو از رو گلوش بردار!
اون خائنـه
من تخمم هم نیست اینحرفا
گفتم اون اسلحه رو از روی گلوش بردار
موقعیتمون رو لو داده
اسلحه رو از روی گلوش بردار
حرفم رو دوباره تکرار نمیکنم
میگه خانوادهشـو اسیر کردن
جان، خبر خوبی برات ندارم
چی شده؟
یه مشکلی داریم
چیه خب، لعنتی؟
بهنظر برامون کمین کردن
هشت کیلومتر جلوتر طالبها یه «منطقهی کشتار» تعبیه کردن
خیلیخب، بیاید دور بزنیم
- برگردیم به پایگاه - اطاعت
برو سوار ماشین شو
بلندش کن
ببین چی دارم، بابا. ببین چی گرفتم.
بابای جانی بهم دادتش
چرا وقت ناهار داری میری بخوابی؟
نه، عزیزم. اینجا تفاوت زمانی داریم، یادتـه؟
من ده ساعت با شما اختلاف دارم. الان اینجا شبـه.
دلم برات تنگ شده
منم همینطور. دلتنگِ همهتونم.
هی، بچهها؟
میذارید یه دقیقه تنهایی با مامان صحبت کنم؟
زودی میام
- دوستت دارم، بابایی - دوستت دارم، بابایی
منم دوستتون دارم. روز خوبی داشته باشید.
- سلام، عزیزم - سلام، بیبی
کار و کاسبی... چطوره؟
خب، خوبه والا
تا ۶ هفتهی آینده و حتی بیشتر کامل پُر شده
- چه خبر خوبی - اوهوم
حسابکتابا در چه وضعیـه؟
سهماههی گذشته سودمون بیشتر شده
پس رفتی تو بحرش. داری کلی براش وقت میذاری.
خب منو که میشناسی، معلومه دیگه
یکی دیگه از ویژگیهاتـه که دوستش دارم
خب میدونی که من هم چقدر دوستت دارم، جان
- فقط زودباش برگرد خونه - باشه
آره، یکم گرسنه هستم
عضو طالبان شده
و دیگه با مادرش حرف نمیزنه
دیدمش که گریه میکرد
هی
من پیگیرش هستم
- تا اونا برگردن، سخت نگیرید - قربان؟
جان
مترجمـه نجاتتون داد، ها؟
نمیدونی که چه آدم دیوونهایـه
آره خب، ولی بازم جون هشت نفرو نجات داده
آره، درسته
خب، حرکت بعدیت چیه؟
- مکان دوم، ۱۲۰ کیلومتر فاصله - عالی
سه ساعت توی وانت «هاموی» حتماً خیلی به کمرت خوش میگذره
خب، میتونید دوتا هلیکوپتر بهمون بدید
آره
نه
شکار خوبی داشته باشی
ممنونم قربان
چرا انبارای اسلحهی این طالبانیها همیشه
انگار صد کیلومتر با پایگاه ما فاصله داره؟
جیزی با این بَواسیرش دووم نمیاره
خیلیخب، نگاه کنید
این چهارمین باریـه که میایم اینجا...
و بهجز از دست رفتن جکجک دقیقاً چی عایدمون شده؟
حتی اگه مواد منفجره هم پیدا کنیم...
فکر کردید تفاوتی ایجاد میشه یا اون زنده میشه؟
خب، این چه ربطی به بواسیر جیزی داشت؟
تو چرا همیشه از کون حرف میزنی، تام کت؟
پس فکر کردی قضیهی لقب «تام کت» چیه؟ ( به معنی زنباز )
رسیدیم
هیچی مثل یه مسیر سهساعتـه نمیشه
خب، الان ۱۲۰ کیلومتر با پایگاه فاصله داریم،
و ۳۰ دقیقه با پشتیبانی هوایی،
پس یهبار دیگه ارتباط رو چک میکنیم، تام کت
دریافت شد. صدا واضحـه، جان
دستاتونـو بگیرید بالا!
دستای لعنتیتـو بگیر بالا!
دستا بالا!
بیاید اینجا صف بشید! یالا!
زیاد وقت نمیبره. تشکر
شما دنبال طالبان میگردید؟
اون سر یه تأسیسات دیگه هست
افرادمون رو میفرستیم اونجا
قضیه بوداره
داره دروغ میگه
جیزی، موضعتون رو حفظ کنید
این منطقه رو کامل چک کنید. ما میریم بالا.
اطاعت
هی! بیا اینجا ببینم!
تکون بخور! این یارو داشت با گوشیش حرف میزد!
بدهش من ببینم! دستاتـو بگیر بالای سرت!
دنبال من بیاید
کاوه، نفر آخر وایسا
اطاعت
همه روی زمین!
بخوابید روی زمین! - بخواب! یالا!
امنـه
کاوه، کشیک وایسا. چشمت به جاده باشه.
جان، جیزیام
ما یه انبار بزرگ اسلحه اینجا پیدا کردیم. دستور چیه؟
اون آدما رو دستگیر کنید،
برید یه جا کشیک وایستید و منتظر دستور بمونید
دریافت شد
دستاتونـو بگیرید پشتتون!
بخوابونیدشون روی زمین!
- جُم نخورید! - بخواب!
تام کت، جیجی، بهشون دستبند بزنید
کرشر، حواست به جاده باشه
نه! نه! نه!
تام کت، جانام
یه تولیدیِ بمب دستساز پیدا کردیم
چهارتا دشمن میبینم
پشتیبانی هوایی میخوایم، فوری
حمله میکنیم
وایپر ۶۲، وایپر ۶۲، هاوک ۳۳ صحبت میکنه
زدیم توی خال
درخواستِ نیروی واکنش سریع داریم. تمام ( نیروی واکنش سریع )
دریافت شد هاوک ۳۳، در حال اعزام نیروی واکنش سریع
احمد، تو همینجا بمون
برای اینکار مترجم لازم نداریم
حیوونای آشغال
این قاتل جکجکـه
سگ توش!
- ریدم توش - کیری!
امنـه. تو خوبی؟
مادرسگ تیرش خورد به بازوم
- احمد! خبری نیست؟ - نه اوکیـه
- ریدم توش - در رو بپّا
گوه!
وایسا، حرکت نکن
خیلیخب، چاشنی رو تنظیم کردم روی سه دقیقه
بدوئید بریم. حرکت کنید
برید، برید، برید
صبر کنید، وایستید
برو، برو
به تمامی واحدها، یه بمب سه دقیقهای کار گذاشتیم
اون جادهی شمالی رو از تیررسات خارج نکن
دریافت شد
کاوه، ما سمت چپتیم. پوشش...
لعنتی!
ادی! ادی!
ادی رو از دست دادیم
- ادی رو از دست دادیم - سرپاشون کنید
- بلند شید! - یالا بلند شو!
- بلند شو ببینم! - تکون بخور!
ما بالای تپهایم و داریم میایم به سمت شما
بگیرش، بلندش کن
نمیخوام طالبهای کثافت ببیننش
استیو، طالبها دارن نزدیک میشن
- موقعیت ساعت ۱۱. دوتا شاسیبلند - هدف شمال! دوتا ماشین طالبانی!
برید تو موقعیتتون
- چشمتون به جاده باشه - اطاعت!
موقعیت ساعت ۹ رو پوشش میدم
- دهنتو! - طالبهای روی تپهی شمالیان!
دشمن سمت چپ!
روی تپهان، تام کت!
حواستون به جاده باشه!
وایپر ۶۲، وایپر ۶۲
سربازها درگیر شدن. تکرار میکنیم، با دشمن درگیر شدیم!
وایپر ۶۲، ۱۵ دقیقه با شما فاصله داریم
وانت اولی از سمت چپ اومد
از ورودی شمالی
کرشر رو زدن. تام کت، برو پشت مسلسل.
برو! برو! استیو رو زدن. تمام
موضعتون رو حفظ کنید. ما داریم میایم پیشتون.
خودروی شاسیبلند وارد شد. از ورودی شرقی.
خودروی دوم هم داره نزدیک میشه. ورودی شرقی.
کاوه، زودباش بیا!
پشت سرتم، جان...
شلیک...
تام کت!
جیجی رو زدن
بیا بریم!
لعنتی
گاییدمت!
حرکت کن!
جان! جان! فوراً به یه نقشه نیاز داریم!
یه خودروی شاسیبلند داره میاد سمتتون. شما رو پوشش میدیم.
اون وانت رو بردار و برید یهجای مرتفع و
اونجا موضع بگیرید
جان، قیچیمون کردن!
برو. برو
منو پوشش بده!
جیزی، برو، برو!
بشین، احمد! بشین!
جان، دنبال من بیا
مستقیم. میریم از...
دهنتو. جیزی! جیزی!
اینو بگیر دستت
دگر 12
دگر 12
دگر 12، دگر 33 صحبت میکنه. جواب بده
از بُردش خارج شدیم
،دگر 12، دگر 12
دگر 33 صحبت میکنه. جواب بده
!لعنتی
!تف توش
پنچر کردیم
خیلیخب، باید پیاده شیم
احمد. احمد
ماشینشون رو پیدا کردیم. دارن پیاده میرن
.همه رو میفرستم .برو دنبالشون و همشونو بکُش
پخش بشید و پیداشون کنید
هاوکِ رهبر. هاوکِ رهبر
به گوشم
وایپر 62 صحبت میکنه
تقربیاً چهلتا از اعضای طالبان رو داریم که توی درگیری کُشته شدن
،تمام اجساد واحد 33 رو جمع کردیم
به جز جان کینلی و مترجم. تمام
فکر کنم فعلاً خطری نیست
شب رو اینجا استراحت میکنیم
مشکل اینـه
طبق مسیریاب ماهوارهای، پایگاه 120 کیلومتر
در اون جهت، پشت زمینهای تخمیـه
،طالبان هم همه جا هستن پس نمیتونیم از جادهها بریم
دو دقیقهای میریزن سرمون
پیادهروی نمیکنیم. سریع راه میریم. حله؟
حله
دنبالمونن
تفنگت آمادهست؟
آمادهست
بریم
تفنگ کیریت کو؟
وسطای تپه
این الان مال توئـه
فقط گمش نکن
آمادهای؟
دنبالت میام، رئیس
تفنگ
بریم
هی
مُرده؟
آره
بلندش کن
اون تو چه بوی گندی میاد
شب رو اینجا میمونیم
یه خونه میبینن
این اطراف خونههای زیادی ندیدیم
،اگه میتونیم صداشونو میشنویم
حتماً نزدیکمونن
وسایلت رو جمع کن
احمد
هی
جان
ما میریم خونه
راه درازی در پیش داریم
نمیتونیم از جادهها بریم
میدونن اینجاییم
افراد بیشتری با وانتهاشون میان
بیا
ماشین ما خراب شده. ما رو ببر
فقط دو سه کیلومتر برو جلوتر
دنبال دو نفر میگردیم. یه آمریکایی و یه مسلمان خائن
آدم مشکوکی ندیدی؟
پیداشون میکنیم. اینجا منطقهی ماست
پُشت چی داری؟
فقط برو
نگه دار
نگه دار
جایزهی سنگینی برای سرتون گذاشتن
صدها طالب دنبالتن
،روستا به روستا رفتن
کسایی که اطلاعات ندادن رو آتیش زدن
.از جادهها نرو .همه جا گشتی هست
سلام، برادر
آب بده
هی، بگیر
!دستهاتو ببر بالا، لعنتی
!دستا بالا
!بخواب روی زمین
!بخواب روی زمین
!بخواب زمین میگم
!بخواب زمین
!بلند نشو
!اون طرف رو نگاه کن
یکی از افرادتون رو آوردم
توی گاریـه - گاری رو ببین -
لامصب جان کینلیـه
!آهای! جان کینلیـه !اینجا دکتر لازم داریم
« چهار هفته بعد »
ما میریم خونه
ما میریم خونه
ما میریم خونه
به خونه خوش اومدید، آقای کینلی
دکترتون رو میارم
« سانتا کلاریتا » « کالیفرنیا، لسآنجلس »
شنیدم میخوان بهت مدال بدن
صلیب خدمات برجسته
یالا، بذاریدشون کنار، بچهها - چه سریع -
پنج دقیقه دیگه غذا میخوریم - ،خب -
تو چهاردست و پا با هزار بدبختی
...صد کیلومتر راه اومدی پس
اگه اینکارو کرده باشم، هیچی یادم نمیاد
هنوزم چیزی یادت نمیاد؟
یعنی...یادمـه توی بیمارستان به هوش اومدم
پس چرا باید به من مدال بدن؟ باید بدنش به اون
،تا جایی که خبر دارم من فقط سرنشین بودم
.فکر نکنم دنبال مدال باشه .بیشتر ویزا لازمـه
خب، ویزاش در چه حالـه؟
،حتی اگه بتونیم ویزا رو جور کنیم قبلش باید پیداش کنیم
پیداش کنید؟
کجا رفته؟
،خب، بعد پیادهرویهاتون توی افغانستان
احمد شد قهرمان داستانهای محلی
برای تمام مردم، به جز طالبان
فقط بگیم خوشحال نیستن که تو رو از صد کیلومتر توی محدودهشون
رد کرده و نتونستن تو رو بگیرن
داستانتون بین مردم کلی طرفدار پیدا کرده
یعنی چطوری شده؟
سر از لیست ده فرد مهم تحتتعقیبشون در آورده و
برای سرش جایزه گذاشتن
گم و گور شده و با خانوادش قایم شدن
،قبل اینکه بپرسی
با برادر موادفروشش صحبت کردم
،حس میکنم جاشو میدونه
،ولی تا ویزای احمد رو جور نکنیم اطلاعاتش رو بهمون نمیده
احمد. احمد عبدالله
چطوری هجی میشه، جناب؟
...آره، ع-ب-د
...بله. میدونم، خانم. من
ویزاش تأیید شده؟
آقای عبدالله...قرار بوده ویزاشون صادر بشه
اسمشون چیـه، جناب؟ - احمد -
دوستتون باید یه فرم
آی360 پر کنه - نمیتونم گوشی رو بدم بهش -
خانوادش مجبور شدن قایم بشن
یه دقیقه صبر کنید - خانم، وضعیت رو یه بار برای -
...سرپرستتون توضیح دادم. میشه لطفاً - یه دقیقه -
گوشی دستتون باشه، قربان - ...میشه -
چطوری میخواید سابقهی یه بچهی
سه ماهـه رو بررسی کنید؟
میشه نگی گوشی رو نگه دارم؟ یک ساعت و نیمـه که گوشی دستمـه
فقط یه دقیقه
خب، اول باید یجوری مطمئن بشیم ویزاهاشون صادر شده و
بعد میتونم از یه راهی پیداشون کنم
تو بودی زن و بچهات رو ول میکردی؟ میکردی؟
گم و گور شده و با خانوادش قایم شدن
گم و گور شده و با خانوادش قایم شدن
به خاطر تو
به خاطر تو
الان همهی اطلاعاتشون رو بهتون دادم
عملاً همین الان دادمشون به سرپرستت
نه، نسبتی ندارم
...اون توی افغانستانـه
گوشی دستتون باشه، قربان
!آهنگ صبر تخمی
یه ساعت و نیم ملت رو منتظر میذارید
خب، معلومـه کلافه میشن
بله، خانم. آره
بله، نامه دستمـه
از طرف سرهنگ مسترز؟ - درستـه -
بله. از طرف ایشونـه
باشه، آره، خب، چقدر طول میکشه؟
حداقل نُه ماه، قربان
!اونا...نمیتونن نُه ماه صبر کنن
!اگه نُه ماه صبر کنن میمیرن
شب بخیر، رئیس - هی، خودم تعطیل میکنم، میگوئل -
خودم میبندم
با ادارهی مهاجرت ایالات متحده تماس گرفتید
چه کمکی ازم برمیاد، جناب؟
بازم میگی منتظر بمونم؟
آره، بازم بگو منتظر بمونم - قربان، لطفاً چند لحظه دیگه -
بهم وقت بدید
نه، نه، نه، نه، نه
گوشی رو نذار
گوشی تخمی رو نذار - فقط یه لحظه -
طول میکشه، سرگروهبان
یکی رو پیدا میکنم کمکتون کنه - اگه...اگه دوباره -
منتظرم بذاری، به خدا پیدات میکنم
!منتظرم بذار! یالا
اسمت چیـه، لعنتی؟ ها؟
اسمت چیـه؟
!یه راست میام خونهات پیدات میکنم
لعنتی، یه نفر توی !یه غار تخمی گیر افتاده
!پیدات میکنم
اینو بخور
چیزی نیست
هی
ساکت
جان؟
جان
حالا نه اینکه کافی نبوده ،از اون همه کوه ردم کرده
الان از ذهنم هم نمیره بیرون
من روی این تخت دراز میکشم
بچههام رو قبل اینکه برن مدرسه میبوسم و
اون یه جایی توی یه سوراخی قایم شده
سوراخی که نمیتونه ازش بیرون بیاد
سوراخی که ما انداختیمش توش
قرارمون این نبود
قرار این بود که به خانوادش پناه بدیم
بعدش یه طناب انداختیم دور گردنش و
با لگد زدیم زیر چهارپایهاش
من باید توی اون سوراخ باشم
فکر میکنی برات نعمت بوده؟
خب، منو که نفرین کرده
من مردیام که نمیتونه استراحت کنه
لطفاً منتظر بمانید
در صف تماس قرار دارید
لطفاً منتظر بمانید
...در صفِ
جفتمون میدونی تهش چی میشه
باید خودم از اونجا بیارمش بیرون
یکی رو میشناسم
پارکر. پیمانکار امنیتِ خصوصیـه
کارش خیلی خوبـه و میتونه کمکت کنه
ولی گرون تموم میشه
باید بهت یه اسم و پیشینهی دیگه بدیم
،اگه طالبان بو ببره برگشتی توی کشور علتشو میفهمن
بعدش هر کاری بتونن میکنن تا جفتتون رو پیدا کنن
« ترینکوت » « افغانستان »
الو؟
صبح بخیر، رئیس - صبح بخیر -
فقط سهتا از اینا پیدا کردم
مطمئنم دوتای دیگه اینجاها هست
باشه
،خب، اگه مشکلی بود جامون رو که میدونید
عالیـه. ممنون - از معامله با شما خوشحال شدیم -
خداحافظ
آقای کینلی
خانم کینلی
انگار همه چی تحت کنترلتـه
همم
کادیلاک امروز بعدازظهر آماده میشه و
ساعت شیش هارلیها رو تحویل میگیرن
پس گمونم به من نیازی نداری
نه
ولی جایی نرو که خوشگل شدی
...من میرم
یه چیز سکسی تنم کنم
من میدونم کارت چیـه و قبولش کردم، جان
چندین بار این صحبت رو داشتیم
،من بارها باهات خداحافظی کردم
بدون اینکه بدونم دوباره میبینمت یا نه
دوازده سال هم هست دارم اینکارو میکنم
ولی این دفعه فرق میکنه
خانوادهمون فکر میکرد مُردی
سه هفته داغ این خبر تو دلمون بود
میدونی من و بچهها چی کشیدیم؟
ولی تو هیچ راهی برای من نذاشتی
،همسر تو بودن یه چیزه
ولی مادر اونا بودن...یه چیز دیگهست
ما زندگی تو رو به اون مرد مدیونیم
پس خونه رو دوباره گرو میذاریم و
،تو اون ویزاها رو میگیری
بعدش میری
میری هر کاری که لازمـه میکنی
زنده هم برمیگردی
تو زنده برمیگردی، جان کینلی
« پایگاه نیرو هوایی تراویس » « کالیفرنیا »
سرهنگ. دکلن
جان، لطفاً بشین
همه چی روبراهـه، جان؟
نه، همه چی روبراه نیست
بشین
اگه عیبی نداره، ترجیح میدم وایسم
خب، مثل اینکه اخیراً خیلی سر و صدا کردی
اسمت چیـه، لعنتی؟ ها؟
...سرگروهبان، نیازی نیست - اسمت چیـه؟ -
افسرِ یکم کاول - یه راست -
!میام خونهات پیدات میکنم
سرگروهبان، لطفاً آروم باشید
لعنتی، یه نفر توی !یه غار تخمی گیر افتاده
قربان، بهتون اطمینان میدم داریم تمام تلاشمون رو میکنیم
...سوراخ تخمی و
یه شکایت رسمی ثبت شده
که اینطور
برای مداخله منو آوردید
یا تا تنبیهام کنید
من واسه این نیومدم
خیال کردید اگه میتونستم شر این دِین رو کم کنم، نمیکردم؟
فکر کردید اگه میتونستم از راههای معمولی اقدام کنم، نمیکردم؟
این دِین از اون دِینها نیست
نتیجه میطلبه، نه دلِ خوش
یه قلاب توی وجودمـه
قلابی که دیده نمیشه
ولی هستش
فکر میکنید چارهای دارم؟
هیچ چارهای ندارم
من اون مرد و خانوادش رو
از وضعی که انداختیمش توش، نجات میدم
از این بابت هیچ شکی ندارم
تو هم کمکم میکنی، سرهنگ
...دلیل اینکه الان اینجام
من هشت سال پیش جونتو نجات دادم
پس باید اون ویزاها رو جور کنی
نمیدونم چطوری
ولی جورشون میکنی
چون میدونم تو از اون آدمهایی که دِینشون رو ادا میکنن
دِینهات رو ادا کن
جفتتون رو خیلی دوست دارم
دلمون برات تنگ میشه، بابایی
دلم برات تنگ میشه
من هم دلم براتون تنگ میشه
باشه
دلمون برات تنگ میشه، جان
میدونم. یه هفته دیگه برمیگردم
بیا اینجا
بوسم کن
« پایگاه هوای قندوز » « افغانستان »
ران کِی؟ دوستِ ووکس؟
پارکری، آره؟
آره - تعریفت رو زیاد شنیدم -
خب، آمادهایم؟
خب، من با علی، برادر احمد، تماس گرفتم
،گفت روستایی که احمد توشـه رو پیدا کرده
ولی هنوز مستقیم باهاش تماس نگرفته
پس میریم پیش برادرش؟
آره، خب، نقشه همین بود
بود؟
فعلاً گذاشتنمون روی یه کار دیگه
ما یه قرارداد داریم، پارکر
یه توافق داریم
که میخوام بهش احترام بذاری
نمیتونم کاریش کنم
دستور از بالا اومده
،یه دیپلمات سازمان ملل داریم ،محافظهاش افتادن توی هچل
باید حلش کنیم. همینـه واقعاً
،گوش کن، اگه سه روز اینجا بمونی
تیمم در خدمتتـه
قراردادمون اینطوری نیست، داداش
سه روز دیگه طرف ممکنـه مُرده باشه
،میدونم هم ده میلیون دلار نیست ولی قبول کردی
من هم یه لیتر خون و 150 هزار دلار پای این دادم
،خب، ران، اگه راضی نیستی میتونی پولت رو پس بگیری
نه، معلومـه که راضی نیستم
پول رو نمیخوام
میخوام به قرارمون احترام بذاری
شنیدم تیم تحسینبرانگیزی داری
الان میخوام خودتو ثابت کنی
خیلیخب، گوش کن
...بیا
جفتمون کوتاه بیایم، باشه؟
اگه بتونی احمد و خانوادش رو پیدا کنی و
،زنگ بزنی جاشو بهمون بگی ما میام و
از راه هوایی برتون میگردونیم پایگاه و
با پرواز بعدی میفرستیمتون خونه
تمام
فقط باید پیداش کنی
گرفتم چطوریـه
من به تو پول میدم تا خودم ماشین رو بشورم
بیخیال، مرد. باید خودتو وفق بدی
.از داشتههات استفاده کنی .داشتههات هم همینـه
یا میتونی سه روز صبر کنی با توپِ پُر بریم
یا اینکه الان میری، ولی تنها میری
ابزارتو جور میکنم. بهت یه ماشین خوب و دم و دستگاه کامل میدم
ولی تنها میری
ده هزار دلار پول نقد توشـه و تلفن ماهوارهای
یه ام4 پشت ماشینـه با شیشتا خشاب
باک ماشینت پره
آدرس مسیریاب ماهوارهای میرسونتت به علی
اول میتونی بری پیش اون
ران، فقط 72 ساعتـه
جات بودم صبر میکردم
آره، ولی جای من نیستی
مگه نه، پارکر؟
« غوریان »
جان! جان، بیا تو
لطفاً بشین. خواهش میکنم
راحت باش
یه لحظه
!حسن
چایی میخوای؟
میدونی «جان» توی کشور من یعنی چی؟
عزیزم. عشقم
برادرت دربارهی چشمهای آبی قشنگت بهم گفته بود
چشمهای آبی قشنگی داری
پسر احمد هم چشمهای آبی قشنگ داشت
سیگار؟
تنها دلیل اینکه تا الان شکنجهام نکردن
،تا بفهمن برادرم کجاست
اینـه که من خیلی با طالبان کار میکنم
گمونم میدونی کارم چیـه، نه؟
آره، فکر کنم بدونم
همم
اینو هم میدونی که برادرم خیلی بین همکارهام منفور شده
،از اینکه داستان نجاتت انقدر معروف شده خوششون نمیاد
...خب، واسه همین اومدم. من
بابتش عذاب وجدان دارم
زندگیمو به برادرت مدیونم
،اگه بتونی بهم بگی برادرت کجاست
میتونم از کشور خارجش کنم
اون ماشین توئـه؟
نمیتونی با اون بری. خیلی خطرناکـه
من ترتیب یه سری انتقال بار رو میدم
.راننده کامیونم اونجاست .اسمش پویاست
یه جواز داره که باهاش میتونه از ایستبازرسیهای طالبان رد شه
ولی گاهی بازم میتونه سخت باشه
آخرین بار کِی با برادرت حرف زدی؟
یه هفته پیش
دو روز دیگه هم قراره جاشو عوض کنه
ولی این آخرین فرصتشـه
،الان جایزهای که روی سرشـه خیلی سنگین شده
موفق باشی، جان کینلی
!خودتو نشون نده. نشون نده
مدارکت رو نشون بده
زودباش
چیزی نیست
!ایستبازرسی! ایستبازرسی
سلام علیکم، برادرا
خاموش کن
خوبی؟
فکر کردم کارمون تمومـه
بیا از اینجا بریم
فرمانده ستار، صدام رو میشنوی؟
به مشکل خوردیم
دو نفر سربازهامون توی ایستبازرسی رو کُشتن
ببین کی هستن
تعقیبشون میکنم
در تماس باش
جان؟
جان، ووکس هستم
ویزاها رو گرفتم
برای کل خانواده
گفتم تحویلشون بدن پارکر
لطف کردی - جان -
موفق باشی، برادر
رسیدیم
رد 6، رد 1 صحبت میکنه
...هدف الاچ
از ران به پارکر
رئیس، با شما کار داره. ران کِیـه
ران
به جایی رسیدی؟
پارکر، پیداش کردم
دارم ردیابیت میکنم
باهاش حرف زدی؟
نه
ولی الان جلوی چشمهامـه
پیداش کردم، قربان
خیلیخب، پیدات کردیم
آره، فقط یه لحظه
نزدیکترین محل خارجسازی سد درونتهست
دو کیلومتر شرق جایی که الان هستی
سد درونته. فهمیدم - باشه، وقتی خودت و -
یارو و خانوادش راه افتادید، زنگ بزن
بعد از اون دو ساعت وقت داری، باشه؟
...آره، یه چیز دیگه پارکر
وقت زیادی نداریم. سفر چندان تمیزی نداشتم
باشه، یه تماس میگیریم
ببینیم میتونیم به اونجا دید پیدا کنیم
برو دوستت رو بیار
اینجا چقدر سگ داره
لباست رو دوست دارم
من هم از مدل موی جدیدت خوشم میاد
حتماً پیدا کردنم خیلی سخت بوده
میتونم تو و خانوادت رو از اینجا ببرم
فقط باید همین الان بریم
الان؟
حیف شد
اینجا رو دوست دارم
همم
میفهمم چرا. آره
فخرالدین - فخرالدین؟ -
پیداشون کردم
آمریکایی و احمد
مطمئنم
بله؟ چی شده، جو؟
ران کِی
چی شده؟
،آره، قیافهاش آشنا میزد
ولی یادم نمیومد کجا دیدمش
پس توی سیستم جستجوش کردم و ،طبق اطلاعاتی که داریم
اون توی لیست تحتتعقیبهای طالبانـه
توی لیستـه؟
واسه چی توی لیستـه؟
اوه، لعنتی
...ران کِی» اون» همون جان کینلیـه
چرا قبلاً بهمون نگفت؟
،فکر کنم اگه جان کینلی بین طالبان محبوب باشه
اونوقت احمد پُر و پیمونترین هدف ممکنـه
بیا ورق رو برگردونیم
کودی، همین الان با بگرام تماس بگیر - چشم، قربان -
،حتماً میخوان اونا رو بگیرن ما هم بهتره یه «فرشته» بفرستیم هوا (فرشتهی مرگ)
شما دوتا، همین الان تصاویر پهپادها رو نشون بدید - الان -
،بالاخره
قراره یه درگیری حسابی داشته باشیم
بصیره
جان؟
احمد، چه خبره؟
باید همین الان بریم
کجان؟
یکی زیر نظرشون داره
میبرمتون
توی کامیونیان که میره طرف سد
به طرف سد میرن
سد رو میبینم
!وانتهای طالبان
!وانتهای طالبان
پویا، جلوی تونل رو بگیر
!حرکت کنید
!سریع
!حرکت کنید، حرکت کنید، حرکت کنید
!برید، برید، برید
!پوششم بده! پوشش بده
!برید! برید !به سمت ساختمون! به سمت ساختمون
!احمد
!هواتو دارم
!لعنتی
!مادرسگا
پوششم بده - بخواب زمین -
!لعنتی
!تف توش
!برید، برید
!بشینید
!لعنتی
!بخوابید زمین - تیرهام کمـه -
!لعنتی! تموم کردم
!یالا، پارکر
!کدوم گوری موندی، پارکر؟
تُف. تُف
دیگه تیر ندارم
چندین هدف رو سمت غرب پل شناسایی کردم
با 105 حمله کن
دید دارم. 0-6-0
دریافت شد، اسپکتر 37
آمادهان
دریافت شد
تمام دشمنها مُردن؟
تأیید میشه. دیگه شلیک نکنید
.پایگاه دو، اسپکتر 37 صحبت میکنه .همه جا امنـه
همه خوبن؟
بردلی، مایک، بلندش کنید ببریدش توی هلیکوپتر
چشم، قربان
،میدونی
اگه بهم میگفتی تو جان کینلیای و
،اون همون احمدِ معروفـه
کل این عملیات رو مهمون خودم بودی، رفیق
ووکس اینا رو فرستاد
ویزا برای احمد، همسرش و بچهاش
خیلیخب، این هلیکوپتر برتون میگردونه پایگاه
یه هواپیما اونجا منتظره
شما رو میبره خونه
پارکر
کینلی
کار کردن باهات باعث افتخارم بود
خودتو اثبات کردی
احمد، کارت خوب بود
چیزی لازم داشتی، خبرم کن
30اُمِ آگوستِ 2021 - نیروهای مسلح ایالات متحده» «کاملاً از افغانستان خارج شده و جنگی 20 سالـه به اتمام رسید
یک ماه بعد، طالبان دوباره» «کنترل کامل را به دست گرفت
بیش از 300 مترجم و خانوادههایشان به دست طالبان» «به خاطر همکاری با ارتش ایالات متحده کُشته شدند
«هزاران مترجم دیگر کماکان پنهانی زندگی میکنند»
« ترجمه و زیرنویس از آریـن و سـروش » .:: SuRouSH_AbG & Cardinal ::.
ارائهشده توسط وبسایت انیمه لیست Www.Anime-List.Net
کانال ترجمه و آخرین زیرنویسها: t.me/AnimeListTeam
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.