All language subtitles for Magic Flute 2022.farsi(1)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

جديد ترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

دانلود به روز ترين مقالات و کتابهاي کميک فارسي همزمان با انتشار بين المللي www.comic-strip.xyz

ترجمه هر روز يک کتاب کميک و فيلم در کانال تلگرامي ما @subforu

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... ( HaDi AliZade & Mahdi AliZade ) telegram : @subforu

، اون الان بيداره

، و آماده ديدن شماست

، پدر

، بيا، واست موسيقي آوردم - ،آه -

، مامانت بهم گفت

، پدر ، ازت ممنونم که يک توصيه .. واسه استاد برتر برام نوشتي

، اما من نميتونم مامان رو اينجا ..

، با همه مسائلي که در جريانه تنها بگذارم ..

، تو هميشه روياي رفتن به اون مدرسه را داشتي

، من و مامانت با هم صحبت کرديم

... و وقتي که من مردم

، تو ميري

، بمن قول بده

، و يک قول ديگه

، در ازاي توصيه نامه پر اغراقي که من برات نوشتم

، يک کيف کنار تخته

، يک کتاب داخلشه

باورنکردنيه، اين رو از کجا آوردي؟

، اين رو به عنوان يادگاري از زمانم با موتزارت .. نگه داشتم

، بهش لقب دادي

، تو بايد اين رو به جائي که بهش تعلق داره برگردوني

، ببخشيد ، اون الان به استراحت احتياج داره

، تو به من قول دادي که بري

، اين زندگيت را .عوض خواهد کرد

، بليط، لطفا - ..آه-

، حتما بليطو وقت شام . در جيب کتم جا گذاشتم

، باشه ،قربان ، فقط بايد دوباره پول بليط رو پرداخت کنيد

،اوه

، متشکرم ، در ضمن ، من سوفي هستم

، اوه ، بله ، از ملاقاتتون خوشبختم

، من تيم هستم

داريد به آئور ميريد. متوجه شدم

، من ميتونم يک مرد علاقمند به موتزارت را . از يک مايلي تشخيص بدم

پس شما هم همونجا ميريد ؟

من اونطرف در ساختمان دخترها . خواهم بود، اما آره

، آه، فردا اولين روز منه

، خيلي دير به ترم رسيدي

، اونها معمولا بعد از شروع سال . به کسي اجازه ورود نميدن

دليل خاص بودن تو چيه ؟

، داستانش طولانيه ، باشه يک موقع ديگه

آره

ساز تو چيه ؟ - ، من پيانو ميزنم -

،آه - ، اما من يک خواننده هستم -

، آه ، يک نغمه خوان

مگه چيه ؟ اونجا جاي خوبي واسه خواننده هاست

تو انريکو ميلانزي رو ميشناسي؟

، اون هم از همونجا شروع کرد - ، اوهوم -

، الان نگاش کن - ، اون واقعا مطابق سليقه من نيست -

، يکم واسه من پر زرق و برقه

، بيشتر عملکرد و بدون روح - ، خب -

خوب تو چي گوش ميدي؟

، بگذار حدس بزنم يک چيزي توي مايه آوانگارد ؟

يا خواننده هاي گلو مغولي؟

،بيشتر شبيه جکسون فايو

واقعا ؟ - . آره -

، شايد گنده ميام اما هر روز ميتوني بهم آهنگ هاي عاشقانه بدي

، همه مسافران توجه فرمايند

قطار به مقصد رسيده است

لطفا پياده شويد و چمدان هاي خود را از قسمت بار تحويل بگيريد

،اوه

,متاسفم

مدرسه بين المللي موتزارت

،دکتر لانگبو

.. ما ممکنه وضعيت فعلي جهان را "

، نه تنها به عنوان اثري از گذشته .. " بلکه علتي براي آينده در نظر بگيريم

،پير سيمون مارکيز د لاپلاس پدر جبرگرايي،

.. معتقد بود که اگر ما بتونيم مکان دقيق

، و تکانه هر اتم را در جهان امروز بدانيم ..

، ميتونيم پيش بيني کنيم که هر اتم .. . فردا کجا خواهد بود

، و هر چيزي که براي اتم ها صادقه .. . براي انسان ها هم صادق خواهد بود

حوصله ات را سر ميبرم ،آقاي واکر ؟ ، بنشينيد

، اينجا در موتزارت

، ما از بخشش امتيازات ويژه براي دانش آموزان . خودداري مي کنيم

، در واقع ، ما از پذيرش دانشجو در اواخر ترم . خودداري مي کنيم

، اما با توجه به شرايط

، ما تصميم گرفتيم که در مورد شما يک استثنا قائل بشيم

، بهتون تسليت ميگم ،آقاي واکر

، متشکرم ، ممنونم قربان

راستش ، من چندين بار توفيق شنيدن آواز خواندن پدرت را داشتم

، درست همينجا در سالن هاي مقدس ، جائيکه هردوي ما شروع کرديم

، اون چند سال از من عقب تر بود

اما قدرتمند بودن فيگاروي او را در عين ظرافت به خاطر دارم

، پدرت خواننده بزرگي بود

،اما براي رسيدن به عظمت آدم بايد نظم داشته باشد،

، و هر کسي بايد قوانيني داشته باشد

، در هر صورت

، تک نوازي کريسمس ما ، به سرعت نزديک مي شود

، "فلوت جادوئي" ، در واقع مورد علاقه پدرم بود

اون هميشه اين ارتباط را با شاهزاده تامينو، احساس ميکرد

،اوه

، بيا تو

،آه،، آقاي باومگارتنر

، ممکنه با محبتتون اينجا را به اين دانش آموز ديررسيده ، نشون بديد

، البته، من معلم جديد شما هستم

، شما حس خوبي از زمان بندي در اينجا خواهيد داشت ، دوست جوان من

براي جنبش به اندازه کافي دير کرديد ، اما براي از دست دادن امتحانات دير نرسيديد

پس ، نقش ها ؟ - ، هنوز انتخاب نشدند -

، کلماتم را علامت گذاري کن

،براي يک مرد جوان علاقه مند به موسيقي

، هيچ جايگاه بهتري براي بودن در نقش موتزارت . وجود ندارد

،يک جادوي واقعي در اين ديوارها وجود داره

، بريم

،سلام؟ پائولو

، اجازه بده هم اتاقي جديدت را معرفي کنم

، تيم واکر

ببخشيد ؟ - ، من اين بچه را به تو ميسپارم -

کتابهايت را بگذار اونجا ، و ميتوني لباسهايت را اونجا آويزان کني

، اون واسه دست زدن نيست

، يادت باشه

پس... کجا مال منه؟

، اگر ميخواهي . ميتوني اون گوشه را برداري

.. چطور اينقدر شانس آوردي

که تا الان هم اتاقي نداشتي ؟ ..

، نفر قبلي مدرسه را ترک کرد

، و داستان تو چيه که اينقدر دير پيدات شده؟

، پدرم .. بيمار بود

، پس حالا فقط من و مامانم مونديم

، اول از همه ، من نميخواستم لندن را ترک کنم

، من حتي نميخواستم رختخوابم را ترک کنم

، اما مادرم اصرار کرد

،اون بمن گفت اگر اينکار را نکنم . يک سال تمام را از دست خواهم داد

، خصوصا با توجه به بورسيه تحصيلي من ، پس من الان اينجام

، متاسفم

خب فکر کنم تو ساکسيفون ميزني؟

، خب، "راهنماي مردان جوان به ارکستر" اينجاست

، تو مقدمات خودت رو ميگيري

، بچه هاي باحال ... و نادان ها

، من هميشه بيشتر تو را يک نابغه در نظر مي گرفتم

، خيلي ها اين اشتباه را مي کنند خب تو کدومي؟

، يک نادان کامل

پائولو، اين کيه؟ يک دوست؟

، سعي کن ايندفعه همين اطراف نگهش داري - ، تنهامون بگذار ، آنتون -

، تو تازه واردي ، من آنتون هستم

، به عنوان اولين روز ، يک نصيحت بهت ميکنم

، با اون نگرد ، اون تو را پائين ميکشه

، از مونتاژ لذت ببر

، عجب دوناتي

آره ، اون دونات نيست ، پدرش انريکو ميلانزيه

يعني ؟ - ،پسر انريکو ميلانزي -

،خواننده خارق العاده اپرا

- واي تو خوبي؟ - آره

هرچند همه ما وقتي با هم آشنا ميشيم اين اصطلاح را به کار مي بريم

، آقاي واکر همين امروز صبح رسيدند

ممکنه همه ما را مفتخر کنيد؟

، موفق باشي

،آه

، صدايت را نمايش بده ، پسر

...متاسفم،،، من،،، نيستم

آماده ؟

،بله

عمل عبور از آستانه ... اين مدرسه

، يک اعلان بعنوان آمادگي فرده ..

، سوال اينه که .. با اين اعلان

يک نفر با خودش صادق بوده ؟ ..

، کافيه

و درخواست ميکنم بگي اين چي بود؟

اين بود "Con Te Partirأ²" ، کلاسيکه

،من کاملا مطمئن هستم که همه ما اين آهنگ را مي شناسيم ،آقاي واکر

، من طرفدار خواندن احساساتي نيستم

، نگراني من از رفتار شماست - من ؟ -

درونت پسر ، اون.. چي بود؟

.. عمل من

، من نميدونم - ، دقيقا ، تو نميدوني -

و صادقانه بگويم، تعجب مي کنم که کسي ..با طرح هايي روي نقش پرايس تامينو

.. نتونه درک بهتري داشته باشه از ..

، سطحي که ما در اينجا کار ميکنيم ..

، اگر کسي بخواهد به يک خواننده در سطح جهاني .. تبديل بشه

، از شخص ديگري کپي نميکنه

، تجسم ميکنه

، بيا

او کجاست ؟

،برو بيرون

تو چه مرگته، پائولو؟ بهش هشدار داده بودي؟

، من نميدونستم شماها هنوز اينکار رو ميکنيد - ، آره ، خب ، ما ميکنيم -

، وقتي من خواب بودم . اون اينجا بود

تو کي هستي؟

، ما کساني هستيم که ميخواهيم کاري کنيم ، تو کسي که واقعا ميخواهي باشي، باشي

من چي ميخواهم باشم؟

مثل کمک براي بدست آوردن قسمتي از نقش؟

من بايد چيکار کنم؟

بايد سه چيز را به خاطرت بسپاري

يک : نميتوني به کسي بگي ميخواهي به چه سفري پا بگذاري

، دو : بايد به بخشي از داستان تبديل بشي

داستان ؟ چه داستاني ؟

، و مهمتر از همه ، شماره سه

، که بهتره يادت باشه ، و دقيقا دنبالش کني

تو بايد تلاشت را بعنوان به عنوان شاهزاده تامينو تکميل کني

، قبل از اينکه شب ابدي تو را ببلعه

شب ابدي؟

، اگر شکست بخوري ، بزرگترين آرزوي تو رد خواهد شد

، و تو اون رو با سرنوشت اين دنيا . به اشتراک خواهي گذاشت

فهميدي؟

، نه ، نه واقعا متاسفم

.. ميشه يکم بيشتر - ، کافيه -

، لطفا تصميمت ، را بگير

، رحم کنيد، رحم کنيد ، آه ، بهشت از من محافظت خواهد کرد

! رحم کنيد! رحم کنيد ، آه من رو رد نکنيد

، يک کابوس وحشتناک ، يک هيولا داره من رو تعقيب ميکنه

! رحم کنيد ! بهتون التماس ميکنم

، من نميتونم فرار کنم

، من نميتونم فرار کنم

! آه نجاتم بديد

، رحم کنيد ، بهتون التماس ميکنم

، بمن رحم کنيد و از من محافظت کنيد

! بهشت ، صداي مرا بشنو و از من محافظت کن

، صورتش رو ببين ، چقدر خوب و باانصافه

، چقدر جوان و پاکدامن ، چه موهاي دوست داشتني

، ظاهرا ناراحته که اينجا رهايش کردند

، اگر آزاد بودم که عاشقش بشم و ببوسمش

، جواني را انتخاب ميکردم که شبيه او باشد

، جواني را انتخاب ميکردم که شبيه او باشد

، شما دو تا عجله کنيد و به ملکه خبر بديد ، من اينجا پيش اون ميمونم

، تا مطمئن بشم که حالش خوب باشه - چرا تو بايد کسي باشي که اينجا ميمونه ؟ -

دقيقا! من بايد کسي باشم که با پسره ميمونه

کي ميتونه اين پسر دوست داشتني را رد کنه ؟

! از دست دادن او، ديوانگي خواهد بود

، واسه همين من بايد بمونم

، واسه همين من بايد بمونم

! اما وظيفه مرا فرا ميخواند

، ما بايد ترکش کنيم

، ملکه دستور ميدهد و ما اطاعت ميکنيم

، و ما اطاعت ميکنيم

... من مطمئنم که هرگز مردي متخاصم تر از من

، وجود نداره ..

،من هر طور که بخواهم امرار معاش مي کنم

،من پرندگان را بر روي درختان طلسم مي کنم

، من تورهايم را بر آسمان قرار ميدهم

.. من پرندگان را صدا ميزنم و وقتي به سمت پائين پرواز ميکنند

، تو ميتواني صداي موزيک مرا بشنوي ..

، تو خواهي دانست که من چندان دور نيستم

، فقط اگر ميتوانستم طلسم کنم

، تا بتوانم آن دختران زيبا را نيز بربايم

، دختري را انتخاب ميکردم که از همه بيشتر دوستش دارم

و خانه خود را با او به اشتراک ميگذاشتم

ما عاشقانه سخن ميکنيم و بق بقو ميکنيم يکديگر را در آغوش ميگيريم و مي بوسيم

، و من هرشب با او بازي ميکنم

تو اونجا چيکار ميکني؟

، خودت را نشان بده

، خواهش ميکنم ، تو بايد بمن کمک کني

، من اصلا نميدونم کجا هستم

بسيارخوب، بيا با اصول اوليه شروع کنيم - باشه -

تو کي هستي ؟ - .. من -

ايگاد ، تو شاهزاده اي ؟ - يک شاهزاده ؟ -

، نشان سلطنتي داري - چي ؟ -

نه ، متاسفم ، خيلي عذر ميخوام ..که خواندنتون را قطع کردم

، اما بله ، من يک شاهزاده هستم

،شاهزاده،،، شاهزاده تامينو

، اعليحضرت ، اجازه بديد خودم را معرفي کنم

من پاپاگنو هستم

،شکارچي پرنده شخصي ملکه

، خب ، خيلي خرسندم که شما اينجا آمديد

تو من رو نجات دادي، مگه نه ؟

کي چي را نجات داده ؟

، اما بله، من اينکار رو کردم اعليحضرت ، من شما را از دست اون مار نجات دادم

،من اون را هيپنوتيزم کردم، مسحورش کردم ، کشتمش

، و مطمئنم که شما موافقيد

، که بايد پاداشي براي اين عمل قهرمانانه من .. . به من داده بشه

.. نيازي به خودنمائي يا ابتذال نيست

.. فقط دارم به يک عنوان يا لقب فکر ميکنم

يک قلعه ؟

پاپاگنو ؟

، عجب زمان بندي

آه ، بنگريد! آيا اينها بهترين نمونه هائي که تابحال ديده ايد ، نيستند؟

.. من مطمئنم که ملکه ميتوانند - . کافيه -

، هر چند مطمئنم که ملکه به خاطر شکار امروز . از شما قدرداني خواهند کرد

چقدر دروغ گفتي ؟ - ، نه خيلي -

اما نظرتون در مورد دستمزد من چيه ؟ - نان و شراب من ؟

فقط شراب؟

و تو کي هستي؟

، من شاهزاده تامينو هستم

، تو فقط يک نجيب زاده هستي ، که ما در جستجويت بوديم

، چيزي هست که ملکه ميخواهند تو ببيني

، من هرگز چهره اي به اين نجابت نديدم

، چقدر دوست داشتني و فراتر از مقياس

، مرا سرشار ميکند

، مرا سرشار ميکند

، با شادي بسيار

، قلبم در سينه ، تندتر ميزند

.. قلبم تندتر ميزند

، در سينه ام ..

،بيهوده با اين آرزو مي جنگم

، اين درد ، اين آتش ناآشنا

اين آتش چگونه مرا مي بلعد ؟

اين آتش چگونه مرا مي بلعد ؟

من ميدانم

، من درد عشق را حس ميکنم

، ببخشيد

بله ؟ - ، من فقط چند تا کلمه را يادم رفته -

، متوجهم

، شايد بايد شخص ديگري را پيدا کنيد

، نه ، نه ، من خوبم

، من کاملا خوبم

، اکنون بيا ، شاهزاده تامينو ، ملکه شب در انتظار است

،اعليحضرت

،شاهزاده جوان

، واضحه که شما ، در افتخار ايستاده ايد

،براي شجاعت، براي حقيقت

، و براي همين من در اين روزگار سخت ، به شما مراجعه کرده ام

، و از شما ميخواهم که دختر عزيزم را .. به من برگردانيد

.. از دست مرد ظالم و حيله گري که

، او را از کنار من ربوده است ..

، ساراسترو

شما ميخواهيد که من يک شاهزاده خانم را نجات بدم؟

اين مشکليه ؟

..خب ، اين

، قطعا مهم به نظر ميرسه

، من درخواستتون را قبول ميکنم

، با افتخار

،تو، تو، تو

، براي دفاع از او انتخاب شده اي

، به زودي بايد به سوي او بشتابي

بله،به زودي بايد به سوي او بشتابي

، و وقتي موفق شدي ، در شکوه تاج گذاري کن

، و ميتواني او را عروس خود کني

، او عروس تو خواهد بود

آري ، عروس تو

، او ، عروس تو خواهد بود

، او ، عروس تو خواهد بود

پاپاگنوي بيچاره، مي بينم که به تو دستور داده اند که سخن نگوئي

، افسوس که من نميتوانم تو را آزاد کنم

، اين طلسم قوي است و من ضعيف هستم

،نمي توانم بگويم چگونه مي توانم به تو کمک کنم

، اين طلسم قوي است و من ضعيف هستم

اوه شاهزاده، اين هديه مرا دريافت کن

، ملکه اين را به تو ميدهد تا از تو مواظبت کند

، هر خطري که سرنوشت به سوي تو بفرستد

، اين موسيقي جادوئي از تو محافظت خواهد کرد

، اگر چه ترک کردن چنين زيباروياني سخت است ، بانوان ، اکنون من بايد بروم

..هيچ مرد واقعي ، از وظيفه خود شانه خالي نميکند

، و بايد کاري براي شما انجام دهيم

.. ما تو را بسمت ساراسترو ميفرستيم

، پاپاگنو همراه تو خواهد بود

،واقعاً از شما بسيار متشکرم

، اين آخرين چيزي بود که من نياز داشتم

، من در مورد اين کشيش مشرک شنيده ام

، او به اندازه يک هيولا خشن است

، او يک وحشي است ، يک گناهکار است ، و مرا براي شامش ميخواهد

، مهمان افتخاري جشن او

،خوبه پاپاگنو ، ادامه بده

من .. من فکر کنم تنهائي بتونم اينکار رو انجام بدم

تنهائي؟

، ديديد؟ اون اين رو گفت

ما اين زنگ هاي جادوئي را به تو ميدهيم

، به من ؟ بگذاريد يک نگاهي به اونها بيندازم

، اونها در ماموريت تو ، از تو محافظت خواهند کرد

ميشه بدون تعليم ، با اونها کار کرد؟

! البته که ميشه! اي مرد احمق

، موزيک جادوئي، قدرت هاي عرفاني

، وقتي خطر گذشت ، آنها از آن ما خواهند بود

، به سلامت برو ، ما دوباره تو را خواهيم ديد

، بدرود ، تا آن زمان خدانگهدار

، بدرود ، تا آن زمان خدانگهدار

منصف و دانا بمانيد، بانوان عارف

، و به ما بگوئيد قلعه از کدام طرف است

، آري ، براي ما دعا کنيد

، آري ، براي ما دعا کنيد

، قلعه ساراسترو از کدام سمت است

سه شبح به زودي اينجا خواهند بود تا شما را راهنمائي کنند

، با شک و ترس ، آنها در کنار شما خواهند ماند

، تا شما و پيشروي شما را . در امان نگاه دارند

، هر فرماني دادند . شما بايد اطاعت کنيد

سه شبح به زودي اينجا خواهند بود تا ما را راهنمائي کنند

، با شک و ترس ، آنها در کنار ما خواهند ماند

، تا شما و پيشروي شما را . در امان نگاه دارند

، هر فرماني دادند . شما بايد اطاعت کنيد

، پس بدرود

، بدرود تا زماني

، بدرود تا زماني که . دوباره هم را ملاقات کنيم

، ما دوباره ملاقات خواهيم کرد

، ما دوباره ملاقات خواهيم کرد

، ما دوباره ملاقات خواهيم کرد

، ما دوباره ملاقات خواهيم کرد

، من اون مار را نکشتم

تو .. تو اون صدا را شنيدي؟

، بله ، گنجشک ها

، نه ، پرنده نبودند ، مثل صداي تيک تاک ـه

، قبلا هرگز با يک همراه سفر نکردم ، که عقلش را از دست داده باشه

، آهاي ، بوچلي

، سلام - چطور تحملش ميکني ؟ -

چطور صدايش ميکني وقتي همه فعالانه تو را دوست ندارند؟

، سه شنبه

بهر حال ، ديشب کجا بودي؟

،نتونستم بخوابم ، شب اول عصبيم کرده بود

، پس رفتم کمي دور بزنم

، بهرحال شانس آوردي

خوش آمدگويي آنتون و دوستانش را از دست دادي

-چي؟ -نگران نباش،

فقط زنگ آخر ، جلوي در با من ملاقات کن

چرا ؟

، اينجا همون جائيه که اونها بلوک هاي گرانيتي را براي مدرسه برش مي دهند

، اينجا بين ما و مدرسه دخترانه است

، شگفت انگيزه - . ميدونم -

من يکجوري شدم و گفتم "تو ديگه کي هستي"؟

، من به تو نگاه کردم و تو خوابيده بودي .. پس من واقعا گيج شدم و بعد

، واي خداي من . اون ارشده

، پس تو همون غريبه مرموزي ، سوفي همه چيز رو در مورد تو بمن گفت

، من فقط گفتم که تو يک خواننده اي ، و ما توي قطار با هم ملاقات کرديم

! و اينکه اون خر و پف ميکنه ، اون اين رو هم گفت

، من اوليويا هستم، يا ليو ، يا اوليو ، هنوز در موردش تصميمي نگرفتم

، از ملاقاتت خوشبختم

، تو ،آه ، توي قطار غيبت زد

، من بيدار شدم و تو رفته بودي

، اميدوار بودم دوباره ببينمت

خيلي ببخشيد عجله داشتم و نتونستم به موقع بيدار بشم

، تو وقتي خروپف نميکردي .خيلي آروم بنظر ميرسيدي

، من خر و پف نميکنم - ، خر و پف ميکني -

، خيلي خب ، اين رسما بدترين لاس زدنيه . که تا بحال در موردش شنيدم

،پس ، اوم، من حوصله ام سر رفته

دوباره بگو اسمت چي بود ؟ - . من پائولو هستم -

، از ملاقاتت خوشبختم، پائولو

،اين وحشتناکه رفتار ضعيف،

و تو بوچلي خوندي ؟

، اون هميشه توي خانه مرا ميکشت

، توي اين مدرسه ، موسيقي بوچلي اساسا محبوبه

.. خب ، فکر کنم لانگبوي پير خوشش نيومده باشه

برنامه داشتم واسه هفته آينده ،آدل بخونم

، اونها ميگفتند صداي زيبائي داري

، من در مورد اين اطراف يا چيز ديگه اي درخواست نکردم

،ميدوني، اينجا دو تا ساختمونه ، و يک مدرسه ، مردم حرف ميزنند

- هوم، - خفه شو،

من ميگم، ظاهرا، تو صداي خوبي داري

، متشکرم

، و تا جائيکه بعنوان نقطه شروع پيش ميره ,اين چيز خوبيه

اما ميخوام چند تا توصيه ناخواسته بهت پيشنهاد کنم

، تو بايد شانس بياري

،اگر ميخواهي بفهمي چي را گم کردي ،بايد ريسک کني

چرا تو فکر ميکني من چيزي را گم کردم؟

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... ( HaDi AliZade & Mahdi AliZade ) telegram : @subforu

جديد ترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

دانلود به روز ترين مقالات و کتابهاي کميک فارسي همزمان با انتشار بين المللي www.comic-strip.xyz

ترجمه هر روز يک کتاب کميک و فيلم در کانال تلگرامي ما @subforu

و ما سمبوليسم ماسوني مشابهي را .در سراسر اون فلوت جادوئي مي بينيم

ميدونيم چرا ؟ - ، چون موتزارت يک ماسون بوده -

، واقعا بوده ، همونطوري که من هستم - ، نه، تو نيستي -

،نه من نيستم

دوست دارم باشم اما نتونستم صفحه ثبت نام .را در وب سايت اونها پيدا کنم

، اما بهتون ميگم کي ماسونه

اينجا، در سينه شما، معماراني که اين ساختمان را طراحي کردند

،و درست مثل موتزارت پير

،اونها نتونستند از گذاشتن چند تا نشانه در اينجا خودداري کنند

، بسيارخب ، بچه ها ، فردا ميبينمتون

و بچه ها، آيا کسي مي داند چگونه به سالن کارنگي برويم؟

، با تمرين، تمرين، تمرين

،بله، تمرين، تمرين، تمرين

من ميتونم يک چيزي بپرسم ؟ - ، البته -

،همه اين نمادهاي ماسوني

همه اونها دقيقا يعني چي؟

،خوب، همه چيز همينجا هست

ممکنه ؟

، واي

، اين نسخه زيبائيه

، بيا درست از اولش شروع کنيم

، نه فقط عبارت خودش که مرکب از سه آکورد ـه

، ـه E-flat اما اين يک ماژور

که يعني ؟ - ، اين سه فلتــه -

، درسته ، اما اين همه ماجرا نيست

همه چيز ماسونها ، در مورد حقيقت وراي جهل ـه

,معابد نشان دهنده طبيعت هستند

،عقل و خرد

، سه ، سه معبد

درسته ، نمادگرائي در سرتاسر . اون اپرا يافت ميشه

، سه روح، سه بانو ،سه آزمايش

، اين زمانه

، خوش اومدي

داري چيکار ميکني؟

نتونستم بخوابم، اين زنگ واسه چيه؟

، احتمالا تصادفي تنظيمش کردم

داري چيکار ميکني ؟ - . نامه مي نويسم -

نصف شبي ؟

، بهترين نامه ها را اين موقع مي نويسند

اين دقيقا زمانيه که ذهن شفاف تر و کلمات ملايم تره

، احساسات عميقتره

، محشره - ، تو شاشت گرفته -

نه ، نه، ممکنه اين رو هم در نامه ات بنويسي

، شايد نوشتم

به کي نامه مي نويسي ؟ - يک دوست ؟ -

دوست دختر ؟ - . نه -

، هم اتاقي قديمم - ، اوهوم -

و نميتونستي واسش ايميل کني ؟ - يا چميدونم، بهش زنگ بزني؟

..آره ، دوست دارم بهش زنگ بزنم، اما

،متاسفم، مي بخشي، رفيق، من بايد برم

الان ؟

- آره -کجا ميري؟

،آه ..بعدا بهت ميگم

، بعدا مي بينمت ، به رفيقت سلام منو برسون

اهاي؟

پاپاگنو ؟

، چون تو اينجا نبودي - ، اون تنهائي ادامه داد -

، دنبالمون بيا

، پس اون بايد توي راه قصر ساراسترو باشه

، داشتيد در مورد همين صحبت ميکرديد مگه نه؟

، شب ابدي در راه است

، ولم کنيد ، ولم کنيد

ايندفعه توي انبار شراب پيدايش کرديم،قربان

، تو خيلي جربزه داري

مگه نه؟

، اينو نگه دار

حداقل شراب سفيد خوبي، واسم آوردي

، اوه

.. نميدونم

چرا اينقدر در تلاش به فرار، اصرار داري ؟ ..

فکر کردي کجا ميتوني بري؟

. فاضلاب را به لانه اين جوندگان، ترجيح ميدم

، تو ديگر جرات فرار را نخواهي داشت

چطور ميتوانم چنين درد بي رحمانه اي را تحمل کنم ؟

، مجبورت ميکنم از من اطاعت کني

، تهديدهاي تو . منو نمي ترسونه

، من به خاطر مادرم رنج ميکشم

، تا وقتي جدا باشيم . قلب من در حال شکستنه

، بردگان من . بيائيد و او را محکم ببنديد

، آنقدر محکم که مچ دستانش . خونريزي کند

، تو التماس مرا نخواهي شنيد

، مي بينم که قلبت از سنگ است

، شايد ، خواهيم ديد

، اون رو با من تنها بگذاريد

، اجازه بديد سرحال بشم

اينجا چجور جائيه ؟

من کجا ميتوانم باشم؟

آها ! اين مردم چه کساني هستند؟

، بهتره برم و ببينم

، يک دوشيزه جوان و زيبا

، صورتش مهربان و برازنده است

,اوه

اين چيه ؟

..هيش

، يک ثانيه صبر کن

، برو ، تو

، خوش شانسي بود

شاهزاده پامينا ؟ - بله، و شما کي هستيد ؟ -

، اجازه بديد خودم را معرفي کنم . من پاپاگنو هستم

، شکارچي پرنده شخصي مادرتون

من با شاهزاده پامينو به اينجا فرستاده شدم ، تا شما را نجات بدم

، متوجه نميشم، پاپاگنو

تو گفتي با يک شاهزاده به اينجا فرستاده شدي؟

،شاهزاده تامينو، پسر خوب

، اهل اينجاها نيست ، رشته هاي عجيبي داره

و اين شاهزاده تامينو کجا هستند؟

، عجله کنيد

، توي هوا ناپديد شد

، که باتوجه به اينکه چطور گرفته شده بود ، جاي تعجب داشت

گرفته شده بود؟ به خاطر من ؟

،اوهوم

، هرچند افسوس .چون من هنوز کسي رو واسه خودم پيدا نکردم

، من فراخوانم را . فراتر از عشق انتخاب کرده ام

،بدون مسئوليت ،و تخصصي در شراب

،مردي در جستجوي حقيقت و زيبايي

، که ميخواهد عشق را با نداي قلبش ... .پيدا کند

گوش کن، بعدا فرصت زيادي واسه آواز خواندن داريم

، ما مجبوريم بريم پائين

.. يا ميتونيم فقط - ، بيا انجامش بديم -

بريد کنار

، از اينطرف

،اعليحضرت

، پاپاگنو

چطور منو پيدا کرديد؟

شما شاهزاده تامينو هستيد؟

،بله در خدمتم

! شما .. اونجا ! بي حرکت

.. اون بايستي مونوســ - . مونوستاتوس -

! بگيريدشون

، هرچند افسوس .چون من هنوز کسي رو براي خودم پيدا نکردم

، زياد طول نميکشه تا شماها را پيدا کنم

، من هيچوقت از شما عقب نبودم ، من هيچوقت از شما عقب نبودم

، ياد بگيريد با من مودبانه تر برخورد کنيد

، و ما هم شما را زيبا و محکم به زنجير مي کشيم

بله ، آنقدر محکم که براي نفس کشيدن بجنگيد

!عجله کن شاهزاده تامينو .يک فکري بکن

، دارم سعي ميکنم

! بگذاريد وقتي اونها را به زنجير ميکشيد، تماشا کنم

- جعبه موسيقي، -چي؟

!زنگ هاي جادويي ، اونهائي که سه بانو به تو دادند

بايد باهاشون چيکار کنم ؟ - ! اونها را بنواز، پاپاگنو -

، بسيار خب ، به جهنم

، هيچ خطري نداره ، چيزي بدست نمياد

، وقتشه زنگ هاي جادوئي را امتحان کنيم

، وقتشه موسيقي آنها را بنوازيم

، وقتشه موزيکشون بنوازه

! اوه نه

!کافيه ، بسه

، اين موسيقي با جادوي قوي زنگ ميزنه

لا، لا، لا، لا، لا، لا، لا، لا

!من نمي توانم از لبخند زدن و آواز خواندن دست بردارم

لا، لا، لا، لا، لا، لا، لا، لا

.. من نميتونم

لا،لا،لا

آه ، بزن قدش

ما ساراسترو را مي پرستيم، !ما در برابر او سر تعظيم فرود مي آوريم

، در برابر او تعظيم کنيد .ما بايد او را ستايش و تحسين کنيم

،و هنگامي که او به ما دستور مي دهد .ما به دستور او پاسخ مي دهيم

،و هنگامي که او به ما دستور مي دهد .ما به دستور او پاسخ مي دهيم

،سرپرست ما، پدر ما .ارباب همه ما

،سرپرست ما، پدر ما .ارباب همه ما

، ارباب همه ما .ارباب همه ما

،برخيز فرزندم

، ارباب من - ، رنج تو به پايان رسيده -

اکنون به من بگو ، مشکل تو چيست ؟

، او بنده شماست، مونوستاتوس ، او ديوانه است ، يک مجنون

.. من قبلا هرگز با چنين کسي ملاقات نکردم

، که از رنج بردن ديگران لذت ببرد ..

، و او بوي گوشت نمک زده ميدهد

مونوستاتوس؟

جريان چيه ؟ - ، او دروغ ميگويد ، سرورم -

، اون حقيقت را ميگه

عزيزم، تو تحت شعاع چنين رنجي قرار نميگيري

اون ديگه تحت لواي من نيست متشکرم .. خداي من

بهتون التماس ميکنم که منو پيش مادرم برگردونيد ملکه شب ؟

ميترسم نتونم درخواستتو اجابت کنم

.. اما سرورم اونوقت شما کي باشيد ؟

من شاهزاده تامينو هستم اون اومده منو نجات بده

اينو شنيدي سرورم ؟

اين خائن و دوست پر دارش

مي خواستند شاهزاده خانم را درست زير چشمهاي شما بدزدند

چشماي تو ، مونوستاتوس، چشماي تو

اون تحت مراقبت تو بود

هفتاد ضربه شلاق

نه، لطفا، نه

.. به من

دست نزن

و شما دو نفر،،،

شجاعت شما با چند آزمايش سنجيده خواهد شد

آزمايش ؟

شايد متوجه تاريکي آسمان شده باشيد

اين يعني طاعون بر ما نازل شده

پيشگويي شده که

تنها کسي که ميتونه تاريکي را مهار کنه

کسيه که ميتونه اين آزمايشات را پشت سر بگذاره

صبر کنيد اعليحضرت؟

من اينجام من از تاريکي ميترسم

اوه نه

اوه نه ؟ .. يعني چي که اوه نه ؟

من برمي گردم، قسم مي خورم

البته آلمان پايين ميانه و کهن الگوي هانسورست

الهامبخش اول براي شخصيت پاپانو بود

دلپذير و شاد

با اشتهايي سيري ناپذير براي غذا و شراب

اما از همه مهمتر عشق عميق و پايدار او

براي نيمه ديگرش، پاپانا بود

خوب آقايون .. بيان اينو بشنويم چيه که اينقدر خنده داره ؟

پائولو؟

اوه، پائولو کجا ميري؟ آنتون، بسه

اين کيه ؟ نميدوني ؟

بنجامين، هم اتاقي قديمي پائولو همون که مدرسه را ترک کرد ؟

اينطوري هم ميشه گفتش

.. پس

.. بنجامين

تنها چيزي که هميشه مي خواستم اين بود که يک نوازنده بشم

پس وقتي فهميدم که توي اين مدرسه قبول شدم

فکر مي کردم روياهام به حقيقت پيوسته اند

ولي تا حالا که اين فقط يک کابوس بوده

هر روز يک روز متفاوته

"پائولو، تو خيلي چاق شدي" "تو خيلي متفاوتي"

و فقط آنتون و بقيه اين حرفو نمي زنند

همشون همينو ميگن و من ديگه گنجايشش را ندارم

بعدش يک روز بنجامين را ديدم

اونم مثل خودم بود

اذيتها متوقف نشد اما حداقل ديگه ما همديگرو داشتيم

برادران مسلح

.. بعدش يک روز

همه چيز اونو خيلي دور کرد

اولش اينجا و اين آدمها را مقصر مي دونستم

اين تصورو داشتم که اونها اونو به اون سمت هل دادند

ولي تازگي ها ديگه دارم ميترسم تيم

بدجوري مي ترسم

چون فکر ميکنم شايد فقط اين مکان و اين آدمها مقصر نيستند

شايد تقصير اين دنيا باشه

خيلي متاسفم نه براي اينکه بگي متاسفم اينو نگفتم

ميدونم ولي منظورم اينه

تو اين کارو کردي ؟

چون يک شبي بود که مي خواستم از بنيامين برات تعريف کنم

مهمترين چيز زندگيم را بهت بگم

و تو يکهو از در رفتي بيرون

ما دوست نيستيم، تيم ما هم اتاقي هستيم

دکتر لانگبو مي خواهد،،،

آقاي ميلانزي

دکتر لانگبو ميخواد تو رو ببينه

به چي نگاه ميکني ؟

ببينيد متاسفم که يادداشتها را جابجا کردم

ديگه اين کارو نمي کنم

بخاطر جابجا کردن اون يادداشتها، آقاي ميلانزي ، صدات نزدم

بهم بگو چرا توي خونه موتزارتي ؟

...ميدونيد

آينده دقيقا

حالا ديگه ميتونم همه چيزو ببينم

تو تمام دنيا را گذاشتي جلوي خودت

نه فقط بخاطر اينکه با استعدادي

بلکه به اين دليل که يک امتياز خاص داشته باشي

که بقيه پسرهاي اينجا حاضرند خودشونو را بخاطرش بکشند تا اونو داشته باشند

اسمم آره

کار کن

اسم ميلانزي راه تو رو براي خواننده شدن هموار خواهد کرد

و اگر اين چيزي نباشه که من بخوام چي ؟

فکر مي کردم منو آوردي اينجا تا مرگ بنجامين را تقصير من بندازي

اين يکي آسونه من نميخوام خواننده بشم

شوخي ميکني

اين زندگي تويه که بايد به سمتش بري آقاي ميلانزي

چون پدرت يک خواننده بوده و بالطبع تو هم بايد باشي

اگر هر چيز ديگه اي را امتحان کني

ميتوسم تنها چيزي که ميتونم در آينده تو ببينم اين باشه که

به يک وجود بالقوه متوسط برسي

واقعا حالم از اين مکان خدادادي داره به هم ميخوره

وحشتناکه

!آنتون

آنتون . تو کجايي ؟

! کمک

! کمک

! کمک

دارم ميام صبر کن

تو ؟ چرا تو ؟

ميدونستم که مياي

من عاشق اين اتاقم

کتابتو آوردي ؟

آره اينو همه جا همراه خودت ميبري ؟

آره .. تقريبا هميشه

اينجا چکار ميکني ؟

... يعني اگر ما رو کسي ببينه توي دردسر

آره چقدر هيجان انگيز

يالا .. بهم نشون بده چي داري

نکن .. حتي به خوندن آواز بوچلي فکر هم نکن

چي ؟ - ، اين -

، من نميدونم

، فکر کنم ، فقط بمن کمک ميکنه

نه نه نه تو بايد يک چيز ديگه بخوني

اصلا اين سوراخ احمقانه را نديدم و حالا توش گير افتادم

بايد ببريمت به ايستگاه درماني

خوب .. اين از خوش شانسي تويه .. درسته ؟ چي ؟

وقتي قلدره ميفته پايين بهش بخند و بهش لگد بزن

نمي دونم

بالاخره ميخواي بياي پايين و کمکم کني يا نه ؟

تو و من بايد پيمان ببنديم

بايد رستگاري را بازگردانيم

..آنجا که عشق هست

، من آنجا خواهم بود

و من دستم را به سوي تو دراز خواهم کرد

، من به تمام کارهاي تو، ايمان خواهم داشت

، فقط اسم مرا صدا بزن

، و من آنجا خواهم بود

يکي ميخواهي؟

، بگذار تا قلبت را با شادي و خنده پر کنم

، تنها چيزي که مهم است با هم بودن است

، هروقت بمن نياز داشتي

، من آنجا خواهم بود

من آنجا خواهم بود تا از تو محافظت کنم

، با عشقي متواضع . به تو احترام خواهم گذاشت

، فقط اسم مرا صدا بزن

، و من آنجا خواهم بود

، من آنجا خواهم بود تا تو را آرام کنم

، دنياي مرا با روياهاي اطرافت پر کن

، من خيلي خوشحالم که تو را پيدا کردم

، من با عشقي قوي آنجا خواهم بود

، من قدرت تو خواهم بود

، و همچنان ادامه ميدهم

، من متاسفم

متاسفم که نامه هاتو جابجا کردم

اونهارو توي کيف پولت وقتي بدنشون به من پيدا ميکني

فقط با خودم فکر کردم از من چنين انتظاري ميره

تو هميشه کاري را که ازت انتظار ميره انجام ميدي ؟

مثل خواننده شدن ؟

فقط با خودم چنين فکري کرده بودم که شايد بتونم باهاش شوخي کنم

پس شايد اتفاقي که براي بنجامين افتاد ، تقصير من نباشه

، فقط آواز خوندن را فراموش کن

، اين تقصير تو نبوده

،اگر اينطور بود، آسان بود من کارت را در انتهاي خط به پايان ميرسوندم

، تو کمک ... نکردي

، اما بنجامين اتفاقات زيادي داشت

،اين پيچيده تر از اونه که تحت فشار قرار بگيره

،آره

، انتظاراتي که اين مکان از تو داره

، فشار زيادي داره

، حالت روبراه ميشه

.. موسيقي قطعا شگفت انگيزه، اما اين

، اين همه چيز نيست

، من يک زندگي خارج از اين حباب ميخواهم

بعدش چي ؟

... نميدونم، اما اين

، وقتي ببينمش ميفهمم ، چون اون را حس خواهم کرد

ميفهمي ؟

آره .. درک ميکنم

، به خاطر خودم

.. همه چيز در مورد ،همه چيز در مورد کامل کردن آن لحظه است

..تو تمام وقتت را صرف تمرين ميکني

، و بعدش روي صحنه .. ، همه چيز توي يک لحظه خلاصه ميشه

،زماني براي فکر کردن نيست ، تو فقط بايد ... باشي

، دقيقا

، انگار کاملا در اون لحظه هستي - ، به جز اينکه من نيستم -

، هرگز

، اگه بخواهم صادق باشم ، اگر هر چيزي را حس کنم

، اين ترســه

،که همه با ديدن من وانمود کنند ،شخص ديگري هستم

، فهميدم

و اولين کاري که انجام دادي؟ بوچلي ؟ - آره ؟ -

، اين دقيقا همون چيزي بود که به نظر ميرسيد

، اما تو راهت را پيدا کردي

وقتي که از صحنه به سمت پيانو گذر کردي

، بسمت من

، انگار تيم واقعي را حس کردم

، همين بود

، و بايد بگم خيلي زيبا بود

، متاسفم که اينقدر لايه لايه بودم

، تو واقعا لايه لايه بودي

، ممنونم که حرفهايم را گوش کردي

، احتمالا ميتونم ساعتها صحبت کنم

، آره ، ساعت ها و ساعت ها - ، ساعت ها و ساعت ها -

ساعت چنده؟

، تقريبا سه شده

، متاسفم، من بايد برم

الان ؟ چرا ؟

..متاسفم ، نميتونم

، پاپاگنو

اعليحضرت، خودتونيد؟

، سر جات بمون

، تو برگشتي - .آره -

و باورت نميشه چطور از انجام اينکار منصرف شدم

، شاهزاده تامينو

آماده ايد که با آزمايشات روبرو شويد؟

، هستم

حتي با وجود خطر مرگ؟

، اوه ،آه ، باشه

و تو چطور ، شکارچي پرنده ؟

آيا کلمات همراهت را، تکرار ميکني؟

.در مورد اون قسمت "وجود خطر مرگ"ـش يکم شک دارم

، من فقط ميخوام .يک زن مناسب واسه خودم پيدا کنم

، يار کامل شده شما . قبلا انتخاب شده

، از هر نظر واست ايده آله

...و ،آه

آيا اين زن مرموز ، نامي دارد؟

! نام او پاپاگناست

! پاپاگنو

...، و ميتوني اون رو ، به محض اينکه اولين امتحان را

پشت سر بگذاري ملاقات کني ...

، يک عهد از سکوت

، زماني که شاهزاده خانم را ديدي

، نبايد هيچ کلامي بر زبان بياوري

چي ميگي ، ساراسترو؟

آيا تامينو از اين مصيبت جان سالم به در خواهد برد؟

، اين خدايان هستند که تصميم خواهند گرفت

، او يک شاهزاده است - ، اون بيشتر از اينه -

او يک انسانه

، تمام جهان هميشه در هوس است ، هميشه به سختي در آغوش قرار گرفته است

اونها اونقدر مرا نفرت انگيز ميبينند که نمي توانند چهره ام را تحمل کنند؟

که نميتوانند چهره ام را تحمل کنند

، منهم يک مرد هستم، خواجه نيستم ، منهم اشتياق دارم

، منهم اشتياق دارم

ميتونم اون رو سرکوب کنم؟

نه، قبلش گلوي خودم را ميبرم و در آتش جهنم ميسوزم

، گلوي خودم را ميبرم و در جهنم مي سوزم ، گلوي خودم را ميبرم و در جهنم مي سوزم

!نگهبان ها

مادر ؟

، بمن بگو ، فرزندم

چه بر سر آن جوان که من فرستادم آمد؟

شاهزاده تامينو و پاپاگنو ،توسط ساراسترو دستگير شدند

، اون درست به من خدمت کرد

،فرستادن پسرها براي انجام کار ، مناسب تر از يک مرد بود

.. يا بهتر از اين

، يک زن

، بدون يک کلمه حرف ، مي مانيد

، تا زماني که صداي شيپور را بشنويد

الان چيکار کنيم؟

اوه ، فهميدم، شروع شده

..عهد سکوتــ

مادر ، اين چيه ؟

ديگه چي؟

اين همون چيزيه که ميخواهيم يکبار ...و براي هميشه براي پايان دادن به

، شرارت ساراسترو ازش استفاده کنيم ..

، من از زندگي در ميان سايه ها خسته شدم

..ساراسترو تنها چيزيه که بين ما

، و آزادي شب ابدي مانده ..

شب ابدي؟

پس اين توئي که باعث تاريکي ميشوي ؟

خشم جهنم، در آغوش من شعله ور است

، مرگ و ويراني

فروغ مرگ و نابودي در سر من شعله ميکشد

، اگر امتناع کني ،امتناع از کشتن ساراسترو

، اگر از کشتن ساراسترو امتناع کني

، آنوقت تمام عشقت به مادرت، مرده است ..

، پس ، تمام عشق من ، عشق من به تو مرده است

تمام عشق من به تو مرده است

، تمام عشق مادرت به تو مرده است

، نفرين من، براي هميشه سلطنت خواهد کرد

،تمام پيوندهاي طبيعت را قطع خواهم کرد

، تو آرزو خواهي کرد که هرگز

، که هرگز به دنيا نمي آمدي

، من تو را نفرين ميکنم

، تحقير ميکنم

، و رد ميکنم

، از خشم و تحقير من بترس

، از خشم و تحقير من بترس

، از خشم و تحقير من بترس

، اگر امتناع کني

، اگر امتناع کني

! که او را بکشي

، بشنو ، بشنو

، بشنو

، خدايان انتقام

! سوگند مرا خواهند شنيد

پامينا؟ تيم ترجمه ققنوس

ميتونم وارد بشم؟

، ميتونيد

،من با مونوستاتوس صحبت کردم ، او بمن گفت که تو يک ملاقات کننده داشتي

اين متعلق به توست؟

، اون ملکه شب بود

، او نقشه کشتن شما را داشت، سرورم

آيا اين درسته ، پامينا؟

، خدمتکار شما حقيقت را ميگه

واقعا ؟

، براي هر چيزي، اولين باري هست

، شما بايد بفهميد ، سرورم ، خواسته مادر من، خواسته من نيست

، من به چشمانت نگاه ميکنم، فرزندم .. و در آنها ، صداقت

، و قلب پاک تو را مي بينم ..

.. اکنون مادرت - ! خواهش ميکنم -

،سرورم، در برخورد با او، از شما طلب رحمت دارم

قبل از محراب مقدس ما

، انتقام هيچ تاثيري ندارد

پس اگر يک مرد

، بايد لنگ بزند ..

، ما در مسيرش ، به او کمک خواهيم کرد

، او از آغوش ما بيرون خواهد رفت

، تا از دنيا جهان بهتري بسازد

.. او از آغوش ما

. بيرون خواهد رفت ..

. تا از دنيا جهان بهتري بسازد

.. او از آغوش ما

. بيرون خواهد رفت ..

. تا از دنيا جهان بهتري بسازد

.. بهتري

. جهان بهتري

، مونوستاتوس

،شاهزاده تامينو

شاهزاده تامينو، اين توئي؟

! خدا رو شکر که پيدايت کردم ، همه چيز زير رو رو شده

.. مادرم از من خواست که عمل وحشتناکي انجام بدم

. بر روي مردي که تا بحال هيچ چيز جز مهرباني از او نديدم ..

، شما عجيب رفتار ميکنيد، شاهزاده من

نميخواهيد پيش من بيائيد؟

چرا نميخواهيد کمکم کنيد ؟

نمي بينيد به دام چه دردي افتاده ام؟

، لطفا

، من نميتوانم سکوت شما را تحمل کنم

.. اين

.. اين ميتونه

آيا احساستون را نسبت به من از دست داديد؟

اکنون ميدانم

، که عشق ميتواند ناپديد شود

اکنون ميدانم

، که عشق با خود درد مي آورد

اکنون ميدانم

، که عشق با خود درد مي آورد

، اکنون تمام لذت ها

، تمام اميد ها از بين رفته است

من عاشق بودم

، و بيهوده عاشق بودم

من عاشق بودم و عاشق بودم

، بيهوده ..

، بيهوده عاشق بودم

ببين ، تامينو

،آفرين ، شاهزاده تامينو ، تو اولين آزمايش را پشت سر گذاشتي

آيا سخت بود ؟ - ، سخت بود -

، ميترسم که شاهزاده پامينا، ديگر هرگز با من صحبت نکند

، اوه، من هنوز اميدم را از دست نداده ام

، و در مورد تو ، لطفا برخيز

بدبختانه تو کاملا عهد سکوتت را شکستي

، هرچند، خدايان صلاح ديده اند که تو را ببخشم

... و من

، نه ، نه ، صبر کن

، نه ، نه ، من ميتونم نجاتش بدم

، نه

آقاي واکر ؟

،دکتر لانگبو از شما خواستند که در دفترشون . منتظر ايشان بمانيد

.. اما امتحانات - ، کنسل شد -

من ديگه هيچ شانسي ندارم، مگه نه؟

، در نقش شاهزاده تامينو ؟ خير

، شما صداي فوق العاده اي داريد، آقاي واکر

، و من مطمئنم وقتي حمام مي کنيد .. . به خوبي از اون استفاده ميکنيد

، اما درست همانند پدرتون . به نظر ميرسه قادر به تمرکز نيستيد

نصيحتي که در مورد حواس پرتي بهت کردم را يادته ؟

، البته که يادمه - ، و با اين حال به اون توجه نميکني -

، ديشب من تو را با اون ديدم

سوفي ؟

، اون فقط يک دوسته

، فقط يک دوست

، کلماتم را علامت گذاري کن ،آقاي واکر

.. هيچ حواس پرتي در زندگي يک مرد جوان، بزرگتر از

، فقط يک دوست " نيست "...

،اما نگران نباش، من تو را سرزنش نمي کنم

تو خيلي راحت مبارزه طلبي او را تکميل کردي ..

... اما براي اون

. اين اقدام يک شورش در مدرسه منه ..

... اون

، بله ، آقاي واکر

، شاهزاده تامينو

، من همش بهش سرميزنم ، قول ميدم

، ممنونم، ليو - ، و بعدش ميريم باشگاه و مي رقصيم -

اوه، تازه يادم اومد که بايد کاري اينجا انجام بدم

، پس من الان ميرم اونجا

چرا به من نگفتي ؟ - که پدر من کيه ؟ -

، آره ، اينکه پدرت کيه - ، فکر کنم هيچوقت صحبتش نشد -

، اما بهت گفتم که من رو دوست نداشت

،حالا به منهم اجازه تست نميده .چون ما را با هم ديده

،يعني اين شانس من هم بود

، وگرنه گرفتن يک نقش احمقانه . کاري نداشت

، اگر فکر ميکني شانس آوردي . برات متاسفم

، هرگز قرار نبود اين اتفاق بيفته - ... تو چرا اينقدر -

پرحرف؟ - ،آره -

.. فکر کنم اهميت دادن بهش سخته

چون من براي بيرون رفتن تو، اينجا نخواهم بود ..

، من دارم ميرم

اون بخاطر من، تو را بيرون کرد؟

، ميخوام برم به لندن پيش مادرم

..ممکنه پدرم مسخره باشه

.. اما اون بخاطر معاشرت با يک پسر نابالغ که جراتش رو

، نداره بمن بگه چه خبره ،منو بيرون نميکنه ..

. من .. من نفهميدم

، من تمامم . اينجا يک مکان مسخره است

که مردم را به اشخاص حوصله سربر .بيش از حد جاه طلب، تبديل ميکنه

.. حالا هم بايد وسايلم رو جمع کنم، پس

حالت خوبه ؟ - . آره -

، حق با تو بود . من دوست خوبي نبودم

من ميدونم از دست دادن اشخاص چجوريه

و ميدونم چه حسي داره که بگذاري بري

..پائولو

پائولو، ميشه يک چيزي نشونت بدم؟

تو ميدوني اين چجور فلوتــيــه ؟

... آه - . اين يک فلوت جادوئيه -

يک تکيه گاه براي تک خواني ؟

، نه .. اين يک فلوت جادوئيه

، شايد مسخره به نظر برسه اما فقط کنارم بمون، باشه ؟

، بسيار خب

.. موضوع اينه که در چند شب گذشته

... من

.. از سرزمين فلوت جادوئي ..

. بازديد مي کردم ..

، ادامه بده

تيم ؟ تو حالت خوبه ؟ - . آره -

، نه ،آره ، من خوبم

، ميدونم مسخره به نظر ميرسه

.. اما اگر من در اين مسابقات پيروز نشم

، آزمايشات آتش و آب - . آره -

خب در اپرا ، تامينو ، عشق واقعي را از طريق اونها بدست آورد

منظورت چيه ؟ - .. خب ، عشق او ، به پامينا اجازه داد که -

خب حرفم رو باور ميکني ؟

.. باور کنم که يک ساعت خاص در کتابخانه مدرسه

يک درگاه به شاهکار محبوب موتزارته ؟ ..

، بله - ، نه -

، اما انگار تو از ميان يک چيز واقعي گذشتي

و شايد همين براي هرکسي کافي باشه که بهت شک نکنه

تنها چيزي که من نياز دارم اينه که به اونجا برگردم ، و ملکه شب را متوقف کنم

تو گفتي اون چيز فقط ساعت 3 شب کار ميکنه، درسته ؟

، درسته

خب، ممکنه ساعت 3 بعدازظهر هم کار کنه؟

، لعنتي

، با من بيا

آقاي واکر ؟

، بسيار خب - آقاي واکر ؟ -

، اون با من - . متشکرم -

آقاي واکر، اون اينجاست ؟

، آه ، دقيقا نميتونم بگم

، بله ، فکر ميکردم

، من هرکاري تونستم کردم

، با اينحال او از تک تک کلمات من سرپيچي ميکنه

!آقاي واکر

خيلي دير شده؟

، ممکنه اينطور باشه

، اما جائيکه شجاعت و قدرت وجود داشته باشه . اميد هم هست

اين به شما ديدگاه متفاوتي ميده

! صبر کنيد

، ما همراه تو هستيم

، من هيچ کمکي نميخوام

، همه کساني که من بهشون اهميت مي دادم . مرا نااميد کردند

، حتي شاهزاده تامينو

ما هنوز اميد خودمون را از دست نداديم

، بيا

! تامينو

مادرت اين رو بهت داده ؟

، بله

، اما اين الان مال منه ، و حدس ميزنم اين قسمتي از کسي که من هستم باشه

خب ، حالا چي؟

، دقيقا مطمئن نيستم

، چشم تمام بينا ، اون آزمايش آتش را شروع کرده

، مشکلي نيست ، فکر کنم بدونم چطور شکستش بديم

خب، چطور شکستش بديم ؟

، موضوع مربوط به عقب راندن تاريکيه

، و تو اين را با عشق واقعي انجام ميدي ، و با موزيک

خب حالا چي ؟

. من هنوز نميدونم

.. اما تو بايد يک کاري بکنـــ

، تــيم

، خيلي دير شده، من دارم مي ميرم

، کلمات من در حال مرگ است

، اما اين بايد جواب ميداد چي کمه ؟

عشق حقيقي

، عشق ساده ترين چيز نيست . خالص ترين چيزه

، شايد در اين دنيا

، اما در دنياي من . اينطور نيست

.عشق گيج کننده است

، پيچيده ، طاقت فرساست

، خواهش ميکنم کمکم کن ، بمن بگو چي توي قلبته

، اين دنيا - ، خواهش ميکنم -

، بمن بگو کي توي قلبته

، سوفي

، ما انجامش داديم

، شما انجامش داديد

، متوجه نميشم

.. فقط عشقه که ميتونه دنيا را نجات بده

، وقتي اين درست باشه ..

، و اکنون . من باور دارم تاجگذاري در راه است

،زل زدنت را گير انداختم مگه نه ؟

. به تو ؟ نه

خب ؟ ميخواهي دستم را براي درخواست ازدواج بگيري؟

، داري شوخي ميکني

اينجا دختران زيادي هستند که براي گرفتن دستانت ، التماس ميکنند؟

، نه به اين صورت

واسه اشتراک گذاري زندگيشون فرياد ميکشند ؟

چرا بايد مرا مسخره کني؟

، پاپاگنو

، پاپاگنو

. تو متوقفش کردي - . من همه چيز را در مورد دنياي تو ميدونم -

، همچنين ميدونم که در مورد ما .. به دوستت گفتي

.. اما

مطمئنم که اين راز با تو در امانه

، دليل اينکه متوقفش کردم اين بود . که ميدونستم نميخواي اين رو از دست بدي

، من تو را "ملکه خورشيد" مي نامم

پا ، پا ، پا

پا ، پا ، پا

پا ، پا ، پا

پا ، پا ، پا

پا ، پا ، پا پا ، پا ، پا پا ، پا ، پا

پا ، پا ، پا پا ، پا ، پا پا ، پا ، پا

پا ، پا ، پا پا ، پا ، پا - پا ، پا ، پا پا ، پا ، پا -

پا پا ، پاپاگنو - پا پا ، پاپاگنو -

تا هميشه با من مي ماني؟

. بله ، تا هميشه با تو خواهم ماند

! اکنون حداقل با هم خواهيم بود

! دو پرنده کوچک عشق ، با يک بال

! اکنون حداقل با هم خواهيم بود

، اما يک چيز لازم داريم

، اگر خداوند با ما مخالفت نکند

يک گروه کر کوچک است

بله، يک گروه کر کوچک

.سرشار از دهان هاي گرسنه براي تغذيه

. دهاني براي تغذيه. دهاني براي تغذيه

. دهاني براي تغذيه .سرشار از دهان هاي گرسنه براي تغذيه

بله، سرشار از دهان هاي گرسنه براي تغذيه

اول يک پاپاگنوي کوچک وجود دارد

سپس يک پاپاگناي کوچک وجود دارد

سپس يک پاپانو کوچک وجود دارد،

سپس يک پاپاگناي کوچک وجود خواهد داشت پاپاگنو، پاپاگنو، پاپاگنو

ديگر چيزي نيست که بتوانيم برايش دعا کنيم

، سپس پاپا، پاپاگنوي بسيار ،پاپا، پاپاگنو ، پاپا، پاپاگنو

!پاپا، پاپاگنو ،پاپا، پاپاگنو

خداوند چه هديه بزرگتري مي تواند ارائه دهد؟

ديگه چيز ديگري نمانده که برايش دعا کنيم

، سپس پاپا، پاپاگنوي بسيار ،پاپا، پاپاگنو ، پاپا، پاپاگنو

خواهي ديد که والدينشان از غرور منفجر خواهند شد

،پاپا، پاپاگنو ، پاپا، پاپاگنو ،پاپا، پاپاگنو ، پاپا، پاپاگنو

خداوند چه هديه بزرگتري مي تواند ارائه دهد؟

، پاپاگنو، پاپاگنو، پاپا،، پاپاگنو

خواهي ديد که والدينشان از غرور منفجر خواهند شد

خواهي ديد که والدينشان از غرور منفجر خواهند شد

خواهي ديد که والدينشان از غرور منفجر خواهند شد

، پاپاگنو،پاپا،، پاپاگنو

، پاپاگنو، پاپاگنو، پاپا،، پاپاگنو

، پاپاگنو، پاپا،، پاپاگنو

. بدرود ، دوست من

.. خب

تو که از اينکه من نمي مونم نااميد نميشي؟

، اينجا قراره همه چيز پرهيجان بشه

مطمئن نيستم وقت ياد دادن سلطنت را به کسي داشته باشم

بهرحال مشکوک شده بودم که تو اهل اينجا نباشي

. اين عجيبــه

، با تمام کارهائي که در حال مردن انجام داديم

تقريبا متوجه نشدم که . چقدر چيزها اينجا آسونه

آسان؟

..خب،آره

به نظر ميرسه همه چيز راحت سرجاي خودش قرار ميگيره

پاپاگنو چند تا آهنگ ميخونه . و زن رويائيش ،ظاهر ميشه

مثل يک افسانه است، مگه نه؟

، اين فقط ظاهرشه

.. آه ، يعني - .. اين ظاهري از -

، تمام آزمايشاتيه که پشت سر گذاشتي .. .سکوت، آتش و آب

. اين سومين آزمايش بود ، انتخاب

. که مهمترين اونها بود

. اين درسته، واقعا حقيقت داره

به سلامتي رفيق، ممنون

سوفي؟

از من نپرس اون کجا رفت

، ايستگاه قطار - چي ؟ -

. من واقعا اجازه ندارم بهت چيزي بگم

، ايستگاه قطار

، صحيح

، موفق باشي

، نه ، صبر کن، صبر کن

ديدم به ايستگاه اومدي و دستت رو اينجوري تکون مي دادي

، پس در آخرين لحظه پياده شدم

، آخه ، فکر کردم دليلش منم

،آره ، تو بودي

، اومدم که بگم متاسفم

،حق با تو بود، من چيزي را از دست داده بودم

با اون همه سروصدا، نکته اصلي ..همه اين چيزها را يادم رفته بود

.که فقط بايد يک چيز صادقانه را حس کني و به اشتراک بگذاري ..

،آره، براي فرار

اما واسه اينکه اجازه بدم با من فرار کني

.. سوفي ، ملاقات با تو احساس خيلي . خيلي ترسناکي داشت

- من ترسناکم؟ - آره

،چون تو مرا به چالش مي کشي .و مرا هيجان زده مي کني

، تو منو مي سازي ، کاري ميکني همه چيز را حس کنم

، تو موسيقي هستي

، و اين همه چيزيه که من بهش احتياج دارم

، ممکنه من بتونم اون يکي چيز رو ناديده بگيرم

کدوم يکي چيز؟

، سلام

، تيم

، بيا اينجا

بهتره برم ببينم چي ميخواد

، بيا ابنجا - . متاسفم -

، استاد، لطفا واسه ما بخون - ، ميدوني چيه -

. خيلي ممنونم ، متشکرم

يکي هست که ميخواد باهات حرف بزنه

ميخوام يک لطفي بمن بکني

، ميخوام اين لباس رو امشب بپوشي

،اوه، آنتون، نه، اين نقش توئه - ، هردومون ميدونيم که تو بيشتر اينو ميخواي -

تو نقش رو بلدي ، مگه نه ؟ - ... آه -

ببين همه از من انتظار دارند مثل پدرم خواننده باشم

، اما من حتي آواز خواندن را دوست ندارم من يک درامر هستم

، مشخصه

، موفق باشي

چي ؟

-خودشه ؟ -بله، پدرِ آنتون،

چيزي را فراموش نکردي؟

، اينو بگير

، و دوستاني که به تو ايمان دارند

ميهمانان عزيز، باعث خوشحالي من است ... که به همه شما از طرف

.آکادمي موسيقي مدرسه موتزارت خوش آمد بگويم...

اوه ، اين مکان خاطرات خيلي عالي داره

، و امشب ، حرفم را باور کنيد .روياها به حقيقت خواهند پيوست

... بله، هنرجويان يک قطعه بسيار خاص

.و دوست داشتني را اجرا خواهند کرد...

قطعه "فلوت جادويي" ولفانگ آمادئوس موتزارت

.. من مي خواهم از دکتر لانگبو براي

به تصوير کشيدن اين جشن کنسرت تشکر کنم ..

و من اکنون فقط يک پدر مغرور خواهم بود

،مثل هر پدري که امشب اينجاست ..

. خيلي از شما متشکرم

آقاي واکر

فقط بايد بازيگران پشت صحنه باشند

تو داري با اون چيکار ميکني؟

- آنتون کجاست؟ -من،،،

.. اگر فقط واسه يک لحظه همه چيز را کنار بگذاريد

،.. و موضوع من و دخترتون را فراموش کنيد

چي؟

.. فکر کنم امشب او را خواهيد ديد ..منظورم

، خب ، من شاهزاده تامينو هستم

، فکر کنم

،هوم

، ببين، من نميدونم

من دقيقا نميدونم وقتي به صحنه پا بگذارم چه اتفاقي ميفته

.. اخيرا ، تنها دفعه اي که من تونستم بخونم

.. و منظورم خواندن از ته قلبه ..

،وقتي بوده که من با سوفي بودم يا وقتي بوده که توسط يک مار تعقيب مي شدم

پدر،

، سوفي ، تو نرفتي

، بخاطر تيم موندم

، تو بايد بگذاري اين اتفاق بيفته، باشه ؟

، اون لياقتش رو داره

، من حاضرم

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... ( HaDi AliZade & Mahdi AliZade ) telegram : @subforu

ترجمه هر روز يک کتاب کميک و فيلم در کانال تلگرامي ما @subforu

دانلود به روز ترين مقالات و کتابهاي کميک فارسي همزمان با انتشار بين المللي www.comic-strip.xyz

جديد ترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

تيم ترجمه ققنوس

تيم ترجمه ققنوس

تيم ترجمه ققنوس

تيم ترجمه ققنوس

تيم ترجمه ققنوس

تيم ترجمه ققنوس

تيم ترجمه ققنوس

تيم ترجمه ققنوس

تيم ترجمه ققنوس

تيم ترجمه ققنوس

تيم ترجمه ققنوس

تيم ترجمه ققنوس

تيم ترجمه ققنوس

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.