Afrikaans
Akan
Albanian
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
دانلود زیرنویس فارسی ** SARVFILM.COM **
از ابتدای شروع هونگ منگ
دو نژاد جاودانه ها و شیاطین همیشه باهمدیگه ناسازگار بودن
جهان جاودانه که به رهبری امپراطور بهشت بود
همیشه پر از درگیری و دسیسه بود
و اونجا فقط هیولا ها میتونستن زنده بمونن
و اونا هم همیشه محدودیت های بهشت رو نادیده میگرفتن
سنگ بهشتی دائو ی هزار ساله هم منظم در حال کار کردن بود
و توی این سکوت تاریک
یه نیروی مرموز جدید در حال جون گرفتن بود
خارج از دروازه ی 9 بهشت
یه خواهر و برادر تصمیم گرفته بودن
که سنگ بهشتی دائو رو بشکافن
عالی جناب جیو تیان در خدمتم
!دروازه باید باز بشه
!ای ترسو
میدونم داری به شدت مقاومت میکنی
بیخودی از بارگاه بهشتی محافظت نکنین
اون امپراطور بهشتی باید دستگیر بشه
امپراطورتون یه آدم ترسو ئه
تو یه ترسویی ما ازت میخوایم که چهره ت رو
توی دادگاه سه قلمرو نشون بدی
اژدهای پرنده، ارتش تیان هه کٍی میرسه؟
سریع به امپراطورت گزارش بده
ارتش تیان هه
برای نجات دروازه ی 9 بهشت باید خودش رو به سرعت برسونه
عالیجناب
حداقل سه روز
اومدنشون طول میکشه
اون ها شب و روز در حال شتافتنن
تا به اینجا برسن
همینطور بطور ویژه توصیه کردن
که تا قبل از رسیدن ارتش از اینجا خارج نشیم
حالا که ووجی در حال عقب نشینیه
امپراتور بهشت الان فقط میتونه به بی چن تکیه کنه
و پیکان روح پری هم الان با ماست
باید قبل از رسیدن نیروی اصلی
انجامش بدیم
و امپراطور بهشت رو از قلعه بکشیم بیرون
هر چی سریع تر بهتر
افراد پیشروی کنین
با قدرت جلو میریم
ممکنه که
به موقع نرسیم
اونا
ارتش بزرگی دارن
و امکان خطرش بالاست
که بزودی حمله کنن
فرمانده
میریم به سوی مبارزه
با اون شیاطین
و هرجور شده اونا رو نابود میکنیم
نابود میکنیم
نابود میکنیم نابود میکنیم
ارتش من
هنوز نرسیده
من نیاز دارم که روی افراد باهوش
مثل تیان
رن و تو حساب کنم
شما ارتش گوانجیانگ رو هدایت میکنین
و من
به جنگ یان یانگ میرم و غافلگیرش میکنم
پسره ی احمق
جانور شیطانی
مادرت قوانین بهشت رو زیر پا گذاشت
جنایاتی که قابل بخشش نبودن
من
اون رو محکوم کردم
که تا همیشه
زیر کوه یائو حبس باشه
حالا انگار قراره شما هیولا ها رو هم بفرستم اونجا
اون پیکان روح پری رو داره
اعلیحضرت، اینجا خطرناکه لطفا هرچی زودتر از اینجا برین
نمیذارم این جونور های شیطانی اینجا رو تحت سلطه ی خودشون دربیارن
من هیچ جا نمیرم
اعلیحضرت
باید هرچی زودتر برین
حمله کنین
رو به جلو
به موقع رسیدین
ووجی
یانگ یان، سلاحت رو بذار زمین
دیگه کافیه
شما پدر و مادرم رو کشتین
و حتی ذره ای
حس همدردی
و پشیمونی ندارین
پسر جوون
داری اشتباه میکنی
تقاصش رو پس میدین
مادر و پدرت دیگه مردن
فایده ی این کارا چیه؟
بیخود بذر کینه رو پرورش میدی
اونا دیگه یه روح بدون جسم هستن
کشتن امپراطور بهشت براشون چه فایده ای داره؟
چرا دنباله رو زنده ها نیستی؟
اینجوری برات بهتره
بزار این پیرمرد بهت یه نصیحت بکنه
بهترین چیز، زندگی توی صلحه
تو از مردن نمیترسی
اما
در مورد زیر دستات چی؟
این هیولا ها رو زودتر میفرستم به درک
عمرا بذارم هنوز نفس بکشن
اما میتونی خواهرت یانگ لان رو
رها کنی؟
نگران من نباش
یانگ لان
برادر، من خوبم
یانگ یان تسلیم میشی یا نه؟
یان
بهم قول بده
که از خواهرت به خوبی مراقبت میکنی
...لان
مادر، بهتون قول میدم
مثل چشمام ازش مراقبت کنم
مادر
مادر
مادر
مادر
علیحضرت، حالا که تسلیم شدن ازتون تقاضای رحم و مروت دارم
باشه
استاد، استاد حالتون خوبه؟
خوبم
از انرژیم زیاد استفاده کردم
بخاطر همین یکم حالم خوب نیست
جی شین، چرا اینجا ایستادی؟
چرا نمیری تمرین کنی
و زخم ها رو درمان کنی؟
...استاد
بلاخره
فرصتی که میخواستم رسید
من جسم تو
و اون سه نفر رو میگیرم
و قدرتت رو میگیرم
قلمرو ها باید تغییر کنن
فک کردی سه قلمرو رو میشه با یه پوست اداره کرد؟
زهی خیال باطل
انرژی قدیس به شدت آسیب دید
و قلب شیطانی هونگ منگ
از فرصت استفاده کرد و بدنش رو تصاحب کرد
چطور
همچین چیزی
ممکنه؟
استاد تالار عوض شده مگه؟
استاد تالار چیه دیگه؟
مسئول اداره ی تالا دیگه
اومدی اینجا
ولی وظایفت رو نمیدونی؟
تو یه هیولایی؟
همه یه هیولای درون دارن زردک خانوم
ولی هیولای درون من، کمتره
این دیگه چه کوفتیه؟؟؟؟
هیولا بالاخره بدن مقدس رو کنترل کرد
سد بطور کامل دور تالار کشیده شد
هر سه قلمروی بهشت
در حال حاضر تحت کنترل شیطانه
ژنرال بی چن شجاع
شما بسیار دلیر هستین
و سهم بزرگی در نجات قلمرو از دست شیاطین دارین
سخت کوشی و وفاداری شما قابل ستایشه
و به همین علت به شما درجه ی ژنرال وِیژه اعطا میشه
از این پس
شما از بالاترین مقام در ارتش برخورد دارین
و ژنرال ارتش تیان هه خواهید بود
و تمام افراد موطف هستند
تا دستورات شما رو بدون چون و چرا اجرا کنن
با افتخار از دستور عالیجناب اطاعت میکنم
بهتون تبریک میگم
باعث افتخاره
امپراطور دستور دادن
تا بلافاصله مشغول به کار شین
و ازم خواستن صمیمانه تبریکات ایشون رو به شما برسونم
همینطور شما باید خیلی زود ارتش رو احیا کنین
اعلیحضرت
منتظر خبر های خوبتون هستن
در تمام طول سال از تالار حفاظت کنین
و از حمایت خدایان آسمان ها برخورد دار بشین
شما مدت زیادی در حال خدمت هستین
و میدونم که کمی خسته شدین
پس امسال اعلیحضرت تصمیم گرفتن
با دادن یکی از سه صندلی اصلی تشکرشون رو نشون بدن
لطف ایشون رو بپذیر
از اعلیحضرت بسیار سپاسگذارم
من خیلی زود انجام وظایفم رو از سر میگیرم
خیلی عالیه
اینجا چه خبره؟
داری چیکار میکنی؟
نفس کشیدنت که خوبه
تو یه سنگی تو رو انتقال دادن توی سنگ
یادت میاد که من کی ام؟
همون قناری خوشگله ام
راستی، سنگی جون
همین الان دیدم یه پرتوی نور بهت برخورد کرد
نکنه مشکلی داری؟
بذار ببینم
نه، نه، نیا جلو
تو یه هیولایی؟
نیا سمتم
اما خودتم یه هیولایی
خودم میدونم هیولام ...نمیخواد بهم بگی
نه، نه اصلا بیخیال
باشه
نکن نکن دیگه
کیه؟ کی اونجاست؟
دُم خودته
هولی شت
چرا برای خودت لباس درست کردی
اما منو لخت ول کردی اینجا؟
دستم انداختی؟
این دیگه چه کوفتیه؟
!یه سنگی که میمونه؟
شما دو تا
نباید اونو دست کم بگیرین
راه بهشت تغییر کرده
همه چیز غیر قابل پیش بینیه
ماموریتت رو به یاد بیار و لی یوآن و مردم رو نجات بده
چه خبره؟
نمیفهمم
...من
کی ام؟
بهشت جاودان
بهشت جاودان
خانه ی همه ی ماست
خانه ی همه ی ماست
پس باید در برابر اشرار
پس باید در برابر اشرار
از خانه ی خود حفاظت کنیم
از خانه ی خود حفاظت کنیم
وظیفه ی ما
وظیفه ی ما
علت احضارتون چیه، استاد؟
میخوام به تالار ووجی بری و استاد مقدس رو ببینی
میگید که من خواستم این اکسیر رو بهشون بدین
امرتون اطاعت میشه
یعنی واقعا
اون به یه موجود دیگه تبدیل شده؟
شاید بخاطر سنگ باشه
اون واقعا قدرتمنده
ولی
اون خودش اینو نمیدونه
من باید بهش کمک کنم
تا بتونه آینده ش رو تغییر بده
اما چطور میتونم کمکش کنم؟
اول باید یه چیزی برای خوردن پیدا کنم
کمک، کمک
!کمک
یهو چیشد؟ قناری؟
برو بالا
یالا، یالا، یالا
یالا، یالا، یالا
یالا
یالا بلند شو
حالت خوبه؟
خوبم من
من قدرت های جادویی برای محافظت دارم
اما انگار تو فقط یه هیولای معمولی هستی
آره؟
...خب من
میرم یه چیزی برای خوردن پیدا کنم
!چرا نمیتونممم؟
فایده ی تبدیل شدن به هیولا چیه
وقتی غذا هم گیرم نمیاد
بد نیست
نمیتونی بری بالا؟
نمیتونی بری بالا؟ حالت خوبه؟
این چه سر و ریختیه؟
از اونا خوردی؟
مگه نمیدونی اون قارچ ها همه شون سمی ان
خوبی؟ حالت خوبه؟
حالت خوبه؟ بیدار شو
همه جام درد میکنه
قناری بود؟
پان شی، اینجا نیا
بدو بریم
تو هنهور سم توی بدنته
بخاطر همینه که سرگیجه داری
این پادزهرشه
پان شی
بهم نگو پان شی
من یه سنگ نیستم
این چه وضعیه
من الان ناجی تو محسوب میشم
بخاطر اینکه برات پادزهر پیدا کردم، نگه نه؟
باشه ممنونم
بسیار از شما سپاسگزارم گنجشگی
چرا بهم میگی گنجشک؟ من گنجشک نیستم
پرنده، پرنده ست دیگه
هیچم تینطوری نیست
من یه قناری ام
یه قناری زیبا و خوش صدا
سنگ احمق
راستی، حالا که من جونت رو نجات دادم
...چطوره که
فک کنم هنوزم در خطریم
...خب میتونیم
از نوشته های اون طرف کمک بگیریم
این دیگه کجاست؟
روحی از خارج آسمان به خدمت گرفته شده و یه متغیر درست کرده
باید هر چی زودتر
دست بکار شیم
خیلی ها در تلاش برای تخریب پایگاه منن
تا قبل متوجه شدن بقیه ی بهشتی ها باید انجامش بدیم
!بهشتی ها مغرور های از خود راضی-
پادشاهی سعی داره چشم و گوش منو ببنده
اما زهی خیال باطل
من قدرت مطلقم
این شیطان نه تنها بدنت
رو کنترل میکنه
بلکه تمام شیاطین به فرمان منن
چیزی نیست که بتونم قایمش کنم
با دونستن جهت هاله
پیدا کردن اون متغیر آسون تره
سه تا کلمه ست
چیلیا شان نوشته؟
انگاری من نمیتونم بخونم
چیلیا شان توی پادشاهی پنگلای دقیقاً مثل همون توهمات منه
یعنی من واقعا قراره یه قهرمان باشم؟
عالی شد حالا میدونم باید چیکار کنم
یعنی من یه هدف والا دارم؟
خوشم اومد
اول باید شکمم رو سیر کنم
میگن اونطرف غذا و نوشیدنی هست
باهام بیا بریم دلی از عزا دربیاریم
کلی راه برای رفتن داریم
بدو بریم
چطور جرات کردی وارد شی؟
استاد، منو ببخشین اما باید موضوع مهمی رو بهتون گزارش بدم
شاگرد قدیس بزرگ بدون وقت قبلی، به ملاقات شما اومده
شاگرد قدیس؟
امیدوارم حالتون خوب باشه
بهترم
دروازه به منظور رفع حملات
که ممکنه دوباره رخ بدن
اکسیری حاضر کرده
و من اینجا اومدم تا شخصا بهتون تحویلش بدم
تا حالا هیچ حائلی اطراف تالار وجود نداشته
اما وقتی شاگرداتون وارد شدن
متوجه ی یه حائل دور این تالار شدم
علتش چیه؟
نُه بهشت
بخاطر یانگ یان بدجوری بهم ریخته
و قدرت بارگاه ما هنوز احیا نشده
برای جلوگیری از تهاجم دوباره ی ارواح شیطانی
این حائل رو ایجاد کردم
همش برای محکم کاری بیشتره
وقتی که برگشتین
لطفا
از طرف من از قدیس بزرگ تشکر کنین
و مراتب احترام من رو بهشون برسونین
متشکرم
حرفتون رو به اطلاع ایشون میرسونم
گفتی حائل؟
توی تالار ووجی یه حائل ایجاد شده؟
یعنی شی کونگ، اون پیر مرد
چیزی رو از قبل حس کرده؟
و مخصوصا شاگردش رو فرستاده اینجا؟
شی کونگ یه قدرت بزرگ توی سه قلمرو ئه
ولی اونم قدرتش کم شده
و مدتی طول میکشه تا خودش رو بازیابی کنه
اما اون آدم فوق العاده باهوشیه
اگه بفهمه، مشکل بزرگی پیش میاد
تغذیه ی این بدن از سنگ بهشتی دائو هست
اگه بفهمه ارتباط سنگ کامل قطع میشه
اما هنوزم دیر نشده
به نظر میاد
که اینکار
از پس یه نفر دیگه برمیاد
من فکر می کنم
تمام این هیولا ها با یانگ یان همدست هستن
و قوانین بهشت رو زیر پا گذاشتن
اعلیحضرت باید یه شخص قابل اعتماد رو به اونجا بفرستین
تا تک تک این شورشی ها رو به درک واصل کنن
گستاخیه بزرگیه افرادم رو میفرستم تا همه رو سرکوب کنن
اما آسما ها و زمین بسیار بزرگن
و پاک سازیشون خیلی سخته
ولی با این نقشه ای که بهم دادی
هیچ هیولایی جرات پنهان شدن نداره
شما همیشه منو شگفت زده میکنین
این نقشه واقعا فوق العاده ست
باعث خوشحالیه که شما رو داریم
من با افتخار در خدمت شما
و سنگ بهشتی دائو هستم
لزفا یه نفر رو بفرستین تا برای قدیس بزرگ هم توضیح بده
ایشون هم باید اطلاع داشته باشن
همه ی بهشتیان باید متحد باشن
همینطوره
دستور
شخص امپراطور جاودانه ی جهان
به یانگ یان ابلاغ میشه
یاغی، یانگ یان
همراه خواهرش، یانگ لان
به معبد جن جون
فرستاده میشن
و امیدوارند
که شما دو نفر در اونجا بدی های خودتون رو اصلاح کنین
به صالحان تبدیل بشین
دستور رو تحویل بگیر و متحد شو
این لطف بزرگ امپراطور بهشته
و من هزاران مایل برای تحویلش به اینجا اومدم
فرمان رو دریافت کن
اگه قبولش نکنین و زانو نزنین به اشد مجازات تنبیه میشن
از فرمان امپراطور اطاعت میکنیم
...این، این، این
راهنماییشون کن بیرون
لطفا از این طرف تشریفتون رو ببرین
استاد، بنظرم بهتره بریم
باشه، بریم
لان
صبر کن
قبول کردن بهترین کاره
بهترین کار؟
بهترین نتیجه این بود
که توی اون جنگ میمردیم
تو درک نمیکنی
اگه تسلیم نمیشدم
همه رو میکشتن
یانگ یان
تو واقعا از مرگ میترسی؟
...هزار سال
...هزار ساله پیش
هزار ساله پیش
امپراطور بهشت مادرمون رو دستگیر کرد و اونو کشت
همینطورم پدر و خواهر و برادرامون
فقط ما دو تا موندیم
اگه استاد نبود
ما هم هزار سال پیش مرده بودیم
برای هزار سال
ما سخت جنگیدیم تا به اینجا رسیدیم
تو بهم گفتی
که یه روز
بلاخره به هدفمون میرسیم
گفتی یه روز
بلاخره انتقام میگیریم
...اما
حالا نتیجه این شد
باید جلوی اون قاتل ها سر خم کنیم
نتیجه اینه
حالا داری میگی از مرگ میترسی
و میخوای صلح کنی
میدونی مادر چقدر ازمون ناامید میشه؟
یانگ یان
تو میترسی اما من نمیترسم
من راه خودم رو میرم
تو هم برو صلحت رو بکن
واقعا که
چقدر تنها زندگی کردن سخته
اگه این روند ادامه پیدا کنه
از افسردگی سَقَط میشم
میترسم
نمیتونم تا ابد اینجا گیر بیفت
باید یه راهی پیدا کنم
باید چند تا دوست قابل اعتماد پیدا کنم
تا ازم حمایت کنن
بعدم یه استاد طلسم پیدا کنم
خیلی کار برای انجام دادن دارم
بهتره فعلا زیاد راجبش حرف نزنم
اول باید متحد هام رو پیدا کنم
و با هم سخت کار کنیم
اون موقع به نتیجه میرسم
خب پس با همین فرمون میرم جلو
غذا هم پیدا نکردم
میمون بزرگ ما هم کارتون داریم
میمون بزرگ میخوام یه لطفی به دوستم بکنین
یکی از دوستام اونجاست
که دوست داره با شما دوست بشه
میخواد باهاتون به شکار میوه بیاد
لطفا اونو هم با خودتون ببرین
میشه؟
میوه، میوه
میوه ی زیاد
ممنونم
بیاین همه با هم میوه بخوریم
بگیرین
ممنون سنگی
بگیرین
مال منه مال منه-
ممنون سنگی ممنون-
!ببر
برو کمکش
برو گمشو، برو گمشو برو گمشو
بزنینش
سنگی، حالت چطوره؟
بهترم
درد گرفت
آروم تر
آروم باش چند روز باید دردش رو تحمل کنی
فک کنم باید بریم یه جای دیگه
تا ببر بهمون حمله نکنه
قایم شیم؟
هر جا بریم بساط همینه
تا زمانی که توی چیلیا شان هستیم اوضاع همینه
باید یه راه حل پیدا کنیم
!تا مشکل از ریشه حل شه
دانلود زیرنویس فارسی ** SARVFILM.COM **
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.