Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
یادم میمونه این تو بودی که ما رو از زندگیت انداختی بیرون
آنچه در قسمت قبل دیدیم
بین ما
اینچجور چیزا غیرممکنه
متاسفم که ازت استفاده کردم
من نباید برمیگشتم
نباید میرفتم اونا رو ببینم
بهترین راه برای تو فرار کردنه
من
من الان یه فراریم؟ من زندگی اون رو نابود کردم-
تو واقعا نباید برمیگشتی
وین
همش تقصیر توئه
همونطور که بابا گفت تو واقعا نحسی
تو اصلا نباید متولد میشدی
من متاسفم
میدونم هنوز باهاش در ارتباطی تو به خاطر کاری که با رونگ کرده ناراحتی-
یا چون رونگ اونو دوست داره؟ اینو یادت باشه-
من کسی هستم که اونو کشون کشون میبرم زندان
و کاری میکنم اونجا بپوسه و بمیره من نقاشی رو دوست دارم-
توی مدرسه موضوعی هست که دوست داشته باشی؟
ها؟
چی میخوای بکشی؟
من برات انجامش میدم
شغل رویاییم
نمیدونم چی میخوام بشم
نمیدونم چه لزومی داره الان در موردش فکر کنم
تصور کن چهار یا پنج سال بعد چی میخوای بشی
چی دوست داری باشی؟
توی 5 یا 10 سال بعد؟
من هنوز هم برادرتم
تو دیگه برادر من نیستی
من هنوز دوستت میمونم این چیزا بین ما ممکن نیست-
از غذا پخت ن با لی لذت میبرم
اینو توی ذهنت نگه دار
من کسی هستم که اونو کشون کشون میبرم زندان
و کاری میکنم همونجا بپوسه و بمیره
من میخوام یه زندگی شاد داشته باشم
درسته؟
آخ
کورن
چیکار میکنی؟
باید از مغزت برای فکر کردن استفاده کنی
کورن
من فقط شوخی کردم
my asian tv ترجمه چنل تلگرامی مترجم: نیلوفر
کانال تلگرام ما را دنبال کنید @kdrama_k_world
هر گونه استفاده از این زیرنویس بدون ذکر منبع ممنوع و غیر قانونی است my asian tv ترجمه اختصاصی چنل
*دو رام نشده* قسمت ششم
تمومه
تموم شد رئیس
من فکر میکنم پلیس میخواد ما رو گیر بندازه
باید از نقشه ی پاکورن استفاده کنیم و ماشین ها رو عوض کنیم؟
اون دوباره گول نمیخوره
پلیس الان هر ماشینی رو بررسی میکنه
حق باتوئه
باید زمان ومکان ملاقات رو عوض کنیم
روز ملاقات این ماشین باید همینجا بمونه
رئیس
منبعمون گزارش داده که اونا دنبال مان
اون افسری که بهمون کمک میکرد به یه واحد دیگه منتقل شده
پرونده ی ما رو به یه افسر جوان پرشور دادن
من میترسم که
من آدمهای جدید پرشور رو دوست دارم
فکر میکنم باید برم دیدنشون
خیلی کنجکاوم مِک
شاید ایدئولوژی اونها از پول من ارزشمندتر بود
بله رئیس
گزارشی داریم که پس فردا گروه آه لان مواد مخدر رو باید تحویل بده
من میتونم مسئول عملیات باشم؟
لطفا بهم فرصتی بدین تا خودم رو ثابت کنم
تو عضوی از تیم هستی نگران نباش
اما اینبار خودمم باهات میام
بله
به گروه بگین آماده باشه
توی هر جاده ای ایست بازرسی بذارین
اینبار رو نمیتونیم شکست بخوریم
من باید اون آه لان رو بندازم زندان
آه لان
چرا کاپیتان؟
اون برای دستگیری ما اومده اینجا
کاپیتان ستوان
این آه لانه
باید باهاشون آشنا شی
سلام
کاپیتان کیرانگ کاری
خوشوقتم
شما دو تا میتونین باهاش حرف بزنین؟
آه لان
اگر چیز دیگه ای نیست که در موردش با من حرف بزنی
من دیگه میرم
ممنون از خوش آمدگویی گرمتون
لازم نیست بدرقه ام کنین
حالا همدیگه رو میشناسیم
نمیخوام مزاحمتون بشم
برین سر کارتون
کورت چه طوره؟؟
بهم دروغ نگو
خب؟ کورن چه طوره؟
اون حالش خوبه
الان خیلی بزرگتر شده
خیلی بالغتر شده
اون واقعا توی باند مواد کار میکنه؟
تا حالا گفته که میخواد بیاد خونه یا نه؟
مامان
اون حالش خوبه
اما من میخوام اون بیاد خونه
میخوام مثل قبل بیاد و با ما زندگی کنه
نمیخوام شما سه تا اینقدر از هم متنفر باشین
نمیخوام وین، کورن رو دستگیر کنه و بندازه زندان
عزیزم
عزیزم بابا-
بابا
بابا
لی، باید چیکار کنیم؟
باید چیکار کنیم عزیزم
عزیزم
عزیزم بیدار شو
عزیزم طاقت بیار
طاقت بیار عزیزم
متاسفم
کورن
امروز انگار حواست پرته
مشکلی پیش اومده؟
هیچی
هی
بابا خوب میشه
اون خوب میشه مامان
بابا حالش خوب میشه
بابا چه طوره؟
از پله افتاده
دارن سرش رو جراحی میکنن
دکتر گفت خوب میشه؟
خیلی خونریزی داشت هر چقدر صداش زدم جوابی نمیداد
بابا حالش خوب میشه مامان
لی
من واقعا پسرشم؟
چرا این حرف رو میزنی؟
نمیدونم
ببین با من چه کارایی کرده
من از وقتی که یادم میاد
هیچ وقت نخواسته بهم نگاه کنه
شاید اونطور که مردم میگن من یه آدم نحسم
دکتر نگفت بابا بعد از عمل خوب میشه؟
اون حالش خوب میشه
بابا
بابا
بابا
درد داری؟
عزیزم حالت چه طوره؟
وین
بله بابا
پاهام
چرا نمیتونم پاهامو تکون بدم (م.ت: شاید بدجنسی باشه اما دلم خنک شد خدایی)
وین
پاهام بابا آروم باش-
مشکلی نیست تو حالت خوب میشه
دکتر خیلی زود میاد اینجا
اون زود میاد مشکلی نیست عزیزم-
نمیتونم تکونش بدم
کمکم کنین
بابا آروم باش دکتر خیلی زود میاد
پاهام
کمک
مریض رو بگیرین باشه-
چرا پاهام من گرفتمش-
کمک
کمکم کنین
چرا؟
به چی داری فکر میکنی؟
من فکر میکنم
بعد از این چه اتفاقی برای خانواده مون میفته؟
تو و مادر باید خیلی خوب مراقب بابا باشین
من به بقیه ی چیزا میرسم
وین
تو منو نمیشناسی؟
من پاوینم
به من اعتماد نداری؟
الان دیگه بخند بخند
وین
باید مامان رو ببری خونه
من امشب پیش بابا میمونم
مشکلی نداری اگر تنها بمونی؟
نگران نباش مامان
من مشکلی ندارم مسئله ای نیست
من مامان رو میبرم خونه
فردا قبل از سر کار میام اینجا
هر چی هم لازم داشته باشین براتون میارم
اوهوم
بریم مامان
بیا داخل
تو چیزی خوردی؟
برات غذا آوردم
بابا بهش آرام بخش زدن تا فردا صبح هم بیدار نمیشه
نگران نباش
بیا داخل
نمیترسی از اینکه اینجا تنها باشی؟
چرا به وین نگفتی برگرده و پیشت بمونه؟
چون من اصلا از تنها بودن نمیترسم
دکتر چی گفت؟
اون دیگه نمیتونه راه بره (م.ت: آخیـــــــــــش)
جراحی کمکی نمیکنه؟
نه
این چیزیه که دکتر گفت
خب ما باید چیکار کنیم؟
تخم مرغ بخارپز مورد علاقه ی تو
یادمه
چه طوره؟
به اندازه ی دستپخت مامان خوب نیست
واقعا؟
اوهوم
بخور
درسته
میخوای بیای خونه و دستپخت مامان رو بخوری؟
اون واقعا دلش برات تنگ شده
دلش میخواد بیای و با خودمون زندگی کنی
یه چیز دیگه
اون پرونده دیگه بسته شده نه؟
تو که نمیخوای همیشه اونجا بمونی
درسته؟
ها؟
لی
من دیگه نمیتونم بیام خونه
فقط بابا نیست که از من متنفره
بخور
من برات زیادی خریدم
هنوز داغه
مامان
نگران نباش
از حالا به بعد من مراقب همه تون هستم
اگر کورن اینجا بود
خیلی بهتر میشد
مامان
دیگه اسم اونو جلوی من نیار
چرا وین؟
چرا بچه های من دیگه مثل قبل همدیگه رو دوست ندارن؟
این کار اون بود که همه چی اینجوری شد
خودت میدونی نه؟
اون نمیخواست اوضاع اینجوری بشه
چرا میخواست
مامان اینو یادت بمونه
تمام کارایی که کورن کرده از قصد بوده
من میرم لی
ماشینشون داره سمت بازرسی ما میره
خوبه
مطمئن باشین بازرسی آماده اس
اینبار رو نمیتونیم شکست بخوریم
لعنتی
رئیس
یه مشکلی داریم
جلومون یه بازرسی بزرگه
کاپیتانه با 7 یا 8 تا افسر
مراقب باشین رئیس
کل ون رو بگردین
سلام
سلام
میتونم ماشین شما رو بگردم؟
بفرمایید
سلام قربان
اما قربان
فهمیدم
بسه
بذارین ون بره
چی میگی کاپیتان؟
هر کاری گفتم همون رو انجام بدین
بعدا میبینمتون
چی شده؟
نمیخوام الان همه چی رو توضیح بدم
ما واقعا نمیتونیم باهاشون کاری کنیم؟
گفتم که الان نمیخوام حرف بزنم
بله
ممنون که کمکمون کردین
بله ممنون
اینبار نقشه ات شکست خورد
باید میگفتم خودت ون رو برونی
منظورت چیه؟
باید بهت یه شانس میدادم
تا بتونی داداش جونت رو ببینی
پاوین؟
فکر کنم داداشت الان گریه کنان رفته پیش بابات
اون گذاشت اون ون با اون مواد از اون ایست بازرسی رد بشه
تو یه مجرمی
و داداشت هم افسر پلیس
همونطور که مِک گفت خانواده ی جالبی داری
باحاله
وین
تو اینجا چیکار میکنی؟
اومدم یه مجرمی مثل تو رو دستگیر کنم
باید بری
اینجا خطرناکه
من نمیرم
نکن
سلام پلیس جون
یادم نمیاد شما رو دعوت کرده باشم
خب حالا که اومدین
خوش اومدین
ممنونم که امروز بهمون کمک کردین
هیچ فکر نکن
که این قدرت و پول کثیفت همیشه بهت کمک میکنه
یه روز
من مجرمایی مثل شما رو میندازم زندان
خوشحالم که میبینم پلیس هایی مثل تو هستن
یه پلیس خوب مثل تو یه جای آشغالی مثل اینجا کشته نمیشه
اسلحه رو بیار پایین
اگر پلیس جون احساس ناراحتی کنه
دیگه مثل امروز نمیذاره ماشین هامون از بازرسی راحت رد بشن
میذارم داداشت رو تا بیرون بدرقه کنی
یا شاید هم میخوای
من بهش رسیدگی میکنم
یه روز
مجرم هایی مثل شما رو میندازم هلفتونی
همینکارو بکن
تو باید بری
مامان کجاست؟
پیش بابا توی بیمارستان
بابا چه طوره؟
فیزیکی از چیزی که باید باشه بهتره
اما از نظر روحی هنوز زمان نیاز داره
چرا وین اینجوری برگشته؟
قبل از رفتن اینو بخور
املتیه که تو درست کردی
زیاد بخور
خیلی وقت میشه نخوردم
ممنون که وین رو آوردی خونه
لی
اگر شانس اینو داشتی با وین حرف بزنی یا بهش هشدار بدی
بهش بگو من میخوام اون از پرونده ی آه لان دور بمونه
چرا؟
اگر اون یه مجرم معمولی بود
تا الان دستگیر نشده بود؟
اونوقت باید زندان میومدی ملاقاتم
و الان اینجا کنار تو نمیتونستم یه املت بخورم
مزخرف نگو
لی
آه لان بیشتر از چیزی که فکرش رو میکنی میتونه بی رحم باشه
کورن
شامت رو بخور
من چه طور رسیدم خونه؟
اگر بهت بگم عصبی میشی؟
اگر اینجوری باشه
من بهت نمبگم
پس بهم نگو
من میرم بیمارستان پیش بابا
اونوقت مامان میتونه بیاد خونه
منم باهات میام
میتونم برسونمش خونه
مطمئنی؟
تو باید استراحت کنی
اگر نرم اونوقت مامان چه طور باید بیاد خونه؟
بهم نگو که کورن هنوز اینجاست
وین
آروم باش
لطفا برو بهش بگو
این خانواده ی منه
من میتونم مراقب خانواده ام باشم
باید از ما دور بمونه
شامت رو بخور
چیز فوری بود که میخواستین منو ببینین؟
دستور اومده که تو رو از پرونده ی آه لان بذاریم کنار
چی؟
افسران بالا فکر میکنن این پرونده از توانایی تو خارجه
کاپیتان اینطور نیست
میدونی چرا همچین دستوری اومده؟
چون نمیتونی خودت رو کنترل کنی
تو رفتی به مخفیگاهشون
تو آخه پیش خودت چی فکر کردی؟
میدونم این چرونده برات شخصیه
اما وقتی زمانش برسه
واقعا میتونی به برادرت شلیک کنی؟
چیز دیگه ای که میخوام توی ذهنت بذاری
اینه که آه لان یه مجرم معمولی نیست
اگر همینجوری مثل تو بریم و دستگیرش کنیم
اون میتونه همینجوری بهمون بخنده و مسخره مون کنه
من متاسفم
عذرخواهی رو بذار در کوزه آبشو بخور
به جاش باید راهی پیدا کنی تا بالغ تر بشی
من با افسرای بالا موافقم
تو هنوز برای کار روی این پرونده آماده نیستی
لطفا برو
پاکورن
هی وایسا
مک
مک
میدونی که باید چیکار کنی؟ برو بله رئیس-
چی شده؟
اونا فریبمون دادن
مهارت تیراندازیت خیلی خوبه
نمیخوای به یه هدف متحرک شلیک کنی؟
اون هدف متحرکی که داری میگی یه آدمه
میخوای همینجوری منتظر بمونی بدون هیچ حرکتی اونا تو رو بکشن؟
من فقط اونایی رو هدف میگیرم
که لایق مردنن
منو ببر داخل
زودباش
سلام پن
سلام
اگر کمکی از دست ما برمیاد لطفا بگین
اون فقط به زمان نیاز داره باهاش کنار بیاد
فیزیوتراپی میتونه بهش کمک کنه؟
دکتر گفت سیستم عصبیش مشکل پیدا کرده
همین که زنده مونده معجزه بوده
باید قوی باشی پن
تو برام عین خانواده ام میمونی
ممنونم
کجا میری؟
داریم میریم مراسم انتصاب برادرزاده ام
واقعا براتون خوشحالم
توی راه برگشت براتون اسنک میگیرم
خداحافظ
خداحافظ
ممنون
موفق باشین
وین سر کاره؟
آره بابا
عزیزم
همش فکر میکنم رونگ داره چیکار میکنه
صبور باش
خیلی زود دوباره به هم میرسیم
آره
فقط یه قاشق دیگه بابا
بعدش آب بخور
بابا
من میرم سر کار
چرا چیزی نمیخوری؟ چه طور میخوای خوب بشی؟
باید غذا بخوری تا قوی باشی
لطفا
میخوام بمیرم
نگفتی که میخوای ببینی من ترفیع گرفتم و کاپیتان شدم؟
الان من فقط یه ستوانم
هنوز ترفیع نگرفتم که بهم افتخار کنی
با هم از این اوضاع رد میشیم
من تمام تلاشم رو میکنم تا همه چی خوب پیش بره
همونطور که تو تلاشت رو کردی
دوست دارم بابا
بابا فقط یه قاشق
زودباش بابا
هی چیه
اخبار کامتورن و دوانگجی رو شنیدین؟
چه خبری؟
آنچه در قسمت بعد خواهیم دید
اینا همش تقصیر توئه میتونی خودت رو ببخشی؟
تا کی میخوای با این حس گناه زندگی کنی؟ تا کی میخوای اینجوری ادامه بدی؟ -هنوز چیزی تموم نشده-
پس هنوز نمیتونم برم
برای تمام زندگیم احساس گناه میکنم
و با رونگ که همه چیزش رو توی زندگی از دست داد قابل قیاس نیست
چه طور اومدی اینجا؟
از ملاقاتت خوشوقتم
آقای پاکورن
my asian tv ترجمه چنل تلگرامی مترجم: نیلوفر
کانال تلگرام ما را دنبال کنید @kdrama_k_world
هر گونه استفاده از این زیرنویس بدون ذکر منبع ممنوع و غیر قانونی است
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.