Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تهيه و تنظيم : R.E.KIA
دانلود زیرنویس فارسی با لینک مستقیم wWw.IranSub.Tv
دانلود زیرنویس فارسی با لینک مستقیم wWw.IranSub.Tv
دانلود زیرنویس فارسی با لینک مستقیم wWw.IranSub.Tv
چیزی میشنوی ؟
. نه
بو ؟
. نه
. احمقانست
میدونی چی احمقانه نیست ؟
. هدیه ی تولدت
چی شده ؟
. فقط بازش کن
باورم نمیشه که اینو از دفتر کار . بابا پیچوندی
. بزار امتحانش کنیم
یهودی ه ؟
منظورت عبری ه ؟
درسته ، یوسی ؟
. آره ولی عبری نیست
. فکر کنم چینی ه
چطوری کار میکنه ؟
. خب ، تخته ی ارواحِ
باید با ارواح ارتباط برقرار کنی . یا ازشون سئوالی کنی
مثل مرده ها ؟
یا مثلا بخوای بو بیاد بوست کنه ؟
. خفه شو مکس
چیه ؟
. من فقط دارم شرایط رو توضیح میدم
. فکر کنم فقط مرده ها
. باید یه سئوالی بکنی
مامان و و بابام اون دوچرخه ی بی ام ایکسی که میخواستم رو میگیرن ؟
برولی مورگان یوسی رو دوست داره ؟
. اینم احمقانست
. شاید چون نمیپرسی
. سئوال درست
. هی بو
. پدر و مادرت اینجان
. خیلی خب شما دو تا ؟
. وقت خوابِ
خیلی خب من به پدرت قول دادم که
. قبل نه رو تختت باشی رفیق
باشه بچه ها ؟
. باشه بابا
. باشه آقای تی
. خیلی خب
میدونی ، فکر کنم مکس
سئوال درستی رو تخته مطرح کرد ؟
کدوم یکی ؟
! حال بهم زنه
دلت برام تنگ میشه ؟
. همیشه
خب رومئو . بریم بخوابیم
. آروم باش مکس
مکس تویی ؟
سلام ؟
سلام ؟
آبا ؟
یوسی ! خوبی ؟ چی شده ؟
. مکس هستم ، یه مشکلی پیش اومده
. یوسف
من تخته اویجارو برداشتم و گذاشتم مکس باهاش بازی کنه
کدوم تخته ی اویجا ؟
همونی که تو دفترمه ؟
. . . آره متاسفم من
. بیرون
یوسف ، یه جایی پیدا کن با مکس قایم شین
! تا وقتی نگفتم بیرون نیاین
! یوسف ! یوسف
! خودتو نشون بده شیطان
یوسف ؟
مارک ؟
آبا ؟
! یوسف ، فرار کن
الو ؟
. بله
. خودمو زود میرسونم
. خدافظ
خوشحالم که بالاخره برای اولین بار
پدر بزرگم رو
. قبل از مرگش ببینم
. آره گمونم این حقو دارم
واقعا ؟
ببین ، باید داو رو سر این که مارو . جدا کرده سرزنش کنی ، نه من
چرا همیشه اینجوری صداش میکنی ؟
. چون اسمش همینه
. میدونم ولی اون پدرتِ
. پدرم بود
من بیش از سی ساله که این مرد . رو ندیدم
کلی بهم سخت گذشت که بفهمم
چرا اون تورو بدون دلیل
. گذاشت یتیم خونه
چون پدربزرگت
. یه مرد خودخواهِ
. همش مسخرست
مخصوصا اینکه میگی
بچگیت رو یادت نیست . چون اتفاقات احمقانه ای افتاده
. آره
. مسخرست
. ولی من هیچ کنترلی رو قضایا نداشتم
ولی میدونی میتونم به عنوان پدرت
. کنترل داشته باشم
خودتم میدونی
هیچوقت بلایی که داو سر من آورد . سر تو نیاوردم
. من خیلی برات اهمیت قائلم
. منم همینطور بابا
. بیا بابا
. الان وضعیتش ثابتِ
ولی مطمئن نیستیم که . چقدر زمان داره
میدونه ما اینجاییم ؟
. نه ، گفتم اول ازتون بپرسم
. نگفتم شما اومدین
. ممنون
. پس میسپرم به خودتون
خوبی ؟
بابابزرگ ؟
. تو جوون خوشتیپی هستی
اسمت چیه ؟
. نوح
. نَوَتم
. من نوه ندارم
. چرا ، چرا داری
. . . یوسف
. قرار بود تو این خونه نباشی
. . . خیلی خطرناکِ
فکر کنم . بعد 30 سال لیاقت یه توضیح داشته باشم
چه چیز این خونه ی قدیمی انقدر خطرناکِ ؟
موضوع خونه نیست . چیزی که توشِ مسئلست
. نوح ، از اتاق بیا بیرون
. بابا . نه برو
من تموم تلاشمو برای مراقبت . از تو کردم
مراقبت از من ؟
تو جانماز آبكش پلشت میخوای از من مراقبت کنی ؟
اونموقع که من 10 سال تو یتیم خونه ها در کونی میخوردم
مراقبتت کجا بود ؟
. به صلاحت بود
. حالا خواهش میکنم برو
. تا دیر نشده
. میدونم دیگه مرد هوشیاری نیستی
ولی بهم قول بده که هیچوقت ایمانتو از دست ندی
. مخصوصا به من
. راحته
. من هیچوقت نمیخواستم شروع کنم
بازی روی 15 . عزیزم ، داخل و بیرون
خدای من ، مشکلش چیه ؟
. فکر میکنی یکی مرده
لطفا مراقب رفتارت باش . جف
چی برای من داره ؟
منظورت چیه ؟
. برای همیشه اینکارو نکردیم
. نمیدونم چرا
. واو ، بورلی مورگان
. محشر شدی
. خودتم خیلی بد نیستی
بهت تسلیت میگم . یوسی
ممنون
. الان اسمم جوئه
. جو . باشه
سلام ، نوح بارنت . در خدمتم
. کلوئه
. بهت تسلیت میگم
. حتما خودت اینو درست کردی
چرا ؟
چون بوش حرف نداره
حالا میتونم برم ؟
. چند تل گل برات آوردم
. بابت پدرت متاسفم ، پسر
. پیرمرد خیلی عجیبی بود
. آره . آره بهتره از شر اینا خلاص بشم
. براشون 35.99 تا پول دادم
میخوای بندازی بیرون ؟
نه ، تو فرهنگ یهودی ما اعتقادی به گل
برای عزاداری نداریم . به همین خاطر
. میدونی چیه ، ممنون
. عالی ان
. میزارمشون تو آب
نوح ؟
. بله
. اونا اصلا واقعی نیستن
. مسخرست
. جو ، متاسفم
ليمفوما بدون هاجکین . سخته
. آره خیلی سخت بود
. مخصوصا برای نوح
روزای آخر عمر مادرش هم همینطوری بود
میدونست که کمکی از دستش . برنمیاد
. واقعا خیلی برامون گرون تموم شد
. دقیقا میدونم چه حسی داری
ما هم پدر کلوئه . شوهرم رو از دست دادیم
. سه سال پیش به خاطر سرطان روده ی بزرگ
. واقعا متاسفم
. ممنون
بزار از یه چیز دیگه حرف بزنیم
یه چیزی که کمتر . افسرده کننده باشه
. به نظر فکر عالی ایه
خب جف ؟
. باشه ، موضوع خوبی ه
هی یادته که بچه بودیم
بابات اجازه نمیداد با هم بریم تو یه اتاق ؟
. یادش بخیر
. ولی دیگه هممون بزرگ شدیم
. آره
. قبلا خیلی دوست داشتنی بودی
. عینکت ، موهای فر کوچولوت
چی شده ؟
خب عینک که دیگه ندارم
موهای فر کوچیکمم . الان دیگه بزرگ شده
. قبلا موهای فر بزرگتری داشتم
میدونم تو و نوح باید برگردین
ولی جمعه میخوایم بریم تو کلبه
. اگه دوست داری همراه ما بیای
به نظر عالی میاد ولی فکر کنم
کلی کار اینجا هست
میدونی نوح هم دوشنبه مدرسه داره
به خاطر همین فکر کنم باید . ترتیب اینکارارو بدیم
. باشه دفعه ی بعد
نوح ؟
چی بود ؟
. بله بابا
. ممنون
هر وقت کار داشتی . در خدمتم
. خوبه که برگشتی
اگه نظرت عوض شد . خبرم کن
. حتما
اویجا یا تخته ی ارواح . تاریخش برمیگرده به حول و حوش 1100 سال بعد از میلاد مسیح تو چین
مردم معمولا از این تخته برای
. ارتباط با مرده ها استفاده میکنن
. آره بدترین اتفاقی که ممکنه بیفته مگه چیه ؟
خب تخته ، بزار ببینم . چی برای گفتن داری
من دنبال مادرم میگردم . جنیفر بارنت
مامان اونجایی ؟
سلام ؟
کسی هست ؟
مامان ؟
بابابزرگ ؟
ووپی ؟
. میدونستم مزخرفِ
سلام ؟
چیه ؟
. یک ، هیچوقت نباید تنها بازی کنی
دو ، هیچوقت نذار پلانشت عدد رو کم کنه بره
. سمت اعداد یا برگرده به سمت الفبا
. سه ، هیچوقت حرف از خدا نزن
. چهار ، همیشه خدافظی کن
یعنی ، یکی از چهار تا کم بشه . بد نمیشه
هی بابا بابابزرگ گربه داشت ؟
فکر نکنم . آلرژی داشت
چرا ؟
. دلیل خاصی نداشت
. خب ، همینه
. آره
ببین ، اگه نظرت عوض شد
. این آدرس کلبست
ممکنه یخورده بد آنتن بده ولی تو خودت بیا ، باشه ؟
. باشه
! بیا ، عزیزم
داریم برای رفتن به جف تاون ! دیر میکنیم
! با انبوده آب جو و همبرگر
. مراقب خودت باش ، یوسی
. جو
. شرمنده به خاطر خصلت های قدیمی
. خدافظ ، نوح
خب ، کلبه چی شد ؟
. نه
ساندویج های فوق العاده ای هم . درست میکنی
کارت چیه ؟
ببخش به خانواده ها ؟
. آب جو میخوری و فوتبال نگاه میکنی
. استیک هم میپزم
. گهگاهی
. فقط وقتی که من درست کنم
کی بقیه ی کاراو انجام میده ؟
کی اون روز سینک رو که گیر داشت درست کرد ؟
چی ؟
. هیچی
. کلبه نمیریم
. باشه
همیشه گفتی که بابابزرگ تورو
هیچوقت جایی نمیبرد . یا کار باحالی نمیکرد
منظورم اینه که تو منو مثل اون زور نمیکنی
از خونه برم بیرون
. ولی من میخوام برم کالج
نمیخوای قبل رفتنم یکم خوش بگذرونیم ؟
چیکار میکنی ؟
. این که خروجی ه ما نیست
. میدونم
. فقط میخوام ثابت کنم که باحالم
اگه بگی بابای باحالی هستی که . باحال نمیشه
. باشه
خب این چطوره قول میدم
به کسی نگم تنها دلیلی که میخوای
بری کلبه اینه که . میخوای با کلوئه بپری
تا حالا اشاره ای درباره ی باحال ترین بابای دنیا کردم ؟
. باحال نیست اشاره کنی
سلام بچه ها ، شرمنده منو
آخر سلام و تعارف گیر انداختین
دارم روی گواهینامه ی مرتاضیم . کار میکنم
. تو باید بورلی باشی
. خوشبختم
. جف . سلام کلوئه
. نوجوونا
. خب ، فکر کنید خونه ی خودتونه
در اصلی خونه همیشه بازه
من میرم یه دوش میگیرم
. بعد اطراف رو بهتون نشون میدم
اگه چیزی نیاز داشتین . من خودمو میرسونم
. ممنون
. ممنون . خیلی ممنون
. کیفارو بردارین
مرتاض چی هست ، خرسِ ؟
. آره . سبد های پیک نیک رو میدزده
. خودمم همین فکرو میکردم
. بریم
خدای من اینجا کلبه نیست . کاخِ
مثل محل مخفی شدن . پابلو اسکوبار میمونه
میشه لطفا مراقب حرف زدنت باشی ؟
. چی ؟ ما یهودی هستیم . من میگم عیسی
من فقط میگم که این کلبه . خیلی بزرگتر از خونه ی ماست
احتمالا کلی کوکائین پشت . این دیوارا قایم شده
! هی
تو چی از کوکائین میدونی ؟
میدونی ، نه . بهم نگو
! هی
! شما موفق شدین
. اره
. خوشحالم میبینمتون
. خوش اومدین
. اون منو تو بزرگراه محکوم کرد
تازه فکر میکردم . خوب میشه خاطرات باحال بسازیم
. تا نرفته کالج
. خیلی عالیه
. . . کلوئه داخلِ و
جف رفته بازار
چرا داخل رو نشونت ندم ؟
. حتما آره
. . . جف رفته بازار
شام پسر ؟
شام ؟
نظرتون عوض شد ؟
آره . یه چیزی تو همین مایه ها
بازار چطور بود ؟
چیز خوبی پیدا کردی ؟
. منظورت رانی ه
رانی انگار داره . این اطراف تمرین یوگی میکنه
وقتی مردم این اطراف هستن مراقب وسایل باش
. هر چی که این اواخر کنار گذاشته شده
. تو پرسه زنی
میدونی چون . مثل شیر کوهی ه
پیرترش ، میفهمی ؟
. نه میفهمم
بو چه حسی داره با زنای دیگه یوگا میکنی ؟
. گوش کن ، رابی
اگه حتی فکرشو کردی که به بو چیزی بگی
بقیه ی زندگیت تبیدل به . نون ماتزو میشی
ماتزو اینجوری نیست
. اینجوری نیست
. عالیه
. هی
. هی عزیزم
کجا میری؟
. نون رو تو بازار جا گذاشتم
. بعدا بگیرش . نمیتونم
. پیاده روی خانوادگی داریم . نمیتونیم بدون نون ساندویچ بخوریم
باشه ؟
میدونی پیاده روی کار من نیست باشه ؟
. بعدا برمیگردم
. دوستت دارم
. هی چطوری ؟
. حالا بهتر شد
کلوئه ؟
! کلوئه
. بله مادر
میخوایم بریم پیاده روی میخوای همرامون بیای ؟
جدی میگی ؟
ترجیح میدم کل هفته رو . با نوح باشم
انگار که فقط من و توئیم . جو
. مثل قدیما
. خدافظ
. خدافظ
. باشه ، خدافظ
. میدونم اونجایی ، منحرف
چطوری اومدی اینجا ؟
. خب
. خب
جف ؟
. بیا ، جدی میگه
جدی ؟ . آره
آخه میدونم تو مخی ه
. ولی پسر خوبی ه
. تو اینترنت باهاش آشنا شدم
. بعد اینکه شوهرم فوت کرد
. البته که اینترنتی آشنا شدی
یعنی چی ؟
. هیچی
فقط گمونم نمیتونم از عکس طرف رو
واقعا بشناسم ؟
از عکس ؟
آره آره . نوح رو همینجوری دیدم
اون تو اتاقش همش همینکارو میکنه
حداقل فکر میکنم اینجوری ه
. نه ، هیچوقت گیر نیفتادم
به این رفتارای قبل ازدواج . اعتقادی ندارم
بو ؟
. بله
خوبی ؟
. نمیدونم
. فکر کنم اشتباه کردم
خوب بد نیست
ولی ما دو تا آدم متفاوتیم
تو سن و سال من . خیلی انتخاب زیادی نیست
. به نظرم باورش سخته
مراقب باش . هنوزم میتونم شکستت بدم
میتونی امتحان کنی . بیا بیا
. حله
! خدای من
اون هیپی لعنتی چشه ؟
. من یه کشیش شمانیک هستم
. اینترنتی ترتیبشو دادم
. فکر میکردم همه شامان های باحال باشن
. شامان ها ذاتا زن هستن
اولین شامان . گفته شده که زن بوده
چرا فکر میکنی شامان های مرد همیشه
لباس زنونه میپوشن و به بیشتر
به رفتار زنا خرده میگیرن ؟
نمیدونم فقط فکر میکردم دوست دارن
. مثل زنا لباس بپوشن
از اونجایی که تو شامان هستی
به شفا و حرف زن با ارواح هم اعتقاد داری ؟ . . . نمیدونم
آره اگه بتونم . به درستی وارد دنیای ارواح بشم
. میتونم
چطوره من به درستی واردت کنم ؟
. نه بابات
یادته یه سال یه دامن کوتاه پوشیده بود
از کجا گرفته بود ؟
تو بهش دادی ؟
. مجبورم نکن به دامن کوتاه فکر کنم
. نمیخوام دربارش فکر کنم
پاهای خیلی زشتی داشت
. و یجورایی درست نمیتونست راه بره
. هی . جف سلام
اونو از بازار گرفتی ؟
. آره
شما همیشه خیلی صمیمی هستین
. مثل قدیما کنار همین
دوست دارم درباره ی خاطرات قدیمیت
. با دوست دخترم بشنوم ، جو
خب جو و پدرش دوست داشتن لباس بپوشن
منتظر بشن کی بود دوباره ، یوس ؟
. پوریم
. پوریم درسته
ظاهرا یه پادشاه پارسی بوده که
.. . . قصد داشته همه ی مردم یهودی رو بکشه و
تعطیلی ای هست که مردمی که اونارو نجات دادن
و نقشه ی اون و نقش بر آب کردن . جشن میگیرن
. انگل
. نه ، واقعا عالی بوده
دخترا قبلا مثل پسرا لباس میپوشیدن
و پسرا مثل دخترا
آهنگ میخوندن و با سر و صدا آهنگ میزدن
. واقعا عالی بود
آره ، خ میدونی شامان ها در اصل دختر بودن ؟
چی بود ؟
. نمیدونم
. گیج شدم
. البته که اینترنتی باهاش آشنا شدی
. خفه شو
. خدایا ، آره
. آدمای احمق و گوشی های هوشمند
! نوش
. منم دوستت دارم
! صبر کن
. بیا تو
. هی
چیکار میکنی ؟
. هیچی
. حتما
شام حاضره . باید دستتو بشوری
پسر ممکنه بخوای که اون لباستو عوض کنی
. سه روزه تنته
. باشه
. فقط حواسم بهت بود
. باشه بابا
دانلود زیرنویس فارسی با لینک مستقیم wWw.IranSub.Tv
! بیرون
خب بچه ها امروز خوش گذشت ؟
. آره
تو چی جف خوش گذشت بهت ؟
جف ؟
جف ؟
امروز خوش گذشت ؟
. آره خوب بود
کسی پدر منو دیده ؟
. من میرم پیداش کنم
. خوبه
هی ، همه اینجا منتظرت هستیم
نوح ، فکر کنم گفتم که . . . باید برای
نوح ؟
چیه ؟ . داشتم لباسم رو عوض میکردم
میشنوی ؟
چی رو ؟
شام ؟ ( از زمین به جو ( کجایی جو
میای برای شام یا نه ؟
. آره آره
بوی خوبی میده درسته ؟
. آره
. ولی ظاهرش خیلی مزخرف
خوبی بابا ؟
بابا ؟
. مارشمالوها
خب من
. سوخته دوست داشتم
. یه چیزی اونجا هست
آره بابا . واقعا فکر میکنم یه چیزی اونجا هست
هر کی اونجاست بهتره . بیاد بیرون
. شرمنده ، شرمنده ، منم
. رانی
رانی ، تو جنگل چیکار میکنی ؟
آتیش دیدم . یه صدایی شنیدم
چرا نمیای پیش ما ؟
. بیا بشین
مال منو میخوای ؟
. نه ممنون
شرمنده رانی . این جو بارنت و پسرشه ، نوح
جو ، نوح این رانی ه ، اون
. سرایداره
آره از کجا میدونستی ؟
. وقتی قدم میزدم دیدمش
. خوشبختم
. شرمنده باید برم
. باشه
هیپی ها درست میگم ؟
. من میرم دیگه
خوبی ؟
. آره حالم خوب نیست
. شب بخیر بابا
. شب بخیر
آره فکر کنم حق با باباتِ
. شاید باید اینکارو بکنیم
نه ؟
. باشه
چیه ؟ چیه ؟
. بچه ها . وقت خوابِ
وقت خواب ؟
. مامان من 18 سالمه
. بزرگ شدم
. آره هستی
. شب بخیر
چند تا داره ؟
چرا از رانی نمیپرسی ؟
. صبر کن صبر کن
. لعنتی
. داری دیوونه بازی درمیاری
حق نداری بهم بگی دیوونه ! جف
میتونی صادقانه بهم بگی
هیچی بین تو و رانی نیست ؟
به جون خودم . به خدا قسم
. هیچی بین من و رانی نیست
. یه بار داشتم گول میخوردم ، بو
هر وقت زنی رو نگاه میکنم
. فکر میکنی که میخوام باهاش بخوابم
میتونی منو سرزنش کنی ؟
. باشه هر چی رو میخوای باور کن
. من میرم بخوابم
. باشه
. باشه
کلوئه ؟
کلوئه ؟
سلام ؟
سلام ؟
کلوئه تویی ؟
. بامزه نیست
مامان اونجایی ؟
مامان ؟
کیه ؟
بابابزرگ ؟
خطرناکِ ؟
چی خطرناک ؟
چی انقدر خطرناکِ ؟
باشه بابابزرگ . یه شیطان تو این تخته هست
این وقت شب داری چیکار میکنی ؟
. خوابم نبرد
چیه ؟
. هیچی
هیچی ؟
از کجا آوردی ؟
اینجا بود ؟
! بهم بگو
. تو دفتر بابابزرگ پیدا کردم
چرا برداشتی ؟
نه ، تو ماشین بود . فکر کردم تو خریدی
. بهم دروغ نگو ، نوح
. دروغ نمیگم ، بابا
. نه نه نه خواهش میکنم
حالا چطوری با مامان و بابابزرگ حرف بزنم ؟
. اونا مردن
اینجا آره . ولی هنوز اون بیرون هستن
. برو تو اتاقت
. اول صبح میریم
ولی بابا ؟
! برو
بابا خواهش میکنم داشتم باهاش حرف میزدم
. باید حرفمو باور کنی
. بسه . این وسیله واقعی نیست
مادرت و داو باهات . ارتباط برقرار نمیکنن
. این قسمتی از تصورات توئه
پس چرا برات مهمه ؟
چون من پدرتم
. باید به خواسته های من احترام بزاری
. حالا برو تو و بخواب
خیلی عوضی هستی خبر داری ؟
پسر . میخوایم بخوابیم
. جو
. اول صبح از اینجا میرم
. جو هی
میخوای بهم بگی چی بین تو و نوح هست ؟
. نه
. ببین من همه چی رو جمع میکنم
قبل اینکه کسی بیدار بشه . میزنیم میریم
. نه . هی
. نباید بری
جو ؟
. ما تقریبا تموم زندگیمون با هم دوست بودیم
جدی ؟
دوستیم ؟
ما تو یه محله بزرگ شدیم
ولی من تورو ندیدم
حتی سی ساله باهات حرف نزدم
حالا فکر میکنی دوستیم ؟
. چطور جرات میکنی
اصلا میدونی چقدر سخت بود که بار اول
گذاشتی رفتی ؟
. ناپدید شدی
حالا بازم میخوای اینکارو کنی ؟
. ببین متاسفم
متاسفم . نباید میگفتم
میخوای بهم بگی واقعا چه خبره ؟
. آره
. باید بشینیم
هی ، همه میدونن که تخته ی اویجا . واقعی نیست
. بی خیال ، اسباب بازی ه بچه هاست
شاید شاید نوح الان دار دوره ی سختی رو
تو زندگیش میگذرونه
میدونی به کسی نیاز داره که باهاش . حرف بزنه
امسال قراره فارغ التحصیل بشه
گاهی اوقات خیلی پروسه ی . سختی میشه
. حتی توی خونه
شبی که مکس و خانوادش کشته شدن
. نباید دربارش حرف بزنی
. نه بو . بو
چرا یادم نمیاد اون شب چه اتفاقی افتاده ؟
از اونموقع یه قسمتی از اون شب
. پیشمه
تیکه های کوچیک برمیگرده به ذهنم
. ولی اصلا منطقی نیست
. کاش میتونستم کمک کنم
. میتونی
میتونی چیزی رو از اون شب بهم بگی ؟
هر چیزی که شنیدی ؟
یوسی ، چیزایی که شنیدیم
. همش یه مشت شایعه بود
میتونی بهم بگی ؟
خواهش میکنم ؟
تمام چیزایی که درباره ی اون شب گفتم
. یجورایی اتفاقی بوده
. همین
ما اینارو نشنیدیم
بو ، چی شنیدی ؟
ما
ما شنیدیم
شنیدیم تو گمش کردی یا همچین چیزی
. و مکس و خانوادش رو کشتی
وقتی پلیس تو خونت پیداش شده
. پدرت رو پیدا کردن که تو وان غرق شده بوده
پدرت تورو نفرستاد بری
. ایالت اینکارو کرد
اگه این حقیقت داره چرا پدرم دستگیر نشده ؟
چرا من تو کانون بزرگ نشدم ؟
بهت گفتم . همش یه مشت شایعه بود
آره ، خب تمام شایعات بر اساس . حقایق شکل میگیره
ببین ، این تخته قرار نیست که
خاطرات بدی رو تداعی کنه باشه ؟
. تو انداختیش تو آشغالی ، تمام
درسته ؟
دور از دید و ذهن دیگران ؟
. یالا بگیر یکم بخواب
بزار این هفته رو خوش بگذرونیم باشه ؟
. آره راست میگی
. راست میگی
. همیشه راست میگی
.شب بخیر
.شب بخیر
کلیسا تا جایی که بتونه . دنبالش میگرده
هر کاری بکنی نزار برگرده اینجا
. تا ببینم چطور میشه حل و فصلش کنم
. قول میدم
ولی اگه بزرگ بشه
نمیتونم جلوشو بگیرم که دنبال . جواب نگرده
. میفهمم
فقط امیدوارم که خیلی طول نکشه
. اینو تمومش کنم
یوسف ؟ یوسف ؟
چشماش چی شده ؟
. متیو 6 ، آیه ی 22 و 23
. چشم چراغ بدن است
اگه چشم نورانی باشه تمام بدن نورانی میشه
ولی اگه ظلمت داشته باشه . تمام بدن ظلمت داره
میتونی درستش کنی ؟
. نمیدونم
. ولی تلاشمونو میکنیم
. هی کلوئه
نوح ؟
نوح ؟
جو چی شده ؟
نوح اون تخته رو برگردوند به خونه
میدونی کجاست ؟
. فکر کنم رفت تا تپه قدم بزنه
. باشه
! نوح
چت شده ؟
از چی حرف میزنی ؟
. من کاری نکردم
. میدونی چیکار کردی
برداشتی تخته ی اویجارو انداختی تو آشغالی
. بعدش آوردیش تو خونه
. نه اینکارو نکردم
پس چطوری برگشته تو خونه ؟
. میدونی ، تو قراره بری کالج پسر
وقتشه بزرگ شی
وقتی اشتباهی کردی . قبول کنی
بابا دارم بهت میگم . کار من نبوده
اخه خودش که نپریده
. بیاد تو
. شاید همینکارو کرده
چی گفتی ؟
. شاید خودش اومده تو
میدونم باور نمیکنی . ولی همینطوره
منم راستش چند باری با مامان و بابابزرگ
. حرف زدم
. بهش میگن تخته ی ارواح ، بابا
برای همین ساخته شده . حرف زدن با مرده ها
شاید یه دلیلی داره که نباید
. با مرده ها حرف بزنیم
باهاش بازی نکن ، پسر
پدربزرگتم سر به سر این تخته گذاشت
. ببین عاقبتش چی شد
. بابا صبر کن
ببین ، من حال نمیکنم که
بهم بگی چندش یا منحرف یا هر چی ، باشه ؟
. متاسفم
. به خاطر همه چی
فقط ، نمیدونم
گمونم تو این فکرم چطور مامانم انقدر سریع بعد از مرگ
. بابام رفت
. اونم با یه آدمی مثل جف
نمیدونم شاید بهتر از این بود که
. هیچوقت نره
حداقل آزادیتو داری درسته ؟
. تو هم به زودی به دست میاری
میخوای بری کالج درسته ؟
. آره
یه بخشی از وجودم خیلی مشتاقِ اینه که
. بزنم بیرون و زندگی ه خودمو داشته باشم
ولی یه بخش دیگم . نمیتونه اونو تک و تنها بزاره
میتونم یه سئوالی ازت بکنم ؟
حتما ، حتما باهات به جشن . فارغ التحصیلی میام
. جدی میگم
. ببخشید
. حتما
واقعا با مامان و بابابزرگت حرف زدی ؟
. تو هم میخوای بگی من دیوونم
. نه
. جدی میگم
. میخوام با بابام حرف بزنم
. بهتر بود اینکارو نمیکردم
بابای منو دیدی عصبی شد
اگه پای تورو بکشم وسط
فکر کن چیکار میکنه ؟
ببین ، تو یه بار منو لخت دیدی . پس بهم مدیونی
. باشه
ولی باید بعد اینکه همه خوابیدن . اینکارو بکنیم
. باشه
. ممنون
! یوسف ! بدو
بابا خوبی ؟
من کجام ؟
. نگران رو زمین پیدات کردیم
. برای همه چی متاسفم
بزار ازش حرف نزنیم نمیتونیم زمان رو به عقب برگردونیم
. ممنون
اینجا خونته ؟
. رانی گواهی ه ای ام تی داره
. شامان هم هست
. فکر میکردم شامان ها مردن
. داستانش طولانی ه
بو درباره ی اون شب بهم گفت
وقتی جوونتر بودین ؟
. آره
فقط یادمه که بابام تو وان غرق شده بود
. ولی کار من نبود
. من از چشمای یکی دیگه میدیدم
در حقیقت وقتی به اون تخته دست زدم
. همش برگشت سمت خودم
کدوم تخته ؟
. تخته اویجا
تو خونه تخته ی اویجا داری ؟
کسی دیگه ای هم استفاده کرده ؟
جای نگرانی نیست . از قوانین پیروی کردم
تخته ی اویجا قانونم داره ؟
آره ، علاوه بر احضار ارواج
تخته ی ارواح میتونه . جلوی افراد هم بگیره
وایسا وایسا وایسا پس میتونی
با مرده ها ارتباط برقرار کنی و میتونی چیکار کنی ؟
اونارو تو تخته گیر بندازی ؟
آره ولی تا وقتی که کس دیگه ای استفاده نکرده باشه
نوح از تمام قوانین پیروی کرده باشه
. اونوقت میشه یکاری کردی
نوح ، تو چیکار کردی ؟
. تنها بازی کردم
چی ؟
مهم نیست خدافظی کردم مشکلی پیش نمیاد درسته ؟
از اونجایی که نوح خدافظی کرده
روح نمیتونه فرار کنه ولی هنوزم میشه
روش تاثیر گذاشت و سعی کرد . یه راه خروج پیدا کرد
. این میتونه تصورات تورو توجیح کنه
اگه بیاد بیرون چی میشه ؟
. تسخیر
. مرگ
. نابودی
خب حداقل . چیز بدی نیست
تا اونجایی که کس دیگه ای با تخته بازی نکنه
میشه از شرش خلاص شیم ، درسته ؟
. به راحت ترین روش ، آره
ولی باید خاطرات جو رو آنلاک کنم
ببینم . چیزی هست که میتونه مارو کمک کنه یا نه
میتونی اینکارو کنی ؟
میتونی خاطرات منو آنلاک کنی ؟
. یه راهی بلدم ، آره
. ولی میتونه خیلی دردناک باشه
. انجام بده
مطمئنی ؟
. آره
چشما بسته . نفسو بده تو
این تکه های خاطرات که داری
میتونه نتیجه ی مانع طلسم . خاطرات باشه
مثل یجور طلسم فراموشی ؟
بی خیال پدرم که
. خاخام جادوگر نبوده
. چشمارو ببند و آروم باش
کلی هاسیدیک یهودی هستن که
. در عرفان و هنرهای تاریک خبره هستن
اگه پدرت نخواد تو
چیزای وحشتناک رو یادت بیاد
. امکان داره که مانع خاطره فعال بشه
. من سکوت کامل میخوام
یوسف ؟ یوسف ؟
. بلیال . بلیال
چی شد ؟
چی دیدی ؟
. پدرم
. تسخیر شدم
. پدر مکس رو کشتم
جدی میگم . وقتی که قرار بود اون اینکارو با من بکنه
. تقصیر تو نیست
دیدی درسته ؟
بلیال ، خبیث بی ارزش همونی که که
. چهار تاج جهنمی رو داره
. اون تخته رو میخوایم
. چراغ هارو روشن بزار
. مریضه
وقتی بچه بودم یکی . از اینا داشتم
جو میخوای اینکارو با دوست دخترم بکنه ؟
فکر میکنی داری کجا میری ؟
. تخته رو بیارم
. همینطور کلوئه
وقتی گفتم باید مثل مرد رفتار کنی
. منظوری نداشتم
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنِ ؟
. ببین بابا ، چیزیم نمیشه
. بهم اعتماد کن
. نوح
. کلوئه رو صحیح و سالم بیار
. . . رانی دوست داره که
. به هر حال شکسته
! پر کن
. بازم شمع میخوام
. اون پشته
. خب میرم چند تا بیارم
. نمیتونم پسرمو تنها بزارم
. باید برم پیداش کنم
. جف ، الان وقت خوبی نیست
. بو اینجاست
! بو ، جف اینجاست
. نوح و جو کجان تخته رو برداشتن ؟
جف ؟
. جف اینجا نیست
. بلیال
. . . رانی ، اینارو پیدا کردم
جف اینجا چه غلطی میکنی ؟
. بهتر شد
. بو
نه چه غلطی میکنی . ولم کن
. بهت گفتم ، حله
میشه یکی از شما عجیب الخلقه ها بگین چه خبره ؟
. وقت واسه توضیح دادن نیست
! اینجا امن نیست بریم
! بو
! بو
اینجا چه خبر شده ؟
! ماییم
. من زندم ، خدارو شکر
. من زندم ، خیلی خب
. من زندم
. فعلا ازش تشکر نکن ، گول زن
بو ، میدونم گول زنم . فقط منو نکش
. لطفا منو نکش
. تو قلبمو شکستی جفری
. واقعا متاسفم بو
اون پیری چی میگه ؟
چشم در برابر چشم ؟
. قلب در برابر قلب
. سریع ، بیا تو چرخه
چرا ؟
چون ارواح نمیتونن . از خط عبور کنن
. تو دردسر بزرگی افتادیم
. بیرونِ
منظورت چیه بیرونِ ؟
بلیال ، بلیال بیرونِ . جف رو تسخیر کرده
تسخیر ؟ . آره
باید چیکار کنیم ؟
. باید جف رو ببریم تو آب
. استخر
باید بکشونیمش سمت استخر
. اینجوری میتونی تطهیرش کنی
چی ؟ من ؟
چرا من ؟ . تو شامانی
. من عبری نمیخونم
. سی ساله که عبری نخوندم
چیزی نیست . خیلی راحته مثل روندن دوچرخه
. آره مثل روندن دوچرخه
باشه ، بی خیالش . مامانمو پیدا میکنم
. نه ، نزدیک بمون
. نمیتونی از خط عبور کنی
لعنتی جف چی میخوای ؟
یوسف ؟
مامان ؟
ولم کن هیپی ه کثیف . مامانمو میخوام
. اون مامانت نیست
چیزی نیست . نجاتش میدیم قول میدم
من تنها کسی نیستم که . نیاز به نجات داده شدن دارم ، جنده
تو با دوست پسر من خوابیدی
تا تیکه تیکت نکنم . دست برنمیدارم
پسرمو پس بده ! آشغال
. باید کمکش کنم
. صبر کن اون تورو میخواد
پس چرا منو نگرفت ؟
چرا همرو برد جز من
چرا نوح رو برد ؟
میخواد قبل از اینکه بازم تسخیرت کنه . عذابت بده
! وایسا
مزامير 91 آیه رو بخون میتونی
جن گیری رو انجام بدی
ولی حتما هر دو تو آب باشن
. قبل از اینکه مزامیرو تموم کنی
. باشه
. دردسری نداره
مثل روندن دوچرخه ؟
جو ؟
. ایمان داشته باش
بو ؟
بورلی ؟
بورلی ؟
. واقعا متاسفم
. واقعا متاسفم
نمیتونی نجاتش بدی . همونطور که نتونستی زنتو نجات بدی
. اشتباهت همینجاست
. سرت میاد
. سر همتون میاد
. نوح
. نوح اینجا نیست ، فقط بلیال هست
. شرمنده ، کتاب سریع جواب نداد
. جواب نمیده رانی
باهاش مبارزه کن
بیشتر تلاش کن تا نوح رو جدا کنی
. تا نیومده سمت تو
. بعد چیزی که میخواد رو بهش بده
! جو نه
. تنها راهش همینه
. باشه ! کلوئه
! کلوئه ، کمک
! کیفمو میخوام کلوئه
تو و خانوادت رو تا ابد دنبال میکنم
تا چیزی جز گوشت پوسیده . ازتون نمونه
جو ، مطمئنی ؟
هنوزم میتونیم سعی کنیم . تو تخته گیرش بندازیم
نه نمیخوام گیرش بندازم
. میخوام برای همیشه بره
. کاری که پدرم نتونست بکنه
چون یه گناه مرگباره که . سعی داره خودش زندگیشو بگیره
برات مهم نیست ؟
میخوای بمیری ؟
. اگه پسرمو نجات میده آره
. اگه تموم میشه اینکارو بکن
تعلل نکن باشه ؟
ازت خواهش میکنیم
این پسرو ول کن
ازت خواهش میکنیم
ازت خواهش میکنیم این پسرو ول کن
این پسرو ول کن
این پسرو ول کن
ازت خواهش میکنیم
. میخوام استراحت کنم و لذتشو ببرم
بابا ؟
بابا ؟
بابا ؟
. متاسفم
دانلود زیرنویس فارسی با لینک مستقیم wWw.IranSub.Tv
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.