Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند http://KoreFa.ir
چرا دیر برگشتی؟
کجا بودی؟
خواب بودم
چرا برگشتی؟
کیک
امروز تولد18 سالگیته
تولدت مبارک
ارزو کن
دارم ارزو میکنم
حدس بزن ارزوم چیه
اگه بگم که براورده نمیشه
الانی ما تیانی یا لی یائو هویی؟
ما تیان
کی ما تیان برگشت؟
وقتی داشتی ارزو میکردی
چطوری فهمیدی ارزوم چیه؟
چون من ما تیان قادر مطلق هستم
بریم
دلم برای مامان و بابا تنگ شده
دلم برای دوگ گو تنگ شده
ولی نمیتونم بگم
میترسم که ناراحت شی
فردا میریم
خوشحالم
داری میخندی
نه
بذار نگات کنم
چیزی برای دیدن نیست
بذار نگاه کن
چرا چین امروز باز نکرده؟
امروز کار نمیکنن
چین و شین
رفتن سفر
عالیه
جیائو جیائو
دلم کلی براتون تنگ شده
افرین جیائو جیائو
با هدیه
برگشتی
مثل همیشه بد خلقی
زودباشین بریم خونه
بریم
به سه تاتون نگاه کنید
همهتون دانشجو شدین
بذارین به برگه هاتون نگاه کنم
دانشگاه تسینگهوا
دانشگاه تسینگهوا
افرین
این کپیه
مال من تو خونه اس
مال تو کوش دوگ گو؟
دوگ گو؟
مال تو کوش؟
دوگ گو
نمیدونم
منظورت چیه نمیدونی؟
زمان برای دور سوم پیشنهاد در حال حاضر گذشته
واقعا نمیدونم
به هرحال قبول شدم
...تو
درسته
پس چرا حالت بده؟
فکر میکنم مهم نیست
نمیخواستم لی انران نا امید شه
خیلی بهم کمک کرد
چیه؟
برای توعه
چیه؟
بدش من
این چیه؟
اروم باش
چیه؟
کافیه بدش
بدش
مراقب باش
واقعا به این اهمیت میدم
فکر میکنی من شرف ندارم؟
تو جون
تبریک میگم که
توسط گروه ورزش و علوم انسانی دانشکده ما قبول شدی
دوگ گو
دوگ گو
قصاب
عوضی کوچولوت رفت کالج
من اولین دانشجو خانواده تو ام
قصاب
کوچولوت رفت کالج
من اولین نفر خانواده تو ام که میره دانشگاه
رفتم کالج
قصاب
کوچولت رفت کالج
من اولین دانشجو خانواده تو ام
من اولین دانشجو خانواده تو ام
تبریک میگم
جون جونت رفت کالج
شن شی و لیانگ لیانگ
هم رفتن کالج
جیائو جیائو و دوست...
همکلاسی پسرش
حتما سال دیگه میرن کالج
این دوست جون جون که خوب بود
هم دو هفته دیگه میره خارج
دانشگاه چند وقت دیگه شروع میشه
تو
اینم برا شما
باشه بیا بخوریم
صبر کن
قانون قدیمی
عکس گروهی
درسته
زودباش
بچه های احمق
پنیر
پنیر
منو هل نده
منو هل نده
نه
در غیر این صورت فن به من نمی زنه
منم فنو می خوام
خانوم
خیلی گرمه لعنتی
از زور زدن دست بردارید، شما دو نفر
فقط هر چه بیشتر به اطراف فشار بیارd
گرمتر و عرق آورتر می شه
چرا منو میزنی؟
همه شما به دانشگاه می رید
در مورد اونچه می خواید در آینده انجام بدین
فکر کردید؟
کسی شروع نمی کنه؟
من شروع میکنم
من و جیائوجیائو
البته یک سال تکرار خواهد شد
وارد همون دانشگاه میشیم
آره
خوب...
اونوقت یه مغازه شیر چایی باز میکنم
و وقتی تجارت رشد کرد،
یکی دیگه رو باز میکنم
یکی پس از دیگری
و مغازه های چای شیر من در سراسر چین خواهد بود
مردم امروزه
مانند ژله آگار و ژله برنج
هیچ کس شیر چای تورو نمی خره
درسته
تو چی میدونی!
شاید،
در آینده،
همه چای شیر دوست داشته باشن
چای شیر چیزی نیست.
من بازی توسعه میدم
برای این کار خیلی زیاد پیشت هستن
منظورم اون بازی ها در گوشی های هوشمنده
من محبوب ترین بازی های وبو روی
گوشی های هوشمند پیوند میزنم
هر کس می تونه هر زمان که بخواد
بازی کنه
دیگر نیازی به رفتن به وب کافه نیست
ولی گوشی من
خیلی کوچیکه
صفحه نمایش خیلی باریکه
و صفحه کلید هم کوچکه
چطوری می تونم با اون بازی کنم؟
اگه در آینده گوشی هایی با صفحه نمایش لمسی وجود داشته باشه چی ؟
پس نیازی به کیبورد نیست
و صفحه نمایش فقط بزرگتر و بزرگتر می شه
داداش،
دست از خیالبافی بردار
به هر حال گوشی های صفحه لمسی چیه؟
شاید اسمش فقط گوشی همر باشه
من با تو شرط می بندم! 1000 یوان!
قبوله
باشه بسیارخوب!
گول زدن بسه
نوبت من.
من فکر می کنم همه در چین
باید نودل تند چونگ چینگ رو امتحان کنن
بنابراین، من غرفه های نودلو
در سراسر چین باز خواهم کرد
نمیشه که
درسته
اما اگه مردم در جاهای دیگر نتونن این ادویه رو تحمل کنن چی؟
می تونی اونو مدیریت کنی؟
هوم...
بعلاوه،
در جاهای دیگه تجارت نودل تند و هات پات داغ
وجود داره؟
هست؟
شاید؟
باید باز کنی
اگه همه مردم دنیا
هات پات چونگ چینگ رو دوست داشته باشن چی
باورت میشه؟
اره
میخوام دیپلومات شم
کسانی که در سفارتخانه های خارج از کشور کار می کنن
می تونم به دور دنیا برم
و ببینم بقیه چه می خورن
چی میپوشن
چی مینوشن
و زندگیشون چطوره
اون وقت باید در خارج از کشور زندگی کنی؟
شاید...
اگه دلت برای خانه تنگ شد چی؟
اینطور نیست که برنگردم
اگه دلت برای دوگ گو ما تنگ شد، چی؟
داره از رویاش حرف میزنه
باهاش درگیر نشو
می تونه به دیدن من بیاد
علاوه بر این، از کجا می دونی
که حتی برای من تنگ می شه یا نه
اونوقت دلت براش تنگ میشه؟
دوگ گو بیاد پیشت
انگلیسی بلده؟
اره
میتونم یاد بگیرم
باشه ممنون
خوبم
و تو؟
و تو؟
من دوگم (معنی سگم میشه)
من دوگم
دوگ
به چی میخندین
من دوگم
سلام
من نگفتم
طرف کی هستی؟
دارم انتقام میگرم
کی اینطوری به من زد؟
تو
هنوز بیداری؟
داری عرق میکنی؟
ببخشید که
کولر خرابه
خوبه
شب خوش
شب خوش
حس خوبی میده
دوگ گو
گفتی
منو میبری ماساژ پا
همینه؟
اره
همینه
اها
خوبه؟
دوگ گو
رودخونه خیلی سرده
فکر نکنم پای سردم
بتونه این همه تحمل کنه
بگو
اگه چیزی میخوای بگی
باشه
اگه انران
ها
خب
زود میره خارج
ولی خب من نمیخوام بره
چیکار کنم؟
این سوال
نمیدونم
بذار ازت یکم سوال بپرسم
اگه واقعا رفت خارج
دیگه دوسش نداری
چون دوره
یا دیگه نمیبینیش؟
منتظرش میمونی؟
تو سن17 یا 18
باید برای اولین بار تو زندگی
تصمیم گرفت
یکی میخواد بره
یکی میخواد درس بخونه
اینکه چه ادمی بشن
یا عاشق کی بشن
یا قلبشونو به کی بدن
و تلاش کنن بدستش بیارن
اره
و بعدش
و بعدش چی؟
و بعدش
اگه انران بره
چی میشه؟
شجاع باش و بگو چه حسی داری
زود میره
اگ بهش بگم
روش اثر میذاره؟
رو چی اثر بذاره؟
حتی اگه واقعا بره
حتی اگه یه دنیای دیگه باشی
حداقل دیگه
پشیمون نیستی
خب انجامش راحتره
و
و چی؟
و ون چین
فکر میکنی عجیبه؟
یکم عجیبه
ولی درست میشه
اگه به ون چین بگی چه حسی داری
این دفعه بریم چنگدو
همینو فکر میکردم
دوگ گو دیگه نمیخوام انجامش بدم
به ون چین قول دادیم
که بریم دیدنش
فراموش کردی؟
دست خالی نمیتونی بریم میتونیم؟
سیصد یوان هر کدوم
بیاین
ققط 300؟ ما دهن خودمونو صاف کردیم
خیلی کم نیست برات؟
اگه نمیخوای نباید بگیریش
من میگیرمش من میگیرمش
داداش
من یه دانشجوی تسینگهوا هستم
بیشتر بهم میدی مگه نه؟
تو از تسینگهوایی؟
! منم
پس بهم تخفیف میدی؟
به شما سه تا دانشجوی کالجی نگاه کن
! بلاخره پول در میارید
پس الان میتونیم بریم چنگدو؟
! آره
دقیقا بعد مهمونی میریم
!فردا
! بریم
! برو
! میریم چنگدو
مشکلت چیه تو؟
! نرید چنگدو
چرا نه؟
!تو ون چین رو نمیبینی حتی اگه بخوای
فقط تعطیلات بیرون میاد
یه روزی برمیگرده
مطمئنم الکی همچین رستوران بزرگی رو ترک نمیکنه؟
اگه مدت طولانی برنگرده چی؟
شاید بیرون باشه ولی خونش هنوز اینجاعه
پس من جلوی مغازش منتظرش میمونم
!ون چین رفته
مشکلش چیه؟
برمیگرده
اگه تو نبودی دفعه قبل
! مطمئننا میدیدمش
به خاطر اخلاق بده تو بود
...دوستای خوب
دوستای خوب باید همو
ببینن تا خوب باشن؟
فقط داشتن همدیگه بس نیست
تا دوستای خوبی باشن؟
در مورد چی صحبت میکنی؟
یه کلمش رو هم نمیفهمم
!بیا
چرا نمیزاره بری چنگدو؟
مشخصا خاطرات بدی از اونجا داره
در مورد چی صحبت میکنی؟
وقتی جفتمون تو چنگدو بودیم
ون چین و شین خیلی خوب بودن با ما
چرا پس اینقدر ناشکره و نمیخواد که ببیننش؟
هیچ ایده ای ندارم
عحیبه چرا؟
چین چیکار داره میکنه؟
خوبه !مثل اژدها داره زندگیشو میکنه
دوگ گو چرا اینقدر میخواستی چین رو تو چنگدو ببینی؟
نمیدونستی من و چین چقدر بهم نزدیک بودیم؟
یه چیز دیگه بخاطر انرانه
انران هنوزم عاشق چینه؟
این نیست
دوگ گو و انران
هنوزم بخاطر چین یکم گیر دارن
فک کنم انران از دوگ گوی ما خوشش میاد
گیرش کجاعه پس؟
من قلبم رو برای چین باز نکردم
و احساساتم به انران رو باید بهش بگم
فکر کنم
اگه همه چیزو بهش بگم
برام خوشحال میشه
الان میفهمم
ولی انران در هر صورت باید بره
من فقط میتونم رو راست باشم با انران
و بهش بگم ازشش خوشم میاد
بعد اینکه با چین حرف زدم
علاوه بر همه اینها من مردم
نمیخوام دورو ور قضیه باشم
درسته
!ما ازت حمایت میکنیم
مشکلت چیه تو؟
از وقتی برگشتی انگار دلت خیلی پره
من؟
آره چیشده؟
چه حسی نسبت به
چین و
دوگ گو داری؟
از چین خوشم میومد
الان از دوگ گو خوشم میاد
خیلی راحت حرفتو میزنی
ولی در مورد جفتشون جدیم
میدونم
همینطورم خیلی ناراحت بودم
وقتی دوگ گو باباش رو از دست داد
معمولا
ارتباط به همچین حس شدیدی خیلی سخته
وقتی یه خانواده نزدیک رو از دست میدی
اما من خیلی احساس ناراحتی کردم
دوگ گو رو اینطوری دیدم
همونوقع بود فهمیدم
دوگ گو و من یجورایی فامیل دوریم
ما برای همدیگه
توی زمانای سخت بودیم و کمک هم کردیم
برای همین قبل رفتنم
میخوام برم چنگدو تا با چین خداحافظی کنم
میخوام از ته قلب باهم
درمورد دوگ گو
و در مورد گذشتمون حرف بزنیم
! انران
!نرو چنگدو تا چین رو پیدا کنی
چرا نه؟
اگه اینجا نباشی
دیگه کسی نیست
که دوگ گو رو تو زمان سخت بعدی کمک کنه
چرا باید یه دوران سخت دیگه داشته باشه؟
...چون چین
رفته
مگه برای تعطیلات نرفته؟
...چین
هیچ موقع برنمیگرده
...توی
...تولد جیائو جیائو
...اون
...یه تصادف داشت
...و توی دستای من جون داد
بهتره براش گریه کنی
گریه کن اگه میخوای
بهتره برات که گریه کنی
تازه فهمیدم
...بعد از گذشتن از همه اینا
یه چیزایی هستن
که نمیتونی تغییر بدی
مهم نیست چیکار کنی
هنوز نمیتونم گریه کنم
چیزایی هستن که ما میتونیم تغییر بدیم
مثل چی؟
دارم به دوگ گو فکر میکنم
تازه باباش رو از دست داده
الان بهترین دوستش هم رفته
باید قویتر باشم
وگرنه کسی نیست دیگه مراقب دوگ گو باشه
! عمو
عمو ! هستی؟
من چند روز دیگه میرم چنگدو
چیزی داری بخوای برای چین بیارم؟
عمو؟
دنبال کی هستی؟
دنبال بابای ون چینم
کجا رفتش؟
لیو ون چین مرده
توی چنگدو چاقو خورد
میدونی چیه
دوگ گو داره کاره سختی میکنه
توی اتاقش حاظر میشه
بلاخره حس میکنم به انران میگه
واقعا؟
! صد در صد
باید بگه
باید بگه اش
درسته
! انران
خیلی خوب لباس پوشیدیه ! دنبال کی میگردی؟
دوگ گو کجاعه؟
باهاش نیستین؟
خیلی حالش خوب نیست
فکرش رو نکن
با ما بیا
اول میرم پیداش میکنم
دوگ گو
انران
خوب هستی؟
من خوبم
گفتن تو مریضی
منو نگران کردی
چیزی نیست
دیگه حس رفتن به چنگدو رو ندارم
نگران اون نباش وقتی مریضی
اول یکم استراحت کن
بعدا میتونیم بریم چین رو ببینیم
وقتی
تو تعطیلات برگشتی
تو میخوای زود بری خارج
و کلی چیز هست که باید برات مهم باشن
خیلی بی فکر بودم الان میخواستم برم چنگدو
من اوکیم
تا وقتی در موردش ناراحت نیستی
میترسم تا ناراحت بشی
من داشتم فکر میکردم
که کجا باید بریم
در هر صورت
کی میخوای بری؟
چند روز مونده؟
کالج دیرتر شروع میشه
...بعد اینکه زمان بیشتری باهات گذروندم میرم
این خوب نیست
زودتر باید بری
وقت میخوای تا با محیطش اوکی بشی
...درست میگی
بله
چرا اول به مهمونی نمیری؟
بعد اینکه حاظر شدم میام
...باشه
دوگ گو
انران... چرا هنوز اینجایی؟
تو... پس من رو توی فرودگاه میبینی مگه نه؟
من در موردش مطمئن نیستم
بلاخره یه روزی باید بیام
تو مهمونی شام فارغ التحصیلی نمیای
و میخوا منو تو فرودگاه نببینی؟
! نه
من الان دارم میرم مهمونی
بریم
!با من بیا
واقعا فارغ التحصیل
میشیم بعد این شام
وقتی بار اول در های مدرسه رو دیدم
کله چیزی که فکر کردم
کی میتونم ازش فرار کنم
...ولی الان
نمیخوام برم
با اینکه یه سال شده
ولی کلی خاطره داشتیم
...خیلی مالیخولیاییم
چرا خیلی مالیخولیایی هستی؟
نمیتونم برای فارغ التحصیلی مالیخولیایی باشم؟
ما هنوز یه سال دیگه اینجا داریم
یادت رفته؟
اوه درسته داریم
...تو
دوگ گو چیزی میدونه؟
فکر نکنم
دوگ گو امروز عجیب قریب شده
عصبیه
در مورد چی؟
چی فکر میکنی؟
فراموشش کردم
! احمق
مشکلت چیه؟
هیچی
به چی فکر میکنی؟
فقط میخوام یه نگاهی به مدرسه بندازم
داریم فارغ التحصیل میشیم
و یاده کلی
مردم و چیزای مختلف افتادم
فکر اینجور چیزا رو نکن
چرا نه؟
اینطوری خوشحالتری
احمق
تا وقتی اون چیزایی که بهشون از قلبم اهمیت میدم
انجام بدم خوشحال میشم
....ولی اگه یه روزی
همه اونایی که بهشون اهمیت میدم رفته باشن؟
زودی میری خارج
...بابامم
منو تنها گذاشت
مامانم خانوداه جدیدشو داره
من فقط دوستایی مثل شما دارم
...اگه چیزایی مثل این برای کسه دیگه تو قلبم راه ندم
خیلی تنها میشم
! ما فارغ التخصیل شدیم
! بیاید بازی کنیم
! داریم فارغ التحصیل میشم ! بیاید یه بازی کنیم
! یه بازی کنیم
بریم
گوش کنید
بچه ها
یه دختر تو کلاسمون پیدا کنید
! و حرف دلتونو بهش بزنید
! کی نفر اوله
! من
! باشه پس نفر اول تویی
! دینگ رونگ لیانگ
! از امروز هر روز میام بهت سر میزنم
! نه اینکارو نمیکنی
چرا نه؟
اینطوری خیلی خسته میشی
اینطوری
!نمیتونی خوب درس بخونی
! داداش
درآینده
من
دوگ گو
و جیائو جیائو
توی چونگ چینگ میمونیم
باید یادت بمونه
!وقتی میرید پکن صرفه جویی کن
چوت هیچکس دیگه
تو این دنیا
باور نداره
و اون هات پات
!تورو نمیخره
باید مراقب خودت باشی
میشنوی چی میگم؟
!نوبت منه
واقعا هیچ دختری
تو کلاسمون
نیست که بخوام باهاش حرف بزنم
ولی
منم زود میرم پکن
و خیلی ازتون دور میشم
! داداشم دوگ گو
!داداشم تیتی
شما دوتا احمق
از الان باید یاد بگیرید باهوش تر باشید
دیگه کسی نیست که
بهتون مشاوره بده
با اینکه
منم خیلی مشاور داغونیم
!جیائو جیائو
اگه ما تیان باهات خوب نیست
نیازی نیست به من زنگ بزنی
دوری تشنگی الان رو بر طرف نمیکنه
ولی
باید به دوگ گو و تیتی زنگ بزنی
! میشنوی
!آره
!آره
! نوبت منه
! لی سیلین
ما سه ساله که هم کلاسیم
! ازت خوشم میاد
بهش فکر میکنم
زینگ یالی
!کالجم توی کان تونه
!میدونم ماله تو هم هست
!...ما
...ما
...ما میتونیم
! دوستای خوبی باشیم
چطور؟
چجور اخه ؟
!دقیقا
...بهترین
میتونیم دوست دختر و دوست پسر باشیم
! اینجور دوست خوب
! ازت خوشم میاد
بزار فقط دوست بمونیم
! و من
! ژو وی جیائو
بهت دروغ گفتم
وقتی بهت گفتم دارم آموزش میدم
اون روزا
کله کاری که میکردم در اصل
کنار جاده وایمیسادم
و برای چند روز سرزنش میشدم
هیچ کاره آموزش نگرفتم
چون نمیدونستم خودم رو چجوری بهشون نشون بدم
یا بجنگم یا کار کنم
هیچ راهی نبودش
که توی همچین محیطی
بدون تو زنده بمونم
! مرسی
!در اصل قبلا میدونستم
ولی چه اهمیتی داشت؟
تو به همچون جایی تعلق نداری
و اینجور شغلا بهت نمیاد
باید کاری کنی که بهت میاد
!و خوب باشی توش
مهم نیست در آینده چیکار میکنیم
روزایی که فروشندگی تو خیابون رو بهم یاد دادی
! بهترین روزای زندگی من بودن
! منم همینطور
!مهم نیست تو ژو وی جیائو باشی یا هی بائورونگ
! مهم نیست تو لیائو هوی باشی یا ما تیان
!بغل ! بغل ! بغل
! نوبت توعه دوگ گو
!درسته
! دوگ گو ! دوگ گو ! دوگ گو
! لی انران
اگه بخاطر تو نبود
هیچ موقع دانشجوی کالجی نمیشدم
اگه بخاطر تو نبود
...نمیدونم پیره مردم همچین روزیو میدید
...اگه بخاطر تو نبود من
...میخوام بهت بگم
! چیه ! چیه
! مشکلش چیه
! بگو ! بهش بگو
! بگو دوستش داری
! بگو اگه داری
...فقط میتونم بهت بگم
پرنده آزاده تا هرجای آسمون
ماهی آزاده شیرجه بزنه
تا وقتی اقیانوس جریان داره
در مورد چی داره صحبت میکنه؟
چرا اینو گفتش؟
منظورش چیه؟
خیل عجیبه
! بگو
! پایین نیا
! تو جون
تو از همه شلخته تری
بدون شرم ترین
و بدون اهمیت ترین هم میزی
! با کمترین نمره ای که تا حالا داشتم
ولی هنوز باید ازت تشکر کنم
مرسی همه این مدت کنارم بودی
ازت کلی چیز یاد گرفتم
بعد اینکه برم
اگه زندگیت دوباره ضربه سنگینی خورد
باید یادت باشه
اوندفعه رو چطور باهم گذروندیم
و چجوری برای هم بودیم
!پس هرموقع خواستی بیخیال نشو
و
! من دوست دارم
به عنوان هم میزی دوست دارم
به عنوان هم میزی دوست دارم
همچنین از ته قلبم هم دوست دارم
! همونطوری که وقتی ۱۷ یا ۱۸ سالت هست یکیو دوست داری
دوست دارم
توچی؟
!برو
دوگ گو ! کجا داری میری؟
وای خدا
چرا اینطوری گولم میزنی؟
چین
انران گفتش
از من خوشش میاد
خیلی وقت بود عاشقش بودم
خیلی وقت بوده جدی
ولی چرا الان باید بری؟
کسی که از همه بیشتر دوستش داشتمش
الان کسی شده
که نمیدونم چجوری ببینمش
دیگه چی میتونم بهش بگم
جوری که آیندش رو شبیه
پرنده تو آسمون یا ماهی تو اقیانوس ببینه؟
دیگه چی میتونم بگم؟
! بهم بگو
دوگ گو
دوگ گو
دوگ گو؟
این چیه؟
پیرمردم رفت
چین هم رفت
ولی نگران من نباشین
من فقط نمیدونم چیکار کنم
نمیدونم چجوری نجاتشون بدم
نمیدونم چجوری خوب باهاشون رفتار کنم
اما نمیخوام جدا بشینم و گریه کنم
پس تنها میرم بیرون میدوم
! دوگ گو
بزار یکم از مال تورو داشته باشم
! به مال من دست نزن
گمشو
موندم انران چیکار میکنه
باید خوب باشه
چی؟
الان دلتنگش شدی/
میدونی خیلی زود داره میره
ولی اینجایی تظاهر میکنید خوبین
خودتون تنهایین خیابون رو میدویین
و اینجا سریع نودل میخورین
امروز صبح اینجا
بلند شید بریم
کلی راه هنوز جلومونه
بیا بریم
! عجله کنید عجله کنید
! عجله کنید بریم
! بریم بدوییم
خیلی خستم
هرکول جیائو
باید اول بفرستمت
ایستگاه؟
اول میتونی بری خونه
! نه
دیگه همچین فرصتی تو زندگی نیست
! بریم ! بریم
! بدو
! بریم
داداش خیلی حساس نیست؟
من در هر صورت زود از اینجا میرم
در هر صورت زود کالج میرم
! مرسی مرسی
مرسی برای تشویقتون
! مچکر
من به اندازه کافی تشویق نشنیدم
با اینکه فقط آنلاین قرار گذاشتیم
واقعا چیزی بین ما نبوده
فکر کنم خیلی احمق
و بیشعور به نظر میرسم
و خودم کامل یه احمق کردم
با اینکه چیزی واقعی نبودش
ولی یه لحظه حس بودش
کو کو
!تو کله جوونیه لعنتی من بودی
!خاله
سلام خاله
میدونی کجا
خاله ژانگ چینگ یینگ زندگی میکنه؟
کی هستین ؟
من یجورایی پسر خوندشم
اومدم ببینمش
دقیقا همین پایینه
! مرسی خاله
! مچکرم
جون جون؟
چرا اینجایی؟
مرسی
مچکرم
!مامان
! من الان یه دانش آموز کالجم
! من هیج موقع سرزنشت نکردم
! من برات خوشحال میخوام
بریم
! بریم
این نودل داداشم چینه؟
آره
نودل خودشه
حتی موادشم عوض نکردم
! خیلی تنده
خیلی ناراحتم
نمیدونم چجوری ادامه بدم
ولی همونطور که فکر میکردم
هیچ پشیمونی نبود در واقع
وقتی چین اینجا بودش
جفتمون سخت کار کردیم
و بهترین و خوشحال ترین زندگی رو داشتیم
هیچ موقع همدیگرو نا امید نکردیم
یا همدیگرو اذیت نکردیم
پس
خیلی بنظرم مهم نیست
که باهم زندگی طولانی
داشتیم یا کوتاه بودش
تو چی فکر میکنی؟
امروز ۲۶ ام آگوسته
!فینال برترین دختر
فکر کردم خیلی وقته بیخیالش شدی
حداقل میخوام بدونم قهرمان کیه
لی یو چان
واقعا اون قهرمان شدش؟
پس ادم هایی هستن که از دخترایی مثل من خوششون بیاد
پس چرا فکر میکنی
اینهمه سال فقط با تو گشتیم؟
!دقیقا
!اینطوری نیستش که تو تنها دختر روستای داکسینگ باشی
تو خیلی با نمکی در واقع
باشه الان گریه نکن
من فکر کردم دخترایی مثل انران
مردم دوستشون دارن
فقط دخترایی مثل انران
استاندارد دختر بودن دارن
کی اینو گفته؟
اگه مردم کسایی شبیه لی انران رو دوست دارن
هستن کسایی که از تو خوششون بیاد ژو وی جیائو
!مثلا من ما تیان
تو نمیخواد هیچ چیزیو عوض کنی
چون تو قلب من
تو
!تو قهرمان هر سال دختر برتری
! تو نوعی هستی که من دوست دارم
زندگیمون تازه شروع شده
چجور آدمایی ما میشیم؟
بعدا قراره کجا بریم؟
با کی قراره باشیم؟
هیچ ایده ای ندارم
بزرگ شدن خیلی سخته
خودمونو جلوی مردم ضایع کنیم
با دوستامون خداحافظی کنیم چه زنده چه مرده
کلی کاره احمقانه کنیم
کلی کار باید کنیم
همه اینطوری هست زندگیشون
یا فقط ماییم؟
هیچ ایده ای ندارم
من خسته ام
ولی هنوز باید بگم
چند روزه گذشته
شادترین روزای زندگیم بودن
چرا؟
یه روز
شاید کلی از هم دور باشیم
شاید خیلی وقت بشه همو نبینیم
شاید همه مون زندگی خودمون رو داشته باشیم
هیچ موقع دوستایی
مثل خودمون نداریم
که باهم بزرگ شده باشیم
فکر میکنی
پروازی فردای انران
همینطوری از بالای سرمون میگذره؟
هنوز یادته که فرداعه
دیگه جدا قراره نبینیش؟
از وقتی چین فوت کرده
واقعا نمیدونم چطوری باهاش رو در رو بشم
در اصل
قبل اینکه تو اینکارو کنی میدونست
اون اولین نفره
که اینو میدونست
بعد اینکه من برگشتم
...داری میگی
خیلی وقت بوده در موردش میدونسته ...؟
انتخاب نکرد که فرار کنه
نشون داد که خوبه
وقتی از داخل شکسته بودش
مخصوصا وقتی تورو میدید
یه چیزی رو یاد گرفتم
از انران
همونطوری که خداحافظی کردیم
با اونایی که دوستشون دارم
باید قدر اونایی که دوست داریم هم بدونیم
حتی بیشتر با اونایی که باهامون هستن
باید برای هر روزی که هستن
قدرشونو بدونیم
و اینطوری نباشه که
که بدوییم
تا فرار کنیم
بعد از همه اینا
هممون برای عشق بدنیا اومدیم
دیگه نمیتونم نگه دارم
! خب پس گفتی
! درسته
! هممون برای عشق بدنیا اومدیم
! مرده پیر من بهم دروغ گفتش
ما بدنیا نیومدیم تا خداحافظی کنیم
! ما برای عشق بدنیا اومدیم
!دوگ گو؟ دوگ گو
نمیدونم چرا فارست گامپ
فقط میدوید و میدویید
ولی فکر کنم
پرواز برای اینه نمیتونی فرود بیای
بلند شدن برای اینه بتونیم اوج بگیریم
دویدن یه جاده طولانی
برای اینه که
آخرش وایسی
و به چیزی که بقیه دوست دارن نگاه کنی
بدون هیچ تردید یا ترسی
من مونولوگتو شنیدم
جوابشو پیدا کردی؟
لی انران
! دوست دارم
نه فقط به عنوان هم میزی
نه فقط به عنوان هم میزی
از ته قلبم دوست دارم
! جوری که یکیو دوست داری تو ۱۷ یا ۱۸ سالگی
مهم نیست برام چجوری کارگردان بگیرش
مهم نیست برام چجوری بنویسنش
مهم نیست برام
که والدینت موافق یا مخالف باشن
اگه نویسنده ها نزارن این فصل باهم باشیم
یکاری میکنم که بنویسه و بنویسه و بنویسه
تا یه روزی
! خسته بشه
! مطمئنن ما با همیم
لی انران
! ما باید باهم باشیم
ما برای عشق بدنیا اومدیم
برا جوونی بدو
ارائه ای از تیم ترجمه کـره فـا http://KoreFa.ir
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.