Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(خانواده: پیوند ناگسستنی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
گروه یک پخش بشن
گروه دو پخش بشن
گروه سه پخش بشن
گروه چهار پخش بشن
..تو الان
...حضورت رو برای دیگری آشکار کردی
مرگ یک تک تیرانداز
زمانیه که حضورش فاش بشه
..چیزی به اسم موقعیت مناسب برای تک تیرانداز وجود ندار
بر هرمتغیری غلبه کن
تا بتونه توی اولین شلیک هدفش رو از بین ببره
یه دور دیگه نفس بکش
...بدنت و اسلحت رو
یکی کن
خیلی وقته ندیدمت
فراموشم که نکردی کانگ یو را؟
مین سو، بریم بخوابیم؟
بریم بخوابم که دیر شده
آره پیش به سوی خواب شیرین
!بریم
بله
موقعیت 404 از دسترس خارج شده
آخرین گزارشش مال 3 ساعت پیشه
ارتباط فعلیمون هم باهاش قطع شده
توقف ماموریت کد 404 رو به تیم بی رو اعلام کن
مهم نیست چیجوری، بهشون بگو هرجوری شده پیداشون کنن، از کد404 هم شروع کنن
...مشترک مورد نظر در دسترس نیست
...لطفا بعد از شنیدن بوق
ببخشید
یه مشکلی برام پیش اومده
کد404
از دستم در رفتG395
...دستگاه ردیابی مکانِ
بهش وصلهN425142
این یهدونه رو ندیده بودم
کار جه یوله
خوشگل نیست؟
از توهم ماهر تره
...عجیبه، جایی که بخیه زدی
گوشت اضافه میاره
ایش
هدف رو از دست دادی تازه زخمیم شدی
این روزا خیلی به خودت مغرور شدی
هوم..خوب گفتی
بیا فقط به کارمون بچسبیم
رو زن بقیه کلیک نکن
و اوضاع رو خراب نکن
زیرو رو کردن اتاق رئیس رد شدن از حدومرز ها نیست؟
،مظنون قضیه ولف رو پیدا کردیم پس نیازی نیست الان نگران چیزی باشی
من عمدا کنار گذاشته شدم بایدم نگران باشم
مدیر اوه
تتوهای کارلی یونگ و ولف
چه علامت کوفتی ای هستن؟
چرا یهویی همچین چیزی میپرسی؟
یه تیم تشکیل دادن
و یه گذشته مشترک دارن
اولین باره همچین چیزی میبینی؟
خب پس اون گذشته مشترکشون چیه؟
این کار منه
این چیزاییه که من باهاش سروکار دارم
توهم فقط باید سرت به کار خودت باشه
سعی کن دنبال هدفی بگیری که گمش کردی
اون یه قاتل مزدوره
و توی کار تجارت فست فوده
و فوق العاده سریع
یه شمشیر زن ژاپنی هم هست
!این حرومزاده دیگه دست به کار دیگهای نمیزنه؟
این آدما وقتی از گروه خارج میشن کار بیشتری میتراشن قابل پیش بینی هم نیستن
شماره پروندش چنده؟
G395,گوینبو
گوینیو؟
چرا؟
میشناسیش؟
نه
کجا داری میری؟
...گفتن ردیابی که گذاشتی
یه ساعت پیش اشتباه داشته
الان دوباره توی یانگ سوریه
منم میام، من خرابش کردم خودمم درستش میکنم
خب پس
با این بدن میخوای چکار کنی؟ میخوای دوباره از دستت در بره؟
دارم بهت هشدار میدم
گوینبو یا تتو
هیچ کدومشون به تو ربطی ندارن
برو خونه و از خانوادت مراقبت کن، بی گدار هم به آب نزن
اوه چون ریول
مدیر اوه
اوپا
عه تو اینجا چیکار میکنی؟
...همینطوری
اینکه یهویی اومدم خوب نیست؟
خوبه
خیلی خوبه
..هرچی سریع تر
بلیطای پرواز به کره رو آماده کنین
میشه خونه رو عوش کنیم؟
اوپا
عزیزم
مین سو
عزیزم، مین سو
مین سو، عزیزم
..ها؟ عزیزم، مین سو، مین
!مین سو
...مین سو، مین سو
!مین سو
!مین سو
!مین سو
عزیزم
بیا داخل
باید اینجوری انجامش بدی فهمیدی؟
کفاشتو درآر
بیا تو
..ازش بدم میاد ازش بدم میاد
...چرا بدون اینکه خبری به آدم بدین میرین بیرون آخه
...نمیگین من نگران میشم که
سریع دست و صورتتون رو بشورین
بشورین
جریان چیه؟
ولی چرا مامان عصبانی بود؟
...بابا، دماغم
آها فین کن
خب
!آها تمیز شد
بخاطر همبرگر بود
مامانت بیشتر از همه چیز توی دنیا از خوردن همبرگر متنفره
!نچ
پس چی؟
خب برای اینکه منو تو با ه م صمیمی هستیم مامانت حسودی کرده؟
نچ نچ نچ
..پس تو میری یواشکی از مامانت میپرسی که
مامان چرا عصبانی هستی- من همین الانشم میدونم-
چی رو میدونی؟ هوم؟
بابا، چرا هیچی نمیدونی؟
چی رو نمیدونم بچه؟
بخاطر تولد 80سالگیه بابا بزرگه
آها اون جشن 80سالگیه
آره
عزیزم داری چیکار میکنی؟
اینا چیه؟
آآآ این جشن 80سالگیه
خیلی زحمت داره، نه؟
بذار ببینم
سفارش یه کیک 5طبقه برای یه تولد 80 سالگی
قشنگ معلومه راست کار مکنهست
توی کره، نه
توی دنیا بهترین آدم برای خرج کردن پوله
خب اینم حل شد
بعدش، مزه کردن غذاهای جشن
زن داداش برای این کار خوبه
هر روز میگه میتونم اینو بخورم؟ اونو بخورم؟
زن داداش برای اینکار
سونگ گا این؟
...برای این
منو و مکنه بهترینیم
بعد از اینکه چندبار از کاراکوئه بریم و باییم حله
سونگ گا این میتونه اینو خوب انجام بده
فرستادن دعوت نامه های مهمونی
من میتونم امروز ببرشمون پست خونه
اینم چک
متقاعد کردن بابا
خب این یکم مشکله
فکر نمیکنم بابا به همین زودی نظرش عوض شه
اگه میدونستم دلیلش چیه بهم میگفتم که بتونی متقاعدش کنی
هیچی نگفته
باشه بسپرش به من
من حلش میکنم
چه جوری؟
چیزی ازم نپرس، فقط بهم اعتماد کن
...جشن 80 سالگی که مشغول آماده سازیشی
من ردیف میکنم نگران هیچی نباش
نگران نباش، باشه؟
مرسی همسرم
مرسی؟ وقتی ممنونی باید چکار کنی؟
!بوس
بوس بده
بوس، بوس، بوس- چه بوسی؟-
بوس، بوس، بوس، بوس
...بوس
...اوممم
کارم خوب بود، مگه نه؟
زمانبندیت عالی بود
خیلی خوب بود
میشه منم کمک کنم؟
باشه، مینسو، تو هم بیا اینجا
ایمجا یه پاکت خالی هست، درسته؟
...آ
خوب بجو و بخور
یکم قدم بزنیم؟
من یه قرار دارم
نمیدونم برای وونیونگ اندازه باشه یا نه
داخلش رسید هست، پس اگه اندازه نبود عوضش کن
این یه کادو از طرف مادربزرگه
ممنونم مادربزرگ
ممنون
که امروز وونیونگ رو آوردی بیرون
و اهمیت دادی
احساس بدی نسبت بهت ندارم
...همه فرزند خواندهها
شبیه هم نیستن
...کینه و دلتنگیای برای مادری که به دنیام آورده
هر دو احساسات گذشته هستن
وونیونگ
امروز روز آخری که میاد
اگه خواستی ببینیش برات عکسش رو میفرستم
باشه
باید همین کار رو بکنیم
اون یه مادربزرگ مادری دیگه هم داره
باشه
پس باید برم؟
وونیونگ، بیا بریم
قبلا حساب شده
دخترم حساب کرد؟
نه، اسمش رو نگفت
اما همین الان رفت
کسایی که طی سه ماه گذشته با نابی در تماس بودن
همه رو پیدا کن
...واقعا
اینایی که وارد کننده سلاح های غیر قانونی هستن
باید همهشون جمع و جور بشن
قطعا یه چیزی اینجا هست
هوم؟
الو بله
هی، چرا بهم گوش نمیکنی
دستورات رئیست خنده داره؟
تو که حالت خوب نیست اونجا چی کار میکنی؟
گفتم که دیگه به تو مربوط نیست
...مدیر اوه سر شلوغ ما داره سعی میکنه بهم کمک کنه
الان عجله دارم بعدا بهت زنگ میزنم
باشه؟
هی، هی، کوان دو هون
...واقعا که
کارلی یونگ و تتوی ولف رو میگم
اون چیه؟
G395،گو اینبو بود
گو اینبو؟
چرا؟
میشناسیش؟
نه
گو اینبو هم آدم ولفـه؟
من قرارداد فروش رو بهتون نشون میدم
باشه
منم همینطور
لطفا اسم خریدار رو کیم سون اِ بنویس
باشه
اوه، یه لحظه صبر کنین لطفا- باشه-
من تازه ازدواج کردم و خیلی خوشحالم که به این زودی خونه خریدم
اوه، اما نصفی از اون بدهی بانکه
اما من دوستش دارم حتی اگه نصفش برای ماست
اینجوریه؟- اوه-
در اصل، با پرداخت وام، خونه میخری
خیلی خوشحالم که خونه خودم رو دارم
من دارم میلرزم- منم-
زود باش- باشه، باشه-
قرارداد فروش ملک رو به اطلاعاتون میرسونم
باشه
خریدار کیم جون یونگ
خیلی خب، ایگو
انقدر دوستش داری؟ ها؟
آخه فردا اسباب کشیه اما نمیتونی یه روز رو تحمل کنی؟
اوه، حتی یه روز هم نمیتونه تحمل کنه
هی، هی، هنوز پاکش نکردم، گفتم کثیفه
ااا، واقعا که
!هر چی اصلا، نمیدونم
آیگو، آیگو، خدایا
چقدر خوبه
حالا منم یه خونه واقعی برای خودم دارم
آره
پرداخت بدهی بانکی خونمون زمان زیادی میبره
ایش، این خونه منه
خونه ما چیه دیگه
چی میگی بابا
هی، این قوی بود؟
اوه، خوبه، خوبه
به هر حال که تو پولش رو میدی
اما طی چند سال باید پرداختش کنم؟
زیاده روی نمیکنیم؟
خب
!آیگو، نمیدونم، نمیدونم
فقط از این لحظه لذت ببر، هوم؟
فقط بدهی بانکی رو به آینده بسپار
!شوتش کن اون ور
!شوت شو اون طرف- !برو اون ور-
خوب ببینین
من همه چیز رو براتون توضیح میدم- باشه-
پیش پرداختش ده درصده
ده درصد برای هشت هزار- بله-
میتونین اولین پرداخت میانی رو به این صورت پرداخت کنین
برای پرداخت دوم
میتونین تو این تاریخ پرداخت کنین
بله
بله- اوه، عزیزم-
من اضافه کاریم، اضافه کاری، اضافه کاری خانوادگی
میخوام امروز کار رو با پدرم تموم کنم
بهم اعتماد کن، هوم؟
پدرجان رو دیدی؟ چی گفت؟
گفت دلیل دیگهای برای نرفتن به اون جشن هشتاد سالگی داره
به هر حال
من امروز همه چیز رو حل میکنم
پاهات رو با مینسو دراز کن و استراحت کن، باشه؟
خوابای خوب ببین، باشه؟
عاشقتم
پدر، تو دیگه کی هستی؟
الان باید یه تصمیمی بگیرم
دوست داری کی به هشتادمین جشن بیاد؟
خانم یون؟ خانم پارک؟
اه، حالا باید تصمیم بگیری که کنارت بشینه
کسی که تو رو خیلی خوشحال تر میکنه کیه؟
...من
اوه، آره، شما چی؟
امیدوارم شین اِ بیاد
چرا همش اسم مامان رو میاری؟
تنها کسی که من دوست دارم شین اِ هست
بابا، داری با من چی کار میکنی؟
باشه، یکم بخور
...ادامه بده، ادامه بده، زود باش
شین اِ
چرا انقدر زود رفتی؟ شین اِ
منم میدونم
...آره میدونم که بابا چقدر واقعی و خالصانه
مامان رو دوست داری، همش رو میدونم
اوه، یکی دیگه بخور، یکی دیگه بخور
زود باش، از غذات لذت ببر
پس کیه؟ ها؟
خانم پارک؟ یا خانم یون؟
بابا، یکی دیگه هم هست؟
یه زن دیگه هم هست؟
ااا، بابا بگو کیه، بدو
...من میگم- میگی که؟-
...من
...ان، ان، انتخ
...انتخاب من
نه بابا، بابا
بابا
آیگو پدر من
آره، حتما تصمیم گرفتن برات سخته
اگه نمیتونی تصمیم بگیری
هیچ چارهای جز انجام این کار ندارم
آیگو، آیگو، آیگو بابای بیچاره من
...آیگو
هی، تنهایی زندگی کردن آسون نیست
من همه کار ها رو انجام میدم
شما اهمیت ندین
خانواده، کار خانوادگیه، خانوادگیه
آیگو، پدر جان، پدر من
...ایگو
...خب
کدوم خوشگل خانمه؟
...خب
بذار ببینم
وای چرا اینقدر زیاده؟
واقعا مشکلی نیست؟
معلومه که هست
به یه چی گیر بده هیشکی نمیتونه جلودارش باشه
بذار ببینیم چیکار میکنه
و بفهمه کاری که کرده اشتباه بوده
این نشونهست
نشونهی این که همه چیز درست میشه
اینطوری پدر جان گروهی تنبیهمون نمیکنه؟
تو بارداری پس میگم که تورو بیخیال شه
واییی اونییی
♪اونی تو بهترینی♪
بیشتر بخور
معلوم نیست کی دوباره از اینا گیرت بیاد
هیونگ، میگو- میگو؟-
توهم بخور هیونگ
میگو رو بده به من- باشه-
...حالا که غذاتون رو خوردین
میتونین بگین چی شده؟
کنجکاوم
خانم
...الان میخوام
میخوام یه حرفی بزنم که گفتنش سخته
مگه نه؟- آره-
دلیلی که این همه راه اومدیم اینجا
چرا زنگ خورد؟ ببخشید
چیزی که میخوام بگم اینکه
!ببخشید
...این تخم سگ
...چیزی که میخوام بگم اینکه
چقدر پیش رفتم؟
هنوز چیزی نگفتی
...چیزی که میخوام بگم اینکه
قبلا که مادرم زنده بود
...درباره تولد هشتاد سالگی بابا گفته که
برم دستشویی- من میرم دستشویی-
بگو
گیونبو الان تو سو وونه؟
مطمئنی؟- آره اطلاعاتم معتبره-
باشه همین الان میرم
نباید به مدیر اوه دربارش بگی
باشه باشه
میدونی که این یه جور تهدیده؟
بهم چند روز وقت بده
باشه
من حلش میکنم- هی مکنه-
مکنه- ها-
ها
باید الان برم
تو میتونی تمومش کنی، باشه؟
تو حتی شروعشم نکردی، چه تموم کردنی؟
بحث مرگ و زندگیه
قضیه جشنو و بگو و قال قضیه رو بکن
اگه اینقدر آسونه پس تو بگو و برو
بخدا که یه موقعیت اورژانسی تو شرکت پیش اومده
بزمجه رو باشا، من دارم میرم فهمیدی؟
هیونگ نه
هیونگ اگه اینجوری بری چیکار کنم؟
هی الان عجله دارم
باید الان برم- هیونگ خب منم عجله دارم-
برو جونور
باورم کن
هیونگ نه- فقط به هیونگ اعتماد کن-
خدااا
اگه الان نیاین هیچ چارهای نداریم جز اینکه به خانوادتون اطلاع بدیم
زن داداش میبینی چقدر قرمز شده؟
ای ای
بابا فقط منو دست کم میگیره
میگما
کوان دو هون اول رفت بیرون پس من چرا اینجوری شدم؟
درسته
...داداشت یه بهونه خوب مثل شرکت برای خودش داره
ولی تو نه
ولی مسئله اینکه
بدون حرف زدن با خانم پارک رفتین؟
...یکم عجله داشتم
رسما خوردید و فرار کردین
سه تا از گرون ترین چیزا رو خوردین
همه چیزو خانم پارک حساب کرده
عزیزم
فکر کردم هیونگ حساب کرده
...به هر حال
به بابا زنگ میزنی؟ برنمیداره
کوان دو هون میاد؟
فکر کنم منم باید مثل دوهون هیونگ بشم تا خیال بابا راحت بشه
...تا آخر دنیا میخوای هی
کوان دو هون" "کوان دو هون" کنی؟"
خداا جواب نمیده
دستیار مدیر ما
...بعد از رفتن گیونبو از سو وون
معلوم نشده جایی رفته یا نه؟
نه
حرومزاده مگه نینجاست؟ دوباره کجا رفته؟
الهی بری که برنگردی
خدایا چرا داری اینکارو با من میکنی؟
بعدا بهت زنگ میزنم
اگه فهمیدی چیشد تندی به من زنگ بزن، باشه؟
عزیزم
کجایی؟- چرا؟-
سریع بیا خونه- نه-
خدایا چه غلطی کردی؟
خانم پارک رو ول کردی رفتی
ببین گوش کن، من اینجوری نیستم
مگه نشنیدی مکنه چی گفت؟
خیلی سرم شلوغ شد پس مجبور شدم اینکارو کنم
داداشتم طرفو ول کرده رفته
چی؟
اونم رفت؟
خدایی خیلی التماسش کردم
گوشی رو بده مکنه
سلام
عه مکنه تویی؟
پفیوز مگه من واضح بهت نگفتم؟
مگه نگفتی فهمیدم؟
چرا نمیفهمی حرفه آدمو؟
مگه ازت خواستم دیفرانسیل حل کنی؟
چرا سر من داد میزنی؟
تو باید حرف میزدی
مگه تو بزرگتر نیستی؟
چرا صداتو میبری بالا؟
...امروز من- الان کجایی؟-
...اوم
الان... تو پارکینگم
میخوام ماشینو پارک کنم
پس برو- باشه-
گندش بزنن
هی مشتاق دیدار
همه بدجور دارن دنبالت میگردن
چیزایی که ازم دزدیدی کجاست؟
!جاشون امنه
چرا؟
میخوای باهم بریم پیششون؟
!زر زر نکن
...وقتی تو این شرایط بازم
...حاضر شدی بیای پیشم
پس فکر کنم اون گاوصندوقه چیز مهمیه
درسته؟
چرا نیستش؟
باید تو پارکینگ زیرزمینی باشه
اوه آره
!هیونگ هیونگ هیونگ هیونگ هیونگ
عسلم
دیدی؟
قبلا هم از این حرکتا زده بود
بخدا که دیگه حرفهای شده
اینجوری بشه نمیتونیم هشتاد سالگی بابا رو جشن بگیریم
دو هون من صاحب اون خونهم
اگه پنجره ها بشکسنه و خون روی کاغذ دیواری پاشیده بشه
اگه زمینم خط خطی بشه بخدا میزنم نفلت میکنم
یکم خوش میگذرونم و میرم
به هر حال
میتونیم اینکارو بکنیم؟
چرا اینو به مدیر نمیگی؟
!هی
حتی اگه انجامشم ندم
قرار نیست همهی کارای پشت صحنه رو تو انجام بدی
من و تو باهم نیستیم
دوستی خاصی وجود نداره؛ میدونی که؟
زود تمومش کن
بیا اینجا بزمجه، میزنم نفلهت میکنما
رمزو بگو
میکشمت
ولم کن برم
رمزو بهم بگو
بگو دیگه
...حرومی
جالبه
میخوای بازی دربیاری؟
باشه پس، عیب نداره اصلا بهم نگو
فردا برمیگردم اینو میترکونم
پس اصلا رمزو بهم نگو
فردا میبینمت
از جونم بگذر
اینو بردار
!کمکم کن
رمزش چنده؟
۸۴۹
۱۷۶
این عوضی کاملا معتاد کار کردنه
...واقعا که
خیلیا کشته شدن
چند تا از اینا کار توئه؟
دستمزدت برای هرکدوم چقدره؟
با دقت نوشتی
این چیه اینجا؟
اوه چون ریون
این چیه؟ حرف بزن
اوه چون ریون
نمیدونم
بگو
من کشتمش؟
نمیتونی جایی پیداش کنی؟
به غیر از لیست مشتریهات لیست مقتولها رو هم داری، مگه نه؟
کسی که اوه چون ریون میخواست بکشی، کیه؟
نمیدونی؟ واقعا که
حرف بزن
بگو
ای بابا
من کشتمش؟
!تو عوضی حرومزاده
اگه بگی از جونت میگذرم
لعنتی
اون کیه؟
ما یون ریم
"ما یون ریم؟"
ما یون ریم
دور و برم رو پر دوربین کردی
چرا دخترم نمیاد؟
معلوم هست داری چیکار میکنی؟
میترسی با موسی تماس بگیرم؟؟
باید ازت محافظت کنم
من فقط کارارو به روش خودم انجام میدم
چرا؟
میترسی که دخترت رو در معرض خطر قرار بدم؟
چی؟
بخاطر گناهات
برای یه فرد بی گناه پاپوش دوخته شده
اونم برای دههها
حقیقت اینکه تو یه قاتلی
با مسائلی که دیگه تموم شده منو تهدید نکن
این پرونده دیگه
با بولت تموم شده
مهم نیست چقدر تلاش کنی، نمیتونی چیزیو تغییر بدی
از اون موقع من
من تو و موسی و صدها آدم دیگه رو توی ذهنم کشتم
من تو رو قانونی به دادگاه میکشم
تا اونموقع هر چقدر که میتونی با دخترت خاطرات خوب بساز
ولی خب حتی الانم
حس میکنم باهات مثل یه مادر رفتار نمیشه
تو
تو واقعا فکر میکنی بی نقصی؟
تو هم قاتلی
آره، درسته
منم نمیتونم آزاد باشم
پس تلاش میکنم که تمومش کنم
کاری کنم همتون محاکمه بشین
بعدش
منم همینطور
هیونگ
شماره تلفن خانم پارک رو بده بهم
مامان
رسیدی؟
سلام- سلام بوسوک-
عمو کو؟
کلاستون تموم شد؟
امروز آخرین جلسه کلاس خصوصیه
قراره یه مدت همو نبینیم
منظورت چیه؟
دقیق حرف بزن
من قرار بود با بوسوک دوکبوکی بخورم؟
...صبر کن
یه دقیقه صبر کنین
برای دوکبوکی مین سو
من میتونم پولشو بدم
خیلی خب
مواظب خودتون باشین
برمیگردم- باشه-
مواظب ماشینا باشین
حواستون به ماشینا باشه
...اتصال برقرار نشد پس از شنیدن صدای بوق
برادر شوهر کجایی؟
چرا تلفنتو جواب نمیدی؟
منتظرتم بهم زنگ بزن
سر راه وایستادی
آجوشی، چرا صف رو بهم میزنی؟
!آجوشی، آجوشی
برو تو صف
صف پشت سرتو نمیببنی؟
!به چی زل زدی
واقعا که، راجع به اخلاق عمومی چیزی نمیدونه
نمیتونی ببینی؟- فقط تو سرت شلوغه؟-
آجوشی، چرا صف رو بهم میریزی؟
باید بری ته صف
برگرد عقب
برو توی صف، این بیادبیه
اینجا منطقه سیگار ممنوعه
اگه تو یه مکان عمومی که به عنوان منطقه سیگار ممنوع تعیین شده سیگار بکشید
طبق قانون ملی ارتقای سلامت، باید ۱۰۰هزار وون جریمه بدین
همچین چیزیه
میتونم کمکتون کنم؟
بله
میخوام از اینجا برم
من امروز نجاتت دادم
همینجوری برای خودت علاف میچرخی؟
پس هدف خوبی برای آدم بدایی
خیلی خب
آماده کوئیز هستی؟
...بله بله
!بله
خب الان
چرا میخوام برم همسر سابقمو ببینم؟
چرا؟
...خب
میخوای دوباره از اول شروع کنی
!دنگ
نه، اگه برم دوباره پریشون میشه
من میترسم اشتباه برداشت کنه و فکر کنه بخاطر اون زمان سختی رو میگذرونم
فقط باید تمومش کردم
من دارم میرم اینکار رو بکنم
شوهر سابقم یکم دچار سوءتفاهم شد
فکرش رو که میکنم
چون دچار سوءتفاهم شده وسواس پیدا کرده؟
لطفا ساکت باش
چرا؟
خب، چون تو هم یه مردی
نمیخوای راجع بهش بد و بیراه بشنوی؟
...نه اینجوری نیست- راننده-
وقتی که باهاتون حرف میزنم
سختتهکه گوش بدید؟
منم طلاق گرفتم، دارم از گوش دادن به این حرفا لذت میبرم
همسر سابقت وسواس داشت
پس به خاطر همین طلاق گرفتی
اوه درسته، درسته، درسته
پس وسواس بچگانهش چی بود؟
یه وقتایی نمیشه جواب تلفن رو داد، میشه؟
مگه مردم همیشه موبایلشون رو کنارشون قرار میدن؟
اینجوری نیست؟ من فقط جواب تلفنو ندادم
میدونی دیگه چی میگه بهم؟
ورود، ورود، ورود
چون امروز اونجا کمکت کردم
باید کرایه تاکسی رو بدی، درسته؟
بله همینطوره
!درسته
میگم
اون کیف ویولن سل چیه؟ ویولن سله؟
خداحافظ
خداحافظ خدانگهدار
تاداا
کی اومدی؟ با چی اومدی؟
بیا حرف بزنیم، بیا ببینمت
غذا خوردی؟
خیلی خوشحالم میبینمت چه ری، خیلی وقت میگذره
کجا میمونی؟
تا کی میمونی؟ باید دوباره برگردی؟
مادر جان چطوره؟
فکر نمیکنی زیادی لاغر شدی؟
بیا
همین که اومدی ممنونتم
حتی اینم خریدی
میگن این برای مفصل و استخونا خوبه، زود بخور و بهتر شو
باشه، آیگو، دوباره
...مفاصل من
تو هم یکی بخور
ممنون
هومـم
خیلی خوبه
خوبه
واقعا؟- خوبه؟-
اوه خدای من
پس میتونی یه لطفی بکنی؟
چه لطفی؟ فقط بگو
یه نفر رو بکش
گو این بو الان توی خونه 405 حبس شده
ترتیب گو این بو رو بده
از این بعد حواست به مامور 404 هم باشه
گزارش گو این بو رو گرفتی؟
تحویل دادسرا دادم
هنوز برام سواله
حدس میزنم بهش علاقهای نداری؟
حالا که تیم تعقیب دنبالشه
اگه پیداش کردی، باید طبق برنامه پیش بری
ولی ما
تا حالا کاری رو برون سپاری کردیم؟
همم؟
نه؟
واقعا؟
که اینطور
راستی، اوه چون ریون
هر وقت کمکی خواستی
بهم بگو
منظورت چیه؟
چون وقتی اوساکا بودیم
اون موقع که من تنها شده بودم و نزدیک بود بمیرم
روی مقامت و بچه ها شرط بستی و
بی پروا حرکت کردی تا منو نجات بدی
اون موقع یه احمق به تمام معنا بودی، میدونی؟
این یه داستان قدیمی
یادت نره
...من
جونم رو بهت مدیونم
برو بیرون سر کارت
یادت نره
درباره این سازمان خالکوبی تحقیق کن
پدرجون
اوه، من غذا نمیخورم
قضیه اون نیست
خانم پارک اینجان
چی؟
خانم پارک؟
آره
بفرمایید چای
خب خانم پارک
رفتی مکنه رو ببینی؟
مکنه همه چیز رو میدونه
چی؟
...مکنه گفت
من خیلی دلم برای مادر مرحومم تنگ شده
اینکه توی جشن هشتادسالگی
کسی به جز مادرم
کنار جناب کوان بشینه
خیلی ناراحتش میکنه
مکنهمون همچین چیزی گفت؟
تا وقتی اون پسر شیرین به سینهش رو چنگ میزنه
نمیتونم به جشن 80سالگیت بیام
و
جناب کوان اینبار هم
بذار بچه ها هرکاری دوست دارن بکنن
گوشیت رو گم نکردی، مگه نه؟
اون گفت برادرشوهر مشکل پدرجون رو حل کرده
واقعا خوشش اومده- اوه اوپا، واقعا یه کاری کردی؟-
همونطور که انتظار داشتیم، پونگ پونگ صلاحیت پدر شدن رو داره- آفرین بابا کوچولو-
کارت خوب بود مکنه
مکنه، عاشقتم
چون خوب حرف میزنم شبیه شوخی به نظر میاد؟
پس طبق روال پیش میرم
...اوه خدا
هی چرا نمیچسبه
اوه! درسته
این چیه؟
اوه پدر، اینو نکن، جداش نکن
نمی تونی اینو برداری، نکنش
اه این دیگه چه کوفتیه که چسبوندی به ماشین به این قشنگی؟
نه، اینا همهشون پایه علمی دارن
اینجوری به سقف ماشینت چسب میچسبونی، خب؟
بعد لرزش ماشین کم میشه
باعث مقاومت هوای کمتر میشه
مصرف سوخت بهتر میشه وقتی مصرف سوخت بهتر شد
عمر زمین زیادتر میشه
به خاطر تغییرات آب و هوایی، مردم کل دنیا
اوضاع سخت و ناراحت کنندهای دارن
گرفتی؟- ...مردک دیوانه-
من تنها کسیم که نگران این زمینه، آیگو
راستی زن داداش
مکنه هنوز گوشیش رو جواب نمیده؟
نه
...واقعاکه- مین سو-
آخرین باری که عمو رو دیدی
چیزی به جز اونایی که بهم گفتی نشنیدی؟
سعی کن یه کوچولو یادت بیاد، باشه؟
!آها
یه وام 10 هزار وونی خواست
گفت سریع بر میگردونه
نگران نباش زن داداش
چطور میتونه وانمود کنه چیزی راجع به تولد 80 سالگی باباش نمیدونه
حتما زنگ میزنه و میاد
چون از بچگیش همین شکلی بوده
نگران نباش، چیزی نیست
اگه اوپا امروز نیاد
!من طلاق میگیرم
پونگ پونگی، پونگ پونگی
عمو، حالت چطوره؟- اوه-
اوه هیونگ ببین چقدر شادابه-
آیگو، تو هم خیلی سرزندهای
جوون تر به نظر میای، نه؟
عه، چطوری اومدی؟
گفتی نمیتونی بیای، پس اومدی؟
به خونگ گا این اومدم
ها؟- سونگ گا این-
اوه، برید داخل
بله، خوش اومدین
هنوز زنگ نزده؟
حتی پیامکم نداده
...این حرومزاده واقعا
از استرس غش نکنه؟
من میرم پیشش- اوه-
عزیزم، عزیزم
تو ترتیب برنامه ها رو میدونی
نمی تونیم جای خواننده دعوت کننده و خوندن نامه رو عوض کنیم؟
به خاطر تنظیمات کارائوکه
فکر نمیکنم مشکلی باشه. چطوره؟
آره، لطفا ترتیبش رو بدین
لطفا همونو انجام بدین
...آهای تو- اوپا-
بله؟
برادرشوهر رو چیکار کنیم؟
!میاد بابا
نمیاد
آیگو، گفتم وقتی مراسم شروع شه میاد
اینجا خیلی چیزا واسه خوردن هست، چرا نیاد؟
...باورم نکردنیه- عجیبه-
یعنی اتفاقی براش افتاده؟
تصادف نکرده؟
آیگو، این طوری نیست، نگران نباش
خیلی خب، بیاید مراسم رو شروع کنیم همگی بفرمایید داخل
پدر
اوه، اوه
!یه دقیقه وایسید
چرا؟- برادرشوهره-
مواظب باش، مواظب باش
این کارتیه که من به برادرشوهر دادم
تا توی مواقع اضطراری استفاده کنه
این سوپرمارکته مال اونجاست؟ مگه نه؟
درسته، سوپرمارکت کنار مزار مادر
این بچه چه مرگشه؟
چرا روز تولد من رفته پیش مامانش؟
اینو باش. واقعا دردسر درست کرده
وای واقعا دارم دیوونه میشم
عزیزم، در هرصورت من مطمئنم تصادف نکرده
فکر کنم دیر شده، بیاین سریع بریم داخل
!نه
فکر کنم باید بریم بیاریمش
همین الان
آیگو، نه
جشن تولد 80 سالگی پدر توی اولویته
آره عروس بزرگه، این همه مهمون خبر کردیم
درست نیست شخصیت اصلی نباشه
فکر کن، این همه واسه تولد 80 سالگی آماده شدیم
چقدر دردسر کشیدیم واسش، ها؟
همهشو به خاطر مکنه به فنا بدیم؟
اوه با عقل جور در نمیاد
نه نه، الان نه
الان اذیت شدنای من چه اهمیتی داره؟ ها؟
جشن واقعی چیه؟ ها؟
چیه چیه چیه چیه؟ این جینگول پینگولا؟
تولد 80 سالگی پدرجون که من ترتیب دادم
خونوادمونه که همه با خوشحالی دور هم جمع شدیم
درسته
کل خانواده، از جمله بابای پونگ پونگ، باید دور هم باشیم
پدرجون هم همینطور
اینطوری خوشبختی واقعی رو احساس میکنین
درسته پدرجون؟- درسته پدرجون؟-
پدرجون، جوابمو بده
این 1400 وون برای من
خیلی عجیبه
چرا باید بره مزار مادر جان و ازش استفاده کنه؟
یهویی
این شبیه یه عکس العمل دفاعی بدنت نیست که ازت میخواد مراقب خودت باشی؟
اگه فکرای بدی به سرش زده باشه
...و یه چی مثل رابط ساعقه خریده باشه
اگه اینطور باشه وقتی ما اینجا خوشحال و شادیم
وقتی کباب بره میخوریم
همین زمان رعد وو برق بهش میخوره
باید بریم پیداش کنیم
عجله کنین بریم زود باشین
من نمیتونم یه لحظه هم اینجا بمونم
عزیزم، زن داداش کجا میرین
شماها دارین چکار میکنین؟
باید بریم اوپا رو پیدا کنیم
زود بیا بریم بابا
بابا بزرگ عجله کن- کی دوباره این اتفاق میفته؟-
...واقعا که
...وای خدایا به من صبر ایوب بده، بچه ها
چرا اینجوری میکنی؟
چی؟ اومو؟
آیگو، زن داداش
نظرت چیه من برونم؟ من سریع ترم
من میخوام برم شوهرم رو بیارم خونه
من باید همه چیو مدیریت کنم
چرا وقتی راهنمای سمت چپ رو روشن میکنی میپیچی راست؟ داری چکار میکنی؟
یه لحظه حواسم پرت شد
اصلا میدونی راهنما چیه؟
آره بابا من یه پا شوماخرم
جانم؟
آه
چی؟
کباب بره؟
کباب بره چیه؟
هی کباب بره خیلی خوشمزهست
تو الان کجایی؟
من حتی نمیتونم بچه هاتم ببینم
باشه پس فعلا- منظورت چیه؟-
از دست تو کوان وونگ سو- آیگو حله-
بیا جشن 80 سالگی رو شروع کنیم لطفاً یه کف مرتب بزنین
خیلی خب، ستاره جشن امروز ما
ایشون الان میان داخل
اگه با یه کف مرتب تشویقش کنین ازتون ممنون میشم
قربان لطفاً بیاین داخل
وونگ سو کجا موندی؟
ستاره جشن امروز نیومده؟
اگه کسی که تولدشه نیومده پس ما ستاره این مجلسیم
میکروفن رو رد کن بیاد
ایشون سونگ گا این از محله ماست
سلام
یه آهنگ میخونم
که همه رو بیدار کنه
♪ بدستش بیار ♪
♪ قابیل باش ♪
زن داداش
کی قراره بزرگ شی ها
آخه چرا میزنی زن داداش
کی قراره بزرگ بشی، هان؟
یورا عینهو مامانه
مثل شین اِ هست
شبیه مامان بزرگه
بیا اینجا بینم- هیونگ چرا فقط داری نگاهش میکنی؟-
داشتی چه غلطی میکردی
اوپا
می ریم، چرا داری گریه میکنی
گریه نکن
من یه چیزی رو خیلی ارزون خریدم
اما اونا گفتن
هزینه های اضافی هم داره
من به خاطر کاغذبازی هاش گیج شدم
میخواستم ردش کنم
بعد از اون کاغذبازی ها هزینهش شد 20 میلیون وون
آخه من 20 میلیون وونم کجا بود؟
...پس
چیزی رو که میشه با 500 هزار وون خرید رو
باید برای خریدش 20 میلیون وون بدی؟
بابا تو خیلی باهوشیا
درسته
با این حال
فهمیدم اون 500 هزار وونم ارزش نداره
چی خریدی؟
لعنتی چی خریدی که حتی ازت کلاهبرداری شده؟
اگه مثل آدم حرف نزنی همین جا چالت میکنم
صاف و پوست کنده حرفتو بزن
چی خریدی؟
اینجا رو
این باباست
نه منظورم اینه بابا گفت آخرین آرزوش اینکه کنار مامان دفن بشه
وقتی بابا بمیره اینجا کنار مامان دفنش میکنم
بابا منتظرنیستی؟ به این فکر کن که پیش مامان دفن میشی
این چیزیه که الان داری بهش فکر میکنی؟
...پس یعنی اوپا
تو برای تولد 80 سالگی پدر جان قبر خریدی؟
آفرین خودشه
ولی این وسط ازم کلاهبرداری شد
ولی من تا آخر
از جایگاه بابا مراقبت کردم
پدر از این به بعد دیگه فکر کن فقط یه پسر داری
بیا اینجا، بیا اینجا
همین جا چالت میکنم- آی درد داره آی درد میکنه-
مین سو به اون کوهه نگاه کن، اون کوهه
خوشگله، نه؟
حالت خوبه؟
آخه 20 میلیون وون؟
بیا فعلا بهش فکر نکنیم
...الان، فقط مهمه که
به جشن 80 سالگی پرجان برسیم
اوهوم باشه
بابا، اما کوچیکترین فرد خانواده این کارو کرده
پس یعنی زمان کمی برات مونده، من حواسم به بقیه خانواده هست
تو فقط باید راحت کنار مامان دراز بکشی
...آیگو
بابا، بدو بریم زود باش
...وقت تعطیل کردنمونه
هنوز 18 دقیقه مونده- بله؟-
هی هنوز ساعت 8 نشده؟- آره هنوز وقت داریم هیونگ-
هی طبق قرارداد 18 دقیقه مونده مگه نه؟
درسته ما 18 دقیقه دیگه زمان داریم
مگه نه زن داداش؟- آره-
بالاخره میتونیم جشن 80 سالگی رو بگیریم، نه؟
بابا برو تو کارش
هی، من خیلی خوشحالم
!آه! آه
کسایی که عضو خانواده کوان وونگ سو نیستن
ممنون میشم اگه چند دقیقه ما رو تنها بذارین
در خروج اینوره- از این طرف-
در خروج اینوره سریع برین بیرون
زود باشین- ...حالا-
وقت نداریم، بدویین
♪جرینگ جیرینگ جیرینگ ♪
♪ جرینگ جرینگ جرینگ
♪ بدون هیچ قید و شرطی ♪
♪ جیرینگ جیرنگ کوان وو سونگ ♪
♪ تولدت مبارک ♪
♪ تولدت مبارک ♪
یه بار دیگه، یه بار دیگه
♪ تولدت مبارک ♪
♪ بابای عزیزمون ♪
♪ تولدت مبارک ♪
یه بار دیگه، یه بار دیگه
♪ تولدت مبارک، تولدت مبارک ♪
♪ بابای عزیزمون ♪- ♪ بابای عزیزمون ♪-
♪ تولدت مبارک ♪
بسه دیگه چند بار تولدت مبارک میخونین؟
پر جان امروز حسابی خسته شدی لطفاً برین استراحت کنین
عروس بزرگه
دوستت دارم
پر جان دوستت دارم
منم دوستت دارم- بابا منم دوستت دارم-
دوستت دارم
بابا عاشقتم
♪ تولدت مبارک بابابزرگ ♪
خیلی خسته شدی عزیزم
مین سو هم خیلی زحمت کشید آه، یه لحظه صبر کن
گوشیمو جا گذاشتم
زود برمیگردم- باشه-
بیا بریم تو
سنگ کاغذ قیچی
دوباره، سنگ کاغذ قیچی
بیا اینجا
کوان مین سو، بیا اینجا. کجا داری میری
اگه منو نمیشناختی ناراحت میشدم
خوبه که منو میشناسی
اصلا فرق نکردی، کانگ یورا
شماره 27
تو مین سویی
مین سو
::::::::: آيــــ(خانواده: پیوند ناگسستنی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
فکر کنم یادت رفته من کی هستم ::::@AirenTeam::::
آیگو چرا الان خودتو نشون دادی؟ ::::@AirenTeam::::
!لاو شات ::::@AirenTeam::::
هی فرق میکنه فرق میکنه ::::@AirenTeam::::
من نمیدونم چطوری این کارو انجام بدم ::::@AirenTeam::::
برای ایجاد محبت بین خودمون باید این کارا رو بکنیم ::::@AirenTeam::::
فوراً از خونه من گمشو بیرون ::::@AirenTeam::::
فکر میکردم اون جوداست ولی اون نبود؟ ::::@AirenTeam::::
مین سو؟ ::::@AirenTeam::::
...یکم قبل از برادر زن خواستم که مین سو رو ::::@AirenTeam::::
چرا نمیتونی بگی کسی رو میشناسی؟ ::::@AirenTeam::::
اگه میخوای دخترت رو پیدا کنی ::::@AirenTeam::::
کاری که بهت میگم رو انجام بده ::::@AirenTeam::::
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.