Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(خانواده: پیوند ناگسستنی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
حالت لامپا
خیلی منحصر به فرده
خیلی خوشگله
دوهون گفت برای چیزای الکی پول زیادی دادم
ولی شما واقعا دید خوبی دارین
بیشتر از یه سال واسه خریدنش صبر کردم
پیدا کردنش خیلی سخت بود
واقعا دوستش دارم، دستتون دردنکنه
در واقع دیزاینری که این لامپو طراحی کرده
کل عمرش معتاد مواد مخدر بوده
...اوه- بعد توی سن پایین-
به مرگ محکوم میشه و پشیمون میشه
در جستجوی خوشبختی
چیزایی که از دست میدی
فقط کسایی که این لامپ رو دارن
آرزو میکنن کاش این شکلی زندگی نمیکردن
یه پیام اینجا نوشته
(یادت باشه تو هم میمیری) "ممنتو موری"
"یادت باشه تو هم میمیری"
ولی وقتی چراغ رو روشن کنی
برخلاف انتظار
پیام محو میشه
نمیشه کاریش کرد
مردم در نهایت توی تاریکی زندگی میکنن
"ممنتو موری"
فقط بعد از مرگ میفهمی
...هواپیما میچرخه
!آخ
آخ، افتادم
...بعدها اگه
توی روشنایی زندگی کردی
هیچوقت یادت نره
که تهش چیه
آیگو، مامان مین سو- سلام-
معمولا واسه دیدن پدرشوهرت سر میزنی
واسش میرم خرید خواربار
برو داخل- چشم-
سلام
بابا درد میگیره
...نه، بابا، چرا
بابا بس کن، باشه؟
چرا تقصیر منه؟ تقصیر توئه، نیست؟
تو اشتباه کردی
!بس کن
بابا تمومش کن، به اندازه کافی کتک خوردم
بیا ببینم، میای یا نه؟
!کجا در میری
پیش پیش پیش بخواب پیش پیش لالا
زن داداش کمکم کن، کمکم کن
چی شده؟- بیا اینجا-
دارم عین آدم باهات حرف میزنم، پس بیا اینجا
،به خاطر تو ماشین قرض کردم چرا مجبورم کردی اینکارو بکنم بابا؟
...به خاطر تو حتی نتونستم مان سو رو
تو سفر آخرت بدرقه کنم حالا میخوای چیکار کنی حرومزاده؟
اوه پدرجون، پدرجون، آروم باش
برادرشوهر، برادرشوهر اوه! عوضی آشغال
!صبر کن، صبر کن، وایسا
بابا چرا منو دعوا میکنی؟ تقصیر ماشینه
نه، چی ،چی، چی، چرا، ماشین چیه؟
اوپا گند زد توی ماشینی که از دوستش قرض گرفته بود
تو گفتی تاکسی خبر میکنی
!بابا ازت متنفرم
واسه رفت و برگشت 500 هزار وون میخواست
...آم پس یعنی
بدون ادای احترام به دوست پدرجون برگشتین؟
آره
خب نمیشد بره
چطوری 500 هزار وون رو حتی برای خاکسپاری بهترین دوستش بندازه تو جوب؟
هی هی، نمیزنمت، پس بیا اینجا
وقتی باهات درست حرف میزنم بیا اینجا- پدرجون آروم باش-
...هی پدرجون، من واقعا
پدرجون، باشه باشه- ...من واقعا-
!این عوضی
!بیا- آخ بابا-
پدرجون داری موهاشو میکنی- دارم میمیرم دارم میمیرم-
!زن داداش! زن داداش! عزیزم! عزیزم
!اوه نیا! نیا
!وای نیا نزدیکم
!نیا! نیا! نیا
زن داداش چرا فقط داری نگاه میکنی؟
پدرجون، آروم باش، پدرجون
اگه امروز گیر بیفتی میمیری حرومزاده- پدرجون-
آیگو، آروم باش پدرجون
پدر جون، تلفنت داره زنگ میخوره، تلفنت
ها؟ گوشیم- گوشی-
...آیگو
!مراقب باش- آیگو، زن داداش-
آیگو
آیگو، آیگو
خب یه ماشین اجاره میکردین چرا ماشین دوستشو قرض گرفتین؟
اوپا به حفظ وجهه پدرجون توجه خاصی داره
دوست داره با ماشین خارجی بره زادگاهش
پس باید به من خبر میدادی
...جاری جون
قطعا به نظر توام 500 هزار وون معقول نبود
کجا رفتش؟
من میرم اوپا رو پیدا کنم- مراقب باش-
اوه، وایسا وایسا- چی؟-
کفشای برادرشوهر
اینجا جا گذاشتتشون؟- آره-
دارم دیوونه میشم، واقعا دارم دیوونه میشم
باهاش حرف بزن و بهم زنگ بزن
اوپا
اوپا
(قسمت پنجم) آخرین قطار رفته بود، پس خیلی زود میام اونجا
اوه، معلومه که باید خودمو برسونم
باید به مان سو اجازه بدم بره
آره
پس بعدا میبینمت زن داداش
پدرجون
گلوت رو تازه کن- آه-
من و مانسو واقعا به هم نزدیک بودیم
مثل عشق اول هم بودیم
...تو محلهمون
کیم جی می یه خواهر بزرگتر داشت که دقیقا عین اون بود
خواهر بزرگتره خیلی خجالتی بود
خوراک روستاییها هم که شایعه سازیه
حتما قید کیم جی می رو زدین
تا مادرجون رو ببینین
درسته
چنده؟
ده روی پونزده
ده تا نفس عمیق بکشین
پدرجون- ها؟-
آوو خوبه
این
آره، بخور
برندار، برندار، لازمش نداریم
اهمیت نده و بخور
پدرجون پیامک داد
چی؟
پدرجون میگه دوباره با قطار میره
پس بابا با همه خوبه جز من؟
نمیخواد باهاش بریم؟
میتونی ببینیش؟
اینجا رو میبینی؟
میبینی
آهای
دو پرس فیله اضافی برای ما- بله-
...من امروز
کارت بابا رو دارم
هرچیزی میخوای بخوری سفارش بده
باید سوپ استخوان گاو بخورین
اینایی که توی فریزر میمونه به درد نمیخوره
...آیگو
چرا انقدر به خودم زحمت بدم؟
الکی دردسر داره
وقتی مکنه بچه بود
میدونی که مرگ رو پشت سر گذاشت، نه؟
میدونم
روزگار سختی بود
از مادرجون شنیدم واسه جور کردن هزینه عمل خیلی سختی کشیدین
کسی که هزینه عمل رو داد مان سو بود
...پولی که واسه عروسی کنار گذاشته بود رو
بدون اجازه زن داداش داد به من
وای، خدا خیرش بده
آره
مان سو جیهون رو نجات داد
پس واسه همین میخواستین باهاش برای تسلیت برید
باید قبل از مرگش
بهش نشون می دادم جیهون چقدر بزرگ شده
نه
چرا یه آدم بزرگ رو اینطوری نشون بدم؟
بهتر شد
اوه، اگه الان پاشم برم عالیه
...یکم آب بخور پدرجون
پدرجون
من یه دعوتنامه درست کردم
آیگو، دیگه خیلی زیاده روی نمیکنی؟
فقط 80 سال زندگی کردم دیگه !کاری نکردم که
چی داره که انقدر بهش افتخار کنم؟
بایدم افتخار کنین
هشتاد سال اینجوری سالم زندگی کردین
بچههاتون بهتـون افتخار میکنن
...من
هیجان انگیزترین جشن هشتاد سالگی در جهان رو براتون فراهم میکنم
تازه بابای مینسو خواننده هم دعوت کرده
"خواننده مورد علاقه شما "سون گا این
اوه، واقعا "سون گا این" قراره بیاد؟
پس همه خودشونو میکشن که بیان "سون گا این" رو ببینن
حسابی ذوق مرگ میشن
فقط کافیه بیاین
میخوام براتون آهنگ تولدت مبارک بخونم
مشتاقانه منتظرشم
لطفا وقتی رسیدی باهام تماس بگیر شبم هست خیلی مراقب باشین
باشه
تو هم وقتی رسیدی خونه بهم پیام بده
باشه- فردا میبینمت، مینسوی ما-
بای بای
به سلامت
اوه جاری، بالاخره جواب دادی
برادرشوهر چطوره؟
هنوزم همونطوره؟
گوشی رو بده بهش ببینم
برادرشوهر، قراره به این رفتارات ادامه بدی؟
من واقعا ازت ناامید شدم، ها؟
میتونید بعد از کالبد شکافی شدن ببینیدش
"بولت؟"
زنده بوده
...دومینیک
نه، گفتی اسمش وولف بود؟
در مورد چیز خاص دیگهای باهاش صحبت نکردی؟
چون اومده بود کره
دعوتـش کردم خونهمون
فقط درمورد خاطرات قدیما صحبت کردیم، همین
خب پس، مظنون رو شناسایی کردی؟
تک تیراندازی که وولف رو کشت
دارم تحقیق میکنم
قوانینمون رو که میدونی
تو بهتره از این کار بکشی کنار
برو دوستت رو در آرامش بدرقه کن
گزارش بده
اوه، من همه دوربینهای مدار بسته نزدیک کافه رو بازیابی کردم
همونطور که خواسته بودی، بدون ایجاد مشکل رسانهها بهش رسیدگی کردیم
باشه فهمیدم
پرونده تیراندازی به وولف رو من خودم بررسی میکنم
...همه موارد مرتبط رو
دوباره برام بفرست
اطلاعات وولف رو برام ارسال کن
عزیزم، یکم قبل صدای ماشین لباسشویی رو شنیدم
الان درشون بیارم؟
ولش کن، باید یه بار دیگه بشوره
اوه، باشه
مین سو
صورتت رو گربه شور نکن، باشه؟
من حتما میرم جشن تولد بوسوک
مگه بهت نگفتم که نمیشه بری؟
به بوسوک بگو که اون روز جشن تولد هشتاد سالگی پدربزرگت قراره باشه
چرا بابابزرگ، چرا؟
چرا تولدش باید با روز تولد بوسوک یکی باشه؟
مین سو بس کن
صورتت رو درست بشور
اوپا- ها؟-
...برای تولد هشتاد سالگی پدرجون
برنامه "سون گا این" رو چک کردی؟
"...اوه، "سون گا این
...چرا؟ چیشده
نمیاد؟
...نه، اینجوری نیست
"نمیتونم هیونگی که منو به "سون گا این معرفی کرده بود، پیدا کنم
...اه، چرا هیونگ
بدون اینکه بهم بگه شمارهاش رو عوض کرده
یعنی تو چیزی به پدرت گفتی که ازش مطمئن نبودی؟
...نه، خب
اینکه امروز برای هشتادمین تولد پدربزرگ جشن بگیریم، چطوره؟
من کیک میخرم
بهت گفتم بس کن، کوان مین سو
زود باش و لباسات رو عوض کن، بدو
...میگم
چطوره بدلش رو بگیـم بیاد؟
خیلی شگفت انگیزه، دقیقا خودشه
میدونی که من چشمهای خوبی دارم، آره؟
!دقیقا عین خودشه
واقعا شبیهه
میخوای سر پدرت شیره بمالی؟
تو و من باهم گولش بزنیم؟
...نه، اما
اگه فرزند سالاری باشه، امکانش نیست؟
...خب
گروه کلاهبرداری زوجین یکم ریسک داره، مگه نه؟
اوه، پس برادرزاده "سون گا این" چطوره؟
!من تو تلویزیون دیدمش، دقیقا همون شکلیه
!دقیقا همونه، همون
مامان
جشن تولد بوسوک
مین سو
مین سو تو جشن تولد هشتاد سالگی پدربزرگت
نمیخوای "سون گا این" رو ببینی؟
نه، میخوام دوست دختر بوسوک بشم
اوه، پس میخوای دوست دختر بوسوک بشی؟
!یکی داره زنگ میزنه، تلفن مامانه، آیگو
تلفن مامان داره زنگ میخوره
آیگو، مین سو تلفن مامانی داره زنگ میخوره
بریم به دادش برسیم؟
بیا بریم، بیا بریم، بیا بریم، بیا بریم، بیا بریم
اه، باید چیکار کنم از دست اینا؟
مامان، زن عمو داره زنگ میزنه
...آیگو
یک، دو، سه، چهار
دو، دو، سه، چهار
یک، دو، سه، چهار
دو، دو، سه، چهار
یک، دو، سه، چهار
دو، دو، سه، چهار
یک، دو، سه، چهار- ...من مرد گیـری نیستم بابا-
میخوای بیای چی رو ببینی؟
من مشکلی ندارم، هیچیم نشده
اه ناراحتم
چرا تاریخ ها اینجوری باهم تداخل دارن؟
اگه دو تا نوه داشتم این کار رو نمیکردم به خدا
غصه نخور، میگم اشکال نداره
...و اینکه
این چرا انقدر پاک و صادقانهست؟
باعث میشه بیشتر از کارم ناراحت بشم
پس بیا این کارو بکنیم
...شاید نتونی جشن تولد 80 سالگـیم بیای خانم پارک، اما
نظرت در مورد تولد 90 سالگـیم چیه؟
...تا ده سال آینده
امکانش هست؟
!معلومه، هرروز داریم کلی ورزش میکنیما
آقای کوان- بله-
میخوای بارفیکس رو امتحان کنی؟
الان فکر کردم که امتحانش کنم
واو، محشره
عالیه، کارش حرف نداره
خیلی باحاله
...نه، این
خیلی باحاله
بابا اینجاست؟
نیست؟
میریم غذا خوردی؟- اوهوم-
چی خوردی؟
این چیه؟ همشو خوردی؟
...آیگو
گشنمه
کی قراره با پدرت آشتی کنی؟
تا کی قراره قهر باشی؟
...وای خیلی بچهای
بچهگونه رفتار میکنم؟
این یه انقلاب مدنی علیه خشونته
باشه
...اوپا، امروز از پدرت
محترمانه عذرخواهی کن- چرا بکنم؟-
من با جاری جونم معامله کردم
اگه اوپا معذرتخواهی کنه
جاری جونم قراره برای پونگ پونگی قبل از تولدش کتاب داستان بخره
معذرت خواهی کن
فهمیدی؟- هی، من برات میخرمش-
قیمت این کتاب داستان چنده مگه؟
کی؟ وقتی پونگ پونگی خوندن و نوشتن یاد گرفت؟
یا هروقت که رفت دانشگاه؟
اوممم، خوشمزهست
شیرینه، شیرینه
...راستش من
طرف پدر جون هستم
تو این روزگار، همچین پدر و مادری دیگه وجود نداره، اوپا
شنیدی که بابام آخرین بار چی گفت؟
بچههای خانوادههای دیگه"
"ماشینو عوض میکنن و میرن سفر خارجه
داره فشار زیادی بهمون وارد میکنه
عه، این فشار بود؟
نمیدونستم
!ببین گیر کی افتادم من
همین که دوهزاریت انقدر کج تشریف داره
...یعنی اوپا
نشون میده که پدر و مادر خوبی داشتی
...پدر جون
دفن شدن کنار مادرجون آخرین آرزوشه
چقدر سادهزیست و متواضعه آخه؟
خیلی باحاله
هی، من غذامو نخوردما
سریع برو دوش بگیر
بریم هانبوک ببینـیم و ازش عذرخواهی میکنیم
خدایا، بذار بخورم بعدش دوش میگیرم- اول برو دوش بگیر-
آره؟- آره، آره-
اوپا
برو دوش بگیر
برو تو، برو تو
پونگ پونگی، تو شبیه بابات نمیشی که، درسته؟ تو بچه خوبی میشی، مگه نه؟
حوله رو بیار
سلام- بله، سلام-
من راهنماییتون میکنم- بله، بله-
ممنون
فعلا چیزی درباره "سون گا این" بهش نگو
...آخه
تا غروب نشده نظرت چیه به برادرزاده "سون گا این" یه زنگ بزنیم؟
...نه که خانوادهشه، اصلا مثل سیبی که از وسط نصف بشه
بابای مین سو
جنابعالی هم که یادته یه قولی به من دادی، درسته؟
مگه میشه من یه قولی بهت بدم و عمل نکنم؟
اوهوم
و مین سو خانم
درست رفتار کن
تمرکز کن، باید تمرکز کنی مین سو
دقت کن
منم ساکت میشیـنم
باشه قربونت
...این هشتادمین تولد پدرجونه
میفهمین که یعنی چی، آره؟
یه فرصت عالی برای جبران محبتهاش با یه حرکته
و کاری کنیم که جای خالی مادر جون رو کنارش حس نکنه
پس بیاین باهم تلاش کنیم تا یه جشن عالی بگیریم
!یالا، فایتیییینگ
!هی
آیگوو
مهم نیت کاره
...آیگوو
خانم یون ما دیگه یه رانندهی عالیه
...اما میگم که
فکر میکردم خجالت میکشی منو به خانوادهت نشون بدی
برای همین دعوتم نمیکنی
چطوری شد که نظرت عوض شد؟
اینجوری نیست
...در ضمن برای دعوت رسمی
لازم نیست حتما به زبون بیارمش که
...پس اون روز
من قراره کنار شما بشینم؟
مثل میزبان مراسم؟
چیزه... کنارم بشینی؟
معذب میشی؟
...ما
هنوز اونقدرا به هم نزدیک نیستیم؟
اوه، باشه
اوکی
لطفا کنار من بشین
خانم یون ما
پدرشوهرم خیلی خوشتیپه، مگه نه؟
رنگش خیلی بهشـون میاد
خیلی بهشـون میاد
بله، درسته
اووووه، خیلی خوشتیپ شده
بله- اینجاش تقریبا یه جوری وایمیسته-
اینجارو عوضش کنین- باشه-
بله، لطفا چروکهای اینجا رو هم درست کنین
چشم، متوجه شدم- ممنونم-
اوپا
...ولی میگم که
...تو جشن اون روز
اگه کسی کنارم نباشه که بشینه
خیلی تنها به نظر نمیام؟
آره، ممکنه
شخصیت اصلی مرد نباید تنها باشه
اونطوری هیجان مهمونی از بین میره
موضوع بزرگیه
پس فقط یه راه هست
قشنگ حرف دل منو میـفهمی عروس مهربونم
...خب، پس اون روز
زن داداش
پدر جون، یه لحظه صبر کنین- باشه-
اوه، شوخی بردار نیست
صداش که عالیه
به خاطر اینه که ژنشون یکیه؟
انگار یه سیبی باشن که از وسط نصف شدن
زن داداش
منو میشناسی دیگه، مگه نه؟
...من هرکاری که بگی انجام میدم
ولی این یکی دیگه غیر قابل باوره
هان؟
من هر روز به بابا زنگ میزنم
از میریم مراقبت میکنم
بابای پونگ پونگیم
به مین سو آموزش میدم
تو کافه هم کار میکنم
!اصن خودت که بهتر از همه میدونی من چقدر مشغولم
چطوری میتونم قول بدم تو همین سال کار پیدا کنم؟
تنها چیزی که نیازه عذرخواهیه
چرا؟ آخه چرا؟
آخه انقدر لازمه؟
میدونی "سون گا این" کیه؟
بگو کدومشونه؟ هان؟
این یکیه
عه، انقدر مشخصه؟
قشنگ مشخصه
واقعا؟- آره-
چهرهش خیلی متفاوته
باید ماسکی چیزی بزنه
ولی صداشون یکیه
خب درسته، صدا مهمه
آره، آره
میشه منم ببینم؟
نه بابا، دارم اخبار میبینم
خدایا نمیتونم
...نکته اصلیه این عذر خواهی
...فراموش کردن گذشته و
ساختن امید به آیندهست
هدفم اینه که این پیام رو به پدرجون برسونم
زن داداش
این یه مورد رو بیخیال شو دیگه
نه- با یه کار دیگه عوضش کن-
نه- ...نه ببین زن داداش-
...زن داداش- !برادر شوهر-
باید این کارو کنی، خب؟
آره
کوان مین سو
کوان مین سو
بابابزرگ اجازه داد که من برم تولد بوسوک
مگه نه بابا بزرگ؟- آره-
...من مین سو رو میبرم دستشویی
ولی دستشویی ندارم
اوه
بیا بریم، زودی برمیگردیم
آیگو، صدا مهمه
... درسته چیزی که مهمه صداست
...اگه کاری کردم که ناراحت بشین
نه بابا چه ناراحتیای؟
آیی، مشکلی نیست
به کارت برس
این برای جشن 80 سالگی خیلی زیاده رویه؟
اون روز کنار من مثل یه گل زیبا میدرخشی
یادته گفته بودم اون روز مراسم نوه منم هست؟
کنسل شد، من میتونم بیام جشن تولد 80 سالگیت
نه! باید با این چیکار کنم؟
هوم
گوش کن مین سو
...خیلی از عمره بوسوک مونده؟
یا خیلی از عمر بابا بزرگ مونده؟
کی وقت بیشتری برای زندگی داره؟
بابابزرگ بهم قول داده تا صد سالگی زنده بمونه
آره، صد سال
پس، بابازرگ الان هشتاد سالشه
چند سال دیگه صد سالش میشه؟
بیست سال دیگه
آره
پس، از اونجایی که بوسوک هشت سالشه چند سال دیگه صد سالش میشه؟
چی؟
ها؟
!کوان مین سو
نمیتونی هشت تا از صد تا کم کنی؟
واقعا نمیدونی؟
ای داد، پس تو مدرسه چیکار میکنی؟ خوابت برده؟
...نه بابا! تو بلدی
مین سو، 100 منهای 8 چند میشه؟
...واقعا که
نمیتونم به خانم یون بگم که نیاد
...عجب گیری کردما
به خانم پارک هم نمیتونم بگم که نیاد
چه وضعشه
شروع کنین
آیگو
نه نه! حسابی دردسر میشه
اه، صداش اذیت کنندهست خاموشش کن
!یاااا
واقعا شبیه هم نیستن؟ ببین
قشنگ شبیه سون گا اینِ مگه نه؟ آخه ببین
هیونگ واقعا نمیتونی اینبار در بری- ای بابا-
مگه نمیدونی بابا چقدر انتظار دیدن سون گا این رو داره؟
چطوری میخوای درستش کنی؟- هوفف-
شنیدی؟ 9 و 10
پس ده تا از این آب نباتها، چندتاست؟
خوب یاد بگیر و بعدا به پونگ پونگی منم یاد بده
مین سو، حالا این چندتاست؟
صد منهای هشت رو نوشتی 1600؟
...با عقل جور در نمیاد که- !جاری-
میخوای دوباره قدرتت رو به رخ بکشی؟- قدرتمو به رخ بکشم؟ دستت رو بیا بالا بدو-
...دستمو- خودت اول بیار-
چرا انقدر اینجا سروصداست؟
این مسخره بازیا دیگه چیه؟ ها؟
معمولا وقتی قراره جشنهایی ...مثل تولد 80 سالگی پدر و مادرا گرفته بشه
میگن بین خواهر و برادرا دعوا زیاد پیش میاد
،دوست منم وقتی داشتن آماده میشدن حسابی تو خونهشون سگ و گربه بازی داشتن
یعنی این بلا سرماهم میاد؟
بلا؟
خفه شو ببینم بچه گراز
!برادر شوهر
وای عزیزم، بیا اینجا- !دستم شکست، آخ-
اگه از چیزی ناراحتی به من بگو
...چرا گیر دادی به شوهر بیچارهی من- ببین توروخدا-
...پس
منم شر به پا کنم؟
!عه، ولش کن دیگه
پدر جون، از هانـبوک خوشتون اومد؟
آره، خوبه
پدر جون، من قراره مسئول پلاکاردها باشم
"دوست دارین روش بنویسم " پیش به سوی صد سالگی؟
"یا بگیم" انقدر بریم تا به صد سالگی برسیم؟
دومی بهتره، دومی
آره، خوبه همین
برادرشوهر- بله؟-
گفته بودی میخوای یه چیزی به پدرجان بگی
هی، مکنه
خیلی بلند و با قدرت بگو
باید یه کاری کنی بابا گریهش بگیره، باشه؟
...من به عنوان پسر کوان وون سو
...و مرحوم کیم شین ئه، 28 سال پیش به دنیا اومدم
بلندتر بخون الاغ، بلندتر
!این دوران چه کوتاه و چه طولانی گذشت
...وقتی به قبل نگاه میکنم- همه گوش کنین با دقت-
...برای آرامش خانوادهمون
من بیخیال جشن 80 سالگیم میشم
!همین که گفتم
بابا- بابا-
پدرجان
پدرجان
کجا داری میری؟
خدایا، دارم دیوونه میشم دیگه
بابا
نه، من چیکار کردم؟
درسته، کاری از دست من برنمیاد
اصلا راه نداره، امکان نداره
بولت" هنوز زندهست"
پس موسی حرکتش رو شروع کرده؟
زرد بهترین رنگشه
دخترا بیشتر از همه عاشقشن
"آسانسور در طبقه دوم است"
"به سمت پایین"
"درها بسته میشوند"
"درها باز هستن"
"درها بسته میشوند"
"درها باز هستن"
"درها بسته میشوند"
"طبقه بی 2"
باز سر و کلهی "بولت" پیدا شده
برو، برو- شوت کن-
!شوت کن
...سلام ببخشید
پدربزرگ کوان وون سو اونجا هستن؟
آآآ، که اینطور فهمیدم
!یه شانسی هست، همینههه
کجا رفته پس؟
نه نمیتونه اینجوری باشه، مگه نه؟
حتی خونه هم نرفته
اگه پدرجون معبد و سونا نرفته باشه
پس کجا میتونیم پیداش کنیم؟
کجا داری میری؟- هووم-
برگرد بازم
آها، آره خودشه
هیونگ چیکار میکنی؟ چرا اینکارو کردی؟ میدونی چقدر این موقعیت مهم بود؟ سریع روشنش کن
عه؟- سریع روشنش کن-
باباتون کجا میتونه رفته باشه؟
...نکنه یه موقع خدایی نکرده
گیج و مبهوت توی خیابونها سرگردون باشه؟
بعدش یهویی موقع راه رفتن بیفتـه روی زمین- افتادش-
...آیگو- افتاد زمین-
بدتر از اون اینه که پایی که عمل کرده هم آسیب میبینه
...بعدش تنهایی نمیتونه از جاش بلند بشه
...نه، بابا جونم- ...اون-
...ولی
از اونجایی که پیرمرده، رهگزرا بهش کمک نمیکنن؟
!هیچکسِ هیچکس
وای نه، هیچکسی اونجا نیست؟
نیست؟- حالا چیکار کنیم-
تلفن که اختراع شده زن داداش- هوم؟-
میتونه زنگ بزنه اورژانس بیاد
نداره
شارژ گوشیش تموم شده
!شارژ نداره- گوشیش شارژ نداره-
حتما بازم نزده به شارژ، شارژش خالی شده
...دارم خل میشم، واقعا که پدر جان
...هووف! پس
پدرجان الان کجاست؟
!عالم اموات
!بابایی، بابا
بابایی، باباجونم
...حالا توی مراسم تشریع جنازه پدرتون
چه واکنشی داریم نشون بدیم؟
بزرگواری که تا دیروز سالم بود
وقتی مردم بپرسن چیشد که این بزرگوار فوت کرد
چی داریم بگیم؟
بابای مین سو، چی میخوای بهشـون بگی؟
تو چی میگی برادرشوهر؟
باید چیکار کنیم؟
...اول از همه تو
به مدیر اوه پیام بده
باشه، هرکاری تو بگی میکنم
...اگه توی جشن 80 سالگی بابام و تعطیلات سالانهمون
دخالت کنی، من استعفا میدم
"تعطیلات سالانه"
"...دخالت کنی"
"من استعفا میدم"
خب بببین نوشتمش، الانم فرستادم
ارسال رو زدم
خب من چی زن داداش؟ من باید چیکار کنم؟
...برادرشوهر تو
صمیمانه از مان سو آجوشی معذرتخواهی میکنی
وجهه پدرجان رو حفظ کن
چشم، زن داداش
جاری جون! چه کاری از دست من بر میاد؟
جاری تو چون هیچ کار اشتباهی انجام ندادی نیازی نیست کاری کنی
...به جاش
حواست به این دوتا باشه لطفا
چشم
...در حال حاضر
شما که نمیتونین حال پدرتون رو درک کنین، میتونین؟
...تو اینطور موقعیتها
من چاره ای ندارم جز اینکه از هر طریقی این مشکل رو حل کنم
امیدوارم همه به وظیفههاتون عمل کنین
خب، فایتینگ- فایتینگ-
...ولی جاری جون
خودت رفتار اشتباهی با پدر نداشتی؟
!معلومه که نه
...آخه این چه کاری بود کردی مرد گنده
که همچین دردسری پیش بیاد؟
...واقعا که
با داشتن همچین بچههای گاوی
فکر کنم کل عمرم باید همینجا بشینم
...از حالا به بعد
چطوری باید با بچهها چشم تو چشم بشم
چی؟
...اون آجوما
...آیگو
خانم
!دارین اشتباه میزنین
اینطوری سوار بشین که درست نیست
پس چطوری باید سوارش بشم؟
بیا پایین بهت نشون میدم
ولی تو این محله زندگی میکنین؟
بله، تو همین محله زندگی میکنم
خب
باید محکم بگیرین
وااای، چطوری پاهاتون انقدر قویه؟
خدای بزرگ، حتما خانمتون حسابی خوش به حالشه
...آیگو، جل الخالق
به به، ماشالله خوش بر و رو هم که هستین
آیگو، چی شده؟
آیگو، همه چی تمومه
کارت حرف نداره- مرسی قدرت بدنی-
مگه چه ورزشی میکنید؟
همه ورزشی میکنم
هی، هی
بهت گفتم اطلاعات وولف رو بهم بده
چرا رزومه اون قاتله رو بهم دادی؟
اون پرونده که قرار بود دست مدیر لیم باشه
قرار بود تا الان بهش رسیدگی بشه
ولی میدونین که توی بیمارستان بستری شده
گند خورده به همه چی
چرا من باید گند اونو جمع کنم؟
کار مدیر اوه بوده، نه؟
من هیچی نمیدونم
هرکاری بالادستیا بهم گفتن رو دارم انجام میدم
جون من؟
خدایی؟
...منو ببین
،حرفمو گوش کن یه جوری قانعـت میکنم نفهمی از کجا خوردی
فکر میکنی مدیر اوه تا کی مدیر اوه میمونه؟
من تا کی مدیر کوان میمونم؟
مدیر اوه بازنشسته میشه
بعدش من رئیس میشم
پس به نظرت به حرف کی باید گوش بدی؟
تو باهوشی
خوب بهش فکر کن
درست فکر کن- ...حس هوشمندانه من-
...داره بهم میگه که
توی این زمینه کاری بازنشستگی وجود نداره
اگه مورد هدف قرار بگیری دیگه همه چی تمومه و میمیری
چی؟
...خب
معاون ما شاید آخرین کسی باشه که میمونه
یه همچین چیزایی
...این دیگه چه چرت و پرتاییه
...هی
اطلاعات رو بده بهم دیگه
قول میدم به مدیر اوه هیچی نگم
ما نون و نمک همو خوردیم
هزاران بار باهم جاجانگمیون خوردیما
تازه کوپن جمع کردیم و باهم غذا خوردیم
...پرونده مدیر لیم
اگه بازم گند بخوره بهش، دیگه واقعا عصبانی میشن
لطفا سریعا بهش رسیدگی کنین
هی، ما- من میرم دیگه-
معاون ما
وااای، دارم رد میدم قشنگ
هی
چیزی داری بخوریم؟
...به به! اشتها آور
یخچال مریض چرا هیچ کوفتی جز آب توش نداره؟
چون آدمای بیشعوری مثل تو دست خالی میاین ملاقات و میرین
سرکار نمیری؟
...این آب هم که
هی
درباره گو این بو بگو ببینم
چیزی که برام فرستادی به دستم رسید
مرسی
همکاری میکنی یا نه؟
چرا اون تیر به تو خورد آخه؟
میدونی که من همچین آدمای کثیفی رو قبول نمیکنم دیگه
سطح کاری من و تو زمین تا آسمون فرق داره
کی میای کره؟
داری چه غلطی میکنی؟- هیچی هیچی-
بیشعور میگم داری چیکار میکنی؟
پسش بده مرتیکه بی فرهنگ
این که زنته. زنته عوضی
هی، من تیر خوردم. زود باش بده گوشیمو
چون دوستت دارم بهت میگم
دوست ندارم ببینم مثل احمقا رفتار کنی
چه ری برنمیگرده پیش تو احمق جان میخوای چیکار کنی؟
زود باش بدهش من
زود باش دیگه، پسش بده
بجنب توضیح بده
تو چی از زنها میدونی آخه؟
زن؟
...میدونم
خب، حداقل از تو بهتر میدونم
چه ری هنوزم منو دوست داره
چون زخمی شدم ببین چه دسته گلی فرستاده برام ....بسوزی
بذار ببینم
نکن
"با آرزوی بهبودی و سلامت"
تموم شد
مردی که دوستش داره تیر خورده
"با آرزوی بهبودی و سلامت" بعد اینو میگه و تمام؟
این چیه
مشکلش چیه خب؟
امیدوارم زود خوب بشی شوهر سابق از طرف زن سابق
باشه
اگه واقعا نگرانت باشه
این دسته گله رو که نمیشه بخوریش
...یه غذای مقوی
یا چرا یه چیزی مثل میوه برات نفرستاد؟
!باید همچین چیزایی برات میخرید مردک
به خودت بیا گوسفند به خودت بیا لطفا
...بعدشم ببین
آیگو، چی بگم بهت آخه
گل سفید فرستاده
میدونی معنیش چیه؟
نکن توروخدا- هی-
میخواسته این گل داوودیها رو بذاره جلوی عکست
بعدشم بگه "!واقعا حیف شد که نمردی"
از خواب و خیال بیدار شو
!هی، گمشو برو
والا منم دلم میخواد برم
درباره گو این بو زود بگو برم
گو این بو
تا هدف تعیین بشه و پول رو بگیره فرداش کارش رو تموم میکنه
یه مبارز سرعتیه
این روزا داره همه تلاششو میکنه
...اگه بستری نمیشدم
یه قربانی کمتر میشد
لیم جه یول
اشتباه نکن
ما که ناجی نیستیم
با وولف چیکار کردی؟ داری انجامش میدی؟
نوچ
نمیدونم
اوه چون ریون گفت ازش دست بکشم
من نحسی دارم قوانین رو رعایت نکنم، به مشکل میخورم
گفت خودش بهش رسیدگی میکنه پس حتما درستش میکنه
هی هی
بیا جوابش رو باهم بخونیم
"با آرزوی بهبودی و سلامت"
"با آرزوی بهبودی و سلامت"
از همگی ممنونم
هفته بعد میبینمتون
ممنون
خیلی ممنون
ممنون- بله-
ممنونم- خواهش میکنم-
تکمیل شد G395 اتصال
پدرجون- بله-
من همه چی رو لغو میکنم
چی؟- قضیه دعوت نامه و اینا-
خیلی پر سر و صدا و شلوغ شد، به نظرم اذیت شدین
همه چی رو لغو میکنیم
بیاین ساده بین خودمون برگزارش کنیم
نظرتون چیه؟
من نمیخوام که برای تولد 80 سالگیم مهمونی بگیریما
!نمیگیرم، نمیخوام
ولی برنامه خوبی چیده بودی
چرا میخوای عوضش کنی؟
فهمیدم پدر جون
میخواین هزینههای تولد 80 سالگی رو اهدا کنین
کی بود؟ فکر کنم پارسال همچین چیزی گفتین
گفتم کاش میشد، نگفتم که حتما انجامش میدم
اهدا کردن کار خوبیه
من خسیس نیستم
...نیستم
اون، نه
من جشن تولد ۸۰ سالگیمو نمیگیرم
پدر اینجایی؟
ها؟ چرا؟ چی؟
واقعا اگه "سون گا اینو" بیارم جشن میگیری؟
مسئله "سون گا این" نیست
پدر، من واقعا ناراحتم
...اگه نتونم
قولی که به مادر جون
درباره گرفتن جشن تولد 80 سالگی شما داده بودم رو عملی کنم
...مادر جون حسابی ازم
ناامید میشه، مگه نه؟
من میخواستم قولی که به مادر جون داده بودمو نگه دارم
فکر میکنم خیلی به دردنخورم
...خب
...من، آخه عروس
گریه که نمیکنی، نه؟
گریه نکن، باشه؟
وقتی گریه میکنی قلبم میشکنه، عروس
...پدر
اگه تولد 80 سالگیتو جشن بگیری، گریه نمیکنم
بفرمایید چای
ممنون
عزیزم
منتظر باش چون دارم یه چیز خیلی هیجان انگیر آماده میکنم
...نه بابا
...با بردن بابا سر خاک مان سو آجوشی
قابل مقایسه نیست اصلا
کل خانواده قراره تعجب کنن
آره بابا، دارم همینو میگم
مامان پونگ پونگ
الان سرم شلوغه، بعدا میبینمت
بله جناب
خیلی خوش شانسین، این خیلی خوبه
واقعا؟- بله-
فرصتایی مثل این خیلی پیش نمیاد
قیمتش خیلی خوبه، نه؟
بین جاهایی که تاحالا دیدم
واقعا از همه جا ارزون تر بود
کافیه بهمون اعتماد کنین
و دنبالمون بیاین
بله خوبه- امضا کنیم؟-
پس، اینجا انگشت بزنم؟
آره، لطفا اینجا انگشت بزنین
بله
کوان جیهون
بالاخره داری پسر سر به راه خانواده میشی
همینه
به این میگن هیودوجی کرهای (اسم کاراکتر یه انیمه)
!یوهو
...این ایستگاه
آخرین ایستگاه مسیره
لطفا همه پیاده شن
نمیشه کاریش کرد
مردم در نهایت توی تاریکی زندگی میکنن
"ممنتو موری"
فقط بعد از مرگ میفهمی
...بعدا اگه یه روزی
توی روشنایی زندگی کردی
هیچوقت فراموش نکن
که تهش چیه
بله
کارت تموم شد؟
کم کم داره تموم میشه
فکر کنم امروز یکم دیر بیام
شما زودتر شام بخورین
باشه
وقتی داشتم میومـدم بهت زنگ میزنم
باشه
بله
فکر کنم لازم نیست نگران باشی
وولف رو بررسی کردم
به نظر نمیاد درحال بررسی چیر دیگهای باشن
حواست جمع باشه و اگه چیزی فهمیدی گزارش بده
...ولی
چرا به دوهون نگفتی؟
وقتی دوهون گیر میده خسته میشم
اخلاقشو که میدونی
کی مرخص میشی؟
تقریبا هفته دیگه
ولی تو واقعا قصد نداری بیای دیدنم؟
آره، نمیتونم بیام قطع میکنم
واقعا برات متاسفم
هنوز همونه
مخفی شدن زیر نور
اگه تا اینجا اومدی
خبرا رو حتما از دوستات شنیدی
چه حسی داری؟
راجع به کسی که قراره بمیره چه حسی داری؟
درست نیست
...اگه "پروانه" تویی
ممکنه حتی با موسی معامله کرده باشی
من خیلی وقت پیش بازنشست شدم
"موسی"، "بولت
هیچکدوم مهم نیستن
هنوزم شرم نداری
اون همه از بچهها رو قربانی کردی
تو خانوادهمو گروگان گرفتی
شوهرمو کُشتی
حتی سعی کردی دخترمم بکشی
هیچ بهونهای گناهات رو توجیح نمیکنه
"الانم با "هواچا
"همش تقصیر توئه "پروانه
برام مهم نیست چه اتفاقی بیوفته
از دخترم محافظت میکنم
موبایل مخفی
اون قاتل که بهش تیراندازی شد یه موبایل مخفی داشت
موسی
باید راجع به "بولت" اطلاعاتی داشته باشه
موبایل مخفی؟
موسی به این کار عادت داره
تغییری نمیکنه
اگه با موسی یا "هواچا" تماس گرفتی، فورا به من خبر بده
اصلا تغییر نکردی
...هم اونموقع هم الان
فقط به دختر خودت فکر میکنی
اون قاتل که بهش تیراندازی شد یه موبایل مخفی داشته
موسی باید راجع به "بولت" اطلاعاتی داشته باشه
اتاق وولف خالیه درسته؟
،همونطور که دستور دادین بعد از اون حادثه خالی گذاشتمش
از هتل خواستم باهامون همکاری کنن و حتی کارمندا نتونن وارد بشن
باشه خوبه
تا 2 ساعت دیگه، دوربین مدار بستهها رو ایمن کن
یه قاتل دیگه رو وارد باندشون کردن
قدش تقریبا 165
لاغره
فرض میکنیم زن باشه ولی احتمال مرد بودنشو نمیتونیم بیخیال بشیم
با توجه به مرکز گرانش
به احتمال قوی راست دسته
کوان دو هون، عوضی
خواهر کوچیکه
حالت خوبه؟
بیام خونتون یه لیوان چای بخوریم؟
بله، بعدا میبینمت مدیر اوه
بله
چرا آسمونا به من کمک نمیکنن؟
...زن داداش
یه شوک خیلی بزرگ برات آماده کردم برای خداحافظی کردن با مکنه دردسرساز آماده ای؟
اتفاقی افتاده؟- !مامان-
جشن تولد 80 سالگی بابابزرگ
نمیشه هم اونو بیام و هم برم جشن تولد بوسوک
نظرت چیه؟ ایده خوبیه، نه؟
نه برو داخل
مدیر اوه گفت میاد خونهمون
با همدیگه میاین؟
کوان مین سو گفتم نه
مهمون اومد، ساکت باش- چرا نه؟-
من میرم خونه بوسوک
منم، خواهر کوچیکه
مامان، داره زنگ میخوره
الو؟ شما؟
خیلی وقت میگذره
الو
بعدا، اگه تو روشنایی زندگی کردی
هیچوقت فراموش نکن
که تهش چیه
امیدوارم فراموشم نکرده باشی، کانگ یورا
::::::::: آيــــ(خانواده: پیوند ناگسستنی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
حالا که مظنون بیرونه، نگران نباش ::::@AirenTeam::::
اوه چون ریون، این زن قصد کشتن کیو داشت؟ ::::@AirenTeam::::
اوپا- چیشده؟- ::::@AirenTeam::::
بابا، تو چرا چیزای زیادی نمیدونی؟ ::::@AirenTeam::::
آه، تولد ۸۰ سالگی ::::@AirenTeam::::
در مورد هیچی نگران نباش ::::@AirenTeam::::
اگه چیزی وارد بشه کسی نمیفهمه ::::@AirenTeam::::
مجبورم بشکنمش و خرابش کنم ::::@AirenTeam::::
تا بفهمم کجا رو اشتباه رفته ::::@AirenTeam::::
مکنه هنوزم جواب تلفنو نمیده؟ ::::@AirenTeam::::
!من دارم طلاق میگیرم ::::@AirenTeam::::
!پیداش کن ::::@AirenTeam::::
یه بلیت برای کره بگیر ::::@AirenTeam::::
...با اوه چون ریون- چون مظنون اومد بیرون- ::::@AirenTeam::::
الان مهم نیست ::::@AirenTeam::::
نباید از خانوادت محافظت کنی؟ ::::@AirenTeam::::
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.