Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
اون بیرون دقیقاً چی دیدی؟
بهت که گفتم، گنده بودش ...و لباس چرم سیاه پوشیده بود و
یهنوع سلاح داشتش
فکرکنم میخواستش که بهم صدمه بزنه
آره، این وقت شب تو سنترال پارک
تقریباً همه میخوان که بهت آسیب برسونن
گفتی یه گروه تو این شهر هستن که
دولت داره بهشون حمله میکنه از اینجا شروع کن
من به عنوان یه دستیار آزمایشگاه کار میکردم
تجهیزات رو ضدعفونی میکردم
نمونهها رو آماده میکردم
گزارشها رو مینوشتم
اینطوری بود که دستم به اون فایلها رسید
تا حالا اسم عملیات گیرهکاغذ به گوشت خورده؟
نه - یه برنامه واسه بعد از جنگ بودش -
وقتی که آمریکا از دانشمندهای آلمانی
در برابر روسها در دوره ترس سرخ استفاده کردش (دورهای که مردم هراس داشتن متهم به کمونیست شدن بشوند)
سال1952
اونها ویروسهای واگیردار رو باهم دیگه پیوند میزدن
و روی بیمارها تستشون میکردن
بیماریهای حیوونها رو با انسانها قاطی میکردن
دنبال چیزی میگشتن که بشه بهعنوان سلاح ازش استفاده کرد
بالاخره تونستن یه چیز خوب دَشت کنن
ولی واسه مبتلا کردن از طریق هوازی خیلی بزرگ بودش
پس طوری مهندسیش کردن که تو غشاهای مخاطی هم دووم بیاره
و همه اینها تو خاک آمریکا اتفاق افتاده؟
نزدیکش. تو جزیره آلو
حتی اگه حقیقت هم داشته باشه
تو دهه پنجاه بودش درست بعد از جنگ
به اوضاع الان چه ربطی داره
جنگ سرد داره روز به روز اوج میگیره
یهسال پیش، دوباره چندتا از این نمونهها رو
آوردن بیرون و دارن دوباره روشون آزمایش میکنن
آزمایش؟ منظورت رو آدماست؟
معتادا، زندانها، بیخانمانها
راضیشون میکنن تا بخاطر پول داوطلب بشن
اوها با کنهها بهعنوان
مکانیسم انتقال بیماریها
برای آزمایششون شروع کردن
فکر میکنن بعض از کنهها در رفتن
و بیماری رو خارج از جزیره شیوع دادن
میدونی که من راجع به چی حرف میزنم، مگه نه؟
بیمارها با اعلائمی میان سراغت که باید
...نادر باشن، ولی
الان دیگه همهجارو گرفتن
بعضهاشون زخمهای پوستی عجیبی دارن
یا اسهال دارن، انگار که از یه انگل گرفته باشنش
اونها درستش کردن، همهش رو - راستش -
ور رفتن با تئوریهای توطئه خطرناکه
ضررشون بیشتر از فایدهشونئه
اطلاعات نادرست پزشکی، که دکترایی مثل من بهش
هراس از علم میگن
در واقع باعث گسترش عفونت ...و بیماریهای بیشتری نسبت به
آدمایی که اینو درست کردن شرور هستن
به نظرم این بیماری رو به دردناکترین شیوه ممکن درست کردن
تا علیالخصوص افرادی رو که ازش متنفراند رو هدف قرار دادن
چرا همهی اینها رو به من میگی؟
«من مقالهی «نیتیو
در مورد گوزنهای بیمار تو جزیره فایر
و نحوه سلاخیشون خوندم
و پیشنهاد میکنم تو هم با دقت بیشتری
اعلائم بیمارهات رو بررسی کنی
و بری سراغ خبرگزاریها
با چه مدرکی؟
من واسه هیچ کدومش مدرک ندارم
و مدرک تو این موارد مهمه
و همچین تحقیقاتی ممکنه سالها طول بکشه
بهتره سریعتر تهوتوش رو دربیاری
زندگی من در خطره
آدمای پشت این جریان میدونن که من میدونم
کارن سیلکوود درمونده رو یادته؟
الان تو قبرستون تگزاس خوابیده
من فقط میخوام از اینجا بزنم بیرون
لطفاً، فقط بذار برم
!کمک
!کمک
Translated By: Ali_Master
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
«داستان ترسناک آمریکایی» «فصل یازدهم: شهر نیویورک»
« smoke signals: قسمت سوم»
هیچ کدوم از اثر انگشتها همخونی ندارن
هیچ کدومشون تو دیتابیش نبودن
افراد گمشده؟
آره، الان داریم پروندههای افراد گمشده رو میگردیم
تا حالا که، نتونستیم ربطی بینشون پیدا کنیم
لعنتی، کی قراره یهکم رو این پرونده خوش بیاری داشته باشیم
خب، احتمالاً حالا دیگه شانس یهکم بهمون رو کرده
فقط باید همهجوره بیفتم روش
این یارو داستان پشمریزونی داره
ممکنه مربوط باشه
خیلیخب، در جریانم بذار
حتماً
بهم میگفتی که این یارو مجبورت کرد چیکارا کنی
منو تو یه قفس کوفتی نگه میداشت
...منو وادار به یه سری اعمالی کردش - چه نوع اعمالی؟ -
از اونهای که نمیخوام مردم چیزی راجع بهش بدونن - صحیح -
میتونی بهم بگی چطور از خونه این یارو سر در آوردی؟
بهزور از خیابون کشیدت اونجا؟ بیهوشت کرد؟
جواب یه باجهی تلفن رو دادم
بیرون یه بار چرمپوشها
کدوم بار؟ - د دیچ -
یارو بامزه بودش منو میخندوند
اهوم - بهم گفتش که کجا زندگی میکنه -
پس منم با خودم گفتم، هرچه بادا باد
وایستا بینم، فقط با یه تماس تصمیم گرفتی که به دیدنش بری؟
بهت اطمینان میدم که، عجیبترین شیوه مخزنی
تو این شهر نیستش
...خیلیخب، میتونی فقط
طرفی رو که حبست کرده بود رو تشریح کنی و بگی که کجا اتفاق افتادش
ما دنبال سم میگردیم
!ما دنبال سم میگردیم
خودمم
اگه صدای موسیقی خیلی بلنده
میتونیم کمش کنیم
راجع به موسیقی نیستش
ازت میخوام که از مهمونات بخوای بذارن برن
پس، اعتراف میکنی که اینجا حبسش کرده بودی
اون اینجا بودش، ولی محبوس نبود
جایی قفلی میبینی؟ - ممکنه قبلاً بوده باشه -
نبوده
یه رابطه کاملا رضایی بودش
یه بازی بودش
و خیلی هم تو فازش بود
در واقع کسی رو تو فازتر از اون ندیده بودم
امکان نداره که واقعاً ترسیده باشه
و تو هم سوء تعبیر کرده باشی؟ - نه، محاله -
اون اولین آقایی نیستش که من این پایین سرگرمش کردم
و آخری هم نخواهد بود میتونم یه جلسهاش رو به شما هم پیشنهاد بدم
زرنگبازی در نیار
با اتهامای خیلی جدیای روبرو هستی
پس چرا دستگیرم نمیکنید؟
شما دستگیرم نمیکنید
چون که اون نمیخواد اتهامی بزنه
اون نمیخواد اتهامی بزنه چون که میدونه
هر اتفاقی که این پایین ...افتاده چیزی نبوده که هیچ کدوم از ما نخواسته
یا ازش لذت نبرده
پس میبینید، عصر من رو
بیهیچ دلیلی خراب کردید
دوتا عکاس بسیار با استعداد قرار بود که
...اولین نمایشگاه هنریشون رو اون بالا
یه اتفاقی افتاده این پایین، و حق باتوئه
اون اتهامی وارد نمیکنه
ولی نه بخاطر اینکه اینجا اتفاقی نیفتادش
بلکه نگران آبروشه
اون چیزیـه که تو باهاش آشنایی داری، مگه نه؟
من مشکلی با بازی کردن این نقش
جلوی اون رفیقت که اونجا ایستاده ندارم
ولی میدونم که به چی علاقهمندی
و میدونم که چقدر خوب با درد آشنایی
...سربهسرم نذار
کارآگاه
کارمون اینجا تمومه
پس اون همه چی رو انکار کرد و تو هم باورش کردی؟
آره. گفتش که با رضایت بودش
و پسره هم شکایتی نکرد
چه خوب
از شر کاغذ بازیهاش خلاص شدی
جینو، اون سیاهچالهای که تو توش بودی با اونی که من رفته بودم جور نمیگه
سم آدمی که دنبالشی میگردیم نیست
یه لحظه بیا اینجا
تو خبرگزاری با یه نقاش کار کردم و
و این طرح رو کشیدیم
باتوجه به چیزهایی که یادم میومد
این میتونه سرنخ خوبی باشه
گمون نکنم سرنخ خوبی باشه
گمون نکنم تو حالتی بوده باشی که
بتونی چیزی رو راجع به قیافه این یارو به یاد بیاری
چرا داری دلسردم میکنی؟
تو یه پلیسی. حفاظت کن و وظیفهات رو انجام بده
خیلیخب، ازم میخوای چیکار کنم؟
دست از سنگ جلوی پام گذاشتن بردار اینقدر بهم دروغ نگو
عه، نمیتونی بیخیال این بحث دروغ بشی!؟
هم...همسر سابقت با یه جعبه از
ابزار کار مخفیات اومد سراغم
بیخیال چی بشم، ها؟ - خیلیخب -
جینو، آره. دوست دارم که برم به بار چرمپوشها
باشه؟ قبلاً به این بارها میرفتم
راضی شدی الان؟
ولی چرا باید راجع بهش بهم دروغ میگفتی
باید راجع بهش به همه دروغ میگفتم
چرا؟
نمیدونم
چیزی نیست که مایه شرمساری باشه
آره.حق باتوئه
ولی وقتی که یه کار بد جلوه داده بشه، جذابتره
خدایا
با این منطق
قتل که دیگه باید ارضا کننده باشه
خب، برای یکی تو این شهر، هستش
و باید جلوشون رو بگیریم
ببین، جینو، فکر کردم با این یارو استوارتئه
و باجه تلفن سرنخی پیدا کردم
...ولی - با چند نفری که راجع به -
باجه تلفن اشارهای داشتن حرف زدم
شاید باید به این شیوه این یارو رو گیر بندازیم
عالیه، ولی من یه کارگاه خصوصی نیستم
و باید به مافوقهام پاسخگو باشم
میتونی تصور کنی که وقتی به همه تو حوزه بگم
میخوام یه باجه تلفن سکس رو
تحت نظر بگیرم چهطور قراره بهم بخندن؟
ولی این کاری نیست که خودت میخوای بکنی؟
...حتی اگه
اشتباه باشه؟
حتی اگه... بد باشه؟
حتی اگه میدونی که نباید همچین کاری بکنی؟
جینو
...باعث نمیشه یه کوچولو موچولو
شق کنی؟
بدون این که اجازه بگیری
دزدکی بری به یه بار چرمپوشها؟
از یه کوچولو مجازات که نمیترسی، مگه نه؟
یه نخ دیگه داری؟
آخریمه
یه نوشیدنی برات بخرم؟
منتظر یکیام
الو؟
¿Puedo hablar con Isabelita? (میتونم با ایزبلا حرف بزنم؟)
آره، اشتباه زنگ زدی
الو؟
چرا بهم نمیگی که دوست داری چیکار کنی؟
چهطوره بهم بگی چی دوست داری؟ (فتیشات چیه)
هی، رفیق، این تماس واس منه، اوکی؟
از این ایده خوشت میادش؟
الو؟
من فتیش سربه سر گذاشتن
کونیها رو سر تلفن دارم
الو؟
حتماً از بس اونجا ایستادی
خسته شدی
پاهات درد نگرفتن؟
زیادم منتظر نبودم
به حساب من که چند ساعتی میشه
پس داری منو میپایی، ها؟
یه مدتی میشه
واو. حالا دیگه توجهم رو جلب کردی
از اینجا به بعدش رو چطور ادامه بدیم؟
گمونم اینش به این که
تا چقدر مایلی پیش بری، بستگی داره (تا چقدر دورتر مایلی بری)
هرچقدر که بخوای حاضرم پیش برم (تا هرجا که بخوای میام)
منظورم مکان نبود
منظورم قصدته
منم همینو گفتم
یه آدرس بهت میدم
تا بیست دقیقه دیگه بیا اونجا تا ببینیم چی تو چنته داری
نمیدونم چه شکلی هستی
قسمت جالبش هم همینجاست دیگه؟
باید پیدام کنی
...مشکل لویس
...اسمش ...بیشوخی
فیتسول معقد، بود ( فیستول یه ارتباط غیرطبیعی بین یه عضو، رگ یا روده با اندام، عروق یا روده یا پوست است)
این یه بیماری نیستشها
یه چیزه که کلی پول هم باید واسش بدی
ولی ترس برتون نداره
یه جراح شجاع پس از آزمایش
بر روی 75 داوطلب از زندان محلی
قبول کرده این عمل رو بکنه - هی -
اون پشت چی داری؟
...اون زندگیشون رو فدای
چی لازم داری؟
شاید یه پک کوچولو از این به دردت بخوره
جراحه ابزار پزشکی برای درمان
فیستول لوئیس رو ابداع کردش
به هرحال، اسمت چیه؟
منتظر یکیام
چه بد
و منم اون اسلحه رو
عمیقتر تو کمرم پنهون میکردم،دوستم
اینجا همه به اندازه من با پلیسا مهربون نیستن
خیلیخب
گمونم تو منتظرمی
همچین وایبی میدم نه؟
تو همونی نیسیتی که باهاش پای تلفن حرف زدم؟
هوم؟
خب، من با آدمای زیادی پای تلفن میحرفم
خوشحالم که تو یکی از اونها بودی
آره؟ - اهوم -
چرا به سئوالم جواب نمیدی؟
یادت نیست که با کی پای تلفن حرف زدی؟
گمونم ما راس کار همیم
دستات رو بذار رو دیوار - آره -
ها؟ - آره، آها -
همیشه اینجوری شروع میکنی؟
آره، همیشه همراه با یکی از اینها اینور اونور میری؟
هوم؟ ها؟ - چی؟ -
این چیه؟ کسی همچینی چیزی رو نمیخواد
ها؟
این روزها احتیاط شرط اوله، نه؟
بهجهنم
خیلیخب
خدای من. آره
لعنتی
آره
گربهی کوفتی
آهای؟
یه چیزی داره میاد سراغت
چی گفتی؟
هیچ میدونی چرا نکشتت؟
اون یه کهنه سربازه
وقتی خالکوبیم رو دید دست نگه داشت
و ازم بابت رشادتم تشکر کرد
ببین
خودشه
بهترین چیزیه که ازش تو ذهنمه
قطعاً شبیه باباگندهبک نیستش
دوتا قاتل داریم؟
تا جایی که میدونیم
به نظرت میتونی یه تعدادشو پخش کنی؟
یه دیت تو بار اَسنشن دارم
از پسش برمیام
باشه، خب مراقب باش
اگه اینور اونور بری و دنبال قاتلـه مای تای بگردی
ممکنه خودت بعدی باشی
طرف کیه؟
ثیو گریوز
عکاسئه
لطفاً، مراقب خودت باش
معشوقش، آه،آدم خیلی قدرتمندیئه
...و، آه
یه چیزهای ناخوشایندی راجع بهش میشنوم
این بار اولی نیست که از کف اینجا
خون سابیدم
فقط معمولاً نه در این حد
ولینعمتهای نیوجرسیات
چه نظری راجع به این اوضاع دارن؟
تا وقتی کسی شمال خیابون چهاردهم
راجع بهش حرف نزنه، راضیاند
خب... حالا که دارن حرف میزنن
ببین، اینجا قراره امشب هم تا خرخره پر بشه
وقتی پای عشق و حال وسط باشه کسی پا پس نمیکشه
قبلاً دیدیش؟
این یارو دزدیدتم گمونم قاتل همینه
آره. پری شب اینجا بودش، مطمئنم
میتونستی انرژی تاریکی که دورش بود رو حس کنی
فکرکردم چون شاید تو ویتنام بوده بخاطر اونه
چون همه اونها مغزشون به گا رفته - نه، خودشه -
اون باید گرفته بشه. من دیگه از منتظر موندن برای کمک خسته شدم
خواهش میکنم
فقط بذار چندتا از این پوسترها رو اینجا بچسبونم
این نقاشی رو باید تو اخبار شبانگاهی هم نشون بدن
باید رو صفحه اول روزنامه پست باشه مثل مورد پسر سم (قاتل سریالی آمریکایی دیوید ریچارد برکوویتز که با نام پسر سم نیز معروف است)
خیلیخب
فقط... مراقب باش زیاد چسب نزنی
نمیتونم بذارم رنگ دیوارها رو بکنی
میتونم کمکتون کنم
من، آه، فقط واسه یه نوشیدنی اومدم اینجا
شاید با بار اَسنشن نا آشنایی
فقط اعضامون حق ورود دارن
برای این که عضو بشی باید گی بودنت رو اعلام کنی
باید کار داشته باشی، و نباید حوصلهام رو سر ببری
خب، همه میدونن می گیام و شفل هم دارم
هرچند گمون نکنم بتونم بخش آخر رو تضمین کنم
دوست من، که قراره ببینمش اون...اون یه عضوئه
اسمش چیه، عزیزم؟
ثیو گریوز - !عه -
پس چرا از اول نگفتی؟
بیا تو. واست یه جا جور میکنم
اسم من داناوی هستش
آه، میخواستم بدونم
تا حالا این مرد رو اینورا دیدی یا نه؟
واس من که شبیه همه سفیدپوستای دیگهست
چیکار کرده؟ - فکر میکنیم که قاتل مای تای هستش -
راجع بهش تو نیتیو خوندم - من اونجا کار میکنم -
آه، اشکالی نداره اگه فوری چندتا از اینها رو بچسبونم؟ - نخیر عمراً -
باعث میشی اینجا شبیه یکی از اون ایستگاههای اتوبوس بشه
ترجیح میدم که بمیرم تا بیخیال مد و استایلم بشم
یه یاروی چرمپوش چی؟
به اسم باباگندهبک شناخته میشه؟
دیدیش؟ - نه -
...ولی اگه ببینیش آدرس منو بهش بده
سلام علیکم
سلام خوشگلم
دوستت اون توئه
میبرمت پیشش
ممنون
سلام - سلام -
دوتا آبجو داخلی، لطفاً (آبجو تولید آمریکا)
امشب آبجو میزنیم به بدن
چرا؟
چون میخوام حس کنم که یه
مرد آمریکایی تیپیکال بودن چهجوریاست
...دوست دارم
رهایی از ابتذال رو تجربه کنم
از نظرت من اینجوریام؟
چرا منو به اینجا دعوت کردی؟ - واو -
به نظرت بادوایزر واسه امشب به اندازه کافی مبتذل هستش؟ (برند آبجو)
دوست پسر خودتو داری
تو پارتیها و بارها هم میریزی رو هم
منظورم اینه، تمام اینا باب میل من نیستن، میفهمی؟
...نمیخوام امیدم رو بذارم رو کسی که
ممنون
ازم میخوای که متعهدتر بشم؟
تا حالا این مرد رو دیدی؟
«تا به حالا این مرد رو دیدید؟»
«...اگر بله، لط» شماره خودته؟
بله. میدونم این کیه
دیشب یه سر اومده بود اینجا
هرچند، شانس باهاش یار نبود
و به پلیس زنگ نزدی؟
الو، 911
اینجا برانستونـه
یه مرد اینجاست که داره سعی میکنه مخ یه مرد دیگه رو بزنه
کوجاک و گروه ماد رو بفرستید (هردو نام یک مجموعه تلویزیونی اکشن جنایی درام آمریکایی هستند)
...من وقتی 13 سالم بود اومدم اینجا
...یه فراری از وایومینگ بودم
و بین دزدکی سوار قطار شدن و مفتکی سواری گرفتن از این و اون
مردها سه بار سعی کردن که منو بکشن
و یکی دیگه هم یه ساعت بعد اینکه از پل جرج واشینگتن رد شدم بکشتم
...و در طول این سالها من، دوستهام
آشناهام و عشاقم رو به
به مردهای چاقو، تفنگ و مشت
و شیشه شکسته بدست، از دست دادم
و اگه سعی میکردم بفهمم که چه اتفاقی برای همهشون افتاده
الان خودمم اینجا نبودم، مگه نه؟
بدم میاد شبت رو خراب کنم ولی بذار بگم چه بلایی سرم اومد
آخرین باری که اینجا بودم
با نوشیدنیای که تو برام خریدی چیزخور شدم
دزدیدنم، شکنجهم کردن و به زور زنده قسر در رفتم
هوم
متاسفم که همچین اتفاقی برات افتاد
من چیزخورت نکردم
این ماجرا هیچ دخلی به من نداره
هی همینو برا خودت تکرار کن
از تو یا کس دیگهای محافظت نمیکنه
نه. مطمئنم که تا حالا چهرهاش رو ندیدم
دوست پسرت چطوره، شاید اون دیده؟
شاید. نمیدونم. چرا؟
نمیدونم، شنیدم درگیر چیزهای بوداری شده
شاید تو جمعهای مشابهی میپلکن
سم تا حالا کسی رو نکشته
میدونستی دوست داره دست و پای مردها رو ببنده و شکنجهشون کنه؟
کی باباگندهبک رو آورد پیشت تا ازش عکس بگیری؟ - سم -
ولی باباگندهبک مرده
آه، نه، نمرده - چرا، آدم، مرده -
چون سم بهت گفته؟
واقعاً میتونی بهش اعتماد کنی، ثیو؟
وقتی که من و سم برای بار اول با هم آشنا شدیم
مثل الانش نبود
وقتی به مدت زیادی از عواقب کارت در بری
کمکم فرق بین کار درست و اشتباه رو متوجه نمیشی
باباگندهبک زندهست
خودم دیدمش، اون بیرونه
و سم هم یهچیزی راجع بهش میدونه
پس من هم پیداش میکنم
اگه اون زندهست
آه، ما اینها رو سفارش ندادیم
تعارف آقاییـه که سر بار نشسته
قفلـه
!ما رو این تو گیر انداختن! کمک! کمک
چرا یکی باید اینکار رو بکنه؟ - رفته -
خب، هنوز باید یهجایی اینجاها باشه
در رو از بیرون قفل کردن
چی؟
پس اجازه من رو میخوای تا مخفیانه
از بیمارها تو این موسسه نمونه بگیریی؟ - فقط از بیمارهای خاصی -
مردهای گیای که با اعلائمی که من گفتم همخوانی دارن
خانم ولز یه رویه خیلی سختگیرانه وجود داره
قبل از اینکه بتونم اجازه همچین کاری بدم
باید از هیئت بررسی نهادی مجوز بگیری
استاندارد گزارشات راجع به آزمایشهای تصادفی رو رعایت کنی
و یه بررسی کامل از سوی کل بخش مربوطه لازم داری
که تمامشون میتونه ماهها و حتی بیشتر طول بکشه
خب، اینجا بیمارستان تاسکگی نیستش
ما-ما-ما مخفیانه رو بیمارها آزمایش انجام نمیدیم
نه، نمیتونم اجازه کاری که میخوای رو بدم
متاسفم. اگه به بیرون درز کنه شغلم رو از دست میدم
این بهای کوچکی برای نجات زندگی انسانها نیستش؟
خب، این یه فرضیه بدون مدرکه
دارم سعی میکنم مدرک جور کنم
خب، پس از طریق راه رسمیاش اقدام کن، خانم ولز
این راهها برای این روزا تعبیه شدن دیگه
وایتلی؟
اگه دکتری شیفته یا مرخصی رفته، بهشون زنگ میزدم
بیشتر از این تو راهه - چه اتفاقی افتادش؟ -
تو یکی از بار گیها یه آتشسوزی رخ دادش
شایدم حریق عمدی بودش، اونجا تا خرخره پر بود
تا اینجاش 4نفر مرده داریم
منم
ازت میخوام هرچه سریعتر 15 تا کیت آزمایش خون آماده کنی
کار قاتله بودش قاتل مای تای
همون یارویی که تو بار نوشیدنیها رو بهمون دادش
غیر اون کی ممکنه همچین کاری بکنه؟
آدم، نصف مردم این شهر
از خداشونه یه بار گی رو با خاک یکسان کنن
من یکی که نه. وگرنه کجا میتونم برم که نوشیدنی مفتکی گیرم بیاد
حالت خوبه؟
به نظر میاد یکی کلی دود استنشاق کرده
خیلیخب، فقط دراز بکش تا نفست رو چک کنم
...نه، نمیخوام - آدم، بذار کارش رو بکنه -
!ولم کن! من حالم خوبه - واو واو، واو، واو. هی -
!بهم دست نزن
آدم، میشه رلکس کنی؟ - ما باید یه کاری بکنیم، ثیو -
این مرد مشکل تنفسی داره
یالا، ببریمش رو تخت
!ولم کنید - هی. آدم، رلکس کن -
داری مثل دیوونهها رفتار میکنی
ثیو، باید جینو بارِلی رو پیدا کنی
اون خبرنگار نیتیو هستش
بهش بگو چه اتفاقی افتاده
قاتل مای تای تو بار بودش
جینو بارِلی - باشه -
آتیش تو راهه
میتونم از این تلفن استفاده کنم؟
ممنون
سلام. جینو بارلی؟
این دیگه چیه؟
چرا بستند به تخت؟ - اون اینجاست، قاتل مای تای -
اونم تو بار بودش
واسهمون تو بار نوشیدنی مای تای فرستاد. اونم اینجاست. باید پیداش کنی
دیدینش؟ با بقیه آوردنش اینجا
اون قدش خیلی بلنده
محاله ندیده باشیش - آه، گمونم تو اتاق 11 بودش -
یارویی که الان اینجا بود کجاست؟
نمیدونم. گذاشت رفت
گذاشتی همینجوری بره؟ - سوختگی درجه یک رو -
ساعدش داشتش و یهمقدارم دود استنشاق کرده بود
حالش خوب بود
!تفتوش - کِی رفت؟ -
شاید پنج دقیقه پیش ولی من مرخصش نکردم
جینو، جینو. داریم چیکار میکنیم
بیا جدا بشیم
من اینوری میرم تو اونور
بیخیال
تا حالا مردی؟
پس نمیدونی چه حسی داره
...منم فکر میکردم که میدونم، ولی
الان دیگه میدونم
من دیدمش
کسی که ما رو سوزوند
سراغ همهمون میاد
نه فقط پسرا، بلکه همهمون
سراغ همه مون میادش
آدم؟
خدای من، توهم توی آتیشسوزی بودی
چرا بستند؟
داستانش درازه
اینجا چیکار میکنی؟
تو که اینجا کار نمیکنی
دارم تحقیق میکنم
باید ازت آزمایش خون بگیرم
خوشگل شدی. چی میگن از اون حالهها داری
...یکی از اون، آه
عکسها داری؟
یه سونوگرافی؟ نه
ولی همه چیز روبراهه؟
آره
راجع به کاری که کردیم حس خوبی دارم
منم همینطور
این خیلی مهمه
به همه این جریاناتی که از سر گذروندی مربوطه
چقدر دیگه مونده؟ - فقط دو ویال دیگه -
من از بیمارستان خوشم نمیاد. کفهاش همیشه کثیفن
چند دقیقه دیگه تحمل کن دارم سعی میکنم کمکت کنم
داری چیکاری میکنی؟ نه، نه. باید استراحت کنی
همین الان ازت هشتتا ویال خون گرفتم
نه - !خواهش میکنم -
هی
!هی! هی
من هرگز یه کهنهسرباز رو نمیکشتم
ولی این فرق داره
صرفاً تا سرحد مرگ یخ میزنی
روش آرامبخشی برای مرگه
!نه! نه
!نه
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
Translated By: Ali_Master
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.