Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ترجمه اختصاصی از چنل @herealonely (درخواست ترجمه زیرنویس herealonely.translate3@gmail.com)
بله دیوید وقتی نقل مکان کرد بهت گفتم
نه تو گفتی که اون تو اتاق مهمان میمونه
اونجا الان دفتر کاره مادرته. مگه تو کل سالو تو خوابگاه نگذروندی؟ اره، برای همینم اتاق خودمو میخوام
اوکی.شششش. دیگه نمیخوام بیشتر از این چیزی بشنوم.باشه؟
بله، اقا
صبح بخیر، برنت
صبح بخیر
این دیویده
خوشبختم
منم خوشبختم
خب شما بچه ها قطعا یک چیزایی راجب به هم اتاقی بودن دارین که باهم بحث کنین برای همین من مزاحمتون نمیشم
برای شام منتظرت باشیم برنت؟
بله اقا
عالیه، بعدا میبینمت
اوضاع چطوره؟
بد نیست
اه، میدونی، من میتونم از کاناپه استفاده کنم
نه،نه،نه، تو مهمونی
مطمئنی؟
اره ، منظورم اینه که بهم اعتماد کن ، من برای انجا کارای مزرعه طی تابستون مدیونتم
خب، ممنونم
پدر و مادرم خوش برخوردن؟
اوه اره، اونا رئیسای خوبن، خیلی سخاوتمندن
اره" سخاوتمند" کلمه اش همینه
خب، من دارم میرم بیرون تا بدوم
اوه،اوکی. بعدا میبینمت
میبینمت
پس کار چغندر هارو جمعه تموم کردی درسته؟
بله اقا. چغندرها و کلم ها
عالیه پس برای چهارشنبه کلی جلو افتادیم
من صبح به محض اینکه غذای گوسفندارو دادم شروع میکنم به کاشتن کلم پیچا
عالیه.
اگر بهم احتیاج داشتی وقتی از شهر برگشتم
من اون عقب دارم با دیوید مرغدانا رو تعمیر میکنم.
چی؟
چی؟
اره، فکر کردی قراره تمام تابستون بیکار باشی؟
نه؟
خب، بفرمایین. اوه . متاسفم وسط کار با تلفنت مزاحمت شدم
فقط داشتم با استیون برنامه میریختم
اوه. اومده شهر؟
نه، اون تابستونو تو فونیکس با دوست دخترشه
یکی که تو کالج باهاش اشنا شده؟
اره
چقدر بد
حالا هرچی
تو هم دختری رو ملاقات کردی تو کالج؟
قطعا، من دخترارو دیدم
باشه. باشه . من موضوعو عوض میکنم
ببخشید نمیخواستم بیدارت کنم
مشکلی نیست
خدای من. حدس بزن کی ازدواج کرده؟
کی؟
کیتی
Tegan?
نه, Anderson.
جدی میگی، با کی؟
با یه یارویی از کلیساشون
خدایا، معلومه که اینکارو کرده
اوکی، باشه، یک نگاهی به این عکسای نامزدی بنداز
تو تک تک عکسا یک سگ هست؟
اره
صبر کن ، این همون کسیه که پدر و مادرت استخدامش کردن؟
اره، برنت
خیلی جذابه
مگه نه؟
نمیدونم
و تو میتونی اتاقتو باهاش شریک شی؟ عالیه
اوه، لازم نیست اینقدر چندش باشی راجبش
خب من باورم نمیشه که بهم نگفتی که چقدر جذابه
استریته؟ (دگرجنسگرا) نمیدونم، اون ساکته برای همین نمیتونم بگم، اما ...
شاید
میدونی کی استیون برمیگرده خونه؟
فک کنم اخر این هفته
قراره بهش بگی؟
نمیدونم، شاید
میدونم استرس داری ولی فکر نکردم اون اصلا اهمیت......
اره، میدونم
دلم میخواد بهش بگم
میدونم
اره پسر، عالی به نظر میرسه. هیجان انگیز تر از زندگی من تو مزرعه است
اوه اره؟
منظورم اینه که باحاله
خانواده فوق العاده است. شهر خیلی گه حوصله سر بره
هنوز با کسی نخوابیدی؟ نه. اینجا گزینه های زیاد نیست
خانم کوپر به نظر استایل توئه
درسته ولی اون خیلی این دور و ورا نیست
خب تو زمان زیادی داری. الان وقتیه که تمام دخترا از کالج میان خونه هاشون
شاید
خب رفیق تو باید بیای شیکاگو. من میتونم اینجا زمان خوبی بهت بدم
اره، من یکم پول پس انداز کردم و شاید بتونم به زودی مرخصی بگیرم
عالیه، ماهم یک کاناپه تو حال داریم.
عالیه
اره، من فقط میخواستم مطمئنم شم هردو یکجا هستیم
اگر فکر کردی که ممکنه اتفاقی بیفته
نکردم
اره، منظورم اینه که همه چی خوبه. هیچ حس بدی نیست
فقط اینکه ... ما بچه بودیم... میدونی؟
اره، همه چی خوبه
اره
به هر حال من باید برم
اره منم همین طور پسر. بیا بعدا بازم باهم حرف برنیم
باشه میبینمت به زودی
هی
هی
میتونم از رو تختت بلند شم
نه خوبه. هنوزم تخت توئه
شبت چظور بود؟
بد نبود
من رفتم بیرون، حوصلم سر رفت، برگشتم خونه
میتونیم بازیه دو نفره بازی کنیم
من باهمه چی اوکیم
لعنت بهت
هنوز تموم نشده
لعنت بهت
چه خبرته
Mm, ha!
لعنت بهش...
او لعنت
لعنت
یو . من هنوزم برنده ام . من برنده ام
من میخوام برای خواب اماده شم
تو میتونی تا هر وقت خواستی بازی کنی. برام مهم نیست
اوکی
لعنت
حب استیون، میخواستم قبل از رفتن باهات حرف بزنم...
بهت بگم چرا تازگیا عجیب رفتار میکردم
و راستش به امیلی هم گفتم و همین باعث شد بهم نزدیک تر شیم
و شاید باعث شه ماهم بهم نزدیک تر شیم
مسئله ی بزرگی نیست
خب برای تو مسئله بزرگی نیست.. واقعا ...
در واقع برای من مسئله ی بزرگیه
خیلی بزرگه
و چیزی که هست
اینه که ...
هی مرد
هی، چه خبرا؟
ما داریم میایم اونجا. تقریبا سه ساعت دیگه میرسیم؟
اوه. تو و ونسا؟
اره. ببخشید در این مورد. برنامه ها عوض شد
من ازش خواستم که بیاد و با تو اشنا شه
اوه خوبه
ولی باید فردا شب برش گردونم برای همین فردا دیگه جواب نمیده
با این حال امشب ازادی دیگه درسته؟
اره حتما
و حدس بزن که چی داریم میاریم؟
او. ام نمیدونم ...
اه ... مشروب؟
نزدیک بود یک نوع علفه
جنس خوبیه. جنسای دبیرستانمون در مقابل این شرم اوره
عالیه
خب پس به نظرم هم رسیدیم بریم سمت برج تا روشنشون کنیم؟
اره، به نظر خوبه
خوبه، به زودی میبینمت
میبینمت
بای
هی برنت، منو دوستام میخوایم بریم چیزی بکشیم اگر علاقه داری
اره حتما
علف یا سیگار؟
علف
نه. من اوکیم
من یکم دیگه میخوام
پس خاطره ی شکار لاشخور هارو تو اینجا یادت میاد؟
اره تا وقتیکه حادثه ی عقرب اتفاق افتاد
حادثه ی عقرب؟چی؟
اره، یک ظرف غذا اینورا دفن شده بود که توش عقرب بود
خدای من ، نیشتونم زد؟
خب...
نه منو نیش زد
اون جیغ زد و ظرف غذا رو سمت من انداخت
پس اسنجا بود که فوبیای عنکبوتتو گرفتی
اممم. اره اون همیشه عنکبوتا رو میکشه؟
همیشه
اوه اره. اره
حالا هرچی رفیق حداقل من از یک ماهی خیالی نمیترسیدم
اون واقعی بود
این یک تیکه اشغال بود
نه،نه، نه ،نه تو هم اگر اون ماهی رو میدیدی تو اون اب انبار شنا نمیکردی
منظورم اینه که اون چیز تقریبا اندازه ی ماکروویو بود. خیلی بزرگ بود
یک ماکروویو؟
اینکه بزرگ نیست
داری دستم میندازی؟
نه رفیق
من نمیدونم چه نوع ماهیایی تو استخرای این اطرافتون دارین ...
ولی تو میسیسیپی سایز ماکروویو بودن هیچی نیست
تا حالا چیزی به اسم پارو ماهی شنیدین؟
پارو ماهی؟ پارو ماهی دیگه چه کوفتیه؟
نه، نگاه کنین. دوستم گرگ یکی پارسال گرفت
ببینین
اوه
لعنت
این فتوشاپ شده؟
اوکی، بده من ببینم . بده من ببینم
گه توش، این دیوونگیه
ماهی ها خیلی لعنتی عجیبن
شما بچه ها گشنه این؟
مگه همین الان چیزی نخوردیم؟
من باید قبل از خواب چیزی بخورم
ولی ما واقعا قبل اینکه اینجا برسیم چیزی خوردیم
شماها چیزی نمیخواین؟
راستش من یکم خسته ام
فکر میکنم فقط میخوام بخوابم
منم
@herealonely telegram
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.