All language subtitles for Detective.Vs.Sleuths.2022.720p.BRRip.x264-YIFY-RBB (1)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

::تقــدیـــم به زنـــــــــان و مـــردان شجــاع ایـــران زمیــــن::

«دی جی یانـــــار» برای شنیدن و اطلاع از آخرین پادکست آهنگ های ما به آدرس اینستاگرامی .سر بزنید @Dj.Yanar

از هر دو طرف صدای آب میاد

و جلوی در اصلی یه پله

بعد از پله بیست و نهم

صدای فرفره شنیدم

چرخیدم سی و هشت تا پله رفتم پایین تر

یه کم پایین تر یه راه پله باریکه

کلی آشغال آجیل روی زمین ریخته بود

پرونده قصاب

باید مسیر رو به خاطر بسپارم من باید اونو بگیرم

من یه قربانی در تای کی لنگ نولا دارم

بین دو روستا

خانم

من افسر پلیس هستم

کونگ کسی رو نکشته

هیچکس رو نکشته

واسه کونگ پاپوش درست کردن

کونگ هیچکس رو نکشته

کونگ کسی رو نکشته

واسه کونگ پاپوش درست نکنید

کونگ کسی رو نکشته

من آیونگ هستم از بخش جنایی یئون لانگ

اونو بذار زمین و بزار بچه بره

بذاریشون زمین! من کسی رو نکشتم

بچه رو بذار زمین

بذارش زمین

بذارش زمین

بابا بابا

چهار سال بعد

پرونده پلیس اهریمنی

پسرهای دوقلوم توی اولین مدرسه انتخابیشون قبول شدن

همسرم سر از پا نمی شناسه

پسر من انتخاب هفتمش رو قبول شد

پیدا کردن جای خالی توی مدارس واقعا خسته کننده بود

واحد 31122، تو بیسیم زدی؟

مورد اورژانسیه؟

واحد 5357، چی شده؟ بهت حمله شده؟

بهت حمله شده؟

طاقت بیار، مینگ

مینگ، میشه بگی چی شد؟

یک، دو طاقت بیار، چیت

چهار سال پیش بدتر از اینم صدمه دیدم خوب میشه

چیت این همون کثافتیه که بهت شلیک کرد؟

یک، دو

طرف پلیسه توی جیبش حکم قضایی پیدا کردم

فونگ، از واحد جرم و جنایت کوان تونگ

چرا به همکارت شلیک کردی؟

یی، نامزدت کجاست؟

اون داخل

فونگ، چه اتفاقی افتاد؟

اون پلیسه، راننده اتحادیه توی سون وانه

سرقت اوراق قرضه ی تای فت رو یادته

که نگهبانش رو کشتن؟

طرف هیچوقت دستگیر نشد

اسلحه ای که توی سرقت استفاده کرده بودن رو

از پلیسی که دو سال قبل کشته شده بود دزدیده بودن

دوربین های مدار بسته نشون دادن

که دزده کتونی سفید با بند کفش قرمز پاش بوده

یک، دو

یه هفت تیر کهنه دستشه

شماره سریالش با اسلحه دزدیده شده یکیه

ای کثافت تو که قبلا یه پلیس رو کشته بودی

حالا زدی واسه یه سرقت دیگه

دوتای دیگه رو هم کشتی؟

آروم باش از اداره جرایم سازمان یافته اومدن

یام

چه خبره، آیونگ؟

اونی که الان رفت زندان پلیس کشته

دو سال پیش یه افسر پلیس رو کشته بود

اسلحه ش رو دزدید، یه نگهبان رو کشت

شب چهارم ساعت یه نصفه شب

دوتا افسر پلیس توی یکی از کوچه های کوان تونگ

با یه مظنون درگیر شدن

سه نفر کشته شدن

یه پرونده مشابه

دو سال پیش توی نورث پوینت اتفاق افتاد

یه ضارب افسر چوی رو غافلگیر کرد

و به قتل رسوند، ای روانی

اسلحه و... - من دخترم

خشابش رو دزدیدن مظنون که نیستم

قاتل روز چهارم ازت متنفرم

یه اسمیت و وسون کالیبر سی و هشت داشته ازت متنفرم

تحقیقات تیم جرم شناسیمون تایید کرد

که سلاح قتاله

اسلحه مفقودی افسر چوی بوده

ما تایید کردیم که مظنون

چون نام داره و توی واحد سوئن وان راننده ست

خجالت بکشید

یان، بدجوری داری اشتباه می کنی

اینکه بری سر صحنه جرم جرم تو رو کارآگاه نمیکنه

همونجا وایسا

ماشین رو نگه دار

کاراگاه لی، شما تعلیقی

گمشو

کمیسر، می تونید تایید کنید که فقط سه نفر تو صحنه جرم بودن؟

موافقید که «چون چی تو» همون پلیس اهریمنه؟

بله

نه

کاراگاه لی، بس کنید

همه تون اشتباه میکنید

چون پلیس اهریمنی نبود تو هم کمیسر نیستی

تنزل رتبه بهت میدم

جون

کاراگاه لی، نکنید

قربانی مجرم نیست برگرد درسش رو بخون

کاراگاه لی

چون پلیس اهریمنی نبود

یه نفر چهارمی هم تو صحنه جرم بود

چون وقتی از سر کارش برگشت دزدیده شد

قاتل کشوندش به کوان تونگ

یه اسلحه چپوند تو دهنش

و تو کوچه قائم شد

بنگ! بنگ! پلیس ها تیر خوردن و نمی تونن حرف بزنن

قاتل از چون به عنوان سپر استفاده کرد

شماره 31122 شلیک کرد پنج شلیک، دو ضربه

وسط پیشونیش

شماره 5357، شش تیر، سه ضربه

سه تیر باقی مونده

بنگ! بنگ! دوبار به پلیس شلیک شد

در نهایت

بنگ

قاتل توی دهن چون شلیک کرد

بعدش اسلحه رو گذاشت توی دستش

پول دزدیده شده همراه

کارت شناسایی تای فت تو کمدش بود

براش تله گذاشتن

درست مثل پرونده قصاب چهار سال پیش

مدارک رو جاگذاری کردن

شما مدرک دارین

اما شاهد ندارین

مظنون توی صحنه جرم کشته شد

افسر بررسی جنایت آیونگ مسئول جفت پرونده ها بود

خیلی مشکوکه

روش های کار اون عوضی مشکوکه

من مشکوک نیستم، تویی، آشغال

پرونده قصاب رو خراب کردن

پرونده پلیس اهریمنی رو خراب کردن

بی خودی مردن و خانواده هاشون رو تنها گذاشتن

باور کنین، من کارآگاه برگزیده هستم

من تا حالا نشده اشتباه کنم

من تموم پرونده ها رو حل میکنم بهم اعتماد کنین، من کارآگاه برگزیده هستم

من هیچوقت اشتباه نمیکنم

من کارآگاه برگزیده هستم

من کارآگاه برگزیده هستم

هفده سال بعد

پرونده کارآگاه برگزیده

بالاخره انتقامت رو گرفتم

شرمنده

منتظرت گذاشتم بیاید جدا شیم

خانم، از سازمان جرایم سازمان دهی شده اومدن

چی شده، عزیزم؟

بیست سال پیش هم پرونده یه جنازه سوخته اینجا بود

قربانی ها صاحبین متاهل این مغازه عمده فروشی بودن

روش قتلشون خیلی بیرحمانه بود

واسه همین گروه جنایی گفتن سر یه بدهی بوده

یا یه دعوای سه نفره

هیچکس آخرش محکوم نشد

این سه نفر برادرهای بزرگ صاحب هستن

کار رو دست گرفتن

ولی پنج سال بعدش مغازه رو فروختن و پولش رو تقسیم کردن

هیچکس بهشون شک نکرده بوده

پس آدم فکر میکنه قربانی اومده صاحبین مغازه رو کشته

اونم به همون روش قبلی تا بتونه انتقام بگیره

اینا اعداد پرونده هستن

حتما مجرم بین پلیس پارتی داشته

هشت تا دست خط پس حداقل دوازده تایی مظنون داریم

بیست و یک پرونده: نوزده گم شده

دوتا جنازه پیدا شده تموم قربانی ها زن هستن

هدف بعدیشون ممکنه یه قاتل سریالی باشه

اومده یه نشونه کوچولو تو صحنه جرم گذاشته

با کارت تماس

برید کنار

کارآگاهان برگزیده

بیست و یک پرونده که حروف رو تشکیل دادن

تعداد پرونده های افراد گمشده هستن

ممکنه هدف بعدیشون یه قاتل سریالی باشه

هر کسی که با هیولاها در میفتد

باید مراقب باشد که خودش تبدیل به یک هیولا نمی شود

یک هیولا نمی شود

باید مراقب باشد که خودش تبدیل به یک هیولا نمی شود

کارآگاه برگزیده، کمک کن

یکی داره به اسم تو آدم می کشه

من هدف بعدیشون هستم، کارآگاه

کی هستی تو؟

باید من رو یادت باشه

من همونیم که بهش مظنون بودی

راننده تاکسی شیفت شب تو کولون

منم، لاو کواک وان

وقتی بارون میاد دیوونه میشم

همون روانی که بیست و یکی دختر رو کشت

مهماندار هواپیما

پذیرشگر رستوران

دانش آموز

میزبان سالن

قطعه قطعه کردمشون و انداختمشون تو فاضلاب

اسمم رو گذاشتی

هیولای شب بارانی

من تفاله ها رو نجات نمیدم

ولی باید من رو

چرا؟

شاید من آشغال باشم، ولی من آدمم

اینا اسم خودشون رو گذاشتن کارآگاهان برگزیده

می کشن، بعد عدد پرونده ها رو

به عنوان یه پیش نمایش از قتل عمدی باقی میذارن

دارن پلیس رو به چالش می کشن

آیونگ

بین بیست و یک پرونده، نوزده تا زن گم شدن

دوتا قربانی توی لنگرگاهن

یه قتل سریالی به سه تا پرونده مشابه نیاز داره پس نیازی به سازمان جرایم نبود

اون روانی اینجوری در رفت

این پرونده ها واسه یه مدت طولانی هستن از سال هشتاد و پنج تا نود وسه

همه ناپدیدی ها واسه اون شب بود از ساعت ده و نیم

دانش آموز بعد یه مهمونی گم شد

آخریش واسه ساعت چهار بود

میزبان سالن بعد کار گم شد

سوابق متفاوتی داشتن

میزبانی کلوپ

کارمند دفتر، مهماندار، ویراستار روزنامه

چهارده پرونده توی کولون، پنج تا توی مناطق جدید هیچکدوم توی هنگ گنگ نبودن

منطقه وسیعیه

حتما مجرم ماشین داشته

گزارشی از آدم ربایی زوری نداشتیم

احتمالا داوطلبانه می نشستن توی ماشین

حتما کار یه راننده شیفت شب تو کولونه

زنگ بزنین انجمن تاکسیرانی

بپرسین کدوم راننده سال نود و سه به دلیل

بیماری یا زندان دیگه نیومده سر کار

کجا؟ شرکت تاکسی من توی خیابون فایونه

سال نود و سه به خاطر پارکینسون استعفا دادی

راست میگی

درسته

آسایشگاهم تو خیابون بوته ست

کارآگاهان برگزیده حتما ازت تقلید کردم

و تو بارون آدم کشتن دیشب بارندگی بود

مطمئنم همین الانش هم رفتی فاضلاب

بریم جنازه رو برداریم

نه

نمی خوام بمیرم

زودباش، گاز بده

سه روز پیش گزارش گم شدن یه بیمار پارکینسونی رو دادن

لائو کواک وان، در سال نود و سه بیماریش تشخیص داده شده

ادعا شده که تو کولون راننده تاکسی بوده

ای وای، بدبخت شدم

پلیس نیروی دریایی گزارش یه جنازه شناور رو در سون وان داده

نصف شده

وای ام تی، منطقه یوا ما تای، آران نه

میشه تو سال نود و سه

کدوم سال؟ اون که یه دهه کامله

پایین تنه ش رو پیدا کنم می فهمم

کجاست؟

جنازه رو کجا انداختی؟

تو نای چونگ؟

جنازه ها رو انداختم تو نای چونگ

حتما کارآگاهان اونجا ولت کردن

بریم نای چونگ رو بگردیم

باید کارآگاهان رو بگیری

به دخترت نشون بده دیوونه نیستی و کارآگاه برگزیده هستی

برو، کارآگاه

پدرت دیوونه نیست یه کارآگاه برگزیده ست

سازمان جرایم اینجاست

فقط نصف اعداد پرونده رو پیدا کردن

یوا ما تی تو دهه نوده

از پلیس دریایی بخواه بقیه جنازه رو پیدا کنن

چهار تا تیم بفرست وای ام تی

یکی فیلم گرفته یه نفر میره جنازه رو درمیاره

شبیه جون لیه

خودشه

به نیروهای گشت بگو دیدنش بازداشتش کنن

چشم، قربان

من دیوونه نیستم کارآگاه برگزیده هستم

تموم قاتل های سریالی یه عامل محرک دارن

عامل اون چیه؟

رعد و برق و بارون

هلن یائو، سه روز هوای یکسان

سندی کیم، یک هفته بارندگی

مندی کونگ، هشدار توفان شدید

جایی که نصف جسد پیدا شد فاضلاب ریزشگاه داره؟

بله

واسه گرفتن نقشه زنگ بزنید به خدمات زهکشی

حتما نصف دیگه ش تو فاضلابه

اطاعت

وایسا

بپر! بپر

میمیرم

می خوای دخترت رو ببینی؟

آره

پس بپر

می پرم

بپر، مرد

بذار دخترت بفهمه دیوونه نیستی بلکه کارآگاه برگزیده ای

بپر چیکار میکنی، آقا؟

کارآگاه برگزیده در حال کاره

جون لی، از اداره پرونده های جدی و تخریب شده

برید عقب واحد بازداشت کولون غربی

از کجا میدونی ما از کولون غربی هستیم؟

39633 یی چان؟

معروف به اولین کارآگاه زن کولون غربی

یه کارآگاه بی رحم مثل من

ولی وقتی به چون شک کردی که پلیس اهریمنی باشه، گند زدی

قاتل اصلی گولت زد

میشه بگی روی چه پرونده ای داری کار میکنی؟

بیست سال پیش، یه راننده تاکسی

زن ها رو تو شب های بارونی می کشت

جنازه هاشون رو می انداخت اینجا

کارآگاهان برگزیده هم نصفش کردن و انداختنش اینجا

قسمت بالا تنه ش رفته سون وان

فقط تونستم کد منطقه وای ام تی رو روش پیدا کنم

بقیه عدد پرونده روی پایین تنشه

که تو فاضلاب گیر کرده

هی

روانی رو آب برد

برید سمت غرب

یه خشک رود سر باز اونجاست

جون لی، سربازرس اداره جنایات سابق

یک سال بعد اینکه زنش خودکشی کرد از خدمت اخراج شد

اون سال، داشت روی

یه کشتی مهاجرین کشته شده با یان کار می کرد

ادعا کرد یه اهریمن دیده

چرا به اهریمن شلیک نکردی؟

کدوم اهریمن؟

لاغر بود، مثل یه روح گشنه

بال های گنده داشت

کور بودین؟

یان و بقیه

فقط دیدن چون داره به هوا شلیک میکنه

بخش آتشنشانی چندین روز گشت ولی هیچی پیدا نکرد

دکترها تشخیص دادن که پارانویای حاد داره

منتقل و خلع سلاح شد

بعدش دیگه زیاده روی کرد پرونده ها رو جمع می کرد

به بقیه تهمت تخریب تحقیقات رو میزد

دیگه منفور شد

به خاطر اینکه تو کنفرانس مطبوعاتی پلیس اهریمنی اسلحه در آورد اخراج شد

پنج سال فرستادنش آسایشگاه روانی

دکتر گفت از تو هم رنج میبره

میگه یک گروه سازمان جنایی توی سرش هست

و میتونه ببینه مجرم داره به گناهش اعتراف می کنه

بعد مرخص شدنش توی نوزده تا پرونده شخص روانی درگیر بوده

تو مغازه عمده فروشی خودش رو آتیش زد

گفت داره روی پرونده جنازه آتش گرفته کار می کنه

پرید توی خشک رود

سه تا تیم نجات کشید تا بتونن نجاتش بدن

گفت دنبال هیولای شب بارونیه

جون لی تو نیروی پلیس یه افسانه ست

لقبش کارآگاه برگزیده بود

درباره جفت پرونده های ما تحقیق کرده

ممکنه ربطی به کارآگان داشته باشه

بخش دومش 7103843 عه پرونده جنازه پرنده

سه ببر یه خانواده رو از روی یه ساختمون تو خیابون تمپل انداختن پایین

کارآگاهان میخوان امشب همین بلا رو سرشون بیارن

بشین تو ماشین

نمی بینید پره؟ برید تو یه ماشین دیگه

چطوری یه پلیس می تونه کور باشه؟

سیسی، خبر بده و مراقب جنازه باش چشم، خانم

بریم خیابون تمپل - چشم، خانم؟

وایسا، لعنتی

اون سه تا عوضی که این پشت نشستن

یه خانواده رو کشتن چون نمی تونستن آپارتمانشون رو پس بگیرن

هی، کار ما نبود

کار افرادمون بود

هشت سال طول کشید اون خیابون رو پس بگیریم

اون خانواده تنها مانع ما بودن

بحران اقتصادی پیش اومد

و یه عالمه پول از کف مون رفت

حق خانواده بود تا بمیرن

ما نکشتیمشون، از جون پسرشون گذشتیم

نخیر

خودش زیر تخت قائم شده بود

کثافت ها

ولی بهرحال باید نجاتمون بدی

پس بجنب، ریشو

من رو کارآگاه صدا کنین

اگه پلیس نبودم ولتون میکردم بمیرین

تو دیگه پلیس نیستی، پس آروم باش

من پلیسم

یه پلیس تا ابد پلیس میمونه

قبل اینکه پرونده ها رو حل کنم

و مجرم ها رو بگیرم

هیچکس نمیتونه بهم شلیک کنه

پلیس به من نیاز داره

الو؟

لای، خیابون تمپل بابت پرونده جنازه پرنده

دریافت شد

خیابون تمپل

گروه سی، با لای برید - چشم

گروه بی، دوتا ماشین بردارید همراه من بیاید! - اطاعت

التماس کن! التماس خانواده م رو بکن تا ببخشمت

ببخشید

التماس کن

سازمان جنایی اومده

اشتباه کردیم، هر کاری میکنیم

چطور جرئت می کنی؟ گروه ما سی هزار نفر آدم داره

نمی رسیم

بجنب

شماها، بیاید دنبالم

شما سه تا، پله های جلویی

شما چهارتا، برید بالا

جلیقه هاتون رو بپوشید

واسه شلیک آماده شین

شلیک کنید! شلیک

پلیس

دنبال من نیا، حامله

بریم

بدو

بدو

پرونده بعدی پرونده سوپ انسانی پناهگاه توفان آبردین

راه بیفتید

خطرناکه، حامله

پلیس

بریم

دنبالم نیا! برو

اسلحه هاتون رو بذارین زمین

پلیس! برید کنار

فونگ، ییه

برید کنار

سرجاتون وایسین

جون لیه

نه یکی از کارآگاهان برگزیده

اون ما رو رسوند به کارآگاهان

خوبی؟

بچه خوبه

بذارید اون دیوونه بره

بچه میگه خوبه

چه انرژی داره حتی من رو سر حال آورد

فرمانده پلیس آیونگ از سازمان جنایی هستم

اسلحه هاتون رو بذارین زمین

ما فقط انتقام میخوایم نمی خوایم کس دیگه ای آسیب ببینه

برید کنار، سازمان جنایی

اینجا رو تخلیه کنید

تکون بخورید

دیوونه ای؟ اون جون لیه

اون دیوونه بوده که پلیس ها رو آورد اینجا

افرادمون رو به کشتن داد

دیوونه نیست کارآگاه برگزیده ست

کارآگاه برگزیده کارآگاه برگزیده

اختلالات رفتاری شماره پرونده 96076888

کار ما بود

اینم کچله من ماهی فروشم

سال نود و شش، پرونده سوپ انسانی پناهگاه توفان آبردین

خفه شین

چرا دختره نذاشت بهم شلیک کنن؟

من رو پیدا کن، دختره رو هم پیدا می کنی

بیا تون مون! من تو سام شینگم

اون خیلی دوره، من نزدیک ترم

تو یائو ما تی کشتی بار میزنم

اول من رو نجات بده

خفه شو التماست میکنم

من بدبخت شدم می خوان من رو بپزن

خواهش می کنم نجاتم بده

من آشغالم، ولی نمی خوام تبدیل به سوپ بشم

خواهش می کنم التماست می کنم

دعا می کنم تموم پرونده ها رو حل کنی

«گره ایان»

این رو ببرین بخش فنی ببینین چی تو نواره

چشم

دیشب شش تا مجرم رو توی خیابون تمپل کشتیم

دو نفر دیگه هم توی کما هستن

اون بار کشه

پسر قربانی های ببره

اون دو نفر توی راه پله

پسرهای دو زن گمشده هستن

یکی از مجرم های مُرده

پسر یکی از قربانی های جنازه آتش گرفته ست

پس این قتل ها اتفاقی نیستن

خانواده های قربانی ها دارن به صورت گروهی انتقام می گیرن

شمار پرونده بعدی میشه پرونده سوپ انسانی پناهگاه توفان آبردین

خانواده های قربانی ها رو چک کنین

{پرونده سوپ انسانی پناهگاه توفان آبردین}

کچل، ماهی فروش

عکس بگیر بفرست واسه فونگ

اطاعت قربان

کارت شناساییشون رو گیر آوردم

کچل

ماهی فروش

وقتی قضیه سوپ انسانی اتفاق افتاد توی آبردین زندگی می کردن

کچل تو تون مون کارهای مشکوک می کنه

ماهی فروش تو یائو ما تی کشتی بار میزنه

همه این پرونده ها به جون مربوطن

هر کسی توی یادداشت هاشه آخرش می میره

اول تو خشک رود بود بعدش خیابون تمپل

خیلی مشکوکه

حکم دستگیریش رو بگیرین

این رو ببرید کنار

{برای مظنون ها تله گذاشته شده بود}

{آیونگ مشکوکه}

هی به من میگی مشکوک

مشکوک خود تویی

{محل کنترل مهاجرین لوک ما چون}

بخش آبی جی وای ان

جون لی، از اداره پرونده های جدی و تخریب شده

با مامور یی از بخش بازداشت کار فوری دارم

اتوبوس ساعت یک و نیم به مقصد پانیو یه بلیط

اتوبوس ساعت یک و نیم به مقصد پانیو نه بلیط

الو؟

چرا جواب ندادی؟

سر کارم چرا اینقدر هولی؟

اخبار رو ندیدی؟

کارآگاهان برگزیده دارن ملت رو می کشن

من دارم فرار می کنم

خدا نفرستادشون که

فکر کردن می تونن ما رو پیدا کنن؟ چقدر بزدلی تو

چرا وایسادی؟ جلوی دیدم رو گرفتی

الو؟

خوشبختانه، ضربان قلب بچه و موقعیتش نرماله

ولی وقتی اینجوری افتادی

باید تحت نظر باشی

ممنون

یکی از اداره پرونده های جدی و تخریب شده زنگ زده

میگه با بازرس چان کار داره

جون، کجایی؟

نزدیک مرز کل صبح داشتم زنگ میزدم

کچل از پرونده سوپ انسانی

داره با اتوبوس ساعت یک و نیم میره پانیو

کارآگاهان برگزیده دارن میرن دنبالش

می خوان بپزنش

زنگ بزن به شوهرت، فونگ

بگو بخش محلی

یه گروه ویژه بفرستن

کدوم کچل؟ سوپ انسانی؟

الو؟

پنج دقیقه پیش از یائو ما تی گزارشی رسیده

ماهی فروشی در بارکش خودش بهش حمله شده

یان وانگ هستم

جون کارآگاهان برگزیده رو دیده

که دارن میرن دنبال یکی به اسم کچل

یکی از مظنونین پرونده سوپ انسانی توی مرز

داره با اتوبوس ساعت یک و نیم میره پانیو

دارم میام

جون و کارآگاهان دیوونه ن نباید بری

جون کلید حل پرونده ست باید برم

یی میگه جون کچل و کارآگاهان برگزیده رو دیده

اتوبوس ساعت یک و نیم به سمت مرز

چو، لای، با تیم بی و سی برید پناهگاه توفان

چشم

زنگ بزن به آیونگ

چشم، خانم

منطقه مرزی محدود شده

زنگ میزنم گمرک

اسلحه هاتون رو بذارین

گمرک قبل اینکه برسن به مرز پیگیری می کنه

عوضی ها تو خیابون تمپل سریع فرار کردن

من فکر میکنم یه جاسوس داریم

تو سازمان جرایم یا کولون غربی

تنهایی؟ شوهرت کو؟

سازمان جرایم؟ گروه ویژه؟

فونگ به وقتش میرسه

نیروهای اعزامی گفتن چهار نفر حمله کردن

کل پناهگاه رو بگردید

پلیس آیونگ

دود داره از اون کشتی میاد

واقعا پختنش

انتقام دیوونه شون کرده

دور بزن

رهبرشون اینجا نیست

چرا بهت شلیک نکرد؟

شاید دختر کونگه، از پرونده قصاب

بابا بابا

کارآگاهان برگزیده حتما رفتن به مخفیگاه من

و یادداشت هام درباره پرونده رو خوندن

اینجوری هدفشون رو پیدا کردن

دختر کونگ رهبرشونه

نوشته بودم پدرش بیگناهه واسه همین من رو نکشت

اون پرونده حل شد

من بیست ساله دارم میگم

براش پاپوش دوخته بودن بشین

روش کاری آیونگ مشکوکه

تو هم به نظر من مشکوکی

راننده هم همینطور

رهبرشون اونه

دخترت کو؟

همه حالشون خوبه؟

ببخشید

پسر پلیس اهریمنی چوئه

دختر قصاب لایه

چرا؟

چرا؟

پرونده قصاب؟

لعنتی

پلیس اهریمنی هیچ ربطی به من نداره

گمرک هنگ کنگ، اسلحه هاتون رو بیارین پایین و گروگان ها رو آزاد کنین

بندازینش تو قیر بپزه

واسه پرونده قصاب کی رو حاضری بکشی؟

آیونگ رو؟

بهش شک کردم، ولی اون نیست

هر کسی با هیولا مبارزه میکنه

باید مراقب باشه خودش تبدیل به هیولا نشه

بریم

هر کسی با هیولا مبارزه میکنه

بازرس فونگ، بازرس چونگ

باید مراقب باشه خودش تبدیل به هیولا نشه

پرونده قصاب

چرا پرونده ماست؟

هر کسی با هیولا مبارزه میکنه

باید مراقب باشه خودش تبدیل به هیولا نشه

اینقدر نگید برگزیده اینقدر ازشون خدا نسازید

کشتن مردم و باقی گذاشتن عدد پرونده که حل پرونده نیست

قتله

پلیس هایی که کشته شدن و آسیب دیدن قهرمان های اصلی هستن

سازمان جرایم و سی هزار افسر پلیس

هر کاری که بتونن می کنن تا جلوی خلافکارها رو بگیرن

و نظم رو برقرار کنن

بازرس فونگ

فونگ

دو نفر رو از دست دادیم.. یو و سو

قبل طلوع خورشید اون عوضی ها رو دستگیر کنین و افسر آیونگ رو نجات بدین

چشم، قربان

خانم

هر کسی با هیولا مبارزه میکنه

به صورت رمزی داشت با دخترش حرف میزد

باید مراقب باشه خودش تبدیل به هیولا نشه

شاید جون لی عضو کارآگاهان باشه برم بازجوییش کنم

یی

کارآگاهان دو تا عدد پرونده گذاشتن

قصاب و پلیس اهریمنی و آیونگ رو هم دزدیدن

رفتیم خونه آیونگ

ببینیم اون عوضی ها میکروفونی چیزی توش گذاشتن یا نه

اون خشابی که

تو پرونده پلیس اهریمنی گم شده بود رو

همراه این مدارک پیدا کردیم

{کارت شناسایی دانش آموز}

کونگ قصاب نبوده؟ آیونگه؟

واقعا صورتش رو فراموش کردی؟

اون بود که سه روز من رو شکنجه داد؟

اون

اون بهترین دوست من و شوهرمه

دو شب پیش تو بودی که این سه نفر رو

تو مغازه عمده فروشی آتیش زدی؟

تو بودی که لائو رو قطعه قطعه کردی

و انداختیش تو فاضلاب؟

تو بودی که سه ببر رو انداختی تو خیابون تمپل؟

تو بودی مرتکب این قتل ها شدی؟

چرا اینقدر عوض شدی؟

چرا اینقدر عوض شدی؟

میخوام مردم بدونن پدرم دیوونه نیست

بلکه کارآگاهاه برگزیده ست

لینگ چونگ! اسم واقعی لین لی

از روی نفرتی که به بابات داشتی فامیلی مادرت رو برداشتی

از چهارده سالگیت مدام دارالتادیب بودی

تو بیست و چهار سالگی به جرم آتیش زدن ماشین پلیس بازداشت شدی

اونموقع بود که چو ولای رو دیدی

می دونستی پسر چون و دختر کونگ هستن

دست خط پدرت زیر پل رو بهشون نشون دادی

یه گروه به اسم کارآگاهان زدین که پارتیزان باشین

امکان نداره بتونی ببینیش

معلومه که نمی تونم

نمیدونم دیوونه ای یا داری ادا درمیاری

ولی بعد اینکه به آیونگ مظنون شدی بردنش

پلیس اهریمنی و قصاب میشن پرونده های بعدی

آیونگ کجاست؟

آیونگ نه پلیس اهریمنیه نه قصاب

فقط گفتم راه و روشش مشکوکه

هیچوقت نگفتم قاتله

اون کارآگاهان اومدن

چیزهایی که نوشته بودم رو پیچوندن

تو خودت کارآگاهان برگزیده هستی

وقتی پلیس دیگه نخواستت

حس کردی تخریبت کردن

وانمود میکنی دادخواهی و در حقت ظلم شده

ولی خودت هم عوضی هستی

گولشون زدی انتقام بگیرن

پرونده ها رو رمز گشایی کردی که مثلا بگی کارآگاهی

نه

حتی اگه این کار رو نکرده باشی

دخترت مظنون اصلیه

اون کاری کرد که چو ولای

خانواده های قربانی ها رو تحریک کن

به انتقام گرفتن

بقیه رو شستشوی مغزی داد که مرتکب قتل بشن

و فکر کنن دارن کار درست رو انجام میدن

به دخترت یاد دادی

حین جنگیدن با هیولا تبدیل به هیولا نشه

ولی خود تو هیولایی

دخترت هم همینطور

شرورترین خلافکار تاریخ هنگ کنگ

کامپیوتر چو ویروس داره

کارآگاهان دارن هکمون می کنن

بازرس فونگ، اینجا رو

یکی داره سازمان جرایم رو هک می کنه

گروه کارآگاهان یه هکر دارن من فرمانده سازمان جرایم هستم

موقعیتشون رو ردگیری کنین یعنی آیونگ

من قصابم

من پلیس اهریمنی هستم که جنازه ها رو جابجا کرده و برای

پرونده پلیس اهریمنی هفده سال پیش امشب اتفاق افتاد

حین بازداشت کشتمش

وقتمون تموم شد بریم دنبالشون

اگه واقعا دیوونه ای من افسر چوی رو کشتم

برو تیمارستان

اگه داری ادا در میاری میفتی هلفدونی

و نگهبانی که اونجا کار میکنه

ببرینش بازداشتگاه

رو کشتم

تو کوچه کوان تونگ

افسر چیت رو کشتم

پرونده پلیس اهریمنی

هفده سال پیش همین امشب اتفاق افتاده ومینگ رو

همون موقع، یعنی ساعت یک نصف شب دست به کار میشن و انداختمش تقصیر چون

ردشون رو بزنین! - راننده

اطاعت، خانم

حقیقت

اینه که من قصابم

من پلیس اهریمنی هستم

من فرمانده سازمان جرایم هستم

با ماشین من برو

امکان نداره آیونگ باشه

برو خونه - نه، گوش بده

اول برو خونه - غیر ممکنه

برو خونه لعنتی

جنازه ها رو جابجا کردم و برای کونگ پاپوش دوختم

حین دستگیری کشتمش

وایسا

توی کوچه کوان تونگ

همکارم رو کشتم

و انداختمش تقصیر چون، راننده

من فرمانده سازمان جرایم آیونگ هستم

حقیقت اینه که

تیم ای، منبع پیغام رو ردگیری کنین

تیم بی، زنگ بزنین به تیم فنی من قصابم

و بگید دنبال آدرس آی پیشون باشن

تیم سی، دیواره آتش بسازید من پلیس اهریمنی هستم

چشم، قربان

در پرونده قصاب بیست سال پیش

کارآگاه برگزیده سازمان جرایم آیونگ

که به قصاب بودن اعتراف کرد کونگ رو به قتل رسوند

کونگ که از نظر ذهنی مشکل داشت

قبل مرگش گفت براش پاپوش دوختن

آیونگ نه قصابه نه پلیس اهریمنی

باید جلوی دخترم رو بگیرم

اشتباهی به سمت آیونگ کشوندمشون

نمیتونم بذارم آیونگ رو بکشن

آیونگ دوستته

کارآگاهان ساعت یک آیونگ رو می کشن

وقت نداریم

در رو واکن! بذار سوار شم

سرجات وایسا

ماشین رو نگه دار

توی ماشینه

دارن میرن بالا! آماده باشید

و انداختمش تقصیر چون، راننده

یعنی ممکنه آیونگ هم قصاب باشه هم پلیس اهریمنی؟

اگه امکانش هست که برای کونگ پاپوش درست کرده باشن ممکنه برای آیونگ هم همینطور باشه

جون اسلحه رو گرفت، یکی اومد دنبالش

من فرمانده سازمان جرایم آیونگ هستم

ماشین رو نگه دار

وایسا

جون واقعا رهبر کارآگاهانه

زنت هم جزو کارآگاهانه

دستم رو باز کن

دو ساعت وقت داریم

تا دو تا پرونده مهم رو حل کنیم

و آیونگ رو از دست کارآگاهان نجات بدیم

فونگ

به جی پی اسش دسترسی پیدا کنین

رسانه های متعددی ویدئویی رو دریافت کردن

از فرمانده سازمان جرایم کارآگاه آیونگ که داره به دو تا پرونده مهم اعتراف میکنه

شهر شوکه شده

سه هزار تا پرونده افراد گم شده رو گشتم

قصاب حداقل سی تا زن رو کشته

یه دختر دانشگاهی تنها کسیه که فرار کرده

هویتش محرمانه ست

تو بیست سال پیش بودی الان چطوری میخوای پیداش کنی؟

بیست سال پیش پلیس کجا پیداش کرد؟

روستای تای کی لنگ به سمت یون لانگ

قصاب سی نفر رو کشته؟

ولی فقط پنج تا جسد رو تو زمین کونگ پیدا کردن

پنج تا واسه پاپوش دوختن برای کونگ کافی بود

درست همونطور که به چون یه اسلحه قدیمی دادن

و گفتن پلیس اهریمنیه

چرا اینقدر مطمئنی چون بی گناهه؟

بند کفش هاش اون شکلی بسته نشده بود

برعکس بسته شده بودن

بعد عوض کردن اسلحه ها

قاتل دید چون کفش دراومده

یه کار دیگه هم کرد

پایِ چون کرد

و با گره ایانی بستش

به تموم عکس های چون نگاه کردم

هیچوقت اونجوری گره نمیزده

{جی پی اس خاموشه؟}

آفلاینه آخرین بار توی پل شمالی دیده شد

من فرمانده سازمان جرایم آیونگ

صداش رو زیاد کن

کامل راستش، من قصاب هستم

من پلیس اهریمنی هستم

جنازه ها رو جابجا کردم

موج.. بوق کشتی و برای کونگ پاپوش ساختم

حین دستگیری کشتمش

و صدای بلند دستگاه

توی کوچه کوان تونگ

تای کی لنگ نولا

تو میلیون ها بار اینجا بوده ای چرا الان معجزه بشه؟

من اون دانشجو هستم

زمانی که فونگ منو نجات داد از دهکده شرقی فرار کردم

من یه قربانی در تای کی لنگ نولا دارم

بین دو روستا

خانم

من افسر پلیس هستم

قصاب منو سه روز شکنجه کرد

واقعا فکر میکردم دارم میمیرم

می تونم زخم هاتو ببینم؟

بیشتر از اینا؟

جای زخم رو لباس پوشونده

نشانه آزار خانگی

حتما خشونت بوده

و موذیانه

شخصیت دوگانه: یک مرد، یکی زن

قصاب دردی را که از عزیزانش دریافت کرده بود، تحمل کرد

و آن را بر روی تو پیاده کرد

فونگ مرد خوبی است

اون به زخم های من اهمیت نمی داد

هر روز بعد کار میومد دیدنم

کمکم می کرد به یاد بیارم

میخوام مخفیگاه اون آشغال رو پیدا کنم چی یادته؟

اون در روز سوم به شدت به من ضربه زد

احساس کردم که میخواد منو بکشه

اما ناگهان با او تماس گرفتن

به خودم گفتم، نمی تونم اینجا بمیرم

یه آجر برداشتم

و باهاش کوبیدم رو طناب

مسیر رو باید یادم می موند باید پیداش می کردم

از هر دو طرف صدای آب میاد

و جلوی در اصلی یه پله

بعد از پله بیست و نهم

صدای فرفره شنیدم

چرخیدم سی و هشت تا پله رفتم پایین تر

یه کم پایین تر یه راه پله باریکه

کلی آشغال آجیل روی زمین ریخته بود

چرا تو را نکشت؟

تماس در مورد چی بود؟

کی بهش زنگ زد؟

گره ایانی

کی بند کفشت رو بست؟

فونگ انجام داد

من یه قربانی در تای کی لنگ نولا دارم

بین دو روستا

خانم

من افسر پلیس هستم

صد وهشتاد درجه چرخوندت

میتونین بگین چه اتفاقی افتاده؟

چه خبر شده، فونگ؟

از روستای شرقی اومد

حتما مخفیگاه مجرم اونجاست

روستای شرقی رو کامل بگردید

از روستای غربی اومدی، نه شرقی

پلیس رو گول زده

من حرف ندارم، تو پرونده قصاب اومدم پلیس اهریمنی رو پیدا کردم

جون

نیروی اعزامی زنگ زد و گفت

به همه دستور دادن روستای تای کنگ لنگ رو بگردن

من اینجا گشت میزدم

بعدش دیدم داری از روستای شرقی میای پایین

راه پله باریک

آشغال آجیل روی زمین

آشغال آجیل روی زمین

راه پله باریک

ده، یازده، دوازده، سیزده

بیست و شش، بیست و هشت، سی

سی و دو، سی و چهار، سی و شش، سی و هشت

بعد چرخش

صدای فرفره! بعد به سمت چپ

دو، چهار، شش، هشت، ده

از راست و چپ صدای آب میاد

یه پل کوچیک جلوی در ورودی

شال قرمزم

از هر دو طرف صدای آب میاد

و یه پل جلوی در ورودیه

پتی وانگ

می لائو

چونگ لای فونگ

چیانگ چون چون

سیندی چوی

او زن های زیادی رو کشت

ویلی آئو

می لائو

چانگ لای فونگ

چیانگ چون چون

سیندی چوی

مون هو

کونگ کسی رو نکشته

برای کونگ پاپوش درست نکنید

کونگ کسی رو نکشته

برید کنار

اون بچه رو بزار زمین

من کسی رو نکشتم

بچه رو بذار زمین

بیست و پنج زن کشته شده همه شون همینجان

اینجا مخفیگاه اصلی قصابه

کونگ رو به کشتن دادی

قصاب همون پلیس اهریمنیه

پلیس اهریمنی همون قصابه

اون تماس از طرف نیروی اعزامی بوده

الو؟

فونگ

گوشی دختر دانشگاهی توی تای کی لنگ پیدا شد

تموم مرخصی ها کنسل شدن

روستای تای کی لنگ رو بگرد

از قصد ولت کرد

پلیس ها رو هدایت کرد به روستای شرقی

که بتونه فرار کنه

لعنتی، منم گولش رو خوردم

من رو آورد اینجا که اثر انگشتم بیفته همه جا

و سیگارهایی که من کشیدم رو همه جا ریخت

بند کفشت رو بست که من رو بکشونه اینجا

من رو کشوند اینجا که برام تله بگذاره

چقدر خونسرد و شیطانی

درست مثل اهریمن بیست سال پیش

اونم اهریمنیه

جون

فونگ همون قصاب و پلیس اهریمنیه

باید دستش رو رو کنیم

فونگ نمی تونه هم قصاب باشه و هم پلیس شیطان

اشتباه شده؟

کل بدنش پر زخمه که با لباس می پوشوندش؟

بچه که بود خانواده ش کتکش میزدن

یکیشون یه خانم بوده، یعنی مادرش

مادرش معتاد بوده که تو حال خماری کاتر زخمیش می کرده

برادر بزرگش هم مثل مادرش با چکش کتکش میزده

فونگ هم کتک می خورده واسه همین من رو درک میکنه

جفتشون مردن؟

وقتی شونزده سالش بود یه معتاد از مامانش زدی کرد و کشتش

بعد برادرش تو یه بزن در رو کشته شد

مادرش رو کشته و انداخته تقصیر یه معتاد

هیچکس هم از یه بچه شونزده ساله انتظار نداره ماشین بدزده و برادرش رو بکشه

واقعا دیوونه ای

سازمان جرایم دستگیرت میکنه

بیشتر شبیه مخفیگاه تو میمونه

اثر انگشت و سیگارهات اونجان

هی میگی برگزیده ای

حالا شوهرش تو رو مچل خودش کرده

خودت رو بدبخت کردی و

حتی نمی دونی آیونگ کجاست

{تعمیرگاه کشتی مشترک}

این همون ماشینی نیست که دیروز روندی واسه کیه؟

واسه شوهرت

چرا شوهرش مدام باید بره دیدن یه تعمیرگاه کشتی متروکه؟

دخترت قراره آیونگ رو بکشه اون رو بیخیال

اول برو اونجا

قربان، ماشینتون دوباره روشن شد

تو جاده تعمیرگاه کشتی هستن

تعمیرگاه کشتی مشترک

گروه ویژه رو خبر کنین به کمیسر دیدبانی زنگ بزنین

تاییدش رو بگیرین

فونگ از سازمان جرایم هستم

ما فکر می کنیم آیونگ

در تعمیرگاه کشتی مشترک اسیر شده

گروه ویژه رو سریعا اعزام کنین

دی کوچولو! مامان! کت! چائو

کریم! اسنیک اینا رو ببر به اون دنیا

مرگتون بیهوده نخواهد بود، برادران

من رو ببخش، بابا

چندین سال در حقت بدی کردن

بابا، دنیا دیگه میدونه توپلیس اهریمنی نیستی

برای ادای احترام بهت الان آیونگ رو می کشم

دارید از دستورات سرپیچی می کنید؟

تلفنی بهتون گفتم

بابام بهم گفت آیونگ قصاب نیست

نباید بس کنیم و همه چی رو روشن کنیم؟

اون عوضی یونیفرم بچه مدرسه ای رو داشت

بیست و پنج تا لباس تو خونه ش پیدا کردیم

خودش به اندازه کافی واضح نیست؟

وقتی تو رهبر یه ماموریت هستی جون پیداش میشه

شماها با هم تبانی کردین؟

اگه به خاطر اون دیوونه نبود افرادمون نمی مردن

یعنی چطور ممکنه جاسوس نداشته باشیم؟

بابات مگه خداست؟

آره

تواناییش که برای شما جدید نیست

از اول هم اینو میدونستین

حالا دارین تواناییش رو زیر سوال می برین؟

بهش میگین دیوونه؟ بهش شلیک می کنین؟

چطوری می تونستین بدون اون انتقام بگیرین؟

کارآگاهان اینجان

شوهرت می دونه اونا اینجان

از کجا باید بدونه؟

بیخیال، اول آیونگ رو پیدا کن

تو مخفیگاه قصاب

بیست و پنج تا استخون، صندوق پول امنیتی شرکت

حکم قضایی قدیمی جون لی ته مونده سیگار کوهینا رو پیدا کردیم

یعنی مدلی که جون می کشه

فکر کنم جون دچار اختلال شخصیتیه

حداقل سه شخصیت درونش داره

کارآگاه برگزیده عادل

چرا اینقدر عوضی شدی؟

قصاب

به عنوان قصاب

از اول هم میدونسته یی نجات یافته بوده

پیداش کرده راضیش کرده کارآگاه بشه

همچنین پلیس اهریمنی هم هست

واسه همین هفده سال پیش

می دونسته که واسه چون پاپوش دوختن

و نفر چهارم صحنه جرم بوده

یه نفر چهارمی هم تو صحنه جرم بود

یه تله بود

شخصیت کارآگاهش می خواسته خودش رو ثابت کنه

ولی بعدش من و آیونگ بهش شلیک کردیم

واسه همین قصاب و پلیس اهریمنیش

آیونگ رو طعمه قرار دادن

طعمه های بعدیش من و تو هستیم

آیونگ اینجاست

هوای من رو داشته باش

اون دیوونه این پایینه

بابات اینجا هم ما رو پیدا کرده؟ پس جاسوس خودتی

به یان زنگ بزن

بهش بگو فونگ هم قصابه هم پلیس اهریمنی

من آیونگ از سازمان جرایم هستم

من هم قصابم.. هم پلیس اهریمنی

اینقدر دیوونه بازی در نیار

قضیه جدید

به یان بگو بس کنه

هیچکس حرف منو باور نمی کنه

پس باید جون سالم به در ببری نمیر

زنده بمون، نمیر

آیونگ رو نکشید! من اشتباه می کردم

وقتی گفتم آیونگ مشکوکه

همه تون رو گمراه کردم

همکارش، فونگه که مشکوکه

هم قصابه هم پلیس اهریمنی

لای! اون بوده که آیونگ رو برده سمت روستای شرقی

جنازه ها رو دفن کرده که واسه بابات پاپوش درست کنه

و کاری کنه آیونگ بهش شلیک کنه

چو! اون بود که باعث شد آیونگ به یان بگه

بابات پلیس اهریمنیه

می دونه تو اینجایی

به گروه پلیس ویژه زنگ زده

آیونگ رو نکشین تسلیم بشین

هنوز دیر نشده! بهم اعتماد کنین، باشه؟

هیچکس حرف من رو باور نمی کنه همه شون تبدیل به هیولا شدن

همه تون رو می کشم

شما سه تا دوستای ما رو کشتین

همه تون رو می کشم

کیسه آبم پاره شد

باید انتقام دوستانمون رو بگیریم

من اومدم نجاتتون بدم، به خودتون بیاین

شما سه تا گند زدین به نقشه های ما

گروگان پلیس آیونگه

جون و لین لی اینجان یونگ و یی مظنون های اصلی هستن

یی تو هفته سی و دومشه

ماموریت ما نجات و دستگیریه

بله، قربان

گروه پلیس ویژه اومد

شلیک کنید

کارآگاهان مواد منفجره دارن

گروه ویژه شلیک می کنه که بکشتشون

گروه «کرو» دستگاه هوشمند دارن شلیک کنید

یی حامله ست

اینا تروریستن

تمامی واحدها! شلیک کنید

چند هدف، سیصد متر موقعیت ساعت دوازده

هدف، دویست متر، موقعیت ساعت دوازده

گول خوردن

فونگ این مخفیگاه رو می شناسه

چون خودش کارآگاهه

یادداشت هام زیر پل رو دیده

نزدیک بود هر دو پرونده رو حل کنم

ترسیده بوده و هیجان زده شده بوده

لین رو تبدیل کرد به کارآگاه

و تو کلبه تله گذاشت

که باعث بشه بقیه فکر کنن قصاب و پلیس اهریمنی جفتشون کارآگاه هستن

بابت جرایمش برای من پاپوش دوخت

ولی انتظار نداشت من تو رو ببینم

نزدیک بود دستش رو رو کنم

ولی ترس باعث شد بیشتر هیجان زده بشه

تصمیم گرفت ریسک کنه

بند کفشت رو بست من رو کشوند سمت لنگرگاه

نیروهای ویژه پلیس رو آورد که همه رو بکشن

بعد امشب، یا من میشم کارآگاه برگزیده

و اون میشه روانی

یا اون میشه کارآگاه

و من میشم روانی

واقعا دیوونه ای

فونگ مهربون ترین و عادل ترین

گرگ عاشق لباس بره ست

اهریمن عاشق بازی با فرشته ست

فونگ واقعا کارآگاهه

اون رهبر ماست

آیونگ کو؟

با کشتی فرار کرد ولی کشتی رو منفجر کردیم

جون، لین و زن من چی؟

تو کشتی قدیمی هستن

و افرادمون؟

گروه ویژه پخششون کردن

فکر نمی کردم جون اینقدر نزدیک بشه

بچه رو پیدا کنین و یه راه در رو پیدا کن

از کجا می دونستی مخفیگاه قصاب کجاست؟

وسایلت پخش زمین بود

احتمالش بیشتره خودت قصاب باشی

حتی اگه فونگ کارآگاه باشه به خاطر اینه که عاشق منه

عاشقته؟

به خودت بیا

جامعه ستیزها هیچ حس دلسوزی

یا عشقی به کسی ندارن

اون باهات ازدواج کرد

تا بتونه هر روز تو رو ببینه

و به یاد بیار چطوری اون زنان رو کشت

آیونگ مرده

تو تنها نجات یافته ای

آخرین امیدی

کدوم یکی از ما قصابه؟

از ذهنت استفاده کن کارآگاه کولون غربی

این دو روز کارتون عالی بود

تقصیر جونه که بهمون حمله کردن

فشار بده

تو دو روز گذشته عالی کار کردی

تقصیر جونه که به ما حمله می کنن

ولی به خاطر بچه های خودمون هم که شده نمیتونیم تسلیم بشیم

بهتون یاد دادم که چطوری با نیروهای ویژه بجنگین

اینجا قلمرو ماست هنوز فرصت برد داریم

هر کدومتون یه نارنجک بردارین

اگه گیرتون انداختن

باهاش بقیه رو فراری بدین

مهم نیست کی در میره

به همه تون افتخار می کنم

یادتون باشه

ما کارآگاهان برگزیده هستیم

گروه کرو داره لنگرگاه رو غرق میکنه گروه ویژه، عقب نشینی کنین

تیم قایقی، حمله

من می مونم، برو برادر کوچولوت رو پیدا کن

کمک، داداش! من نمیخوام بمیرم

کمکم کن، داداش

بدو، داداش کوچولو

خداحافظ، دوستان من

جون آشغال

هیولا

نتونستیم قسر در بریم

انتقام

بابا رو گرفتن

ارزشش رو داشت

رئیس

جون لی رو کشتی؟

من پلیس اهریمنی هستم

من قصاب هستم

بابا

بابا

بزرگ که شدی عضو نیروهای پلیس شو

با همدیگه قاتل رو گیر می اندازیم

چای کا چو در خدمت شما

کار زنش بود دستگیرش کنین

چشم، قربان

یونگ لای

پدرش کونگ بود

آیونگ با گره ایانی بند کفشش رو گره زد

ولی بعد اینکه تو کنفرانس مطبوعاتی به جون شلیک کرد تغییرش داد

جون کارآگاه برگزیده ست

می دونست آیونگ هم پلیس اهریمنیه هم قصاب

اون عوضی زن من رو شکنجه کرد

لائو بیست و یک زن رو کشت

ولی چون پارکینسون داره نمیتونیم محکومش کنیم

این سه نفر برای ارث و میراث آدم کشتن

این گانگسترها یه خانواده رو کشتن

بیشتر از صدتا پرونده رها شده رو جون حل کرد

تموم جواب ها اینجان

ولی هیچکس براش مهم نیست

باید عدالت رو برقرار کنیم

وبه دنیا نشون بدیم جون همون کارآگاه برگزیده ست

جون یه دختر داره

فکر می کنه پدرش دیوونه ست

یه شورشی واقعیه

از پلیس ها متنفری چون از بابات متنفری

یا از پلیس ها متنفری چون با بابات بدرفتاری کردن؟

بابام دیوونه ست، نه پلیس، خب؟

تا حالا شده فکر کنی دیوونه نیست؟

بابات در واقع کارآگاه برگزیده ست

خیلی از پرونده های رها شده و تحقیقات تخریب شده رو حل کرد

هیچکس حرفش رو باور نمی کنه ولی ما می کنیم

تو دخترشی

ما رو رهبری کن

فشار بده

بابا، ما قراره بمیریم؟

نه

من تازه دخترم رو پس گرفتم

اگه نجات پیدا کنم، دست فونگ رو رو می کنم

نمیخوام این پرونده هم خراب بشه

خوبه

به تموم دنیا میگم

فونگ چطوری به چو

من ولای یاد داد

که خانواده های قربانی هایی که پرونده شون رها شده رو جمع کنیم

آموزشمون داد مسلحمون کرد

یادمون داد شستشوی مغزی بدیمشون و به سمت قتل سوقشون بدیم

بابا

بهت افتخار میکنم

خوبه

بیا بیرون، بیا بیرون، کوچولو

بیا بیرون، بچه کوچولو

داره میاد

زودباش، بچه

بدویید

بریم

روانی

تو یه نابغه ای که زندگیش رو تلف کرده

بذار جوری بکشمت که مستحقشی

بعد امشب، تو تبدیل به من و من تبدیل به تو میشم

تو میشی روانی منم میشم کارآگاه برگزیده

می خوای تبدیل به من بشی ولی من نمیخوام تبدیل به تو بشم

مامانت تبدیل کرده به یه اهریمن

به خاطر پسرت هم که شده

دوباره آدم شو

تسلیم شو

هنوز دیر نشده

چطوری می تونی پسرت رو بکشی؟

جون، یبا مبادله کنیم

من دخترت رو می کشم تو هم پسر من رو

تو هم به زودی میمیری، روانی

همه به عنوان یه جانی شریر ازت یاد می کنن

عصبانی نیستی که کارت به اینجا رسیده؟

اگه نمی تونی من رو بکشی پسرم رو بکش

وگرنه، نمی تونی انتقام بگیری

بچه رو بکش تا تبدیل به اهریمن بشی

همه می تونن تبدیل به اهریمن بشن چرا من نتونم؟

منم آدمم. اگه اون دختر من رو کشته منم می تونم پسرش رو بکشم

به خاطر دخترته که نمی تونی تبدیل به اهریمن بشی

بهت افتخار می کنه

بابا

بهت افتخار می کنم

متاسفم

حتما برات دردناکه که کشته شدن دخترت رو ببینی

دلم می خواد بدونم

منم از دیدن کشته شدن پسرم ناراحت میشم یا نه

یه لطف نمی تونی در حقم بکنی؟

واقعا دیوونه ای

خداحافظ، کارآگاه

فونگ

تو هم قصابی، هم پلیس اهریمنی هم عضو کارآگاهان

هم شوهر منی و هم پدر بچه مون

خودت رو تحویل بده

چرا نمی پرسی عشقم بهت واقعیه یا نه؟

نمی خوای بدونی عاشقت بودم یا نه؟

بودم

خیلی زیاد

تو بهترین اثر هنری من هستی

اگه با این دیوونه آشنا نشده بودی

و دست من رو، رو نکرده بودی

دل کشتنت رو نداشتم

متاسفم

متاسفم

خانم

افسر آیونگه

باید زنده بمونم

نمی تونم بمیرم

آیونگ

جون لی نجاتم داد

فونگ قصابه پلیس اهریمنیه

سرنخ دو تا پرونده رو گذاشت جلوی راهم

وقتی داشتم درباره مرگ برادر و مادرش تحقیق می کردم باهاش آشنا شدم

الان که فکرش رو می کنم میبینم مرگ اونا هم مشکوک بود

دوباره فیلم رو پخش کن

رو دست راستش زوم کن

دستگیری جون رو نشونم بده

باند جون رو دست چپش بود برای فونگ روی دست راستش

قاتل فونگه

درخواست پشتیبانی از نیروی هوایی بدین

دیدی؟

چی رو؟

اهریمن رو

آره

گروه تحقیقات غیرنظامی یی چان، در خدمتم

همکارت کو؟

پیشنهاد دادم برسونمش ولی گفت خودش میاد

«دی جی یانـــــار» برای شنیدن و اطلاع از آخرین پادکست آهنگ های ما به آدرس اینستاگرامی .سر بزنید @Dj.Yanar

مشاور تحقیقات سازمان جنایی جون لی

وقتی روی یه پرونده کار می کنین فروتن باشید

مجرم های پرونده های سازمان جنایی آدم نیستن اهریمنن

وقتی آدم فکر می کنه برگزیده ست

اون اهریمن ها ما رو مسخره می کنن

ما برگزیده نیستیم، فقط کارآگاهیم

فقط باید

نهایت تلاشمون رو بکنیم

و از خودمون بپرسیم کاری هست که انجام نداده باشیم یا نه

یادتون باشه

بین ما کارآگاه برگزیده ای وجود نداره

فهمیدین؟

بله، قربان

مردم هنگ کنگ

روی ما حساب می کنن

دیگه از مسابقه خبری نیست کارآگاه لی

نه قراری دفتر شما از این طرفه

نه کارائوکه

دوچرخه کارآگاه لی رو پارک کنین نه بازی

نه فالگیری

نه رفیق بازی

نه خونه رفتن

نه دیدن خانواده

نه تلویزیون تماشا کردن

اینم از صندلی شما، کارآگاه

راحت باشین نه فیلم دیدن

ما بر میگردیم سر کارمون

{نوجوون قاتل مادرش رو دستگیر کرد} وقتی با هیولا می جنگیم

باید حواسمون باشه خودمون تبدیل به هیولا نشیم

{مردی در زد و خورد کشته شد} وقتی برای مدت طولانی به مغاک خیره میشید

مغاک هم به شما خیره میشه

{زن کارآگاه پلیس خودکشی کرد} چیزی که من رو نکشه، قوی ترم میکنه

چیزی که من رو نکشه، قوی ترم میکنه

«دی جی یانـــــار» برای شنیدن و اطلاع از آخرین پادکست آهنگ های ما به آدرس اینستاگرامی .سر بزنید @Dj.Yanar

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.