Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(خانواده: پیوند ناگسستنی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
...کارلی یونگ
یکی از آدمای تشکیلات بوده
...از طریق نمایشنامه
احساسات بچه هارو تقویت میکنیم
...یعنی آقا معلم من مفهوم عمیق پشت کارتون رو
میدونم
بله، میدونم میدونم
بله بله، شما درست میفرمایید
بابت زحماتتون خیلی ممنونم
بله، به سلامت. بله
کوان مین سو
چرا ملتو بوس میکنی؟
آقا معلم از دست تو کلی قرص آرامبخش خورده
مین سو
...بوس کردن
فقط برای باباییه
فقط میتونی بابایی رو بوس کنی
باشه؟
پاشدی رفتی چیکار کردی؟
پسری که ازت بدش میاد رو میبوسی؟
!به نظرت کارت درست بوده یا نه؟ جوابمو بده- مشکلی نیست-
اگه بوسوک یکی دیگه رو بوس میکرد، قلبم درد میگرفت
بوسش کردم تا از شکست عشقی نمیرم
مین سو
تو فقط هشت سالته پس میتونی خراب کاری کنی
...ممکنه که به همچین چیزایی فکر کنی
...ولی مامان و بابای زورو
ازمون شکایت و درخواست غرامت نمیکنن زن داداش؟
...برای بوس کردن یه بچه چرا باید
بیان درخواست غرامت بکنن آخه
مگه نه؟
نه
اگه این کارو با پونگ پونگیم میکردن من حتما ازشون شکایت میکردم؟
معلومه
نباید والدینش رو ببینی و معذرت خواهی کنی؟
چه عذر خواهیای؟ عذر خواهی به کتفم مگه سفید برفیه؟ (تلفظ کلمه عذرخواهی و سیب در کرهای یکیه)
یه لحظه صبر کن
اون بچه نیست؟
درسته؟
درسته، درسته
بوسوک کوچولو تنها میری خونه؟
آره- ...پس مامان بابات هنوز نمیدونن-
امروز چه اتفاقی برات افتاد، نه؟
بله
بوسوک جان گشنت نیست؟
یکم پیش دیدمت خیلی مشتاقانه نقش بازی میکردی
آجوما برات یه غذای خوشمزه میخره، باهامون میای؟
زود باش سوارش کن کسی اینجا نیست
سوارش کن دیگه، همین الان
بیا اینجا- زود بیا-
هی، برو کمکش کن
بوسوک، بوسوک
!برو که رفتیم
به به، اصن اصله جنسه
مگه نه بابا؟
انقدر اصرار نکن
تو میگی دِجـون خوبه
ولی انتخاب روح مامانمون، ماهی ناموونـه
!برو بابا، تو چی میدونی آخه فسقلی
من بهتر از هرکسی سلیقه غذایی مامان رو میشناسم
اگه اینجا بود حتما دجون میخورد
مامان واقعا دوسش داشت توله سگ
دجون یا هر کوفتی! زود باشین غذاتونو بخورید
بیخودی اصرار نکن، داداشت درست میگه
درسته؟ مگه نه؟
دیدی؟ من درست میگم
...چیه؟ حالا که بردی خوشحالی؟ آیگو
این بچهها کجا رفتن؟
بوسوک آروم شد؟
آروم بشه یا نه فرقی به حال ما نداره
اگه باهم غذا بخوریم دیگه فرقی با خانواده نداریم
به به، سوپ ماهی فقط دجون
چونگچونگدو
بابا
این به کی رفته که انقدر لجبازه؟
معلومه که شبیه بابامم به کی رفته باشم کره خر؟
من به مامانم چیزی که امروز اتفاق افتادو میگم
مامانم واقعا ترسناکه
بچه ها هم حتما مسخرهات میکنن
حتی شاید برات قلدری کنن
پشیمون نیستی که منو بوسیدی؟
معلومه که نه
دلیلش چیه؟
چرا منو اینقدر دوست داری؟
...چطور میشه پسر باحالی مثل تورو
دوست نداشته باشم؟
اصن مگه دلیل دیگهای هم لازمه؟
...ایششش
انگار دوست داری ازت معذرت خواهی کنم
...ولی من از این کارا بلد نیستم پس
اگه ازم عصبانیای، بیا منو بزن
!یالا بزن دیگه
...تو
از من بدت نمیاد؟
...سعی کردم بفهمم چرا ازت بدم میاد ولی
دلیلی پیدا نکردم
هی، کیم بو سوک
♪ بنوش، بنوش، بنوش ♪
♪ بیا امروز تا وقتی که مست بشیم بنوشیم ♪
باز مونده
بوسوک، شماره تلفن مامانت چنده؟
خاله میخواد بهش زنگ بزنه
یکم پیش خودم بهش زنگ زدم
...آیگو، ماشالا چه پسر ماهی
که بلدی تو این شرایط چجوری به مامانت زنگ بزنی
...آیگو
من اول میرم- باشه-
!نشد من یه بار بیام بیرون این روده بی صاحابم کار نکنه
پدر جون، اگه دستمال توالت نبود بهم زنگ بزن
♪ ...امشب من و تو ♪
♪ یکی میشیم و میدوئیم ♪
♪ بنوش، بنوش، بنوش ♪
♪ بیا تا وقتی مست بشیم بنوشیم ♪
♪ بنوش ♪
خوبی؟
باید درست انجامش بدیا اوپا
بحث آیندهی پونگ پونگیمون وسطه
آینده پونگ پونگیمون چقدر لازم داره؟
325,000وون
اوکی
خودمون 25,000 وونش رو تقبل میکنیم
بیا 300,000 وون هم بگیریم
نباید شرط ببندی و اگه بردی بخونیا
لطفا با پدرت خوب رفتار کن، باشه؟
حتما
نگران نباش
اوپا، اون لرزش صداست چیه
...میدونی که یه جورایی روی اعصاب مردم میره
من همه چیو میدونم
تا رفتی تو شروع نکن به حرف زدن منتظر موقعیت مناسب باش
...میریم تجربه من تو این کار
بیشتر از بیست ساله
300,000وون؟
فقط کافیه اشاره کنم
میریم
هوم؟
من خوبم
تو خوبی؟
اوکییی
بریم
اهم اهم
!یک دو سه، امتحان میکنیم
نابغهی زیبا کوان دو هون
کوان دو هون خوشگلِ بلا
!کوان دو هون خوش هیکل
واااای، هیجان زده شدم
دوئت بریم؟ هان؟
اوکی
چی بود؟ اون اهنگی که خوب میخونی چی بودش؟
...الگوی مورد احترام من
مربی من و ستون بزرگ خونهمون
این اهنگ رو تقدیم میکنم به کوان دو هون
!مکنه، مکنه، مکنه
وااای، به خاک سیاه نشستم
خانم پارک خیلی مریضه
صداش درنمیومد
پس ما چی هستیم؟
مارو از تو جوب آوردی؟
الان عزرائیل منتظر نشسته خانم پارک رو با خودش ببره
بشینم اینجا آهنگ بخونم؟
شماها خوش گذرونی کنین
بابا- پدر جون- بابا-
بابا
!بابا
رفتش؟
بیاین خودمون خوش بگذرونیم
اصلنشم نمیخونم
بیشتر تمرین کن و دوباره امتحان کن
بیاین باهم خوش بگذرونیم- مکنه-
دوسش دارم مکنه
من اومدم اینجا چون میخواستم اهنگ خوندن برادر شوهرمو بشنوم
آره- باور کن-
نه زن داداش
بابام منو گذاشت تو جیب پشتیش و یه زنو بهم ترجیح داد
چجوری میتونم اهنگ بخونم؟
اوپا، باید اینکارو بخاطر پونگ پونگی انجام بدی
هی، داری چیکار میکنی؟
یالا بخون و بذار هیونگ بعد مدتها به خوندنت گوش کنه
مکنه، مکنه، مکنه
گفتم که نمیخوام
...ولی میگما
!بابا نمیتونه اینکارو با من بکنه
هیونگ، زن داداش
...مامان هیچوقت نمیخواست
بابا با زنی آشنا بشه
کلی بهم التماس کرد و حتی وصیت کرده بود
...اگه بابا اینجوری کنه
♪ کسی هست که زخمام رو خوب کنه؟ ♪
♪ اگه ولم کنی بیشتر و بدتر میشه ♪
♪ عشق بی حد و مرزتو بهم بده♪
♪ ...من از تنها شدن میترسم ♪
...مامان به تو
وصیت کرده بوده؟
!آره
چرا خاموشش کردی؟
پس میگی برات وصیت گذاشت؟
چی گفت؟
عه گفتم که، اینکه بابا دوباره ازدواج نکنه
چرا پس همچین میپری وسط آهنگم؟
به من همچین چیزی نگفته ولی
چی؟- به من گفت میخواد بابا دوباره ازدواج کنه-
گفت نباید بذاریم اصلا تنها زندگی کنه
بروبابا، چی میگی؟
دوباره میخوای یه دنده بازی در بیاری؟
بازم میخوای لج کنی؟
یکم عقلتو به کار بنداز مرد
برای پسر بزرگترش که منم وصیت گذاشته
چرا باید به تو یه الف بچه وصیت کنه؟
...این چه حرفیه
مگه بچه کوچیکتر آدم حساب نمیشه؟
اتفاقا مامان منو بیشتر از تو دوست داشت
دیگه خودتم میدونی که
درسته زن داداش؟
عزیزم، ببین این پسره داره چی میگه
نگاه چه مطمئنم میگه
بیا جلو ببینم؟- مگه بد میگم؟-
زن داداش، توروخدا هیونگمو یه کاریش بکن باز سوزنش گیر کرده
باز؟- آیگو آروم باشین اول-
برادر شوهر توام آروم باش
اینبارم حق با برادر شوهره
مادر جون اینو به منم گفت
که پدرجون نباید دوباره ازدواج کنه
مامان من
برای توهم وصیت گذاشته؟
ای وای، الان دو به یک شدین؟
خانوادت دارن دعوا میکنن؟
نه. ما معمولا اینجوری صحبت میکنیم باهم
!اجازه
میخوام یه چیزی بگم
مین سو، بزرگترا دارن راجع به یه چیز مهم حرف میزنن
!آخه منم وصیت مادربزرگو شنیدم
گفت حتما یه دوست دختر واسه بابابزرگ پیدا کنیم
اومو، اومو، اومو
حالا دو به دو شد
وایسا یه لحظه
گوشم چرا انقدر میخاره؟
زودی میام اونجا، میرسم الانا
خانوادهام؟ نگران نباش
اونا سرشون گرمه
بدون منم بهشون خوش میگذره
ولی
مطمئنی بچه ها امروز نمیان؟
اگه مثل سری پیش یهو از راه برسن خیلی ناجور میشه
عه؟ رفتن ججو؟
آیگو خب پس خیالمون راحت
سریع میام
...آه، این
برو بریم
وای هیونگ واقعا زشته کارت
تو چه قدمی واسه مامان برداشتی اصلا؟
برات مهم بود؟
باشه هر چی میخوای بگو
امروز چون مستم باهام صحبت کن هرچی دلت میخواد بگو
نه، پس تو میدونی مامان چی رو بیشتر دوست داشت؟
آره چوتانگ
چوتانگ به سبک چونگچونگ دو
ها؟ خودت میدونی؟
حرفی دارم بازم؟- بله خیلی چیزا وایسا-
آها، آها، و، هان؟
وقتی مامان مریض بود من همیشه بیمارستان میبردمش
من همیشه کنار مامان بودم
چیزی که بهم گفته آخرین حرف و خواسته واقعی مامان بوده
خیلی خب واقعا دلم نمیخواست حرفشو پیش بکشم
خب تو بیکار و بیبار عالمی
اینکه همیشه تو خونه ای رو نیازی نیست قشنگ نشون بدی
و مگه تو تنها کسی بودی که همیشه کنار مامان بودی؟
بابا چی؟ این بدبخت چی؟ و من چی؟
تو نبودی خب. ها؟
درسته، زن داداش؟
...مامان همیشه میگفت
قیافه پسر بزرگمو از بس ندیدمش یادم نمیاد
قشنگ یادمه
یادته؟
میخوای یه بار واسه همیشه همینجا
نشون بدیم کی وضعش خراب تره؟
عه اینجوریه؟- ...آره پس بیا-
!بسه
میکروفون لامصبو خاموش کنین خاموش کنین بعدش حرف بزنین
زهرم ترکید
دارم دیوونه میشم
مین سو
...ببخشید
برو پیش پذیرش و بگو نیم ساعت دیگه هم به تایممون اضافه کنه
زمان کارائوکه تموم شده
باش
همه آروم باشن
...بیاین از اول
قدم به قدم شروع کنیم
باشه؟ خب؟
...هی، پس- میکروفون بیصاحابو خاموش کن-
!خاموش کن
آخیش چسبید
مین سو
مین سوی من
تو طرف بابایی نه؟
آره پس چی، ولی بابا
امشب مزاحمم نشیاا
تلفنی میخوام با بوسوک حرف بزنم بخوابم
به مامانمم بگو
آیگو فسقلی من
دخترم
دخترم
مین سو
بیا امشب جدا مزاحم همدیگه نشیم
تو اتاق خودمون راحت بخوابیم
قبوله؟
بابایی شب بخیر
شب توهم بخیر مین سوی من
خب دیگه برو
ولی مین سو
مین سو بابا رو بیشتر دوست داری؟ یا بوسوک رو؟
معلومه خانوادمو
واقعا؟ وای دختر عزیزم
مین سوی من
بوسوک هم الان عضوی از خانوادمونه
گودنایت
خوب بخوابی مین سوی قشنگم
آیگو
الو وولف میخواستم خودم بهت زنگ بزنما دیر شد ولی
کارات چی؟ خوب پیش رفتن؟
به لطف تو آره
راستی نشد با خونوادت آشنا شم
خیلی دوست داشتم ببینمشون اجرای دخترت خوب بود؟
یادم ننداز حالا برات تعریف میکنم
برنامه ای داری؟
یه سر خونه ماهم بیا
اینجوری با خانوم و دخترمم آشنا میشی
با کمال میل، بهت پیام میدم
درتماس باشیم پس
باشه حتما
فعلا خدافظ
عزیزم عزیزم
مین سو چطوره؟- مین سو خوابید-
خب دیگه وقت ساخت نسل دوممونه، نسل دوم، نسل دوم
آیگو، چرا همچین میکنی لباسامو میخوام عوض کنم
چرا لباس عوض میکنی؟ بالاخره که باید درشون بیاری
یه دقیقه صبر کن- دیگه صبرم نمیاد-
بابا، بابا
اینو بده من
مین سو اینو میخوای چیکار؟
بدمش به بوسوک، بوسوک فوتبال دوست داره
مین سو این توپ فقط یه توپ فوتبال معمولی نیست
بابا جونش در اومد تا این امضاهارو بگیره
واقعا از طبقه سوم به طبقه اول پرواز کرد
واقعا نمیشه مین سو
بده بهش دیگه
تو این روزا حتی فوتبالم نمیبینی اوپا
مامان
میشه اینو بدم به بوسوک؟
مین سو، این
هدیه عروسی مامانه... آیگو
عه خب بهش بده دیگه ساعته حالا چیزی نیست که
چیزی که پولش پنج میلیون وونه رو بده بهش دیگه
بگیرش مینسو مال تو
دیوونه شدی خداروشکر- یکی از اینارو بهم بدین-
وگرنه خوابم نمیبره
نه بخدا نمیدمش نمیشه
واقعا نمیشه، نمیتونم- ...این، این-
مین سو، بابایی
مین سو رو درک میکنه
بابا هم
دلش میخواست زمین و آسمونو بده به مامان
ولی بازم
نباید چیزی که واسه بقیهست رو ببخشیم به کسی
گفته بودی هرچی مال مامان و باباست واسه منم هست
گفتی این خونه هم مال منه
بخواب
آیگو، مین سوی عزیزم خوب بخوابی
بدو، نمیخوای چشاتو زود ببندی؟
چشاتو ببند
...ولی مین سو
هوم؟
...مامان بزرگ واقعا
وصیت برای توام گذاشت؟
آره
چی گفت
"پیرمرد بیچاره"
"بگین بعد من دوباره ازدواج کنه"
همین
پس مامان بزرگ اینو گفت؟
باشه
الان بخواب دیگه
خوب بخوابی، مین سوی من
خوب بخوابی
کارلی یونگ عضو اصلی تشکیلات بوده؟
بله، کارلی یونگ هویتشو زمانی که ...اختیار نظامی داشته مخفی کرده
واسه همینم توی داده های ما گم شده بود
چوی کیو هون، اسم رمزی، پشمی
"در پوزنان 11 دسامبر 2018 کشته شد"
"لی جونگ پیل با اسم رمزی پونگسان"
"هجده نوامبر 2022"
"کشته شدن در مانیل، فیلیپین"
"هان ده وونگ، اسم رمزی تانک"
"نوزده فوریه 2022"
"در ملبورن استرالیا کشته شد"
"کارلی یونگ اسم واقعی یونگ این ووک"
"اسم رمز لنگ دراز"
"در سئول به تاریخ 15 اکتبر 2022 کشته شده"
،با توجه به الگوی قتل با سایر قربانیا
به احتمال زیاد کار دومینیک بوده
پس پاکسازی کننده جدید تشکیلات بالاخره به اینجا اومده
اعضای اصلی باقی مونده کیان؟
راس تشکیلات جدید "موسی" بازنشسته و "چونگ ایل"مفقود شده
حضور موش کور، پروانه و هواچا تو کره تایید شده
عضو شناسایی شده موش کوره
چرا موسی داره با دوستای قدیمیش کار میکنه؟
از سال 1988
مشخصه که بخاطر درگیری بین اعضای اصلی و افراد موسی
تشکیلاتشون منحل شده
ولی دلیل دقیقش نیاز به تحقیقات بیشتر داره
هیچ نشونهای از رهبر جدید تشکیلات نیست؟
هیچی معلوم نشده؟
از همون موقع موسی کاملا مخفی شده
تشکیلات جدید هم به عنوان یک سازمان متمرکز اداره میشه
پیدا کردن این ردپاها آسون نیست
دوباره دنبال رد اونی که گم شده بگرد
ببینین هواچا و پروانه کجای کره قایم شدن
کاملا موش کور هم در نظر بگیرین
بله، 405 و 404 الان زیر نظر دارنش
گفتی اسم مستعارش موش کوره درسته؟
اسم شایستهایه
خودشو تو خونه و گالری حبس کرده و بیرون نمیره
از خرید مایحتاج روزانه گرفته تا خرید و فروش آثار هنری
همه چیو به منشیش سپرده و تقریبا ارتباطشو با همه دنیا قطع کرده
هر کاری میکنه بادیگارداش همراهیش میکنن
دوباره میگم
این تنها طعمهایه که میتونه ما رو به دومینیک نزدیک کنه
لحظه به لحظه گزارش بده
موش کورا بو رو خوب حس میکنن پس فاصلتو باهاش حفظ کن
اوه، و
لازم نیست همه چیو با جزئیات برای دوهون توضیح بدی
تا حد پشتیبانی از کاری که میکنی صحبت کنین
اوکی
فعلا
...اه بیشرف
هی، طراحی داخلی اینجا حرف نداره
خب مرتیکه، زودتر درستش کن
اینجا وقتی آسانسورشم خرابه راه اندازی دفتر چه فایدهای داره؟
اومدی؟
کیه؟
اطلاعاتو فرستادم
بخونش
...آیگو- غذا چی؟-
من
اگه صبحونه نخورم
خانومم عصبانی میشه
خیلی عصبانی. اینو دیدی؟ لاتهاس؟
حتی حواسش یه قهوهمم هست
کارت خوب بود
زود برو بیرون
...آیگو
واقعا این چیزیه که ازم خواستین؟
درسته؟
یا نه؟
نیست؟
هست؟
مادرجون چجوری تونستین اینکارو کنین خب؟
هر سری یه چیز متفاوت گفتین
آدمو گیج میکنین
مادرجون تو نیمه گمشدش بودی
هر موقع که پدرجون دوست دختر داشته، من
رفتارم با اون خانمها خیلی بد بود
به خاطر همین
تو محله همه منو به عنوان عروس روانیای که روی پدر شوهرش حساسه
میشناسن
البته باعث افتخارم بود
ولی خب
بیهوده بود
عروس بزرگه
من به جاش عذر میخوام
بس کن
هر موقع میام کافه درش بستهست و داری با خودت غر میزنی
همشم حرفای تکراری
پدرجون
بله عروس قشنگم
من در کافه رو نبستم، هیچ مشتریای نیست که بازش کنه
واقعا؟
...من
میرم دیگه یه کاری دارم
بابا
داریم میریم مامانو ببینیم
حالا من چه جدی بودم
هیچ وصیتنامهای برای تقسیم اموال وجود نداره
فقط یه وصیتنامه در مورد مخالفت با ازدواج مجدد پدرتونه
خانواده شما هم واقعا... خیلی خاصن
هی، مشکل مهم تری نسبت به تقسیم اموال داریم
میدونی من 43 سال زندگیمو فرزند ارشد بودم؟
این قضیه موقعیتمو به خطر میندازه ابله
آخرین نفری که وصیتنامه رو شنیده باشه برنده نیست؟
این احمقو ببینا
مگه بازیه؟
مگه بازیه که برنده و بازنده مشخص میکنی؟
برای همینه که طلاق گرفتی
ولی
باباتون واقعا میخواد دوباره ازدواج کنه؟
خب
الان که بهش فکر میکنم
هیچوقت ازش نپرسیدم
نمیدونم
یه لحظه
پدرجون
این مدت بهخاطر من خیلی سختی کشیدین؟
منظورت چیه؟
خانوم کیم، خانوم گو و خانوم بک
همشون بخاطر من باهاتون بهم زدن
...قطعا من
توجیهم وصیت مادر بود
راستش
بخاطر تو نبود
من داشتم شانسمو امتحان میکردم
به لطف تو
خیلی راحت بدون اینکه فحش بخورم بهم میزدم
درواقع ازت ممنونم
اینو میگین که من احساس بدی نداشته باشم؟
من همه چیو میدونم
نه اینطوری نیست
اینکارو نکنین
پدر جون بهم بگین چی میخواین
تا الان بنا به حرف مادر زندگی کردم
از الان
میخوام بنا به خواسته شما باشه
نه، نه، نه عزیزم
ففط جوری که دلت میخواد زندگی کن
دیدین؟
از دستم ناراحت شدین، نه؟
پس چرا اینجوری غر میزنین؟
...ایگو، واقعا که
از الان به بعد من
تو روابط شما دخالت نمیکنم
هر مسیری رو رفتین، تا تهش برین، پدرجون
تا ازدواج دوباره؟
میخواین دوباره ازدواج کنین؟
ازدواج نکنم؟
دوباره ازدواج نمیکنین؟
بابا، هیونگه، من جواب میدم
من، من، من
کوان دوهون
!هوای اطراف مامان واقعا خوبه
!میریم، داد بزن
!هوررا
دیوونست
عوضی روانی
دیوونه شده
...هوی
موش کور
از ساختمون خارج شد، یه لحظه صبر کنین
موقعیت ساعت سه
به سمت راست
پونزده متر فاصله رو رعایت کن و خیلی نزدیک نشو
خب من از اینجا دید ندارم
میرم روی پشت بوم
الان بهش دید دارم
من اینجا میمونم
قول بده
کنار مادرم با پیشینه پاک دفن میشی
این خواستهی مادرمه
باشه، همسرم
همونطور که به مکنهمون گفتی
با گذشته پاک
کنار تو دفن میشم، خوبه؟
بابا، بابا
احمق اسگل
میگم
از اونجایی که هیچ حرکتی نمیکنه من 5 دقیقه استراحت میکنم
خب؟- چی؟-
میرم سیگار بکشم بزغاله
بکش، بکش، بکش
اه، کوان دوهون
حالا همونطور که گفتم میشه
اونجاست
بله عزیزم
هی، تلفنو بده به بابا
جواب نمیده
مکنه برش داشته. چیکار داری؟
بابا
میدونی چی تو زندگیم از همه چی بیشتر باعث حسرتم میشه؟
این چرت و پرتا چیه؟
چیه؟ چی میگی؟
برای مامان
بچهی خوبی برای مامان نبودم
اون حسرتا تبدیل شدن به سنگ
سنگی که تو گلوم گیر کرده
...نه میتونم بیارمش بیرون نه قورتش بدم
بهم فشار میاره
اونقدرا هم بی معرفت نبودی پسر
هم تو هم مکنه
امروز چیشده؟
من
نمیخوام حسرتی برات بمونه
آره این فکر خوبیه
ایول
بابا
به عنوان بچه مامان، مسئولیتشو قبول میکنم
پس تو هر طور دلت میخواد زندگی کن لطفا
فقط به این خاطر که میخوای دوباره ازدواج کنی قرار نیست مادرم از یاد بره
برای همین
احساس گناه نکن
فقط خوشحال باش
جدی میگم خوشحال باش
من الانم خوشحالم
نمیخوام برات پسر بی معرفتی باشم
بر خلاف خواستهات عمل کردن، بی معرفتیه
...داشتم خیلی با دقت به
ازدواج دوبارهات فکر میکردم بابا
من موافقم
بابا، تازه کلی پول کادوی عروسی بهت میدم
...بابا اون خانمه
،یا هرکی رو دوست داری رو ببین هرکاری دوست داری بکن
هرچقدر دوست داری خوشحال باش
خوشحال باش هرکاری دوست داری بکن
رگباری اصن کارایی که میخوای رو انجام بده بابا
متوجه منظورم هستی بابا؟
همه جوره ازت حمایت میکنم
...عزیزم اون موضوع
...داشتم با پدر جون حرف میزدم که
!خیله خب پسر
باشه ازدواج میکنم، ازدواج میکنم
من باید به حرف پسر بزرگم گوش بدم، شنیدی چی میگم؟
دوباره ازدواج میکنم، معلومه که میکنم
مرسی بابا
حالا میتونم یه نفس راحت بکشم
ظاهرا قراره با صدای بلند بترکه
مرسی
،من برای متقاعد کردن بابا هرکاری کردم ولی تو چرا دخالت کردی؟
...فکر کردم اگه حرف تورو گوش کنه
بابا تو مسیر اشتباهی میفته، چیه مگه؟
هوم؟ چرا؟
...پس هیونگ
تو سمت مامان نیستی و طرف بابایی؟
نه
هیونگ تو فقط هوای خودتو داری
خودتم میدونی
نه بابا؟- آره-
بیا اینجا ببینم پسرهی پرفیوز
!بیا اینجا
بابا میدونه چه حسی داری؟- میدونی که میدونه-
الان باید توی این موقعیت جدی چیکار کنیم جاری جون؟
نه تو نمیدونی- چرا نباید بدونم؟-
بهش زنگ بزنم؟- بزن ببینم چه غلطی میکنی-
اینطوری نمیشه! بهش زنگ بزن
تو! وایسا ببینم الاغ
چشون شده اینا؟
!ای بابا
اه، چرا ولم نمیکنین
چی شده؟
چی میخواین؟
موضوع مهمیه پدرجون
اوپا و برادر شوهر دارن باهم دعوا میکنن
...این بچههای سسخل
اینطوری نمیشه
فردا یه جلسه خانوادگی داریم
همه باید باشین
...قبل از آماده شدن برای نمایشگاه هنر
بهتون نشون میدم
...جلوی گالری
...عینک شیپوری زده
یه پسره با کت شلوار خاکستری هست؟
اینو چک کن
باشه
تقریبا کارکنای گالری هیچ مشکل هویتی ندارن
"یه بار دیگه بهم زنگ بزن"
"تا بکشمت"
وقتشه منم یه سیگار دود کنم؟
!یاااا
هی مرتیکه
...نه جان من بگو چرا هروقت زهرماری میخوری
به زن سابقت زنگ میزنی؟
نه چرا؟ دقیقا چرا اینکارو میکنی؟
خب چه ری این بار چی گفته؟
تو حواست به نگهبانی دادنت باشه
جه یول
چرا فقط عذرخواهی نمیکنی؟
یکی بنویس معذرت میخوام تمومش کن دیگه
بعدش تمومه به همین راحتی! هوم؟
چرا سین زده جواب نداده؟ قلبم شکست
یا بفرستش یا نفرست! انقدر دودل نباش
من میتونم از اینجا همه جزئیات رو ببینم
خیلی دقیق و کاملا واضح
هی بنویس هی پاک کن هی بنویس هی پاک کن خیلی رو اعصابی
هرکاری میکنی دارم میبینم احمق
آیگو، همون سیگارتو بکش تشریف سگتو برگردون اه
این زندگی توئه یا مال منه؟
الو چه ری
باید برگردی سئول
وقتی داری میای کادوم یادت نره
اسم رمز، هواچاست
بعد از جنگ ویتنام، 25سال برای "ام.جی.دی" کار کرده
همه اطلاعات مربوط بهش رو پیدا کن
ببین با کیا نشست و برخواست داشته
یا ردی ازش هست یا نه
وقت اطراف سوژه برق رفته
چک کن
...ایششش
...اونجاست
یه فیلم برات میفرستم در اسرع وقت چهرهنگاریش کن
آماده شد بهم زنگ بزن
چیه؟- گفته بودی یه ارزیابی کردن سادهست-
اگه انقدر خطرناک بود باید بهمون اطلاعات دقیقتری داده میشد
میدونی؟
جه یول نزدیک بود بمیره
...اگه اطلاعات داشتی
چیزی تغییر میکرد؟
همین که زندهست کافیه
نمیخوای بری خونه؟
نگرفتیش؟
هوی مرتیکه رو اعصاب
نادون احمق
اگه یه سانت اون طرفتر خورده بود
الان داشتی کنار عزرائیل شام میخوردی
مادربزرگ مادریم یه طلسم برام گرفته
من انقدری زندگی میکنم تا همه چیز نابود بشه
فکر کردی راحت میمیرم؟
...خیلی خری
به هیچی جز خودت و سلامتیت فکر نکن، باشه؟
گروه بی دومینیک رو پیدا میکنن
من رفتم، مردک رو اعصاب
ایش مرتیکه خشن
بگو دارم دوستم که لب گوره رو تنها میذارم
فردا هم میای؟
منتظرت میمونم
..آیگو
پسرهی ابله، مگه نگفتم باهم دوست باشید؟
!چته؟ ناراحتی پکری
میخوای چِم باشه؟
همهش تقصیر توئه بابا
..بابا جان فقط همین یه بار
بیا تمومش کنیم، همین یه بار حلش کنیم
مکنه گفته؟ هوم؟
اون چیزخورِ عجیب غریب باید درست بشه
...اگه به حرفام گوش ندی
من دیگه با بابا زندگی نمیکنم
اوپا
پس الان ما بیخانمان شدیم؟
بابا
باید خوب به همه چیز فکر کنی، باشه؟
بابا اگه به حرف من عمل نکنی چی؟
بعدش دیگه عید و مناسبت نداره، من کلا بابامو نمیبینم
میتونی اینجوری تصور کنی که پسربزرگی نداری
خیلی باید روی تصمیمت فکر کنی، باشه؟
..وای این موضوع که
رویای هر عروسیه، مگه نه؟
به نظر من به نصیحت مادرجون فکر نکنین
همهی حرفای مارو هم کنار بذارین
پدرجان، هرکاری خودت دوست داری بکن
پدر جون، دارین به چی فکر میکنی؟
من که میدونم
!چرا میزنی
فکر کردین شما دوتا کودن فقط وصیت مادرتون رو شنیدین؟
یعنی برای شما هم وصیت گذاشته بودن پدر جون؟
...با این اوصاف
!فقط برای زن همسایه وصیت نکرده لابد
مگه نه اوپا؟
مامانم حرف زیاد میزد
من تا امروز وصیت مادرتون رو حفظ کردم بی مصرفا
مادر جون چه وصیتی کردن؟
مامان چی گفت؟
بابابزرگ بهمون بگو، من کنجکاو شدم
نچ
مادرتون همیشه فکر میکرد که
...من نمیتونم با کسی دیگه باشم و
بعد از رفتنش قراره توی این خونه تنها بمونم
مامان و بابام منو نمیزنن، چرا اون باید منو بزنه؟
کار درستیه با یه سال آخریه دبیرستانی میکنه؟
منم چندباری پاشو قلم کردم، طرف اونو نمیگیرم که
هیونگت خیلی نگرانته
مامان میگم خیلی درد داشت بعد تو طرف هیونگ رو میگیری؟
!من دبیرستانیم ها
دوهون، پسرهی خیره سر
چته وحشی؟ برای چی میزنی، ها؟
خیلی پسر بدی شدی هااا
مامانی جونم، حتما خیلی ازش ناامید شدی
مامان واقعا ازش بدم میاد
میدونم آره- مامان، مامان-
اوخودا، پسر کوچولوی من
مامان، مامان
بجنب مین سو، مین سو مین سو
وای بدو بگیر مین سو رو- وای یا خود خالق هستی-
آی پدرسگ، بده من بچه رو
یورا تنهایی از بچه مراقبت میکنه؟
من من من من، رفتم باشه؟- فقط شیرمو حرومت کردم انگار-
...من تورو به دنیا اوردم ولی
پسرهی بی وجدان، این بچه خودته
من چیکار کنم خب؟
الان شرکت فقط به خاطر من سرپاست
چی؟- همش تقصیر توئه مامان-
به خاطر اینه که مامانم یه پسر باهوش به دنیا آورد
!میدونی که منظورم چیه
وای وای وای- مراقب این فسقلی باش من رفتم-
یاااا مردک
فردا یکم پول جیبی به مکنه بده
پول نداره غذا بخره، بچم لاغر شده
وااای، پسره دیوونه
...آها راستی
زنگ بزن دوهون و صداتم براش نذار رو سرت
...پسرمون برای پول در آوردن داره زیر دست مردم کار میکنه
چرا انقدر سرش داد میزنی؟
اونم خل و چله
مامانشو اینطوری بهم ریخته
با بچهها یکم مهربون باش
اگه نمیخوای بعدا طلاق بگیری
آیگو، باشه
نگران این بود که بعد از مرگش چی به سر خانوادهمون میاد
میانجیگری، سرزنش کردن، فحش دادن همیشه کار اون بود
نصیحتهای خوبم فقط اون بلد بود
بعضی وقتها چیزی نمیگفت و فقط کنارتون میموند
میخواست بعد از رفتنش هم اوضاع ما خوب پیش بره
حتی تا روزی که از دنیا رفت بازم نگران بود
!هیونگ
...دوهون هیونگ، هیونگ، هیونگ، هیونگ
خیلی معذرت میخوام داداش جونم
نه نه، من معذرت میخوام مکنه، معذرت میخوام
نه هیونگ، من بیشتر معذرت میخوام، خب؟
بابت چیزایی که بهت گفتم معذرت میخوام. ببخشید داداش، ببخشید
هی
...من باید بگم ببخشید
من به عنوان برادر بزرگتر رفتار درستی نداشتم
تو منو ببخش، منو ببخش
متاسفم هیونگ
...اوه صبر کنید، ولی مادر جون
چرا به شما درباره ازدواج مجدد کردن یا نکردن چیزی نگفته؟
از کجا بدونم
قلب پیچیده و عمیق خانمها
"نمیتونم بدمش به بقیه"
"چون ناعادلانهست"
"هیچوقت داد و بیداد نکن"
"پدرشوهرت"- "پدرشوهرت"-
دمای هوا 22.9 درجه بوده
رطوبت 64 بوده
درسته، درسته
قراره تمام شب رو بیدار بمونین؟
نریم خونههامون؟
کجا بری؟ اینو کامل کن تا تمام معماها حل بشن
هی، بسه دیگه پسر جان
تو راجع بهش کنجکاو نیستی هیونگ؟ اینکه مامان چه فکری میکرد؟
بابا سریع بیا و بهش فکر کن
مامان بزرگ کی، کجا و چجوری حرف زده
آره
فقط تو موندی که هنوز پُرش نکردی، اوپا
این پسر هیچوقت به حرف مامانش گوش نمیداد
اصلا ممکنه یادش باشه؟
...خدایا
شماها چتونه؟
این داستان تموم شده
چی؟ چرا دوباره عصبی شد؟
یه دقیقه وایسا
هیونگ
بگو تو قبل از مین سو بودی یا بعدش
میتونی فقط اینو بهم بگی
همم؟ کجایی؟
!هیونگ
اینجا، اینجا
چی؟ داداشم نمیتونه بعد از زن داداشم باشه
اون هفته رفته بودی سفر کاری
واسه همینه که حتی نتونستی مامان رو بدرقه کنی
ای بابا، میگم یادم نمیاد کره خر
وای این مرتیکه، واقعا که
حالا چرا عصبی میشی؟
هیونگ، ها؟
مامان
حرفایی که این دم آخری به جا گذاشته
اون عشق
منطقیه که یادت نمیاد؟
بیا ببین
زن داداش
حتی دما و رطوبت اون روز رو یادش میاد
من حتی واسه اولین بار تو زندگیم راجع به مامانم تو دفتر خاطراتم نوشتم
من با اینکه 4 سالم بود
دقیقا یادم میاد مامان بزرگ چی گفت
آره بابا
منم واقعا فضولیم گل کرده
...حالا
برای برگردوندن خاطرات برادرم
...بیاین، همه با هم
تو چطور؟- تو چطور؟-
!تادا
هیونگ تو چطور؟
من چیزی نشنیدم
وصیتی برام نذاشت
مامان
ما میریم خونه- اوه، باشه-
مین سو لباس بپوش
ببخشید، سریع میرم- اشکال نداره-
بریم بریم بریم
برو- بریم بریم-
چی؟
هیونگ راست گفتی؟
چی؟ واقعا؟
...نه
مامان چرا همچین کرده آخه؟
ببخشید
هووم
بابا- دختر ناز من-
!بابا خوبه، چیزیم نیست
آیگو، من خوبم
حتما مامانم یادش رفته بوده
!بریم
بریم
صورت دومینیک رو درست چک نکردی؟
آره
چرا دقیقا باید دوربین مخفی رو میزد؟
کل زندگیمو روی دستورات یه نفر ریسک کردم
،اگه جونتو به خطر انداختی درست انجامش بده لطفا
...هعی زندگی
نمیای عیادتم؟
نگران دوستت نیستی؟
وضعیتت رو تلفنی با دکتر چک کردم
سریع از بیمارستان بیا بیرون
برنامهت همین الانشم بهم ریخته
هی، قطع کن قطع کن
به خاطر تو بیشتر درد میکنه
چهرهنگاری دومینیک چیشد؟
خیلی خب، الان راه بیفت
هر وقت رسیدی خبر بده
!عه میگم شنیدم خب
وایسا، وایسا، وایسا، وایسا
!قطع نکن. گوش کن به من
یادت نیست از مامان فیلم گرفته بودی؟
...مامان بهت گفت
پدرسگ
الو؟
...آااه، احمق، احمق، عجب احمقیه این
آی جواب نده، در حد مرگ سرم شلوغه
اینطوری نکن
پدرجون و برادر شوهرم
جفتشون به فکرتن
آیگو، ولش کن
...اوه راستی
وقتی دوستم اومد راجع به خانواده حرفی نزن
مامان اونم خیلی وقت پیش فوت شده
یتیمه، باشه؟
باشه
بابا، بابا
آیگو، مین سو
گوتن آبنت (سلام آلمانی)
چطوره؟ آلمانی به نظر میام؟
اوه، خیلی آلمانی به نظر میای
ببین مین سو، سعی کن مثل بابا باشی
"وقتی 90 درجه خم شدی بگو "گوتن آبنت
"بگو "گوتن آبنت
"گوتن آبنت"
آیگو، آفرین
عه، انگار رسید
مین سو گوتن آبنت، گوتن آبنت
حتی نتونستی بهم ضربه بزنی
اوه- واقعا میخوای چیکار کنی؟-
خیلی بزرگ شدی- اگه ببازم چی؟-
واقعا؟- آماده، آماده-
میتونی انگشتمو بگیری؟ میتونی یکی بگیری؟- بیا انجامش بدیم-
باشه، باشه
...اوه، هی، هی- بیا انجامش بدیم، خدایا-
بازی نکن، بیا یه کاری کنیم
!خب خب- شروع-
!بابا برنده شو
!آهای تو- هی یه لحظه وایسا-
این روزا دارو مصرف میکنی؟
!بابا برنده شو
!بابا برنده شو! بابا ببر
اوه! اوه! بابا باید ببره
!وایسا، این چیه؟ اینکارو نکن
اوه، خدایا
این که جر زنی بود
این کجاش جر زنیه؟ ها؟
"این قدرت خانوادهست، "قدرت خانواده
!ماچ! ماچ
من به مین سو باختم، نه تو
هی، ولی... مین سو یه لحظه وایسا
تو واقعا قوی شدی
اوه، آره؟ بد نبود مگه نه؟
این روزا دارو مصرف میکنی؟- یاد گرفتم چطوری مچ بندازم-
...پس سخت تمرین میکنم- تو سالای زیادی سعی کردی مچ بندازی-
...بیا یه نوشیدنی بزنیم - بزنیم، نوشیدنی-
صبر کن، خالیه؟- آره-
من میارمش- اوه-
وااای، مست شدم، مست شدم
آیگو، خیلی وقت بود ندیده بودمت
هی، یادت میاد؟
...اون، اون
عزیزم یادت میاد؟
من نجاتش دادم
...یادت میاد؟ آاو
اون فیلیپینو فیلیپینو، آره؟
توی فیلیپین
واو، پاش شکسته بود
پس 30 کیلومتر روی کولم حملش کردم
اون موقع 80 کیلو بودی؟ 80 کیلو آره؟
هی، خیلی سنگین بودی- چه 80 کیلویی-
فکر میکردم دارم میمیرم واقعا همه ماهیچههام داشتن میترکیدن
هی، هی
"قبلا صدام میکردی "دوهون هیونگ، دوهون هیونگ
دنبالم میومدی
فکر میکردم خل و چلی چیزی هستی
دوهون اول اسمش رو اشتباه بهم گفته بود
"واسه اینکه بهش بگم "دوهون هیونگ
اون موقعها اسمم "دوهون هیونگ" بود
حالا که اسممو عوض کردم، دوهونم- اوه اینجوری اسمتو عوض کردی؟-
آره؟
حرومزاده بیا باهم یه نوشیدنی دیگه بزنیم تو رگ- باشه باشه-
...پس شما دوتا
الان چند وقته که همو میشناسین؟
چند وقته؟
چند وقته که اینجوری باهم رفیقیم؟- حدودا 5، 6 سال-
آره دیگه؟ 5، 6 سال گذشته، مگه نه؟
آره درسته درسته- ...آه 5، 6 سال-
خوشبختانه ایندفعه موقعیتش جور شد تونستم بیام کره
هی سعی کن بیشتر بیای، باشه؟
چقدر خوبه که میتونم صورتتو از نزدیک ببینم
...پس- هی بزن تو رگ یالا-
باشه- هی بزن تو رگ یالا-
هی- من دیگه نمیتونم بنوشم-
...حالت خوبه؟ آیگو، من- داری چیکار میکنی تو آخه؟-
هی، میدونی همش به خاطر اینه که از دیدنت بعد از قرنی خیلی خوشحالم
یه لحظه صبر کن، یه لحظه صبر کن از جات جم نخور آیگو
الان برات لباس میارم وایسا
لطفاً چند تا دستمال کاغذی بدین
آیگو بفرمایین- ممنونم، ممنونم-
چقدرم خوشتیپه
چهره دومینیک پیدا شد
اسم دومینیک رو توی فهرست مجرمین تحت تعقیب اینترپل چک کنین
میذارمش تو لیست قرمز
پس خط قرمزو فعال کن و برای بقیه اعضا عکسو بفرست
باید بگم بهش کی رو از دست داده
آه، چی براش ببرم؟
مامان
اینو اینجا بذارم؟ یا باید بذارمش اینجا؟
مین سو به اون دست نزن
اگه خراب بشه چه خاکی باید به سرم بریزم
کدومو میخوای؟
سفیده یا این سیاهه، هان؟
گوشیت داره زنگ میخوره
چی؟
یه دقیقه وایسا
رگباری داره زنگ میزنه تا مجبورم کنه اون کارو انجام بدم؟
به نظرت کدومش؟
آه
کدومو باید بپوشم؟
این قشنگ تره، مگه نه؟
میخوای سنگ کاغذ قیچی کنیم؟- بله، نصف شبی چیشده-
...میدونم بی ادبیه ولی باید بگم
باز چه مرگیه؟ هان؟
پیش خانوادتی؟
اگه پیش خانواده ام نباشم پس کجا باید باشم؟
من مردی که به جه یول شلیک کرد رو گیر آوردم یه عکس برات فرستادم حتما یه نگاهی بهش بنداز
اگه انقدر تکون بخوری میفتی ها
مین سو بیا پایین دیگه عمو رو اذیت نکن
آیگو، فکر کنم باید بیای پایین دیگه
نرو پیش بابا، نرو پیش مامانی
نرو پیش مامانت، نرو
آیگو، نرو
گفتم نرو پیشش دیگه- آجوشی اذیت میشن-
نخیر اصلا هم اذیت نمیشم خیلی هم حال میده
آه
ببخشید
برای شرکت یه جلسه فوری پیش اومده
اشکال نداره بابا
احساس خوبی دارم چون انگار زندگی خوبی داری
آره- بیا باهم در تماس باشیم-
سوار شو- من میرم دیگه-
بابا، بیا دوکبوکی بخوریم
باشه
بابایی قراره بره شرکت
چی؟ نگفته بودی قراره بری سرکار
نه یهو یه مشکلی پیش اومده
ببخشید
پس قرار نیست صبحانه بخوری؟
دیروز خیلی خوردم امروز اصلا دربند غذا خوردن نیستم
برمیگردم- موقع رانندگی مراقب باش-
آه
هیونگ، پیداش کردم
وصیتنامه مامانمون رو پیدا کردم
بابا شما هم تشریف آوردین؟ مراقب باشین، مراقب باشین
اوه اوه
اونو نگاه
چقدر خوردی مگه؟
...راستش، راستش- خیلی جوون بوده-
واقعا جوون بودینا
پاشو، پاشو- هی بیدار شو دیگه-
پاشو، پاشو
اه چه بوی گند الکلی میدی
جیهون، دوربین رو بگیر
مامان
بوی الکل میاد
عزیزم، اومدی؟
هی، کوان دوهون
کوان دوهون پدرسوخته
اگه مثل سگ رفتار کنی از این به بعد توی ظرف غذای سگ بهت غذا بودم
به من غذا بده، باشه؟ باشه؟
یورا به نظرت باید باهاش چکار کنم؟
صبر کن، فهمیدم، فهمیدم
یه دقیقه صبر کنین
وای- صبر کن، صبر کن-
دو هون، بیدار شو
فکر کردی الان میگم "غمت نباشه" درسته؟
هی
آیگو نزدیک بود برم اون دنیا
عزیزم، ما کجاییم؟
...برادر شوهر، میشه 2 ساعت
حواست به مین سو باشه
معلومه، باشه خیالت راحت
زن داداش کجا میخوای بری؟
برای شام با کسی قرار دارم
نگران چی ای؟ بابا بزرگش مثل شیر اینجاست
مین سو بیا پیش خودم
...آیگو
خوبه
مامان بهم غذا بده
آره، مامان، مامان، مامان پاشو آفرین
دارم روزای سختی رو میگذرونم
من واقعا این روزا دارم زجر میکشم
بذار ببینم
ای تو روحش این چرا کار نمیکنه
چی؟ این؟
ببین مامان
آیگو برای چی چیزای گرون میخری؟
نه این اصلا گرون نیست می ارزه هر چقدر باشه می ارزه
مامان خوشگلی دارم
آوردمت اینجا تا یه عالمه فیلم بگیریم
دکمهشو فشار دادم، فشارش دادم
حالا بگو پنیر
پیتزا
...اوه
میخوای دوباره عین پسر بچه ها باشی چون دارم میمیرم، مگه نه؟
...عجبا چرا
درد داری؟ این چه حرفیه داری میزنی؟ موضوع چیه؟
قبلا هم بهت گفتم بچه خوبی باش پسره احمق
نمیدونم، من از هیچی خبر ندارم همینم دیگه چیکار کنم
همینجوری که هستم زندگی میکنم، آیگو
چی- آره-
...آیگو
آخ چقدر سفته اینجا
آیگو، آیگو اینجا خیلی نرمه
...آیگو
خیلی نرم و گرمه
...آیگو
تو هم موهای خاکستری داری که
اما از نظر مامان هنوز بچه ای
...من پیر شدم دیگه
وقتی بابات یکم درد داشت
اونو بردی به گرون ترین بیمارستان کشور
یخچال و ماشین لباسشویی مامان رو عوض کردی
هزینه شهریه دانشگاه داداشت رو دادی
همه میگن هیچ پسری تو دنیا مثل تو نیست
اونا میگن بهم حسودیشون میشه که همچین پسر دست گلی دارم
پس خوبه خودت اینو میدونی دیگه؟
هی، حرومزادهی پررو
میدونی که همش داری نقش پسر خلف رو بازی میکنی؟
بابات دردش کجا بود؟
فقط میخواد ببینه پسرش براش نگرانه
هی میگه اینجا و اونجام درد میکنه
اگه بره بیمارستان تمومه؟
به جای اینکه برای مامان یخچال و لباسشویی بخری پاشو بیا اینجا دیدن من
میدونی مامان چقدر منتظرت بود؟
...من مامانتم
میتونی بهم بگی که داره بهت سخت میگذره
باید بهم بگی
منم بهت میگم با کمتر تلاش کردنم میشه زندگی کرد
باشه، پسرم؟
...و باباتم
...بعد از من
میتونه دوباره ازدواج کنه
فکر کن این پیرمرد بیچاره بعد من تنها میشه
بعد مرگمم پا میشه دنبال میاد
نباید دوتا مراسم ختم پشت هم بگیرین که
سرطان، نه
باشه؟
ای بابا این کی خوابش برد؟
آیگو
آیگو، دارم با خودم حرف میزنم
مامان بزرگ
شنیدم
...خودم خوب
همه رو شنیدم یادم میمونه
آیگو شنیدی؟
مین سوی ما خیلی مهربونه
آیگو، آیگو خیلی ممنونم دخترم
...واقعا که
...تو خیلی بهتر از این نره غولی- مامان-
توماس وولف از آلمان
عضو سابق کی.اس.کی
فردا قصد رفتن داره
یه تیم پشتیبانی رو به محل اقامت فعلی دومینیک فرستادیم
بزودی بهتون ملحق میشم
وولف
اون خون نیست؟
وای یا خدا
مظنون رو شناسایی کردین؟ ::::@AirenTeam::::
وقتی همو ببینیم متوجه میشی ::::@AirenTeam::::
روی تلفن همراه قاتل که تیر خورده ::::@AirenTeam::::
یه اطلاعاتی هست ::::@AirenTeam::::
برای موفقیت جشن تولد 80 سالگی پدرم ::::@AirenTeam::::
هی ::::@AirenTeam::::
کوان دوهون مرتیکه عوضی ::::@AirenTeam::::
...همه اطلاعات مرتبط به اونو ::::@AirenTeam::::
همه چیزو مخفی نگه دارین ::::@AirenTeam::::
اوه چون ریون ::::@AirenTeam::::
منم، دونسنگ- ین چیه؟- ::::@AirenTeam::::
حتما منو یادته کانگ یورا؟ ::::@AirenTeam::::
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.