All language subtitles for Family.The.Unbreakable.Bond.E01.HDTV[@AirenTeam]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

!هی

!هی

این کیه؟

بلند شو، بلند شو، بلند شو

بلند شو

تو دیگه کی‌ای؟

چجوری اومدی اینجا؟

بذار یه چیزی بپرسم

اسم

ایم پیل‌سونگ

سن

چهل و دو

قاچاق اسلحه تو روسیه، 47 مورد

قاچاق مواد مخدر

سی و پنج مورد

قتل

دوازده مورد

تحت تعقیب اینترپل

درست میگم؟

کشور قراره تورو بگیره

بیا بریم

این عوضی چی میگه؟

ایم پیل سونگ، بیا بریم

چی؟

دو هون

مردی؟ زنده‌ای؟

آخه چرا اینقدر دیر اومدی پدرسگ؟

فکر کردم میمیرم وای

آیگو سخته

هی بگیریدش

هی بگیرش

آب، بهم آب بده

سریع ببرش، چیکار میکنی؟

مدیر اوه یهویی گفت یه نفرو زنده بگیریم

...درست زندگی کن مردک الاغ

...مواد مخدر چیه دیگه عوضی

...آیگو واقعا که

هیونگ حالت خوبه؟

...آیگو

هی جه‌یول

هان؟

امروز چندمه؟

ششم- ششم؟-

ساعت چنده؟

10:26

امروز ششمه و ساعت 10:26؟

آره

گوشی

گوشیتو بده بهم دیگه عوضی، گوشیتو بده

حتما اتفاق بدی افتاده

چیشده؟

حرومی بازش کن، سریع بازش کن

اوه باشه، باشه- درست شد-

خدایا، دارم دیوونه میشم

مین ‌سو کجایی؟- من خونه‌ام، تو چی بابا؟-

...بابایی

مامان، مامانت رفته؟

مامان؟ بابا تو کجایی؟

مگه پیش مامان نیستی؟

نه، پس مامانت رفته، مین‌سو مامانت رفته؟

!مامان رفته

رفته؟- بابا-

برای سالگرد 10 سالگیه ازدواجتون رفته تایلند

اه- باهم نرفتین؟-

بابا؟ بابا؟- که اینطور-

امروزه؟

جه‌یول دارم میلرزم؟

آه سرده

...اوه

واقعا سرده

چیکار کنیم؟

...اشکال نداره، اشکال نداره

یورا رفت

چیکار کنم؟

::::::::: آيــــ(خانواده: پیوند ناگسستنی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

(قسمت اول)

...کارها

خوب پیش میره؟

مشکلی پیش نیومده؟

چی، هنوز نرفتی؟

بابا، تا حالا چیکار میکردی؟

رسیدم بابا

الان رسیدم پفیوز

اوه؟ عروس کوچیکه

ندو، آروم باش

وایسا ببینم، برداشتی زن داداش رو با خودت بردی؟

!بابا گفتم که تنهایی برو

بابا وایسا منم بیام

مکنه هم اومده؟

بابا نباید از مکنه کار بکشی، باشه؟

خودت شخصا باید انجامش بدی

میفهمی که چی میگم

بابا چرا جوابمو نمیدی؟

بابا، بابا- ...آه، این بچه-

خدایا خیلی اذیت میکنه دارم میمیرم، آیگو

صبر کنید باهم بریم

این چه کاری بود با بسته کردین؟

...آیگو، نمیتونم با نوه‌م اینکارو بکنم که

همینطوره بابابزرگ

...مردم میگن

اگه اینطوری زندگی کنین قیمت خونه پایین میاد

قیمت خونه میکشه پایین

چرا قیمت خونه میکشه پایین؟

داری حرف مفت میزنی

خدایا خیلی بی شرمین

ولی پدر جون، حتما باید تا این حد پیش برین؟

مگه اینجا درگیریه مسلحانه بوده؟

خودت میتونی شخصاً ببینیش

آیگو، آیگو، آیگو، آیگو

به هر حال

میدونستم

داداشم همیشه بیشتر از چیزی که تصورشو میکنی گند میزنه

...اوه، واقعا که

خدایا، هی هی حروم زاده

این خونه‌ست؟ اینجا رسما آشغالدونیه

هی عوضی

قطع کرد؟

هروقت کارم داره فقط زنگ میزنه

!فقط غرغر

بابا اول ظرفا رو بشور

عزیزم توام بشین و لباسارو تا کن

تمیز و مرتب بدون ذره‌ای گرد و غبار

مثل عروس بزرگه

پس نتیجه معکوس میشه

هاه؟- درباره‌اش فکر کنین پدر جون-

فرار کردم و برگشتم خونه اما خونه تمیزه بدون ذره‌ای خاک؟

"...آه"

"مطمئنم بدون منم مشکلی نداری"

فکر نمیکنین ناراحت بشه؟

کدوم فرار؟ از خونه رفته بیرون فقط

چه فراری سه شب و چهار روزه؟

نه پدر جون

حتی واسه یه روز یعنی من یه دلیلی داشتم که از خونه بیرون رفتم

مگه نه؟

نه این فراره

...نباید عروس بزرگم ناراحت بشه

پس باید گندای بیشتری بزنم؟

نه نه

...هوممم

یکم بهم ریختگی کافیه

برای اینکه بفهمه

"من نمی‌تونم بدون تو کاری انجام بدم"

فکر کنم یه تنش اینجوری خوب باشه

درسته، درسته

آیگو عروس جدیدم باهوشه

...خیلی‌خب، پس امروز

دوست داری یه اثر هنری بسازیم؟

همینطوری جمع و جور کنید دیگه

چرا اینقدر زیاده روی میکنین؟

...اما من

اولین باره که میشنوم یکی از شوهرش قهر میکنه

بعدش تنهایی پا میشه از خونه میره و میره تایلند

اصلا چجوری میتونی تو دهمین سالگرد ازدواجت تنهایی بری سفر؟

راستش زن داداشت بیشتر از هیونگت مشکل‌ساز نیست؟

...این

بخاطر اینه که هنوز نمیدونی

سابقه داداشم حسابی درخشانه

عشقم متاسفم تولدته

واقعا متاسفم

کی فکرش رو میکرد که مدیر اوه یه سفر کاری ترتیب بده؟

خدایا مدیر اوه واقعا یه دیونه‌ست‌، دیونه

...فقط

مدیر اوه

گفتی خیلی ازت کار میکشه؟

آیگو، عزیزم، حتما خیلی ناراحتی

بهت قول میدم دفعه‌ی بعد ناراحتت نکنم، هوم؟

اگه دفعه‌ی بعد دوباره اینکارو بکنم؟ ...اونوقت برای مجازات

اوه، الان باید وضعیتم رو عوض کنم؟

...آیگو، آیگو، این پیچیده‌ست، خب

اینجوری دستتو بگیرم؟- آره-

...هر دوتا ابروم رو میزنم

مشکلی نیست

همه چیو درک میکنم

ممنونم، واقعا ممنونم

من پدرم؟

من حتی پدرم نیستم

...چطوری میتونی بابا باشی

ولی نتونی بری جشن تولد تنها دخترت؟

مدیر اوه

مدیر اوه

مدیر اوه، مدیر اوه

آخرش میزنم شرکتت رو نابود میکنم

...من

صلاحیت پدر بودنم رو از دست دادم

نه، من صلاحیت انسان بودن رو دست دادم

مشکلی نیست

همه چیو درک میکنم

آیگو مین‌سوی ما

آیگو مین‌سوی ما

...آیگو

آیگو ترسید، ترسید، ترسید

بچه ترسید

آیگو، فهمیدم، فهمیدم

کی ناراحتت کرده؟ کی؟ کی؟ کی ناراحته؟

...آیگو

خدایا این مرد تو محله‌ی ما زندگی می‌کرده؟

سیکس پک هارو نگاه لامصب شکلاته

بدن خیلی خوبی داره

دعوا میبینی؟ بذار ببینیم

نه، چرا لخته؟ دیوونه‌ست؟

خدایا

بازی کرد و افتاد، بازی کرد و افتاد

این کیه؟

چی؟ مین‌سو

اوه؟ بابائه، بابا

مین ‌سو

بابای منه، بابای منه- دوستاتن؟ دوستاتن؟-

!بدویین بجنبین بدویین

بیاین- هیونگ این روزا میره باشگاه؟-

خدایا این روانی چی داره میگه؟

بابا شما هم بیاین بدویین

بابا منو ببین، منو ببین

نه عوضی دیوونه

کجا میرین، هی مکنه بیا اینجا

سریع بیا اینجا- اوه-

...اوه من

...دیدنش موقع بوکس کردن

عزیزم

دوستت دارم کانگ یورا

یورای پنجه طلایی امید تیم میایی

امروز خیلی ورزش کردم

منتظرش باش

مشکلی نیست

همه چیو درک میکنم

!بابا! بابا

آه، این عکس گذر ده ساله

اما یکم عجیب و غریب نیست؟

زن داداش معمولا خیلی باحاله

هیونگ کلی سر و صدا کرده

چرا این‌بار زن داداشت اینجوری کرد؟

من فهمیدم

زن داداشت یکم زیادی صبوره

معلوم نیست تو این ده سال چه بلاهایی سرش اومده

انقدر ریخته تو خودش یهو منفجر شده

هی

زن داداش من اصلا اینجوری نیست

مکنه درست میگه

اون تو خانواده‌ی ما فرد مهمیه

همینطوره

...نه، پدر جون

من اینجور آدما رو خوب میشناسم

تو خانواده ما یه سری حرمتا وجود داره که نمیتونی بشکنی

...یکیشون

زن داداشمه

با چهره واقعی عروس بزرگه آشنا میشی

خیلی چیزا هست که باید یاد بگیری بچه

یالا تکون بخورین

شروع کنین

یالا

هیپنوتیزم دسته جمعی شدن؟

...لعنتی

بابا، باید جداشون کنی

اه لطفاً

این یه رازه که مامان استاد فحش دادنه، ببخشید

من انجامش میدم

...لعنتی

عزیزم- بله-

دارم میام اوپا

چرا انقدر تکون میخوره؟

کمربندهای ایمنیتون رو ببندین

هواپیما به دلیل برودت هوا داره تکون میخوره

لطفاً کمربندهای ایمنیتون رو ببندین

چه خبر شده؟- کمربند های ایمنیتون رو ببندین-

...کمربند ایمنیتون رو ببند

مراقب باشین، ممکنه صدمه ببینی

ممنون

خانم جوون شما نمی‌ترسی؟

چطوری انقدر ریلکس نشستی؟

متولدین 86: این یک روز عالی است) (تمام روز خواهید خندید

مسافرین عزیز، کاپیتان لی میونگ‌جین صحبت میکنه

در حال حاضر هواپیمای ما به دلیل چاله های هوایی تکون های شدید داره

روی صندلی هاتون بشنین و فوراً کمربند های ایمنی خودتون رو ببندین

لطفاً دستورالعمل‌های مهماندار رو دنبال کنین

من سرم خیلی شلوغه

این سفر دهمین سالگرد ازدواجمون بود

و همسرم خودش تنهایی رفت

امروز میرسه کره

...چطوری عصبانیتش رو

از بین ببرم؟

لعنتی

ها؟

همین که خوش تیپ باشی کافیه

...حقیقته

...لعنتی

چطور میتونم خوش تیپ باشم؟

عزیزم، واقعا معذرت میخوام، باشه؟

فقط یه بار بهم نگاه کن، باشه؟

واقعا خوش تیپی

آیگو، پس منو میبخشی؟

...معلومه، از هر زاویه‌ای

اومدی؟

هی، زودتر از اونی که فکرشو میکردم رسیدی

به لطف چاله‌های هوایی

صبر کن

به کره خوش اومدی

بالاخره عصبانی هست یا نیست؟

عزیزم

تو سفر تنها احساس تنهایی کردی، نه؟

منم اینجا سفر آنلاین رفتم تا کنارت باشم

تو رفتی یه سفر خوش گذروندی و برگشتی

بیست و چهاری بیکار بودن خودش یه افتخاره

با اینکه از نظر فیزیکی از هم دور بودیم

جسم آدم چه اهمیتی داره؟

اینکه ما فکر و روحمون با همدیگه‌ست مهمه، مگه نه؟

دیروز، روزی بود که باید پول حق بیمه و شارژ کارت اعتباری رو میدادی، چکشون کردی؟

آره، پرداخت کردم

چند بار غذا از بیرون سفارش دادی؟

حیف این همه غذا و سوپ که عزیزم با عشق درستشون کرده

چرا وقتی یخچال پره از بیرون غذا سفارش بدم؟

آخه غذای های بیرون خوردن داره؟

آفرین- ...و-

موهای مین سو رو هم از تو بهتر میبندم حتی

همینطور خونه چقدر تمیزه

وقتی پاتو بذاری توش حس میکنی اشتباه اومدی

داری غش میکنی؟ وای نیفتی زمین

مدیر اوه؟

مدیر اوه؟

...مدیر اوه

مدیر اوه من سعی کردم اونم حل کنم

...اما برنامه‌ی مدیر

خیلی پیچیده بود

همش به خاطر کاره، مگه نه؟

برای سفر کاری رفته عربستان؟

...ماداگاسکار

یا قرقیزستان، آره قیرقیزستان بود؟

به هر حال خارج از کره‌ست، هرموقع اومد

بهت اجازه میدم هر موقع خواستی بری ببینیش نگران نباش

اون جلو نگه دار

هان؟ چرا؟

نگه دار- چرا آخه؟-

باشه

من از اینجا به بعد تنها میرم

...من

همش دنبال این بودم یه قرار ملاقات جور کنم بالاخره موفق شدم

باید یه نفر باشه که قرار ملاقاتو بذاره یا نه؟

باشه پس از سر راهم برو کنار

واقعا میخوای تنهایی بری

اونوقت من از اینجا پیاده باید برم؟ چطوری ماشین گیر بیارم؟

توی بر بیابون تنهام میذاری؟

تو اینطوری نیستی

این کانگ یورای واقعی نیست، میدونی، مگه نه؟

نگفتم با این مدیر اوهی که وسط زندگی

خانواده‌ی ما قرار گرفته ملاقات بذار برام یا نه؟

یا قرار بذار یا بدبختت میکنم

بکش کنار- آیگو، یه دقیقه صبر کن-

یو رایا

به اون دریای آبی آروم نگاه کن

حالا یه نفس عمیق بکش

یه بار دیگه

بعد از یه دم، هوای ریه هاتو بده بیرون

...دوباره نفس بکش و

ریلکس کن، آروم باش

حالا، یه بار دیگه، یه بار دیگه

چطوره یکم ذهنممون رو آروم کنیم؟

آروم باش، باشه؟

یه قرار ملاقات با مدیر اوه بذار

هی، هی

هی، اینجوری داری کجا میری

بکش کنار

هی، هی

هی، در رو باز کن، باز کن درو، باشه؟

هی، هی

درو باز کن

بیا باهم بریم

هی

...من- بیا باهم بریم-

...آیگو

بیا باهم بریم

مین سو، مامانی اومده

مامان، سرم شلوغه الان کلاس دارم

آره، بعداً میبینمت، دوستت دارم

کوان مین سو

ببخشید، آقا معلم

بچه ها ببخشید

مین سو چرا سر کلاس تلفنت رو جواب میدی؟

ببخشید، آقا معلم

مامانم حتما یادش رفته چون سوار هواپیما شده

چون هیچ وقت به من سر کلاس زنگ نمیزنه

موقع کلاس باید گوشیتو خاموش کنی

ساکت

ببخشید، آقا معلم

ولی من جواب بابام رو باید بدم

اگه جونم به خطر بیفته شما منو نجات ميدين؟

من فقط تو دار دنیا بابام رو دارم

بهم گفته باید همیشه گوشیم روشن باشه

ساکت، ساکت

...مین سو، پدرت

خیلی فیلم دیده

شما فیلم دوست ندارین؟

مین سو ما زبونشو موش بخوره ماشاالله

ساکت

ببخشید، آقا معلم

اما بابا بزرگم گفت

اگه قرار باشه حداکثر 100 سال" "بدون اینکه بتونین چیزی بگین زندگی کنین

"من حاضرم بمیرم ولی حرف بزنم"

اینو گفته

خب بیخیال

خب کجا بودیم

منو بو سوک* داشتیم باهم دوئل میکردیم معنی جواهر هم میده

موقع دوئل

باید این کارو با این طرز فکر که هیچ وقت این کارو ترک نمیکنی انجام بدی

منظور اینکه

اگه حریف نمیره من میمیرم

اوه عروس بزرگ

دو هون کجاست؟

ازش گذشتی؟

این دفعه به این راحتیا نبخشش

تو جاده ولش کردم اومدم

تو خیلی خوبی

اگه من بودم مینداختمش وسط دریا

به خاطر من اذیت شدین

چی میگی تو؟ خودمو کشتم تا فرار کنی

باید یه گوشمالی درست و حسابی بهش داد

به هر حال هنوز وجدان داره

از وقتی رفتی تموم مدت لب به هیچ نوشیدنی و غذایی نزده

برای همین یکم حساس شده

گول اونو نخور

بازیگریه که دومی نداره

اینجا زباله دونیه، این خونه طویله‌ست

کوان مین‌سو چرا تو انقدر خر زوری؟

بو سوک

هی، کیم بو سوک

هان؟

چیه؟

درباره‌اش فکر کردی؟

درباره چی؟- دیروز اعتراف کردم ناسلامتی-

زمان داشتی که فکر کنی

فکراتو کردی؟

فکر کنم هنوز به زمان بیشتری نیاز دارم

چقدر دیگه؟

کی میخوای جوابمو بدی؟

فردا؟ پس فردا؟

ببخشید- اه اه-

بوسوک، کیم بو سوک

هه، بوسوک ردت کرد؟

حالا چیکار میکنی، کوان مین سو؟

درست نیست

تو از کجا میدونی توی قلب بو سوک چی میگذره؟

تازه داشت خوابم می‌برد که یهویی از خواب پریدم

هی، چه‌جوری باهاش زندگی میکنی؟

من واقعا تحسینت میکنم، عزیزم

من بخاطر شما زندگی میکنم

بین معیارای اوپا، شما بهترینی

بخاطر همینه که دوهون فحش خورش خوبه

چون با تو بودن از همه چی سرگرم کننده تره

مامان

مین سو

مین سو اینجاست

خدای من، اون چیه. کوان دو هون، واقعا؟

مین سو اومد پدر جان

آه، باشه، باشه

بعدا که همو دیدیم بازم درباره‌ش حرف میزنیم

مامان- بله-

سلام، مین سو، خداحافظ

مامان

دلت برای مامان تنگ شده یا نه؟

معلومه که دلم تنگ شده

پس چرا وقتی بهت پیام دادم جواب ندادی؟ ها؟

از گذروندن روزم خسته بودم

خسته؟

ازش خسته بودی؟ خسته؟

این عوضی، این عوضی

مامان سرزنش شد چون میخواست مین سو رو ببینه

مامان

چرا مردا انقدر فکر میکنن؟

مامان، اگه یه پسری ردم کرد باید مدرسه‌م رو عوض کنم؟

...آه- مامان-

میتونم دوباره اعتراف کنم؟

یکی یکی بپرس

مامان، بابا چند بار ردت کرد؟

چی؟

بابا اینو گفت

چون مامانت همش دنبالم میوفتاد من باهاش عروسی کردم

هی، وقتی مامان رفته بود بابا رمانای زیادی نوشته؟

اوه، باباییه

بریم دسر بخوریم؟

نه، اصلا بریم غذا بخوریم

داستان عشق مامان و بابا رو هم اصلاح کنیم

درباره بوسوک هم حرف بزنیم

از کجا میدونستی درباره بوسوک حرف میزدم؟

اگه تظاهر کنی لو میری

!بزن بریم

...مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد

اه، جواب نمیده

...اوه خدای من

ای بابا، لاته تموم شده

من عصرا لاته دوست دارم

باشه، امریکانو

...خب

اوه، دیر کردی

سفر کاری؟- دو شب پوهانگ-

...آیگو

به سلامت بری- به سلامت-

ممنون- هی، هی، هی-

...بزغاله

هی

هی

اومدین؟

من اینو بررسی کردم

‌لیست پیشنهاد‌ها خوبه ولی تاریخ تحویل یکم نا امیدکننده بود

یه نمونه پیش نویس فرستادم برات، چکش کن

بله

از اونجایی که این قیمت واحده فکر کنم فقط باید مقدارشو چک کنین

دوباره رفتن سفر کاری؟

آه، نمیدونم

هر روز، فقط تیم 2 میرن سفر کاری

چرا یه سفر کاری نفرستیمت؟

از اینکه میبینمت متنفرم

به هر حال، من طبق معمول کارمو انجام میدم

فقط کارای اداریو انجام بده

بله

مدیر اوه کجاست؟- کار میدانی میکنه-

ای بابا، تمام مدت بیرون کار میکنه

یه چیزی باید بهش بگم، آه خستم، آه خستم

به هر حال

برای ناهار چی میخوری؟- نمیخوام، درد میخورم-

حالم داره از جاجانگمیون بهم میخوره هر روز جاجانگمیون، جاجانگمیون

...اون احساس

نمیتونی تغییرش بدیا

پس فقط واسه خودم سفارش میدم

سان هه جاجانگ، درسته؟

از باغ تجارت تماس میگیرم

یه دونه جاجانگمیون

...مشترک موردنظر شما- ...من ۲۰ تا کوپن دارم-

گوشت خوک شیرن و ترش رومجانی میذارید؟

(مین سو مامانت رسیده؟ الان با مامانی؟)

کجایین؟ وقتشه برسین

...ایشش

مین سو

بابا

...عزیزم- بابا-

هی، مین سو، مین سو، مین سو

بابا- !مین سو! عزیزم-

بابا- مین سو، مین سو-

...لعنتی

...آیگو، بداخلاق

بدجنس

اوه خدای من

چرا نمیذاری سوار بشه؟

بابا رو نمیبخشی؟

مامان حاضره که ببخشه

فقط اگه بابا تکالیفی که مامان بهش داده رو انجام بده

مین سو، مامان چطوره؟

همین الان کیک شیرین مورد علاقه مامانو میخرم

حواست به مامانت باشه

خب؟

آقای چا، من گفتم که سرم خیلی شلوغه چیزی نمونده به رحمت الهی برم

چه هنری داری پیاده میکنی؟ ها؟

زود باش بده دیگه

با خانوادت خوب برخورد کن، خب؟

هر روز اون کارو نکن

چیکار میکنم مگه؟

مرد خانواده‌ای مثل من دیده بودی؟

!کار یه روز و دو روزت که نیست

همیشه دیر میکنی

نه هیچ کاری تو خونه انجام میدی

حتی برای اولین تولد مین سو هم وقت نداشتی

هی، آقای چا، آقای چا تو کارِت آزاده به نظر میاد چیزی نمیدونی

اصلا راجع به شادی و غم کارمندای شرکت میدونی؟ فکر میکنی من سرم شلوغه چون خودم میخوام؟

کی سرش شلوغ نیست تو زندگی؟ ها؟

ففط تو سرت شلوغه؟

تازه شایعه‌ها تو کل محله پخش شده

که اون خونه مرد نداره

اینا چه جور مزخرفاتیه دیگه؟

اخبار کذب پخش نکن، خب؟

وگرنه به جرم اتهام ناروا دستگیر میشی

میگم با خانم یورا خوب رفتار کن

...منظورم اینه که

!با پدر زنت خوب رفتار کن، خب

تا مادر زنت زنده‌ست هر هفته بهش سر بزن

مراقب جی هون هم باش

مین سو رو خوب بزرگ کن، باشه؟

آیگو، ببخشید اصلا من غلط کردم

غلط کردم، خوبه؟ زود باش اون کیک بی صاحاب بده من ببرمش

حواستو جمع کن و با دقت ببرش

میترسی یه وقت بندازمش؟

با دقت برو

نمیندازمش، نمیندازمش

متاسفم

اون آخرین کیک امروز بود

میدونی که؟ اینجا سیستم رزرو داره

آقای چا

ای بابا، آقای چا

...مدیر اوه، مدیر اوه

واقعا باید همینطوری برم تو؟

یا نباید برم؟

دیگه دارم دیوونه میشم، خدایا بهم صبر بده

آره خودشه، همینه بابایی

بابایی

مین سو، بیا مرغ بخوریم

مامان کجاست؟

مرغ نمیخوری؟- مسواک زدم-

اوه، مسواک زدی

بیا خودمون مرغ بخوریم

بیا مرغ سوخاری بزنیم بر بدن

...اوه، بیا

این

این واقعا یه مرغ کامل خونگیه، مرغ کامل خونگی

صد درصد با دست درست شده

این عالیه، شاهکار الهیه

...بفرما

رون مرغ

بیا

بابا واقعا که

چرا؟

مرغ سوخاری غذای مورد علاقه خودته

باید یه چیزی بخری که مامان دوست داشته باشه

چی میگی، مامانت مرغ دوست داره

ها؟

چرا اینجوری میکنی؟

چون مامان مرغ سوخاری دوست نداره

اینو بگیر و ببر داخل

عجله کن

خدایی؟

مامانت از مرغ سوخاری بدش میاد؟

باشه پس. بابایی زود برمیگرده، خب؟

تو بشین بخور

ااه، بوش آدمو میکُشه

این مرغو امتحان کن، امتحانش کن

دستم داره میوفته، دستم داره میوفه. الو؟ عه، دستم افتاد

اوه، دوباره برگشت بالا

با مدیر اوه قرار ملاقات گذاشتی؟

...بیا بیرون با مین سو

فیلم "دختر باشکوه زورو" ببینیم و مرغ سوخاری بخوریم

هرروزی از هفته باشه من مشکلی ندارم

خب، وقتی مدیر اوه رو دیدیم چی میخوای بهش بگی؟

وقتی دیدیمش میفهمم

که مدیر اوه انقدر صاحب کار سختگیر و بدیه

یا تو همش اونو بهونه میکردی که بری

...تو

...چطور میتونی بهم

ها؟

هنوز عوضش نکردی؟

...نه اینجوری نیست- صدبار تاحالا گفتم این لامصبو عوضش کن-

حتما صد باری توی ذهنت عوض کردی

اوه، خاموش شد

کجایی؟ نمیتونم ببینمت

تاریکه

چراغ خواب اونجاست؟ روشنش کن

خودت روشنش کن

...نمیبینم هیچی؟ پس این کجاست

...ایشششش

الان منو زدی؟

مرغ داشت از دستم لیز میخورد

با رون مرغ منو زدی؟

خب چربه تو دست آدم لیز میخوره

خب چرا مرغی خریدی

که انقدر چرب و روغنی باشه؟

خریدم شکم جنابعالی رو سیر کنم، چیه مگه؟

مگه نمیدونی من فقط مرغ کبابی دوست دارم؟

مرغه و چربـیش

تا الان اینو نمیدونستی؟

خوشبحالت که خیلی چیزا میدونی

البته هیچ کدوم از چیزایی که باید بدونی رو نمیدونی

یا یه قرار ملاقات از مدیر اوه بگیر یا تشریف ببر بیرون

مرغ چرب و چیلیلت رو بخور

من اینو خریده بودم تا باهمدیگه بخوریم

جمعش میکردی و میرفتی

...اَه

...آه

...آه

خسته شدم، خسته

بابا؟- ها؟-

آه؟

واو، ممنونم

...خب

آیگو، بیشتر بهم بده، بیشتر

اوه اوکی بسه بسه، ماچ بده ماچ

آیگو، خوبه

ها؟

...اوه

بابا، غذا

غذا؟

باید غذا خورد

جلوی مینسو نشون نده که دعوا کردیم

خودت نشون نده

من صورتم پوکره

چشات پُــلیغ* کرده بخونید قی چشم😂

آیگو، سوپ خیلی شوره

فقط بلمبون

چی؟

همه چی رو بخور و عجله نکن

ظرفا رو بشور و بعدش برو سرکار

ولی تو این ماه وظیفه جناب عالیه که ظرف بشوری، جناب عالی

تو اینطوری تصمیم گرفتی

یه قرار ملاقات از مدیر اوه بگیر

آیگو، مدیر کیم، مدیر لی ردیفه

مدیر اوه رو نمیتونم

من دارم میرم مدرسه، پس راحت باشین

گفتم ضایع نکن

تو که بیشتر ضایع کردی

...به سلا- ...مینسو-

امروز تاریخ تخمک گذاری و دوره بارداریه

روز شاد و پر ثمری داشته باشید

صبر کن

وایسا

آه، من دوباره آمادش کردم

...حالا

!به سلامتی

آیگو، آیگو، آیگو

تا وقتی باردار بشم این کارو حتما انجام بده بدون استثنا

آیگو، من که دوست دارم

ولی چی میشه اگه دعوامون بشه؟

اون موقع حتما تقصیر آقایی‌ـه

باید بیخیال عصبانیت بشم؟ انجامش بده

ولی اگه هنوز عصبانی بودی، چی؟

تا وقتی که آروم بشم التماس کن

و اگه دوره حاملگیت تموم میشه؟

چه غلطی میکنی؟

اول انجامش بده

بعدش از دلم دربیار

اوه، واقعا؟

هی، زن من واقعا داره مست میشه، مثل اینکه

شرابش خیلی قویه

آیگو، عالیه عالیه

به سلامتی- به سلامتی-

عسلم

بدو بیا

بزن بریم

شراب سفید؟ شراب قرمز؟

شراب گازدار؟ یا شامپاین؟

سلام- سلام-

من اینو به عنوان سوغاتی خریدم

یکی هم بده به دوست دخترت

ممنون

خسته نباشی- به سلامت-

سلام- سلام-

میدونی چیه؟ امروز خیلی روز طولانیه

قراره شب سختی داشته باشم

تو آماده‌ای؟

هی، مارماهی یا اختاپوس پخته شده برا میان وعده چطوره؟

نه نه نیازی به این همه چیز نیست

خیلی طبیعی باشه نمیخواد چیزای غیر ضروری وجود داشته باشه

قوی و خشن

جناب رئیس

سلام، حالتون چطوره؟

سلام، حالت چطوره؟

سفر خوبی داشتم

هی- رئیس این یه چیز خاصه-

با در بازکنه

اوه، خیلی قشنگه ممنونم

خدا قوت- ممنون خدافظ-

جواب بده، جواب جواب بده، جواب

پدر جان

پدر جان

به این زودی رفتین استودیو عکاسی و اومدین؟

آه، تو جلدی رفتی و برگشتی

امروز

مگه سالگرد زنم نیستش؟

بذار ببینم

برای امسال این چطوره؟

شین آه ما قبل اینکه چشم از دنیا ببنده از همه خوشگلتر بود

آه؟

آه این گوشواره ها

اه، این؟

... پسره دیوونه

نمیدونست مامانش گوشاشو سوراخ کرده یا نه

به هر حال، پسرش اونو خریده بود

وقتی بالای پنجاه سال داشت لاله گوشش رو سوراخ کرد

میتونی نرمه گوش رو ببینی؟

بیا امسال با این عکس رو بذاریم

کیم شین آهِ پنجاه و پنج ساله

منم موافقم

اوه، دارید میرید؟

هاه؟

میخوام همون چیزای رو بگیریم که کیم شین آه دوست داره سرم خیلی شلوغه

منم زودتر از سرکار میام

باهم میز مراسم رو آماده کنیم

تنهایی انجامش ندید

باشه، خدا قوت

،اوه

آیگو، منم داشتم به خانم پارک فکر میکردم

...آیگو، عجب حسی

آیگو

آه، ولی تو کجایی؟

...اوه

واقعا؟

چه خوشگله

...خب

مراقب دوهون باش، یورا

اگه تو مراقبش نباشی کی مراقبش باشه؟

یو را

ما نیمه گمشده همیم

من تو رو بیشتر از دوهون دوست دارم

الو؟- یه دقیقه بهت وقت میدم-

از دلم دربیار

توی جام جهانی 2006 آلمان بود

توی جام جهانی فوتبال

دروگبا رو میشناسی؟ دروگبا؟

دروگبا رو نمیشناسی؟

عیسی سیاه پوستِ فوتبال

من علاقه‌ای به فوتبال ندارم

به هر حال اون دروگبا

باعث شد به طور معجزه آسایی به فینال جام جهانی برسن

پس زانو زد

چون اون موقع کشورشون درگیر جنگ داخلی بود

وقتی به آسمون خیره شده بود گفت

"هموطن های سرزمین مادری"

"حداقل برای یه هفته"

"لطفا سلاح‌هاتون رو یه هفته زمین بذارین"

بیاین جنگ رو متوقف کنیم" این چیزی بود که گفت"

به نظرت چطور پیش رفت؟

چی؟

وای دارم دیوونه میشم دروگبا رو نمیشناسه

اگه اون یه فوتبالیست واقعیه

این یه داستان واقعی و برگ ریزونه

اون لحظه دروگبا میاد بیرون

و بازی دیگه تموم شده

...پس چیزی که میخوای بگی اینه که

همونطور که دروگبا

جنگ بین اسلام و مسیحیت رو متوقف کرد

ما هم آتش بس کنیم، آره؟

تو فوق العاده‌ای

یورای ما خیلی خفنه

...آره، نه تو چطوری

کسی که حتی نمیدونه فوتبال چیه

از کجا درباره اسرائیل (!) و ادیانش بلدی؟ !کشور دروگبا ساحل آجه

اصل مطلب رو بگو

آهان، اصل مطلب چیه؟

میدونی مین سوی ما، مین سو

میدونی چقدر منتظره تا براش خواهر یا برادر کوچولو بیاریم؟ هان؟

بیا دعوا رو بس کنیم عزیزم، باشه؟

...دروگبا

زانو زده بود؟

من الان رو زانوهامم، از اولشم رو زانوهام بودم

من از اول رو زانوهام بودم

بیا برای ادامه نسلـمون آتش بس اعلام کنیم، باشه؟

عزیزم بیا آتش بس کنیم، باشه؟

باشه، آتش بس- واقعا؟

ولی وقتی تخمک‌ گذاری تموم شد دوباره دعوا میکنیم

معلومه، نگران نباش نگران نباش

امروز برای مراسم سالگرد مادرت دیر نکن

من به زودی میام اونجا و مراسم یادبود مادر هم تموم میشه

بابا؟ نه نه خونه پدری؟ هان؟

بیا مین سو رو بسپریم دست بقیه

دیر نکن

امروز من دروگبام

...مسابقه فوتبال 80 دقیقه

نه میدونی که 90 دقیقه‌ست، آره؟

با وقت اضافه میشه 120 دقیقه

میخوای خودتو به کشتن بدی مگه؟

اشکالی نداره، حتی اگه بمیرم امشب باید شب خوبی داشته باشیم

با گوشت و استخون یه شب سوزان

یه شب عمیق تو کاپری

قطع میکنم

شوخیای مسخره‌اش کشت مارو

یدونه لطفا بهم بدین

بیا بگیرش

بله مامان؟

کجایی؟

دارم نقطه تک تیراندازی رو چک میکنم

چرا؟

مدیر اوه دنبالت میگرده همه جا رو بهم ریخته

اونم که هربار دلش میخواد سراغ منو میگیره

راستی مدیر ما

میدونی که کوپن آخرش بررسی نشد؟ اونو چک کن

از استفاده کردن کوپن قهوه دست بردار

اگه همه این مواردو بررسی نکنم

نمیتونم کارمو شروع کنم

باید یه نقطه روشن داشته باشه

اون بهترین استخدام کننده شعبه کره‌ای یه سازمان بین المللی کلاهبرداریه

صدها نفر فریب خوردن

میگن فردا قراره بره

رئیس فوریه

خانواده داره

بله؟

نه، هیچی هیچی

فکر میکنم باید دوباره با مدیر اوه درباره‌ش حرف بزنم

اون رستوران ژاپنی که یه بار رفتیم رو یادته؟

قطع کن. بگو بیاد همونجا

خانواده داره

زن داداش، مراقب دستات باش

اینجا هیچی به سلیقه من نمیخوره

میشه همچین چیزی رو سر سفره یادبو بذاریم؟

روش خانواده ما این مدلیه

تو هم از حالا باید بدونی

...پس مراسم‌های یادبود شما

همیشه همینطوری بوده؟

میرید مغازه ماکارون میخرین، یا از رستوران چینی گوشت خوک شیرین سفارش میدین؟

خیلی دیگه

افتادین تو ظرف عسل

تو هم دیگه بیا کنار ما عسل بخور

چقدر هوس دونگ ته جون کردم

آخر هفته برات درست میکنم

پونگ پونگی ما چی میخواد بخوره؟ هوم؟

پونگ پونگی جوکبال میخواد

...جوکبال و

حالا دلم جوکبال خواست

...بیا اینم جوکبال

این که جوکبال نیست

بفرمایین سیب بخورین

بابابزرگ

دلت برای مامان بزرگ تنگ شده؟

آره

چیکار میتونی بکنی؟ نمیشه بری ببینیش که

اشکالی نداره

خیلی زود به دیدنش میرم

بالاخره بابابزرگ هم میره دیدن مامان‌بزرگ

کی میری؟

امروز؟ فردا؟ کی؟

!اوه

اولین باری که مادربزرگتو دیدم رو یادمه

بهش میگفتن مدونای دبانگ دونگ

به خاطر مامان بزرگت کلی با مردای دیگه درگیر شدم

و بابابزرگت همشونو شکست داد

واقعا؟

خیلی باحالی بابا بزرگ

به بابای مین سو زنگ زدی؟

بله، نگران نباشین پدر

امروز دیر نمیاد

ای بابا

یه زنگ بزن ببین دوهون کی میاد؟

یه لحظه ببخشید

...مشترک مورد نظر در دسترس- داره رانندگی میکنه؟-

به هرحال که اون هیچ وقت زود نیومده که بخواد منتظرش بمونیم

حتما دوباره به خاطر مدیر اوه دیر کرده

فقط کافیه دیر کنه

از خودشو اون مدیر اوه نمیگذرم

هنوز یکم وقت هست، نگران نباشین پدر جان

پدر جان

مادرجون خیلی خسته به نظر میان (خود شیرینِ پای خوک خوار)

میشه برای مدت کوتاهی خاموشش کنم؟

آره خاموش کن، خاموش کن

حالا که دارم میبینم خیلی دیگه دیر شده

دوهون هیونگ همیشه دیر میکنه، یکم استراحت کن بابا

بعدا روشن میکنم

داری دقیقا چه غلطی میکنی؟

واقعا میخوای اینکارو بکنی؟

دوباره مدیر اوه گیرت انداخت؟

وای وای دیر شد؟ دیر کردم؟

وای چطوری این ساعت اینقدر ترافیکش سنگین بود؟

دیدی؟

...آیگو

عزیزم، این واقعا با عقل جور در نمیاد نباید اینطوری میشد

مدیر اوه زنگ زد

یکی از شرکای کاریمون براش کار پیش اومده بود

وای، گیج دو عالم شدم

میخوام همه چیز رو بهت بگم

میدونی که اگه درباره همه چیز باهات حرف بزنم نمیرسم به مراسم یاد بود دیگه، نه؟

چیکار دارین میکنین که زود نمیاین بیرون؟- اومدیم، اومدیم-

من برم عزیزم، واقعا ببخشید باشه؟

بعدا بهت همه چیز رو میگم، باشه؟

شرمندتم، باشه؟ دارم میام

(مدیر اوه)

(الان تشریف بیارین خونه ما)

مامانم، وای خدای من مامانم

وای مامانی- کی رو مقصر میدونی؟-

...خودت این بچه رو به دنیا آوردی

همش تقصیر اون مدیر اوهه

آدم به دردنخور

همه رو میندازه توی دردسر

...اگه دستم به اون مدیر اوه برسه

...آیگو، مامان جونم

...وایی

...بیا، لذت ببر ازش

...بیا

...آیگو

به مامانت ماکارون بده

مامان جونم، بیا ماکارون بخور

...ای خدا

...گفته بودی که

دلت میخواست کاش زودتر با ماکارون آشنا میشدی

میخواستی قبل از مرگت بیشتر بخوری ولی پشیمونی امونت نداد

از مغازه مورد علاقت خریدم

خب... این از ایتالیا

وای آره، غذاهای چینی

بفرما، لذیذ و شیرین

نوش جان بفرما

اون قصر طلایی که عاشقش بودی از کار افتاده

رئیسش تصادف کرده

بچه‌ای هم نداشت که مغازه‌شو بگردونه پس درشو تخته کردن

اونجا دیدیش؟

اگه خوشمزه نیست، بگو اونجا تو قصر طلایی برات از اینا بپزه

آهان، یه عضو جدید تو خانواده‌مون داریم

دختـرم، بیا جلو

کوچیک‌ترین عضو خانوادمون

دختر تیز و زرنگیه

عروس خوشگلم، سلام کن

رو به اینجا باید سلام کنم؟

آره- بله-

سلام مادر جون

همین؟

..آه

...عام

من لی می ریم هستم

لطفا حواستون بهم باشه

یکم دیگه نوه‌ات هم به دنیا میاد

آره خیلی سرعتشـون زیاده

مکنه‌مون از اولشم شخصیت عجولی داشت

موقع به دنیا اومدن هم با عجله دنیا اومد

زایمانت رو یادته؟

!همسرم

یا خالق هستی

دلم برات تنگ شده همسر خوشگلم

وای همسرم

بابابزرگ

مامان، مامان

چرا مردی؟ چرا؟

چرا یهو همشون اینجوری شدن؟

...حالا دیگه از برادر شوهرم

تو باید مراقبت کنی

مامان

مامان، چرا رفتی؟ چرا؟

مکنه جان

وای هیونگ، وای هیونگ

من خیلی ناراحتم هیونگ

مامان چرا منو تنها گذاشتی

هیونگ، مامانو برگردون

هیونگ، من خیلی ناراحتم

دلم برات تنگ شد، مامان مامان، مامان

هیونگ، مامان رو برگردون

مامان

...مامان- آخ تمومش کن-

...باشه ولی

چقدر اینکارو میکنن؟

دیگه داره تموم میشه

گریه نکن- ...مامان-

هیونگ، مامان

مامانمو میخوام، مامانمو بهم بدین

...مامان

مامانم دلم برات تنگ شده

عهه، انگار جوکبال رسید

گفتی دلت میخواد بخوری- وای مامان-

قرار امشب همشون رو بخوریم بترکیم

آخ جون جوکبال داریم

از جوکبال فروشی سر کوچه سفارش دادی؟

پای جلویی خوک که دوست داری

جوکبال، جوکبال

پای جلو

شما کی هستین؟

ببخشید شما؟

ببخشید که این وقت شب مزاحم شدم

رئیسِ مدیر کوان دو هون هستم

مدیر اوه چون ریون

...اوه چون ریون

مدیر اوه شمایی؟

چی؟

گفتی مدیر اوه اومده؟

همون مدیر دوهون، مدیر اوه؟

با پای خودش اومده اینجا؟

کوش؟

مدیر اوه

این که مرد نیست، زنه

این جذابه؟

نه، به اندازه کافی جذاب نیست

وای وای، چیکار کنم چیکار کنــم

وای، ولی خیلی خوشگله

اگه مافوقش انقدر خوشگل باشه

این که مرد نیست

چرا این وقت شب تشریف آوردین؟

خوشگله

رئیس

...شما اینجا چیکار میکنید

خودت بهم گفتی که بیام، مدیر کوان

غذاتون رو آوردم

هوی

هوی

مدیرت خانم بوده؟

من تنها کسی بودم که درجریان نبود؟- نه، منم فکر میکردم که مرده یارو-

نمیدونستم خانمه

وای نه، مدیره خانومه- چیشد که اینجوری شد؟-

چطوری اینقدر خوشگله؟

زن داداش نمیدونه، نه؟

...یه چیزی این وسط هست

...شاید؟ وای خاک دو عالم به سرم

...چیزی شده؟ خوبی؟

من به مدیر اوه گفتم بیاد

...مدیر

چررررا چرا؟ به مدیر اوه گفتی بیاد؟

...من که گفتم

میخوام با مدیر اوه حرف بزنم

بیارش پیش من

::::::::: آيــــ(خانواده: پیوند ناگسستنی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

...مدیر اوه چرا باید ::::@AirenTeam::::

با خانواده ما انقدر خوب باشه؟ ::::@AirenTeam::::

پول همه چیزه؟ ::::@AirenTeam::::

حتی اگه صلح کنیم و مشکلی نداشته باشیم ::::@AirenTeam::::

ما که حیوون نیستیم ::::@AirenTeam::::

خونمونه ::::@AirenTeam::::

وای خدای من- بابا- ::::@AirenTeam::::

هتل رزور کنیم؟ ::::@AirenTeam::::

دیگه بیشتر از این نمیتونم تحمل کنم ::::@AirenTeam::::

اگه انقدر خطرناک بود باید اطلاعات دقیق می‌گفتین ::::@AirenTeam::::

...توی همچین شرکت بیخودی حتما باید ::::@AirenTeam::::

به کارت ادامه بدی؟ ::::@AirenTeam::::

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.