Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
-= www.OpenSubtitles.org =-
تنظيم كننده : حامد.ل [ WWW.HamedDJ.orq.ir ]
(mbt925) تـرجــمــه و زيـرنويـس: مـــحـــسن
دري" حاضري؟" - .آره، يه لحظه -
آه، "دري" من خيلي هيجان زده ام ،انگار ما پيشگامان بزرگي هستيم
در تلاش براي شروع يک زندگي .توي يه سرزمين جادوئي جديد
.تو مي توني اينطوري بگي
.باشه، خيلي خب، بيا بريم
کوله پشتيت رو گم نکني - باشه -
"بعدا مي بينمت، عمو "چارلي - .يالا "دري"،ما نميتونيم اين پروازو از دست بديم -
!خداحافظ بچه ها .دلمون براتون تنگ ميشه
نه رفيق، اين ماله توئه - .يالا دري، بگيرش -
.ممنون رفيق
.خيلي خب "دري"، بجنب، ما بايد بريم - .خيلي خب، خداحاظ بچه ها
.به محض فرود اومدن بهتون زنگ ميزنم
.خوش آمديد CA982 خانم ها و آقايان به پرواز - .درستش کردي؟ - آره -
."با خدماتمون تا "بيجينگ - .اصطلاحتت رو توي درس دهم تقويت کن -
حالت چطوره؟
يادته اين يکي معنيش چي بود؟ - .نه -
.دري"، تو بالاخره منو مي کشي"
.مامان، ببين، توي چين همه چيز قديميه ،خونه هاي قديمي، پارک هاي قديمي
آدماي قديمي،... ببين، اين يارو حداقل .چهارصد سالشه
دري"، لطفا تمرکز کن. باشه؟"
اسمتون چيه؟
.تو نياز به تمرين داري .آره، بايد امتحان کني
.نه، مامان
"آره، "دري"، "دري - مامان؟ -
ازش بپرس، يالا - .نه، مامان -
."ازش بپرس، "اسمتون چيه؟" و "حالتون چطوره؟ .انجامش بده، همين حالا
رفيق، من اهله "ديترويت"م
چطوري؟
.گفت که توي شماره پنج، ببينيمش
خانم "پاکر"؟
.سلام، درستش "پارکر"ه - .آه،ببخشيد،خانم "پارکر". به "بيجينگ" خوش آمديد -
.ببينيد! اون دهکده المپيکه قشنگ نيست؟
آره. فکر مي کنم هيچ چيز قديمي توي چين وجود نداره. نه "دري"؟
."اونجا رو ببين "دري". "بورلي هيلز
ما هميشه در مورد زندگي کردن در اينجا حرف مي زديم، نه؟
.فکر کنم ما در مورد اون يکيش حرف مي زديم، مامان
.من يه حس خوب در مورد اين يکي دارم
.اه، آره. تو بايد همون پسر جديده شماره 305 باشي .من "هري" هستم
.هي، چطوري؟ من "دري" ام - .بيا، بذار کمکت کنم -
.ممنون رفيق
"به ساختمون خوش اومدي "دري - .ممنون -
مي توني لطفا در مورد اين کارت هاي برقي .برام توضيح بدي. آخه از اينا توي آمريکا نداريم
از چيني، چيزي بلدي؟ - .نه -
.اينجا چينه. شايد ايده بدي نباشه، ياد بگيري
.اه، اون پارک ماست. بايد يه سر بهش بزني
.نگاش کن. هيچي نشده، دوست پيدا کرده
.سلام، من مادرِ "دري" ام - .از ملاقاتتون خوشبختم -
.منم از ملاقاتتون خوشبختم - .مي توني منو خانم "شِري" صدا کني -
.من "هري" ام - ."سلام "هري -
پس فکر کنم بعدا مي بينمت؟ - احتمالا -
.باشه، خوبه. ميبينمت
.خيلي خب، اين خونه ي اجاره اي شما، توي انگليسه
.پس زن صاحبخونه، خانم "وانگ"ه .که انگليسي خوب نيست
ولي اگه مشکلي پيش اومد، بريد پيش "آقاي "هان
.انگليسيش خيلي خوبه - .باشه -
"باشه، پس، به "بيجينگ" خوش اومديد، خانم "پارکر اون، پس، فردا مي بينمتون، باشه؟
.باشه، حتما، ممنون .اه، صبر کنيد، صبر کنيد
... اوم، شما در مورد رفتن به
اه، اين عاليه "دري"، تنها چيزي که نياز داريم .اينکه که مسافت مربوطه رو راه بريم
اه، يه چيزي رو مي دوني، ما مي تونيم هر روز توي مدرسه ي تو
.باهم ناهار بخوريم، اگه خودت بخواي
.جواب منفيه. فکرشم نکن
.دري"، ما اين کارو توي "بيجينگ" نمي کنيم"
.دري"، ژاکتت رو بردار"
مامان، من خسته ام، باشه؟ .من حالت تهوع بعد از هواپيما دارم
...هواپيما
!اون تهوع بعد از پروازه
.مي دونم عزيزم، منم دارم
ولي ما نمي تونيم بخوابيم. چون بايد ساعت 2 صبح .بيدار شيم. تو هم فردا مدرسه داري
دري"، لطفا مي توني بري دنبال مرد تعميرکاره؟"
من به يه دوش گرم نياز دارم .ولي شير آب گرم شکسته
.باشه
.ببخشيد
اوم، مرد تعميرکار؟ آقاي "هان"؟
.ممنون
."آقاي "هان
.من و مامانم تازه اومديم اينجا. شماره 305 هستيم .شير آب گرم کار نمي کنه
آقاي "هان""؟
.خيلي خب، من يه موقع ديگه برمي گردم
يا اينکه شما بهم نشون بديد چطوري درستش کنم .و من ديگه مزاحمتون نميشم
.اگه الان موقع بديه، من هميشه مي تونم بيام
.هي رفيق، بالاخره اومدي. خوش اومدي - ممنون -
بازي مي کني، نه؟ - .آره -
ما سه تا مقابل اون چهارتا - .خيلي خب -
.پاس بده
چي شده؟ چي شده؟
دست پرتاب کنندم بخاطره ...پرواز يکم مشکل پيدا کرده
...واسه همين، مي دونين که، فقط
اينو مي خواين؟
ازم مي خواين بازي کنم؟ مي دونين، من هيچ مشکلي .ندارم که پيرمرد ها رو شکست بدم
"اونجايي که من ازش اومدم، منو "دري پينگ پونگ باز .صدا مي کردن، مي دونين
.بهت آسون مي گيرم
.بيخيال رفيق. من دوازده سالمه
.اون خيلي کارش درسته .هيچوقت نديدم به کسي ببازه
.آره، معلومه
رفيق، مي خواي باهاش حرف بزني يا نه؟ - با کي؟ -
.با اون. همون دختره که بهش زل زدي - .من بهش زل نزدم، رفيق -
.آره، زده بودي
بايد بري باهاش حرف بزني،مگه اينکه ترسيده باشي؟ - .من از هيچي نمي ترسم -
.پس اين کارو بکنن، برو. يالا
.همين الان
هي، چه خبر؟
...فراموش کرده بودم. انگليسي نه، اوم
اين ديگه به چه زبوني بود؟
تو انگليسي حرف ميزني؟ منم همين طور
خب، به چي گوش مي کني؟ - "باخ" -
.باخ"، من هميشه دارم اونو گوش مي کنم" اونا خيلي خشنن. تاحالا اينو گوش کردي؟
اه، آره، دوستش داري، نه؟
.يه حرکت ظريف، يکي هم اينجا
.صبر کن، صبر کن، داره بر ميگرده - مي تونم به موهات دست بزنم؟ -
تو مي خواي به موهاي من دست بزني؟
.اه، .. حتما
.تو بايد تمرين کني
.من دارم تمرين مي کنم
.داري چيکار ميکني؟ تو به اينا نياز نداري - مشکلت چيه؟ -
.تنهاش بذار
.بيخيال، رفيق
.گفتم، تنهاش بذار
دوست داري دعوا کني؟
حالت خوبه؟ - .تنهام بذار -
.من خوبم
...دري"، رفيق" - .تنهام بذار -
دري"، حاضري؟" .چون ما بايد تا 20 دقيقه ديگه اونجا باشيم
.مي دونم، مامان
و يونيفرمت رو هم پوشيدي ديگه، نه؟ - .آره، مامان -
.روز اول مدرسه، هيچ قانوني رو نشکن
.خيلي خب، يالا، من منتظره توام
...ببين، مي توني همرام نياي، منظورم اينه که .خودم مي تونم از پسش بربيام
.دري"، ساده لوح نباش، امروز، روز اولته"
به اضافه اينکه، هردومون بايد معاون مدرسه .خانم "پانگ" رو ببينيم
خودم مي تونم پيداش کنم. تو بايد بري سرکار، نه؟
داري سعي ميکني از دستم خلاص بشي؟ - .نه، مامان -
."خانم "پانگ ."سلام خانم "پانگ
.خانم "پارکر"، منتظرتون بوديم - .متاسفم که دير کرديم -
.ما تازه ديشب از "ديترويت" پرواز کرديم
و اين پسرم "دري"ه - سلام -
.ما فقط در روز يونيفرم، يونيفرم مي پوشيم - .اه، تقصيره منه -
ما شانس اينو نداشتيم که قوانين مدرسه رو که برام .فرستاده شده بود رو بخونيم. فردا بهتر عمل ميکنيم
.و کلاه ممنوعه - .بله، من بايد قوانين مربوط به لباس رو مي خوندم -
دري" اين آرايشه؟ اين چيه؟" - .مامان، خوردم به يه تير چراغ برق -
نه، چشمت کبود شده. دعوا کردي؟ - .دعوا کردن اينجا اجازه داده نميشه -
.شنيديد چي گفت که، خورده به تير چراغ برق ."بيا اينجا، "دري
.مامان، دوباره شروع نکن - کي اينکارو کرده؟ -
هيچکي مامان. من خوردم به تير چراغ برق. بهت نگفتم .چون مي دونستم اينطوري رفتار مي کني
دري" مي دوني که من با کسي که بچمو بزنه" .شوخي ندارم، پدرشو در ميارم
خودم مي دونم مامان، براي همينه که .اين چيزا رو بهت نمي گم
...سخت نگير، من فقط خوردم به - .آره، آره، تو خوردي به يه تير چراغ برق -
خيلي خب "دري"،خيلي خب،خيلي خب، ببين، برو به کلاس .برو به کلاس ولي ما در اين باره بعدا حرف ميزنيم
.باشه؟ خيلي خب، برو
دوستت دارم - مامان؟ -
.گفتم دوستت دارم
.باشه، منم دوستت دارم - .خيلي خب، روز خوبي داشته باشي -
سلام - !سلام -
،مي دوني که، ما فقط در روز يونيفرم .يونيفرم مي پوشيم
.اه آره، قبلا يه بار شنيدم
.ممنون
"اسمم "مِيينگ - .منم "دري" ام -
.بابت "چانگ" متاسفم
پس اسمش اينه؟
دوست پسرته؟ - .نه -
خانوداه هامون خيلي بهم نزديکن - .اون قطعا دوستت دارم -
من بايد برم سر تمرين - ...صبر کن -
تو تمرين و خوردن رو باهم انجام ميدي؟ - آره -
ولي مامانم ميگه اگه ايستاده غذا بخوري .معده ات هوا ميگيره
.تو بامزه اي
.اومدم آب گرم رو تعمير کنم - اونجاست -
پسر؟ !پسر؟
تو بودي که الان با سر خمير دندون زدي توي گردنم؟
.آب گرم درسته. سوئيچ رو بزن بالا
.نيم ساعت صبر کن، دوش بگير و سوئيچ رو بزن پايين
چرا همين طوري سوئيچ رو بالا نميذاري بمونه؟
تو آمريکا سوئيچ رو همينطوري رها مي کني؟ - .ما توي آمريکا سوئيچ نداريم -
.يه سوئيچ بگير، دنيا رو نجات بده
چي به سر چشمت اومده؟ - .خوردم به يه تير چراغ برق -
.عجب تير چراغ برق جالبي
.دري"، من برگشتم" - .اين مامانمه -
.دستگيره در هم خرابه. درستش کن
براي مدرسه حاضري؟ - آره -
.هي بذار کمکت کنم - .اونا حبوبات مورد علاقه ي تورو دارن،پيداش کردم -
دري" براي بار صدم، ميتوني لطفا ژاکتت رو برداري؟"
.يه ثانيه ديگه، مامان - .نه، يه ثانيه ديگه نه، همين حالا -
.اين برنامه نزديک تموم شدنه .دو دقيقه بهم وقت بده
دري"، برام مهم نيست" .بيا و همين حالا برش دار
خداي من، چند دفعه بايد ازت بخوام؟ - .يه دفعه -
.درسته، انجامش بده - "!!مشکلت با ژاکت چيه آخه" -
ببخشيد، اون صدا چي بود؟ - هيچي -
...درسته، همونطور که من فکر مي کردم .هيچي
.ممنون
.از بالا دوباره بزن
.خيلي خب. کافيه. يکم سريع ميزني .بايد مکث ها رو بهتر اجرا کني
مي دوني اين چقدر براي خانوادت مهمه؟ چه مفهومي براي زندگيت داره؟
.بايد آخر اين هفته هم کار کنيم .مي خوام به پدرت زنگ بزنم
.ادامه ميديم
چطور بود؟ - .تقريبا مثل يه چيني بود -
آره. من خيلي روون شدم. نمي دونم اون يارو .چي مي گفت ولي من فکر مي کنم عالي ميزدي
.ممنون
خب، داري براي چيزي تمرين مي کني؟ مثلا نمايش؟ - ...آره، من ماه ديگه يه اجرا دارم -
."براي آکادمي موزيک "بيجينگ - .آکادمي موزيک "بيجينگ". بنظر مهم مياد -
"مي دوني، اونا اولش ميگن "بَم
چي؟
.من بايد برم
مي تونم به موهات دست بزنم؟
مي خواي کاري بکني؟
.فقط از ما دور بمون
.همه ما
عزيزم؟
دري"، خوابي؟"
اوم، ميشه اينو امضا کني؟ - براي شهر ممنوعه؟ -
فکر کنم جالبه که تو بايد حتما اجازه ي منو .براي رفتن به شهر ممنوعه بگيري
."تير چراغ برق توي "بيجينگ - .بامزه نبود مامان -
.اه، بس کن بد اخلاق
جدي ميگم، "دري". نمي دونم اونا چي ...توي اين بستني ريختن ولي
ولي خوشمزه تر شده. چيه؟
مامان، توي اين شکلي ميگي: "واي خداي من، بستني ...اينجا خيلي خوبه و هرچي که توي چينه
"...و از همه ي جاهاي ديگه بهتره واو، مامانننننن
،اولا که صداي من اين شکلي نيست .و من اين شکلي بدنمو حرکت نميدم
.عزيزم، توهم بايد يه بستني بگيري
.مامان، مامان، يالا - دري"، صبر کن" -
پسر، تو که نمي خواي از دست من دربري؟!
.کونگ فو
ما اينجا چي ياد ميگيريم؟
!ضعف ممنوع! درد ممنوع! بخشش ممنوع
!شروع کنين
.مامان، مامان، مامان، يالا، بيا بريم. بجنب مامان - .چي؟ "دري" ما که تازه اومديم -
دري" چي شده؟" - .هيچي -
دري"، چي شد؟" - .هيچي نشد -
چي شد؟ تو نمي خواي بري به اون کلاس؟ هرطور که دوست داري "دري"، چي شده؟
.ما اومديم به چين. اين چيزيه که اتفاق افتاده
.باشه، وايستا
."اينطوري نباش، "دري
ازم مي خواي چيکار کنم؟
...ما کمتر از يه هفته است که اومديم اينجا - .من حس مي کنم يه سال شده -
.از اينجا متنفرم
.دري" لطفا بذار کمکت کنم"
من نمي تونم کمکت کنم اگه بهم نگي مشکلت چيه؟ .اه، خواهش مي کنم
!برات مهم نيست مشکل چيه
تنها چيزي که برات مهمه اينه که چقدر خوشحالم .يا بستني چقدر خوشمزس
.من خوشحال نيستم. از اينجا متنفرم
.مي خوام برم خونه
دري" تو نمي توني بري خونه، خب؟" .چيزي برامون توي ديترويت باقي نمونده
.اين جا تنها چيزيه که ما داريم
.اينجا خونه است
.اينجا جمع بشيد
به يکي از محبوب ترين خانه هاي تاريخي در .کل چين خوش آمديد
.اينجا هر سال توسط ميليون ها نفر بازديد ميشه
.شهر ممنوعه
.لمس کردنشون خوش شانسي مياره
...دوست داشتم يه نفر - .آره، منم همينطور -
فقط به يه نفر بگو - .آره، گرفتم چي ميگي -
.خيلي ممنون
ديواره هاي کاخ با 15 لايه ي کلفت آجر تقويت شده
.تا جلوي ورودي هرکسي رو به کاخ بگيره
آقاي "پارکر"، همه چي مرتبه؟ - .اه بله -
.اوم... بله، ممنون
.بگيرينش
.بجنبيد
.تو سريع هستي
.ولي نه به اندازه کافي
.براش کافيه
يادت نيست ما چي ياد گرفتيم؟
!ضعف ممنوع! درد ممنوع
!بخشش ممنوع
.بريد خونه
آقاي "هان"، اين لامپ هاي برق چيکار مي کنن؟ - .هيس -
من فکر مي کردم شما فقط تعميرکاريد؟
تو فقط با چشمات ميبيني، واسه ي همين .خيلي راحت گول مي خوري
.ديگه درد نمي کنه
"چاووا" شفادهنده ي چين باستان
.اونجا چطوري اون کارو کردي؟ انگار اصلا نزديشون .اونا ... خودشون همديگرو زدن
...وقتي که عصباني مبارزه مي کني، انگار کوري
.بهترين کار اينه که از سر راه بري کنار
خب، از کجا کونگ رو ياد گرفتيد؟ - .از پدرم -
تا حالا به کسي آموزش داديد؟
.نه
دوست داريد بديد؟
.بستگي داره - به چي؟ -
دليلش - .مثلا براي سرويس کردن دهن يه نفر -
بهترين مبارزه ها اونايي هستن که براي دوري کردن .از دعوا استفاده ميشن
اگه من بخوام جلوي سرويس شدن دهنم رو بگيرم، چي؟
ديگه نگو سرويس شدن دهنم - متاسفم -
.کونگ فو براي دانش کسب کردنه، براي دفاع از خود
.نه دعوا درست کردن بلکه براي آرامش ايجاد کردن
.مطمئنا اين چيزي نيست که اونا ياد گرفتن
چيزي به عنوان دانش آموز بد وجود نداره .فقط آموزگار بد وجود داره
عاليه. فکر کنم ما بايد راه بيفتيم توي مدرسشون .و با معلمشون حرف بزنيم
.ايده خوبيه - .نه، ايده بديه -
...اگه برم اونجا، اونا دهن منو سروي
کتک مي خورم - .در هر صورت کتک مي خوري -
.تو همرام مياي -
.نه، متاسفم
.ولي تو گفتي ايده خوبيه - .آره، براي تو. براي من ايده بديه -
بيخيال ديگه، بنظر نميرسه که سرت شلوغ باشه يا .هرچي... من حتي بلد نيستم چيني حرف بزنم
.خيلي متاسفم
.باشه، هرطور ميلته
!صبر کن
داري چيکار ميکني؟ چرا وايستادي؟
!تمومش کن
.خيلي خب آقاي "هان"، بيا از اينجا بريم
.وقتي دشمنون روي زمينه ما متوقف نميشيم
!ببخشش ممنوع
.ببخشش توي باشگاه ممنوع
.ببخشش توي زندگي ممنوع
به چي نگاه مي کني؟
.اين، همونيه که به من حمله کرد
.ما اينجاييم که آرامش برقرار کنيم
.بذار اون موجود کوچولو خودش تصميم بگيره
تک به تک، مشکلي نيست... ولي شش به يک .براي هرکسي زياده
.مي بينيم
.براي مبارزه آماده بشيد
صبر کنن ببينم آقاي "هان، اون از ما مي خواد که مبارزه کنيم؟
.ما نيومديم اينجا که مبارزه کنيم
شما به دانش آموزاي من حمله کرديد و به باشگاه من بي احترامي؟
مي خواي از اينجا بري؟ .به همين راحتيا نيست
..."استاد "لي
.شما دوتا اومديد اينجا
.همين حالا تک به تک مي جنگيد
.پسره اونجا مي جنگه
.مسابقات قهرماني آزاد کونگ فو
.ما دعوت به مبارزه شما رو مي پذيريم
لطفا به دانش آموزاتون بگيد که پسرک رو .تنها بذارن تا تمرين کنه
.توجه کنيد
از حالا به بعد، اين موجود کولوچو بايد ...تنها گذاشته بشه
.تا زمان مسابقه
مفهومه؟ - بله -
...اگه اون براي مسابقه خودشو نشون نده
.براي اون و تو درد به همراه خواهد داشت
خب، همون طوري که نقشه داشتي خوب پيش رفت؟
.يه خبر خوب و يه خبر بد هست
.خبر خوب اينه که اونا قول دادن که تنهات بذارن
واقعا؟ - .تا وقتي که آماده بشي -
آماده بشم براي چي؟
.مسابقات قهرماني .با همشون تک به تک مي جنگي
هان؟
پس خبر بد اينه که حالا اونا منو .توي جمع کتک مي زنن
آره - .عاليه، ممنون. خيلي ممنون -
اونا منو مي کشن .تو کونگ فوي اونا رو ديدي
.اون کونگ فو نبود. اون چين رو توصيف نمي کرد
اون آدم بده بهشون چيزاي خيلي بدي رو آموزش .ميده که خيلي درد داره، خيلي
.يه خبر خوب ديگه .من بهت کونگ فو آموزش ميدم
.آره
بعدا مي بينمت مامان - .هي، صبر کن، براي شنبه، زود داري ميري -
.آقاي "هان" بهم کونگ فو ياد ميده - همون آقاي تعميرکار؟ -
.اينجا چينه مامان .همه کونگ فو بلدن
دري" خودت مي دوني که چه نظري در مورد" .دعوا کردن تو دارم
کونگ فو براي جنگيدن نيست مامان، براي .برقراري صلح با دشمنانته
"مواظب باش، "دري - .باشه -
"آقاي "هان
آقاي "هان"؟ - .اين پشتم -
مي دونستين که يه ماشين توي اتاق نشيمنتون هست، آقاي "هان"؟
خيلي خب، داشتم درمورد ديروز فکر مي کردم. مي دونم ...که يه جورايي از مسابقه ترسيده بودم
.ولي ديشب يه چيزايي رو فهميدم
من يه ورزشکارم. اولين امتيازم سرعتمه. درست؟
.من سريعم، سريعم
،مي بيني؟ من سريعم، نه؟ مي بيني؟ توي آمريکا .استفاده ميکردم "PAL" من معمولا از ژيمناستيک توي
ليگ ورزشي پليسه. خب؟ "PAL"
بوووم. ميبيني؟
عموي من، "ريمي" با يه دختر برزيلي قرار ميذاشت .و ازش "جوجيتسو" ياد گرفت
و يکمشو به منم ياد داد. مثلا قفل کردن و نگه .داشتن و از اين چيزا
.بهم حمله کن
مي بيني؟ احساسش مي کني؟ .من مي تونم بشکنمش
.خودم ميخوام نشکنم. فشار آوردن به قفلت خطرناکه
...اون بهم "کاپويرا" هم ياد داد
...نمي توني بهم دست بزني. نمي توني بهم دست
اون عتيقه بود؟
.ژاکتت رو بردار
در اصل آقاي "هان" چيزي که مي خوام بگم ...اينه که
.من پايه قوي اي دارم .مي دوني که، همونطور که گفتم
.آموزش من شايد به سختي آموزش بقيه نباشه .مي دوني که
.آويزونش کن - باشه -
راضي شدي؟ - .برش دار -
...تو که همين الان گفتي - برش دار -
.بپوشش
.درش بيار
من که تازه همشو انجام دادم - .درش بيار -
مي توني بگي چرا من دارم اين کارارو مي کنم؟
.درش بيار
.آويزونش کن
.برش دار
.بذارش روي زمين
.برش دار
.آويزونش کن
.برش دار
.بپوشش
.درش بيار
.بذارش روي زمين
.برش دار
.آويزونش کن
.برش دار .بپوشش
.درش بيار
.آويزونش کن
آقاي "هان" چرا توي اتاق نشيمنت يه ماشين داري؟
.پارک کردن توي خيابون ممنوع
!هي
خب چطور پيش رفت؟ چي ياد گرفتي؟
.هيچي
.يونيفرم در روز يونيفرم
تو قرار توي مسابقه بجنگي؟ - آره، از کجا شنيدي؟ -
.همه مي دونن
اميدوارم معلم خوبي داشته باشي - .آره، منم همين طور -
.اون همون مرد تعميرکاره هست
.مي تونم ازت يه سوال بپرسم - .آره -
خب، مي دونم که تو تمرين مي کني و فکر کنم منم تمرين مي کنم، منظورم اينه که، من نمي دونم چيکار
...مي کنم. هر دوي ما يه جورايي تمرين مي کنيم - به اون فستيوال "شي-شي" ميري؟ -
"آره، آخه از وقتي که اومديم چين، فستيوال "شي-دي .رو از دست دادم
.برو به تئاتر شائولين - باشه. ازم مي خواي تورو ببينم؟ -
اه، اه، پس شد تئاتر شائولين، باشه، پس فستيوال .شي-في-شي"، تئاتر شائولين، باشه. خوبه"
دوباره بگو زمانش کي بود؟ - .فردا. نمايش ساعت 7 شروع ميشه -
،خيلي خب. پس شد فردا، تئاتر شائولين .فستيوال "شي-شي"، ساعت هفت
فردا مي بينمت - "فستيوال "شي-شِي -
"فستيوال - فستيوال "شي-شي - خيلي خب - خيلي خب -
آقاي "هان"؟
آقاي "هان"، مي تونم بيام تو؟ - .مي توني بياي تو -
ژاکتت کجاست؟
.فکر کردم، بدون اون هم به اندازه کافي گرممه - .برو برش دار -
ازم ميخواي کل راه رو برگردم، فقط براي برداشتنش؟
.آره، کل راه تا جايي که قايمش کردي
.اين درست نيست - .چي؟ دارم انجامش ميدم -
.نه
.يه چيزي کمه - .هيچي کم نيست -
.تو اينو فراموش کردي
.حالت
.برش دار
.حالت .آره، خودشه
.باشه آقاي "هان"، فهميدم. متاسفم .من نبايد با مامانم اونطوري برخورد مي کردم
.حق با شماست
.بذارش روي زمين - سلام -
او، سلام مامان بليط ها رو گرفتي؟
آره، بليط ها رو گرفتم .و يه دونه اضافي براي آقاي "هان" هم گرفتم
...ولي من نگفتم - .دري" بس کن" -
آقاي "هان" دوست داريد با ما بيايد به فستيوال "شي-شي"؟
.نه، ممنون .خيلي شلوغه
.آره مامان، خيلي شلوغه - .آره ولي من ديگه بليط هارو خريدم -
...من نميرم - .آقاي "هان"، من جواب "نه" رو قبول نمي کنم -
بهتون خوش ميگذره. شما نياز به خارج شدن از خونه داريد، خيلي خب؟
."لباسات اينجاست، "دري .بيا، زود باش و عوضشون کن
..."دري"
.ژاکتت رو بردار
"حق با شما بود آقاي "هان .اينجا خيلي شلوغه
.روز ولنتاين چيني ها
.خب مامان، من ميرم يه چيزي براي خوردم بگيرم .بعدش ميرن حموم
.برمي گردم، همين جا. تا 20 دقيقه ديگه
.دوستت دارم - .منم دوستت دارم. مواظب باش. 20 دقيقه -
بيست - باشه -
.من اين و اين يکي رو براي تو گرفتم
من دانلودش کردم ... اين يه ويالون خيلي قشنگه و
...فکر کردم شايد بتوني همراه باهاش بنوازي و .اين شبيه "باخ" و ... نيست
... ولي فکر کردم شايد ازش خوشت بياد و
تنظيم كننده : حامد.ل [ WWW.HamedDJ.orq.ir ]
خب، شما بچه داريد؟ - .نه -
اه، "دري" چطور پيش ميره؟
.شاو دري" داره پيشرفت مي کنه" - شاو دري"؟" -
.بله، آدب چيني
خب، چندتا دانش آمو داريد؟
با "شاو دري"؟ - آره -
.يکي
خب، موضوع نمايش چيه؟
... موضوع نمايش، داستان الهه و
...پسريه که الهه عاشقش بود
.من عاشق اين داستانم
.مادر الهه اون پسر رو تاييد نکرد
بنابراين مادرش يه رودخونه تا آسمون کشيد تا .اون دوتا رو براي هميشه از هم جدا کنه
...ولي در يه سالي، همه پرندگان توي آسمون
.براشون احساس غم کردن و از خودشون يک پل ساختن
بنابراين اون دوتا مي تونستن يه شب رو .باهم بگذرونن
،اگه تو بياي به مسابقه من .منم توي اجرات شرکت مي کنم
باشه، ميام - .با انگشت کوچيکت قسم بخور -
.ببين، اين شکلي دستتو خم مي کني
من قسم مي خورم که توي اجرات حاضر ميشم .مهم نيست چه اتفاقي بيفته
و من قول ميدم وقتي تو برنده شدي، بيشتر .از هرکسه ديگه اي، هورا بکشم
چي شده آقاي "هان"؟
من گفتم بياي تو؟
...اوم، فکر کردم گفتين، منظورم اينه که
آقاي "هان" من مي تونم بيام تو؟ - بله -
خب، امروز قرار چيکار کنيم؟ - همون کار قبل -
آقاي "هان"، بهتون که گفتم، فهميدم، خيلي خب؟ - .مودب بودن رو فهميدم
هزار بار ژاکتمو پوشيدم و هزار بار درش آوردم، کافيه؟
.احمقانه است، من ديگه ادامه نميدم
.بذار اونا منو کتک بزنن، اگه همينو مي خوان
مي دوني چرا فقط يه دانش آموز داري؟ .چون تو کونگ فو بلد نيستي
"شاو دري" - چيه؟ -
.بيا اينجا
.ژاکتت رو بپوش - ...آقاي "هان" همين الان - ژاکتت رو بپوش -
ژاکتت رو بپوش - من که ژاکت ندارم - ژاکتت رو بپوش -
.محکم باش
.ژاکتت رو بپوش
.استحکام
.ژاکتت رو در بيار
...يادت باشه
....هميشه محکم باش .ژاکتت رو دربيار
.محکم
.پاي چپ عقب .پاي راست عقب
.پاي چپ عقب .ژاکتت رو بردار
... واو، آقاي - تمرکز کن! - خيلي خب - هميشه حواست جمع باشه -
چپ عقب، پاي راست عقب - .ژاکتت رو بردار -
.حالتت رو حفظ کن
.ژاکتت رو بردار
.محکم
.آويزونش کن
.آويزونش کن
!و حالت
.ضربه بزن
.آويزون کن و ضربه بزن
.محکم تر .محکم تر
.خوبه ولي ادا در نيار
.ژاکتت رو دربيار
شاو دري"، کونگ فو توي هرچيزي که ما انجام" .ميديم، زندگي مي کنه
اون حتي توي اينکه ما چطور يه ژاکت رو ميپوشيم .و درش مياريم زندگي مي کنه
.اون توي برخورد ما با مردم زندگي مي کنه
.هرچيزي کونگ فوئه
خب چرا "شيروکو" (اسم ماشين) رو برنداشتيم؟ - .من "شيروکو" رو نميرونم -
گواهينامه داري؟ - آره -
پس تو يه گواهينامه و يه ماشين داري و ما الان توي قطاريم؟
لطفا ساکت باش - ...من فقط دارم ميگم که -
،انگار ما مي تونيم کلي پول جمع کنيم تو اينطور فکر نمي کني؟
هميشه انقدر سوال مي پرسي؟ - متاسفم -
خب، امروز قراره چي ياد بگيريم؟
"چي"
.انرژي دروني .ذات زندگي
که در درون ما حرکت مي کنه و .در سرتاسر جسم هاي ما جريان داره
.و به ما از درون قدرت ميده
.توي جنگ ستارگان "Force" گرفتم، مثل
...هستي و منم مثل "Yoda" تو مثل .هستم "Jedi" مثل
اينجا جاييه که کونگ فو ياد گرفتي؟ - آره -
وقتي اينجا متولد شدم همه چي .برام خوب بود
خب "دري"، بايد کوله پشتي و .برد اسکيتت رو اينجا بذاري
خب حالا داريم کجا ميريم؟ - .سفري به نوک اون کوه -
.آرامگاه چشمه اژدها
چشمه اژدها؟ احتمالا نزديک تر از اونيه .که بنظر ميرسه. دارم نگاش مي کنم
درسته؟
هنوز نرسيديم؟ - .به زودي -
به چيني چطوري ميگين آب؟ - "شويي" -
.من يکم "شويي" نياز دارم
.من واقعا تشنمه
"من تشنمه آقاي "هان - .آب نوک کوهه -
"شاو دري"
.سفر تموم شد
اين چشمه اژدهاهه؟ - آره -
وقتي هم سن تو بودم، با بابام .اينجا وايستاده بوديم
.بهم گفت که اين آبِ کونگ فوي جادوييه
اگه ازش بنوشي ديگه چيزي نمي تونه .شکستت بده
.اين بهترين آبي که تو عمرم چشيده بودم
اون زنه با ماره رو ديدي؟ - آره -
.اون داشت يه کارايي شبيه کبرا مي کرد ...اون انگار
اداي مار رو در مي آورد. و ماره جلوش بود ...و اون هم مثل
چيزي رو که خيلي بهش نزديک بودي "انکار کردي، "شاو دري
.ماره اداي زنه رو در مي آورد
.چي؟ منظورتو نفهميدم
.ببين
چي ميبيني؟ - .من و بازتابم رو - درسته -
حالا چي ميبيني؟ - .تار شد - درسته -
اون زن آرام و ساکت توي آب حرکت مي کرد
.اينجا و اينجا
به همين خاطر، مار حرکاتش رو منعکس مي کرد .مثل آب ساکن
مثل آيينه؟ - آره -
پس اون مار رو با هيچ کاري نکردن کنترل مي کرد؟
سکون و هيچ کاري نکردن دو چيز .کاملا متفاوتن
اون از آموزش هاي "چي"ش استفاده کرد، نه؟ - .خيلي خوبه -
مي خواي بهم آموزش بدي که .چطور آدما رو کنترل کنم
فقط يه نفر هست که تو بايد .کنترلش کني
کي؟
.ذهنت رو خالي کن .با حرکات من روون حرکت کن
.به انرژي اطرافت متصل شو
نمي تونم فقط همون حرکات کبرا رو ياد بگيريم؟ - .حرکات کبرا يه عمر زمان ميبره -
به تمرکز خيلي بالا نياز داره - ولي چه جور تمرکز بالايي؟ -
..."واي خداي من، آقاي "هان - تمرکزت -
.نياز به تمرکز بيشتري داري - ..."آقاي "هان -
"ممنون آقاي "هان
.چيزي به اسم کلوچه شانس توي چين وجود نداره
.دري" لطفا موقع عبور از خيابون مواظب باش"
.اون روز جون به لبم کردي .مسير درست رو انتخاب کن
و راجع به علامت ها! من اون علامت هاي .توي حموم رو متوجه نشدم
!و همين طور مستقيم رفتم توي اتاق استراحت مردها
يه روز ديگه که رفتم تو، يه مرد چيني پير 19 ساله ،اون تو بود
.فکر کرد که مي تونه يه کم عشق و حال کنه
.دري"، اون کارو متوقف کن! عين ديوونه هاي ميشي" .بگير ببينم، ماکارونيت رو بخور
آقاي "هان"، چي شده؟
.پيش بيني
...من نمي تونم ببينم
.نميخواد ببينيش، احساسش کن
."لعنتي، آقاي "هان
.اين يکي رو حس کردم
"آقاي "هان - چيه؟ -
توجه کن. باشه؟ - باشه. حالا بايد چوب دستي رو بگيرم؟ -
دري" حالت خوبه؟" - خوبم -
خب آقاي "هان"، فردا چه ساعتي تمرين کنيم؟
.شاو دري"، ما فردا تمرين نمي کنيم"
چرا نمي کنيم؟
"او چي پي فان" - او چي پي فان"؟" -
"يعني "زياده روي تو بعضي چيزا خوب نيست
.تو خيلي تمرين کردي، به استراحت نياز داري
!يه روز استراحت؟ آره آقاي "هان"! خودشه
.شاو دري" نياز به استراحت داره" "آره آقاي "هان
.شما هم استراحت کن .دوستت دارم آقاي "هان"، خوش باشي
حالت خوبه؟
.اجراي من فردا ساعت 6 هست - مگه اين چيزي نبود که براش تمرين کرده بودي؟ -
.آره، معلومه - .نگران نباش، موفق ميشي -
اگه اونا منو انتخاب نکنن چي؟
!مِيينگ" صبر کن"
.اولا که من اونجا پيشتم
دوما، تنها کاري که بايد بکني چيزيه که معلمت گفت .مکث هاي رو خوب اجرا کني
.ساده است، ببين
ميبيني؟
.من بايد تمرين کنم - صبر کن -
."وو جي بي فان"
چي؟
.متاسفم، فکر نمي کردم که چيني صحبت نميکني
وو جي بي فان" يعني" .زياده روي توي کار خوب، کار بديه
."او... "او چي پي فان
.آره "وو جي بي فان"
يالا - داريم کجا ميريم؟ -
تا حالا توي ورزشگاه بودي؟ نه - .يالا، ما بايد يکم خوش بگذرونيم
يالا، مي دونم که تو هم دلت مي خواد .که يکم خوش بگذروني
.باشه، اونا قرار يه چندتا گاز اساسي ازت بگيرن
چي ميبيني؟ - خودمو -
حالا چي مي بيني؟ - خودمو -
.برو، يالا
.شما ماشين رقاص هستيد .کارتون خيلي خوب بود
.حالا مرحله دوم آغاز ميشه
.شما خيلي جذاب هستيد
.رقصت مثل رقص آمريکايي بود - .انگار بايد يه گروه داشته باشي .نه -
که آدماي ديگه تو اون گروه دوروبرت برقصن .و از همين کارا بکنن
.اجرا، زمانش به امروز تغيير کرده - .ولي اونا گفته بودن که فرداست -
.يه چيزي شده - .تا 20 دقيقه ديگه شروع ميشه -
.پدرم مياد که منو برداره ببره
.هي، اون حتما بدستش مياره، نه .چون کارش خيلي خوبه
.هي، عالي بود
... خيلي... تو خيلي قشنگ اجرا کردي و
.ما ديگه نمي تونيم دوست باشيم
.تو براي زندگي من مناسب نيستي
.توي مسابقه قهرماني ميبينيمت
.دير نکني
!"آقاي "هان !"آقاي "هان
.ما امروز تمرين نمي کنيم
داري چيکار مي کني؟ - .امروز 8 ام ژوئيه است -
چرا ماشين رو داغون کردي؟
.اسمش "کانگ کانگ" بود
شاو دري" چند سالته؟"
.دوازده
.اون ده سالش بود
.خيلي قشنگ بود
.اسمش "ژانگ" بود
.يه خواننده بود
.نه حرفه اي
.براي من مي خوند
چه اتفاقي افتاد؟
.يه تپه با شيب تند بود
.خيلي بارون اومده بود
...ماشين، يه دفعه
.داشتم رانندگي مي کردم
.در مورد يه موضوعي بحث کرده بوديم
.خيلي عصباني بودم
.کنترلمو از دست دادم
...سعي مي کنم بخاطر بيارم
ولي نمي تونم بخاطر بيارم که در مورد .چي بحث مي کرديم
.اميدوارم چيز مهمي بوده باشه
.هر سال ماشينو تعمير مي کنم
.ولي هنوز چيزي درست نشده
!"آقاي "هان
.برد يا باخت مهم نيست .سخت بجنگ
.احترام رو ياد بگير .اون پسرا تورو تنها ميذارن
.يه هديه برات دارم
!"واي آقاي "هان
.اين مثل همونيه که بروسلي داشت
.فوق العادست
.ممنون
"تو بهم يه درس خيلي مهم آموختي "شاو دري
زندگي ما رو زمين ميزنه و ما مي تونيم انتخاب کنيم .که بلند بشيم يا نه
شما بهترين دوستي هستيد که من تا حالا "داشتم، آقاي "هان
.خيلي خب
!صبر کن مي توني تو يه چيزي بهم کمک کني؟
دري"؟"
بابات خونه است؟
...قربان
.اسم من "دري پارکر"ه
اعمال من براي خانواده شما بي احترامي .به همراه داشت
.دختر شما دوست فوق العاده اي براي من بود
...و ازش ياد گرفتم
...که يه دوست واقعي
.کسيه که زندگيت رو بهتر کنه
...و اگه شما يه شانس ديگه بهم بديد
... من قول ميدم که
بهترين دوستي باشم که دختر شما .تا حالا داشته
.همين بود
دختر من بهم گفت که قول داده تا در مسابقه .شما حضور داشته باشه
.در خانواده ي ما، ما قول هامون رو نميشکنيم
.موفق باشي
.ممنون
.بزن بريم
.اجازه بديد مسابقه قهرماني رو شروع کنيم
.شاو دري"، نوبته توئه"
اون چيه؟ - کتاب قوانين -
تو قوانين رو نمي دوني؟ - .معلومه که مي دونم، اونا خيلي ساده ان -
.تو اونو مي زني و نميذاري اون تو رو بزنه
چي؟
.آقاي "هان"!! اونا منو مي کشن
.دو امتياز براي بردن لازمه. دو بار ببر برو. تمرکز کن. تمرکز کن
.اين يه اخطار بود .تو نمي توني از تشک فرار کني
.دفعه بعدي يه امتياز از دست ميدي. برو
قوي باش - "بجنب "دري -
.خوب بود. دفعه بعد ادا درنيار - .متاسفم. نمي تونم کاريش بکنم -
.گيرنده امتياز بعدي، برنده است
.بجنب عزيزم
.دري پارکر" به نيمه نهايي صعود کرد"
از حالا به بعد، توي بازي هاي نيمه نهايي .سه امتياز براي برنده شدن لازمه
يه جورايي خيلي باحال ميشه اگه من توي اين مسابقات برنده بشم. نه آقاي "هان"؟
.يه جورايي خيلي باحال ميشه اگه تمرکز کني - .آره، خب. بعدش -
.و حالا اولين مسابقه نيمه نهايي عصر برگذار ميشه
مسابقه قهرماني نيمه نهايي
اولين مسابقه "چنگ" در مقابل "وو پينگ"
.چنگ" به فينال صعود کرد"
:مسابقه نيمه نهايي بعدي ليانگ" از تيم مبارزان اژدها"
."و فيناليست تعجب برانگيز "دري پارکر
.ذهنت رو خالي کن. تمرکز کن
.شما سلب صلاحيت ميشين
حالت خوبه؟
.کارش تمومه
.متاسفم. شما نبايد ادامه بديد .شما براي خانوادتون افتخار کسب کرديد
.دکتر ميگه کارت عالي بود
حالت خوبه عزيزم؟ - .آره خوبم -
دري پارکر" دو دقيقه وقت داره" .تا به مسابقه برگرده
...اگه اون نتونه برگرده
.مبارزان اژدها برنده خواهند بود
رفقا ميشه يه لحظه مارو تنها بذاريد؟
.آره حتما عزيزم .هر چي که تو بخواي
فکر مي کني من مي تونم برنده بشم؟
."برد و باخت مهم نيست "شاو دري
.خودت مي دوني که منظورم اين نيست
.آره، من فکر مي کنم که تو شانس خوبي داشتي
.پس بيا از اون کاراي فنجون آتيشي و اينا بکن
ديگه نمي خواد مبارزه کني. تو همه چيزي رو که .بايد ثابت مي کردي، کردي
چي؟ اين که من خيلي راحت کتک خوردم .و بعدش از مسابقه خارج شدم
.اين توازن نيست، اين کونگ فوي واقعي نيست
خودت گفتي که وقتي زندگي زمينت ميزنه .خودت مي توني انتخاب کني که بلند بشي يا نه
خب من دارم سعي مي کنم که بلند بشم پس چرا کمکم نمي کني؟
...چون
.نمي تونم ببينم بيشتر صدمه ببيني
!"خواهش مي کنم آقاي "هان خواهش مي کنم
فقط بهم بگو "شاو دري" که چرا؟ چرا انقدر مي خواي که برگردي اونجا؟
.چون هنوز ترسيدم
...جدا از اينکه امشب چه اتفاقي ميفته ...وقتي من از اينجا برم
...ديگه نمي خوام بترسم
...چون "دري پارکر" به رينگ برنگشته
.دري پارکر" مبارزه خواهد کرد"
شاو دري"؟"
"يالا "دري "تو مي توني از پسش بربياي "دري
حالت خوبه؟ - .آره خوبم -
.بخشش ممنوع
.امتيازها مساويه .گيرنده امتياز بعدي برنده است
.من خيلي بهت افتخار مي کنم
(mbt925) تـرجــمــه و زيـرنويـس: مـــحـــسن
تنظيم كننده : حامد.ل [ WWW.HamedDJ.orq.ir ]
-= www.OpenSubtitles.org =-
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.