Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(افـتـخار ۲)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
همیشه میدونستی
...که میخوام
برای کمک بیام پیشت؟
آره
از کی؟
از کی میدونستی من و سو هی همو میشناسیم؟
مدتی میشه باخبرم جسدش فریز شده
وقتی داشتم نسخهتو مینوشتم کارت دانشجوییتو دیدم
همسن اون بودی
برای همین مطمئن شدم با هم دوستین
پس وقتی اورژانسو ناگهانی ترک کردی، تصمیم گرفتم دنبالت کنم
پنج دقیقه اینو فشار بده
(بیمارستان عمومی جو سئول)
!آه
ببخشید
از اول نقشمو میدونستم
پسر رئیس بیمارستان
برای همین وقتی داستانتو شنیدم
میدونستم که من بهترین شخص واسه جلاد تو شدن هستم
بدجور میخواستم به دردت بخورم
میدونستم که مهم نیست کی میخوام کمکت کنم
هرجا که باشی
دلم میخواست قبل ازینکه حس گناه کنی به خاطرم، خودمو بهت برسونم
اما قبل ازینکه بتونم اینکارو بکنم، تو رفته بودی
خیلی ممنونم که کمکم کردی
تو دکتر خوبی میشی
دیگه قرار نیست ببینمت؟
صبر کن، چرا آخه؟
اونموقع
چرا ولم کردی؟
اگه برای این اونجا بودی باید ازم استفاده میکردی
از نظر من اشکالی نداشت
حتی الانم نمیتونم بفهمم چرا تصمیم گرفتی تسلیم شی و ول کنی بری
بهم بگو، چرا اینکارو کردی؟
مادر سو هی بهم گفت چه اتفاقی برای پدرت افتاده
وقتی گفت پدرت به قتل رسیده
ترسیدم که بدن سو هی رو از سردخونه دربیارن
اما بعد
کارآموزی که توی بیمارستان مسئولم بود
پسر مدیر بیمارستان از آب دراومد
فکر کردم میتونم نقشهمو نجات بدم
برای همین اومدم پیدات کنم
اما بعد، یه چیزیو فهمیدم
اینکه چقدر خودخواه بودم که فکر میکردم من تنها قربانیای هستم که مهمه
اونم وقتی تو هم یه قربانی بودی
خیالم راحت شد
فکر میکردم رفتی چون من تایپت نبودم
...خب پس
دلیل دیگهای نیست که نخوای ازم استفاده کنی
اگه دوباره ترکم کنی
میفهمم که برای عشقه
نه انتقام
...پس
...کمکم کن
تا آخرش
بهت خدمت میکنم
تا آخرش
::::::::: آيــــ(افـتـخار ۲)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
بدون صدات بدجور ساکت شدی
فکر کنم متاسفانه به خاطر وضعیت الانت نتونی به بقیه بخندی، هاه؟
!ای پدرسگ مادربهخطا
راستی اون زخمه قراره همیشه بخاره، همیشه بسوزه و تیر بکشه
مثل زخمای من
میدونی چرا اینکارو باهات میکنم؟
بعد از 18 سال، همگیتون منو فراموش کردید
برای همین اینکارو میکنم تا منو به خاطر بیارید
میدونم تو هم میخوای تو یاد و خاطره یکی باشی، مگه نه؟
مراقب سا را و یونجین هم هستم
بدون تو که نمیتونستم از پسش بربیام
به خاطرت برنامهام جور شد
اگه میخوای انتقام بگیری، کمکت میکنم
نمیخوای جه جون رو تنبیه کنی؟
(داخل بودی؟)
(اومدم وسایلمو ببرم)
آره داخل بودم
هرچی مالته رو ببر
جه جون داره کور میشه
هرروز باید بتاکسولول مصرف کنه (دارویی برای کاهش فشار چشم)
میدونی یکی ممکنه تصادفا
یه چیزی مثل مایع دستشویی
یا ضدعفونی کنندهی دست بریزه تو چشمش
نکتهی مهمش اینجاست که جه جون قرار نیست ببینه
مدلهای موقرمزش اون دخترایی که توی مسابقات پرچمو تکون میدن
یا حتی یونجین
کدومشون اینکارو کردن
چی میگی هه جونگ؟
اینو میخوای؟
(برای کاهش فشار داخل چشم)
طول میکشه؟
باید قبل رفتنم دوش بگیرم
اوه لعنتی. راستی یادم رفت
نمیتونی حرف بزنی، مگه نه؟
چرا دست نمیزنی؟
ده دقیقه. بیست؟
وای زبون اشارهت بهتر شده
فهمیدم اونیکیو
ده دقیقه وقت داری
...لعنتی
چه گهی داری میخوری؟
داری چه گهی میخوری؟
به نظر میرسه متل فروخته شده
نباید سبیلمونو چرب کنی؟ مگه کم برات گندکاریاتو تمیز کردیم؟
چقدر میخوای؟
چقدر بدهکارم؟
سبیلتونو چرب کنم؟ مطمئنی؟
میخوای رسیدشم امضا کنم !بدم بهت؟ حرومیِ یهلاقبا
دیگه چی؟ مرخصی هم میخوای؟
!ای خدا بگم چیکارش کنه
ای جاکش
توی روزهایی مثل این
وقتی اینطوری بارون میباره
شواهد میتونن گم و گور شن
و چاله کندن هم کاری نداره
(پارک یونجین)
(فیلم)
!هی وایستا
خدمات پزشکی قانونی سلاح قتاله رو
یک جسم گرد با سطحی بزرگ گزارش داده
فکر کنم اینه
اما با عقل جور درنمیاد شواهد عملا تکون نخورده از جاشون
دوربین های مداربسته از بین رفتن
ظاهرا صاحبشون پاکشون کرده
اینجا هیچی با عقل جور درنمیاد
چطور اینجارو پیدا کردی؟
از یه شخص ناشناس
!یه سول، عمو جه جون اینجاست
...یه سول، عمو
!نه، بابات! من باباتم
فکر کردی من عموتم، نه؟
من بابای واقعیتم یهسولا بهت همهچیزو توضیح میدم
...بابات
!برات وسایل و سهام آورده
منو ببخشید. یهسول اینجا نیست
اون سهمیه
شنیدم یهسول به مدرسهای توی خارج از کشور منتقل شده
منتقل شده؟
ای دو یونگ مادر به خطا
چرا زودتر چیزی نگفتین؟
(ها دو یونگ)
...مخاطب در دسترس نمیباشد
!گندش بزنن
یهسول کجاست؟
کجا قایمش کردی؟؟ کجاست؟؟
جه جونا، من همیشه میخواستم بدونم
که آخرین چهرهای که قراره ببینی، متعلق به کی میتونه باشه
به گمونم الان دیگه میدونیم اون شخص، دخترت نیست
پس بهم بگو الان توی حرومزاده
کدوم گوری هستی؟؟
لعنتی
ساختمون بی دیگه کدوم گوریه؟
لعنتی، این چه کوفتیه؟؟ آه لعنتی
چشمام
تو میشناسیش، مگه نه؟
اون مادر یونجینه
هونگ یونگ ئه. درگیر یه پروندهی قتل عمد با وسیلهی نقلیهست
فکر میکردیم فقط یه تصادفه
اما وقتی به لیست تماسهاش نگاه کردیم
فهمیدیم که قربانی مشغول اخازی ازش بوده
بهش پیامی داده مبنی بر "میدونم دخترت یکیو کشته"
باشه حالا چرا داری به من اینارو میگی؟
فکر کردم میدونی
مطمئنم که تو کسی بودی که به لی سوک جه اطلاعات یونجین رو دادی
اما نتونستم ارتباطی بین شما دوتا پیدا کنم
نه تا وقتی که به تماسهای همسرش نگاه کردم
کانگ هیون نام
میشناسیش، مگه نه؟
کارآگاه، مسئله اینجاست که
من دایرهی دوستی بزرگی دارم
اما حتی اگه با قربانی و یا همسرش صحبتی هم کرده باشم
قانونی رو زیر پا نذاشتم، گذاشتم؟
منظورم اینه که کسی که پشت فرمون بوده، یکی دیگست
حق با شماست. این غیرقانونی نیست
حالا چه اتفاقی
برای مادر یونجین میافته؟
خانوم هونگ، من باید الان همراه دخترتون توی ایستگاه باشم
کودنی چیزی هستی؟
!تو دلیلی هستی که تو این دردسر افتادم
اینقدر سخت بود باهاش بسازی؟ هاه؟
خدایا
!چرا الان خونه نیستی؟ ببخشید
چرا اینجا نیستی؟
هی! خونهای؟
!هی! بیا بیرون
سلام خانوم هونگ
هونگ یونگ ئه به جرم
قتل بازداشت شده
آخرش اینطوری تموم میشه؟
همهش زیر سر توئه، نه؟
اون ناشناس تو بودی
ازینکه وقت گذاشتی
و بهم گوش کردی، خیلی ممنونم
مجبور بودم، حتی اگه 18 سالم دیر کرده باشم
این تحقیقات منو تموم میکنه
خب، این یه خداحافظیه
آه
ازونجایی که سرم خیلی شلوغه
دیگه وقت تمرکز روی این پرونده رو ندارم
(توافقنامه طلاق)
مطمئن شو که وکیل خوبی میگیری
همیشه گفتم وقتی مسئله قانونیه
هرچقدر باید خرج کن
تو میتونی خیلی بیرحم باشی، اوپا
چطور میتونی شخصا اینکارو کنی؟
کجا میری؟
نگران نباش. دنبالت نمیام
میرم بریتانیا
به هرحال یه سول فوتبال دوست داره
اگه نامه بنویسم
به دست یه سول میرسونی؟
مراقب خودت باش
ماشین به نامته قولنامه توی جای دستکشهاست
خانوم مون خواستن بدمش بهت
میخواست به خاطر تموم کارایی که کردی، ازت تشکر کنه
ماشین برای توئه
تا بری هرجایی که تا امروز آرزوی سفر بهشونو داشتی
دونگ اون کجاست؟ اون رفته جایی؟
میخواست اینو پیش کسی بذاره که باهاش یه کار خوب انجام بده
و هر تصمیمی که بگیری، برات خوشحاله
چه اهداش کنی چه یه مرکز باز کنی
اما اون میخواست یه غذای خوب هم خودتو مهمون کنی
خانوم مون گفتن... که دوباره ازت تشکر کنم
و بگم که بابت همهچیز قدردانته
دونگ اون جایی رفته؟
کجا رفته؟
هی، چیشده؟
میخوای باهام بیای بریم دریا؟
شبیه یه دیالوگ کلیشهای میمونه
اگه میخوای میتونی موزیک بذاری یا اگه خستهای بخواب
آه و میتونی بهم هرچقدر خواستی خیره شی
چون میدونی که صندلی کمکراننده بهترین زاویه رو برای تحسین قیافهی من داره
توی گوشیم هیچ آهنگی ندارم
شاید تو باید بخونی
!چی؟ عمرا
فقط صبر کن. جدی میگم
پنج، شش، هفت، هشت
داری مثل پرندهها میخونی؟
الان بیشتر شبیه یه گروه شاهینم تا پرنده
آهنگ دیگهای بلد نیستی؟
!صبر کن، کافیه وای جدی میگم
تو امتحان کن- نه-
فقط یدونه؟- نه-
دارم آبجو میخرم. چیزی هست که بخوای؟
این آخرین توقفمونه
همهچیز اینجا تموم میشه
خدانگهدار
چرا اینقدر دیر کردی؟
داشتم برای دیدنت جون میدادم
منم همینطور
واقعا میخواستم ببینمت
اینجوری، وقتی اینجا گیر کردی
تک و تنها و به دور از بقیه
بدون حتی یکدونه دوست
وقتی هیچکس دوستت نداره
...تو
واقعا فکر کردی موندنم اینجا طول میکشه؟
البته که این فکرو کردم
--وقتی بتونی بیای بیرون، بدجور پیر و چروکیده شدی- !هرزه-
!زندانی 3886، صداتو بیار پایین
بعد از تموم شدن همهچیز
چه روی زمین باشم چه نه
میخوام همیشه توی دنیای تو باشم
میخوام اینقدر از زندهبودنت پشیمون شی
که بتونم حسش کنم
میخوام تا ته استخوناتم پشیمون شی
...ببخشید
که فرار نکردم
پشیمونی؟
...میدونی
منم باید همینو ازت بپرسم
چرا باید پشیمون شم؟
چیکار کردم که باید پشیمون شم؟
...گیونگ ران
برگشتی، آره؟
اونجایی؟
...گیونگ ران
کمکم کن. کمکم کننن
...میشه بری میشه بری گوشی لعنتیمو بیاری؟ هاه؟
!کمکم کن کثافت هرزه
!برو اونور
!تمومش کن
لطفا بذار برم
!بذار برم
یالا اذیتم نکن
ازش خوشت نمیاد؟ دروغ نگو! میدونم که دوستش داری
!بذار برم
!برو اونور
!بذار برم حرومزادهی عوضی
بذار برم گیونگ ران
کمکم کن دونگ اون
...بهم گفتی
یونجین باید قاتل باشه
...من
نمیدونم چیکار کنم
لطفا کمکم کن دونگ اون
...چطور
اینو درستش کنم؟
این باید دوباره به مغازه برگرده
سعی کن نگران نباشی
یونجین هنوزم میونگ او رو کشته برای همین این چیزیو عوض نمیکنه
ممنونم
که کمکم کردی
...و من... متاسفم
برای کاری که در گذشته کردم
منو ببخش
نیومدم کمکت کنم
به هرجا برسی، هرکار بکنی
نمیخوام اینو از یاد ببری
گوش کن
من دیگه توی اون راهرو نمیایستم
تو هم لازم نیست بایستی
برای یک ثانیهی دیگه هم توی اون باشگاه نمون
!بعدش چی؟ حرف بزن د
برای چی باید پشیمون شم؟
!زندانی 3886. وقت ملاقات تمومه
از هرچی که اتفاق افتاده پشیمونم
ببین، بهشت هیچوقت طرف من نبوده
فقط زندون گیرت میاد؟
چاره ای ندارم
جز اینکه امیدوار باشم این زندان جهنمت میشه
فقط میتونم دعا کنم یه زندگی
،خیلی طولانی تو این جهنم داشته باشی
و هیچوقت نفهمی واقعا چرا اینجایی
چیه؟ بهم بگو من چیو نمیدونم؟
!بگو دونگ اون مادرخراب
میکشمت پتیاره !میکشمت جنده
!بس کن بس کن! جنده روانی
!کصکش مادر خراب
!پیدات میکنم و کلتو میکنم
بذار افتخارش برای من باشه
خودم
خودمو میکشم
پس بیا خدافظی هامونو بکنیم
،یون جین عزیز که همیشه آرزو کشتنتو داشتم
خدانگهدار
این آخرین نامم به توعه
،و به بقیه
خداحافظ
،امیدوارم آخر داستان
مثل مال من درد داشته باشه
امیدوارم...دردناک باشه
!کمکم کن
!لطفا کمکم کن
!لطفا کمکم کن پسرمو نجات بدم
من مادر یو جونگم
،اگه این پایانی بود که خودتو واسش آماده میکردی
،اگه میفهمیدی این زندگی یو جونگ رو هم تموم میکنه
نظرتو عوض میکردی؟
مادر سوهی رو دیدم
و راجبت بهم گفت
بهم گفت چی به سرت اومده
و چطوری به اینجا رسیدی
،ولی نباید اینطوری تموم شه نه بعد این همه اتفاق
،وقتی یوجونگ بهم گفت مصممه کمکت کنه انتقام بگیری
بهش اجازه دادم
الان دارم از تو اجازه میخوام
اجازه میدی امروز جونتو نجات بدم؟
،چون حتی اگه مجبور باشم وقتی میپری باهات بیام
به خدا قسم اینکارو میکنم و نجاتت میدم
...ازت میخوام به پسرم کمک کنی از این جهنم خلاص شه
و تصمیم بگیره زندگی رو ادامه بده
التماست میکنم زندگی کنی
پس جهنم یوجونگ، کانگ یونگ چون عه؟
3724، شماره زندانشه
درسته
اون حروم زاده حال بهم زن
،حتی هنوزم اون روز تو خاطرم مونده
خیلی واضح انگار که همین دیروز بوده
بوی خونش تو دماغم
اون صدای بریدن وقتی چاقو گلوشو سوراخ کرد
گرمای خونش وقتی از دستم میچکید پایین
و حتی قیافهش وقتی جون از تنش رفت
!بابا! بابا! بابا
!بابا! تکون بخور، تکون بخور
!بابا
!بابا بیدار شو
!بیدار شو
!بیدار شو
!بیدار شو
!بابا پسرت داره صدات میزنه بیدار شو
مدافع متهم به
سه رقم قتل
همچنین بی حرمتی و انهدام جسد شده است
،بر اساس مدارکی که توسط تحقیقات به دادگاه ارائه شده
دادگاه متهم را گناهکار به تمامی اتهامات وارده میداند
افزون بر این، مدافع، پزشکی را که
درمان پزشکی برای وی فراهم میکرد را نیز
فارغ از هرگونه ندامت، به قتل رسانده است
،نه تنها اعمال وی عواقب جدی به همراه داشته
بلکه شیوه و روش وی نیز غیرانسانی بوده است
در نتیجه، حال دادگاه به رای نهایی رسیده است
مدافع
،مطابق ماده سوم دعوی جنایی یکم
به اشد مجازات محکوم میشود
!مادرجنده
!میکشمت
!یو جونگ
چرا میخندی کونی؟
همیشه قیافه آدما
تو لحظه مرگشون رو دوست داشتم
،رگ های تو چشماشون میترکه
و کم کم خون سفیدی چشماشونو قرمز رنگ میکنه
درست مثل یه غروب
قول میدم دوباره بزودی مینویسم
مراقب خودتوت باشین و آخر هفته خوبی داشته باشین دکتر جو
(شش ماه بعد)
(تابستان ۲۰۲۳)
مامان؟
!مامان
!زندانی! دهنتو ببند- !هی، مامان-
!3886، برگرد طرف دیوار- !مامان! مامان-
!لطفا مامان لطفا
!مامان! مامان
سلام خوشگله فردا هوا چطوره؟
ها؟
،در چند روز گذشته
بخاطر بارون زیادی که اومده دمای هوا کمی پایین اومده
اما فردا باز دما بالا میره
و اواسط روز به سی درجه سلسیوس میرسه
،توصیه میکنم لباس خنک بپوشین
و حواستون باشه در طول روز آب کافی مصرف کنین
،اگرچه انتظار ابر و آلودگی هوا نداریم
میزان اوزون و اشعه یو وی بسیار بالا خواهد بود
سعی کنید بین ساعات ۲ تا ۵ عصر در معرض تابش مستقیم خورشید نباشید
چون میزان اوزون در این ساعات بیشترین حالت خودش رو داره
پارک یون جین، پایان گزارش
واسه هوا گریه میکنی؟
فکر کردم یه ماه هم اینجا دووم نمیاری مثل اینکه اشتباه میکردم
به شش رسیدی
آره
دیگه تابستون شده
بیشتر پیگیر اون پتیاره و اون حرومزاده شدم
خانم مون کاملا درست میگفتین
ممنون که حواستون بهم بود
خب میدونم هیچوقت چیزی مجانی بدست نمیاد
حالا بهم بگو چرا انقدر دیر میموندی اینجا
یه سری اطلاعات نیاز دارم
یه زندانی تو چونگسونگ داره حبس میگذرونه
زندانی ها تو ۵ ردیف دسته بندی میشن از اس یک تا اس پنج
زندانی های اس چهار میرن چونگسونگ
نمیدونم کیه ولی میدونم یه لجن به تمام معناست
آره دوتا از قربانیاش زن های بیگناه بودن
ممکنه منتقل شده باشه؟
باید تو زندان دردسر درست کنی که منتقلت کنن
فقط یه جا هست که از چونگ سونگ بدتره
زندان جیسان
دنبال اونی؟
اگه وام لازم داری بیا پیدام کن
از تو سود پیش نمیگیرم
ممکنه لازم داشته باشی
یکم آبجو آوردم
اوضاع احوال چطور بوده؟
اوضاعم چطور بوده؟
...خیلی
ظالمی
چطور تونستی اینکارو باهام بکنی؟
...هیچ
...میدونی
دلم برات تنگ شده
پس چرا باز ولم کردی؟
،شاید از عشق بود
و نه بخاطر انتقام
...خیلی
اوضاعم خوب نیست
...انتقامم
اونطوری که میخواستم پیش نرفت
فکر کنم فقط چندتا درس نیاز داری
میذاری یادت بدم چطوریه؟
از حالا به بعد من میشم جلادت
میشم اون یک درصد گم شده ات
،فقط لب تر کن
کیو میخوای اول بکشم؟
چون اولین بارته سنگ مشکی رو میگیری
سنگ رو میذارم رو تخته
(آپارتمان های ادن اتاق 301 آماده برای اجاره)
ببخشید نیومدم رو در رو خدافظی کنم
میتونی اتاقمو بذاری اجاره
حالا فهمیدم چرا اتاق ۳۰۱ از بقیه ارزون تر بود
یادمه
همه چی یادمه
اصلا عجله نمیکردی
همون لحظه که دیدمت میدونستم
خوبی؟
کفش پات نیست
چرا فقط یه سوییشرت پوشیدی این بیرون؟
حتما خیلی سنگینه
!شوخی میکنی
!بخاطر تو من این بیرون خیس آب شدم
واقعا؟ جدی؟ فقط منو داری مقصر میدونی؟
دیدم با همون قصدی که من داشتم رفتی تو آب
بذار یه سوال بپرسم ازت
آب خیلی سرده نه؟
وای یخه
...بیا
بهار بمیریم ها؟
بهار
درست میشه
باشه
،یه وقتی بود که فکر میکردم
"اگه فقط یکی بود که کمکم میکرد چی؟"
"اگه یه نفر یه جایی از راه پیشم میبود چی؟"
هجده تا بهار گذشته و هنوز این سوال تو ذهنمه
ولی بالاخره یه چیزی رو فهمیدم
که آدمای خوبی تو زندگیم بودن
دوستای خوب، هوای خوب
حتی بهشت هم پادرمیونی کرد
اون بهترین پورتفولیو رو داشته؟
شنیدم حتی رشته ای اعلام نکرده
اونو دیدی؟ دستشو ببین؟
اوه
،و وقتی گفتی باید بهار بمیریم
،منظورت این بود که
اون موقع باید شکوفه بدیم
میخوام ازت تشکر کنم
خیلی ممنونم که نجاتم دادی
با اینکه میدونم جوری بزرگ نشدم که خوب باشم
بالاخره یه بهار میاد
که منم شکوفه میدم
آرزوی یه زندگی طولانی و با سلامتی رو برات دارم
یعنی میاد گل هارو ببینه
(زندان جیسان، جو یو جونگ افسر پزشکی)
هی بیخیال داری کار میکنی نه؟
معلومه انتقام ارزون نیست
به این دانش آموزه پیام بدم میام کمک
فکنم هر شب همین بساطه
من فقط دوشنبه چهارشنبه و جمعه تدریس میکنم اوکی؟
تازه بابای این دانش آموز تو سیستم اصلاح و تربیت کار میکنه
خب امتحانا مهمن
،راستی
فکر میکنی جه جون کجا رفت؟
نمیدونم
فقط میتونم حدس بزنم فقط من نبودم
که میخواستم پایین اومدنشو ببینم
کیه؟
من کجام؟
تو کدوم خری هستی مادرجنده؟
ببخشید غلط کردم
چشمام خیلی درد میکنه
فکر کنم باید برم دکتر
شت
هه جونگ میدونم تویی ها؟
فرستادتت که منو بکشی؟
ببخشید ولی میشه یه چیزی بهم بگی لطفا؟
کدوم خری هستی ها؟
چرا اینکارو باهام میکنی مادرجنده؟
یه گوشی یه بار مصرف و یه ماشین
شماره رو پشت گوشیه
و ماشین پلاک ثبت نشده هم اون پشته
موفق باشی
سلام چی میل دارین؟
...میشه ۶۰۰ گرم از این- بله-
و ۳۰۰ گرم از این کلم بهم بدین؟
حتما
!هی مامان
چی میخوای؟- هرچی-
دنبال دستیار میگردم
مایلی؟
3724 انتقال
(برنامه مناظره کتاب)
میخوام معلمی که داوطلب شده کلاس مناظره رو اداره کنه، معرفی کنم
از دیدنتون خوشحالم
وقتی بهش میگین کلاس مناظره خیلی رسمی بنظر میرسه
مخصوصا اینکه این برای اکثرتون که بزودی قراره
آزاد بشین برنامه ریزی شده
،بیشتر مثل یه کلوپ کتابه
جایی که میتونیم آزادانه چیزایی که خوندیم رو تحلیل کنیم
و اگه بینتون کسایی هستن که علاقه مندن میتونیم رزومه و سیوی هم بنویسیم
خواهر کوچیکترم بهم سر زد
هرموقع میومد گریه میکرد ولی الان برای اولین بار لبخند زد
پس ممنون دکتر
مرسی که مراقب خواهرم بودین
چندتا درمان لیزر دیگه نیاز داره
ولی میتونه با آرایش بپوشونتش
تو هم یادت نره قرص فشار خونتو بخوری
حتما، عمرا بذارم اون کصکش بیشتر از من زندگی کنه
آها تو اینجایی بخاطر حمله به یه نفر
الان یادم اومد
آره
پشیمونم وقتی میتونستم اون بیپدرو نکشتم
تو که زخمشو دیدی کار اون بی پدرمادره
...اینکارو کرد چون
اون نخواست باهاش بخوابه
سعی کن خیلی نگران خواهرت نباشی من کارمو خوب بلدم
نه البته
حرفی توش نیست
شنیدم درمان جای زخم
میتونه جراحی پرخرجی باشه
وقتی از اینجا اومدم بیرون هرکاری باشه میکنم که پولتو برگردونم
هرچی باشه
دکتر به خدا قسم
تو بخش یک تمیزکاری میکنی درسته؟
میخوای با چیزی غیر از پول جبران کنی؟
جدا؟
پول نمیخوای؟
این واسه من یه دنیا میارزه
میخوای کسی باشی که مجازاتم میکنه؟
آره
پس خیلی بده که همین الانشم دارم مجازات میشم نه؟
کافی نیست
پس به نظر تو چی کافیه؟
آها
کشتن تو
و دردناک بودنش
ولی تو دکتری نه؟
یه حد و مرزی نیست که نباید رد کنی؟
تو مدرسه درسم خوب نبوده ولی اینارو دیگه میدونم
هر دکتری قسم پزشکی داره
همم
اشتباه میکنی
اگه میخواستم حیوونارو نجات بدم میرفتم دامپزشک میشدم
و اگه میخواستم شیطان رو نجات بدم میرفتم واعظ میشدم
کار من نجات آدماست
پس اون قسمی که گفتی
شامل حیوونی مثل تو نمیشه
اگه اتفاقی دوباره همو دیدیم
باید مراقب باشی
،هرکی از بقلت رد میشه، هرچی میخوری
هر قرصی برات تجویز میکنن
من جای تو بودم حواسمو جمع میکردم
دکترا نمیتونن همچین کاری بکنن
من نگران نیستم
،گیر نمیوفتم
چون دکترم
(یون سوهی)
سوهی وقت طلاست
تبریک میگم
جفتمون بالاخره ۱۹ شدیم
(زندان جیسان)
دوستت دارم
دوستت دارم
آيرني هاي عزيز، ممنون که تا آخر همراه ما بوديد (。♡‿♡。) ::::@AirenTeam::::
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.