Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(افـتـخار ۲)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
وای خیلی خوب زدمش
!واو
ولی با درایور نمیتونم اونقدر دور بزنم
هی اونو نده به من اون مال سطح پیشرفته گلفراست
وای برای بعدی واقعا ترسیدم. جدی میگم
اون مرد، شین یونگ جون
بنظرت چقدر میتونه تاثیرگذار باشه؟
یه روز داشتم تعقیبش میکردم دیدم که رفت اونجا
برای همین دوبار دیگه هم رفتم اونجا
(مردهشورخانه یونگسان)
مردهشور خونست؟ - آره -
سه ساله درش تخته شده
ولی حدس بزن اونجا چی پیدا کردم
سفت بشین بریم
(این مکان فعالیت نمیکند) (لطفا وارد نشوید)
ظاهرا متوسط مصرف یه خونه
حداکثر دوهزار کیلووات بر ساعت توی یه ماهه
اما توی این ساختمون متروکه پنجهزارتاس
و هنوزم آخر ماه نشده
پس اینجا هنوز از یه تن قدرت استفاده میشه؟
...درسته، و بیشترین استفاده رو
توی مردهشور خونه داره
(مردهشور خانه)
و خب بعدش چی؟
فکر میکنی توش چی میتونه باشه؟
سون میونگوو
احتمالا کارآگاه شین یهنفرو واسه این کار خریده
،صاحب اصلیش توی لسآنجلس زندگی میکنه
و مردهشور خونه رو سهساله برای فروش گذاشته
صاحب یه مغازه لاتاری از امکاناتش مراقبت میکنه
یعنی میخوای چکش کنی؟
مردهشور خونه رو
راهی هست که بشه؟
،خب فعلا
بیا اول مطمئن شیم که یچیز خوب بخوری
اولویت اول من
خوشمزس
!هی
اینجا ملک شخصیه نمیتونی بیایی تو
ما از صاحب اینجا اجازه گرفتیم که بیاییم
من نماینده املاک و مستغلات هستم
نماینده املاک و مستغلات؟ برای چی؟
یعنی چی؟ صاحب ملک بهتون نگفته که ما میایم اینجا؟
انگار فقط تماسای من نیستن که نادیده گرفته میشن
ما اومدیم اینجا که ملک رو بررسی کنیم
درو باز کن لطفا
ما با صاحب ملک هماهنگ کردیم
ها چی؟ یعنی یه لحظه صبر کنین باید به یهنفر زنگ بزنم
به کی میخوای زنگ بزنی؟
به آقای شین یونگ جون شاید؟
پس این چیزیه که از دید همه پنهونش کردین؟
اخیرا فقط یه مغازه لاتاری نداشتی
هان؟
درواقع از وقتی که شمارو دیدیم
مطمئن نبودیم که واقعا شین پشت همه این چیزاست
ولی الان مطمئن شدیم که هست
چرا اومدین اینجا؟ میخوایین سر منو گول بمالین؟
الان برنامت چیه؟
چرا از من میپرسی؟ نمیخوای زنگ بزنی به پلیس؟
نه نمیخوام
واقعا نمیزنی؟
ناموسا؟
ولی چرا؟ برای چی اخه؟
از اونجایی که جنازه رو توی کیسه پیچوندن
یعنی برای حفظ شواهد از فساد جنازه جلوگیری کردن
ولی چرا؟
شاید یجورایی بیمهاش کردن؟
درحالی که شین داشته رو گهکاریای یونجین سرپوش میذاشته
یه سوتیای داده
چقدر ازش مطمئنی؟
شین خودش میتونه انجامش بده
نود و نه درصد؟
اگه خودش اینکارو میکرد، ردپایی بهجا نمیذاشت
جنازه رو نگه نمیداشت
چرا یک درصد باقی گذاشتی؟
نمیدونم
سرنوشت؟
شانس هیچوقت طرف من نبوده
پس لطفا بذار چیزی که از بین رفته رو جبران کنم
برات صددرصدش میکنم
ولی چطوری؟
راهی هست که پارک یونجین بیاد کلینیک من؟
درمورد چی حرف میزنی؟
اون مردی که اینو واسه من خرید شوهر تو یونجین بود
و شوهر تو بود که بهم گفت با دونگاون گو بازی میکنه
چه دنیای کوچیک بدردنخوریه نه؟
...من درمورد زمستونهای عجیب غریبی که از حد معمول گرمترند، شنیدم
توی این زمستونای گرم یه مه غلیظ بهوجود میاد که هرچیز مبهمی، مبهمتر میشه
اما وقتی که مه از بین میره
هیچ ایدهای نداری که چقدر هوا سرد میشه خانم پارک
(افتخار)
هی، درمورد پسر دونگاون میدونی؟
اره
اون یه جراح پلاستیکه که توی سمیونگ یه کلینیک داره
جراحه؟
امکان نداره
یه جوون سالم و صالحه
همیشه کلینیکش پر از مشتریه
و ظاهرشم که نگم برات
بلند و رعنا بزنم به تخته - !آجوما -
معذرت میخوام
اسمش جو یوجونگه
و جد در جدش دکترن
جو یوجونگ؟
سون میونگوو؟
اون روز چندبار گفتی
اون عوضی
خانوادش کیان؟
با بیمارستان جو که ارتباطی ندارن نه؟
اوه از کجا میدونی؟
شنیدم که خانوادش خودشون صاحب بیمارستان سئول جواند
این آخر هفته، در سرتاسر کشور شاهد ابرهای زیادی در آسمان هستیم
،به دلیل عبور از شمال
در سواحل غربی بارشهایی صورت میگیره
و بعد ما شاهد بارش در مرکز کشور هستیم
و همینطور به حرکت در کشور ادامه میدن
طبق پیشبینی ما بارشها طی هفتههای آینده هم ادامه خواهند داشت
پنجشنبه آینده موعد انقلاب زمستانیه
که طولانیترین شب و کوتاهترین روز درسال رو شامل میشه
در زمانهای گذشته مردم رسیدن انقلا زمستونی رو بد یمن میدونستن
و میگفتند دلیل حوادثیه که اتفاق میفته
(بیمارستان عمومی سئول جو)
(پیام جدید) (تماس از دست رفته)
(من میدونم که دخترت یهنفرو کشته)
(بهتره که جواب بدی وگرنه توی بد دردسری میفتی)
بعد از دفعه آخر، من مثل دیوونهها تمرین کردم
جدی؟
توی دفتر میبینمت
(هونگ یونگ ئه)
آره خوب بنظر میرسه
..زنیکه دیو
دیوونه شدی؟ نمیتونی همینطوری بیایی اینجا
!تماسا و پیامامو جواب نمیدی
!آب شدی رفتی تو زمین عنتر
من باید تا ساعت شش توی اداره باشم وگرنه اخراج میشم میفهمی؟
پس نباید از من بیشتر از اونی که
بهت میدن میخواستی
تو فکر کردی همه اون پولای توی بانک
واقعا مال توان؟
فهمیدم اوکی. میشه آروم باشی؟
!دست به من نزن بیناموس
!اون حرومزاده دیوونه با پیاما و زنگاش دست از سر من برنمیداره
و بخاطر همینم همه اطلاعات شخصیشو گذاشتم کف دستت
خب چیکارشون کنم؟
باید حواست بهش باشه !یه تیکه عن از تو فایدش بیشتره
من خیلی سختی کشیدم
خیلی سختی کشیدی؟
یه نوچه دولت مثل تو
توی نیوزلند خونه خریده و خانوادشم برای تحصیلات فرستاده خارج
خیلی سختته؟
تو به سختی میتونی وامتو پرداخت کنی
ولی یه متل به اسم خواهرت داری
واقعا خیلی سختته؟ بازم ادامه بدم؟
!تو
تو فقط یه بازنده بدبختی
من حتی چندتا طلسم برای محافظت ازت دربرابر زندگی گهت خریدم
بخاطر منه که هرطور دلت میخواد زندگی میکنی
داری سعی میکنی واسه هرکاری که برای من کردی اعتبار کسب کنی؟
اعتبار؟
اونموقع داشتی ازم پول میگرفتی خوب بلبل زبونی میکردی
خاکبرسرت کنن زنیکه
همه اینا بخاطر اینه که داری پیر میشی یونگ ئه
بهخصوص اینکه تو بیشتر از من داری دوستم Especially this hold that you have over me, my friend.
فکر نمیکنم رابطهی دوستیای بین ما باشه، هست؟
ما فقط شریک جرم همیم درسته؟
تحویل فوری
این عکس چیه؟
این مال خبرنامه یه مدرسس
داشتم فکر میکردم که واسه تو ارسالش کنم یا ها دو یونگ
ولی تورو انتخاب کردم
(در دست ساخت)
تو بابای یهسول هستی
پس؟ این چیه؟
اسمش چو جونگ هوئه
توی سمیونگ معلمه و گاهی وقتا هم از بچهها عکاسی میکنه
یهسول هم توی همون عکسی که دستته هست
!گه بگیرن ماشینتو تکون بخور
برو کنار تا ماشین عنونهاتو به فنا ندادم بیمغز مادرجنده
زودباش پدرسگ بیبته نکبت
فکر کردی خیلی عن خاصی هستی؟
از سر راه من گمشو کنار
به مولا علی میکشمت بیپدرمادر عن
من میتونم تمام اینارو یه تنه برم بالا
از کلش میتونم برم
میتونم برم برسم بالا و حتی از زانوهام آویزون شم
جدی؟ وای چقدر تو شجاعی
کی دلش میخواد بهم نون بده چقدر حرفهایه؟
هی دخترا، وقتشه بریم
خواهراتوت منتظرتونن اینجا چیکار میکنین؟
دستاتونو بشور کیفاتونو بردارین و بیایین بریم
چشم خانم
هی مواظب باشین
چرا همیشه کتر منو بینتیجه میکنین خانم مون؟ خیلی بیادبانس
کاری که ازم خواسته بودین رو تموم کردم
میخوایین پرینتش بگیرم یا واستون آنلاین بفرستم؟
بنظرت سریعترین راه واسه خلاص شدن از شر آقای چو چیه؟
نظری نداری یونجین؟
راهکار خوبی ندارم
ولی وقتمو واسه آشغالی مثل اون هدر نمیدم
...اگه بخوام غیرمستقیم بگم
فکر نمیکنم منظورمو بفهمی
پس مستقیم میرم سر اصل مطلب
ادامه بدین
...من
از عوضیای سرکش متنفرم
به عقیدتون احترام میزارم
منظورم تو بودی
دنبالم بیا
گجا میتونم آقای چو رو پیدا کنم؟
سلام میتونم کمکتون کنم؟
بله که میتونی
میتونی کمکم کنی اون پدرسگ عوضی رو پیدا کنم
من اینجام
شما کی هستین؟
چه اتفاقی افتاده؟
آها تویی پس؟
...بعد این
اینم دوربینته لابد نه؟
!بیا اینور
!زنگ بزن به پلیس! زنگ بزن
...تو کی هستی؟ چرا
دهنتو ببند
ببند در اون خلا رو
تا دندوناتو خورد نکردم عوضی
فکر نکنم دلت بخواد پای پلیس به این قضایا باز شه
الو پلیس؟
بله اینجا دبستان سمیونگه
!وایسا - !ببند دهن گهتو -
یه نفر بیاجازه اومده اینجا و معلم مارو گرفته زیر بار کتک
اینو بگیرین
من هرچیزی که از اردوهای سالهای گذشته بهدست آوردیم رو کنار هم گذاشتم
فکر کنم میتونن کمکتون کنن
...اگه چیز
...دیگهای بود
مطمئنا تصادفیه
لطفا به کسی چیزی نگین
چرا بهم کمک کردی؟
کلی شجاعت بهخرج دادم که اینجا باشم
من نمیتونم این جنگو با چیزایی که اونجا میبینین شروع کنم
ولی بنظرم شما میتونین
!صبر کن، اینو بگیر
بیا اینجا ببینم پدرسگ - وایسا جون بچت -
یهسول یهلحظه گریه نکن یکم آرومتر حرف بزن ببینم چی میگی
نمیفهمم چی داری میگی
...داری میگی عمو جهجون
اومده توی مدرسه و چیکار کرده؟
وای این عالیه نه؟ لباسای گلگلی همیشه بهت میان
اینو امتحان کن
میدونی چیه؟ وقتی پول اومد دستمون باید بریم لب ساحل جوج بزنیم
من خودم ته همه این خطام خیلی خوب میدونم موقع باج که شد همه گشنه میشن
اون عوضی خیلی نمیمونه
سوک جه
بیا بیخیالش شیم
خیلی خطرناکه میدونی که؟
اینقده چرت و پرت نگو
...لعنت بهش. تو همیشه
بذار بریم خونه بهت میگم اوکی؟
!اون یهنفر دیگه رو هم کشته دونفرو به قتل رسونده
نه فقط یکی
دوتا؟
فیلیپین
انگاری اینا توی فیلیپین خیلی خوبن
شنیدم اونجاها انبه هم ارزونه
من اینو واست خریدم دیگه بپوشش
بپوش حتما
هیونگ نیم مسئلتن؟ - هان؟ -
پشت مغازه همونجایی که پسره سرشو کوبونده بود
چرا اینو داری میگی؟
چرا چیزی که از استفاده کرده بود، نبود ...میدونی، چیزی که باهاش زده بود تو سرش
چرا اونجا نیست؟
نگران نباش. کی به این چیزا اهمیت میده آخه؟
ببند دهن گشادتو
بابت دفعه پیش ممنون
سونگهی گفت که واسه خودت نمیخوای
درسته
میتونی واسه من آمادش کنی؟
نمیدونم چطوری کار میکنه
!بذارین برم چرا شما عوضیای بدردنخور عن ولم نمیکنین؟
این چیزا توی هلند قانونیه دیگه هرگز مجبور نیستم برگردم
!زود باشین بذارین برم
تو گفتی که عاقله. واقعا به این میگی عاقل؟
اینا همش تقصیر توئه
چطور میتونی بذاری این بچه اینقدر سلیطه شه؟
عسلم فکر کنم نیاز داره توی یه مرکز توانبخشی چکاپ شه
میخوای همه بدونن دختر اون کشیش یه معتاد بدبخته؟
!بخاطر همین نمیخوام از پاریس برم
...توی نمک به حروم - عسلم صبر کن -
فکر کردی ما خیلی دلمون میخواد برگردی؟
جماعت توی پاریس شایعه کرده بودن
!که هرشب معتاد و خمار تو خیابونا میخوابی
راست میگه سا را
اینجا توی کره میتونیم کمکت کنیم و هرچیزی که بخوای رو بهت بدیم
تو حتی هلندی هم صحبت نمیکنی پس چرا همینجا نمیمونی؟
میدونی که از اینجا موندن متنفرم چرا نتونم توی هلند زندگی کنم؟
!من میخوام برم! ولم کنین بذارین برم عوضیا
!منو از اینجا ببرین! ولم کنین نکبتا
!بابا فقط بذار برم گمشم
!لعنت بهش
کجا داریین میریم؟ منم ببرین
قربانی مایله که رضایت بده و حل و فصل شه بره
...اگه تو و قربانی - قربانی کیه؟ -
اون جنایتکاره
به اون پدرسگ عوضی نگو قربانی
!وقتی از دختربچهها عکسای کثیف و زشت گرفته
من فقط میخوام بدونم که میخوای این مسئله رو حل و فصل کنیم یا نه
عکسها یه مشکل دیگهان نه؟
واقعا قانون خیلی پدرسگ و عنه نه؟
چهگهی داره میخوره؟ تو چیزی نمیخوای بگی؟
بسه دیگه خفه شو
میخوام با مشتریم حرف بزنم که تصفیه حساب کنیم
من حسابمو با اون عوضی تصفیه نمیکنم !اون پدرسگ باید توی زندان بپوسه
الو شما کسی هستین که باهاش تلفنی صحبت کردم؟
خودمم. من چوی وون سوک هستم از تیم حقوقی موسسه جپیونگ
چی میگی؟
این همون توافقنامهایه که تلفنی راجع بهش حرف زدیم
واقعا ممنونم ازتون
خاکبرسرت دیوونه شدی؟ من موافق نیستم
خفه شو زر نزن
!اگه به توافق نرسیم، تویی که میری زندان
...اومدم چون میدونستم اگه جهپیونگ هم شاهد
ماجرا میشد، راحتتر به توافق میرسیم
...درسته، و در مورد عکسهایی که گرفته شدن
...هم اتهامات مدنی و هم کیفری
وارد میشن
تو چرا قاطی این ماجرا میشی؟ ...من کَسیام که باید اینارو انجام بده
اینطور فکر نمیکنی؟
چیکار میتونی بکنی؟
لطفاً بهم بگو
بگو ببینم، به چه حقی میخوای شکایت کنی؟
میدونی، مگه نه؟
نمیدونی؟
میدونی که من پدر یهسول هستم
!تو حتی از چیزی که فکر میکردم هم لاشیتری
!بهت هشدار میدم، بکش کنار
حرومزاده ی بیشرف
!نباید اینجا اینکار رو بکنی- !روبهروی ایستگاه پلیس ایستادیم-
!توروخدا اینکارو نکن
...ای عوضیِ
!حرومزاده
کافیه دیگه، تمومش کن
چرا؟- ...خواهش میکنم تمومش کنید-
هی وایسا بذار برم
!اَه تف توش
!بذار برم بیشرف
میذارم بری
بخاطر تو اینکارو نمیکنم
خانواده ی من هیچ ربطی بهت ندارن
باید بری
...و بهت هشدار میدم
!دیگه هیچوقت نزدیک دخترم نشو پفیوز
!تف
پلیس چی گفت؟
از این بیمارستان گزارش دریافت کردن؟
بله، برای نگهداری غیرقانونی اجساد
اونا میخوان سردخونه و فریزر رو بگردن، چیکار کنیم؟
جسد الان کجاست؟
ما کالبد شکافی رو انجام دادیم دیگه نمیتونیم جسدش رو نگه داریم
(زمستان 2004)
اگر با بدنش کاری نکنیم، جسدش میپوسه
باید براش مراسم ختم بگیری
اگه مراسم ختم بگیریم، همه چیز تموم میشه
!این ناعادلانه است، خیلی ناعادلانه
!توروخدا کمکم کن
لطفاً
دکتر خواهش میکنم به دخترم کمک کن
!اینکارا هیچ کمکی بهتون نمیکنه
میخوام مطمئن بشم که میفهمی چی دارم بهت میگم
(موافقتنامه اجرای مراسم خاکسپاری)
لطفاً این رو بخونید بعد امضا کنید
میتونید انگشت بزنید
خانم خواهش میکنم! شما باید امضاش کنید
...تمام این ماجرا غم انگیزه، بدون رضایت خانواده
ما اجازه نداریم با جسد کاری بکنیم
نه، نمیتونیم
!دمای سردخونه برای نگهداشتنش کافی نیست
!توی حدود 6 ماه، جسدش میپوسه
به ترشحات ناشی از پوسیدگی فکر کنین !تازه بوی بدش هم هست
میدونم
واضحه که باید جسد رو به فریزر منتقل کنیم
ها؟ چی؟
!حتی شوخیش هم زشته دکتر
...اون میگه خودکشی نبوده
کلا این ماجرا دغدغهمون نیست
بیمارستان نمیتونه مسئولیتی در قبال هزینه های متحمل شده داشته باشه
فکر کنم به زودی درست میشه
میگن نیکی به بدی پیروز میشه
بیا تا وقتی اوضاع درست بشه ازش مراقبت کنیم
من مطلع شدم یک شکایت مدنی وجود داره
با این حال، نمیتونم درک کنم که چقدر عجیبه
کارکنان بیمارستان تنها کسایی هستن که ...معذب میشن
و مطمئن نیستم بعد از این همه وقت مشکل چیه
تازه، چرا باید یه نفر این رو به پلیس گزارش بده
نه به وزارت بهداشت و رفاه؟
گفتنش سخته، اما موظفیم این پرونده رو بررسی کنیم
میخوام جسد برگرده به سردخونه
فرمش رو پر کردم، فهمیدی چی گفتم؟
بله
...پس اعتراف میکنی که بیمارستان جسد رو بدونِ
اجازهی خانواده، از سردخونه به فریزر منتقل کرده؟
!و انگیزه ی پشت همه ی اینها مشخص نیست
"انگیزه؟"
میتونستین جسد رو بخاطر آزمایشات ...غیرقانونی جابهجا کرده باشین
!یا هزاران دليل دیگه
از اینها گذشته، شما باید جسد رو به سردخونه برگردونین
اینکارو نمیکنیم
اگر جرمی مرتکب شدیم، مجازاتش رو میپذیریم
تا اون موقع، جسد توی فریزر باقی میمونه
...مرگ این دختر مشکوک بود
(بررسی شده 2004/12/15 یون سوهی)
...و ما هنوزم حقیقت رو نمیدونیم
این انگیزه ی ماست
منظورم رو واضح گفتم؟
!عنتر پلشت
...بهتره که جواب پیامو بدی
یا اون گوشی لعنتی رو جواب بدی
خیلی سرت شلوغه؟
بذار اینجا رو ببینم
(بیا ببینمت، باید یه چیزایی بهت بگم)
(...احتمالا چون این شماره رو نمیشناسی)
(...جوابم رو نمیدی)
(...ولی من مادر دونگ اون هستم)
(...تو باید با)
ای بابا زود باش
!لعنت بهش
(تو باید با مادرزن آیندهت ملاقات کنی)
(مرتیکه بیشرم و حیا)
من خیارشور میخوام
میخوام حساب کنم
به همراه اون میز- !بیشتر برام بیار-
تو چرا اینجایی؟
نرفتی یهسول رو بیاری؟
یهسول زود تعطیل شد و رفت خونه ی مادربزرگش
آقای ها داخل هستن خانم
...من درخواست دستور منع موقت
برای آقای جون جهجون کردم
به محض اینکه فرصت کنیم، انجامش میدیم
باشه، خسته نباشید
من قصد بازدید از یه سایت رو دارم فردا تو دفتر میبینمت
چرا یهسول رو فرستادی خونه ی مادرت؟
حتماً یه دلیلی داشتم، حالا بعدا حرف میزنیم
...باید حتماً از راننده میشنیدم که
چی شده؟
دعوا؟
...فکر نکنم الان بتونیم حرف بزنیم
چون هیچ چیز خوبی ندارم بهت بگم
یعنی حتی حق ندارم بپرسم چرا دخترم زودتر از مدرسه اومده بیرون؟
چی شده یهو شبیه رئیسا رفتار میکنی تو؟
ترجیح میدم بحث کنیم ترجیح میدم عوضی باشی
باشه، بیا حرف بزنیم
مطمئن نیستم از کجا شروع کنم ...ولی این بهترین جای ممکنه
...معشوق زنم، رفته بود به مدرسه ی دخترم
!و ادعا کرده بود که پدرشه
هنوزم میخوای دعوا کنی؟
...برات سؤاله که من چطور
!میدونم که پدر یهسول کیه؟
من همهچیز رو میدونم، تموم رازهات رو
!نمیدونی چقدر دارم جلوی خودم رو میگیرم
...حتی بعد از تمام این اتفاقات
تنها چیزی که واقعاً بهش اهمیت میدی، خودتی
...یهسول داره عذاب میکشه
و تو میخوای بامن دعوا کنی؟
...حداقلش
...من سعی کردم با این رازها
از خودمون محافظت کنم
تو با برملا کردنشون همه چیز رو نابود کردی
میخوای از چی محافظت کنی؟
ازدواجمون؟ شغلت؟ یهسول؟ معشوقت؟
!از هیچکدومشون نمیتونی محافظت کنی
...بذار یه چیزی رو برات روشن کنم
...یهسول مال منه
حتی اگه تو نباشی
(مادر سونگآ)
حالت چطوره؟
چرا جواب پیامهام رو نمیدی؟
درباره ی این موضوع رشوه دادن چی فکر میکنی؟
...ما الان میخوایم بریم مدرسه
میای؟ رأیت رو لازم داریم؟
!اونجا اوضاع خیلی بههمریختهست
راستی، شنیدی یکی از معلم ها دستگیر شده؟
عجیب نیست؟
وای معذرت میخوام که پیام ندادم
الان سر کارم
میتونی به جای من رأی بدی؟
!رشوه، آره؟ خیلی مسخرهست
!همچنین معلمی باید اخراج بشه
(از طرف مادر کیم سییو)
داری چیکار میکنی؟ باید بهم میگفتی که داری میای
ولشون کن، من هنوز تگشون رو در نیاوردم
!ول کن
!هی! هی
!وایسا
این آخرین کاری بود که باید با من می کردی
...میتونی ردم رو بگیری و بیای اینجا
...و مثل یه جنده ی عوضی زندگیم رو نابود کنی
...ولی تنها کاری که نباید میکردی این بود که
با اون هیولای بیهمهچیز که زندگیم رو ...نابود کرد، همدست بشی
چطور تونستی بازم این کار رو بکنی؟
چطور تونستی دوباره منو اینجوری رها کنی؟
...این تنها چیزی بود
تنها چیزی بود که هیچوقت نباید انجام میدادی
اصلا میدونی اینا چقدر میارزه؟
!هی
!اون کار رو نکن
!تمومش کن
!لعنت بهت! احمق
...هی
!جنده ی روانی
هی، داری چه غلطی میکنی؟
بیا بیرون
بیا یه کنفرانس اولیا و مربیان برگزار کنیم
من ها دویونگ رو توی ایستگاه پلیس دیدم
فکر کردم فقط به من گفتی نکنه شلوارت دوتا شده؟
!از ماشین برو بیرون عوضی
!اوه! اوه
آره، زود باش
!منو بزن
!زود باش منو بزن بازنده ی لعنتی
حالت خوبه؟
!ای بابا! من این ماشینرو تازه گرفتما
هنوز دارم بهش بهش عادت میکنم صدمه دیدی؟
!خدای من بازم که این لاشی عوضیـه احمق روانی
مستی؟
چرا وسط بارونِ به اون شدیدی ...جلوی ماشین مردم ایستادی
و کامل لباس سیاه پوشیدی؟
اگه بخاطر ماشین آخرین سیستمم نبود !زیر میگرفتمت
دفعه بعد بیشتر حواست رو جمع کن مرد حساب مگه میخوای بمیری؟
چی؟
!یا خود خدا
!یه روانی تمام عیاری
بیا، این کارت منه
الان دیگه میدونی اگه چیزی نیاز داشتی چطور باهام تماس بگیری، درسته؟
الان یکم سرم شلوغه
میخوام دور بزنم
اگه همینجوری اونجا وایسی !اینسری دیگه میزنمت
!عه عه! هی هی! وایسا !هـــی
!هی! هی! وایسا! تف
!از ماشین پیاده شو
!پیاده شو بیشرف
هی
هی
!هی
لعنت بهش، من چه مرگم شده؟
من از اجاره نامه ام صرف نظر می کنم یک هفته فرصت داری تا تخلیه کنی
...امیدوارم امروز
آخرین باری باشه که من و تو مجبوریم همدیگه رو ببینیم
مزخرفاتت رو تموم کن و از اینجا برو
چند بار بهت بگم؟
!خون از آب غلیظتره (منظور اینه که رابطه فامیلی مهم تر از روابط غیر فامیلی مثل دوستیه)
دونگ اون، همیشه یادت باشه
...من فقط یک سند فرعی از شهرستان لازم دارم
اینطور میفهمم که دقیقا کجا هستی
زود باش، فرار کن
!ببینیم میتونی قایم شی، یا پیدات میکنم
من خوبم
تو چی؟
خوبه، منم خوبم
اونجا مشغول چی هستی؟
...میدونی
فقط میخوام بدونی که من اینجام
واضحه؟
میشه بپرسم چطور پیدام کردی؟
مادرت بهم پیام داد شماره تلفنم رو پیدا کرده بود
احتمالا پارک یون جین شماره رو بهش داده
...خب، محض اطلاعت
...من دارم میخوابم
و برنامه دارم امشب هم زود بخوابم
پس برو استراحت کن
شب بخیر
شب بخیر
(کلینیکت کجاست؟ میخوام بیام دیدنت)
(شنیدم پزشکی)
(فقط میخواستم تشکر کنم و به غذا دعوتت کنم)
(کلیسای سونگهان)
سلام، صبح بخیر
بفرمایید، عکسها ذخیره شدن
سلام خانم، منم، تماس گرفتم ...چون فکر کردم لازمه بدونین
که مون دونگ اون داره وارد کلیسا میشه
کلیسا؟
چه کارا! یهویی تصمیم گرفته بره توبه کنه؟
چی بگم... کی میدونه که الآن اصلا خدا گوش میده یا نه؟
!آجوما
چرا باید برام مهم باشه؟
...خب راستش، کلیسایی که رفته
همون کلیساست که متعلق به خانواده ی دوستتون هستش، میدونین کدومه؟
(شما رو به باغ بهشت دعوت میکنم خواهر)
برخیزید و با شیطان بجنگید
تا گناهانتان بخشیده شوند
در برابر شیطان جسور باشید بیاید و برای وحشت جمع بشید
ببینید که روز قضاوت نزدیکه و روز هلاکته
روز موعود نزدیکه
افتخار
(گله گوسفند کلیسای سونگهان)
(برنامه ی سوپرایز توی کلیسای زیرزمینی)
(توی دوربین میبینمت، خجالت نکش و لبخند بزن سارا)
(ممنون که هزینه های نمایش رو تأمین کردی سارا)
...پیروزی نزدیکست
(در دست بازسازی)
هلهلویا
هلهلویا
هلهلویا
...پیروزی نزدیکه
(توی دوربینی، خجالت نکش و لبخند بزن سارا)
!ممنونم
آمین
!تو هنرمند نیستی! فقط یه معتادی
سون میونگ وو؟
!تو خود شیطانی
!برگرد
!برگرد و دوباره روی اون دیوار لعنتی بخز
!تو هم میدونی چطور بخزی
!خوب یادمه اون روز چقدر قشنگ میخزیدی
فقط فکر کن
بهش فکر کن سارا، سعی کن به یاد بیاری ...چطور مثل یه حیوون میخزیدی
یادم میاد
الان یادم اومد
کار تو بود؟
تو این کارو کردی؟
خیلی براش زحمت کشیدم، ازش خوشت میاد؟
همه ی اینها بیفایدهست
سارا فقط اولین باره که مجرم شناخته شده
...اون به زودی آزاد میشه
نمیتونی ما رو هم با خودت زمین بزنی
جداً؟
تو تمام تلاشت رو میکنی که پایین کشیده نشی
هواشناس A
A افشای هواشناس برای خشونت در مدرسه
گروه چت همکاران htn (مقاله ی مربوط به خشونت مدرسه رو دیدن)
مواد مخدر؟ کدوم هواشناس؟
احتمالا مواد مخدر) (!دیوونه کنندهست
عوضی چه غلطی کردی؟
سارا ممکنه از این وضعیت خارج بشه، ولی تو نه
!تو یه قاتلی، و اون اولی نبوده
(مرکز تشییع جنازه یونگسان)
!پس ثابتش کن
مدرکی داری؟
هیچ ایده ای نداری
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.