All language subtitles for Welcome.to.Wrexham.S01E01.720p.WEB-DL.Fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫[ورکسام - ولز]

‫- ما رو ببخشید. ‫- ممنون از همگی.

‫ممنون آقایون.

‫ادامه بدید، بچه‌ها!

‫- حرکت کنید! ‫- شرمنده، بچه‌ها.

‫ادامه بدید!

‫سی نما تقدیم می‌کند ‫30nama.com

‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫officialcinama@

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما @CinamaSub

‫[ریسکورس گراند]

‫[تاسیس: ۱۸۰۷]

‫[قدیمی‌ترین استادیوم ‫بین‌المللی فوتبال دنیا]

‫- وای. ‫- آره.

‫بد نیست، مگه نه؟

‫فکر نکنم به‌خاطر سردی ‫هوا مو به تنم سیخ شده باشه.

مترجم: میثم موسویان MeysaM.UnicorN t.Me/unicorn025

‫من دارم به این فکر ‫می‌کنم که چند هزار نفر...

‫در طی ۱۵۰ سال گذشته ‫اومدن این‌جا تا فوتبال تماشا کنن.

‫- خیلی شگفت‌انگیزه. ‫- آره.

‫وای!

‫- این‌جا رو ببین. ‫- عجب چیزیه.

‫به این میگن استادیوم.

‫وای. بهتر شد؟

‫برای ما یه ریسک واقعی هست.

‫آره، این بخشی از نگرانیه.

‫مثلا وقتی باخت دیشب ‫تیم رو تماشا کرده باشی...

‫فکر می‌کنی به سرمایه‌گذاریت ‫توی این باشگاه آسیب رسیده.

‫بله.

‫و یه نسخه‌ای از داستان هست...

‫که ما توش آدم بدا هستیم..

‫- جایی که... ‫- این داستان معمول منه.

‫معمولا داستان توی سرم همینه.

‫آره. این جواب نده و ما بگیم...

‫"ما چه کار کنیم؟ مجبوریم بفروشیمش."

‫- و ما به آدم بده تبدیل میشیم. ‫- آره.

‫- کون لقش. ‫- کون لقش.

‫آره.

‫این جواب میده.

‫♪ به ورکسام خوش اومدین. ♪

‫♪ الماسی در دل ولز ♪

‫♪ این سرزمین اژدهایان... ♪

‫♪ زغال، آتش و فولاد. ♪

‫ستاره‌ی هالیوود، رایان رینولدز ممکنه...

‫قدم بعدی بزرگ خودش رو برداره.

‫ستاره‌ی دیگه‌ی هالیوود، راب مک‌الهنی...

‫داره با رینولدز تعیین قیمت می‌کنه.

‫اونا می‌خوان برای تصاحب باشگاه فوتبال...

‫ورکسام تلاش کنند.

‫امیدوارم این فقط یه کار تبلیغاتی نباشه.

‫این احتمالا یه شوخی توی توئیتره.

‫همه‌ی ما این چیزا رو قبلا شنیدیم، ‫صد درصد قضیه سرش گرده.

‫البته اشتباه برداشت نکنید.

‫اگه نیت اونا خوبه و می‌خوان ‫باعث پیشرفت باشگاه بشن...

‫پس عالیه. اما باید بدونیم ‫چرا ورکسام رو انتخاب کردن.

‫به ورکسام خوش اومدین.

‫ای گ ل ز. ایگلز!

‫من اهل فیلادلفیا هستم...

‫و همیشه طرفدار دو ‫آتیشه‌ی تیمای ورزشی بودم.

‫من نمی‌تونستم ورزشی انجام بدم. ‫اما همیشه عاشق تماشای ورزش بودم.

‫کل خانواده‌ام عاشق تیم ایگلز بودن.

‫این چیزی بود که بخشی از زندگیم...

‫از زمانی بود که یادم میاد.

‫این تیم بخشی از شهر بوده.

‫آره!

‫حتی وقتی بچه بودم...

‫یادمه این چیزی بود که ‫باهاش هویتم شناخته می‌شد.

‫ای‌ گ ل ز! ایگلز!

‫من توی جنوب فیلادلفیا بزرگ شدم...

‫بین محله‌های مویمنسینگ و دیکنسون.

‫فیلادلفیایی که من می‌شناسم...

‫و فیلادلفیایی که هویت خودشو داره...

‫مردمی هستن که برای چیزایی ‫که دارن سخت تلاش می‌کنن.

‫وای خدا.

‫این فوق‌العاده‌ست.

‫وای خدای من.

‫این باورنکردنیه!

‫- این مثل قبل نیست. ‫- دقیقا مثل قبله. آره.

‫هیچ چیزی عوض نشده.

‫و بهترین قسمت این خونه توالت بیرونشه... ‫[باب مک‌الهنی - پدر راب]

‫یه توالت بیرون خونه‌ی واقعی...

‫چون اونا زیر زمین رو لوله‌کشی نکرده بودن.

‫پس اگه این‌ پایین بودی...

‫و نمی‌خواستی بری طبقه‌ی بالا...

‫باید می‌رفتی توالت بیرون خونه.

‫خب، لئو...

‫دوست داری این اتاق رو با...

‫برادرت اشتراکی داشته باشی؟

‫- اتاقی به این کوچیکی؟ ‫- آره.

‫دقیقا همین اتاق.

‫راستش اگه می‌تونستم ‫اینو بردارم، برمی‌داشتم.

‫برمی‌داشتی؟

‫تو یه آی‌پاد می‌خوای؟

‫کیه که نخواد؟

‫یکی از چیزهایی که در ‫مورد ورکسام جذاب بود...

‫این بود که با این‌که من ‫هیچ‌وقت واقعا این‌جا نبودم...

‫این شهر منو یاد فیلادلفیا میندازه.

‫این یه شهر کارگریه. یه شهر صنعتیه.

‫این شهریه که پستی‌ها و بلندی‌های ‫خودشو پشت سر گذاشته...

‫و اونا فرصت‌های زیادی که...

‫خیلی‌های دیگه داشتن رو ندارن.

‫من حس می‌کنم اینا رو می‌شناسم.

‫من با اینا بزرگ شدم.

‫من یکی از همین آدمام.

‫[لوس آنجلس]

‫هامفری، قانون بازی چیه؟

‫خب، قانون بازی اینه ‫که تیم ما سعی می‌کنه...

‫توپ رو وارد دروازه‌ی شما بکنه.

‫شما سعی می‌کنید توپ ‫رو وارد دروازه‌ی ما بکنید.

‫این تنها چیزایه که الان لازمه بدونی.

‫- من کجا میرم؟ ‫- سمت دروازه.

‫آره، مامان.

‫هی!

‫راب به تازگی به... ‫[هامفری ری - نویسنده سریال جستجوی افسانه‌ای]

‫به جذابیت‌ها و لذت‌های فوتبال پی برده.

‫من و راب با هم کار ‫کردیم و دوست هستیم.

‫من توی اتاق نویسنده‌ها...

‫در طی استراحت ناهارمون ‫خیلی فوتبال تماشا می‌کنم.

‫راب می‌گفت "این چیه؟...

‫چرا این‌قدر درگیر این بازی احمقانه‌ای؟"

‫وقتی در مورد سیستم...

‫فوتبال انگلیسی یاد گرفتم ‫خیلی ذهنم درگیر شد.

‫این ایده که بتونی پیشرفت ‫کنی و بری به لیگی...

‫که بالاتر از توئه و یا پسرفت کنی...

‫و از لیگ بیفتی بیرون فوق‌العاده‌ست.

‫سیستم فوتبال حرفه‌ای انگلیس...

‫یا همون هرم چهار رده داره.

‫لیگ برتر بالای هرمه...

‫و گل سرسبد فوتباله...

‫که شما اون‌جا چلسی رو دارین...

‫منچستر یونایتد رو دارین.

‫بعد از اون لیگ ‫چمپیونشیپ رو دارید...

‫و بعد لیگ دسته یک و بعد لیگ دسته دو.

‫پس هر چه‌قدر توی هرم پیشرفت کنید...

‫استعدادها بهتر میشن ‫و جایزه‌ها بزرگتر میشن...

‫و بنابراین باشگاهت سود‌آورتر میشه.

‫تیم‌ها با صعود و سقوط ‫می‌تونن بین دسته‌ها جا به جا بشن.

‫در انتهای فصل بهترین تیم‌ها میرن بالا...

‫و بدترین‌ تیم‌ها میرن پایین.

‫در ۱۴ فصل گذشته...

‫ورکسام این‌جا بازی می‌کرده...

‫زیر هرم، توی لیگ ملی...

‫پایین‌ترین سطح...

‫فوتبال حرفه‌ای توی انگلیس...

‫سطح‌های پایین‌تر نیمه‌حرفه‌ای هستند.

‫سقوط به لیگ ملی...

‫مثل جهنم فوتبالی میمونه.

‫حقوق‌ها کم هستن. جایزه‌‌ها کم هستن.

‫خیلی سخته که باشگاهی...

‫مثل ورکسام که اون‌جاست...

‫برگرده به سیستم لیگ انگلیس.

‫تصور کنید که...

‫تیم نیویورک یانکیز توی یه ‫فصل ۱۵۰ تا بازی رو ببازه.

‫اونا آخرین تیم میشن،

‫و میان به لیگ پایین‌تر...

‫و سال بعدش...

‫در برابر تیمایی مثل تولیدو مادهنز...

‫یا سکرمنتو ریور کتس بازی کنه.

‫و اگه اونا باز هم ببازن...

‫و باز هم به لیگ‌های پایین‌تر برن...

‫اونا آخرش...

‫توی لیگ سافتبال اتیکا بازی می‌کنن...

‫یا در برابر یه مشت بچه‌ی ‫۱۲ ساله توی ویلیامزپورت.

‫و بعد من با هامفری تماس گرفتم و گفتم...

‫"اگه تو یه باشگاهی رو داشتی که زیرساخت...

‫لازم رو داشته باشه که تو حداقل بتونی...

‫اونو به سطح خودش برسونی...

‫"میشه فرضا یه تیمی رو که توی...

‫پایین‌ترین لیگه برداری و ببریش بالا؟"

‫گل!

‫اون گفت "آره."

‫اما من کم کم اطلاعات بیشتری بدست آوردم...

‫و فهمیدم این‌ قراره ‫چه‌قدر قراره گرون باشه.

‫من در حد سریال تلویزیونی پول داشتم. ‫[سریال فلادلفیا همیشه آفتابیه - شبکه اف‌اکس]

‫اما من کم‌کم فهمیدم ‫اداره کردن یه باشگاه...

‫چه هزینه‌ی زیادی داره...

‫فهمیدم که من به چیزی بیش ‫از پول تلویزیون نیاز دارم.

‫من به...

‫پول یه ستاره‌ی سینما نیاز دارم.

‫بعضی وقتا باید بذاری ‫دلت تو رو راهنمایی کنه...

‫حتی اگه بدونی دلت چیزی رو می‌خواد...

‫نه نباید بخواد.

‫بیشتر از اون من به پول یه ستاره‌ی ‫سینمایی که ابرقهرمان باشه نیاز داشتم.

‫وقتشه که چیمی‌چانگا درست کنیم.

‫بیشتر از اون، در حالی که ‫ما توی لیگ‌ها پیشرفت می‌کردیم...

‫من به پول کسی که کارخونه‌ی ‫نوشیدنی الکلی داشت نیاز داشتم.

‫جین ایوییشن آمریکایی.

‫و پول صاحب‌کارخونه‌ی خدمات گوشی همراه،

‫و...

‫این عوضی دیگه چه کارخونه‌هایی داره؟

‫- امنیت سایبری. ‫- پول امنیت سایبری.

‫و... کس دیگه‌ای چیزی نمی‌دونه؟

‫اون دیگه چی داره؟

‫اه!

‫یعنی چی؟ این...

‫این عالی بود.

‫توی فیلمی با رده‌ی ‫سنی pg-13 مثل این...

‫می‌تونی یه بار از کلمه "گاییدمت" دو بار از "گوه ‫توش" و یه بار نشون دادن شراب سفید استفاده کنی...

‫و بعد رده‌بندی فیلمت میشه PG-13...

‫من توی یه خانواده‌ با ‫طبقه‌ی کارگر بزرگ شدم.

‫و من سه تا برادر بزرگ‌تر دارم.

‫پدرم از جهات زیادی درگیر بود.

‫بابا اول پلیس بود و بعد یه دلال غذا شد... ‫[رایان رینولدز]

‫که شبیه یه پوشش برای مامور ‫سازمان سیا یا همچین چیزیه...

‫اما شغل واقعیش همین بود.

‫وای خدا، وای خدا، وای خدا...

‫وای خدا، وای خدا!

‫بیشترین جایی که توش ‫جلوی پدرم اعتبار پیدا می‌کردم...

‫این بود که توی ورزش خوب باشم...

‫و اگه این‌طور بودم به ‫چشم پدرم پسر خوبی بودم.

‫برای همین من خیلی بیشتر از ‫اون چیزی به ورزش پرداختم...

‫که واقعا خوشم میومد.

‫برگرد به... همون‌جا.

‫- آره. ‫- بریم.

‫من ورزش رو ادامه دادم، ‫حتی بعد ورودم به بازیگری...

‫این مثل یه...

‫عطش پایان‌ناپذیر برای کسب اعتبار بود.

‫اه!

‫بابام خیلی ساله که مرده اما...

‫این از اون چیزایی هست که...

‫نمی‌تونی ولش کنی.

‫آسون‌تره که اون رو...

‫یعنی من اون رو یه آدم ‫سخت‌گیر توصیف می‌کنم.

‫اون فکر می‌کرد همه‌ی ‫این قضایا باورنکردنیه.

‫اون دیگه هر کاری که من...

‫بعد از فیلم "ددپول" انجام دادم رو ندید...

‫برای همین فکر می‌کنم اون این‌ ‫چیزها براش باورنکردنی به نظر میومد.

‫رایان داره با من تماس تصویری می‌گیره.

‫هی، تو خیلی خوشتیپ شدی.

‫شما دو تا همش به هم ‫میگین که خوشتیپ شدین.

‫آره، می‌دونم. دائما به هم میگیم...

‫چرا این دوستی این‌قدر موفقه.

‫به نظر میاد اون خیلی اعتماد به نفس نداره.

‫من خیلی رایان رو نمی‌شناسم.

‫من قبل این قضایا اونو ندیده بودم.

‫ما از طریق شبکه‌های اجتماعی با هم ‫ارتباط برقرار کردیم و بعد دوست شدیم.

‫عالیه. این یکی خوبه...

‫اما تا زمانی که... نه، همین خوبه.

‫امروز با صندوق مالی ‫طرفداران ورکسام تماس می‌گیریم.

‫چون این یه باشگاهه که ‫توسط طرفدارا اداره میشه،

‫ما باید اونا رو قانع کنیم ‫که با حاشیه سود...

‫۲۵ درصد به ما رای بدن.

‫این درصد بالاییه، اما دلیلش اینه که...

‫اون‌جا قبلا مالکین افتضاحی داشته،

‫و مردم می‌خواستن مطمئن ‫شن که اگه قرار باشه...

‫به کسی رای بدن اون شخص درستی باشه.

‫ما یه پیشنهاد ارائه کردیم...

‫و همه‌جوره مطمئن شدیم که...

‫نیت و قصد خودمون رو ‫به اون اجتماع منتقل کنیم.

‫در مورد اعتماد...

‫اونا قبلا توسط آدمای مسئله‌دار...

‫صدمه دیدن.

‫اما ما یه تاجر مسئله‌دار نیستیم...

‫که اگه این سرمایه‌گذاری...

‫جواب نداد ما بی‌ سر و صدا بریم توی سایه...

‫و وانمود کنیم که اصلا ‫چنین اتفاقی نیفتاده...

‫و به زندگی‌مون ادامه بدیم.

‫نه. اونا می‌دونن ما رو کجا پیدا کنن.

‫بله، بله.

‫و امروز مشخص میشه که ما می‌تونیم...

‫متولیان بعدی باشگاه ورکسام باشیم یا نه.

‫اگه این قضیه بد پیش بره، ‫ما به چنین چیزی نمی‌رسیم.

‫این مسئله‌ی مهمیه که توش ‫پای چیزای زیادی در میونه...

‫و ما واقعا نمی‌خوایم ‫اونا رو ناامید کنیم...

‫و من فکر می‌کنم می‌تونیم ‫در این مورد حرف بزنیم.

‫فکر نکنم مستقیم بتونیم اینو بگیم که...

‫"شما باید به ما اعتماد کنید،"

‫چون این‌جوری خیلی جالب نیست.

‫- آره. خوبه. ‫- و من حس می‌کنم...

‫- عالیه. خیلی خوبه. ‫- خوبه پس.

‫- خیلی خب. ‫- من...

‫به زودی می‌بینمت. خداحافظ.

‫جمله‌ی آخر رو اون زد.

‫لعنتی. من باید...

‫سلام به همگی. امیدوارم به خوبی صدامو بشنوید. ‫[ورکسام]

‫اسم من برایان فیلیپس هست.

‫من مدیر صندوق مالی طرفداران ورکسام هستم،

‫و می‌خوام به اعضا...

‫و مهمون ویژه‌ی خودمون...

‫توی این جلسه‌ی شبانه‌ی ‫خاصمون خوش‌آمد بگم.

‫- لطفا توجه کنید... ‫- دارم عرق می‌کنم.

‫من می‌خوام راب مک‌الهنی...

‫و رایان‌ رینولدز رو روی صفحه بیارم.

‫سلام. سلام.

‫اونا به سوالات کلیدی...

‫در مورد اخذ مالکیت ورکسام جواب میدن. ‫[جیمز هریسون - ناظر صندوق طرفداران ورکسام]

‫ما با این شروع می‌کنیم ‫که شما به ما در مورد...

‫چشم‌انداز راب در مورد باشگاه میگین...

‫در صورتی که اعضا اونو به شما بسپارن.

‫من می‌خوام با مسائل حساس شروع کنم...

‫و این واقعیت رو بگم که این قضیه خیلی...

‫عجیبه.

‫مطمئنم یکمی نگران‌کننده‌ست...

‫که یه کانادایی و یه آمریکایی ‫این‌قدر به باشگاه شما علاقه دارن،

‫اما من می‌خوام به هر کسی که ‫توی این جلسه هست اطمینان بدم...

‫که ما این سرمایه‌گذاری رو خیلی جدی گرفتیم.

‫برام مهم نیست که ستاره‌ی سینمایی.

‫برام مهم نیست که راننده‌ی لیفتراکی.

‫وقتی توی وضعیتی هستی که...

‫دنبال تایید و تصدیق بقیه هستی...

‫مغزت همیشه میگه "اونا قبول نمی‌کنن...

‫اونا دستمو خوندن."

‫نشانگان خودویرانگری کاملا خودشو نشون میده. ‫[وضعیتی که فرد نمی‌تونه موفقیتش رو قبول کنه]

‫راب میشه تو اول جواب بدی؟

‫و فکر کنم سوال اصلی اینه که...

‫چرا باشگاه فوتبال ورکسام؟

‫وقتی من به مردم میگم...

‫که برنده شدن ایگلز توی سوپربال...

‫یکی از بزرگترین روزهای زندگیم بوده...

‫توی ۵ روز برتر زندگیم بود...

‫اونا موفق شدن!

‫مردمی که طرفدار باشگاه‌های ورزشی هستن...

‫و علاقمندان ورزش در سراسر دنیا...

‫دقیقا می‌دونن چی دارم میگم. و جدی هم میگم.

‫من این روز رو هم سطح ‫با روز تولد بچه‌هام...

‫و عروسیم قرار میدم...

‫نه به‌خاطر اتفاقی که توی زمین افتاد...

‫بلکه به‌خاطر معنایی که ‫برای یه اجتماع...

‫و رابطه‌ی من با دوستام...

‫و اعضای خانواده‌ام...

‫و کل شهر فیلادلفیا داشت.

‫و من واقعا باور دارم که ‫می‌تونیم چنین چیزی بسازیم.

‫و من می‌خوام برای چنین چیزی حاضر باشم.

‫من می‌خوام بخشی از این باشم...

‫و امیدوارم که شما به ما اجازه بدین...

‫که کمک‌تون کنیم به چنین چیزی برسید.

‫اگه اکثریت طرفدارا...

‫تصمیم بگیرن که ما مناسب این کار هستیم...

‫ما خیلی مفتخر و مشتاقیم...

‫و هیچ وقت اهمیت چنین ‫چیزی رو دست کم نمی‌گیریم.

‫ما به خودمون می‌خندیم...

‫اما هیچ وقت به این وضعیت نمی‌خندیم.

‫خیلی خب آقایون، ممنونم از ‫وقتی که امشب به ما دادین.

‫- ممنون. ‫- ممنونم، بچه‌ها.

‫دمتون گرم.

‫اینم از این.

‫و حالا همه چیز به مردم بستگی داره.

‫درسته.

‫من فکر می‌کنم این خیلی خیلی خوب پیش رفت.

‫- آره. ‫- موافقم.

‫یکی از بخش‌های مورد علاقم وقتی بود که...

‫اونا در مورد مستند پرسیدن...

‫و میشد اون دوربین گنده رو پشت سرت دید...

‫- واقعا؟ ‫- که فیلمبرداری می‌کرد. آره.

‫و من خیلی برام جالب بود که...

‫همون‌جا گفتی...

‫"اوه، آره... ما داریم یه مستند می‌سازیم."

‫منم گفتم "آره، ما داریم ‫یه مستند می‌سازیم...

‫توی همین لحظه."

‫یعنی چی؟ این مسئولیت تو بود.

‫من می‌تونم یه دوربین غول‌پیکر می‌بینم...

‫اون یه دوربین آی‌مکسه؟ آخه چرا؟

‫خیلی از مردم خارج از انگلیس...

‫حتی نمی‌دونن ولز داخل انگلیس نیست.

‫این یه کشور جداست.

‫اون توی ساحل غربی انگلیسه...

‫و ورکسام یه شهره که حدود ‫۶۵ هزار نفر جمعیت داره...

‫و توی شمال شرقی ولز هست.

‫ورکسام برای این‌که توش بزرگ بشی جای خوبیه.

‫این یه جای امن و بی‌خطر بود...

‫که توش مردم دور هم جمع می‌شدن.

‫و البته وقتی که من توش بزرگ می‌شدم...

‫ما یه تیم فوتبال خیلی خوب داشتیم. ‫[اسپنسر هریس - معاون افتخاری تیم]

‫وقتی بچه بودیم، پدرم ‫ما رو به بازی‌ها می‌برد.

‫و یادم میاد اون موقع...

‫ما جایی بودیم که الان لیگ ‫چمپیونشیپ شناخته میشه...

‫سطح قبل از لیگ برتر.

‫این سومین باشگاه قدیمی...

‫دنیاست.

‫این قدیمی‌ترین باشگاه ولزه.

‫و اون توی کای‌راس یا به ‫انگلیسی ریسکورس مسابقه میده.

‫که قدیمی‌ترین استادیوم ‫بین‌المللی تو دنیاست...

‫که هنوز ازش استفاده میشه.

‫و برای سال‌های زیادی ‫ورکسام بهترین باشگاه ولز بود.

‫من توماس شوت رو میزنه.

‫چه گلی! میکی توماس!

‫وقتی برای اولین بار بازی‌های ورکسام رو دیدم... ‫[برایان لا - مفسر فوتبال]

‫اون روزا ما یه تیم پر از قهرمان داشتیم.

‫طرفدارای ورکسام با ‫باشگاه‌های زیادی مقایسه می‌شدن،

‫حتی با باشگاه‌هایی که ‫توی رده‌های بالای...

‫کشورهای دیگه‌ی اروپا بودن.

‫سه، دو، یک، آتش.

‫در اوایل دهه‌ی ۸۰ میلادی...

‫ورکسام به یه شهر خیلی دلگیر...

‫با نرخ بیکاری بسیار بالا تبدیل شد.

‫بعضی‌ها از من می‌پرسیدن "ورکسام چطوریه؟"

‫من می‌گفتم "نرید اون‌جا"

‫"خیلی آشغاله"

‫"دارید وقتتون رو تلف می‌کنید."

‫تیم فوتبال هم...

‫تحت تاثیر این دوران سخت قرار گرفت.

‫توی یه محیط کوچیک، بخت و اقبال یه شهر...

‫و تیمش به‌طرز جدایی‌ناپذیری مرتبطه.

‫این دو تا کاملا به هم وابسته هستن.

‫ورکسام شهریه که دائما...

‫داره بر علیه احتمالات می‌جنگه.

‫اون واقعا جایی هست که مردم توش...

‫لایق مقدار بیشتری از چیزی ‫هستن که توی زندگی دارن.

‫اما چیزی که ما اونو بیشتر ‫از همه چیز دوستش داریم...

‫باشگاه فوتباله.

‫ورکسام... ما توی دسته‌ی پنجم...

‫فوتبال حرفه‌ای هستیم.

‫ما در کف فوتبال حرفه‌ای قرار داریم. ‫[شان پارسون - کاپیتان تیم و شماره ۵]

‫همه درگیر فوتبال حرفه‌ای هستن...

‫چه توی لیگ ملی باشی...

‫یا لیگ برتر، اما در زمینه‌ی سبک زندگی...

‫و پول فرق‌هایی داره. ‫[لوک یانگ - هافبک - شماره ۸]

‫میانگین حقوق...

‫برای یه فوتبالیست لیگ برتر...

‫حدود سالی ۱.۲ میلیون پونده. ‫[حدود ۶ میلیارد تومن - ۵ شهریور ۱۴۰۰]

‫یه بازیکن توی لیگ ملی... ‫یکمی کمتر حقوق می‌گیره.

‫[میانگین حقوق یه بازیکن لیگ ملی سال ۲۰۲۱] ‫[۳۹ هزار پوند در سال - حدود ۲۰۰ میلیون تومن]

‫وقتی به مردم میگی...

‫که توی یه فوتبالیست حرفه‌ای هستی...

‫اونا بلافاصله فکر می‌کنن ماشین و خونه شیک داری ‫[کریستین دیبل - دروازه بان - شماره ۲۱]

‫و این‌جوری نیست.

‫خیلی افتضاح بود!

‫خیلی وقتا می‌تونی بشنوی...

‫که یه نفر بهت میگه عن یا...

‫آره.

‫خوبه بهت نگفتن کص‌کش موقرمز.

‫حتی بازی کردن و حقوق گرفتن توی این سطح...

‫باز هم مثل یه رویاست. ‫[تایلر فرنچ - دفاع - شماره ۱۵]

‫می‌دونم رویا اینه که در صدر ‫باشی، اما این هم هنوز یه رویاست.

‫وقتی توی لیگ سطح پایین هستی،

‫باید برای همه چیز زحمت بکشی،

‫باید برای همه چی سخت تلاش کنی،

‫باید پول همه چیز رو بدی،

‫اما فوتبال همون فوتباله. ‫[ریس هال جانسون - دفاع - شماره ۲]

‫هنوز فوتبال بازی می‌کنی، ‫هنوز ازش لذت می‌بری.

‫صعود هدف ماست. ما می‌خوایم توی لیگ برنده شیم. ‫[دنیل جارویس - هافبک - شماره ۱۲]

‫ما می‌خوایم با فاصله‌ی ‫زیادی بهترین تیم لیگ بشیم.

‫برگردیم به رده‌ی چهارم...

‫لیگ دسته‌ی دوم برای باشگاه عالی میشه،

‫چون اگه به رده‌ی چهارم برگردیم... ‫[جوردن دویس - هافبک - شماره ۲۹]

‫بودجه‌ی زیادی از لیگ فوتبال می‌گیریم.

‫من خیلی هیجان‌زده هستم که ‫این خرید باشگاه داره انجام میشه...

‫چون این می‌تونه کل شهر رو...

‫از نظر زیر ساخت بهتر کنه. ‫[پال راترفورد - هافبک - شماره ۱۴]

‫احتمالا استادیوم بهتر بشه.

‫مشخصه که باشگاه به اندازه‌ی کافی...

‫توی این لیگ دسته پایین ‫مونده، و به عنوان کاپیتان...

‫من عاشق اینم که وقتی بازنشسته میشم...

‫بدونم کسی بودم که تیم رو برای ‫صعود به دسته‌ی بالاتر رهبری کرده.

‫خیلی خب، با همه‌ی این ‫تفاسیر، ما دنبال چی هستیم؟

‫اگه زود گل بزنیم، ‫۲ نیل به نفع ورکسام.

‫۲ نیل؟ اگه زود گل بزنیم.

‫[انگلیسی: نیل] [آمریکایی: زیرو] ‫[ولزی: دیم] [فارسی: صفر]

‫دیو او، تو چی فکر می‌کنی؟

‫به نظرم یک هیچ.

‫من فکر می‌کنم گل می‌خوریم. ‫[وین جونز - صاحب هتل ترف]

‫ما به خودمون مطمئن نیستیم. ‫فکر کنم یک یک مساوی می‌کنیم.

‫امیدوارم اشتباه کرده باشم،

‫اما ما به اندازه‌ی کافی ‫گل نمی‌زنیم، مگه نه؟

‫فوتبال تغییر ایجاد می‌کنه. اگه ‫ما ۳ تا بازی پشت سر هم ببریم...

‫دوشنبه‌ صبح‌ها روی ‫مشتری‌هامون تاثیر مثبتی داره.

‫اما اگه ببازن انگار کلی ‫آدم با هم افسرده شدن.

‫این باورنکردنی‌ترین سال بوده.

‫کووید، خرید باشگاه توسط ‫ستاره‌های هالیوودی...

‫فکر می‌کنم این خرید لطف خدا ‫بوده و فکر می‌کنم با این‌که توی دنیا...

‫فوتبال دیگه خیلی خوب پیش نمیره، این ‫لطف خدا بود که روحیه مردم حفظ بشه.

‫من توی باشگاه به صورت ‫داوطلبانه کار می‌کنم.

‫[اسپنسر هریس - مدیر تیم ورکسام]

‫من ۹ سال پیش در سمت مدیر به هیئت ‫مدیره‌ی صندوق باشگاه ورکسام...

‫ملحق شم.

‫و من بودجه رو مدیریت می‌کنم.

‫من جلسات هیئت مدیر و ‫دستور کار رو سازماندهی می‌کنم.

‫من شخصی هستم که با ‫رسانه‌ها سر و کار داره...

‫و تا حدودی میشه گفت چهره‌ی باشگاه...

‫از جهت تجاریه.

‫من توی یه شرکت چند ‫ملیتی یه شغل مهم روزانه دارم،

‫و این یعنی در طی هفته ‫ساعات بیشتری کار می‌کنم.

‫و در آخر هفته‌ها...

‫من هر کاری از دستم بر ‫بیاد برای تیم فوتبال می‌کنم.

‫من اینو به پیشرفت شغلیم اولویت دادم،

‫اینو به خانواده‌ام اولویت دادم.

‫این فصل خیلی برای ما چالش برانگیز بوده...

‫با توجه به همه‌گیری جهانی.

‫ما نمی‌تونستیم هوادارانمون ‫رو توی استادیوم داشته باشیم،

‫که منبع مالی اصلی باشگاه فوتبالمون بود.

‫به‌ دلیل همه‌گیری هیچ ‫طرفداری به استادیوم نمیومد...

‫که ازش درآمدی عاید باشگاه بشه... ‫[برایان لا - مفسر فوتبال]

‫توی این سطح پولی از پخش زنده در نمیاد.

‫کسی که از ورودی استادیوم داخل میشه...

‫درآمد اصلی باشگاه رو ‫تامین می‌کنه، و از ماه مارس...

‫هیچ کسی وارد استادیوم نشده...

‫که تیمش رو تشویق کنه.

‫پس چطور باشگاه‌هایی مثل ‫ورکسام می‌تونن به کارشون ادامه بدن؟

‫ورکسام با آینده‌ی به شدت نامعلومی...

‫مواجه شده.

‫برو دنبال توپ!

‫بنابراین این خرید از دید ورکسام...

‫توی بهترین زمان ممکن انجام شد.

‫از نظر من خارج شدن از لیگ ملی...

‫سخت‌ترین کار توی دنیای فوتباله.

‫زودباشید!

‫آره!

‫و من فکر می‌کنم اگه باشگاه بخواد از...

‫لیگ ملی بیاد بیرون باید تغییر کنه.

‫اگه راب و رایان بتونن این ‫تغییر رو ایجاد کنن عالی میشه.

‫خیلی ممنون.

‫ما دید منفی نسبت به یه ‫بازیکن به اسم راترفورد داریم.

‫همه این‌جورین غیر من.

‫راترفورد افتضاحه، اصلا حرفشم نزن.

‫آره، اما اون تلاششو می‌کنه، مگه نه؟

‫پستچی‌ هم تلاششو می‌کنه.

‫اما تو اونو نمیذاری جناح ‫زمین بازی کنه، مگه نه؟

‫اون خیلی بازیش داغونه.

‫اگه بخوام منصفانه بگم خیلی افتضاح بودن.

‫خونه‌ی باشگاه فوتبال ورکسام...

‫هتل ترف.

‫[وین جونز - صاحب میخونه‌ی ترف]

‫باشگاه توی همین ساختمون پایه‌ریزی شد...

‫که دقیقا بیرون...

‫ورودی اصلی زمین فوتباله.

‫تو روز بازی این‌جا چاکر میشه.

‫[انگلیسی: چاکر] [آمریکایی: پکد] ‫[ولزی گورلاون] [فارسی: پُر]

‫بار همیشه ۵ یا ۶ نفر مشتری دائمی داره.

‫[ورکسام ۲ - آرسنال ۱] ‫[سال ۱۹۹۲]

‫والدینم مشتری دائمی این‌جا هستن...

‫و من یادمه بعد از اون بازی که...

‫توش برنده شده بودن اومدن این‌جا.

‫دستگاه موسیقی با صدای بلند روشن بود...

‫و مردم آواز می‌خوندن و خوشحال بودن.

‫و از همون لحظه من شیفته‌ی فوتبال شدم.

‫ما نشان باشگاه رو روی دیوار ساختیم.

‫این‌جوری من نشون میدم که...

‫میخونه و باشگاه به هم ربط دارن.

‫توی ۱۳ سالی که این‌جا بودم ‫ما فقط یه روز تعطیل بودیم.

‫ما هر روز سال باز هستیم.

‫ما شب و روز کریسمس هم باز هستیم...

‫اما مثل هر میخونه‌ی دیگه‌ای...

‫ما به‌خاطر کووید تعطیل شدیم.

‫نمیشه به زبون آورد که ‫برای مردم چه معنایی داره.

‫مثل اینه که یه عضوی ‫از بدنت رو از دست بدی.

‫چون مردم میگن این فقط ‫یه بازیه، اما این‌طور نیست.

‫چیزی بیش از اینه.

‫این باشگاه فوتبال همه چیز...

‫مردم این شهره.

‫هر کسی که باهاش حرف بزنی بهت میگه...

‫که دهه‌ی سختی رو پشت سر گذاشتیم.

‫صاحبای قبلی که داشتیم...

‫و حالا اونا به دلایل اشتباه این‌جا هستن؟

‫هنوز به خودت اجازه نمیدی که باور کنی...

‫که چنین چیزی ممکنه اتفاق بیفته.

‫اما این طرفدارا، این شهر...

‫این اجتماع لایق یه اتفاق خوبه.

‫[۱۵ نوامبر ۲۰۲۰]

‫سلام.

‫- سیبیلت رو زدی. ‫- آره.

‫آره. من دیگه سر صحنه نیستم، برای همین...

‫خب، ما این‌جاییم...

‫و انگار خیلی طول ‫کشید این مدت، مگه نه؟

‫من الان واقعا دل تو دلم نیست.

‫همون‌‌طور که می‌دونید ‫حد نصاب رای بالا بود.

‫و شما باید ۷۵ درصد یا بیشتر رو...

‫برای قبول شدن توی این ‫رای گیری بدست بیارین.

‫مشارکت بسیار بالا بود.

‫۹۱.۵ درصد از افراد واجد شرایط رای دادن.

‫وای.

‫در شمارش اولیه شما ۹۸.۶ درصد رای آوردین.

‫- وای. ‫- توی شمارش دوم...

‫شما ۹۸.۴ درصد رای ‫آوردین و توی شمارش سوم...

‫شما ۹۸.۴ رای آوردین، پس...

‫این یه بله‌ی قاطع به شما بود.

‫پس تبریک میگم و خسته نباشید میگم.

‫ما به زبون ولی میگیم فانداگارویاندو.

‫ممنون.

‫ما خیلی مشتاق شروع همکاری هستیم.

‫وقتی ما فردا بیدار بشیم...

‫نتیجه اعلام میشه...

‫و مردم شادی می‌کنن.

‫این باورنکردنیه، مگه نه؟

‫ما هنوز شوکه هستیم.

‫ما در طی ۱۲-۱۳ سال گذشته ‫خیلی سختی‌ها رو پشت سر گذاشتیم.

‫و چنین چیزی شهر رو به وجد میاره.

‫صعود باشگاه به طور کامل به اونا...

‫بستگی نداره،

‫اما اگه این‌کارو بکنن،

‫این یکی از بزرگترین روزها...

‫توی تاریخ شهر میشه.

‫ارتش سرخ امروز عصر...

‫آهنگ می‌خونه.

‫تاثیر هالیوود در لیگ پنجم ولز...

‫بازیگران سینما، رایان ‫رینولدز و راب مک‌النهی...

‫به‌طور رسمی باشگاه ‫فوتبال ورکسام رو خریدند.

‫وقت خوبیه که به رایان رینولدز... ‫[پارلمان انگلیس - سیمون هارت - وزیر کشور ولز]

‫و راب مک‌الهنی برای خرید اخیرشون...

‫یعنی باشگاه فوتبال ورکسام تبریک بگم.

‫مترجم: ‫میثم موسویان MeysaM.UnicorN ‫t.Me/unicorn025

‫بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ‫30nama.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.