All language subtitles for Mayfair.Witches.S01E08.1080p.HEVC.x265-MeGusta

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

سی‌نما تقدیم میکند www.30nama.com

ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama

.وایسا

.باید وایسی

.واینمیستم

.خبرم کردی تا امرت رو انجام بدم

.بذار انجامش بدم

.برو

!پیداش کن

!بکشش

!بکشش

[جادوگران می‌فر]

مترجم: محمد آوازی @mojo_translations

.هر وقت خبردار شدی بهم زنگ بزن

خب؟

.بگو دیگه

.تسا مرده

،اونایی که دزدیدنش بهش تیر زدن

.خودشون هم مردن

.روان

.بله

خب حالش خوبه؟

یعنی پیش خانواده‌ست؟

.نه

.قبل اینکه برسن اونجا رفته

رفته؟ کجا؟

دارن دنبالش می‌گردن؟

.بهشون زنگ بزن .بهشون زنگ بزن

.اصلا... نه، نه، نه گوشیم رو بده

چه خبر شده؟

چرا انقدر درگیر روانی؟

!گوشیم رو بده - !نه -

.من همه چیز رو بهت گفتم

چند بار بهت نگاهی که از آینده دیدم رو گفتم؟

...که بتونی دست پیش رو بگیری

.حتی وقتی که وجدانم رو زیرپا می‌ذاشت

...پس حالا

.ازت خواهش می‌کنم

.چه بخوای و چه نخوای

.بهم همین احترام رو بذار

...فقط

.راستش رو بهم بگو

کجایی؟

.بله، می‌تونم آتیش رو از اینجا ببینم

.خیلی خب

.واقعا به‌خاطر عصبانی شدنم متأسفم قربان

.تو همدلی

.با همچین موهبتی که داری چطور می‌تونی نباشی

.اما نباید بذاری کنترلت کنه

.می‌خوام به‌خاطر اعتماد بهم ازتون تشکر کنم

.که حقیقت رو گفتید

.آماده‌م در هر مسیری که نشونم بدید حرکت کنم

کاری که ازت خواسته بشه رو می‌کنی؟

.بله قربان

مونده بودم که چطور وقتی .ظاهرا هیچ قدرتی ندارید به چنین مقامی رسیدید

.اما اتفاقا یه موهبتی دارید

قبلا از این ماجرا خبردار شده بودم؟

از توانایی پاک کردنتون؟

.شاید

.اگه بخوای می‌تونی از ماشین پیاده شی

.اما نمی‌تونی خیلی دور شی

.این چیزهائیه که باید فراموشت بشه

پس چرا هتل توی پانچرترین رو پاک کردید؟

.تالاماسکا هیچ ارتباطی بهش نداشته

.فایده‌ای نداره بهت بگم. یادت نمی‌مونه

.دارید برای لشر این کار رو می‌کنید

.اون بهتون گفت دیدرا رو بکشید

.من هرکز یه جادوگر رو نمی‌کشم

.اما بعدش پاکش کردید

.یه لطف برای متحد بود

کورتلند می‌فر بود؟

.اون صاحب هتله

چرا کورتلند باید کسی رو برای کشتن دیدرا اجیر کنه؟

.پیشگویی

.ما برای منافع‌مون دلایل مختلفی داریم

.چشم‌هات رو ببند. دردت نمی‌گیره

.قبل از اینکه پاکم کنید قربان

.باید بدونید منم بخشی از پیشگویی هستم

.روان می‌فر بچه من رو بارداره

کی این رو بهت گفته؟

.لشر گفت

.من رو برد تو یکی از خاطراتش

.باید در آخر پیشش باشم

باید بدونی که در تالاماسکا ...ریش‌سفید‌های زیادی هستن که مثل من

،معتقدن که نه‌تنها این اتفاق مقدر بوده

.بلکه مقدر بوده که ما شاهدش باشیم

،اگه الان خاطراتم رو پاک کنید

.پیشگویی محقق نمی‌شه

.اون وقت برای انجام نقشم اطلاعات کافی ندارم

.برو

.آدمم باهات میاد

مرده؟

.بله

.همینطور تسا

.مادرم

.همه مردن

.همه بخشی از این ماجران

.اما تو نه

.هنوز نه

.نایست

.فایده‌ای نداره

تا بیام سینه‌خیز .از اینجا بزنم بیرون بی‌هوش شدم

می‌تونی عمقی‌تر نگاه کنی؟

.جایی که می‌بینی دربرگیرنده‌ی اسرار اجدادته

این چه زبونیه؟

.زبان من

.بهم یاد بده - .بیا -

ما کجاییم؟

.جایی که همه چیز از اونجا شروع شده

.با دفتر نیو اورلئانز تماس گرفتید

.سلام

.من اودت گریوم

.می‌خوام با برادرم سپرین صحبت کنم

.اینجا کسی با این اسم نداریم - .خواهش می‌کنم -

...می‌دونم تشکیلاتتون باید مخفی باشه، ولی

.نگران جون برادرمم

.چندین روزه زنگ زدم و جواب نداده

.متأسفم، اشتباه کردید

.مسائلی بود

.که به‌خاطرشون براشون می‌اومد پیشم

.مسائل مهم

.و حتی زنگ هم نزده

.خواهش می‌کنم

.خواهش می‌کنم. اگه نمی‌تونید چیزی بهم بگید

خب بقیه کسایی که باهاشون کار می‌کنه چی؟

یه زن هندی بود، مثل یه جور شفاگر بود؟

.ببخشید نمی‌تونم کمکتون کنم

.رخنه اطلاعاتی داریم

!آهای

کسی اینجا نیست؟

.سلام

.باید با کورتلند می‌فر حرف بزنیم

.در جلو رو زدم ولی کسی جواب نداد

.پدرم الان نمی‌تونن کسی رو ببینن

رئیسم من رو فرستاده .تا برای یه مسئله‌ی اضطراری کمکشون کنم

.برای روان اینجایی

.همین جا منتظر باش

.اسمش سوزان بود

...شفاگر بود

.و قابله

.اولین جادوگر می‌فر

.زبونت رو یاد گرفت

.عهدی بود که بستیم

.این حکاکی‌های اینجا رو برای تو به‌جا گذاشته

برای من؟

.ترکیب تمام دانسته‌هاش

.این جوابه

همه این کار رو کردن؟

،فقط تو

.جادوگر سیزدهم

.می‌تونم خودم رو درمان کنم

.چرا نتونم بقیه رو درمان کنم

.اگه بخوای می‌تونی

.از اینجا به بعد فقط بهتر می‌شه

.تو فقط بهتر می‌شی

دیگه می‌خوای چی‌کار کنی؟

تمام عناصری که تحت فرمان منن .الان مال تو هم هستن

.کارهای بزرگی خواهی کرد

.درمان شده

و این

.بیا یه مدت اینجا بمونیم

.یالا

!یالا

.یالا. چی می‌تونه باشه

.تویی

.خواهش می‌کنم

.بگید که می‌دونید کجاست

.بیا داخل حرف بزنیم

خب؟

کجاستش؟ حالش، حالش خوبه؟

.خوبه

.اگه خوب بود بهم زنگ می‌زد

.تو تازه زایمان کردی

.قرار بود پیشم باشه

.بهم قول داده بود

بگید چطور می‌دونید حالش خوبه؟

.یه کم پیش همراهش بودم

،یه موقعیت کاری پیچیده بود .یه بحران

.بشین

.همه چیز رو توضیح می‌دم. بشین

.بعدش دو نفری با همدیگه می‌تونیم بهش زنگ بزنیم

الان چی دیدی؟

پدرتون میاد پایین؟

.من این نگاه رو می‌شناسم. الان یه چیزی دیدی

.لطفا ببرم پیش پدرت

.وقتی بهم بگی الان چی دیدی می‌برمت

...ببین، منم به روان اهمیت می‌دم، تس

.بهم بگو

.پدرت پدر روان هم هست

نه. پدر روان یه پسره بود .که دیدرا تو مهمونی دیده بودش

.نه. پدر توئه

.اون به دیدرا تجاوز کرد

.تا روان به دنیا بیاد

.بعد سپرد بکشنش تا روان به قدرتش برسه

.نه

.برو بمیر - .بریم با هم ازش بپرسیم -

.رفته نمی‌دونم کجاست

.عالی شد

.وایسا

.دیدرا شب مرگش لباس من رو پوشیده بود

...هیچوقت دلیلش رو نگفته بود، اما الان

...اومد ازش کمک بگیره و اون

براش تله گذاشته؟

.لشر

کجایی؟

!بهم بگو کجایی

چه خبر شده؟

.راه اجدادت رو تا آخر دنبال کن

کجایی؟

.منم میام پیشت

.در ساعت جادوگری

چی؟

آهای؟

من کجام؟

تو کی هستی؟

!لشر کمکم کن

فکر بدیه؟

.شاید

اتاق کجاست؟

.طبقه دوم ته راهرو

.گفت ساعت تغییر می‌کنه

.یه چیزی درباره ساعت گفته بود

چی گفتی؟

منظورت چی بود؟

!جوابم رو بده

.می‌خوام دیگه بیدار شم

.ایناهاشش

.برای دریافت پیشگوییش منتظر نمونده

این اونجا پیششون بوده؟

.بله

.خیلی خب

،اجداد من، مادران مادران ما

،پیش برندگان محفل ما

.در این روز دعای خیر شما رو می‌خوام

برام از پیشگویی‌ای بگید که مادرمون ...سوزان اولین بار با اون پیوند خورد

.در ساعت جادوگری

.بر سر استخوان جده‌ها

.من در جسمی حلول می‌کنم

.با قدرتی که تابه اون لحظه بی همتا بوده

.جادوگر سیزدهم درگاهه

.گفت روی استخون جده‌ها

.توی آرامگاه

.هیچ جا از اونجا مقدس‌تر نیست

و تموم استخون‌های منتخب‌ها اونجاست؟

.آره. اینطور می‌گن

.دارید درباره پیشگویی حرف می‌زنید

از کجا این رو می‌دونید؟

.چون داره اتفاق میفته

.البته

.روان حامله‌ست

.رشد لشر ساعتیه

.نه ماه

.الان داره به‌دنیا میاد

.باید همین باشه

همین جا می‌مونی .و هرچی که می‌دونی رو بهم می‌گی

.خب داره میاد

.بذار تمیزت کنیم و لباس تنت کنیم

آنثا؟

.ساعت دوازده

.تو راهه

.لشر

چی‌کار کرده؟

.ساعتش داره سر می‌رسه

.ساعت جادوگریه

.در یک جسم حلول می‌کنه

اون کجاست؟

.همین الانش هم درونته

.سیزدهمین جادوگر درگاهه

.درگاهی برای اون

!نه

!نه

.از دست خودت عصبانی نباش

.البته که متوجه نشدی

.تو عاشقشی

.من از بچگی می‌شناسمش

.با تموم خودخواهی‌هاش

.منم خر کرد

.نباید بذاریم این داستان خانواده‌مون باشه

.وقتشه یه نفر دیگه مسئول اوضاع باشه

من کجام؟

در آرامگاه مادرانت

،و مادران قبل از اون

تو کی هستی؟

!نترس

.چیزی نیست

.می‌خوام برم

.نه، نمی‌تونی

.هرگز پایان دیگه‌ای در کار نبوده

.نترس

.من پیشتم

،همون‌طور که همیشه بودم

،توی خونت، از همون اولش

تو سوزانی؟

.بله، الان روحم

...من اینجام

.تا به‌دنیاش بیارم

.موقع زایمانم نیست

.من همراهتم

.تسلیمش شو

نفس بکش

!زور بزن

.متأسفم قربان، اصلا خبر نداشتیم اینجا بوده

.مطمئن نیستم اصلا سیپ خبر داشته باشه

چرا من رو آوردید اینجا و گذاشتید ببینمش؟

.تا مطمئن بشم کل واقعه رو پاک کرده باشم

،اگه وقتی بیدار شه تو رو نشناسه

.می‌دونم که کارم تمومه

.بعد خاطرات منم پاک می‌کنید

.خوشحالم که متوجه‌ای

.باید این رو جواب بدم

.بله

.وقتشه نقشم رو بازی کنم قربان

و نقشت چیه؟

،اگه قرار باشه ازش محافظت کنم

.باید لشر رو ازش دور نگه دارم

.بهت گفته بودم، نقش ما نظارت کردنه

...و اینم گفتید که این قراره قدرتمندترین

موجود ماوراءالطبیعه‌ای .باشه که دنیا به خودش دیده

،طبیعتا، نظارت داشتن روی این موجود، آدم

.لشر از نزدیک، شامل وظایف ما می‌شه

وگرنه اصلا چرا این کارها رو کردیم؟

.به‌گمونم حرفت متقاعد کننده‌ست

پس کمکم می‌کنید؟

چطور گیرش میندازی؟

.ازش می‌گیرمش

.بهم اعتماد داره

.خیلی خب

،آماده‌سازی‌هاش رو انجام می‌دم .وقتی گیرش انداختی بهم زنگ بزن

.بگو ببینم

هنوز گیجه؟

بله. چرا؟

.مطمئنم دوست داره به برادرش کمک کنه

.یه ماشین خبر کن، اونم همراهمون میاد

حالا نفس بگیر

...یه نفس عمیق دیگه

جوری که انگار .می‌خوای شیرجه بزنی و شنا کنی

!زور بزن

!زور بزن

!خوبه

!نفس بکش

!خوبه

!زور بزن

!زور بزن

به چشم‌هاش نگاه کن، بچه‌ی توئه

می‌شناسش

.اگه قبولش کنی بهت قدرت می‌ده

.به کارهایی که می‌تونی بکنی فکر کن

.کارهایی که من فقط تو خواب دیدم

!نه

.اینجا منتظر باش

.اما آماده باش راه بیفتی

.نه

.وایسا

.تکون نخور

.فقط می‌خوام کمکش کنم

همون‌طور که با آوردن من به اینجا کمکم کردی؟

...روان، این کار رو

.این کار رو برای خانواده کردم

.نه

تو هیچوقت کاری نکردی .که کاملا خودخواهانه نبوده باشه

.نه. این کار رو نکن

.می‌دونی که این رو نمی‌خوای

،ولش کن، از در برو بیرون

.برگرد سانفرانسیسکو

.چیزی که پیشکش می‌کنه... قدرته

،یه باریه رو دوشت

،باید اونقدری قوی باشی که نه تنها بلندش کنی

!بلکه به دوش بکشیش. ازش استفاده کنی

.قبول کن دیگه، تو آماده نیستی

روحت هم خبر نداره .که من چه کارهایی ازم برمیاد

.بفرما

.انجامش بده

.من که به هرحال دارم می‌میرم

.بکشم

.جواب داد

.فناناپذیری

.یه هدیه‌ست

.برای اینکه کمکش کردم پیشگویی رو محقق کنه

.نمی‌تونی بهم آسیf بزنی

.بدش به من

.می‌دونم چطور ازش استفاده کنم

.اون دیگه مال منه

...نه، نه، نه. بدش به

.از دانسته‌هاش خبر دارم

.می‌دونم با مادرم چی‌کار کردی

.سیپ

.باید پیدات می‌کردم

.خوشحالم پیدام کردی

این کیه؟

.پسرمه

.پسرمون

.بله

.بیا از اینجا بریم

.بیا برگردیم خونه

.تو هم بیا پیشمون

خونه من چطوره؟

.تو خونه خوشبخت می‌شیم

.مثل قبلا

.بیا

.خسته‌ای. بذار من بیارمش

.یکی اینجا پیشته

از تالاماسکاست؟

.نه

پس کیه؟

.هیچی یکیه که کمکم کرد پیدات کنم

.دروغ می‌گی

.من بهت اعتماد کردم و داری بهم دروغ می‌گی

.روان خواهش می‌کنم

.من اومدم کمکت کنم

.فقط بذار برات بچه رو بیارم

کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما @CinamaSub

.اون داخل ذهنته

.چون اون بخشی از منه

!نه

.این تو نیستی روان

.خواهش می‌کنم، نذار این کار رو بکنه

.کار اون نیست

.کار منه

.من می‌خوام کمکت کنم

با تکرار بلایی که سر مادرم آوردن؟

گرفتن بچه‌م؟ - .نه -

.نه. نه. نه

.اون ازت استفاده می‌کنه

.بازیت می‌ده

.نمی‌تونی کنترلش کنی

.نمی‌تونی کنترلم کنی

بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال www.30nama.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.