Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کره فا باافتخارتقدیم میکند KoreFaa.ir مترجم:شکوفه هلو
[عشق پرستاره]
[قسمت دهم]
یکم روغن چیلی
بریز روش
میدونم به خاطر اغفال همسر ولیعهد
سرزنشم میکنی
....اما راستش
راستش چی؟
حتی اگه
همسر ولیعهد هم نبود
باز به خاطر دانش و جاه طلبیاش
یکی از بهترین دخترای دنیاست
دقیقا
برای همین میخواستم
همچین دختر خوبی رو
عروس آینده ات کنم
تو؟
من
تو؟
لیاقت همچین دسته گلی رو نداری
با این میزنمت
....تو
چائوفنگ کجا میری؟
-میخواد پسرش رو بکشه -همونجا وایسا
چی شده؟
چه خبره؟
چه اتفاقی افتاده؟
همونجا وایسا
وایسا
قضیه چیه؟
خوب نیست
شاهدخت یه فانیه
باید کسی بفرستیم تا مراقبش باشه
به تالار ژوشین برو
اگه تار مویی
از سرش کم بشه
ازت نمیگذرم
اطاعت
مراقب باش
بد به دلت راه نده
شاهزاده سوم
مراقب باشین
شاهزاده سوم
شاهدخت
شاهدخت
حالت خوبه؟
خوبم نگران نباش
قربان اصلا نمیدونین
چقدر وضعیت خطرناک بود
با تشکر از متانت شاهدخت
به موقع انجامش دادیم
راستی این داروها رو آوردیم
برای بانو شو هستن
دارو تو خلا مجاز نیست
برای همین داروهای خیلی ارزشمندین
نگران بودم اگه از دستشون بدیم
بهبودی بانو شو تحت تاثیر قرار بگیره
داروها مهمن
اما نه به مهمی زندگیت
لطفاً حواست باشه
هیچوقت دیگه همچین خطری نکنی
نشان شینگ تیان خلا
قربان
حاکم دارن ارتش خلا رو جمع میکنن
...گوی
گوی....اتفاقی تو گوی شو افتاده
غیرممکنه
شوان گوانگ جاودان همین هزار سال پیش
گوی شو رو مرمت کرد
همینطوری
به حال خودم ولم کردن؟
نگهبانا ، بیاین
اعلیحضرت ، اعلیحضرت
ناهنجاری اینبار گوی شو
از همیشه خیلی شدیدتره
بجنبین
حرفم رو به قلمرو آسمانی برسونین
گزارش
گزارش ، گزارش
گزارش
اعلیحضرت
ناهنجاری خبر از تولد دوباره اهریمنا میده
خیلی فوریه اعلیحضرت
کوی ار کمتر از شش ماه پیش
به قلمرو آسمانی رسیده
...تو همچین زمان کوتاهی
اعلیحضرت
ناهنجاری گوی شو برای دنیا فاجعه باره
اعلیحضرت طبق آموزه های کهن
خواهش میکنیم به قلمرو آسمانی نامه ای بنویسین
و از جاودانگان بخواین ازمون محافظت کنن
اعلیحضرت
انجامش بده
اطاعت
اعلیحضرت
گوی شو در خطره
دارین ارتش رو جمع میکنین
....تا
جاودانگان
گوی شو رو مرمت کردن و برای همین
بیشتر از ده هزار ساله که دارن چهار قلمرو رو رهبری میکنن
قلمرو های فانی و هیولا
عمقیا خودشون رو مدیونشون میدونن
تو جنگ دونگ چیو
اگه به خاطرمون نبود
چطور ممکن بود جاودانگان انقدر راحت
پیروز بشن؟
اگه همینطور بذاریم
رهبریمون کنن
خلا قبل از
اینکه گوی شو سقوط کنه
از بین میره
فکری
براش دارم
به جای اینکه به خاطر گوی شو بترسیم
میتونیم از این فرصت برای
بدست آوردن دستاورد استفاده کنیم
درحالیکه شائودیان یوچین
داره گوی شو رو مرمت میکنه
به قلمرو آسمانی حمله میکنیم
ساحر اعظم
ازت میخوام حسابی
قلمرو آسمانی رو زیرنظر بگیری و مقدمات رو آماده کنی
افتخار خلا تو این قضیه نهفته است
اطاعت
شاهدخت
کل قلمرو آسمانی دنبال شائودیان بی قلبن
هنوز داره تمرین میکنه؟
شاهدخت شاید این رو ندونین
اما عالیجناب
برای تهذیب کالبد آسمانی کامل
هر روز زمان زیادی رو
تو خطه ابهام میگذرونن
ناهنجاری گوی شو یهو پیش اومد
....من
منم نمیدونم باید چیکار کرد
چرا نمیدونی؟
برو بیارش
شاهدخت شاید ندونین
اما افسون خطه ابهام
فقط به دست عالیجناب باز میشه
انگار باید تا وقتی بیرون میاد منتظر بمونیم
فقط بعدش میتونیم درمورد گوی شو بهشون اطلاع بدیم
ناهنجاری گوی شو بروز کرده
امپراتور و ملکه آسمانی
خیلی زود احضارش میکنن
به تالار بهشت نهم برو
و بهشون بگو
شائودیان بی قلب خیلی زود میاد
اطاعت
شائودیان بی قلب، شائودیان بی قلب
چیه؟
شائودیان بی قلب
شائودیان بی قلب
روبراهی؟
شائودیان بی قلب
شائودیان بی قلب
شائودیان بی قلب مراقب باش
-خوبی؟ -خوبی؟
اینجا چیکار میکنی؟
اومدم بهت خبر بدم که
ناهنجاری گوی شو دوباره بروزکرده
به این زودی؟
گمونم نتونم
کالبد آسمانی کامل رو بدست بیارم
دیوونه شدی؟
کالبد آسمانی کامل یه رازه
میخوای بمیری؟
اون سیاهی چیه؟
انگار بهت وسواس داره
عقده هامه
عقده هات؟
چی شده؟
چینگ کوی ، چینگ کوی
چینگ کوی
چینگ کوی ، چینگ کوی
اینجام
چرا تو مکتب شانگ شوییم؟
سیاهی کجاست؟
کار اون بود
که اوردمون اینجا
منظورت همون سیاهیه؟
مگه نگفتی
عقده هاته؟
چرا عقده هات بیرون از جسمته؟
حق داشتم؟
درونت خالیه؟
به عنوان یه جاودان اسمانی
نباید پریشون بشم
برای همین از شر احساساتم خلاص شدم
اما انگار
سیاهی نمیخواد از شرش خلاص بشی
میخواد دوباره افکارم رو کنترل کنه
تعجبی نداره که بهمون صدمه نمیزنه
فقط میخواد به جسمت برگرده
حالا که نمیخواد بره
چرا نمیذاری
پیشت بمونه؟
نمیتونم
این عقده چیه که
انقدر میخوای از شرش خلاص بشی؟
یوچین
استاد
استاد ببینین
دوباره رتبه خوب گرفتم
خوبه
باور دارم روزی
یوچین
قهرمانی میشه
که به کل دنیا اهمیت میده
استادت
شوان گوانگ جاودان بوده ؟
میشناسیش؟
معلومه
شوان گوانگ جاودان زندگیش رو
فدای مرمت گوی شو و نجات دنیا کرد
نقال ها
به داستان تبدیلش کردن
و همه جا تعریفش میکنن
اگه کمی پول بهشون بدی
میتونی کتاب تصویری
شوان گوانگ جاودان رو بخری
استادم خدمت بزرگی کرده
باید تو حافظه دنیا بمونه
از وقتی که یادم میاد
داشته بهم طلسم یاد میداده
بهم یاد داده کار درست رو انجام بدم
و از دنیا محافظت کنم
تعجبی نداره که تمام مدت
آماده ای دنیا رو با زندگیت نجات بدی
یه قدیس استادت بوده
گوی شوئه
نترس
فقط یه ناهنجاری گوی شو
از هزار سال پیشه
قبلا فکر میکردم
جاودان اسمانی بودن چیز باشکوهیه
نمیدونستم
باید از همچین چیزایی رنج ببری
میخواستم
یکی مثل استادم بشم
میخواستم دنیا رو نجات بدم
و عدالت رو برقرار کنم
اما بعد از دیدن
مرگ استادم
نتونستم جلوی وحشتم رو بگیرم
بعدا به خاطر آرامش چهار قلمرو
پدرم مسئول بعدی مرمت گوی شو
معرفیم کرد
اما ترسه از اون موقع
اصلا ناپدید نشده
نتونستم فراموش کنم
که استادم چطور تو گوی شو مرد
به خاطرش شدیدا
محتاط شدم
حتی به اینکه میتونم
قهرمان بشم یانه شک کردم
اما همش یه بچه بودی
ولیعهد جاودان هم بودم
برای همین فقط
از شر ترست خلاص شدی
بعد از اینکه احساساتم رو دور ریختم
ترسه رو از بین بردم
و زیر درختی تو خطه ابهام دفنش کردم
شاید ناهنجاری گوی شو
رو حس کرده
و برای همین به زندگی برگشته
به عنوان یه جاودان اسمانی
نمیتونم تسلیم بشم
فقط وقتی احساساتم از بین برن
میتونم بدون ترس پیش برم
نکشش
فقط درموندگیه که
یه بچه بعد از دیدن
مرگ استادش حس کرده
اگه به خاطر اینکه نمیتونی
باهاش روبرو بشی، بکشیش
فقط ازش فرار کردی
نمیفهمی
برو کنار
هیچکس نمیتونه مانعت بشه عدالت رو برقرار کنی
و یه قهرمان بشی
اما تو این دنیا هیچ درست و غلط مطلقی وجود نداره
اگه دیگه احساسی نداشته باشی
بلکه بی رحم و بی تفاوت بشی
شجاعتت
چه فایده ای داره؟
فقط ترسیدی
نترس
اگه جات بودم
تاحالا فرار کرده بودم
فکر میکنی
وقتی شوان گوانگ جاودان پریده
هیچ ترسی نداشته؟
اینطور بهش فکر کن
که وقتی پریده
درست مثل خودت بوده
ترسیده بوده
ولی بااین حال پریده
اگه از مرگ نترسیم
چطور ارزش زندگی رو میفهمیم؟
میدونم
الان باید
ناراحت و خجالت زده باشی
شاید حتی به شدت
از خودت متنفر شده باشی
قبلا همینطور بودم
چقدر دلم میخواست یکی پیدا بشه
که بهم بگه
مقصر نیستم
امروز
میخوام بهت بگم
یوچین
باید بترسی
هیچ کار اشتباهی نکردی
قبلا فکر میکردم
میترسیدم ازت شکست بخورم
و نتونم جاودان اسمانی بشم
و گوی شو رو مرمت کنم
اما الان به نظرم
فقط از روبرو شدن
باخودم میترسیدم
متاسفم
بیا
بعد از پذیرفتن ترسم
حتی بدون تلاش
کالبد آسمانی کامل رو تهذیب کردم
انگار که تهذیب
به جای طلسم ها
فقط به خودش متکیه
(کی میدونست)
(به این زودی پیش میاد؟)
( بعد رفت تا تهذیب کنه.)
(انگار هزارو پونصد سال پیش بود.)
هزار و پونصد سال گذشته
برای هزاروپونصد سال اینجا بودی
برای هزار و پونصد سال
از شر
احساساتت خلاص شدی
و خودت رو به
یکی که به هیچی اهمیت نمیده تبدیل کردی
و فقط منتظر روزی بودی
که خودت رو فدا کنی
اون روز
بالاخره فرارسیده
باید
احمق ترین و یه دنده ترین آدم دنیا باشی
چین؟
نباید ببینیشون
چرا نمیتونم؟
میخوام ببینم با اون پری
چیکار میکردین
...این که
منم.
...تو و من که واقعا
هنوز ازدواج نکردیم
معلومه که باید به آداب احترام بذارم
خیلی احساس گناه میکردم
که برات هدیه آماده کردم
باید قبل از رفتنت بهم برشون گردونی
شاید لازم باشه
به یکی دیگه بدمشون
کی؟
معلومه شوهر آینده ام؟
اگه دوباره ازدواج کنم
یکی رو پیدا میکنم
که دلسوز و مهربون باشه
کسی که کاری به چهار قلمرو نداشته باشه
و فقط بهم اهمیت بشه
اولویت اولش باشم
چیکار میکنی ؟
چیکار میکنی ؟
دیگه تحمل ندارم
وقتی مردم
از خاکستر سراب برای مهروموم قبرم استفاده کن
هیچ ترکی رو از قلم ننداز
چرا؟
وگرنه حسادتم شعله میکشه
و از ماه و خورشید درخشان تر میشه
حرفی نمیزنم باشه؟
برم گردون
خوشحالم که
امروز اینجایی
خیلی زود میرم
چیزی هست که
فقط میتونم اینطوری بگمش
وقتی اولین بار دیدمت
فکر میکردم خیلی پر سروصدا
و شیطونی
حتی
میخواستم ازم دور بمونی
اما بعد از اینکه
مدتی رو با همدیگه گذروندیم
فهمیدم
باهوشی
و ذهن بازی داری
حتی بازتر از مال من
....پیشتر
اتفاقی که پیشتر افتاد
کاری کرد حس کنم
انگار مدت زیادیه که
که همدیگه رو میشناسیم
اما واقعیت اینه که
کمتر از شش ماه اینجا بودی
با رفتن اینبارم به گوی شو
مطمئنا میمیرم
قلمرو آسمانی بهت قول عنوان همسر آسمانی رو داده
برای همین حتی اگه بمیرم
میتونی زندگی شادی داشته باشی
یه بار گفتی
ازم متنفری
حالا خوشحالم که اینطوریه
به تنفرت ازم ادامه بده
تا
اندوهگین نشی
حالا
هردو قلمرو فانی و هیولا اصرار دارن
گوی شو رو مرمت کنیم
مهم نیست که شوان شانگ جاودان
کالبد آسمانی کامل رو تهذیب کرده یانه
انگار باید
بره و گوی شو رو مرمت کنه
سرنوشته
فقط باید امیدوار باشیم
که یوچین زنده بمونه
شوان شانگ تازه شش ماه پیش تهذیبش رو تموم کرده
هنوز با شاهدخت چینگ کوی ازدواج نکرده
...اگه الان به گوی شو بفرستیمش
باتوجه به شرایط
کاری نیست که بتونیم درموردش انجام بدیم
چهار قلمرو در خطرن
از شوان شانگ جاودان میخوایم
که دنیا رو نجات بدن
اعلیحضرت خواهش میکنم دستور بدین
که شوان شانگ جاودان همین الان به گوی شو برن
و چهار قلمرو رو نجات بدن
گوی شو آنقدر خطرناکه
که حتی شوان گوانگ جاودان
که خیلی قدرتمند بود هم نتونست زنده لمونه
اعلیحضرت
خواهش میکنم از کل قلمرو آسمانی بخواین به یوچین کمک کنن
همون قدر که یوچین برات مهمه
برای منم هست
سرزنشم میکنی؟
جاودانگان
پسرم
در آستانه نجات دنیاست.
وظیفه خطیریه
ملکه آسمانی و
همینطور یه مادرم
التماس میکنم کمک کنین
میتونه هر شی جادویی ، معجون
سلاح یا زرهی باشه
اگه بتونه ازم پسرم محافظت کنه
هرکاری برای قدردانی ازتون میکنم
سلاح و زره
برای مرمت گوی شو
بی فایده ان
شوان شانگ جاودان
اینبار تنهاست
بانوی من نگران نباشین
شوان شانگ جاودان شاگرد شوان گوانگ جاودان بودن
قدرتمندن
.... شاید
شاید از انجام این وظیفه
زنده برگردن
شوان شانگ جاودان اومدن
یوچین
عرض ادب پدر و مادر
میدونم مادر خیلی بهم اهمیت میدن
اما تاوقتی بتونم دنیا رو نجات بدم
حاضرم خودم رو فدا کنم
بیشتر از هزار ساله که وظیفه ام بوده
حالا که زمان بحرانیه
باید وظیفه ام رو تمام و کمال انجام بدم
پدر
خواهش میکنم دستور بدین
یوچین
اعتماد به نفسش رو داری؟
نگران نباشین پدر
کالبد آسمانی کامل رو بدست اوردم
برای همین حتی اگه اینبار بمیرم
هم میتونم معرو موم رو تثبیت کنم
تا چهار قلمرو برای
ده هزار سال دیگه در امان بمونه
نمیدونستم
پسرم همچین دستاورد بزرگی داشته
حالا که اینطوره
یوچین دستورم رو بشنو
بهت دستور میدم
مقدمات مرمت گوی شو رو فراهم کن
نباید تاخیری بشه
اطاعت
اعلیحضرت
ساحر اعظم شیانگ لیو
باخبر شده که
شائودیان یوچین
کالبد آسمانی کامل رو بدست اورده
انگار قلمرو اسمانی
گوی شو رو برای همیشه مرمت میکنه
خوبه
به خاطر گوی شو
باید رابطه ام با جاودانگان
رو حفظ میکردم
حالا که قراره گوی شو مرمت بشه
و جاودانگان روی رفتن به
گوی شو و تثبیت مهر وموم متمرکزن
دفاع قلمرو آسمانی باید ضعیف باشه
فرصت بی نظیری برای شکست جاودانگان
و حکمرانی به چهار قلمروئه
فردا
خودم ارتش رو برای رفتن
به جنگل سنگ گوی شو و
کشتن امپراتور آسمانی ، رهبری میکنم
وودای ، دینگ یون و چائوفنگ
هر سه باهم به قلمرو آسمانی حمله میکنین
همه تلاشتون رو بکنین
هرکس قلمرو آسمانی رو نابود کنه
و پا به تالار بهشت نهم بذاره
ولیعهد خلا میشه
اطاعت
اطاعت
اطاعت
بجنبین ، زود باشین
وودای برای بازرسی از ارتشش رفته
اونوقت هنوز وسایلم رو حاضر نکردی
چرا به وودای اهمیت میدی؟
حریف واقعیمون
چائوفنگه
چائوفنگ؟
هنوزم وضعیت رو درک نکردی
دفعه پیش که از وودای استفاده کردیم
از قدرت واقعی چائوفنگ مطلع ضدیم
امروز توی قصر
خیلی آروم بود
پیش بینی کردنش خیلی سخته
شرط میبندم به سلطنت چشم داره
او؟
اینبار
باید خیلی دقت کنی
هیچ فرصتی برای
سرپا شدن دوباره بهش نده
نمیدم مادر
چطور جرات میکنی؟کی اینجا فرستادتت؟
به دستور اعلیحضرت
شاهدخت یه تان قوانین خلا رو
نادیده گرفتن
و از طبابت استفاده کردن
تاثیر بدی دارین
و فعلا به غار ارواح تسخیر شده فرستاده میشین
ببرینش
ولم کن
راه بدین
شاهدخت
سوشوی
شاهدخت
سوشوی
شاهدخت
سوشوی
شاهدخت
از دیدن رنجت متنفرم
قربان
چقدر دیگه باید
جلوی شاهدخت بازی دربیاریم؟
نمیفهمی
شاهزاده سوم نگرانن اینجا تنهاموندن شاهدخت
بهشون آسیب بزنه
برای همین باید همچین کاری کنیم
پیشتر تو تالار فن یوان
خیلی ساکت بودی
به چی فکر میکردی؟
به محض اینکه عزم سفر کنیم
کسی اینجا نیست که ازش محافظت کنه
خطرناکترین جای ممکنه
میتونه امنترین باشه
حتی اگه ملکه خلا
هویتش رو بفهمه
بازم نمیدونه
شاهدخت تو غار ارواح تسخیر شده است
فهمیدم
اما از غار ارواح تسخیر شده میترسه
سوشوی در این مورد
نمیخواد نگران باشی
درد داره
شائودیان بی قلب
کمکت کردم
کالبد آسمانی رو بدست بیاری
چطور تونستی همچین کاری باهام بکنی؟
خیلی نمک نشناسی
نوبت منم میرسه
شاهدخت
شائودیان بی قلب کجاست؟
از قلمرو آسمانی به سمت گوی شو
راه افتادن
همینطوری گذاشت رفت؟
حتی خداحافظی هم نکرد؟
عالیجناب بی تفاوت به نظر میان
اما در اصل قلب رئوفی دارن
نمیتونن جدایی رو تحمل کنن
برای همین
ازم خواستن
بعد از رفتنشون
دوباره جسم فانیتون رو
برگردونم
چرا همراهش به گوی شو نرفتی؟
مرمت گوی شو
موضوع خطیریه
نباید کسی
نزدیکش بمونه و ازش محافظت کنه؟
عالیجناب نگران بودن به محض رفتنشون
قلمرو آسمانی بی محافظت بمونه
و کسی بهمون حمله کنه
برای همین ازم خواستن
طبق معمول از دروازه آسمانی جنوبی محافظت کنم
اینجا گوی شوئه
همینطوریه
اگه روزی
مهروموم گوی شو بشکنه
کل دنیا نابود میشه
فی چی
تنها دوستم تو
خطه ابهامی
اگه روزی
گوی شو واقعا ناهنجاری نشون داد
باید ارتش رو برای
محافظت از دروازه آسمانی جنوبی رهبری کنی
و بعد به کمک اونایی
که آسیب دیدن برو
اینجا دروازه آسمانی جنوبیه
فهمیدی؟
پس خودتون چی؟
خوب
به گمونم مثل استادم
بمیرم
[شوان شانگ] (واقعا)
(همچین احمقی هست)
(که زندگیش رو برای نجات جون کسایی)
(که حتی نمیشناستشون فدا کنه.)
(شائودیان بی قلب,)
(در سکوت )
(تو همچین جای متروکه ای)
(داشتی)
(مرگت رو برنامه ریزی میکردی)
از حالا تحویل شماست
-بله. -بله.
باهام بیا
شاهدخت رسیدیم
بفرمایین
اینجا غار ارواح تسخیر شده است؟
بله ، بله
چرا آنقدر ازم میترسین؟
زندانیم
شاهدخت اجازه ترسیدن نداریم
نترسیدم
اره درسته
خیلی خوب پس میتونین برین
شاهدخت ، شاهدخت
اینجا واقعا چه خبره؟
گریه نکنین
شاهزاده سوم گفتن
هرکس شاهدخت رو ناراحت کنه
گردن زده میشه
هر سری
صد سکه خلا میرزه
پس گوش کنین
بیاین چندتا سر دیگه جمع کنیم
وگرنه
پول کافی برای
افرادمون نداریم
انگار شاهدخت ناراحتن
از پسره ترسیده؟
فعلا بیاین بکشیمش
خواهش میکنم گریه نکن
فعلا اول بلند شو
شاهدخت ، خواهش میکنم
بعد از اینکه برگشتیم
از پدر میخوام بذاره
با تان تان ازدواج کنم
قربان
باید راه بیفتیم
ارتش رو بردار رو بدون من برو
اول به غار ارواح تسخیر شده میرم
ترتیب
همه چیز رو دادم
این جنگ خیلی خاصه
پیشنهاد میکنم
همین الان راه بیفتیم
دقیقا چون این جنگ خاصه
باید قبل از اینکه
برم باهاش حرف بزنم
چی میخواین بگین؟
اگه پیروز بشیم
...مطمئنا شاهدخت همس
اگه وودای یا دینگ یون ببرن چی؟
باید ببینم
با وودای یا
دینگ یون ازدواج میکنه؟
چیزی هست که حتما باید بهش بگم
به خودتون ایمان داشته باشین
قربان صبر کنین ، قربان
قربان
خوبه
عالیه خوبه
بالاتر
خوبه
بالاتر ، بالاتر
برو بالاتر
اره ، اره
شاهدخت اصلا نمیخنده
خفه ام کن ، خفه ام کن بجنب
تخم گذاشتم
شاهدخت
شاهدخت خندید
چطوره یه نمایش دیگه براتون
اجرا کنیم؟
شاهدخت
بذارین یه تخم دیگه براتون بذارم
یه تخم دیگه براتون میذارم
وایسین
از لطفتون ممنونم
اما از وقتی پام رو
تو غار ارواح تسخیر شده گذاشتم
کلی از نمایش هاتون رو دیدم
الان یه ذره خسته شدم
شاهدخت
پس کمی تنهاتون میذاریم
...اگه چیزی لازم داشتین شاهدخت
بهتون میگم قول میدم
پس مرخص میشیم
وسایلتون هم ببرین
ببرش
بجنب بیا
شاهزاده سوم
غار ارواح تسخیر شده قراربود
جای ترسناکی باشه
نمیدونم چرا اینطوری شد
تو اینا رو
ترتیب دادی؟
اره
سربازا رو خریدم
جواهراتم رو فروختم
تا برای یه ملاقات پول کافی داشته باشم
همچین برنامه ریزی
باید خیلی گرون باشه
اومدم ازت تشکر کنم
ازم تشکر کنی؟
خلا
جای پر خطری بود
تو بودی که اینجا رو
کمی قابل تحمل کردی
میدونم نمیخواستی
بیای و اینجا بمونی
اینم میدونم که همسر آسمانی هستی
اما عاشقت شدم
شجاعت و مهربونیت رو دوست دارم
مظلومیت و سرسختیت رو دوست دارم
آنقدر دوستت دارم
که میخوام کل زندگیم رو باهات بگذرونم
نمیدونم
فرصتش رو بهم میدی یانه
شاهزاده سوم
با یادگیری اینکه
چطور همسر آسمانی باشم بزرگ شدم
باید یادمیگرفتم
چطور با دنیا مهربون باشم
و چطور به جاودان اسمانی عشق بورزم
اما بعد از اینکه تصادفا اینجا اومدم
محافظتت بود که
بهم نشون داد
آزاد بودن چطوریه
خیلی ازت ممنونم
...اما هیچوقت فکر نمیکردم
از امروز به بعد
اگه قبولم کنی
تا همیشه کنارت میمونم
از همه گزند ها حفظت میکنم
یه زندگی شاد و بی محدودیت رو
برات تضمین میکنم
کره فا باافتخارتقدیم میکند KoreFaa.ir مترجم:شکوفه هلو
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.