All language subtitles for jan.dara.2001.DVDrip_30NAMA

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati Download
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak Download
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه‌ایی از بزرگ‌ترین و کامل‌ترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click

Telegram.me/Official30nama

:تمامی فیلم‌ها و سریال‌ها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.click

این اولین رمان نویسنده است

به خاطر داشته باشید که این برای سرگرمی تهیه شده است

این برای کودکان مناسب نیست

یا برای کسانی که احکام مذهبی سفت و سختی دارن

کسی هست که دقیقا بیاد بیاره

وقتی رو که واسه اولین بار متوجه دنیای اطراف شده؟

اولین تصویر

اگاهانه بیاد بیاره ؟

مطمئنم که افراد کمی میتونن

اما باور کنین یا نه

من یک از اون ادم هام

این اولین تصویر زندگی من بود

اسم من هست ..جان دارا

من در مرکز بانکوک به دنیا اومدم

اسم کوچیک من رو یه ادمی

به نام "پدر"انتخاب کرد

خودم نام خانوادگیم رو گرفتم

اسم مادرم بود

باور کنین یا نه ..وقتی که مادرم مرد

بعد از اینکه پرستار من رو به دنیا اورد

یه دفعه مادرم مرد

از اون لحظه

فکر میکنم که پدرم از من متنفر شد

جان ری (حروم زاده لعنتی)

خان لانگ خان لانگ

واسه دولت کار میکنه

بیست بات پول در میاره ولی مثل یه ثروتمند زندگی می کنه (بات :پول تایلند)

خان لانگ خان لانگ

واسه دولت کار میکنه

بیست بات پول در میاره ولی مثل یه ثروتمند زندگی می کنه

برو اون طرف جان ری (حروم زاده لعنتی)

فرزند ناخلف

چرا به دنیا اومدی؟

تولد تو مادرت رو کشت

یه حروم زاده واقعی

مادر

مادر

خان لانگ

ایشون خان لان هست.. پدرم

بعد اینکه مادر مرد اون خیلی ناراحت نشون می داد

اعلام کرد که دیگه هرگز ازدواج نمی کنه

اون به اهل خونه دستور داد که پنج سال سوگواری کنن

از کارش استعفا داد و با حقوق بازنشستگیش زندگی کرد

غم و اندوه نمی گذاشت که کار کنه

چرا داری گریه می کنی بدبخت ؟

خفه

بس کن ..کافیه

این رو رهاش کن

بوپان ...واسم اب تمیز بیار

نگران نباش

عزیزم..یکی دو روزه خوب میشه زخم ها

این با اون دفعه که یه فنجون رو

پرت کرد و منو زخمی کرد فرق می کنی

این دفعه من خون رو دیدم

مادر

این دفع خیلی شوکه کننده تر و دردناک تر بود

گریه نکن

بالا خره فهمیدم

جهنم هر کسی کجاس؟

چقدر از من متنفر بود

توی خونه سبز زندانیش کنین

انتظار تنبیه شدن رو نداشتم

به خاطر علت مرگ مادرم بودن

اما این تنبیه من بود

من پدر هم نداشتم

در باره اش می پرسید

شما با مادرتون خواهید بود به اندازه کافی زود

مادر

مادر

مادر متاسفم ..که باعث شدم بمیری

بیشتر ازهر کس دیگه ای توی دنیا متاسفم

جان.

عمه واد

بعد اینکه مادرم مرد

عمه واد از پیجیت اومد به بانکوک که از من مراقبت کنه

اون واسم مثل یه مادر بود

تنها کسی که من یکم بهش وابسته بودم

توی همه چیز

جان

قوی باش

شیطونی نکن وگرنه دوباره تب میکنی

مادرم کجاس؟

عمه واد ..دلم واسه مادرم تنگ شده

جان بیچاره

باید تلاش کنی به اون خونه تعلق داشته باشی

دلتنگم

بوی سینه مادرم رو میخوام

هیچ وقت نفهمیدم که سینه مادرم چه بویی داره

هیچ وقت نفهمیدم که سینه مادرم چه بویی داره

دراز بکش عزیزم

عمه واد نرو

بزار با سینه مادرم بخوابم

اینجا جان...سینه مادرت اینجاس

مادر

هنور هم نمیدونم چی بود

که بی شرمانه از مهربونی عمه واد استفاده کنم

برو بخواب.. پسر خوب من

به هر حال ،عمه واد با من مهربون بود

همیشه منو پسر خوب خودش صدا می زند

حتی تو اون روزی که

بهم اولین خاطره رو داد

بهتون که درباره اش گفتم ،یادتون هست ؟

خواهشا خان لانگ داره نگاهمون می کنه

خب که چی ؟

نباید نصف شب بیدار بشه ؟

عزیزم جان..چشم هاتو ببند

خواهرم ..کاوو

جان

بیا و خواهرت رو ببین

دوست داشتنی نیس ؟

ببین دوست داشتنی نیس ؟

خان واد میخواد بهت بگه

بهت به دنیا اومده

باشه.. حالا تنها مون بزارین

جان خیلی دوستش داشته باش

بزار ببینم

جان لعنتی این اصلا به تو ربطی نداره

از اینجا برو بیرون

یه فرد محترم دیگه هم وارد خونه شد

به محض اینکه تونست یاد بگیره

پدرم بهش یاد داد که من رو تحقیر کنه

همه من رو خان جان صدا میزدن

واسه اون من جان لعنتی بودم

کاوو خان .. مراقب باش

مادر هنوز هم اماده ای

یه لحظه عزیزم

یکم نزدیکتر خانوم

همینطور بمونین

ابخند

یک دو سه

سایسوی کاوو خان رو برگردون

جان بیا پایین

باهاش عکس نگیرین

اون پسر تو یا پسر بابات نیس

چرا باهاش عکس میگیرین؟

جان بیا اینجا و با من عکس بگیر

لبخند جان

حاضر ؟

یک دو سه

پس این منم

جان ویسانان

که خان لانگ همیشه صدا میزنه جان ری (جان لعنتی)

در واقع از اینکه منو اینجور صدابزنه ناراحت نمیشم

باید بدتر از این رو هم صدا بزنه

پسر حروم زاده

بعدش من بیشتر خوشم میومد

شاید هم اون پدرم نیس

اگه من یه حروم زاده ام

پدرم کجاس؟

فکرتون رو با حدس زدن تلف نکنین

این داستان یکم شلخته اس

بعدا براتون میگم

ولیریک ویسانان

پدر و دختر خیلی با هم جور بودن

خان لان خیلی وقت نمی کرد که از دست من عصبانی بشه

پس اون وقتش رو بیشتر صرف این می کرد که

بهش یاد بده که چطور مثل خودش بشه

خوشبختانه سرنوشت چهره های جدیدی رو

توی اون دوران به زندگیم وارد کرد

خیلی از تجربه های سازنده ام رو تو اون مدت بدست اوردم

خان جان خیلی سخت کار می کنه

میتونم کمکت کنم

دارم جا بجا میشم

دستور اربابه

کین و سایسوی

کین و سایسوی واسه همدیگه ساخته شدن

کین پسر اشپز بود

سایسوی به عنوان پرستار کاوو اورده شده بود

اگه از کاوو مراقبت نمی کرد

یا واسه خان لانگ کاری انجام نمی داد

همیشه می رفت به خونه کین

شما اونجا چیکار می کنین یالا

کین بهترین دوست من بود

اون دو یا سه سال بزرگتر بود

خیلی با هم فرق داشتیم ولی خیلی خوب بودیم

کین سکس رو به عنوان یه رشته ورزشی واسم معرفی کرد

فقط 17 ساله بودم

هیچ تجربه ای نداشتم

خان جان ..خیلی جوونه

لطفا یه لطفی بهشون بکننین

کین ..دیگه کافیه

خان جان

خان جان همه چی مرتبه

عصبی نباش

همه بار اول عصبی میشن

تنهات میزارن

کین

کین

سایسوی اگه که نمیخوای

خان جان ..مانع نشو

بعداز بار اول

مشکلی ندارم که تنهایی پرواز کنم

خان لانگ ساخت

.خونه سکس رو

و برام سخت نبود که دنبالش برم

معرفی به سکس

انتظار کسی رو داری

مجری ستاره من همیشه واسه اش اماده بود

برو اینجا اتاق خصوصی ماس

بزار یه نگاهی به اونجا بندازم

میخوام تیکه تیکه اش کنم

بزار درباره اش فکر کنم

جای دیگه ای هم هست ؟

از بعضی مصالح میشه دوباره استفاده کرد

اما خیلی هاشون فرسوده شدن

این رو هم میخوام خراب کنم

طبق این طرح

عمه واد چه اتفاقی داره توی خونه سبز میوفته ؟

دارن خرابش می کنن

مادر

میتونی به کار برسونیش؟

اگر که نه .. من رو پیدا کن

مشکلی نیس هنوز همه چی رو به راه متشکرم

خوش امدید

واسه بچه ها موز هست؟

از اون مغازه چند تا عکس میخوام

کلی قهوه هست

یکم برنج

این سنبل منه

من اون رو توی کلاس معلم سالی در مدرسه شبانه دیدم

هر عصر قبل کلاس

تمام تلاشم رو می کردم که بهتر بشناسمش

اینجا چیکار می کنی ؟

متاسفم

عذر میخوام

میشه باهاتون قدم بزنم

اجازه بدین کمک تون کنم

بهتره که بری ..دیر وقته

شما تا این دیر وقت تنهایید هنوز؟

پا تا قبل ساعت 11 نمیاد

پا؟

پدرم

این بهمون وقت کافی میده

واسه رفتن به تخت خواب عجله نکن

برمی گردم تا همراهیت کنم

من عاشق سنبل ام من عاشق سنبل ام

هرشب به خودم میگفتم

البته که نمی دونستم عشق چیه

اما حسم بهم میگفت که همین خود عشقه

تو اون زمان نمی دونستم که عشق چه چیزایی رو شامل میشه

اما احتمالا حق با حس غریزی ام بود

کین ارباب جوان اینجاس

کین بریم ؟

بعدا.. بعدا میریم

کین بیا بریم

با این پیرهن چقدر قشنگ شده

فقط واسه امشب کین

من خیلی صبر کردم

اما تو نمی خوای این دختر رو با من تقسیم کنی

تو اون رو میخوای اون پیر و چروکه

قبل اینکه بهش نزدیک بشی

چه کوفتی

بعدادرباره اش حرف میزنیم

چی؟

کین گوش کن

چرا نمی تونیم باهم یک دختر رو داشته باشیم فکر کنم خوب باشیم ما؟

همون جور که من درباره مادرم فکر های خوب میکنم ؟

فکر کردن به یه دختر مثل فکر کردن به مادرته

من کنار می کشم

کاوو خان

کین این دور اطراف نچرخ

وگر نه پدرمو مجبور میکنم تو و مادرت رو پرت کنه بیرون

فقط داشتم میترسوندمش

بیا بازی کنیم سایسوی

بونلانگ خان

بچرخ تا ببینم

وقتی که خانه سبز رو خراب کردن

خان لانگ یه ساختمون نو ساخت

این واسه یکی دیگه از "مادرها" من بود

خان بونلانگ

چه چیزی خیلی جالبه خان جان ؟

هیچ چی ؟

کمک کن بگیرمش

الان باید بری

بعد پدر بیشتر بهمون اعتماد داره

تو برگشتی جان

چیزی خوردی ؟

بله خوردم

مشکل چیه ؟

مشکل چیه جان ؟

شما اون خانوم توی خونه جدیده رو میشناسی عمه ؟

بله اسمش خان بونلانگه

خان بونلانگ

اون با پدرت بود

قبل اینکه با مادرت ازدواج کنه

حروم زاده

صبر کن جان پدرت دلیل خیلی خوبی داشت

واسه ازدواج با مادرت

من میشناسمش عمه واد

هرچی بیشتر یاد میگرفتم بیشتر متنفر میشدم

ازش متنفرم نگرانش نباش

صبر کن جان ..تو چی میدونی ؟

کی بهت گفت

خودم فهمیدم که خان لانگ نمی تونست پدرم باشه

همین واسم کافیه

اگه بفهمی که اشتباه میکردی چی؟

اگه خان لانگ پدر واقعیم بود

ترجیح میدم تو جهنم بسوزم

عزیزم برادر زاده ام جان امروز داره باعث افتخار میشه

وائن کدوم گوریه ؟

چطور جرات کردی امروز بیای اینجا

مشکلی نداره خان لانگ

این خوبه که هر از گاهی بیاد اینجا

باید همدیگه رو بشناسیم

جان واسه من مثل یه پسر بچه اس

تو چی فکر می کنی ؟

متشکرم

کدوم گوری بودی وائن

داری بدتر میشی

داشتم به پوم توی اشپزخانه کمک می کردم

واسه مون اماده اش کن

بله قربان

حالا وائن اینجاس تو میتونی از این جا بری جان

باز هم من رو ببین جان

میشه اجازه داشته باشم خان لانگ ؟

میتونم کمکت کنم که با انظباطش کنی ؟

خان بی.. باهاش مثل یه خدمتکار رفتار می کنه

حقش همینه

شنیدی؟ حالا تو یه عمه دیگه داری

لازم نیس از ما فاصله بگیری

ممنونم عمه

ارزو میکنم هر روز بتونم بیام

خوبه ..برادر زاده من

از اون لحظه

من یکی از اعضای اتاق خصوصی کین نبودم

اگر که با سنبل نبودم

سریع میرفتم خونه خان بولانگ

به خودت کمک کن جان

اگه چیزی هست که نمیفهمی ازم سوال کن

خیلی ممنونم

خان کاوو

خان کاوو

خان کاوو

خود داری

خودداری

و من دو یا سه سال صبر کردم

این حرف

سفر دریایی

سفر

وقتی من قبول شده بودم

خان کاوو

خان کاوو نرو

خان کاوو

خان کاوو

خان کاوو

کین

اروم باش مشکل چیه

مراقب باش کین

این همه درباره چی بود ؟

من یه مدرک کوفتی ندارم

واقعا؟ باور نمی کنم

تو کار حال بهم زنی انجام دادی مگه نه ؟

جرات نمی کردم

خان کاوو

خان کاوو

متاسفم

سنبل

نه هیچی

رویاهای شیرین

رئیس جمهور هاور حکومتش رو در کاخ سفید دریافت میکنه

سنبل

خان بی

من رو چی صدا کردی؟

گوش های من مشکلی داره ؟

عزیزم ،پدرت من رو صدا می کنه "خان بی"

فکر کنم که دیگه نباید تو رو یه بچه حساب کنم

به من خیره نشو

بیرون بمون

خانم باید بتونه خودش رو خصوصی بشوره

نمی تونی دست از دزدکی نگاه کردن برداری ؟

پسر خنگ چه کار خوبی انجام میدی ؟

نمی دونستم که شما توی حموم هستین

فکر میکردم که رفتین بالای پله ها پیش کتاباتون دراز کشیدین

خیلی خیلی متاسفم

واقعا متاسفم فقط میخواستم خودم رو بشورم

فکر نمی کنم اصلا متاسف باشی

فکر میکنم کاملا خوشحال هستی

نیازی نیس توضیح بدی

چون هنوز همه من رو ندیدی

میتونم ازت یه لطفی بخوام

اول خودت رو بشور

و مطمئن شو که دستات تمیزه

بعدش بیا بالای راه پله

پاهات رو هم بشور

میتونم بهت اعتماد کنم که کمکم کنی جان؟

یه تیکه یخ بردار

و به پشتم بمال

خیلی داغه

یه وان حمام سفارش دادم اما هنوز نفرستادنش

عاشق دراز کشیدن توی اب خنک هستم

واسه امروز کافیه جان

ممنونم

این رو از طرف من بده به خان واد

با تمام احترام

خان جان

مشکل بزرگ

سایسوی حامله اس

من همیشه باهات خوب رفتار کردم

اما تو خیلی خوب رفتار نکردی با خودت

مجبورم که بزارم بری

خان کاوو

بیا بریم خونه سایسوی

بزن بریم

لازم نیس بیشتر از این توی این خونه بمونیم

اگه فرصت داشتی باید یاد بگیر که چند تا عکس بگیری

بله

همیشه یادت باشه که به کلی چراغ لازم داری

جان یه لحظه بهم وقت بده بعد بیا پیشم

امروز خیلی داغه

ممکنه ؟

چی ؟

صورتت داره از داغی میسوزه

میدونی چرا ؟ بهت یه رازی رو میگم

داشتم نقشه میکشیدم که پدرت رو ترک کنم

اون...

تو یه کمک بزرگی واسه من

حالا یه مرد بالغی

باید بهت وابسته بشم

خیلی منتظر بودی؟

فکر کردم شما نمیاین

گفتم که میام

سیگار میکشیدین ؟

بوی اون رو حس می کنی ؟

خیلی قوی

متاسفم

چرا ؟ خودت باش

میدنی که بهتر از کایه که من انجام میدم

داری میری؟

چه با عجله ؟

فردا میبینمت

سنبل عزیز ..من

در رو باز کن

کمک هر کسی که اونجاس ..کمک

کین

خان جان بزار توضیح بدم

خان کاوو من رو میخواد

اون بهم گفت که دستاش رو اینجوریبپیچم

اون گفت اگه این کار رو

نکنم من رو به یه چیز بد متهم میکنه

کافیه ..فهمیدم

فکر کنم این دفعه گرفته تورو

مشکلی نیس تا وقتی که من رو باور کنی

مادر

جان من رو اورد اینجا

و میخواست که بهم تجاوز کنه

مادر

از من فاصله بگیر حروم زاده

کین بهم کمک کرد و شما اون رو زدین

اوه کین

مادر کنار وایستا

صدمه دیدی ؟

کنار کشیدم

صدمه دیدی ؟

خانم..خانم

توی حروم زاده نمک بحروم لعنتی

هرچی که میگه رو باور نکنین

لازم نیس این رو بهم یاد اوری کنی ؟

اون رو خیلی خوب میشناسم کاوو دختر مه

اما کین این کار رو با اون کرده ؟ تو کردی

تو دخترمون رو لوس کردی خان لانگ

اون یه انسان مشکل داره

مادر چطور میتونی این رو بگی

کاوو

نه واد..این بچه شوکه شده

منظوری نداره

تقصیر منه

خان لانگ میتونه تا جایی که میخواد من رو شلاق بزنه

شانسی نداری

دستات رو بده من قسم بخور که نمیگی

جان ارباب تورو میخواد

تو به خونه بزرگ قسم خوردی

تو باید طرف دخترت باشی

نه با این پسر لعنتی

میدونی یه چیز هست که میخواست م بهت بگم

فکر کنم وقتش رسیده

تو راضی نکردی من رو میدونی منظورم چیه ؟

چطور میتونی این رو بگی خان لانگ ؟

من بخاطر پسر عموم اومدم به این خونه

جان بیشتر از یه برادر زاده است واسه من مثل فرزند خودمه

دختره خیلی کم به من رفته

فقط یه بچه بدجنسه که تو توی شکم من گذاشتی

من اون رو به خاطر تو به دنیا اوردم ..همین

واد تو احساست رو از دست دادی ؟

باید بهت یاد اوری کنم

من ارباب این خونه ام

شاید یه زمانی به پسر عموت تعلق داشته باشه

پدر..اون اونجاس

بهش دست نزن خان لانگ

بهونه ات چیه ؟

چطور تونستی این کار رو با دختر من بکنی حروم زاده لعنتی

اگه پسر پوم نیومده بود داخل

چه اتفاقی میوفتاد ؟

جان ری

پسر یه دزد لعنتی

تو توسط اصل و نسبت فاسد شدی

این محدوده

نمیتونم دیگه به این بازی ادامه بدم

خودش این رو اورده

اون خوش شانسه من اون رو دستگیر نکردم

تمومه ..دیگه نه

فکر میکنه کجا میتونه بره ؟

پسره هیچ کسی رو نداره

پسر ؟

اون اونقدری بزرگه که من حسودی کنم

وقتی اون رو بغل می کنی

فکر میکنی کجا میتونه بره

کی اهمیت میده ؟ سگ ها توی خیابون جون سالم بدر میبرن

یا میتونه برگرده پیش همون مجرم هایی که از اونجا اومده

خان لانگ

جان بهم بگو

چیزی که کاوو میگه درسته ؟

هرچی که تو فکر میکنی

هنوز همون حقهها رو میزنه

کار دیگه ای باهات ندارم

گوش کن از این به بعد

تو دیگه هیچ ارتباطی با این خونه نداری

از این به بعد از نام خانوادگی من " ویسانان"استفاده نمی کنی

هرچی که میخوای خودت رو صدا بزن تا جاییکه واسه من اهمیت داره باشه "جان "حروم زاده

صبر کن من هیچ وقت نام خانوادگی تو رو نمی خواستم

"جان حروم زاده " واسم بهتره

اما اینجا خونه مادرمه من پسرش هستم

پس چرا اینجا نمونم

متاسفم

نمیتونی بمونی..چون من نمی خوام

یه اتاق خونه رو بدم به تفاله ای مثل تو

چون دارم از خونم پرتت می کنم بیرون

میفهمی؟ این خونه منه

تونمیفهمی مگه نه ؟

واسه فهمیدن باید بفهمی که

چطور به دنیا اومدی

پسر یه دزد

ادامه نده خان لانگ خودم بهش میگم

وبه تو بهش بگو

و برش گردون سر جاش

و مطمئن شو که این خونه رو ترک می کنه

بیا بریم

پدر

نه دیگه

من تنبیهت نکردم

نمیتونی نام خانوادگی رو پس بگیری

حروم زاده

فراموش کردی ؟

ما دیگه با هم کاری نداریم

جان ری

جان ری

نه

خان لانگ نه

برو عزیزم برو

از خونه من گورت رو گم کن

وگنر نه مثل یه سگ ولگرد بهت شلیک میکنم

برو عزیزم برو

خانم

انم ..من

جان

برو به پیجیت

و یه مدتی پیش پدربزرگت بمون

اونجا بمون تا وقتیکه این بمیره

بهم بگو عمه واد ..پدرم کیه ؟

جان

وقتشه که بدونی

متاسفم

این همه مدت حقیقت رو ازت پنهان کردیم

توضیحش خیلی اسون نیس

داستان وحشتناکیه

مادرت فقط 18 سال داشت

واسه دیدن ما اومد به پیجیت

همه به خاطر زیباییش غش میکردند

کی فکرشو میکرد که چنین داستان غم انگیزی پیش بیاد ؟

اون زمان من یه دوست پسر داشتم

اون رو مخفی کردم

چون فقیر و یکم گردن کلفت بود

اسمش جام بود

اون با دوتا از دوستاش مادرت رو قاپید

یک ماه طول کشید تا

پلیس ردشون رو دنبال کنه

مطمئنم که بقیه اش رو میتونی حدس بزنی

بله دقیقا همون چیزیه که فکر می کنی

وقتی مادرم برگشت به خونه توی بانکوک

فهمید که بارداره

واسه جلوگیری از رسوایی

پدربزرگ یکی رو پیدا کرد که باهاش ازدواج کنه

اون همین پدرمه

و اون با خان لانگ بزرگ شد

وقتی من توی پیجیت بودم

چیز های بیشتری در مورد پدر واقعی ام فهمیدم

ولی باور کنین یا نه چند سال بعد

من به بانکوک فرا خونده شدم

عمه واد به پسر خوبش نیاز داشت

تا یه مشکل جدی رو حل کنه

ما مراسم ازدواج رو در یکشنبه برگزار می کنیم

بدون تشریفات

نمی خوایم با جشن های مذهبی اذیت بشیم

نیازی به اوردن هیچ راهبی نیس

اونها توی اتاق خواب "خان بی "زندگی می کنن

همون روز وسایل رو منتقل می کنیم به خونه

چند تا مقام رسمی میان تا به تشریفات اداری نظارت کنن

عالیه ..همه چی معین شده

حالا بیا واسه مراسم بریم خرید

لطفا من رو ببخشید

میخوام یکم بیشتر با خان لانگ حرف بزنم

میدونی میخوام که چی ازت بپرسم

چی میخوای ؟

داری جوری به من نگاه می کنی که انگار

قبلا من رو ندیدی

تو تغییر کردی

فقط داشتم تحسینت می کردم

تلاش نکن که با من خوب باشی

من حتی فکرش رو هم نمی کنم که با من روابط زناشویی داشته باشی

اوه تو بدجنسی

و فکر میکنی که میتونی واسه بقیه قضاوت کنی ؟

تو والدینت رو شرمنده کردی

چرا اینکار رو کردی ؟

چی به جز دوتا پا واست مونده ؟

نگرا ن نباش

به خاطر مادرت و بچه

من رازت رو مخفی نگه میدارم

اما تصور نکن این رو به خاطر تو انجام میدم

یا چون تو رو به عنوان یه همسر واقعی میخوام

لعنت به تو

جان کی برگشتی ؟

سنبل مریض بوده وقتی نبودم

بیماری حصبه..و اون رو کشت

توی اتاق خواب خودش فوت کرد

ظاهرا بعد از اون اتفاق پدرش اسباب کشی کرد

هیچ کس نمی تونست بگه که کجا رفته

با خوشنودی مشتاقانه منتظر بودم

در عوض با تیره ترین اینده ممکن روبه رو شدم

خان بی برای شام امشب به خونه اش دعوتت کرده

گفتی میخوای قبل مراسم ازدواج باهام حرف بزنی

بله در مورد خیلی چیز ها

بشین

خیلی چیز ها

اولین چیز اینه

کس دیگه ای در این رابطه میدونه؟

میدونه خان بولانگ؟

درباره چی میدونه؟

کی باردارت کرد

من میدونم ولی اون میدونه ؟

اون میدونه یا نه ؟

سرت رو تکون نده خان بی میدونه یا نه؟

خان بی نمی دونه

پس حتما این رو مخفی نگه دار

هیچ کس نباید بدونه .. مخصوصا عمع واد و خان بی

اگه بفهمم که اون چیزی دونسته

خودم با دست های خالی می کشمت قول میدم

جان حروم زاده ..چظور جرات میکنی

من خیلی زود شوهرت خواهم بود پس این رو واسه اخرین بار میگم

هرگز دوباره با من اینطورب صحبت نکن

اگه این کار رو بکنی جوری میزنمت که

هرگز دردش رو فراموش نکنی

اگه این حقیقت حال بهم زن جایی درز کنه

و مادر مهربونت رو شرمنده کنه

می کشمت

می شنوی من رو ؟

عصر بخیر

این خونه از این به بعد مال "جان دارا" است

این لازم نیس

ما دیگه بهم دیگه بدهکار نیستیم

در این صورت من و خان لانگ

همیشه دشمن خواهیم بود

فکر میکنم تا همیشه باهاش در جنگ باشم

مادرم کجاس؟

کی مادرم رو فرستاد که بره؟

مادرم کجاس عمه واد ؟

مادرت نرفته

خان لانگ فقط فرستادش به کتابخونه

مادرم رو بهم برگردون

مادرم رو بهم برگردون

اینجا چه غلطی می کنی؟

دنبال اون میگردی؟

اینجا

مادرم رو بهم برگردون

مادرم رو بهم برگردون

مادرم رو بهم برگردون

خان جان یه نوشیدنی دیگه ؟

جان من دنبالت میگشتم

این مادرته؟

مشکل چیه جان؟

حالت خوبه ؟

اونجا نشین

خان لانگ همیشه از اون صندلی واسه سکس استفاده میکرده

در نهایت من بهتر از خان لانگ نیستم

درست جلو چشم مادرم

شیطان تر از اون

چیکار داری می کنی؟

چی ؟

نه

من قفل کردمش چون

نمیخوام هیچ کس سرزده بیاد داخل اینجا

نگران نباش

فقط واسه امشب

بزار بچه رو ببینم

همه چی خوبه

این مشروب مثل داروئه

مرد جوان .شما دوتا عاشق هستین ؟

باید ازش بپرسی؟

جواب تو هرچیزی رو که میخوام بهم میگه

باید بهت یه چیزی بگم

نفس عمیق..بکش

دوباره

یکم بیشتر

خیلی خب ..میتونم سر رو ببینم

ملعون

اون گفت "اپری" (ملعون)

منظورش این بود

بعد هوشیاریش رو از دست داد

خیلی عجیب نیس

شاید داشت یه چیزهایی رو تصور میکرد

عمه واد شنید؟

نه اون بچه رو نگه داشته بود

خان کاوو اون کلمه رو بلند نگفت

به خواسته مالک خونه

من اسم بچه رو گذاشتم "پری دارا "

من اسم رو از کلمه ای که کاوو بعد به دنیا اوردنش گفت گرفتم

از "اپری" میشه "پری دارا"

چرا این لعنتی داره گریه میکنه ؟

اونها تغییر کرده بودن

بعد اینکه پری به دنیا اومد

خان لان اسباب کشی کرد به خونه خان بونلانگ

فکر کردم اخری بچه ای هستم که بزرگ کردی

حالا یه بچه جدید هست

این چیزیه که من رو نگران میکنه

اگه هر چیزی واسه اتفاق بیوفته

تو تنها کسی هستی که ازش مراقبت کنه

مادرش نمیدونه

اما من از این زندگی خیلی خستم

میخوام برگردم به پیجیت تا زندگیم رو عوض کنم

تو قوی و قابل اتکا هستی

بعد خان بونلانگ ازم پرسید

تا برم به خونه مرکزی

تعجب کردم که خان لان یه همچین

کتاب خوبی داره

واقعا

این تنها چیزیه که اون درباره سکس داره

میدونستی که خان لانگ ناتوان شده ؟

از چه وقت ؟

بعد از مشکل داشت ن با خان کاوو

سه سال بعد جنگ ارام تموم شد

عمه واد برگشت به پیجیت

و یک راهبه شد ،همونطور که میخواست

اون این زمان رو انتخاب کرد که بره چون

اهل خونه به نظر اروم و مرتب بود

پووم

نیان،خان بونلانگ و کاوو کجان ؟

اون ها رو ندیدم

خان کاوو ،خان بونلانگ

خان کاوو ،خان بونلانگ

میخوام باهات درباره اون شب صحبت کنم

لطفا از دست خان بی عصبانی نباش

همش تقصیر من بود

از کی این شروع شد ؟

وقتی که برای پیجیت رفتی

من کسی رو نداشتم و اون هم همینطور

اون بهم گفت اون نقشه کشید که پدر رو ترک کنه

و برگرده خونه

خیلی خوب میدونستم چرا میخواد خونه رو ترک کنه

خیلی خوب میدونستم

چرا داری این رو به من میگی ؟

میخواستم که با هم دیگه برگردین با خان بونلانگ

با هم برگردیم ؟

بله مثل قبلا

هر دفعه که بخوای میتونی باهاش بخوابی

همه چیزی که میخوام اینه که گاهی وقت ها باهم تقسیمش کنیم

خیلی خب

اما من واسه بازگشت یه چیزی میخوام

چی؟

یه بچه

یه بچه میخوام

یه بچه از خودم

دختری که دوستش داشتم مرده

خان بونلانگ نمیتونه یه بچه داشته باشه

تنها مادر ممکن تو هستی

شانسی نیس جان لعنتی

ما این رو واسه خودت اوردیم

به هر حال ما ازدواج کردیم ما باید بچه داشته باشیم

خان جان ..خان جان

درباره خان کاوو

اون توی دردسره

بعد اون دیگه خودم رو به خان کاوو تحمیل نکردم

به اندازه کافی عجیب.. خودم فهمیدم من هم دارم ناتوان میشم

نمیتونم با هیچ زنی عشق رو بسازم

حتی خان بونلانگ کسی که همه چیز هایی که میدونم رو بهم یاد داد

خان کاوو خونه رو به امپراطوری کوچیک خودش تبدیل کرد

مثل خان لانگ

تنها نشونه زندگی

اون هنوز نفس میکشید

هنوز یه داستان هست که واستون تمومش نکردم

یادتون هست ؟ درباره پدر واقعیمه

پدربزرگم تمام حقیقت وحشتناک رو در اونباره گفت

عمه واد درباره اش گفت

بعد تظاهر کرد که فراموش کرده

پس من نباید به شما ادم های خوب بگم

بدتر از چیزیه که فکر کنین

بهر حال چون شما خیلی مهربونید بهتون میگم

اگر شما نشانی از یه مرد توی خیابون پیدا کردین

ممکنه به خاطرش تکون سختی بخورید

یا ببینیدش که بعد شما نشسته توی سینما

یه مرد قد کوتاه

خیلی شیک لباس پوشیده ..نه بدشکل

اما سرگردان و بی امید

لطفا به اندازه کافی مهربون باشید که براش دلسوزی کنین

:تمامی فیلم‌ها و سریال‌ها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.click

Telegram.me/Official30nama

ارائه‌ایی از بزرگ‌ترین و کامل‌ترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.