All language subtitles for Deep.State.S01E02.HDTV

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

.اسم من مکس ویلیام ایستون هستش

.من یه افسر اطلاعاتی انگلیسی هستم

.تو گفتی این تموم شده این هرچیزه ترسناکی که

.تو توی لندن توش گیر افتاده بودی تموم شده

بعد تو با یه پیچ‌گوشتی میدویی داخل

!و بچه‌هات رو توی حموم مخفی میکنی

.کوپر و تومی توی بیروت ظاهر شدن

.ما باید وارد بشیم و این گند کاری رو پاکش کنیم

.پیداشون کن. باهاشون معامله کن

.سعید رو پیدا کن .با اون هم معامله کن

علی اردوان. موسس و سرمایه‌دار اصلی برنامه .سلاح‌های هسته‌ای

.هدف بعدی ما

.منشا شکاف رو پیدا کردم

.برنِت هانسون اردوان مشتری اونجا بوده

.هری از برنِت هانسون بعنوان یه گمراهی استفاده میکنه

.برنِت هانسون اون شکاف نیستش

.هری هست

چه مدت توی تهران جاسوسی میکردی؟- چی، داری شوخی میکنی؟-

سعید کجاست؟ ها؟ چرا هری رو کشتی؟

.سعید هری رو نکشت

.هری اینجاست. توی بیروت

!سعید، لطفاً

داریم بهت یه فرصت میدیم تا .اینو درستش کنی

این چیزی نیست که میخواستی؟

چرا همشون؟ چرا فقط سعید نه؟

.این چیزینه که لانگلی میخواد

مرز ایران، سه روز قبل

.دستتو بده به من

.دست تخمیت رو بده به من

.خم شو

.سرتو خم کن

.حالا از ماشین برو بیرون

...تو ناپدید خواهی شد .برای همیشه

،اگر کسی بفهمه تو زنده‌ای .هردوتامون مردیم

من داشتم کارمو میکردم و حالا یه .هدف لعنتی برای کشتنم کمین کرده

...اووه

وایت به تو چی گفته؟ این که من اون شکافم؟

و تو اینو باور کردی؟- تو زنده‌ای، نیستی؟-

اونا دارن چیو مخفی میکنن، سعید؟ تو نمیدونی، میدونی؟

راهت رو در سراسر مرز به عشق آباد پیدا کن. .از شر خودت خلاص شو

و تو فقط با این حالت خوبه؟

.از کشتنت پشیمونم نکن، هری

.سعید؟ ممنون

بله؟

.یه پیچیدگی‌ای توی تهران داشتیم

نیاز به توضیح بیشتر نداره؟

یکی از تیم‌های ما یسری کارهایی .که باید با اردوان میشد رو انجام داده

...اون دنباله رو دنبال کرد

... .به برنت هانسون

چی؟- .من باهاش معامله کردم-

باهاش معامله کردی، چطور؟

.اون(مذکر) مرده

اون(مذکر)؟

پنج تا از اونا اون بیرون نبود؟

.آره- از کجا میدونی که با هم حرفی نزدن؟-

چطوری میدونی که اون چیزی رو که فهمیده با بقیه به اشتراک نذاشته؟

...مایلی این خطر رو بپذیری، جورج

زندگیت رو سرش شرط ببندی؟...

.نه، فکر نمیکردم

.اونا باید برن

.همشون

کسی رو داری که بتونه پاک‌سازی کنه؟

یا میخوای که خودم یکیو بفرستم؟

.نه، نه، یکی رو دارم

...اون- .نیازی ندارم بدونم-

فقط مطمئن باش که قابل .اعتماده و میتونی کنترلش کنی

خودت رو پیدا خواهی کرد ...در قسمت دیگری از دنیا

...در حال زندگی در یک خانه زیبا...

...با یک زن زیبا...

و از خودت خواهی پرسید...

چطوری این کار رو کردم؟""

.این خانه زیبای من نیست

.این همسر زیبای من نیست

از خودت خواهی پرسید

...خب

چطوری اومدم اینجا؟...

مترجم: آرمان Arman-1379

هری کجاست؟ زندس؟

!کوپر

!آخخ

.اسم من مکس ویلیام ایستون هستش

.من یه افسر اطلاعاتی انگلیسی هستم

...آخرین

مکس؟- آنا؟-

.الان زمان خوبی نیست- .فقط میخواستم صدات رو بشنوم-

سمار خوردگیت چطوره؟- چی؟-

گفته بودی که داری با یه سرما .خوردگی دست و پنجه نرم میکنی

،ارم... آره .این... این... خوبه

.من خوبم

.خب، اینجوری که بنظر نمیای

بیروت چطوره؟- .شبیه همه جاهای دیگه-

قبلا اونجا بودی؟

.چندین بار

.یه زمین خنثی برای مشتری‌های قدیمیشه

خب پیداش کردی... پول رو؟

میای خونه؟- .به زودی. قول میدم-

آنا، چی شده؟

.هیچی

.باید برم .لولا همین الان اومد پایین

اوه، میشه گوشی رو بدی بهش؟

لولا؟

.رفت حموم

.واقعاً باید برم

.باشه

.دوسِت دارم

...آخرین وظیفم ترور دکتر مارکوس رینولدز بود

.دانشمند دولت انگلیسی

هیئت مدیره ایران، واشنگتن دی‌سی

چهار مورد مرگ دانشمندای هسته‌ای ایران

.در دو هفته اخیر

میخوای بهم بگی که این کار اسرائیلیا بوده؟- .نه، آقا-

از ، ما مواظبیم که چه کارهایی رو باهاشون به .اشتراک میزاریم. این ما بودیم

.عملیات یکم غیرعادی شد

وظیفه ما دارا بودن برنامه ...سلاح‌های هسته‌ای ایران بود

وظیفه شما شناسایی و .گزارش دادن بود

روش حال حاضر حکومت

.حفظ ثبات دیپلماتیک با ایرانه

شاید بخواید من رو روشن کنید که

چطوری یه دانشمند مرده توی

خیابون‌های ایران این هدف رو تکمیل میکنه؟

ما رژیم رو کنترل میکنیم، نمیکنیم؟

ببخشید؟

من فقط روشن نشدم که هدف .در اینجا چی هستش، آقای رئیس

.منم همینطور

تو باید خبرهای معتبر جمع‌آوری میکردی

چیزی که این حکومت بتونه باهاش .یه انتخابی با مطلع بودن بکنه

نه یه انتقام با خرابکاری .توی پایتخت ایران

.ما باور داریم که تهدیدات فعال بیشتری هست، آقا

بزارید ازتون برپسم، شما فکر میکنید که امنیت جمهوری باید از چیزی بیشتر از وظایف شما

!حمایت کنه؟

من داشتم فکر میکردم که این عملیات .رو بهش پایان بدید

فرمانده سایبری راه بهتری برای دستیابی به خواسته‌هامون نیستش، در هر صورت؟

،با احترام، آقای رئیس

بعضیامون هنوز به روش‌های .جاسوسی قدیمی اعتقاد داریم

.نیرو اعزام کنید

باشه. اگر شما میخواید ما عملیات ،رو بیشتر حمایت کنیم

.باید بیشتر از وظیفمون قدم برداریم

تهران توی شکاف معلملات هسته‌ای هست، یا نه؟

،حقیقت واقعی ،نه فرض

،این چیزیه که الان نیازه .خانم جونز

.کت شلوارای عوضی

چرا همش باید باهاشون دشمنی کنی؟

فکر میکنی اونا میخوان با تو اینجوری صحبت کنن؟

.اونا فقط یه مشت آدم گوشتالو، باد دار، زن گریزن !تو جرات نمیکنی ازشون حمایت کنی

.شنیدی که چی گفت .برو شواهد بیشتری بیار

.وگرنه اخراجمون میکنن

.یسری خبرای خوب بهم بده

.کوپر از دور خارج شد

.من میدونستم تو هنوز این رو درون خودت داری لیلا؟

اون توی میدان پترو ترد توسط پلیس .دستگیر شده

باشه. ما میفهمیم که اون رو به چه .ایستگاهی بردن

زنگ میزنم سفارت تا ببینم میتونیم .تو رو ببریم اونجا یا نه

.مم- چیه؟-

.میخوام جسد هری به کشورش برگرده

.ممکنه احمقانه باشه، مکس

.تمام تلاشمو میکنم

،خب، اگر کسی بتونه انجامش بده .تو میتونی

من فکر کنم تو ایمان بیشتر از اونی که .من این روزها در خودم داشته باشم توی من دیدی

.بزار ببینیم چقدر طول میکشه

.کار رو تموم کن، مکس

و بعد برو خونه، و تا جایی که .میتونی خانواده‌ات رو ببین

،الیویا ،اگر داری اینو میبینی

.خواهی دونست که باهاش چیکار کنی

.اسم من مکس ویلیام ایستون هستش

خبر جدیدی از تومی؟

.آره، ما فرمانده پلیس رو به دام انداختیم

لیلا تومی توی بازداشت توی ایستگاه ،تریک ال تفیلاح به سر میبره

.میدان مزرا

،خیلی‌خب .بیاید مکس رو وارد اونجا کنیم

من با مکانی که معمولا توش فعالیت .میکنه تماس میگیرم

.همرو برای این کار میخوام واکر کجاست؟

.من تحت فرمان جرج وایت در بخش بودم

.ام آی شش

مراحمت که نشدم، شدم؟ .بیرون کارِت دارن

چیه؟

.هیچی. هیچی

.بیرون اینجا

از وقتی عمر اخطار داده، اردوان .نیروهای امنیتیش رو تشدید کرده

.اون سومین یکشنبه هر ماه به بیروت سفر میکنه

.هی، سعید

سلام، چطوری؟

.چطوری؟ سلام

کدوم گوری بودی؟- هری کجاست؟-

.هری مرده

،دولت لندن بهمون گفت که عمر رو پیدا کنیم ...ازش بازجویی کنیم

و تو بهمون نگفتی؟- .تو از کارای اردوان باخبری-

.ما هنوز باید بدونیم- .باید چیزی رو که تصمیم گرفتم بهت بگم بدونی-

.رفتیم به آپارتمان عمر و منتظرش موندیم

بعد اون پیداش شد و مستقیم .سمت ماشینش حرکت کرد

.ماشه رو کشید

.و... به سر هری شلیک کرد

.متاسفم

.خیلی‌خب

...گرفتیش؟

!سعید، جواب سوال لعنتی رو بده عمر رو گرفتی؟

.نه. اون رفت

...رفتم بیرون، تعقیبش کردم .اما اون خروجشو برنامه‌ریزی کرده بود

.آب شد رفت تو زمین- .خب، بعدش، ما هم ریدیم-

.نه، هنوز نه

،قول میدیم .پیداش میکنیم

جسد کجاست؟

همون لحظه ،من برگشتم به ماشین

.پلیس داشت همه جای اون مکان میخزید

پس تو فقط همونجا گذاشتیش؟- .انتخاب دیگه‌ای نداشتم-

.باید برش‌گردونم- !لیلا، اون رفته-

جسد اون الان داره روی تخته سنگ‌های .پلیس تهران روی دست کشیده میشه(غسل میشه)

حالا، دستوراتمون اینه که ما عمر و اردوان رو بیرون بکشیم

.و بعد از اینجا میریم بیرون

مگر در مواردی که مایل باشی از اون دستورات سرپیچی کنی؟

...هیچوقت نباید ازت میخواستم تا- تا چی؟-

جاسوسیش رو بکنم؟

.آره، مثل اون نبود

آره؟

خب پس چجوری بود؟

چرا همش سوالات یکسان؟

رفتار خاص؟- اون بخاطر من اونجا بود؟-

،من و پدرش، ما با هم دوست بودیم .و اون قالش گذاشت

و تو یه جایگزین خوب بودی، ها؟

.ظاهراً نه

.باید اونجا میبودم

.این به عهده تو نیست- .نه. نه-

.به عهده توئه

.کل این خراب کاریا روی دوش توئه

...لیلا، اگر- ...دست-

بیا اینو تمومش کنیم. هم؟

.و بعدش من نیستم

و دیگه نباید دوباره بهت .نگاه کنم

.آه

.سعید بهش خیانت کرد .اون کشتش

.ممنونم

.هنری آدامز .وابسته به سفارت بریتانیا

اینجام تا لیلا تومی رو ببرم. میتونم با افسر فرمانتون صحبت کنم، لطفاً؟

.بله، بشینید- .ممنون-

.آقا

.متاسفم، ولی هیچکس اینجا با چنین اسمی نیست

.اون اینجاست. من میدونم اون اینجاست- .نه، آقا، اون اینجا نیست-

...به معنای واقعی کلمه دیدمش- .نه... آقا... ندیدید-

شما دارینش؟

.اون بازداشت شد .به ISF سپرده شد

:میدونی که چه معنی‌ای میده .سَلیم برکت

برکت؟

برکت دیگه ISF رو مدیریت نمیکنه. یجورایی .بازنشسته شده. اونا دارن افراد قدیمی رو .بیرون میکنن

،بجز اینکه ما هیچوقت بازنشسته نمیشیم میشیم، جورج؟

.برکت بهم گفت هیچوقت دیگه پام رو توی بیروت نزارم

،میدونه من توی شهر هستم .باید سگاشو بفرسته دنبالم

،ولی برکت الان یه طعمه داره

تمام کاری که باید بکنه اینه که عقب وایسه .تا زمانی که من خودم برم پیشش

.این ایده بدیه، مکس

،تو وارد اونجا میشی، با سابقه خودت .دقیقا میدونی که چه اتفاقی میفته

چرا، تو فکر بهتری داری؟

.یهویی دخالت کن .یه آتویی ازش برام گیر بیار

.اگر میخوای من دوباره چنین کاری رو بکنم (منظورش اینه که خانوادمو ترک کنم و بیام این کارای وحشیانه رو بکنم)

سلام، توی جعبه چی بود؟

دیروز ازم درخواست کمک کردی، حالا داری تماسهامو رد میکنی؟

.نه

همینجوری اینجا وانمود میکنیم که همه چی خوبه .و تو هم اینجا به من دروغ میگی یا میزاری بیام داخل

.بیا تو

.بشین

.اسم من مکس ویلیام ایستون هست

.من یه افسر جاسوس انگلیسی هستم

آخرین ماموریتم

به قتل رسوندن دکتر مارکوس رینولدز بود

دانشمند دولت انگلیس

...و بازرس سلاح سازمان یو ان (سازمان یو اِن سازمانی که در سال ۱۹۴۵ برای حل مشکلات جهانی با روشی صلح آمیز تاسیس شد)

.همین الان نوار رو برای برادارش اجرا کرد

دستور چیه؟ هنوز با وایت حرف زدی؟

.فقط آروم بشین .بهت زنگ میزنم

پس داریم دنبال یجور اطلاعات مخرب درباره برکت .از سال 2005 میگردیم (اطلاعاتی که راز یک نفر رو فاش کنه و آبروش رو ببره)

آتویی از برکت پیدا کردی، چیزی که بتونیم استفاده کنیم؟

...آه

.خدای بزرگ، مرد، لطفاً بهم بگو که چیزی داری

داشتی چه غلطی میکردی؟

،الان انجامش میدم .آقا

.متاسفم

.با وایت صحبت کردم .فعلا باید دست نگه داریم

.شما برای این یکی به صبر زیادی نیاز دارید

واضح میگم؟- و بچه‌ها؟-

.هیچی بدون توجه نمیمونه

برای چیزی که ارزشش رو داره، فکر نکنم که دکتر رینولدز سزاوار مرگ باشه

...اگر کسی سزاوارش بود.

...این نمیتونه

واقعیه. فکرشم نمیکنی من تک تک دیالوگهاشو .به پایان رسوندم، کلی خیال الکی راجع بهش کردم

مکس باید با این چیکار کنه؟

به دخترا چی بگم؟ راجع به پدرشون؟ چند مدل از دروغاش؟

.میدونی چیه... ما میریم پیش پلیس

و چی بگیم؟ فیلم رو بهشون نشون بدیم؟

.نمیدونم چیکار کنم

.چی میشه اگر تو و دخترا جاتون اینجا امن نباشه

اون بهم گفت که هیچ انتخابی .جز رفتن به بیروت نداره

توی بیروت چیکار میکنه؟

نمیدونم. ولی اون گفت اگر چیزی که اونا .میخوان رو انجام بده، ما در امانیم

پس بیا امیدوار باشیم اون کاری که .اوان میخوان رو میکنه

.آره

بیروت، لبنان

.می‌خوام با سلیم برکت حرف بزنم

.اون منو میشناسه

.مکس، مکس، مکس

اینجا چیکار میکنی، مکس؟

.من بهت گفتم اگر برگردی چه اتفاقی میفته

...آی‌اس‌اف یکی از مارو نگه داشته .ملیت انگلیسی، یه دارایی

.بخش میخواد اون برگرده

چقدر؟- .هردومون میدونیم تو اون رو گرفتی-

حاضرن چقدر بپردازن؟

.هیچی

!آخ

.بهت اخطار دادم اگر برگردی چه اتفاقی میفته

،اگر این دباره من بود چرا دارایی‌مون رو گرفتی؟

،خب، اگر تو دنبالشی .معنیش اینه که اون باارزشه

یه مرد راه درستی رو برای ساخت یه زندگی انتخاب میکنه، ها؟

...پس

...قلاب ماهیگیری، دهنه کوسه .چاقو روده بُر

دلیلی نیست که ما باید سریعتر روند رو پیش ببریم، درسته؟

.من یه اعترافی دارم- .من یه کشیش نیستم-

.جیب چپ ژاکت

،وقتی اینجا مستقر شدم ،باید بگم

.تو یا میزبان بخشنده بودی

،تو بهم دسترسی به کارِت رو دادی

.شاید بیشتر از اونی که بدونی

.آه

.مدت زیادی گذشته

.حافظه محو شده- .خاطرات باقی میمونن-

بیست و یک جولای سال ۲۰۰۵. بمب‌گذاری .یه کامیون توسط دولت

،بیست نفر مردن .که شامل نخست وزیر تو هم میشد

.همه دست گذاشتن روی سوریه

...ولی هردوی ما میدونی .این اتفاق نیفتاده

،بدون اطلاعات از خودی‌ها

.توی سازمان جاسوسی لبنان مقام دارن

...چیزی که بعضی از مردن بهش میگن .خائن‌ها

.کد ۱۸۳۴. یه نگاهی بکن

اگر اعلامیه رسمی تو رو از نظرها محو نکنه

ملاقات دمشق با زیرکی سوریه .دو روز قبل از بمب‌گذاری قطعاً اتفاق میفته

،اگر از اینجا زنده نرفتم بیرون

.همشون به بیرون درز میکنن

.فقط به فشار دادن یه دکمه نیازه

،یه بار بهم گفتی ،اگر باید فرار کنی

.به دنبال یه جای مقدس توی سوریه بودی آره؟

.خب، الان بنظر یه پانهگاه امن نمیاد

.تو من رو میبری پیش لیلا تومی

.این به سمتت برمیگرده وقتی که تو بری

.بشین

این مرد اینجاست تا تو رو ببره. تو

تو به بازداشت اون در میای و بعدش .تا برگشت به انگلستان باهات همراهی میشه

این مرد؟- .آره-

.این مرد اینجاست تا منو بکشه

من رو با اون تنها بزارید و بعدش شما باید شهادت بدید که

چرا یک شهروند انگلیسی تحت .نظارت شما کشته شد

.باید راجع به هری باهات حرف بزنم

.هرچی که میخوای بگو،من با تو هیچ‌جا نمیام

.عشق یک جور جنگ هست""

.انگشترت

.یه چیزی داخلش نوشته شده

این اوید هست. من میدونم چون .خودم اینو روش حکاکی کردم

.من پدرشم

یه لحظه بهمون فرصت میدی؟

.اون مشخصاً این رو داده به تو

.مادرش اینو بهش داده .و من این رو به مادرش داده بودم

.خیلی وقت پیش

.خب، پس بگیرش

...تو داشتی پیشرفت میکردی توسط

.شنیدم چه بلای سر کوپر اومده

تقصیر تو بود؟

پس، کی تو رو فرستاده؟

وایت؟

و تو هم همینکارو برای من میکنی؟

.شاید

.یا شاید چیزها عوض شدن

.وایت بهم گفته بود هری مرده

.کوپر بهم گفت اون زنده بود- .یه مرد مرده هیچی نمیگه-

اون زندس؟

تمام دلیلارو برای اینکه چیزی رو .که میخوای بشنوی بهک بگم دارم

.تنفسم رو نگه میداره

ولی تو از کجا میفهمی من دارم حقیقت رو بهت میگم؟

.هری گفت تو مردی- .هنوز که اینجام-

.خب، پس شاید تو اون کسی که میگفتی نیستی

من فکر میکنم تو فقط .باید این شانس رو بگیری

، چونکه من گمون گردم، مثل من

.تو هم میخوای جواب بدی

.و شاید بخاطر این که تو هم عاشقشی

لیلا، تو داخل لیستی .هیچکس تا حالا نجات پیدا نکرده

.من تنها شانست برای فرار از اینم

،حالا، تو میتونی بهم اعتماد کنی ،باهام بیای

یا به اونا اعتماد کنی و .اینجا بمونی

.انتخاب با خودته

.میبینمت، مکس

حالا، وایت به من گفته که .همه شما نافرمانی کردید

.شما همتون به هم نارو زدید

.که سعید هری رو کشت .یا اون رو مجبور کرد خودشو بکشه

.این چیزی نیست که اتفاق افتاده- نه؟-

پس، چه اتفاقی افتاد؟- اگر بهت بگم، بعدش چی؟-

،نمیدونم. تنها چیزی که من کاملا روش پایدارم

.این چیزیه که اگر تو اینکارو رو نکنی اتفاق میفته

چه اتفاقی توی تهران افتاد، لیلا؟

تو با منی، عزیزم؟

.دو بلوک اونطرف‌تر- .پنجاه متر-

.کابین عمر میخواد منو رد کنه

.گمش کردیم- .من دارمش-

چرا من توی لیست مرگ هستم؟

چی؟

!نمیدونم، قسم میخورم- چرا اردوان رو ملاقات میکردی؟-

.رفتم اونجا بهش هشدار بدم

.اون هیچوقت قرار نبود توی لیست باشه

.ولی اون داشت برنامه رو تامین مالی میکرد

.این چیزیه که اونا بهت گفتن

خب حقیقت چیه؟- .با اردوان صحبت کن. اون میدونه-

میدونی چیه؟- .اونا واقعاً دارن اون بیرون چیکار میکنن-

!خودت واقعاً داری چیکار میکنی

پس اردوان الان کجاست؟

.نمیدونم .من بهش یه پاسپورت دادم

و اسم توی پاسپورت؟

.اِر...داریوس...داریوس کَزیم- اون کدوم گوری رفته، عمر؟-

!باید حرکت کنیم

.پس اون زندست

اون الان کجاست؟

اون دنبال یه نرد .به اسم علی اردوانه

پس نمیدونی اون کجاست؟- .میدونم چجوری میشه پیداش کرد-

چطوری؟- .اردوان توی لیست ما بود-

،وقتی هری شروع کرد به دنبال اون برگرده .آخر کارش رو با یه دستور بر علیه خودش تموم کرد

بخش دستور مرگ هری رو داد؟- .وایت-

.سعید نمیخواست انجامش بده

وایت میدونه؟- .نه. سعید بهش دروغ گفت-

،اگر اردوان رو پیدا کنیم .هری رو پیدا میکنیم

بابا شنبه خونه‌اس؟

.میخوام منو ببره به دیوار نوردی

.من میتونم ببرمت

.همیشه اون منو میبره

.اون میاد

قول؟- .قول-

.قولی که نمیتونی نگهش داری رو نده

.فکر میکنی فقط چون بچه‌ایم، نمیفهمیم

.پدر و مادر مانون جدا شدن. ایزوبل هم همینطور

.ما احمق نیستیم مامان

کی گفته ما داریم طلاق میگیریم؟

اینجوری نیست؟

...بابا فقط برای چند روز رفته فقط همین

لولا؟- .مامان-

چی شده؟

.اونجا یه مرد بود

...واکر

.هیچکس اینجا نیست

.یکی بود

.من هیچوقت به میکل یه ماموریت ندادم

.من میدونم که تو یه نقشی توی بازی داری

!شروع کن به حرف زدن

.اون همه چی رو میدونه- کی اینو میدونه؟-

اون زنش. مکس یه نوار راجع به، یه بیمه سیاستی، .راجع به هدف قرار دادن رینولدز

.اسم تورو آورد(توی نوارش) .زنش اون نوار رو دید

.داشتم بهت لطف میکردم- حرکت چیه؟-

حرکت لعنتی چیه؟- .خون ریزی-

.لارنس رو فرستادم داخل

.ای خائن آزاردهنده بدبخت .ولی تو من رو منحرفم کردی

!تو همیشه، روی گردن من حق داری

.کارت تموم شده .از جلو چشمام گمشو

مامان؟

.لارنس، این جورج وایت هستش

.نمایش تموم شده، بس کن .تکرار میکنم، تمومش کن

.کی دورتر انداخت؟ اوه، نه

من اومدم تا صدای یه دونه جویی که 4800 کیلومتر .اونطرف‌تر به زمین انداخته شده رو تشخیض بدم (کلا میخواد بگه خیلی تشخیصش بالاست و اومده گندکاری درست کنه)

یه مامور قدیمی رو دوباره روی کار آوردم .تا افتضاحی که توی تهران به بار اومده رو مرتب کنه

فکر کردم اهرم فشار کافی‌ای روی اون دارم

.و معلوم شد اونم همونقدر مثل من داره

.روی ما، در واقع

.ادامه بده

.کار مارکوس رینولدز

.بگو که تو حلقه حفاظتی داری

..اون یه اعتراف نامه داد، برای یه سری چیزا

.این یه نواره- !کریست-

.‌زنش اون رو دید .بردار زنش هم همینطور-

ولی اونا بازداشت شدن؟

،واکر بی‌احتیاط عمل کرد .بدون مجوز من

.اون ترسید

.فرار کرد

.میرم به هواپیما- .نه. مجبور نیستی اینکار رو بکنی-

،اگر این گسترش پیدا کنه ،منم کنارت باهات میسوزم

پس منو ببخش اگر بهت اعتماد ندارم که .باید با این تنهایی دست و پنجه نرم کنی

مترجم: آرمان Arman-1379

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.