All language subtitles for Kokdu.Season.of.Deity.E08.HDTV[@AirenTeam]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

لیدر تیم توروخدااا- گفتم که سرم شلوغه-

توروخدا- عجب بابا-

یه میزه که روش نوشته گوکدو

توروخدا خوب دنبالش بگردین

یه عالمه سمساری هست

فقط با یه اسم که نمیشه پیداش کنم

دو برابر

دوبرابر میخرمش

دختر جان

با اون پول تاکسی هم نمیتونم بگیرم

بفرما برو

هوف خب چهار برابر- ...ای بابا این دختره-

دل آدم رو به دست آوردن رو خوب بلدی

ولی باید پولشو جلو جلو بدی

باشه

این دختر چشه

فقط آدمو به دردسر میندازی

...اون که

...نه هان گه جول

هان گه جول برو بیرون

!برو بیرون هان‌گه‌جول برو بیرون

!هان‌گه‌جول...هان‌گه‌جول

!صدام بزن! تو روخدا صدام بزن

اَه

!تو رو خدا صدام کن

...گوک- آره آفرین-

...گوکدو

یه بار دیگه...دوباره

...گوکدو لطفا برگ..ر- دوباره صدام بزن-

!هان گه جول

...تو

تو چرا یهو پیدات شد؟

کیم یانگ جا؟

...ببخشید

...ببخشید

...آخه

جریان چیه؟

اگه دلیلتون رو توضیح ندین مجبوریم زنگ بزنیم پلیس بیاد

نمیخواستم بهش صدمه بزنم ...تو رو خدا

لطفا گزارشم نکنین

آخه

اینجا دنبال چی میگشتین؟

نتیجه های آزمایش

چی؟

غیر از دیابت شدیدتون مشکل دیگه ای تو آزمایشتون نبود

...من

انقدر دیابتم شدیده که نیاز به تزریق انسولین دارم

اولش به صاحبکارام راستش رو میگفتم

ولی همش اخراجم میکردن

میگفتن از اینکه بهم کار بدن معذب میشن

برای همین این دفعه هیچی نگفتم

...از ترس اینکه رئیسم بفهمه

...اگه از اینجا هم اخراج بشم

دیگه جایی ندارم برم

حالت خوبه؟

الان که دقت میکنم حتی ازتون تشکر هم نکردم

ممنونم

خداروشکر تونستم کمکت کنم

...ولی

چجوری سر بزنگاه رسیدین؟

...یه چیزی جا گذاشته بودم

برای همین اتفاقی شد رسیدم

اتفاقی یه سری زدین و اتقاقی کمکم کردین؟

از کی تعقیبم میکردین؟

...از کی

فهمیدی؟

تو راه کلینیک از پشت سرم صدای پا میومد

از فکر اینکه یه مرد افتاده دنبالم ...یکم هیجانزده شده بودم

از اینکه من بودم خورد تو ذوقت؟

شما مطمئنا از اون تیپا نیستین که بزنین تو ذوق کسی

...فکر کنم

از اون تیپا که کسی ازم خوشش بیاد هم نیستم

برای همین همش دنبال میز و صندلی گوکدو میگردی

نکنه تا اونجا هم دنبالم میکردین؟

گفتی میترسی- بله؟-

وقتی پارک‌چونگ‌سونگ غیبش زد گفتی که ترسیدی

چون فکر کردی ممکنه کار کیم پیل‌سو باشه

من یه آدم معمولیم

برای همین قدرت پیدا کردن و محافظت ...از کسی رو ندارم

...این شد که

...کاری که میتونستم رو

انجام دادم

زحمت الکی کشیدین

لازم نبود به این کارا

...از اونجا که همش دنبال گوکدو میگردی

فکر کردم بهتره اینطوری احساساتم رو منتقل کنم

احساسی که ندارین رو چجوری میخواین منتقل کنین؟

پروفسور شما منو دوست ندارین

آخه من تو کراش زدن حرفه ای ام میدونم دقیق کجا دارن دست رد به سینم میزنن

گفتی وقتی گوکدو بودم دوستت داشتم

میخوام بدونم چیت رو انقدر دوست داشتم

...برای همین

میخوام همه‌ی زمان هایی که به عنوان گوکدو گذروندم رو مال خودم کنم

واسه زمانی که هیچ خاطره ای ازش ندارین طمع نداشته باشین

اونجوری ممکنه بدتر مریض بشین

همینجوریشم مریضم

...برای همین

میخوام خوبم کنی

شاید گوکدو برام یکی مثل هاید توی جکیل و هایده

یعنی چند شخصیتی؟- بله-

از نظر پزشکی مطمئن نیستم ولی اینطور برام به نظر میرسه

...نمیدونم چرا گوکدو پیداش شد ولی

چیزی که میدونم اینه که اون در من روی تو وسواس داره

...برای همین اگه تو همش دلت براش تنگ بشه

میترسم دوباره پیداش بشه

یعنی میگی

حتی دلتنگش هم نشم؟

...میدونم که به گوکدو احساساتی داری

پس شاید ممکنه بخوای

اون در من وجود داشته باشه

...اون

بله درسته

نمیتونم دروغ بگم

...ولی موضوع اینه که

تو دنیایی که مردم باید دیابت داشتنشون رو هم قایم کنن

من میتونم با حضور اون در خودم زندگی کنم؟

لطفا کمکم کن تا اون شخصیت که ...اسمش گوکدوئه ناپدید بشه

تا من بتونم به عنوان دوجین‌وو زندگی کنم

...حتی اگه بهت احساسی هم نداشته باشم

میتونیم مثل یه دکتر و مریض خوب همدیگه رو ببینیم

...من دربارش فکر میکنم

دکتر هان

...گوکدو فقط

یه توهمه

به خاطر یه خیال واهی که معلوم نیست کی غیبش بزنه

به احساساتت آسیب نزن

...نکنه

مامانم رو میشناسی؟

باید بشناسمش؟

...نکنه

...مامانم رو

میشناسی؟

...خوبم میشناسم

هم تو هم مامانت رو

اینکه خاطراتشون فرق میکنه رو نگاه کنی

فکر کنم واقعا چند شخصیتی باشه

اهههه چرا گوکدو خیال واهیه

اه خیلی اعصاب خوردکنه

...از تو دارم میسوزم

...باید زودتر بهم میگفت

...الانکه دیگه دلم برای یه خیال واهی رفته

یعنی حالا این ورش مال منه نه؟

...جون به جونت کنن

تو خودخواهی تکی

آدم شناسیت پیشرفت کرده

من خیلی خودخواه تشریف دارم

...معجزه ای که دنیا دیگه مثل اون

نداره؟

!باشه تو خوبی

...بازم

دلم براش تنگه

سلام مدیر بخش بازبینی دارویی ...وزارت غذا و دارو

نام‌سوک‌هو هستم

(فرم تجویز) در ۲۹سپتامبر ۲۰۲۲

مایلیم بهتون اطلاع بدیم که اکسس؛ ...داروی جدید پیل‌سونگ بایو مجوز

فاز سوم آزمایش بالینی رو دریافت کرد و رسما موفقیت آمیز بود

تبریک میگم جناب

امروز یه روز تاریخیه

طی یک ماه داروی جدیدمون اکسس که برای بازسازی غضروف استفاده میشه منتشر خواهد شد

وقتی پیلسونگ بایو محبوب بشه

تبدیل به غول صنعت دارو میشیم که حتی میتونیم با خود پیلسونگ هم رقابت کنیم

حالا بیاید از زیر سایه ی گروه پیلسونگ ...بیرون بیایم و

!و وارد تجارت دنیا بشیم

بلهههه

احسنتتت

واقعا دو‌جین‌وو از لیست خبر نداره؟مطمئنی؟

ممکنه شستش از یه چیزی خبردار شده داره گولت میزنه

...منم همین فکر رو کردم و

...پارک چونگ سونگ رو گرفتم ولی

هر چقدرم شکنجش میکنم ...بازم میگه چیزی نمیدونه

تازه

هیچ اثری هم از اینکه دو جین وو جداگونه با پارک چونگ سونگ تماس گرفته باشه هم نیست

دارویی که ده سال منتظرش بودم داره منتشر میشه

نمیشه ریسک این بمب ساعتی رو قبول کنم

من جمع و جورش میکنم

اون میمیره...چه به خاطر مسمویت مونوکسید چه بخاطر تصادف

نظرتون چیه علت مرگش سکته قلبی ناگهانی باشه؟

برای چی داری میبریش؟

چون دیگه احتیاجی بهش نیست

میخوای بکشیم؟- تو میمیری-

فردا که بیاد تو کاملا میمیری

چرا فردا؟

چون فردا چهل‌نهمین روز بعد از مرگته

فکر کردی همینجوری الکی ۴۹ روز برای مرده ختم میگیرن؟

معنیش اینه حتی قوی ترین روح ها هم بعد از اون روز نمیتونن زنده بمونن

...پس بیخیال این بدن محکوم به فساد شو و

بدش به ارباب گوکدو

خدا بهت یه روز دیگه رو هم وقت داد

بشین فکر کن اون یه روز رو صرف ...هان گه جول میکنی

یا برای خودت

تو خواهی مرد

وقتی فردا از راه برسه

تو کاملاً میمیری

...من نجات پیدا میکنم

و ادامه میدم

دکتر هان

چی شما رو به اینجا کشونده، پروفسور؟

چون نگران بودم اومدم- نگران؟-

...یه تماس

از مرکز سلامت عمومی یونگ‌پو داشتم

گفته شخصاً برم

اگه میخوام برنامه دکترِ تماس خانگی رو درست کنم

اما میدونی این روز‌ها تو بهترین حالت نیستم

...میترسم اگه تنها برم اتفاقی بیوفته

...اوه... متوجهم

پس لطفاً همراهم بیا

اوه، صبر کن

الو؟- !اوه، بانوی جوان-

!من اون میز رو پیدا کردم، زودباش و بیا

واقعاً؟

...اما

من الان یه کم سرم شلوغه

پس حدوداً دو ساعت دیگه میام اونجا

من به زحمت تونستم از توده زباله بیرون بیارمش

ظرف 30 دقیقه بیا

ال...الو؟

...لیدر تیم! لیدر

...خوب

یه چیز خیلی مهم پیش اومد

لطفا اول به مرکز سلامت عمومی برو من درست بعدش دنبالت میام

من باهات میام

!تو نمیتونی

...این چی هست که

مگه چه جور رابطه‌ای داریم که همه جا با همدیگه بریم؟

حداقل، همکار که هستیم؟

یه حد و مرزی هست که بین همکارها باید رعایت بشه

و تو کمی از اون رد شدی

رابطه پزشک و بیمار چطوره؟

من دقیقا کی رو باید درمان کنم؟

گوکدو، کسی که

با وجود تند صحبت کردنش، حداقل آزاد به نظر میرسید

اون بدون هیچ مشکلی صحیح و سالم بود

اما پروفسور

به نظر میرسه شما همیشه نگران و ناراحت هستید

شاید گوکدو همون کسی باشه که شما همیشه می خواستید باشید، پروفسور

چطوره سعی کنید بهش اعتراف و قبولش کنید؟

این غیر ممکنه

از اونجایی که ما دو شخص متفاوت هستیم

پروفسور من فکر می کنم

گوکدو خود شما بدون خاطراتتون بود، پروفسور

فکر میکردم وقتی حافظتون برگرده

یه مسیر گل و بلبل به دست میارم

اما با وجود اینکه حافظتون برگشته

قلبم مثل میدون مین میمونه

من احساس می کنم

بین شما دو تا گیر افتادم

با خودم فکر کردم باید دیوونه شده باشم

اما بعد از شنیدن حرف هات

بالاخره فهمیدم

برای من، گوکدو

خاطره دیگه‌ای از شما نیست، پروفسور

حتی شخصیت متفاوت شما هم نیست

اون فقط یه آدم متفاوت با شما بود

میدونم اصلاً با عقل جور در نمیاد

با عقل جور در نمیاد

اما درواقع کدوم احساسات با عقل جور در میان؟

داری میگی

علاقه‌ای به کمک به من نداری؟

منظورم اینه من لایق کمک به شما نیستم

تمام تلاشم رو می کنم تا یه دکتر دیگه برای شما پیدا کنم

متاسفم

نه

چه به خاطر مسمومیت کربن مونوکسید بمیره

چه تصادف، در نهایت اون میمیره

چطوره با سکته قلبی ناگهانی روش سرپوش بذاریم، رئیس؟

این برف چی میگه؟

!هی، بیمار

حالت خوبه؟

چطور جرئت میکنی به من دست بزنی؟

!زودباش، گوکدو. برگرد

اوک شین، بالاخره تونستی یه کاری انجام بدی

(گوکدو) !این خیلی سنگینه

!اون باید از میز خودش دفاع کنه

!زودباش، گوکدو. برگرد

!صدامو نمیشنوی؟ یه ثانیه بیا اینجا

!بهت گفتم بیا- باید تمومش کنی-

به اندازه کافی صدام کردی

بهت گفتم توی مرکز سلامت عمومی صبر کنی، پس چرا اینجایی؟

اشتباه فکر کردم وسط قطع رابطه هستیم، چون خیلی صبر کردم

...اما تو سعی کردی این میز رو برگردونی

الان داره باهام غیررسمی حرف میزنه؟

پس میگی بهت بر خورده، هوم؟

...فکر کردم دیگه نمیبینمت

هرچی قلبم ضعیف تر بشه

بهتر میتونم چیزهایی که اجازه میدم ازم عبور کنن رو بفهمم

قلب من الان

چقدر می‌تونه ضعیف باشه؟

پرو...پروفسور، دیوونه شدین؟- یهویی؟-

لمس کردن دیگران بدون اجازه آزار جنسی محسوب میشه، درسته؟

!این واقعاً بهم برخورد

!اصلا به نظر نمی‌رسه بهتون برخورده باشه

چطور میشه افراد مقصر همیشه حرف تکراری بزنن؟

حدس میزنم همتون توی !یک مدرسه و یک سمینار شرکت کرده باشید

من احساسات خودم رو میشناسم، پس تو چی میدونی؟

!ای..این رو ببین

!م..من داره مورمورم میشه

!و قلبم داره تندتند میتپه

...چرا

چرا قلبم‌ همچین میکنه؟

...تو دوره‌ای که نبودم وضعت بدتر شده

اون یارو دو جین وو چیکار کرد؟

...هان گه جول، منم. به من گوش بده- !صبر کن، وایسا-

اول به من گوش بده، پروفسور

خیلی واضح بهت گفتم

من کسی نیستم که همزمان به تو و گوکدو خیانت کنم، پروفسور

میدونی من برای خودم چی‌ دیدم و شنیدم؟

اما به نظرم اونایی که میگن یه جور خاصی نیستند دقیقا همون شکلی هستند

اوه؟ میبینم این شکلی در موردم فکر کردی

!استاد خیانت و متخصص سخت به دست آمدن

یه همچین چیزی- متخصص؟-

امکان نداره. اشتباه برداشت نکن

تو هیچ مهارتی در این زمینه نداری

پس چرا حتی به حرفی که میزنی توجه نمیکنی؟

پونصد بار بهت گفتم که ما اینجور نیستیم

و حد و مرز رو نگه دار پس چرا مدام پات رو فراتر از حد میذاری

این رو میگم چون خوب یادم نمیاد

اما ما چه رابطه ای داریم؟

ما قبل از تعیین حد و مرزیم یا درحال تعیینش هستیم؟

!باز هم، باز هم! باز داری این کار رو انجام میدی

اگر به این رفتار ادامه بدی !پس احتمالاً من اون حد و مرز رو کامل داغون کنم

!خیلی خوب، چه فکر خوبی

نباید هیچوقت چنین حدی بین زن و مرد تعیین کنی

-و این مثلا چه معنی داره

مگه اون ضرب‌المثل درمورد تعیین حد و مرز شبانه نشنیدی؟

چرا داری از امثال و حکم استفاده میکنی؟

اوه، از یه جای مقدس یا همچین چیزی افتادی پایین؟

مگه احمقی؟

جو معمولی، جین دو، نامعمول نمیفهمی؟

این جملات یهویی چی‌ میگن؟

حتماً یه جای مقدسی چیزی مخفی شده بودی

...حالا که بهش فکر میکنم، یه چیز عجیبه

داری باهام غیررسمی حرف میزنی

و با خشونت رفتار میکنی

تو گوکدویی، درسته؟

تو گوکدویی، درسته؟

نکنه من گوکدو هستم؟

که بتونی دوباره من رو پس بفرستی؟

من دو جین وو هستم

فکر نکنم، تو قطعاً گوکدو هستی

گفتم که نیستم! مگه کل زندگیت بهت دروغ گفتن که باورت نمیشه؟

در هر حال

رابطه‌ای که داریم جوریه که حد و مرز رو زیر پا گذاشتیم

چه اتفاقی میوفته اگه تو چنین رابطه‌ای فراتر از حد برم؟

جنگ یا اتحاد پیش میاد؟

میبینی، میبینی! تو قطعاً خود گوکدویی

حالا هرچی، تو نمیتونی چنین !چیز‌های احمقانه‌ای رو انقدر بامحبت بگی

چی؟ احمقانه؟

...برای همین تو همیشه

فکر کردی مهربانانه بود؟

تو با گوکدو‌ مهربون بودی و دوستش داشتی، آره؟

از اونجایی که اون ناپدید شده دلت براش تنگ شده یا میخوای برگرده؟

پروفسور

داری من رو با تظاهر به گوکدو بودن، امتحان می کنی؟

از کجا میدونه داشتم امتحانش میکردم؟

میفهمم، دارید این کار را می‌کنید چون نگرانید

چون چیز زیادی در مورد اختلالات چند شخصیتی نمیدونیم

احتمالاً میخواید هر چیزی رو امتحان کنید، حتی اگر امید واهی باشه

چند شخصیتی؟- ...اما با این حال-

من قبلا بهتون گفتم چه احساسی نسبت به گوکدو دارم

در مورد من چه فکری داری؟

پس

نمیتونم اجازه بدم گوکدو برای همیشه ناپدید بشه

پس درمورد من چه فکری داری؟

چیز دیگه‌ای ندارم که بهت بگم

لطفاً یه دکتر دیگه پیدا کن

سایت مزرعه دگوالیونگ یا کارخونه آنسان رو چک کردی؟

ه..هی، اون ملک گانگنام رو‌ که نفروخته، نه؟ ملک گانگنام رو چک کردی ؟

بله رییس، ما همه چیز رو بررسی کردیم

هیچ کدوم این‌ها انتقال مالکیت نداشتن

اوکی، خسته نباشی

خسته نباشی، منشی جانگ

دوباره از منشی جانگ چه کاری خواستید؟

دارم بررسی میکنم ببینم گوکدو دوباره هیچ انتقال مالکیتی انجام داده یا نه

چرا؟ میترسی همه چیز رو به خیریه داده باشه؟

آره

نمیدونم چرا اون شیطان عوضی تظاهر به خوب بودن میکنه

این طور نیست که آب گل آلود با یه قطره وایتکس تمیز و خالص بشه

چرا هردفعه اون با پول من خودنمایی میکنه؟

!هی

اینجوری درمورد ارباب گوکدو بدگویی نکن

تو همیشه آدم لازمی برای بقیه بودی؟

آدم؟

آدم؟

من آدم نیستم

به هر حال، چون الان یهویی مرده نتونسته عضوی اهدا کنه

واو، معلوم شده که دو جین وو

یه نعمته !بهت گفتم که نعمته

!واو! ترسوندیم

واقعا؟

یه نعمت؟

دو جین وو! چی شده؟ چرا اینجایی؟

چیه؟ حالا میخوای بدنتو اهدا کنی؟

فکر خوبی کردی دو جین وو

،پس شما داشتین موقع غذا خوردن

،واسه خودتون دروغ میگفتین

و منتظر بودین میوه ها از درخت بیوفتن آره میدونم

یه چیزی درست نیست

یک چاقو در حال پرواز و مستقیم داره به قلب من فرو میره

من نمیتونم برگردم !چون شما کلا مغزتون تعطیلا

!هی

!اوه، ارباب گوکدو

!ارباب گوکدو

شین سه گی

یونا

یو سوب، نانا

همه اینا شخصیتن؟

اونا همشون بنظر مهربون و خوبن پس چرا میخوای به فناشون بدی؟

آره، حق با توئه

ولی همه اینا قیافشون خوب میزنه

ولی مثل انگل هایی هستن که درون چا دو هیون زندگی میکنن

خیلی خب

ارباب گوکدو، اگه جاش بودی

مهم نیست این انگل ها خوبن یا بد

،باهاش زندگی میکردی

یا دارو میخوردی و میکشتیشون؟

مگه کمونیستی که حرف از کشتن میزنی؟

و

هان گه جول نمیتونه این کارو کنه

…ظاهرا

منو دوست داره

چی؟

با زبون خودش گفت

که دوستم داره

ظاهرا دو جین وو اونقدرا هم عالی نیست

هان گه جول تو شخصیت شناسی خوبه

یه چیز درست بگو جون جدت

اگه تو رو دوست داشت به زندگی بعد از مرگ می فرستادت؟

اون موقع نمیدونست ولی الان فهمیده

خیلی دوستم داره !حتی میزم رو هم برگردوند

اما امکانشم هست که اون میز اونقدر قدیمی بوده که از شرکت بازیافت پس آورده باشن

قبلا نمیدونست ولی بعد از رفتنم فهمید که چقدر دوستم داره

!این کلاسیک ترین حالته

کلاسیک همیشه ماندگاره، آره

به نظر میرسه دو جین وو و هان گه جول

صمیمی تر از چیزین که همچین فکری کنیم

هیچ راهی براتون نبود که ازش رد شین ارباب‌ گوکدو

!اوک شین،‌ چطور جرئت میکنی

!دهنتو ببند

ارباب گوکدو، هان گه جول هرشب گریه میکرد و میگفت دلتنگ شماست

مگه نه؟

همین، تو چی ممکنه درباره احساس یک زن بدونی؟

ظاهرا یه جلسه مخفیانه گرفتن و درمورد ناپدید شدنتون بحث کردن

نه نه گفت این کارو نکرده

ارباب گوکدو، حتی اگه شما رو انسان بدونن

نمیتونن درمورد همچین چیزی بحث کنن

شما برای اونا

یه انگل خوشتیپ هستین

چیزی واسه کشتن

واسه کشتن؟

بیا اینجا

!هی، جناب خالق

بزار یه لحظه دو جین وو رو ببینم

نمیخوام بهش آسیب بزنم

فقط باید یه چیزی ازش بپرسم

از کجا احساس هان گه جول رو شنیده؟

من باید کسی باشم که میشنوه

،حالا نمیخوام اسرار بهشت رو فاش کنم

پس فقط یه لحظه کارش دارم

خیلی خب

باشه

!میدونم که صدامو شنیدی میخوای همینطوری باشی؟

…این فقط یه ذره از اسرار بهشته

!تو میدونی میتونم بفهمم

،که دوستم داره

یا نداره

داره یا نداره

داره

نداره، داره، نداره، داره

…نداره، داره، نداره

فقط صادق باش و بگو که شکست خوردی

اینجوری باید یه نفر دیگه رو استخدام کنم یا فکر دیگه کنم

چی؟

دو جین وو مثل دود غیب شد؟

!این خیلی عجیبه

حتما دوربین مشکل داشته !این اصن معنی نمیده

دقیقا، اصلا امکان نداره

از همه جا پرسیدم چون میدونستم این‌ واکنشو نشون میدی

پرستار گفت

که قطعا مرده

…قلبش ایستاده، ولی

دوباره زنده شده

،یعنی ممکنه دو جین وو زامبی باشه

و دوباره زنده شده - حتما -

…چونگ شیک

امکان نداره

باید استراحت کنی

…دو جین وو

انسان نیست

پس

دارم بهت میگم

نباید به چشم انسان ببینیش

چه اتفاقی‌ واسه پروفسور دو افتاده؟

دیشب آزاد شد

،اگه قرار بود اینقدر راحت آزادش کنی

چرا اونقدر خشن دستگیرش کردین؟

،من واقعا ترسیدم که ممکنه قاتل باشه

و حتی نتونستم بیام ملاقاتش

من بهت گفتم آزادش کردیم ولی نگفتم که قاتل نیست

چه فرقی دارن؟ - خیلی فرق دارن -

این یعنی مدارک کافی ندارم ولی حدسم همونه

یه نفر دوباره ناپدید شد

این چطور ممکنه؟

از اونجایی که پیش همیم بزار یه چیزی ازت بپرسم

این جز تحقیقاته پس باید جدی جواب بدی

چیه؟

پروفسور دو

یه خانواده مخفی داره، آره؟

این که به سرپرستی گرفته شده هم راز محسوب میشه؟

همونطور که انتظار داشتم

حالا چقدر درمورد والدینش میدونی؟

اونا مردن

مطمئنی که بچه یه انسانه؟ - چی؟ -

شاید از یه سیاره دیگه اومده باشه یا شاید جارو بوده باشه

!نه تا دم داشته باشه، یا بتونه تلپورت کنه

…یا

یا شاید بدنش انرژی سردی داشته باشه حسش کردی، مگه نه؟

از وقتی گفتی رامن بگیریم، میدونستم

!نه نه !فکر نکن بخاطر اینه که بهت علاقه دارم

حداقل جملاتو خوب حفظ کردی

ممکنه واسه بعضی از دخترا جذاب باشه

به هر حال واسه من جذاب نیست

!تو هم تایپ من نیستی - حالا چرا منو گرفتی؟ -

گوش کن شاید نظرت عوض شه

عوض نمیشه. پس لازم نیست گوش کنم، درسته؟

این اوپاست؟

،فکر کردی اگه بری روستا

نمیتونم پیدات کنم؟

…رامن خوردن با یه پسر

زندگی خیلی‌خوبی داری

حالت خوبه؟

…ل..لطفا کمکم کن

از اینجا برم بیرون

البته

لازم نبود حالا همچین نمایشی راه بندازی

جواب استاکر ها، پلیس هان

زود باش گزارشش بده

،تو بهترین حالت

بهم حکم منع و ساعت هوشمند میدن

این چیزی رو حل نمیکنه

ولی بازم اگه این کارا رو کنن

اینقدر بی شرام نبودن

منظورت بی شرمه

چه بی شرام چه بی شرم

فقط تا وقتی محکم بهشون هشدار بدیم، جواب میده

،تو میدونی، اگه این شایعه پخش شه که یه زنی استاکر داره

فقط کلی حرف درموردش می پیچیه که اون آدم مزخرفیه

همچین آدمایی متوهمن

پس اگه ولشون‌کنیم، اشتباه برداشت‌ میکنن

باید به پیام قوی براشون بفرستیم

پس فکر کنم بتونی همینجوری دنبالم کنی کاراگاه

چرا باید دنبالت کنم؟

فرستادن پیام تخصصت نیست؟

!من تمرین نکردم که برات پیام بدم

خدایا، میدونی‌ من چقدر مالیات دادم؟

نمیتونم یکم سود ببرم؟

،اگه یه کارمند دولتی طبق احساسات شخصیش همچین کاری کنه

مردم بهش میگن دزد مالیات

اوه، احساس شخصی؟

الان گفتی که بهم حس داری؟

!من فقط نگرانم !نگران مالیات این کشور

نگران نباش

ارزش مالیاتم رو میفهمم

تو گفتی راجع به پروفسور دو کنجکاوی، درسته؟

یه سوالو جواب میدم

هر روز

داری میگی میخوای بیست سوالی باهام بازی‌ کنی؟

داری به این فکر میکنی که بیست روز منو ببینی؟

بدون داشتن احساسات شخصی اصلا آسون نیست

دو جین وو کیفشو توی آمبولانس جا گذاشت

کارتت داخلش بود، بخاطر همین بهت زنگ زدم دکتر

پروفسور دو توی آمبولانس چیکار میکرده؟

با ماشین تصادف کرده

از لحاظ جسمی حالش خوبه؟

تصادف با ماشین؟

انگار آسیبی ندیده بود

خدایا، خیالم راحت شد

بدنش حسابی داغون شده بود قلبش هم از کار افتاد

قلبش ایستاد؟- آره-

هیچ علائم حیاتی نداشت

ماهم فکر کردیم مُرده و داشتیم میرفتیم سمت سردخونه

وقتی یهویی به هوش اومد حسابی شوکه شدیم

...یهویی

به هوش اومد؟

!جلوی من نمیر

....امکان نداره- و بعد-

...یهویی شروع کرد به خفه کردن من

...واو

اون لحظه فکر کردم آخر و عاقبت خودم به سردخونه ختم میشه، نه اون

...گوکدو

خودشه

...گوکدو برگشته

!همونجا بمون تا من برسم

حق نداری غیب شی، فهمیدی؟

دوستم داره، دوستم نداره

داره، نداره

...داره، نداره

داره، نداره

...یکی خرابکاری میکنه

ولی بقیه مجبورن جمعش کنن

به این میگن سلسله مراتب

...داره، نداره

جدی من نمیدونم دارم به یکی خدمت میکنم

یا دارم یه پسرو بزرگ میکنم

دوستم داره

بهرحال، من حرومزاده نیستم

‌...خدایا، از دست این برگای لعنتی

!خدای من

آروم باش

اوناهم برای افشای رازهای بهشت زندگی سختی رو میگذرونن

درهرصورت

چقدر گریه کرد؟- کی؟-

گفتی هان گه جول بخاطر اینکه دلش برام تنگ شده، گریه کرده

و از بس افسرده بوده حتی نمیتونست مریضارو درمون کنه

خب، در اینمورد یکم اغراق کردم

ولی هیچوقت نگفتم که از شدت افسردگی ...نمیتونسته مریضارو درمون کنه

نه، گفتی دلش برام تنگ شده

وقتی دلش برام تنگ شده پس حتما گریه کرده و همین هم باعث افسردگی میشه

واضح نیست؟

چی؟ چرا نمیگی که سه تاهم بچه آورده؟

هان گه جول گفته میخواد بچه های منو بدنیا بیاره؟

خدای من، دختر سالمیه نه؟

امکان داره تو دو ماه سه تا بچه رو بدنیا بیاره نه؟

چطور یه آدم میتونه توی دوماه سه تا بچه بدنیا بیاره؟

نمیتونی؟- نمیتونی؟-

اگه خیلی تلاش کنیم امکانش نیست؟

چرا خودت ازش نمیپرسی؟

که عین بارون بهاری اشک میریخته یا خودشو با گریه خفه کرده

بیا

...میدونستم

خیلی محکمی- منظورت چیه؟-

از نظر خودخواه بودن

من؟ امکان نداره

اگه پروفسور دو بود کوچکترشو انتخاب میکرد

ولی همونطور که انتظار میره، تو محکمی گوکدو

چی میگی؟ من دو جین وو ام

موقع حرف زدن غیررسمی حرف میزنی و حرف و رفتارت خشنه

پروفسور دو هیچوقت چنین کاری نمیکنه

چی، اون یه قدیسه‌س؟

دو جین وو هم غیررسمی و خشن حرف میزنه

خیلی از آدما اینجورین

خیلی از آدما با خفه کردن یکی دیگه شروع نمیکنن

بیا

ظاهرا دیروز توی آمبولانس جاش گذاشتی

باید خداروشکر کنی که امدادگر آدم خوبی بوده

خیلیا همون اول کار ازت شکایت میکردن

...باید دیگه اعتراف کنی

!گوکدو

خیلی زود فهمیدی

هیچوقت تصور نمیکردم که

خدای زندگی پس از مرگ وانمود کنه یکی دیگس

!چی؟ وانمود

اگه وانمود نبوده پس چی بوده؟

باید خوشحال باشی که از دستت عصبانی نیستم

چرا تو باید عصبانی شی؟ اون منم که باید عصبانی شم

اون کیه که داره دیوونم میکنه. که یه روز ازم متنفره یه روز دلش برام تنگ میشه؟

و مجبورم میکنه بین این دنیا و پس از مرگ هی رفت و آمد کنم که عصبانی شی؟

کی بدون هیچ حرفی غیبش میزنه که اعصابت خورد شه، ها؟

!حداقل قبل رفتن باید خدافظی میکردی

کی بدون اینکه بهم فرصت خدافظی بده منو فرستاد برم؟

یجوری حرف میزنی انگار تقصیر من بود- مشخصه که تقصیر تو بود-

چطور میتونی چنین حرف مسخره ای بزنی

بهت گفتم کلمه ها قدرت اینو دارن که آدمارو بکشن یا نجات بدن

مخصوصا حرفای تو

داری میگی حرفای من یادداشت مرگن که میتونن کسی رو بکشن یا نجات بدن؟

دارم بهت میگم بری، گوکدو

!توروخدا فقط غیب شو

لطفا برگرد پروفسور

!برگرد پروفسور

اون اتفاق بخاطر این افتاد

که من بهت گفتم غیب شی؟

هر لحظه که فرو میریختم

بخاطر حرفای تو بود

...امکان نداره

...حرفات منو میکشن

متاسفم

پس، تا وقتی اون حرفارو نزنم

دیگه غیب نمیشی؟

چرا؟ دوست نداری غیب شم؟

خوشت نمیومد؟

اوه، خوشت نیومده. هان گه جول واقعا خوشت نمیاد

گریه کردی، نه؟

!یعنی، معلومه که خوشم نمیومد

چرا؟ چی واضحه؟

چرا اینقدر واضحه؟

...خب

!چون تو صاحب خونه ی منی گوکدو- چی؟-

اگه صاحب خونم غیبش بزنه چه بلایی سر 100 میلیون وون پولم میاد؟

پروفسور از قرارداد ما خبر نداره

پس میتونی همینجوری 10 سال کرایه ی منو برداری و غیب شی؟

!کلاهبرداریه

پس داری میگی به من فقط بعنوان صاحب خونت فکر میکنی؟

!من بعنوان یه خدا، از یه صاحب خونه بزرگترم ها

نه، نه. اگه میخواستی توی کره عالی باشی

حداقل باید یه گابلین میبودی، یا یه روباه نه دم یا حتی خدای بزرگ جهان زیرین

چطور میتونی منو با یه جارو یا روباه مقایسه کنی؟

جارو یا عروسک، هردوشون کوچک و بی اهمیتن

عروسک؟

!عروسک

!چه ناچیز

بعد از هزاران سال دارم یه مشت چرت و پرت میشنوم

گوکدوی زاهد درحالی که سوار بر ققنوسه، راه رو نشون میده

گوکدوی جنگجو با شمشیرش از مسیر محافظت میکنه

این گوکدوی خوشکلِ خادم منتظر مرده ها میمونه

و گوکدوی دلقک توی آخرین مسیرشون با فلوت زنی اونارو سرگرم میکنه

حالا میفهمم که چرا خدای جهان غرب بت پرستی رو ممنوع کرده

هیچ صنعتگر با استعدادی نمیتونه خدایی درخور وجود رو به تصور بکشه

به لباساشون نگاه کن. دوران من لباسا اینقدر رنگی نبودن

چجوری بگم؟ شیک تر و پیشرو تر بودن

خب، از اونجایی که اینا متعلق به اواخر قرن نوزده هستن

احتمالا نشون دهنده ی مدّ روز همون موقع‌ست

اوه، هان گه جول

زیر و رو کردن اطلاعات دوست پسرت تموم شد؟

... چه پرتلاش

خدایا، کی گفته تو دوست پسرمی؟

ولی درست نیست که اینجوری زیر و بم زندگی دوست پسرت رو دربیاری

چرا اطلاعاتی که از منابع درست نیستن رو قبول میکنی

باید مستقیم از خودم بپرسی

اینجوری میتونم با دهن خودم پز بدم که گوکدو بهترین و اولینشون بوده

درمورد گوکدوی اول صبح و سر گوکدو شنیدی

همش از خودم بوده

چرا؟ نمیدونستی اینقدر محشرم؟

نمیدونستم اینقدر بی حیایی

چطور میتونی هروقت دهنتو باز میکنی از خودت اینهمه تعریف کنی؟

میگم که بقیه بدونن اگه نگم که بقیه نمیفهمن

اگه نگی هم بقیه میفهمن

اگه یکی واقعا خفن و محشر باشه خودش نشون میده

چون هوا ابریه به این معنی نیست که مردم از خورشید پشت ابر خبر نداشته باشن

یه آدم اینجوری میشناسم

قطعا یکی بود

که از خورشیدی به اسم گوکدو خبر نداشت

بخاطر اینکه ابری مثل دو جین وو وجود داشت

کی گفته نمیدونستم؟

!از همون نگاه اول فهمیدم

نگاه اول؟ کِی؟

وقتی با امدادگر آشنا شدی؟ وقتی کیفو پس گرفتی؟

چطور میتونی درمورد چنین چیزی بحث کنی ؟

کی گفته دارم بحث میکنم؟

وقتی توی حیاط دیدمت وقتی که بغلم کردی

! همونموقع میدونستم

وقتی بغلت کردم؟

خدایا

...چطور بود که

فهمیدی؟

قلبت تند زد، سرت گیج رفت، چشات تمرکزو از دست داد

و نفسات عمیق شد؟

کی اینجوری متوجه میشه آخه؟

من

برای من اینجوری بود، برای تو نبود؟

چرا باید چنین سوال مثبت هجده ای بپرسی؟

اوه، درسته

برای یه خدا طبیعیه که گذشته و حال یکیو زیر و رو کنه

پس اینم بخشی از اون آزمایش مبتذلته؟

من به بقیه علاقه ای ندارم

چه با نگاه اول عقلشونو از دست بدن یا با بوسه ی اول نفسشون قطع شه، مهم نیست

من فقط میخوام درمورد تو بدونم

... هان گه جول

درباره من چه فکری میکنی؟

ببخشید؟

...من-من

(آخرش، گوکدو یه توهمه)

به خاطر یه خیال واهی که معلوم نیست کی ناپدید بشه

به احساساتت آسیب نزن

...نه

نه؟

چی؟

!نه. نه؟ نه منظورم این نبود

!مشکلی نیست! من خوبم

به هرحال من اونقدرام کنجکاو نبودم بدونم که !چه حسی داری

نمیدونم ممکنه اینجا چطور به نظر برسم ولی توی مسیر زندگی بعد از مرگم... چی بود؟

اوه، یه سلبریتی! من یه سلبریتی محبوبم

وقتی از کنارشون رد میشم، مرده ها برای دیدن چهره‌ام جیغ و داد میکشن

و نمیدونن که درحال خشک شدنن یا یخ زدن

من خیلیارو توی راه زندگی بعد از مرگ به دام انداختم

بنابراین وقتی جذابیت من روی کسی کار نمیکنه برای شغلم مشکل ایجاد میکنه

برای همین من فقط از روی کنجکاوی شغلی پرسیدم

میدونی دارم راجع به چی حرف میزنم، درسته؟

...آره

...آره

کنجکاوی... این فقط از روی کنجکاویه

...من فقط چندتا کلمه پشت سرهم ردیف کردم

...لعنتی

...لعنتی

تو یه رپری؟ تو یه رپری؟

چطوری تو این وقت کوتاه این همه کلمه پشت سر هم ردیف کردی؟

نمیتونستی فقط دهنتو ببندی و برگردی خونه؟

!آیگو... خیلی خجالت آوره

!من همشونو میکنم- !آقای گوکدو-

!همشونو از دم ریشه کن میکنم

!آقای گوکدو، آقای گوکدو

اون برگای درخت چه گناهی کردن !که مدام میچینیشون

منظورت اینه که اونا بیگناهن؟ !اونا بیگناه نیستن

!اون جادوگر تازه کار داره دستم میندازه

چطور جرات میکنی بعد از اینکه برات فال گرفتم اینطوری سر و صدا راه بندازی؟

خوب نیست که دیگه ادامه نداد؟

تصور کن هان گه جول بهت بگه دوستت داره

!اونموقع تو افق محو میشی

آرامش بخشه؟

بگو ببینم چی میدونی که فکر میکنی آرامش بخشه؟

قبلا رد شدی؟ هان؟

انقدر شرم آوره که ترجیح میدم محو بشم

میدونی این چه حسیه؟

!هیچ راهی نیست که بفهمیش

...مامان

چون خدا خیلی زود تورو برد

یاد گرفتم فقط یه آرزو داشته باشم

اونم این که تا آخر عمر یه کسی باشه که کنارم میمونه

ولی من مدام به مردی فکر میکنم که شبیه یه سرابه

باید دیوونه شده باشم

مامان باید بیای و قانعم کنی

که اگه حتی آینده‌ای باهاش ندارم

رویای باهاش بودنم نداشته باشم

باشه؟

(...خدایا)

(...من واقعا نمیخوام با هان گه جول روبرو بشم)

(نه، باید بهش نشون بدم که حالم خوبه)

(آره)

آره

چیکار میکنی؟

چرا انقدر زود تسلیم شدی، مرد؟

!فقط باید اینو بخوری و خوشحال بشی

مطمئنی اسفناجه که من بعد از خوردنش روحیه میگیرم؟

هویج برای چشم و خونت خیلی خوبه

!برای بدنتم همینطور

اینو تو دانشگاهای آمریکا تدریس نمیکنن؟

ما یه دکتر سبزیجات داریم، ها؟

وقتی اون یه موضوعی برای بحث پیدا میکنه دیگه ول نمیکنه

یه مرد وقتی شمشیرشو بیرون میاره باید یه چیزیو تیکه تیکه کنه

پدر و مادرم که منو یه آدم ضعیف و بدرد نخور بار نیاوردن

میبینیش، میبینیش؟

بخاطر این همه مردونگی و جذابیتش دلم رفت

تو

من؟

بخاطر اینه که اهل آمریکایی؟ تو مدام لحن حرف زدنتو عوض میکنی

من باید رازتو بدونم

رازم؟

برای چی؟ برای آواز خوندن؟ برای گیتار زدن؟

با این قیافت چطور تونستی

دل اون زن رو به دست بیاری؟

...اوه، آقای جان هاپکینز

حتی اگه اونقدر جوون به نظر برسم، نمیتونم !باهات بیرون برم

...خدایا

...من باید دیوونه شده باشم

خدایا- هی، مرد جوون-

!وقتی بزرگترت باهات حرف میزنه، بهش گوش بده

... توی بچه چطور جرئت میکنی

مهم نیست چندسالشه، فقط یه راه وجود داره

!اونم تلاش کردنه- چی؟-

!تلاش کردن

سعی کن مرد بهتری بشی

آره

تلاش کردن هیچوقت بهت خیانت نمیکنه

تلاش کردن؟

...تلاش کردن

انتخاب کن

خرید لباس و کیف دخترونه

این خیلی کلیشه‌ایه

درمورد این چه فکری میکنی؟

...نمیدونم

این یکی چی؟

هرچقدرم سبک پسرونه ترند باشه بازم نمیتونم از اینجور چیزا بپوشم

بهم نمیاد

چرا اینارو بپوشی؟

منو نیاوردی اینجا که برام لباس بخری؟

ما اینجاییم تا برای من لباس بخریم

لباس، تو؟ چرا؟

نمیفهمی؟ من دارم تلاشمو میکنم

تلاش میکنم تا به یه آدم بهتر تبدیل بشم

آیگو، تو به اندازه کافی خوب هستی چرا داری بیش از حد تلاش میکنی؟

میدونم. من همیشه خوب بودم و هستم

ولی بعد از اینکه منو رد کردی، غرور شغلیم به پایین ترین حد خودش رسید

چطوری میتونم بقیه رو با همچین جذابیت بی درخششی به زندگی بعد از مرگ همراهی کنم؟

بخاطر همین دارم تلاش میکنم

پس لطفا باهام راه بیا

!عالی بنظر میرسی! شبیه دسته کلی

این خوبه؟- آره، خیلی باحال و جذاب بنظر میاد-

خداییش جذابه؟ فقط یکم صبر کن

انگار من هدیه‌ایم که برای تو فرستاده شده

اوه، خیلی کیوته- کیوته؟-

...توصیف جالبی نیست- باحاله-

!باحاله؟ بیا یکی دیگه رو امتحان کنیم

یکیو انتخاب کن

گ-گوکدو توهم لباس زنونه میپوشی؟

نه، لباس زنونه برای توئه

من؟ چرا؟- چرا؟-

فکر نکردی که شاید باید بیشتر تلاش کنی؟

...نمیدونم... من که خیلی خوب به نظر میرسم

تو آیینه نداری یا وجدان نداری؟

...پول ندارم

تو خوش شانسی. من خیلی دارم

صبر کن. نه، همین خوبه

میدونی قیمتش چقدره؟

چطور ممکنه هیچ تمایلی به پیشرفت نداشته باشی؟

!بهت میگم برای من تلاش کن

نه

!گفتم نه

قرمزه- ...خ-خیلی قرمزه-

اون یکیو بخر

!اون یکی

این یکی و اون قبلیه که قرمز بودو برام بیار

منظورم اینه که چطوری میخوای این شکلی آدم بهتری بشی؟

حتی اسب ها هم قبل از مسابقه دادن با حبه های قند انرژی میگیرن

!باید حداقل قبل از اینکه تلاش کنم بهم قند بدی

پس میگی به شکر نیاز داریم، درسته؟

باشه. فهمیدم

...آیگو... خیلی خستم

...خیلی خستم

پادشاه جونگ یی دونگ توسط پیل سونگ) (در آغوش گرفته میشه؟

پادشاه جونگ یی دونگ توسط پیل سونگ) (در آغوش گرفته میشه؟

پادشاه جونگ یی دونگ توسط پیل سونگ) (در آغوش گرفته میشه؟

پیل سونگ میخواد ازت حمایت مالی کنه؟

آره

اونا گفتن که میخوان با شروع تور انجمن گلف ازم حمایت کنن

چرا یه دفعه‌ای ؟

منظورم اینه که میدونم این یه فرصت عالیه

ولی فکر نمیکنی کیم پیل سو انگیزه‌های پنهانی داره؟

تو خوب خبر نداری، ولی من تقریبا موفقم

همه میخوان ازم حمایت کنن حتی بدون هیچ انگیزه مخفی

منظورم اینه که آره، تو خیلی موفقی

از اونجایی که موفقی میتونی منتظر پیشنهاد از جاهای دیگه‌ باشی

لازم نیست پیل سونگ بایو باشه

خیلی از جاها هستن که حاضر نیستن به طور کامل ازم حمایت کنن

من الان سنم رفته بالا

بخاطر همین نمیتونم هی انتخاب کنم

تا وقتی که مطمئن بشم

که پارک چونگ سونگ خودش تنهایی مخفی شده یا کیم پیل سو باهاش کاری کرده

دوست دارم با پیلسونگ درگیر نشی

پادشاه جونگ یی دونگ توسط پیل سونگ) (در آغوش گرفته میشه؟

این چیه؟

بهت گفتم که نمیخوام با پیل سونگ کاری داشته باشم

حتی اگه حمایت مالی، تبلیغاتی و حتی معاینات بهداشتی باشه

حتما اشتباه میکنی

ولی من پیشنهاد نمیکنم بلکه دارم تهدید میکنم

چی گفتی؟

پنج سال پیش، وقتی که گروه جی‌ال ازت حمایت مالی کرد

از قبل بهشون گفتی بودی که دیگه غضروفی برات باقی نمونده؟

...از کجا میدونی که- احتمالا نمیتونستی-

کی از همچین کسی حمایت میکنه؟

این نقض قرارداد محسوب میشه

هزینه‌ی نقض قرارداد خیلی زیاد میشه

میدونی

من درموردت حتی بیشتر از خودت میدونم

،بخاطر همین

فقط دهنتو ببند و دستمو بگیر

وگرنه، کل دنیا از تموم کارای شرم آورت خبردار میشن

...چیزه

میشه پارک چونگ سونگ رو پیدا کنی؟

مگه مسئول گمشده هام؟

چرا همش بهم میگی اینو و اونو برات پیدا کنم؟

به خاطر اینکه من نگران یی دون و پارک چونگ سونگم

یی دون؟

یه دفعه ای شد یی دون؟

!چرا فامیلی که مادر پدرش بهش دادن و جا میندازی

چرا یه دفعه ای پای اینو وسط میکشی؟

اصلا بگیم من پارک چونگ سونگ رو برات پیدا کردم

اون وقت تو و یی دون با هم ارتباط پیدا میکنین

نمیخوام اینو ببینم، نمیخوام

...باشه

چت شده؟

ببخشید؟

چرا به جای اینکه به جونم غر بزنی که تبدیل به آدم بهتری بشم

و به جای پول خرج کردن نگرانی و توجه نشون بدم دهنتو بستی؟

گوکدو، تو که چراغ جادویی چیزی نیستی

من حس میکنم که همش ازت درخواست های مسخره داشتم

پس داشتی منو با چراغ جادو مقایسه میکردی؟

چی؟

نه، نمیکردم

واقعا نمیکنم! اصلاً

!میکنی، تو منو با چراغ جادو مقایسه میکنی

!چطور تونستی منو با یه آهن قراضه مقایسه کنی

!همینجا وایسا، میرم و فورا پیداش میکنم

...وایسا- چراغ جادو؟-

!واقعا منظورم این نبود

اینجا کجاست؟ چرا اون همچین جاییه؟

مرده

مامانِ جیمین متأسفم که اینجوری زودتر از تو میرم

نمیخواستم پدر رقت انگیزی برای جیمین باشم

چی شد؟

قتله؟

اون از کیم پیل سو میترسید برای همین فرار کرده بود تا زنده بمونه

وقتی که دو جین وو گفت که هیچ ربطی به کیم پیل سو نداره

اون موقع باید خودشو تحویل میداد

اول از همه، کسی که میخواد خودکشی کنه فرار نمیکنه

که اینطور

پس کی پارک چونگ سونگ رو کشته؟

چرا اینجوری میکنی تو؟

پیلسونگ تهدیدت کرده؟

حادثه ای که برات اتفاق افتاد به احتمال !خیلی زیاد فقط یه حادثه نبود پروفسور

كیم پیل سو تلاش کرد‌ که بکشتت مگه نه؟

به کیم پیل سو مشکوکی؟

!ولی دو جین وو گفت که هیچ ربطی به اون نداشته

اون احتمالا یه مشت چرت و پرت گفته که بتونه زنده بمونه

من باید یه بررسی بکنم

...واو... کیم پیل سوی حرومزاده

پیدات کردم، موش کوچولو

چرا همون موقع نفهمیدم؟

ولی خالق حداقل یکم مرام داره

که میذاره من این آشغالای اطراف هان گه جول رو قبل از اینکه خیلی دیر بشه محو کنم

کیم پیل سو

...تو

!تو چی هستی

من گوکدو ام

پادشاه جاده ی زندگی پس از مرگ که اومده آشغالایی مثل تو رو از زمین پاک کنه

تا دا

تو مثل یه موش کوچولو قایم شده بودی

و با اینحال حتی اسمم نمیدونی؟

به عنوان یه مجرم

علاقه‌ی کمی نشون میدی

...ما باید

مسائل رو با حرف زدن حل کنیم

پس توام باید مسائل رو با حرف زدن حل میکردی

چشم برای چشم، دندون برای دندون

قتل برای قتل

این قانون منه

با عجله کاری نکن

میدونی چند تا دوربین مداربسته توی این اتاقه؟

تو نمیتونی منو بکشی

حتی اگه روح قدرتمندی باشی یا حتی اگه اصلا روح نباشی

من خیلی از شما ها جلو ترم

چیزی که در مورد انسان غم انگیزه

اینه که تا موقعی که نمردن، مرگ رو باور ندارن

!اوه! پروفسور

!دیوونه شدی؟ ولش کن

جناب رییس شما خوبین؟

تو اینجا چیکار میکنی؟

اون گفت که میخواد یه پیشنهادی بده

پیشنهاد؟ چه پیشنهادی؟ نکنه اون تهدیدت کرده؟

... پروفسور دو

من شنیده بودم که بدنت و ذهنت نرمال نیستن

...ولی نمیدونستم که انقدر بده

دکتر هان شما هم خیلی بی توجه بودین

اگه یکی وضعش اینه شما باید میبردینش به یه بیمارستان بزرگ

خفه شو- بس کن، پروفسور-

بیا بریم، بیا

تو اول برو، من میخوام به این یارو یه چیزی بگم

بعدا بگو! بعدا که یکم آروم تری بگو

دکتر هان

من امروز خیلی شوک بهم وارد شده

پس نمیخوام تا یه مدت پروفسور دو رو ببینیم

لطفاً بهش بگین

که به من نزدیک نشه

...نکنه این حرومزاده

چیزی میدونه؟

اینکه پروفسور دو تصمیم بگیر که بیاد یا نه به خودش ربط داره

من کیم که بهش بگم که چیکار کنه؟

من دارم اینو میگم

چونکه نمیخوام از لحاظ قانونی وارد عمل شم

ببخشید؟

برای یه چیزی به این جدی

من باید شکایت یا درخواست دستور منع تماس بکنم

ولی اگه اینکار رو بکنم حرفه‌ی پروفسور دو به خطر نمیوفته؟

اگه شما بهش بگین که ازم دور بمونه

فکر کنم بهش اعتماد کنم

به اون عوضی گوش نکن

آره، گوکدو

یه مدت به دیدن آقای رییس نیا

!بهت گفتم نکن

من که بهت گفتم

من خیلی ازت جلوترم

زده به سرت؟

فکر کردی اونجا کجاست که سرتو زیر انداختی اومدی تو؟

چه پیشنهادی بهت داد؟

!یه فرصت شغلی گرفتم

اون گفت که یه سوتفاهمی پیش اومده و پیلسونگ منو دوباره میخواد

...تو که قبولش

نکردی مگه نه؟

خب

دارم به اینکه به سئول نقل مکان کنم فکر میکنم

تو قراره بهش فکر کنی؟

!آره، لطفا یکم بیشتر تو زندگی فکر کن

!من چی بهت گفتم؟ گفتم که هیچوقت به اونجا برنگرد

!پیلسونگ یا پیلسال، بهت گفتم که اونجا میشه قبرت

پس تو چی گوکدو؟ تو چرا اومدی اینجا؟

اومدی که انتقام دو جین وو رو بگیری؟

اومدی اینجا که هم کیم پیل سو و هم خودت رو از بین ببری؟ اومدی که همه چیز رو خراب کنی؟

من بودم که اومدم و همه چیز رو خراب کردم؟

تو فکر میکنی من میتونم تا ابد کنارت بمونم و ازت محافظت کنم؟

من خیلی واضح بهت گفتم که زمان من تو این دنیا کمه

من باید قبل از اینکه برم یه سری چیزا رو !سر ‌و‌ سامون بدم تا یکم خیالم راحت بشه

سر و سامون بدی؟

این کاریه که میخوای سر و سامون بدی؟

کشتن کیم پیل سو و ناپدید شدن؟

اونوقت به کسایی که رهاشون میکنی فکر کردی؟

اصلا به این فکر کردی که من چقدر احساس پشیمونی میکنم

که کاری نکردم

و گذاشتم که تو به این نقطه برسی؟

گوکدو،من میدونم زمانت اینجا کمه

ولی فقط چون زمانت کمه به این معنا نیست که هر کاری دلت خواست میتونی بکنی

مثل برف وسط زمستون

... مثل یه سراب توی بیابون

زمانت میتونه ابدی تر و با ارزش تر باشه چون کوتاهه

نمیشه تو زمان کوتاهت تو اینجا

تلاش کنی که آدم بهتری باشی؟

به خاطر چی باید این کار رو کنم؟

به خاطر من

چی؟

به خاطر من

لطفا مشاوره بگیر، درمان شو و تلاش کن

بعدش منم به خاطرت تلاش میکنم

بدون اینکه برات سو تفاهم بشه بهم گوش کن

تو یه انسان ناچیزی

چطوری میخوای برای من تلاش کنی؟

...تلاش میکنم که ازت فرار نکنم

...که باهات صادق باشم

تلاش میکنم که باور کنم این لحظه همه چیزه

مثل یه جیرجیرک که باور داره تابستون همه چیزه

با وجود اینکه تابستون خیلی کوتاهه

...تو

تو ازم پرسیدی که چی راجع بهت فکر میکنم

بخاطر دیر جواب دادنم متأسفم

...من

...گوکدو،من

...عاش

همه چیز زمان مناسب خودشو داره

حتی اگه ما یه روزی از هم جدا شیم و همه چیز ناپدید بشه

...الان

زمان عاشقیه

میدونی در حالی که زندگی میکنم

::::::::: آيــــ(گوکدو، فصل خدا)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

تمام کاری که انجام میدم اینه پرسه بزنم در حالی که حس میکنم راهمو گم کردم ::::@AirenTeam::::

من هنوز درون کلی خاطره گیر افتادم ::::@AirenTeam::::

باید چیکار کنم؟ ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(گوکدو، فصل خدا)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

ما دیشب چیکار کردیم؟ ::::@AirenTeam::::

باهم خوابیدیم- چی؟- ::::@AirenTeam::::

هان گه جول تو گفتی که از پایان های غمگین بدت میاد ::::@AirenTeam::::

نظرت راجع به اینکه باهم زندگی کنیم چیه؟ ::::@AirenTeam::::

عقل از سرت پریده؟ ::::@AirenTeam::::

فکر میکنی من عقل درست درمونی دارم؟ ::::@AirenTeam::::

ولی الان واقعا بهت نیاز دارم ::::@AirenTeam::::

دیوونه شدی؟ ::::@AirenTeam::::

با هم زندگی کردن؟ ::::@AirenTeam::::

کیم پیل سو به سرعت ضد حمله میزنه ::::@AirenTeam::::

ما باید بدون اینکه شکست بخوریم، آماده شیم ::::@AirenTeam::::

... یه هدیه به دستم رسید ::::@AirenTeam::::

منم باید یه چیزی در عوض بهت بدم ::::@AirenTeam::::

هدف من بودم نه هان گه جول؟ ::::@AirenTeam::::

خیلی جالبه ::::@AirenTeam::::

من هنوز درون کلی خاطره گیر افتادم ::::@AirenTeam::::

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.