All language subtitles for Once Upon a Time in China II (1992) 1080p unicode

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

"معبد الهه مقدس"

خداوند اسمان ها را فرمانروايي ميكند

شيطان جهنم را فرمانروايي ميكند

بين اين دو درخت سفيدي وجود دارد

سرزمين ما را امن نگه ميدارد

درخت سفيد الهي هست مردم رو عظمت ميدهد

درخت سفيد الهي هست مردم رو عظمت ميدهد

به كشيش گااُ كانگ از دربازه اسمان جنوب خوش امد ميگوييم

اژدهاي سبز

ببر سفيد

در تاريخ اول سپتامبر 1895 ميلادي

من شاگرد الهه درخت سفيد شدم

اين صحبت ها را در جوار خداوند ميزنم

تا قدرتمون رو نشون بدم و سخنانم را براي مردم انتشار كنم

قدرت هاي مرموز از ما حفاظت ميكنن

تاثير ناپذير كردن اب و اتش

الهه مقدس،قدرتت را به ما قرض بده

خوشامد گويي به ارباب عرفاني،گااُ كانگ

الهه مقدس،منو به قدرتمنديه اهن ساز بي پروا از شمشير و تيغه

برش خوردن و سوراخ كردن روي من تاثيري نداشته باشد

بي پروا رو به روي توپ ها و اسلحه ها

49مرحله دگرگوني

ارتشي مقدس تحت فرماندهيه من

استخوان هاي من همانند ستون از اسمان پشتيباني ميكنند

شعله هاي سركش براي من همانند غبار هستند

قدرت هاي نا محدود در اختيار من هستند

گروه درخت سدر سفيد،بدي و زشتي را ريشه كن ميكند

يك هزار شمشير شكست ميخورد يك ميليون تيغه شكست ميخورد

يك هزار شمشير شكست ميخورد يك ميليون تيغه شكست ميخورد

فرماندهان رو دسته دسته كنيد

قدرت جادويي حفاظت ميكند قدرت جادويي حفاظت ميكند

توپ اتشي مثل پاشيدن نمك روي من است تفنگ همانند بارش باران در من است

درخت سفيد الهي هست مردم رو عظمت ميدهد

كالاهاي شيطاني را اينجا بياريد

اين حيوان چي هست؟خيلي بد ذاته

استاد يك سگ غربي هست

لك داره پس شيطانيه بكشيدش بله

درخت سفيد الهي هست مردم رو عظمت ميدهد

تمام خارجي ها را بكشيد تا مردم در صلح زندگي بكنند

"Protect your homes for the sake of your country!"

Starring: Jet Li, Rosamund Kwan, Max Mok Siu-Chung, Donnie Yen

Also starring: David Chiang, Xiong Xinxin, Yam Sai-kwoon, William Ho

Screenplay: Lee Wei-mun

Created by: Chow Gin-mun

Script Writers: Tsui Hark, Chan Tin-suen, Charcoal Cheung Tan

Action Director: Yuen Woo-ping

Wardrobe: Chao Kok-pui Art Director: Eddie Ma Poon-Chiu

Cinematographer: Arthur Wong Ngok-tai

Edited by: Muk Chi-sin

Sung by: Jackie Chan

محكم بگير،استاد

چه پادويي

خاله يي،قطار خيلي تكون ميخوره،چطور غذا بخوريم؟

تو بهش عادت نداري،نگاه كن خارجي ها چقدر خوب از عهدش برميان

بيا بشينيم

الان خيلي بهتره،اين سفر تمام روز طول ميكشه

به نظر ميرسه درخت ها دارن پرواز ميكنن

احساس ميكنم حالم بده آكواِن،چه مشكلي پيش اومده

هيچي استاد

معدم داره همينجوري ميپيچه

قطار زده شدي،چيزي نخور وگرنه بالا مياري

ولي نميتونم غذاهاي غربي براي خوردن هستن،نه استاد؟

ببخشيد خدمتكار هنوز سفارش نداديم

داخل قطار احتياج نيست كه سفارش بدي

خانوم ممنون

همه چيز امادست

منظورت اينه تازه نيستن؟

خورشيد گرفتگيه؟ ترس كه نداره

خاله يي،چه اتفاقي افتاد؟

ما در داخل تونل هستيم

داخل تونل؟قطار اونقدر قوي هست كه از كوهستان هم رد ميشه

عجيب هستش

آكواِن

آكواِن،ما الان با هم هستيم،اما وقتي داخل شهر شديم وازده نشو

در انجمن پزشكي خارجي هاي زيادي وجود داره

ابرومونو نبر

فهميدم استاد

چقدر دست زياده

فِي هونگ،تا سوپ داغه بخورش

آكواِن،تا سوپ داغه بخورش

استاد،من نميدونم كدوم دست براي منه

اينجوري هم ميشه

اقا سوپتون رو تموم كردين؟ من بعدا تمومش ميكنم

فقط گوشت؟برنج باهاش نداره

خانوم شما سوپتون رو تموم كردين؟

نميخوامش

ممنونم

فِي هونگ اين يك استيكه،از كارد و چنگال استفاده كن

من قبلا اينو ديدم

هميشه اينكارو ميكني

آكواِن،گناه داره اونو دور ننداز

اگه نميخواي حرومش نكن

منو ببين

ببخشيد،خاله يي خاله يي،تميز كنيد

مشكلي نيست،استيكتو بگير

استاد شما اونو دور ننداختين؟

همش تقصير توئه

فراموش كنيد فراموش كنيد،غذامونو بخوريم

چرا اينقدر ساكت هستين؟

چيزي نيست،تو چي؟

نميتونم تحمل كنم

من كه بهت گفتم چيزي نخور

تحمل كن،به زودي به ايستگاه ميرسيم

جدي ميگي؟بله

سوار شدن روي قطار كاملا مثل مبارزه كردنه

گارسون لطفا بستشون كن ببريم

چي؟هيچي،هيچي

جوجه امادست

يه قوري چايي بهم بده

مرد پير تو به من بدهكار هستي بپردازش اگه نتونم بازي كنم نميتونم بپردازمش

اون ازدحام رو نگاه كن روي پرچم ها چي هست؟

حمايت از پيشنهاد خردمند حمايت از پيشنهاد خردمند

ما براي واگذار كردن تايوان اعتراض داريم ما براي واگذار كردن تايوان اعتراض داريم

تايوان كجاست؟

در جنگ شكست خورديم و اونجا رو به ژاپن داديم

تايوان بايد نزديك دريا باشه وگرنه اونو جزيره تاي صدا نميزدن

حتي نميدونم اندازش چقدره

ما حتي نميتونيم اينجا رو اداره كنيم ولش كن

چاييتو بخور چاييتو بخور

بخور بعدا صحبت ميكنيم

ما به امتياز لي خوانگ چانگ به ژاپن اعتراض داريم

ما براي واگذار كردن تايوان اعتراض داريم

به لباساي اون زن نگاه بكن

كجا؟ اونجا

اونكه توي كالاسكه هست بياين ببينين

اون لباساي غربي ها رو پوشيده

خواهر

بياين شرط بندي كنيم،9شماره شانس منه

نه نميخوام

ما به رفتار شي مونوساكي اعتراض داريم

ما به امتياز لي خوانگ چانگ به ژاپن اعتراض داريم

ما براي واگذار كردن تايوان اعتراض داريم

پيشنهاد خردمند رو حمايت كنيد

اول پول بدين بعد دنبال بليطاطون بگردين بليطاطونو برداريد و بريد

بخت ازمايي

اقا 10 سنت ميشه تشكر

خانوم كوچولو خوشگل ميتونم ازت يه عكس بگيرم؟

تو خارجي هستي،اونو بزنيد

بزنيدش،بزنيدش

با من بيا. بچه هاي پُر رو بريد گمشيد

الان حاليت ميكنم

آكواِن

بچه ها رو نزن

سرم داره خون مياد

خواهر

ببين،دوباره باعث مشكل شدي ...استاد

بريم،ما به عمو گااُ مي گيم

همگي لطفا توجه كنين

درخت سفيد در تلگراف خونه نشست داره ما بايد اونجا بريم

نريد پولتونو اول بدين

اقاي وانگ،من ميرم نگاه كنم

خاله يي

آكواِن

زود باشين اونا دارن شروع ميكنن زود باشين برين

زود باشين داره شروع ميشه

سربازاي لعنتي براي خارجي ها كار ميكنن سنگشون بزنين

از سر راه كنار بريد

حركت كنيد

باد و اتش با هم براي كشتن خارجي ها به سرعت ميان

درخت سفيد اومده تا با از بين بردن بدي شما رو نجات بده

ساختمان تلگراف نابود ساختمان تلگراف نابود

خاله يي بياين همين جا عكس بگيرين اول كمكم كن سه پايه رو يك جا بزارم

خاله يي بياين همين جا عكس بگيرين اول كمكم كن سه پايه رو يك جا بزارم

باد و اتش با هم ميان

شروع شده،شروع شده

نميتونم ببينم،چطور عكس بگيرم؟ پس بياين روي شونه هاي من وايستين

پس تكون نخور

آكواِن،جات خوب نيست

خيلي خوبه

درخت سفيد اومده تا با از بين بردن بدي شما رو نجات بده

چي بود؟

ممنون

اون ميتونه اذرخش بسازه،بريم،فرار كنيم

اون شيطان رو دستگير كنيد

يكي بالا هست و يكي پايين هست

خارجي اي كه بالا هست

دستگيرش كنين

اروم باشيد،اون چيني هست خارجي نيست بهش نگاه بكنيد

به لباس پوشيدنش نگاه كن نشون ميده كه شيطاني هست بگيريدش

اروم باشيد خاله يي فرار كن،ازت محافظت ميكنم

خاله يي

خاله يي كجا رفتي؟

آكواِن ،كمكم كن،كمكم كن

خارجي ها رو بكشيد تا در ارامش زندگي كنيم

توي معبد ببريدش و همونجا بسوزونيدش

فِي هونگ

تو عوضي كي هستي كه جلوي ما رو مي گيري؟ اسمتو بهم بگو

وانگ فِي هونگ از فوشان

وانگ فِي هونگ؟ منم آكواِن هستم

من شنيدم مهارت كونگفوش خيلي خوبه

خاله يي،ولش كن،كسي ديگرو بزنين

كي ديگه؟خاله يي بيا اينجا

!مشت 10 انگشت

تشكر تشكر

استاد

تو به موقع اومدي

چي بود چه بويي داشت

پودر خواب اور بود،آكواِن مراقب خاله يي باش

قدرت جادويي

تمام اين حيله گري ها انجام ميدين و ادعا ميكنيد براي خداوند هست

آكواِن،بيا بريم

آكواِن،خاله يي رو به مسافرخونه ببر

آكواِن،منتظر چي هستي؟

اون از گروه 10 ببر هست كونگفوش افسانه ايه

بريد كنار

استاد وانگ،اين الت شيطانيه

بريد كنار

استاد وانگ ممكنه شاگردتون بشم؟

برگردين دنبالم نياين

فِي هونگ،بيدار شدي؟

اونا پودر خواب اور روي تو پاشيدن

تو كولم كردي اينجا اوردي؟ نه،آكواِن تو رو اينجا اورد

چرا آكواِن منو اينجا اورد؟

استاد وانگ،بيا

تنهايي بيرون نرو،اين شهر در اشوبه

خوب استراحت كن نگران هم نباش

فِي هونگ،نگران نباش هنوزم در انجمن فردا ميتونم مترجم تو باشم

فِي هونگ،نگران نباش هنوزم در انجمن فردا ميتونم مترجم تو باشم

بزار بعدا در موردش صحبت كنيم الان داروت رو بخور

استاد وانگ متاسفم مزاحمتون شدم

...خاله يي بيدار شدين؟اون موقع

تو كولم كردي

بله

استاد گفتش؟دارو خيلي داغه

اقا چي كار ميتونم بكنم؟

من خدمتكارم رو فرستادم اين لباسا رو براتون بخره

لطفا از اون خانوم بخوايد اينا رو بپوشن

خيلي لطف كردين لطفي نبوده

اون خانوم لباس غربي ها رو پوشيده اين براتون دردسر ايجاد ميكنه

من خيلي وقته شما رو ميشناسم بنابراين ميخوام باهاتون رك و راست باشم

اگر اين لباس رو بازم بپوشن مطمئنا براتون مشكل ايجاد خواهد شد

متوجه شدم،چقدر بايد بپردازم؟

هزينه اي نبوده ازتون متشكرم

خواهش ميكنم

اگر ميدونستم اينقدر خسته كنندست از آسو ميخواستم كه بياد

يك نفر ديگه هم هست معلوم نيست كيه كه بايد بياد

آكواِن،هيچ كدومشون نيست؟

دكتر وانگ،نوبت شماست آكواِن نوبت ما شده

برو كنار تا رد بشم

ممنون ممنون

دوستان،موضوع بحث من براي امروز طب سوزنيه چيني هست

بلندتر

...در بدن 360 نقطه فشار

تو ميخواي اون بلندتر صحبت بكنه؟

منظور اونها اين نيست دكتر وانگ،ممكنه براتون ترجمه بكنم؟

ممكنه نامتون رو بدونم؟ نام خانوادگيم سون هست و اسم كوچكم ون هست

اقاي سون،از ملاقات شما بسيار خوشحال هستم منم همينطور

بفرمائيد

5عنصر داراي ارزش هستن چوب،اب،اتش و زمين يا همون خاك

اونا مجموعه اي رو تشكيل ميدن

طب سوزني سيستم عصبي رو تنظيم ميكنه

دكتر وانگ،دكتر تامسون خيلي متوجه نشدن

اثبات اون هوش غربي ها از سيستم عصبي رو نشون ميده

خب،اثبات اين موضوع خيلي راحت هستش

من ميتونم از سوزن براي ستن دو عصب استفاده بكنم تا اون نتونه پاهاشو تكون بده

استاد،شما ميخوايد اونا رو به بدن من فرو كنيد؟

اقاي سون،از ايشون بخوايد تا الان بازتابش رو امتحان بكنن

(مترجم:چيااُ فنگ(مهدي

استاد

دوباره گروه درخت سفيد

استاد من نميتونم حركت بكنم

تير خوردم،ممكنه بميرم

استاد شما به من سوزن زديد نه اونا مزخرف نگو بريم

اقاي سون كيفتون موند ميارمش

شما حالتون خوبه،خوبم اقاي سون،شما خوب هستيد؟ ممنونم

اقاي سون كيفتون اينجاست

متشكرم،اگر فرصتي به دست اورديم بيايد با هم گفتگويي داشته باشيم

چين به مرداني مثل شما احتياج داره

لطف دارين

به اميد ديدار

اين گروه درخت سفيد هميشه داره مشكلي درست ميكنه

استاد،خاله يي هنوز بايد در مسافرخونه باشه

الان بايد بهم بگي؟

گروه درخت سفيد؟

بيا بيرون

فِي هونگ

استاد چي شده؟

هيچي برو بيرون

استاد به نظر رنگتون پريده چيزي اتفاق افتاده؟

يك زن داره لباساشو عوض ميكنه سرت به كاره خودت باشه

اما شما ديديد

چه صداي رو مخي داره اينو بهش بده بگو ديگه نزنه

متشكرم ازتون،متشكرم ازتون

رئيس

ساختمان تلگراف تنها راه ارتباطيه ما با دنياي بيرونه ازش محافظت كنيد

اطاعت

ناظران زيادي وجود دارن مراقب باشين صدمه نبينن

گروه درخت سفيد رو به سمت دربازه عقب برونيد

اطاعت

اگه همينجور ادامه پيدا بكنه ما از حيث نفرات بيشتر ميشيم

استاد

استاد

اماده شده

وقتي به خاله يي كمك ميكنم خيلي خوشحال هستم

گوشت شكاره؟ بله گوشت شكاره

مشكلي پيش اومده؟

آكواِن تو به خاله يي نگفتي كه اين چي هست؟

شما نميدوني؟

خاله يي تو گوشت سگ دوست داري؟

اونا بهترين دوست ادم ها هستن من اونا رو از گربه ها هم بيشتر دوست دارم

چي شده؟ هيچي،بخوريم

مردم سگ ها رو به طريقه هاي گوناگوني دوست دارن

اين ناحيه در اشوب هست آكواِن همه چيزو جمع كن

فردا از اين جا خواهيم رفت

خاله يي رو به فوشان برگردون باشه

بهتره امشب خوب غذا بخوريد وگرنه اگه دوباره توي قطار غذا بخوريد قطار زده ميشيد

خاله يي وقتي گوشت سگو خوردي بيا بيرون باهات حرف دارم

تو ميخواي باهام حرف بزني؟

گوشت سگه؟گوشته سگه؟

بله

استاد گوشت سگ رو دوست دارن

خاله يي

من ميخوام بهت گونگفو ياد بدم براي چي بهم كونفگو ياد بدي؟

يادگرفتنش براي دفاع از خودت هست

تكنيك هاي اصلي 36 حركت دارن مرحله بعدي كه مرحله پيشرفته تري هست شامل 72 حركت هست

روي بدن 108 نقطه فشار وجود داره فِي هونگ

نياز هست همشو ياد بگيرم؟

نه فقط گوش كن و سعي كن پايه ها رو ياد بگيري

يادت باشه براي مشت ها از كنار حمله بكن

لگدها از زير ميان

اگه كسي چاقو داشت چي؟

اينو يه دفعه ديگه بهت ياد ميدم

نگاه كن اين مشت تكي هست اين مشت دوبل هست

چه تلاشي،بهتر نيست از يك تفنگ استفاده كنم؟ خفه شو

كمي كنترلمو از دست دادن اين روشيه كه با آكواِن صحبت ميكنم

چيزي نيست،بيا ادامه بديم

خوبه كه چيزي نيست

اولين حركت

به سرم حمله كن

مراقب باش

گرفتن دست،دولا كردن اون و بعد پيچاندن

گرفتن دست،دولا كردن

بعد پيچوندن بعد پيچوندن

دوباره سعي كن

گرفتن دست،دولا كردن اون و بعد پيچاندن

حركت دوم قفل گلو

بيا به گلوم حمله كن،محكم گرفتن دست،دولا كردن اون،ارنج زير گردن

خاله يي

مراقب باش

چرا تمركز نميكني؟

من دارم توي ذهنم تمرين ميكنم

يك مرتبه ديگه سعي كن

اولين حركت حمله به سر

بعدش بايد چي كار كني؟

بعد مشت

تو خوبي؟

خوبم،اين براي دوست بهتره تا دشمن

رئيس،تلگرافي از هنگ كنگ دريافت كرديم

ما الان وقتي براي اون نداريم

گفته شده كسي قصد نقشه شورش در اينجا رو داره

پيغام اينجا هست

رئيس،تلگراف ديگه اي از هنگ كنگ اومد

موضوع جدي هست،از تلگراف خونه محافظت بكنيد

من ميرم به فرماندار گزارش بدم بله

فرماندار

كنسول انگليس منو اينجا دعوت كرده نميشد منتظر ميمونديد براي بعدا؟

جاسوسان ما در هنگ كنگ امروز 2 مرتبه تلگراف فرستادن

مدرسه چيو چو قصد داره به استان ما سلاح قاچاق بكنه

اونا ميخوان شورشي رو شروع بكنن شورش كنن؟

يعني گروه درخت سفيد هست؟ نه

نام رئيس اونا سون ون هست

سون ون؟

افسر،سون ون كي هست؟

سون ون كسي هست كه انجمن كشاورزي رو اغاز كرده

اون يك پزشكه

اون در مدتي كه بوده هميشه در مورد دولت صحبت و انتقاد كرده

دموكراسي رو هم تشويق ميكنه ميگه كه چين بايد به يك جمهوري تبديل بشه

يك دكتر چطور ميتونه شورش كنه؟

ما افراد كافي نداريم؟

گروه درخت سفيد تازگي ها مشكلات زيادي ايجاد كرده بنابراين ما ضعيف شديم

فرماندار،حكومت در شمال با فرانسوي ها مشكلات داره

به نظر ميرسه به زودي جنگي رخ بده

فكر نكنم نيروي كمكي به اساني بياد

انگليسي ها از دوستان ما هستن

به خاطر دفاع كردن در مقابل ديگر خارجي ها كمكمون ميكنن

ارتش و ناوها رو در اماده باشن قرار بدين و تعداد افراد در دربازه ها رو بيشتر كنيد

بايد سون ون رو پيدا كنيم

اسم اون انجمن چي بود؟ انجمن كشاورزي

چه كسي ديگه اي با سون ون همدست هست؟

كسي به نام لو خا دونگ مرد پول هست

قربان،بايد اونو هم براي بازپرسي كردن بياريم؟

بله،اونو هم بياريد بله قربان

من نميام

چو،اونو بلند بكن روز شروع شد

بلند شو همه شبو توي فاحشه خونه گذروندي؟

خاله يي مراقب باشين،يواش برين

آكواِن چي كار ميكني؟

خاله يي قوزك پاش پيچ خورده

امكان نداره،من فقط بهش حركات دست رو ياد دادم چطور براي پاهاش اتفاق افتاده؟

خودمم نميدونم،وقتي داشتم بلند ميشدم اينجوري شد

آكواِن وقتي فهميد اصرار كرد كه منو كول بكنه

آكواِن

استاد براي اين كار مشكلي ندارم

خب من اينكارو ميكنم،تو اسبابو بيار

درد داره

من هميشه كار حمل كردنو انجام ميدم حالا استاد توي كارم دخالت ميكنه

خدمتكار

ميتونم كمكت كنم؟

ما مثل امانت دارها ميمونيم

ولم كن بلند شو

تو خيلي پُر رو هستي

اقا ما داريم ميريم

شما دارين ميرين خيلي عاليه

نه منظورم اينه سفر امني داشته باشين

ببخشيد اين مدت زحمت داديم

فِي هونگ نگاه چي شده؟

برادر چه اتفاقي افتاده؟

گروه درخت سفيد سالن دوستي و مراوده رو اتيش زده

سالن دوستي و مراوده ديگه چيه؟

جايي هست كه زبان هاي خارجي داخلش ياد ميدن اونجا پُر از دانش اموزا هست

اقا اين مكان كجا هست؟ نزديك فروشگاه ميوه هست

همه يي نرو استاد خاله يي كجا ميره؟

آكواِن بهم دروغ گفتي خاله يي كه خوبه

استاد اين ايده اون بود

سالن دوستي

اين ديگه چيه؟

استاد،صبر كن بيام

چي هستش؟ پوست ادم

پوست ادمه ديگه

استاد

دانش ورهاي كوچيك هستن خوشبختانه قايم شدن

چه اتفاقي داره ميوفته؟

اونا ديگه رفتن،نگران نباشيد

شما گرسنه ايد؟چيزي بخوريد

اينجا خيلي غمگين كنندست

استاد وانگ شما چرا اينجا اومديد؟

اين بچه هاي با شما هستن؟

اونا دانش اموز هستن،ما به استراحت نياز داريم

اونا نميتونن اينجا بمونن اگر درخت سفيد اينجا بياد اونوقت كار من تمومه

حالا كه نميشناسمشون بدتره اونا زبان هاي خارجي ياد مي گيرن

شما بايد بچه ها رو برداريد به عمارت دربار ببريد

نميتونيم استراحت بكنيم؟

استاد وانگ من بلد نيستم چطور بجنگم اين مسافر خونه همه چيزه منه

...اگر سوزونده بشه اونوقت

تو باعث شدي غش كنه فكر ميكني وانگ فِي هونگ كيه

اگر بميره به پليس خبر ميدم

من برميگردم،آكواِن،خاله يي بيايد بريم

بياين اونا رو خونه هاشون بفرستيم

پسر تو كجا زندگي ميكني؟

من از استان كوانگ شي هستم كوانگ شي

منم از استان كوانگ شي اومدم

من از استان فوكين اومدم

اون از چويي جااُ هست اونا از كونگ شي هستن

فكر ميكنم بقيه هم از اينجا نباشن

كدوم از شما اينجا زندگي ميكنيد؟

خانون من كنار دربازه شمالي زندگي ميكنم اونم همينطور

من در شا مين زندگي ميكنم

دربازه شرقي،فكر ميكنم نزدكي دربازه شرقي زندگي ميكنم

من شو جااُ زندگي ميكنم

كسي ديگه هست؟

من از روي قطار اينجا اومدم،نميدونم اهل كجا هستم

ما اين دو تا رو خونه ميبريم بقيه پيش تو باشن تا بيايم

من كولت ميكنم

آكواِن،مقداري برنج و مرغ براي سفرمون سفارش بده

خدمتكار اندازه 20 نفر برنج و مرغ درست بكن الان اماده ميكنم بيا من كولت ميكنم

مهمان

ميتونم كاري براتون بكنم؟

ميخواستم بپرسم بچه هاي سالن دوستي امروز به اينجا نيومدن؟

بچه ها؟نه نه،شما جاي اشتباهي اومدين

شما بچه ها رو نديدين؟

اينجا بچه اي نيست،ممكنه مرداي سياه پوست برده باشنشون

خوشبختانه اون بچه ها رفتن

گروه درخت سفيد در بين شما وجود داره

كشور رو امن نگه ميداره

علامت خوشبختي يكي ميخوام

روي فانوس اويزون كنيد امن نگهتون ميداره

نشانه هاي شانس از خونوادتون حمايت ميكنه

فانوسا رو روشن كنيد

نشانه هاي شانس از خونوادتون حمايت ميكنه

اين خونوادتونو ايمن نگه ميداره

اونجا خلوت بشه،ما بايد بريم

ساكت من ميترسم

براي چي دست هات خوني شده؟ خون من نيست براي اونه

همه جا هست

اون بدجور اسيب ديده ما نميتونيم اينجا بمونيم

من ميرم عمارت دربار ببينم قبول ميكنن اينارو بگيرن شما بمونيد

آكواِن

كمك كن دستاي اون بچه رو ببند

تو نرو برگرد اينجا

من ميخوام بدونم كجا ميره

آكواِن بوي بدي ميدي

اين بچه روي من كار خرابي كرده من كه گفتم هنوز كارم تموم نشده

قربان،وانگ فِي هونگ براي ديدن شما اومده

قربان

متاسفم،متاسفم،استاد وانگ در كونگفو ماهر هستن قربان لطف دارين

متاسفم،متاسفم،استاد وانگ در كونگفو ماهر هستن قربان لطف دارين

من فقط ميخواستم كمي با استاد وانگ تمرين كنم

استاد وانگ چوب زنيه شائولينه شما واقعا عاليه

ممكنه زمان ديگه اي به من كمي ياد بدين؟

بفرمائيد شراب

تشكر

مهارت چوب زنيه وانگ فِي هونگ خوب نيست

اون به تير ضربه زد اما تير حركتي نكرد زيادي گندش كردن

تمام سربازان ما مشغول محافظت از خارجي ها هستن

ممكنه كه اينجا ديگه امن نباشه

اگر اون بچه ها اينجا بيان

درخت سفيد حتما مياد و باعث مشكلات ميشه

قربان

ميدونم وظيفه من محافظت كردن از مردم هست

مشكل اينه كه اگر چه من ميتونم بجنگم

اما سرباز براي محافظت كردن از اونا نداريم

باعث شرمندگيه

آكواِن بيا اينجا

بيا كنار وايستا

از اون داره خون ميره

استاد هنوز برنگشته بايد چي كار كنيم؟

اون حركت نميكنه براي چي حركت نميكنه؟

موزارته،موزارته؟منظورتون چيه؟

گوش كن موزيك خارجي رو نمي شنوي؟

كنسولگريه خارجي ها بايد اين نزديكي ها باشه

كنسولگري؟

از اتيش بر حذر باشيد

از دزدها بر حذر باشيد

خاله يي،آكواِن

بايد خودمو خلاص كنم منتظر باش تا خاليت كنم

براي كليه هام بد هستش

چي ميشه اونا خراب ميشن

وايستا

تكون نخور

كدوم گروه اون زن و بچه ها رو گرفتن بردن؟

ما از درخت سفيد نيستيم

بچه هام الان روي تخت هستن زنمم فرار كرده

آكواِن كجا رفته بودي؟

عمه يي بچه ها رو به جاي امني برده

جدا؟

شما دو نفر براي چي فانوس هاي درخت سفيد رو نگه ميداريد؟

اونا براي ما شانس خوب ميارن اما به نظر ميرسه كه فايده ندارن

ميتونم الان برم؟ برو

منو ببر اونجا

شما منو نميشناسيد؟من با اون بچه ها و اون خانوم زيبا اومدم

شما منو نميشناسيد؟من با اون بچه ها و اون خانوم زيبا اومدم

رفتم تا استادمو پيدا بكنم تو چي داري ميگي؟

آكواِن،خاله يي اون بچه ها رو به اينجا اورده؟

بله،اون موقع ما رو راه دادن اما الان نميذارن

خاله يي

من با استاد اومدم

استاد اون ميخواد مرتب وايستيم؟ فكر كنم همين باشه

خاله يي،ما وروديه در منتظر شما هستيم

استاد اونا درو باز كردن

چطور جرات داري؟منو ميزني آكواِن اروم باش

منو نزنا

آكواِن به جاي دعوا بهشون بگو كه چرا اينجا اومديم من گفتم

تفنگتو پايين بزار اونا حرف ما رو نميفهمن

هِي سر اونو طرف من نگير بس كنيد

اقايان موضوع سر چيه؟

من لو خا دونگ هستم نام شما چيه؟

وانگ فِي هونگ از فوشان

وانگ فِي هونگ؟ شما اون بچه ها رو نجات دادين؟

بله اونا همه الان داخل هستن اما سربازا نميذارن ما بريم

به من اجازه بدين

من نمي فهمم

چرا خارجي ها به خدايي اعتقاد دارن كه اينقدر سختي ها و رنج كشيده؟

هركسي در قلبش خدايي داره

وقتي بچه بوديم به يك خدا اعتقاد داشتيم

وقتي بزرگ ميشم به خداي ديگري اعتقاد پيدا ميكنيم

بالاخره به اين واقعگرايي پي مي بريم كه اصل چيه

چرا شما همش دارين به ساعتتون نگاه ميكنيد؟ منتظر كسي هستين؟

يه عادت بد هست كه از دوستم ياد گرفتم

اون ميگه وقت ادم ارزش داره ما چيني ها زياد وقتامونو به هدر ميديم

من هنوز نميتونم شماره خارجي ها رو بخونم هرگز نخواهم تونست زمانها خوب رو ثبت كنم

شما همونجا بمونيد

نترسيد

آكواِن اونا رو طبقه بالا ببر

اونا تاجرهاي خارجي و خونوادهاشون هستن

توسط گروه درخت سفيد مورد حمله قرار گرفتن و دنبال سرپناه اومدن

اونا به دكتر نياز دارن

استاد كسيه كه بهش نياز دارن،استاد

اونا دارن دنبال يك پزشك ميگردن

اونا دكتر چيني قبول نميكنن

اقاي سون

برادر وانگ

...ايشون هستن

نيازي به معرفي نيست اون كسيه كه همش به ساعتش نگاه ميكنه

درخت سفيد بيچاره ها رو ازاد ميكنه

خارجي ها رو بكشيد تا در ارامش زندگي بكنيم

خاله يي

بسوزونيدشون

درخت سفيد دوباره باعث مشكل شده

خو دونگ،كدوم ساعت داره زمان درست را ميگه؟

سون ساعت تو سريعتر هستش ساعت من نميتونه به ساعت تو برسه

ولش كن بيا به مجروح ها برسيم

آكواِن،من هرگز فكر نميكردم وقت اينقدر مهم باشه

فكر نميكنم فهميده باشي

خارجي ها رو بسوزونيد اونا رو از بين ببريد

خاله يي

اونا بايد روحشو تسخير كرده باشن

اگر اينقدر توانايي داشتن تا حالا پيروز شده بودن

اونا فقط دارن سعي ميكنن ما رو بترسونن نگران نباش و اروم باش

اگر خاله يي استفراغ كنه چي؟

ما الان توي قطار نيستيم

خا دونگ

از اقاي وانگ بخواه بياد

الان حالت بهتره؟

اقاي وانگ،دكتر سون دوست داره شما كمكش كنيد

كجا هست؟ اون در سالن پذيرايي هست

خب،بفرمائيد از اين طرف

ايشون تشكر ميكنه ميگه هرگز همچين چيزي نديده بوده تعجب كرده

چيزي نبود نجات ديگران مهم هست

خاله يي،جلو نر،همين جا بمون

من تركت نميكنم

بچه ها

مواظب باش بشين

ارتش تلگراف خونه رو بسته ما ارتباطمون با هنگ كنگ رو از دست داديم

هنوز ميخواي طبق نقشمون پيش بريم؟

خيلي ريسك داره،بهتره فعلا منتظر بمونيم

بيا به طريقي به هنگ كنگ خبر بديم

تلگراف كنسولگري تنها راهي هست كه ميتونيم با اونا ارتباط برقرار كنيم

خا دونگ تو ميدوني چطور تلگراف بفرستي

اينجا بمون و با جهان بيرون ارتباط داشته باش

...ون من نگران نباش من مراقب خونوادت هستم

الان به ويلا برميگردم و بعدش به جشن عروسي ميرم

اگر پيغامي از من به دست نيوردي

فردا صبح سوار كشتيه هنگ كنگ بشو

براي اينكه دير نكنم ساعت منو بگير با خودت داشته باش

اگر يه زمان شكست خوردم

تو جنگيدن رو ادامه بده

اين كارو ميكنم

اقاي سون شما داري ميري؟ كارايي براي انجام دارم

تا دم در همراهيتون ميكنم ممنونم

تو بمون مراقب باش

اقاي سون،چطور ميخوايد بيرون بريد؟

نجات انسان ها از كشورشون اسونتره

به نظر من و جعبه داروييم نميتونيم هردوشونو نجات بديم

بريد كنار

بريد كنار

استاد وانگ بعدا ميبينمتون

قربان،ما ميخوايم خارجي ها رو بيرون بندازيم

نميخوايم در اين راه مردم خودمونو بكشيم

من خوشحالم كه اينو ميشنوم گفتگو كردن با اونا رو به ما بسپاريد

اگر شما اينقدر توانا بوديد ما الان اينقدر سرزمين هامونو از دست نداده بوديم

بله همش تقصير شماست

اگر به مشكل ساختنتون ادامه بدين من همتونو دستگير ميكنم

راه رو باز كنيد بله

جنرال لان اومدن بريد كنار

متاسفانه بخش هايي كه انگليسي حرف ميزنن ترجمه انگليسي نشده

پس اقاي خا دونگ هم اينجا هستن

برادر دونگ

بريم اطاعت

ساي فو در خدمتم

سيم تيرك رو قطع كن

من ميخوام جلوي تمام ارتباطات رو بگيرم

يك ارتش بدون اطلاعات يك ارتش مرده هست

از اونجايي كه سربازان ما مردان كشور هستن بايد بهترين كار رو انجام بديم

قربان

من ميدونم،دستورمو انجام بده

دستور جنرال رو انجام بدين برو

انگليسي ها سعي ميكنن ما رو جدا كنن

محراب رو برداريد

بيا بريم

اگر همه شما اماده هستيد خب مقداري حركت يادتون ميدم

وقتي حركت رو انجام دادين تكون نخوريد اين حركت اسب معلقه

يك حركت و تو مثل يك صخره محكم ميشي

اين حركت قدرت بي نهايت ميشه حركت نمايش دادن تك شاخ

حمله به گردن،دولا كردن دست و پيچاندن ان

نگاه كردين برگردين به حالت اوليه

دوباره

بد نبود،اين حركت رو براي 2 ساعت تمرين كنيد

آكواِن

حمله به گردن،دولا كردن دست و پيچاندن ان اين چطوره؟

قلاب كردن دست؟

درسته من يادش گرفتم اما نميدونم چطور ازش استفاده بكنم

اين اسونه من حمله ميكنم و شما هم حمله كنيد

ببينيد خب

فِي هونگ اينجوري به من ياد نداده بود

آكواِن داري چي كار ميكني؟ براي چي خاله يي رو بغل كردي؟

داشتم به خاله يي قفل دست رو ياد ميدادم تو به اون ياد ميدادي؟

فكر ميكني استادت نميتونه بهش ياد بده؟

اين درست نيست كه خاله يي رو توي بغلت نگه داري برو اونو رهاش كن

استاد برو بيرون

به چي نگاه ميكنيد؟

ادامه بديد،حركاتتون رو

دارم ميرم

شما چي كار ميكنيد؟

حركت

اين حركت كه اينجوري نيست

فِي هونگ،از دست آكواِن ناراحت نباش من ازش خواستم يادم بده

تو ازش خواستي؟

بهتره ازش بخواي كه برگرده

خودت ميتوني،برو برو

به اين خاطر تنبيه شدم؟اگه بغل كردن رو بهش اموزش ميدادم چه اتفاقي ميافتاد؟

اين خارجي ها خيلي تنبلن

اگر درخت سفيد بياد همتون مردين

سعي ميكني منو بترسوني؟

منتظر باشين تا اون پايين بياد

اقاي دونگ

آكواِن رو نديديد؟

درخت سفيد؟

درخت سفيد اومده

باد و اتش با هم ميان تمام خارجي ها رو بكشيد

گروه سفيد كشور رو نجات ميده شيطان ها رو ريشه كن ميكنه

شما بريد و جايي پنهان بشيد من زود برميگردم

باشه زود برگرديد

بيا بيا

كيه؟اقاي دونگ؟ بله

بريد بالا شما اول بريد

قربان

حالا شما شيطان هاي كوچولو همه بايد بميريد

آكواِن اونا رو ببند من ميرم ببينم اونورم هستن يا نه

دستگيرشون كنيد،بريم

گروه درخت سفيد رو بگيريد

برو

چي رو داريد نگاه ميكنيد؟ اونا دارن دعوا ميكنن

فِي هونگ،جنرال لان كنسول رو كشت

همه جا رو بگرديد اطاعت

به سون بگو به خاطر زندگيش فرار كنه

من ميدونم به عنوان يك خاله بهم نگاه ميكني

اما تو تنها كسي هستي كه توي قلب مني

اگر ما همديگرو گم كنيم،ميام و پيدات ميكنم

هر اتفاقي كه بيوفته شما بايد امشب زنده بمونيم

تا نسل هاي بعد بتونن يك اغاز جديد رو ببينن

فهميدين چي گفتم؟

آكواِن،خودتو جاي اقاي دونگ بزن و سربازا رو گمراه كن

اگر تونستي كتاب رو براي اقاي دونگ در فروشگاه پيدا بكن

حتما

آكواِن اين ساعت رو بگير ساعت 7 صبح منو در اسكله ملاقات بكن

الان بستگي به تو داره

شا چون

تو اسممو صدا كردي اولين دفعست كه اينكارو ميكني

كي هستي؟

قربان من مترجمي از كنسولگري هستم

برو

آكواِن الان برو

اقاي لو،اقاي لو

لو خا دونگ؟ دنبالش كنيد

قربان استاد وانگ

من ميخوام رئيس اونا رو نابود بكنم اينجوري تمام گروه نابود خواهد شد

اون شخص كيه؟

آكواِن،قربان رو ملاقات كن

اقا

اون توسط درخت سفيد اسيب ديده

قربان ما نميتونيم پيش بيني كنيم چه اتفاقي ميوفته

لطفا شما مراقب اين بچه ها باشيد

خب،من قول ميدم

متشكرم

استاد وانگ رو تا معبد همراهي بكنيد اطاعت

گروه درخت سفيد،من ميخوام به شما بپيوندم

درخت سفيد به مهمان هاش خوش امد ميگه

سربازان زيادي اينجا هستن چطور فرار كنيم؟ اين معبد خيلي بزرگ هستش،ما ميتونيم داخلش ناپديد بشيم مطمئنم كه ميتونيم فرار بكنيم

سربازان زيادي اينجا هستن چطور فرار كنيم؟ اين معبد خيلي بزرگ هستش،ما ميتونيم داخلش ناپديد بشيم مطمئنم كه ميتونيم فرار بكنيم

اميد داريم تا درخت سفيد هميشه زنده و پاينده باشن

برادر وانگ،اينجا امن هستش؟

نگران نباش،اروم باش

در هر حال ما الان نميتونيم برگرديم پس بيا بريم داخل

الهه مقدس براي نجات دادن مردم مياد درخت سفيد بيچاره ها رو رها خواهد كرد

گروه ما ارامش رو به كشور مياره براي تازه واردهامون اماده بشيد

زانو بزنيد

وانگ فِي هونگ،آكواِن زانو بزنيد تا مراسم اجرا بشه

بيايد جلو تا روحتون از بدي پاك بشه

تا مراسم شروع بشه

خوشحالي گرفته ميشه،ميشيد بچه اي از گروه

ما همه برادر خواهيم شد

اتحادي مشترك براي بهتر يا بدتر شدن سهيم ميشيم

براي فقير يا ثروتمند شدن همه برابر خواهند بود

اين رو بشنوشيد و تا ابد از افراد درخت سفيد خواهد بود

اونايي كه به ما خيانت كنن سوزانده خواهند شد

به حكم رئيس بزرگ

به خداوند وفادار باشيد و اين رو بنوشيد

خداوند در اسمان ها،شياطين در پايين

به وسيله خداوند حفاظت ميشي كسي نميتونه بهت صدمه بزنه

يك هزار شمشير شكست ميخورد يك ميليون تيغه شكست ميخورد

بدن او به مستحكميه اهن هست

هيچ چيز نميتونه درش رخنه كنه

استاد وانگ

بكشيدش

تقويت قدرت،تقويت قدرت

گستاخ،چطور جرات كردي اينجا باعث مشكل بشي

نام كشيش گااُ كونگ بسيار مشهور و پُر اوازه هست

اما وانگ فِي هونگ قبل از اينكه به اين گروه بپيونده بايد ايشونو ببينه

بايد الان رئيس رو ببينم

ديدن استاد،اين براي تو امكان نداره

نميشه؟

پس من به طريق خودم ميجنگم

درخت سفيد

گستاخ

محاصرش كنيد

تو بايد خودت بري و مراقب باشي

اسمان،باد،زمين اتش 8حركت براي مقابله كردن با تو

محاصرش كنيد

شما يه مشت فريبكاريد

...خداوند

اينا همش حيله گري كردنه

خداوند از ما محافظت ميكنه

گااُ كونگ،چرا بيرون نمياي؟

تمام اين چيزا براي فريبكاريه مردمه من ميخوام حقيقتو اشكار كنم

برادران گروه درخت سفيد اونو بكشيد

اگه جرات دارين بياين با من بجنگيد

جلو نيايد وگرنه بهتون شليك ميكنم

نميفهميد،اين چيزاي مسخره نميتونه از شما محافظت كنه

نبايد اونا رو باور كنيد

...شما برادر خا دونگ

بياين،بياين تا ببينيم كي نميميره

بريد كنار

خداوند از من حمايت ميكنه تفنگ تو منو نميترسونه

خداوند از ما حمايت ميكنه تفنگ تو مارو نميترسونه

دختر كوچولو،اينجا براي تو خطرناكه برو

من به اون بچه شليك كردم

الان نگران نباش برو

به اين ادما نگاه كن

دارن زندگيشونو براي اين بت ميدن

برادر خا دونگ بريم

اگر همشون اينجوري باشن چطوري ميخوان عوض بشن؟

اونا هيچ چيزي حاليشون نميشه

محاصرشون كنيد

جايي براي رفتن نيست نميتونيم فرار كنيم

خداي مورد علاقه جسم من رو بگير

خداوند از جسمم محافظت ميكنه و بهم براي دفع كردن ارواح شيطاني قدرت ميده

با وجود خدا در جسمم،من به شما راه درست رو نشون ميدم

ابله ها چطور جرات كردين منو بيدار كنيد تا اينجا بيام؟

خدايان رو عباني كردين و باعث شدين تا انها به زمين بيان من بهتون درسي ميدم

بياين بيرون وگرنه من محراب خودم رو ميسوزونم

گااُ كونگ درستكاري اينجاست

به كشيش گاُ كونگ بزرگ خوش امد مي گوييم

كشيش گااُ كونگ شكست ناپذير

جهان به وسيله اون كنترل ميشه همه چيز ار فرمان او تبعيت ميكنه

الهه مقدس شخصا به من اموزش دادن

منو راهنمايي كرده تا محرابي براي دفع ارواح شيطاني بنا كنم

و از جهان ناپاك نجاتمون بده

ارواح بيايد

ارواح بيايد

من اينجام

بگيريدش بيايد

چرا به كمك نياز داري؟ اونچه لازم هست رو انجام ميدم

برو پايين

محكم باش

تو محراب بي فايده اي درست كردي بيا اينجا

روح برتر،بيا داخل جسم من

اين محراب شكسته رو به خودت ميدم

محكم باش

چطور جرات داري؟

خيلي گستاخ هستي

حفاظت كنيد

از رئيس محافظت كنيد

تو ميخواي بميري؟

روح برتر،4 محافظ خدايي،به كمك من بياييد

دشمنمو نابود كنيد

محافظ عصباني

محافظ بخشنده

محافظ شيطاني

دختر كوچك

محافظ اعتراض بياين

گااُ كونگ،تو تمام محافظين رو احضار كردي حالا اماده هستي؟

اگر محافظا قابل استفاده بودن يكيش هم كافيه

اونا همگي تو رو مجازات خواهند كرد

مرگ به تو

شيرجه باد

اين حركت ضربه قدرتمند هست

روح شيطاني

كشيش كونگ شكست ناپذير هست اون تمام شياطين رو از بين ميبره

برو پايين

سايه لگد از فوشان

كشيش

لباس قاتل

من قسمي از خدايان نيستم من وانگ فِي هونگم

نميتونيد از اونچه نيست خدا بسازيد

وانگ فِي هونگ تو بايد بميري

گشودن درخت سفيد

همش حيله گريه

وانگ فِي هونگ،چطور جرات ميكني با خدايان مبارزه كني

خدايان نميسوزن

اگر حقيقي باشه عدالت وجود نخواهد داشت

انفجار خورشيدي

نمايشت تموم شد

تو شيطاني

ميگي با خدا اعتقاد داري و دنبال ارامش در كشوري

چند تا ادم تا حالا كشتي؟ ببينم بازم ميتوني زنده باقي بموني

هيچ كس نميتونه منو بزنه من ميتونم

يه صفحه فلزي

پس قدرت جادويي اون وابسته به اين بوده

حالا ديگه خدا ندارن بايد به دنبال خودشون باشن

استاد بزرگ

چطور اين اتفاق افتاد؟

بيا بريم

ساعت چنده؟

من حتي نميتونم بخونمش،استفاده اي برام نداره

آكواِن،استاد

ما دوباره همديگرو ملاقات كرديم

ساعت 6 هست،هنوز وقت داريم

كتاب كجا هست؟

كتاب؟

به وسيله سربازا گيج شده بودم و فراموشش كردم

چرا تو اينقدر حواس پرت هستي؟

من برميگردم پيداش ميكنم

ما وقت كافي داريم؟

من بايد به دستش بيارم چون كه موضوع مرگ و زندگيه

بيا بريم

دربازگاه

برادر خا دونگ،من نگرانم كه نتونيم داخل بريم

من بايد كتاب رو به دست بيارم كشتي تا نيم ساعت ديگه ميره

ما نميتونيم در ملاقت كردن سون در ساحل تاخير كنيم

آكواِن،ببين اقاي دونگ اماده شده؟

من حواسم هست

اقاي دونگ ميخواي كمك كنم؟ پيداش كردم

سربازا اومدن،بيا پنهون شيم

همه جا رو بگردين

برادر وانگ از اين طرف

زود باش

من اين دفعه ميميرم

كمك كن بلند شه

كجاي بدنت اسيب ديده؟

درد داره خيلي درد داره

خوشبختانه تير به ساعت خورده

برادر خا دونگ

شما حرومزاده ايد

آكواِن تو بايد اول بري

برادر خا دونگ من كولت ميكنم

استاد بياين،اينجا راه خروج هست

بريم

برادر خا دونگ چت شد؟ برادر وانگ،ديگه نميتونم،منو ترك كنيد

بزار كمكت كنم

برادر اين كتاب خيلي مهم هست

اجازه نده دربار به دستش بياره وگرنه مردم زيادي از چين كشته خواهند شد

منو اونجا ببر

تو نميتوني اين لباس رو بسوزوني

برادر وانگ،ازت خواهش ميكنم خودت شخصا اين كتاب رو به سون بده

بهش بگو براي اين انقلاب مردم اون بايد براي اين انقلاب زندگي كنه

اينجا خون هست،اونا بايد همين جا باشن

آكواِن،مراقب برادر دونگ باش

جنرال لان؟

دوباره همديگرو ملاقات كرديم

شورشيا رو بگيرين اطاعت

تكون نخوريد،چي رو مي سوزونيد؟

وانگ فِي هونگ،اين اخرين فرصت ما براي نبرد كردن هست

من ميخوام بدونم كه چند تا از حركاتمو ميتوني تحمل كني

بدش به من

بگيرش

گستاخ

كتاب؟

آكواِن،همونجا كه هستي بمون به اون كاري كه بايد انجام بدي برس

استاد مراقب خودتون باشيد

لان،تو نميخواي مهارت منو هم ازمايش بكني؟

پس بيا اينجا

بيا پايين

بيا پايين

تو ميخواي بجنگي؟

حرومزاده،اين خيلي زياده

چي شده چرا هنوز پايين نيومدي؟

اقاي دونگ

...زمان

مهم هست

به موقع به ساحل برس

سون ون رو ملاقات كن

اقاي دونگ

برادر خا دونگ

وانگ فِي هونگ،راه خروجي نيست تسليم شو

تو كنسول انگليس رو كشتي دير يا زود همه خواهند فهميد

براي تو هم راه خروجي وجود نداره

خب،پس هر دوي ما خواهيم مرد

آكواِن،تو نبايد اون پارچه رو بسوزوني

استاد آكواِن زودتر برو،وقت مهمه

بسته هستش،راه خروجي نيست

الان ساعت چند هست؟

من نميتونم اونو بخونم،اما هوا داره روشن ميشه

وقت زيادي باقي نمونده

قبل از اينكه بادبان ها رو بكشن اقاي سون بايد اقاي خا دونگ رو ملاقات كنه

وانگ فِي هونگ

لطفا كتاب رو به من بده تا من بتونم به دربار برگردم

اون نميذاره ما بريم،راهي پيدا كن

آكواِن مواظب باش

چوبه پارچه

آكواِن،اون سوراخ رو بزرگتر بكن

آكواِن زود باش

تشكر

آكواِن،از اينجا بيرون برو بله استاد

استاد بياين بريم برو به جهنم

آكواِن

سايه لگد

استاد

تو سون ون هستي؟ بريد داخل زود باشين

سون ون رو پيدا كرديم

تكون نخور،تو بايد با ما بياي

تو برو كنار

حمله به دست،دولا كردن ان و پيچاندن

استاد

فِي هونگ

خاله يي

خا دونگ كجاست؟

اقاي سون

ممكنه يك بامداد جديد در سرزمين ما ظهور كنه

ممكنه هرگز خونهاي ريخته شدمون رو فراموش نكنيم

برادر خا دونگ،ياد تو براي هميشه توي دلهاي ما هست

نگران نباشيد توي ساحل ملاقاتتون ميكنم

آكواِن،تو دلت براي خاله يي تنگ شده؟

استاد شما چي؟

من از تو اينو پرسيدم

فكر ميكنم شما هستين كه دلتون براش تنگ شده

واقعا؟

(ترجمه به وسيله چيااُ فنگ(مهدي Qiao feng

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.