Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Corsican
Esperanto
Ewe
Faroese
Filipino
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه ای از پرشین گیک پدیا زیر و بم دنیای کامیک و سینما
ویدئوی بررسی فیلم و سریال ها در Youtube : Persian Geek Pedia
اخبار و تریلر های فیلم و سریال ها در Tel: @persiangeekpedia
برای ایران آزاد#
لطفا کمکم میکنید؟
سان فرانسیسکو
زندگیم واقعا منطقی نیست
قبلا خیلی از خودم درباره زندگیم سوال میپرسیدم
اسکات، تو یه خلافکار بودی که طلاق گرفته چطوری یه انتقامجویی؟
چطوری و چرا با کاپیتان آمریکا توی زمان سفر کردی؟
اصلا منطقی نیست
خیلی چیزا تو زندگیم تغییر کرده
اما هر جا که میرم مردم همون یه سوالو ازم میپرسن
میشه با سگم یه عکس بگیری؟
اسکات الان چی؟ بعدش چی؟ روزگار تو رو به چه سمتی میبره؟
اگه اینو میدونستم دیگه خوش نمیگذشت
این چند سال برای همه عجیب بوده
همه چیز برای شما آماده اس
نه دیگه زیادیه - نه نه نه نه -
پولی ازت نمیگیریم - به حساب خودمونه -
هنوز داریم سر این موضوع صحبت میکنیم؟ - آره -
روبن تو بهترینی
ممنونم، مردعنکبوتی
پس بیاید برای چیزایی که واقعا مهمن وقت باز کنیم
مثلا برای دوستانمون
دوستانی که اصلا نمیدونستید داریدشون
کسانی که شما رو به اینجایی هستید، رسوندن به یاد بیارید (کارمند قرن)
بدون اونا نمیتونستید اینکارو بکنید
هی، من فقط یه یاروییم که از مغازه بسکین رابینز اخراج شده
بعضی وقتا فقط شانس میارید
من خوش شانس بودم که هوپ ون داین رو دیدم
فکر کنم بشناسیدش
شرکت پدرش رو پس گرفته
و الان داره از ذرات پیم برای تغییرات جهانی استفاده میکنه
خیلی از مردم میگن که میخوان دنیا رو نجات بدن
ولی هوپ، هر روز دنیا رو نجات میده
ممنونم
خیلی ممنونم
احیای جنگل ها، خونه های مقرون به صرفه تولید تغذیه
یک ثانیه هم هدر نمیده
هنوزم باورم نمیشه
هیچکدوم از اینا نباید اتفاق میوفتاد
اما اتفاق افتاد
دنیای خیلی خوبیه
خوشحالم که نجاتش دادیم
دلم برای مبارزات و فعالیت ها تنگ میشه؟ گاهی اوقات
زمانی که انتقامجویان بهم احتیاج داشته باشن به کمکشون میرم؟ قطعا
من هیچوقت بهشون پشت نمیکنم
اما فعلا تنها شغلی که میخوام داشته باشم پدر بودنه
من عاشقتم کسی
ممنونم که قهرمان من بودی
و متاسفم که بعضی از تولدات رو از دست دادم
و برای باقی شما بچه ها نصیحتی دارم
مراقب کوچیکتراتون باشید
اشتباه کنید
از فرصت هاتون استفاده کنید
چون اگه یه چیزی باشه که زندگی بهم یاد داده
اینه که همیشه جا برای پیشرفت هست
ببخشید گوشی منه
چرا از زندان دارن زنگ میزنن؟
!لنگ! لنگ
اینجام - خیلی خب، بجنب بیا بریم -
بجنب
هی، حالش خوبه؟ چیزی فهمیدی؟ - نه، هنوز نه -
سلام هوپ سلام بابا
کسی، چه اتفاقی افتاده؟ - اینجا رو امضا کنید -
آه خودت میدونی، مسائل زندانی
پسش بده. میدونم کار تو بوده
مطمئنی؟
منظورم اینه سخت میشد تشخیص داد کار کی بوده، اونم از بین اون همه
گاز اشک آوری که به معترضای مسالمت آمیز شلیک کردید
کجاست؟ - متاسفم، حتما باید برات خیلی خجالت آور باشه -
اوه، راستی اینو پیدا کردم
یه ماشین پلیس رو کوچیک کردی؟ چه فکری با خودت کردی؟
خب چکار باید میکردم؟ چشم پوشی میکردم؟
داشتن نصف شبی کمپ بیخانمان ها رو جمع میکردن
--نه من نمیگم - انتظار داشتن بیخانمان ها کجا برن؟ -
تقصیر اونا نیست که خونه هاشون رو توی بلیپ از دست دادن (بعد از اینکه با بشکن هالک برگشتن)
خودم میدونم
کسی دیگه حتی پول اجاره خونه هم نداره مگر اینکه یه عوضی سپرده دار باشی
من بهت نمیگم چکار کنی --فقط دارم میگم
داری میگی چکار کنه - داری میگی دقیقا باید چکار کنم -
نه، تو هر کاری بخوای میکنی. من دارم یه راه دیگه برای انجامش پیشنهاد میدم
باشه
میدونی، من به مامانت قول دادم که فقط وقتی یکیمون پیشته
از اینا استفاده میکنی
واقعا تکنولوژی خطرناکیه
میدونم خطرناکه
اگه پلیسا ازت میگرفتنش چی؟ اگه از دست میدادی و گمش میکردی چی؟
من لباسمو از دست ندادم
تو لباس داری؟ وایسا، تو لباس داری؟
میدونم چطور از خودم مراقبت کنم خب؟ باور کن دیگه توش استاد شدم
هعبک
ببین، منظورم اونطوری نبود. متاسفم - میدونم. اشکالی نداره -
اشکالی نداره میفهمم
فقط فکر میکنم که باید یه زندگی معمولی داشته باشی
بابا، وقتی شش سالم بود یه یارویی که لباس زنبوری پوشیده بود سعی کرد تو اتاقم منو بکشه
هیچوقت زندگی معمولی نداشتم
چطوره یکم آهنگ گوش بدیم؟
توی اون لحظه، به تنها چیزی که میتونستم فکر کنم این بود که هالک چطوری منو به یه بچه تبدیل کرد؟ (اشاره به اتفاقات اندگیم که اسکات توی آزمایش سفر در زمان به بچه تبدیل شد)
برای همیشه بچه میمونم؟
من بچه هالکم؟
بابا، تو کتاب خودتو گوش میکنی؟
اما براش آماده بودم - هوم؟ -
نه، رادیوئه - ...من و استیو -
بابا، خاموشش کن
خیلی عجیبه. این دکمه کار نمیکنه خاموش نمیشه
گفتم خاموشش کن
گفتی خاموشش کنم؟ باشه
یکم بعدش، یه راکون از فضا پیداش شد
فکر کنم اسمم رو نمیدونست
من فقط خوشحال بودم که میتونستم یه راکون ببینم که حرف میزنه
ببخشید - ممنونم -
خیلی خب
میدونی که قبضا توی صندوق پستیه؟
بهتره که باشن همین الان 8 دلار صرفه جویی کردم
خدایا، چقدر تحسینت میکنم - ممنونم -
دلم برای این چیزا تنگ شده بود
تو دنیا کوانتوم پیتزایی نبود؟
نه. هیچی نبود
میدونی مامان، میتونی درباره اش حرف بزنی البته اگه بخوای
عزیزم، من سی سال وقتمو اون پایین گذروندم
میخوام توی زمان حال زندگی کنم
باشه؟
خب کسی، اینبار توی زندان دوست جدیدی پیدا نکردی؟
بابابزرگ
اینبار؟ دفعه قبلی هم وجود داشته؟
یعنی، دفعه قبلی اصلا حساب نبود
نمیدونستم، چرا بهم زنگ نزدی؟
چون میدونستم اینطوری میکنی
اگه من بودم، تو رو با مورچه ها آزاد میکردم
خیلی خب. میدونی چیه؟ یه جلسه خانوادگی میذاریم
میشه یه جلسه خانوادگی داشته باشیم؟
همین الان وسطش نیستیم؟
آره. منظورم اینه در این باره جلسه بذاریم در این باره که همه با این موضوع مشکلی ندارن
ببین تو میخوای کمک کنی. درک میکنم میفهمم کسی. جدی میگم
اما نمیخوام زندگیت رو تباه کنی
حداقل من دارم سعی میکنم با زندگیم یه کاری بکنم
من به معنای واقعی دنیا رو نجات دادم
اوه جدی؟ هیچوقت بهش اشاره نکرده بودی
ای همگی گوش بدید، اسکات دنیا رو نجات داده
چه حسی داری اسکات؟ - باید یه کتاب درباره اش بنویسی -
ها ها بامزه بود خواهش میکنم که همتون دیگه خاکستر نیستید
و الان چکار میکنی؟
کتاب امضا میکنی؟
تو همونی نیستی که به ویستا کورپ نفوذ کرد؟ ویستا کورپ اسم شرکت سیستم های امنیتیه) (که توی قسمت یک بود
تو همونی نیستی که تا آلمان سفر کرد تا فقط با کاپیتان آمریکا توی فرودگاه مبارزه کنه؟ (سیویل وار)
همراه کاپیتان آمریکا توی فرودگاه مبارزه کردم
با کاپیتان آمریکا مبارزه نمیکنم دیوونه که نیستم
مردم هنوزم کمک میخوان بابا
حداقل ما هنوز داریم کاری رو میکنیم که مهمه
ما" کیا میشن؟"
شما سه تا دارید چکار میکنید؟
روی علم و دانش کار میکنیم
به همراه مورچه ها
علم مورچه ای
حرفتو باور نمیکنم
بیاید نشونش بدیم
واو، دارن چی میسازن؟
شماها دارین این کارو میکنین؟
در واقع نه. اونا تکنولوژی خودشونو ساختن
مورچه های باهوشین
خب، وقتی که همتون برای 5 سال غیب شده بودید من کلی وقت داشتم
و شروع کردم به خوندن یادداشت های بابابزرگ هنک
و واقعا شیفته ی دنیا کوانتوم شدم
دنیا کوانتوم؟
میدونم هممون اونجا یه سری خاطراتی داریم و نمیخواستم کسی رو بترسونم
ولی درباره اش صحبت میکردیم
یه سری سوال داره، خب؟ من که نمیتونم جلوی الهام بخش بودنم رو بگیرم
پس داشتی روی دنیای کوانتوم مطالعه میکردی؟
چرا از من درباره اش نپرسیدی؟
من سعی کردم بپرسم، مامان
خیلی هم پرسیدم ولی تو نمیخواستی درباره اش صحبت کنی
کسی کنجکاو بود و ما هم بهش یکم اطلاعات دادیم
این دقیقا علم مورچه ای نیست، مگه نه، هنری؟
میدونی دنیای کوانتوم چقدر خطرناکه
هممون میدونیم، مامان کسی نمیخواد وارد دنیای کوانتوم بشه
برای همین اینو ساختیم
مثل ماهواره برای اعماق فضا یا اقیانوسه
...اما
نسخه کوانتومیش
فقط یه نقشه میخوایم
و بعدش میتونیم کل دنیای کوانتوم رو مطالعه کنیم و توش بگردیم
هیچوقت حتی نیاز نیست واردش بشیم
دخترت یه تلسکوپ زیر اتمی هابل ساخته اونم توی زیرزمین
میدونی، اگه وقتی نبودی ...همچین چیزی داشتم، اونوقت
میتونستم پیدات کنم
فوق العاده اس
پشمام داره میریزه
چطور کار میکنه؟
یجورایی مثل اون بیسیم دو طرفه ایه که قبلا داشتیم
یه سیگنال از اینجا میفرستی اون پایین و اون اطلاعات رو جمع میکنه و میفرسته
وایسا، یه دقیقه صبر کن
تو یه سیگنال به دنیای کوانتوم میفرستی؟
آره
همین الان خاموشش کن
جنت - چرا خاموشش کنیم؟ -
مشکل چیه؟
!باید خاموشش کنید
!بس کن، بگو مشکل چیه
جنت
یه چیزی هست که باید بهتون میگفتم
!بابا
!نه
!مامان
بابا
!بابا
کسی
!بابا
بابا، پاشو
حالت خوبه؟
آره خوبم
کجاییم؟
!مامان
!بابا
هوپ، اینجاییم
حالت خوبه؟
باید میمردیم
کجاییم؟
نمیدونم
همونجایی هستیم که فکر میکنم؟
...میگفتم آره، اما
اینطوری نبود !جنت
!مامان
!جنت
!مامان
تکون نخورید
باید اسکات و کسی رو پیدا کنیم
همین الان
هوپ؟
هوپ
هنک، صدامو داری؟
کسی صدامو میشنوه؟
اوه خدای من
مشکلی نیست، اوکیه - باید چکار کنیم؟ -
اوکیه مشکلی نیست
حالمون خوبه. اوکی ایم
اوکی میشه - خیلی میگی اوکی -
اوکی، خیلی خب باشه
خب، چون اوکی ایم
اوکی ایم
حالمون خوبه، خب؟
پیداشون میکنیم و میریم خونه
تو همین حال اطرفاتو ببین
زیباست
خب، ما بیرونیم
مثل اینه که رفتیم اردو
ما عاشق اردو زدنیم
هیچوقت نرفتیم اردو بزنیم
اما خب همیشه درباره اش حرف زدیم
اون خورشیده داره حرکت میکنه؟
برو عقب
این مشخصا خورشید نیست
اوضاع خوبه
!بابا - مشکلی نیست -
هنوزم مشکلی نیست
!بابا اوه خدای من
عجیب بود
فرار کن
آدمای کوانتومی توی دنیای کوانتوم وجود دارن؟
آره
منم خبر نداشتم
اون چی بود مامان؟
اون سفینه دنبال چی بود؟
صداتونو پایین نگه دارید
تو گفتی این پایین هیچی نبوده
چرا همه اینا رو برامون نگفته بودی؟ - هوپ بعدا توضیح میدم -
اما الان فقط میخوام که بهم اعتماد کنین
پس کاری کن اعتماد کنم
بیاید یکم آروم باشیم، خب؟
--میتونیم درباره اش حرف بزنیم
وقت حرف زدن نداریم، هنری
--نه، باید بهمون بگی چی
چرا به حرفم گوش نکردین؟
گفته بودم از اینجا دوری کنین
جنت، من خیلی متاسفم
باید بهت میگفتم داریم چکار میکنیم
اصلا فکرشم نمیکردم
...میدونم، این
بعدا حرف میزنیم
الان، پیش هم میمونیم
اسکات و کسی رو پیدا میکنیم
و بعدش میریم خونه، باشه؟
باشه؟ - باشه، خیلی خب
نزدیکم بمونید
این شگفت انگیزه
سال ها دنیای کوانتوم رو مطالعه کردم
چرا هیچکدوم اینا رو ندیدم
قادر نبودی از بین بعد خلا و زیر اتمی
به اندازه کافی عمیق نگاه کنی
اینجا دنیاهایی وجود دارن
دنیاهایی به همره دنیاهای دیگه
یه جایی خارج از زمان و فضا وجود داره جاییه که توی کامیک ها :Null-time zone) (اونجا بوده TVA
یه دنیای مخفیه
که زیر دنیای ماست
!دستتو بکش
کسی؟
دختر من کجاست؟
کجاست؟
کسی؟
دخترم کجاست؟
!کسی
!بابا
!کسی
!اون شیره رو بنوش
چی؟
ردیفش میکنم
مامان؟
این الان یه اتفاق خوب بود؟
یه سواری برای خودمون جور کردم
اهلیه
عجب سواری ای جور کردی
اینو کسی میگه که پرواز روی مورچه ها رو اختراع کرده
من مورچه ها رو دوست دارم
و منم دوست دارم که دوستشون داری بیا
اینا کمکمون میکنن که همرنگ بشیم
با این دقیقا قراره کجا بریم؟
الان خیلی دور از یکی از دوستان قدیمیم نیستیم
اگه کسی بدونه، اسکات و کسی کجان
اونه
اول شما
بپر بالا، مرد مورچه ای
!ولم کنید! بذارید برم
نمیفهمم چی میگی
!شیره رو بنوش
!شیره رو بنوش
!شیره رو بنوش
سلام
سلام - سلام -
شیره رو نوشیدی؟
چرا میتونم بفهمم چی میگی؟
اوه، عالیه، بخاطر شیره اس
هی بچه ها، جواب داد
جواب داد
سلام، من وب ام. همین الان منو نوشیدی
چکار کردم؟
اوه، فکر کنم شیره بیشتری نیاز داری
بیا میتونم مستقیما شیره امو بپاشم تو سوراخت
نه، خوبم خوبم مشکلی ندارم
واو
عجب سوراخ گنده ایه
چندتا سوراخ داری؟
ببخشید سوال شخصیه؟
من هیچ سوراخی ندارم
اسمش اسکات لنگه؟
آره، هفت تا سوراخ داره
آره درسته
از کجا میدونستی؟
اون کوآزه. تله پاتی میکنه
میتونی ذهن ها رو بخونی؟
آره و واقعا دلم میخواست که نمیتونستم
همه حال بهم زنن
میشه لطفا به اون فکر نکنی؟
ببخشید
لطفا بس کن
فکر کردنو؟ - فکر کردن به اونو -
دارم سعیمو میکنم
نه خیلی تلاش نمیکنی و منم فکر میکنم عجیبی
من فکر نمیکنم عجیبی فکر میکنم خیلیم باحالی
از خدامه کله منم میدرخشید
نه از خدات نیست
میدونم که نیست، فقط مضطربم
نمیتونم جلوشو بگیرم همینطوری از دهنم پرید
اینجا چکار میکنین؟
جاسوسی؟
چی؟ نه بابا
باید شکنجه اش کنیم
بچه ها، نه. مشکلی نیست
ما... ما جاسوس نیستیم
اون بابامه
اوه، ممنونم - خواهش میکنم -
خب، پس سانفرانسیسکو کیه؟
ما اهل اونجاییم - یه مکانه -
پس زمین چیه؟
اهل اونجا هم هستیم
باید شکنجشون کنیم
چرا همیشه میخوای مردمو شکنجه کنی؟
گزینه های دیگه ای هم داریم
چیزی هم از سوراخ هات بیرون میاد؟ مثلا شیر یا آبمیوه ای چیزی
وب انقدر درباره سوراخاش ازش نپرس
بعضی از ماها هم سوراخ داریم خب
اینجا چکار میکنین؟
از کجا اومدید؟
خیلی خب
اون بالا، بالا، زمین - ...ببین بالای اینجا -
یه دنیای دیگه هست - زمین بزرگ -
خب اینجا هم زمینه در اصل ولی کوچیکتره - مثل همین دنیاست ولی بزرگتره
من بزرگ میشم، کوچیک میشم - آره، آره
میدونی، در واقع من درباره اش یه کتاب نوشتم
اینجا دنیای کوانتومه، برای وارد شدن باید کوچیک بشیم
پس ما هم خیلی کوچیک شدیم، پس ما الان خیلی کوچیکیم - اون بالا بزرگتره -
خیلی خب دارن حقیقتو میگن
مهم نیست
شماها از اون بالا اومدید
درست مثل اون
پس اونم دنبال شماست
اون برای پیدا کردن شما دنیا رو به آتیش میکشه
کی؟
فاتح
این پایین موجودات هوشمندی وجود دارن
من همیشه نظریه میدادم که ممکنه وجود داشته ...باشه، اما اینجا بودن
یه دنیای زیر اتمی
این، هر چیزی که درباره زندگی میدونیم رو تغییر میده
...تکامل، جایگاهمون توی کهکشان
لعنتی
اون یارو شبیه کلم بروکلیه
سرتونو پایین بگیرید
دنبالم بیاین
بخوریدشون
الان برمیگردم
من اومدم دنبال کرایلار
اوه، تویی
...بین خودم و خودت
و کرایلار بمونه
سلام
من با این اطراف آشنا نیستم
اما فکر کنم، یک نوشیدنی داشته باشید که منو مست کنه
قطعا جناب
خب خوشگله ماجرات چیه؟
خدایا
برو کنار
وقتشه. دنبالم بیاید
از این سمت
دقیقا این یارو رو از کجا میشناسی؟
یکی از دوستان قدیمیه که مبارز راه آزادی بوده
جان؟ تو یه مبارز آزادی خواه بودی؟
یا تروریست، بستگی داره از کی بپرسی
...اما
بهم اعتماد کن، میتونه کمک کنه
جنت ون داین؟
فکر کردم مردی
خیلی وقته ندیدمت، کرایلر
در واقع رسمی بخوای بگی
الان لرد کرایلر ام
عین چی با این عنوان مقابله کردم
اما خیلی نخبه گرایانه اس
شما باید هنک باشی
من خیلی چیزا درباره شما و مورچه هات شنیدم
اصلا مورچه چی هست؟ این پایینم ازشون داریم؟
فکر نکنم داشته باشید، نه
آه خیلی بد شد
هوپ
شما هم باید هوپ باشی
هر روز خدا درباره تو حرف میزد
عجیبه که هیچوقت درباره شما هیچی نگفت
خب، فکر کنم منم بودم به بچه ام نمیگفتم
کارای ناجور کردیم
چقدر ناجور؟
خیلی ناجور، هنری
کرایلر
به کمکت نیاز داریم
جنت، بعد از تمام ماجراهایی که با هم داشتیم
فقط ازم درخواست کن. بگو چه کار میتونم بکنم؟
...اما
کسی گرسنه اش نیست؟ من دارم میمیرم از گشنگی
پسرا
!همین حالا
هیچی نمیدونن
درباره هیچی، هیچی نمیدونن
از اینجا ببرشون
ببخشید
ببین، حق با اونه
نمیدونم اوضاع از چه قراره
فقط میخوایم خانوادمون رو پیدا کنیم
نقشه ای ندارید؟
تنها کاری که میخوایم بکنیم !اینه که بریم... واو
وایسا، وایسا !شلیک نکن
اونا با مائن
اون ساختمونه زنده اس؟
ساختمونای شما مُردن؟
ببین، ببخشید
فقط میخوایم بریم خونه
حداقل شما یه خونه ای دارید
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
فاتح، خونه هامون رو به آتیش کشید
زندگی هامونو
قلعه اش رو روی استخون های مردم ما ساخت
بعضیامون فرار کردیم
بقیه رو تو مسیر پیدا کردیم
هر کسی که میتونست بجنگه رو جمع کردیم
هیچوقت کافی نبود
متاسفم
ما میتونیم کمک کنیم
...آه، کسی
بابا، تو یه انتقامجویی
اونا کمک لازم دارن - نه -
کاری که باید بکنم اینه که تو رو ببرم خونه
چرا نمیخوای کمک کنی؟
هیچی درباره اینجا نمیدونیم
منظورم اینه حتی نمیدونیم، زمان اینجا چطور کار میکنه
شاید 10 ثانیه اینجا اندازه 10 سال بگذره
به مادرت فکر کن الان چه حالیه --تصور کن
از مامان بعنوان بهونه استفاده نکن
تو فقط اهمیت نمیدی - چرا اهمیت میدم -
میدونم میخوای کمک کنی، میدونم
اما این مبارزه ما نیست
فقط چون این بلا سر تو نمیاد
به این معنی نیست که اتفاق نمیوفته
هی
میشه بهم نگاه کنی؟
ازت ناامید شده
خودم فهمیدم. آره ممنونم
خواهش میکنم
بعدا درباره اش حرف میزنیم اما الان فقط بیا بریم بقیه رو پیدا کنیم
هیچکسی اینجا رو بهتر از جنت نمیشناسه
چی گفتی؟
چی؟
اسمی که گفتی
جنت، ون داین؟ - کجاست؟ -
داریم زور میزنیم همینو بفهمیم
تو میشناسیش؟
میشناسمش
اون نباید اینجا باشه
هی، لطفا برای مهمونامون نوشیدن بیارید
آره، ممنونم
اگه قبلا از اینا نخوردید، امتحانش نکنید
مگر اینکه بخواید زندگیتون عوض شه
کرایلر، ما دنبال دوستامونیم
دو نفرن
مثل ما انسانن
انسان
همینه، کلا یادم رفته بود اون بالا به خودتون چی میگید
انسان
تو انسان نیستی؟
از نظر فنی نه ولی آره
از جهاتی که مهمن
!نه
بذارید صحبت کنیم
خب، به چه دلیل با حضورت مفتخرمون کردی، جنت؟
اگه درست یادم بیاد، تو ترکمون کردی
ترکمون کردی
هممونو پیش اون رها کردی
جنت، داره درباره چی صحبت میکنه؟
درباره اون بهشون چیزی نگفتی
کلا درباره کاری که این پایین کردی چیزی گفتی؟
که چند نفر بخاطر تو مردن؟
اصلا خانواده ات میدونن تو کی هستی؟
مامان جونت کلی راز داره
داری دروغ میگی - من دروغ میگم -
خیلی هم زیاد دروغ میگم
اما در اینباره نه
بذار اونا برن
اون فقط منو میخواد
اما تو هم اونا رو میخوای پس اونا هم باهات میان
همراه اون یکی دوستاتون
من درباره اشون شنیدم، اما اونم ...شنیده و
شکارچی رو فرستاده دنبالشون
چجور شکارچی؟
نه کاملا آدمه، نه کاملا ماشین
یه ارگانیسم مکانیکیه که فقط برای کشتن طراحی شده
اونا کجان؟
اطلاعی ندارم
مردن
احتمالا مردن
اوه خیلی ناراحت کننده اس
که میشد از همه اینا اجتناب کرد، جنت
فقط چیزی که میخواد رو بهش بده
چه بلایی سرت اومده
ما مقابلش جنگیدیم
میتونه خیلی متقاعد کننده باشه
بیاید بریم ببینیمش
فکر کنم دیگه اینجا کاری نداریم
اون سفینه میتونه ما رو از اینجا ببره؟
منو پوشش بده
همیشه میدم
هنری، بشین پشت فرمون
باید با اتصال سیم هاش روشنش کنم
فرمونش کو؟
همونا فرمونشن
این دیگه چه جورشه؟
مثل پرواز کردن با یه دوچرخه اس
دوچرخه زنده اس؟
دستات رو کامل بکن داخل
مثل پاک کردن بوقلمون
واقعا؟ با اون؟ - قبلا جذاب بود -
اون یارو؟
من به مدت 30 سال این پایین بودم هنری
یه سری نیاز هایی داشتم - اوه خدای من -
ببین، متوجهم. منم نیاز هایی دارم - !اوه خدای من -
چند باری با یه نفر شام خوردم
اسمش لیندا بود
اوضاع خوب پیش نرفت
چی شد؟
اون تو نبودی، عزیزم
همه رو سوار سفینه ها کنین از اینجا میریم
باشه
و زالم
بله؟
تا جایی که میتونی اونا رو از اینجا دور کن
چی؟ - چرا؟ -
اگه شماها دنبال جنت میگردید اونم دنبال شماست
شما اونا رو دقیقا کشوندید به سمت ما
بجنب، زود باش
هر چند نفر که میتونی با خودت ببر
ما جلوشو میگیریم
!برو
!بجنب، عجله کن
!باید بریم
!سوار شید، سریعتر
باید بریم، همین حالا
!کسی بیا بریم
!خودتو برسون به پناهگاه
منتظر پیام من بمون
وب ما باید بریم
!سریعتر - اونا دوستامن -
مسافرا رو تحویلمون بدی فاتح بهتون رحم میکنه
قبلا ترحمش رو دیدم
...همینجا بمون، من الان
!کسی
اوه نه
خیلی خب باشه، من لباس دارم
آره متوجه شدم
حالت خوبه؟ - آره -
ببین، شتاب بگیر، خب؟
بپر، ضربه بزن، خب؟ یه حرکت، بپر بزن
بلدم انجامش بدم بابا
اوه بلدی؟ جدی؟ - آره -
چون از نظر من که اینطور نمیومد - زمانبندیم مشکل داشت -
...بپر
اینطوری
دیدی چکار کردم؟ دیدی؟
نه، چون همش انقدر بودی
!بپریدم و ضربه زدم
جنتورا، باید بریم
!سوار سفینه شید
به دنیای کوانتوم خوش برگشتی اسکات
خیلی وقته منتظر این لحظه بودم
چی؟
کسی اون توئه؟
اوه آره
سرنوشتی که نمیتونی ازش فرار کنی
سرنوشتمون همیشه به هم گره خورده بود
از همون زمانی که همدیگه رو دیدیم
اسکات لنگ
!ازمون دور شو
اون روزی که منو در هم شکستی
منو فرستادی این پایین - وایسا -
درن؟
غافلگیر شدی منو دیدی؟
آره
این همون آدم زنبوریه اس؟
همون زنبوریه اس؟
کسی؟
اصلا نشناختمت
چطور نمردی؟
تبدیل شدم به سلاح فرجام
همینی که هست رو میگی؟
ببین، درن
!درن مرده
...الان فقط
!موداک هست
و جایی وجود نداره که بتونی بهش فرار کنی اسکات
نه از دست من
و نه از دست اون
اون آینده اس
بهترینه
و الان تنها چیزی که نیاز داره، شمایید
مامان، چی دنبال اسکات و کسیه؟
باید پیداشون کنیم
یه کاری هست که اول باید بکنم
!ممکنه مرده باشن
هوپ، لطفا
و هنوزم داری مخفی کاری میکنی
دارم سعی میکنم ازتون محافظت کنم
از چی؟
از کی انقدر میترسی؟
اینم از سومین باری که افتادی زندان
چهارمین بارمه
...و دوباره
رو در رو شدیم
عجب رو در رویی هم شدیم
ماشالا صورت گنده ای داری
چرا فقط یه سر شناوری
شاید بتونی داستانتو برامون بگی، درن
تو درن رو توی دنیای کوانتوم ول کردی تا بمیره
اما فاتح پیدام کرد
منو از تو ساخت
منو تبدیل کرد به سلاح فرجام
ارگانیسم مکانیکی که فقط برای کشتن طراحی شده
اوه موداک
اوه، مو... آره فهمیدم چی شد مخففه
اسمش مخففه
ارگانیسم مکانیکی که فقط برای کشتن طراحی شده
در اصل مخففش میشه مودافک
شرط میبندم فکر نمیکردی دوباره منو ببینی
همین الان متوجه پاهای کوچولوت شدم
پاهام کوچولو نیستن - در مقایسه با سرت گفتم -
فکر میکنی خیلی باهوشی
اسکات لنگ
مردی که همه چیزو ازم گرفت
کسی که کل زندگیم رو دزدید
اما من موفق شدم
تو رو آوردم اینجا
من سیگنالت رو پیدا کردم، کسی
راستی بخاطر اون ممنونم
بدون تو نمیتونستم اینکارو بکنم
داری به مردی نگاه میکنی که آزاده
من اینجا خیلی بیشتر از چیزی که حتی بتونی تصورشو هم بکنی، ساختم
همه رو برای اون ساختم
من تنها کسی نبودم که توی دنیای کوانتوم سرگردون بودم
لطفا کمکم میکنید؟
گفت یه مسافر بوده
یه دانشمند که سفینه اش سقوط کرده
سفینه ای فراتر از چیزی که تا حالا دیدم، داشت
سفینه ای که میتونست توی مالتی ورس سفر کنه
مالتی ورس؟
همون بعد های متناوب و واقعیت های موازی؟
اولش باورم نشد
اما واقعیه
درست همونطوری که نظریه دادیم
این میتونه ما رو برگردونه خونه؟
میتونه هر جایی ببرتت
یالا
هیچوقت کسی رو مثل اون ندیده بودم
خیلی حس گمراهی و گمشدگی داشت
فکر کنم جفتمون همینطور بودیم
اما یه راه خروج داشتیم
هر چیزی رو برای شارژ هسته ی سفینه اش امتحان کردیم
هیچی جواب نداد
اما بعد از کلی سال تنهایی، خوب بود که یه دوستی داشته باشی
من به هوپ دروغ گفتم
بهش گفتم دارم میام خونه
میتونم ببینمش که کنار در وایستاده
منتظر منه
این آخرین کاریه که کردم
بهش دروغ گفتم
فکر میکردم زمان بیشتری دارم
میتونم اونو بهت بدم
زمانو
اون چیزی که فکر میکنی نیست
یه قفسه
هر کاری که بتونه میکنه تا تو رو در هم بشکنه
...تا وقتی خودتو ازش آزاد نکنی، نمیتونی بفهمی
که چقدر کوچیک بوده
از اینجا میریم بیرون
درو باز میکنه
و تو پشت در خواهی بود
قول میدم
بیا برگردیم سر کارمون
خیلی طول کشید، اما انجامش دادیم
به زندگی برگردوندیمش
بیا بریم خونه
سفینه اش نیروکنتیک بود (وابسته به اعصاب)
به افکارش متصل بود
وقتی لمسش کردم، افکارشو دیدم
کارایی که کرده بود رو حس کردم
کل دنیا ها
کل خطوط زمانی ها
نابود شده بودن
انگار که اصلا وجود نداشتن
جنت
میتونیم بریم
همین الان
کنگ کیه؟
کسی که من باید باشم
اون اینجا سقوط نکرده بود
به اینجا تبعید شده بود
به خارج از زمان و فضا
تنها جایی که میتونست جلوش رو بگیره
به دست کی تبعید شده بود؟
نمیدونم
اما سفینه اش رو خراب کرده بودن و اینجا زندانیش کرده بودن
و بخاطر من، داشت میرفت بیرون
جنت
دور بمون
تو زندگیم رو نجات دادی
من یه قولی دادم
فقط بذار ببرمت خونه
و بعدش چی؟
تو چکار میکنی؟
پیروز میشم
بهت که گفتم زمان اون چیزی که فکر میکنی نیست
میتونم کاری کنم که انگار اصلا رهاش نکردی
هوپ در رو باز میکنه
و تو هم پشت دری
و چند دنیا نابود میشه؟
اگه تو از اینجا خارج بشی
دنیای تو نابود نمیشه
هوپ هیچوقت نمیفهمه
نمیخوای دوباره دخترت رو ببینی؟
نمیتونم بذارم بری
چرا فکر کردی میتونی جلومو بگیری؟
اونو بهم بده، جنت
!بده اش به من
نتونستم شکستش بدم، زیادی قوی بود
چکار کردی؟
متاسفم هوپ
!نه
هسته سفینه اش رو منفجر کردم دستشو از زمان کوتاه کردم
و هر دومون رو برای همیشه اینجا گیر انداختم
اما به اندازه کافی قدرتاش رو بهش برگردونده بودم
و حالا که لباسش رو پس گرفته بود
به چیزی تبدیل شد که همیشه بود
یک فاتح
سلاح و تکنولوژی هایی داشت
قرن ها از چیزی که بتونیم تصورشو کنیم جلوتر بود
اون زندانش رو به امپراطوریش تبدیل کرد
من سال ها باهاش جنگیدم، ازش فرار کردم از دستش مخفی شدم
و بعدش تو منو نجات دادی
تو منو بردی خونه
اما من لیاقتشو نداشتم
من یه هیولا رو اینجا آزاد کردم و فرار کردم
جنت، تو نمیتونستی متوجهش بشی
متاسفم که هیچوقت بهت نگفتم
فقط میخواستم فراموشش کنم
فقط میخواستم دوباره مادرت باشم
خیلی متاسفم که مجبور بودی از اون همه ماجرا تنهایی عبور کنی
اما الان دیگه تنها نیستی
با هم جلوش رو میگیریم
اون دنبال هسته اس
و به ذرات پیم نیاز داره تا بهش برسه
و اگه اسکات و کسی پیشش باشن ذرات پیم هم داره
و شروع کرده - دقیقا -
باید از اینجا بریم بیرون
هوپ
اون نباید بره بیرون
مردی جالبی هستی
اسکات لنگ
آمم، من نمیدونم کی هستی اما اشتباه بزرگی کردی
خب؟
من یه انتقامجوئم
بقیه انتقامجویان رو خبر کردم
تو یه انتقامجویی؟
قبلا کشتمت؟
چی؟
بعد یه مدت همشونو با هم قاطی میکردم
احیانا تو اونی نیستی که پتک داشت؟
نه اون ثوره
ما رو زیاد با هم اشتباه میگیرن آخه بدنامون شبیه همه
تو کی هستی؟
فقط یه مرد معمولی
که یه عالمه از زمانش رو از دست داده درست مثل خودت
اما میتونیم در این مورد به هم کمک کنیم
موداک بهم گفته دزد خوبی هستی
آره از من یه چیزی دزدید
لعنتی
وقتی من اینجام حرف نزن
حقیقتا جنت بیشتر کمک میکرد
تو هم جنت رو میشناسی؟
همه این پایین جنتو میشناسن؟
به شماها درباره من نگفته؟
فکر کنم تعجبی هم نداره
جنت یه چیزی ازم دزدید
بلیط خروجم از اینجا رو دزدید
و تو تنها کسی هستی که میتونی اونو ازش بدزدی
و چرا باید اینکارو بکنم؟
چون میخوای از اینجا خارج بشی
و من هم باید از اینجا خارج بشم
چون میدونم چطور تموم میشه
چطور چی تموم میشه؟
همه چیز
من توی یه خطر مستقیم زندگی نمیکنم
...و با زمان
سخته که نخوای برسی به آخر داستان
پس اگه میخواین جلوی چیزی که پیشروئه رو بگیرید
و باور کن که میخوای جلوش رو بگیری
من تنها فرصتیم که دارین
چی پیشرومونه؟
من
یه عالمه از من
اونا منو به این پایین تبعید کردن
از من میترسن
اما من کسیم که میتونه شمارو بفرسته خونه
خب پس، قبوله؟
نه، فکر نکنم
!بابا
بذار برات ساده تر بگم
چیزی که میخوام رو برام میاری وگرنه دخترتو جلوت میکشم
بعدش کاری میکنم که اون لحظه رو
بارها و بارها، دوباره و بی پایان زندگی کنی
تا وقتی که التماسم کنی بکشمت
مفهومه؟
اینکارو نکن
من مردیم که دوست دارم همه حرفامو بفهمن
!بابا
!به حرفش گوش نکن
!نه! نه! ببین
میتونیم درباره اش صحبت کنیم
!اینکارو نکن
واقعا بهتره که انجامش بدی
لطفا
دخترمه! لطفا
میخوای زنده بمونه یا بمیره؟
!لطفا
فکر میکنی دروغ میگم؟
بنظرت من دروغگوئم؟
!بسه
!بابا - !انجامش میدم! انجامش میدم -
!انجامش میدم! فقط ولش کن !ولش کن! ولش کن
اونقدرا هم بزرگ نیستی
مردمورچه ای
فقط خوشحال باش که نیازت دارم
دوباره دستت بهش نخوره
پس چیزی که نیاز دارم رو بهم بده
کجاست؟
اون چیه؟
هسته ی یه موتور مالتی ورسی بود
یه منبع قدرتی که میتونست تو رو هر جایی توی زمان و فضا ببره
بعدش جنت منفجرش کرد
اون توئه؟ - اون خودشه -
باید بریم تو مرکزش
خوبه که میدونیم
باید کوچیک بشی و از طوفان بگذری
وقتی رسیدی داخل، هسته رو پیدا کن و کوچیکش کن
چه شکلیه؟
وقتی دزدی میکنم معمولا میدونم دارم چی میدزدم
وقتی ببینیش خودت میفهمی
تا جایی که میتونی سریع برو تو و بیا بیرون
هر چی بیشتر اون پایین بمونی ذهنت بیشتر از هم میپاشه
بهتره عجله کنی
متاسفم
همش تقصیر منه
نه
گند زدم
کسی، کل زندگی من بخاطر گند زدنم اتفاق افتاد
تنها چیزی که گند نزدم تو بودی
!بابا
مشکلی نیست. حل میشه
دوستت دارم، عسلم
منم دوستت دارم
خیلی خب، من وارد شدم
درن، صدامو داری؟
درن؟
درن؟
موداک صدامو داری؟
چیه؟
من وارد شدم
باشه - خب، حالا -
چکار کنم؟ نقشه چیه؟
نمیر؟
ممنون داش، خیلی کمک کردی
میبینیش؟
آره میبینمش
میرم سمتش
چی شد؟
چی شد؟
چی شد؟
بهت که گفتم اسکات، وارد شدن فقط شروعشه
اصلا اینو نگفتی
چرا دارم یکی دیگه از خودمو میبینم؟
من یکی دیگه نیستم، تو یکی دیگه ای
...تو همین الان از من
چرا دارم یکی دیگه از خودم میبینم؟
داری به احتمال یکی دیگه از خودت نگاه میکنی
توی یه طوفان از احتمالاتی
اصلا اینا یعنی چی؟
تو نمیدونی؟ - چرا باید بدونم آخه؟ -
چون تو منو آوردی اینجا
اوه، پس من اصلیه ام، ها؟
نه من همچین چیزی نگفتم
چی شد؟
اینجا دیگه کجاست؟
یه طوفان احتمالاته
همه تصمیماتی که ممکن بوده بگیری همه در آن واحد وجود دارن
چی میگه؟
تو داخل جعبه شرودینگری و تو گربه داخلشی منظورش همون نظریه معروف شرودینگر که به گربه و جعبه معروف بود) (اینطور که گربه داخل جعبه یا مرده یا زنده اس
با عقل جور درنمیاد
تکون نخورید
!هیچکس تکون نخوره
چرا ما باید به حرف تو گوش کنیم؟
تو حتی اصلیه هم نیستی
چی، منم اصلیه نیستم؟
نه نیستی
نخیر من اصلیه ام
نیستی
من اصلیه ام
اوه، هی رفقا آروم باشید
سخت نگیرید
یک نفس عمیق بکشید
یه راهی براش پیدا میکنیم
با هم دیگه
تو کی هستی؟
چرا اینجوری لباس پوشیدی؟
چون من توی بسکین رابینز کار میکنم
این یونیفرم منه
اینا لباس های عادی اند
چرا شما اینجوری لباس پوشیدید؟
!دیگه بسه
!بزنید بریم
اوه، هممون قراره بمیریم
صبر کنید
وایستید، نه، نه
دارم صدای اسکاتو دریافت میکنم
!از سر راهم برو کنار
مامان، این دیگه چیه؟ - داری چکار میکنی؟ -
نگاهشون نکن
اونها فقط احتمالاتن
اونا خود تو نیستن
اسکات، کجایی؟
چرا من اینجام؟
رفقا، ایندفعه دیگه جواب میده
چیکار داری میکنی... وایسا، نه، نه، نه
از پسش بر میام
از پسش بر میام
از پسش بر میام
اسکات کجایی؟
اسکات
کجایی اسکات؟
مراقب باش، آخر گردنم
من قراره بمیرم
بابا
برگرد
بابا
اگه صدای منو میشنوی، برگرد
فقط برگرد
تسلیم نشو
بابا، فقط یکبار دیگه برگرد
لطفا
برگرد
داره چکار میکنه؟ بلندش کنید
بلندش کنید - دستشو بگیرید -
یالا
زودباشید
بجنبید
دست بجنبونید
زودباشید
میتونیم
بجنبید - کمکش کنید -
بجنبید بچه ها، همگی کمک کنید
داره چکار میکنه؟
چطوری میتونی اینکار رو بکنی؟
بهت میگم چطوری
ما هممون یک چیز رو میخواییم
بجنبید، همکاری کنید
و من دارم میام کسی
زود باشید
برو تو کارش رفیق
برید، برید
همگی بزنید بریم
زود باشید
چی؟
نه
چی شد؟ عمل کرد؟
متاسفم، رفیق
هوپ،تو واقعی هستی؟
آره من واقعیم
پس، بیا انجامش بدیم
آماده ای؟
آره
زود باش، باید اونو از اینجا ببریم
نه نه نه وایسا، اون کسی رو گرفته
چی؟
اسکات
جنت - اون رو بده به من. باید همین الان از اینجا بریم -
نه، اون کسی رو گرفته
نجاتش میدیم، قول میدم که نجاتش بدیم
ولی تو نمیتونی اونو بهش بدی
من بودم بهش اعتماد نمیکردم
...جنت یجورایی
مدام نظرش رو عوض میکنه
سلام
قندعسل
خب
قراره چطور پیش بره اسکات؟
خب خب ببین کی اینجاست
استاد قدیمیم
سلام هنک
درن؟
انتظار نداشتی که بعد از ...این همه مدت شاگردت رو ببینی
پشمام درن
چه بلایی سرت اومده؟
من سلاح فرجامم
واقعا مجبورم که به زور بگیرمش؟
دخترم کجاست؟
اسکات
اینکارو نکن
ما یه قراری داشتیم
بدون تو مشکلی براش پیش نمیاد
بدرود، هنک
!هنری
تو منو همینجا ولم کردی که بمیرم
بیا بریم ببینیم در چه حالن
تو چی دیدی؟
آخرین بار واقعا فرصتی برامون پیش نیومد که درموردش حرف بزنیم
همیشه برام سوال بود
که وقتی ذهنم رو لمس کردی
چی دیدی؟
یک هیولا
که فکر میکنه خداست
وقتی زمان رو
اونجوری که من میبینم ببینی نمیتونی چشمات رو ببندی
و تو تنها کسی هستی که میبینیش؟
...من تنها کسی هستم که میتونه ببینه
که خراب شده
و کی خرابش کرد؟
من کردم
تک تک نسخه های من
ورینت های من توی مالتی ورس (ورینت همون نسخه های مختلف فرد توی مالتی ورس)
مثل بچه ها با زمان بازی میکنن
ولی من دیدم که چجوری تموم میشه
هرج و مرجشون رو دیدم که توی واقعیت ها پخش میشد
جهان هایی که برخورد میکردن
تداخل های بی پایان تداخل، پدیده ای بود که دو دنیای موازی با هم) (برخورد میکنن و نابود میشن که توی دکتر استرنج 2 توضیح میدن
...دیدم که مالتی ورس
داشت میمرد
همش بخاطر اونها
پس من کنترل رو بدست گرفتم
منظورت اینه که یک جنگ راه انداختی
و حالا میخوای هر جهانی رو که
برات تهدید به حساب میاد نابود کنی
این کاریه که هیولا ها میکنن
این کاریه که فاتحان انجام میدن
اونها دنیای خورد شده رو نابود میکنن
و از نو میسازنش
تو به نجات هیچکس و هیچ چیزی اهمیت نمیدی
تو فقط انتقام میخوای چون اونا شکستت دادن
چون تو شکست خوردی
من از دست دادم (هم به معنی شکست خوردنه هم از دست دادن Lost)
تو حتی فکرش هم نمیکنی چیا از دست دادم
و من از صحنه زمان نابودشون میکنم
بخاطر کاری که باهام کردن
تو تموم خط های زمانی رو نابود میکنی
تیلیارد ها آدم رو میکشی
ایکاش این موضوع واقعا مهم بود، جنت
اوه، من دارم چیکار میکنم؟
چی؟
هنک
اینا مورچه های توئن؟
همونایی که توی مزرعه مورچه ایت بودن؟
آره اسکات اونا مورچه های منن
چطوری این پایین پیداشون کردی؟
از همون موقعی که اومدیم اینجا داشتم سیگنال های عجیبی دریافت میکردم
اول فکر کردم شاید یک مشکل فنیه
و شاید یجور اختلاله
این دیگه چیه؟
ولی نبود
مورچه ها بودن
تموم مدت داشتن سعی میکردن ارتباط برقرار کنن
ظاهرا از یجور بعد زمانی گذشتن
اونا هزاران سال رو توی یک روز زندگی کردن
دانش و علمشون رو گسترش دادن
پیشرفته تر از اونیکه فکرش رو میکردم شدن
من پیداشون نکردم
اونا پیدام کردن
بهت گفتم باهوشن
اونا یجور جامعه پیشرفته با تکنولوژی
و تمدن نوع دو ساختن
میدونم سوسیالیسم یک کلمه گنده اس
ولی میتونیم خیلی چیز ها ازشون یاد بگیریم
...بابا
چیه، اونا مورچه های خودمن
و مورچه ها جا نمیزنن
اهمیت نمیدم این یارو کیه
و اهمیت نمیدم چیکار میتونه بکنه من کسی رو از دستش نجات میدم
پس، چطوری شانسمون رو در مقابل کنگ بیشتر کنیم؟
ما یکسری ایده ها داریم
به چی فکر میکنید؟
خب، یکبار یک نویسنده بزرگ گفت
همیشه جا برای پیشرفت هست
تو کتاب منو خوندی؟
کلمه به کلمشو
زودباشید، بریم سر کار
هی، متاسفم
فکرکنم یکمی ترسناک بود
تو اینجا چیکار میکنی؟
دارم نجاتت میدم
چطوری؟
سوال خوبی بود
این چیزه، کلیدی، کارتی چیزی نداره؟
مثل کلید اتاق
...میدونی مثل
لعنتی
بپر و ضربه بزن
جنتورا، ببخشید باعث شدم مردمت آسیب ببینن
چطوری میتونم کمک کنم؟
خب بیا در جوابش بهشون آسیب بزنیم
لعنتی، چقدر خفنی
نقشه ای داری
آزاد کردن تو نقشه من بود
تو خودت نقشه ای داری؟
باید یک پیغام بفرستیم به هر کسی که هنوز میتونه بجنگه
و بعد کسایی که توی سلول های طبقه پایین حبسن رو آزاد کنیم
و از داخل بهشون حمله میکنیم
آهان پس تو یک نقشه داری خب چطوری پیغام رو برسونیم؟
بیا دنبالم - باشه، عالیه -
من یک امپراطوری این پایین ساختم، جنت
و من با خودم میارمش
تو واقعا اون موقع که فرصتش رو داشتی باید میذاشتی برم
تاریخ نوشته نشده
ساخته شده
امروز ما نجات پیدا کردیم
از این قلعه من انتقامم رو از کسانی که من رو تبعید کردن، میگیرم
امروز ما ابدیت رو فتح میکنیم ابدیت یا ایترنتی، یکی از کارکترهای ماروله که) (توی فیلم ثور هم دیدیمش
...به نام سلسله کنگ
سلام؟
داره کار میکنه؟
کسی؟
نمیتونم بفهمم کار میکنه یا نه
فکر کنم وصل شدیم
من معطلشون میکنم پیغام رو برسون
من فکر کردم تو پیغام رو میرسونی
!همین حالا
ما داخلیم
ما به برج نفوذ کردیم
من همراه جنتورا ئم
اون شکست ناپذیر نیست
میدونم حس اینو میده که دیگه دیر شده
مثلا اینطوری که هر کاری میکنیم، میبازیم
ولی اون خانواده ای که من از دست دادم
بهم یاد دادن که مبارزه کنم
و اگه اونا هم اینجا بودن همینکار رو میکردن
باید مراقب کوچیکترامون باشیم (ضعیف تر ها)
پدرم اینو بهم یاد داد
چون وقتی مردم به کمک احتیاج داشتن
اون روش رو برنگردوند
و همینطور ما
باید بریم
بیاین به برج
و بجنگید
میدونم که تاحالا منتظر بودین
الان وقت حمله رسیده
اون میدونه از پس هممون بر نمیاد
...بیاید به
!کسی - فکر کنم سیگنال رو پیدا کردم -
مامان هم باید همونجا باشه
!بزن بریم - من میرونم -
دختر لنگ رو پیدا کن
بکشش
بیاید بریم بجنبید
میخواین بجنگین، بیاین دنبالم
تموم شد کسی
بقیه رو آزاد کن
برو
قراره مارو ببینه که داریم میایم
آره، مطمئن میشیم که ببینه
پرتاب رو شروع کنید
بابات اینجا نیست کسی
البته بنظر خیلی هم غافلگیر کننده نیست
!کنگ
ما یه قراری داشتیم
تو دختر منو گرفتی
یا ابلفض، چقدر گندست
تو بهم دروغ گفتی
باید به قولت وفا کنی
در غیر این صورت بی ارزشی
از پا درش بیارید
بله قربان
ادامه بده، اینا با من
!آره، بیاید ببینم
خیلی زیادن
اسکات نمیتونم جلوشونو بگیرم
اونا اومدن
!آفرین، کسی
آره
زودباشید بیاید بریم
!انقلاااااببب
!همه چیزو به آتیش بکشید - !حمله -
!بخوابید زمین
رمز پل چیه؟
بمیرم هم نمیگم
1_8_1_4_7
لعنت
این نیازت میشه
سلام
اینجا خونه ماست
بیایین پسش بگیریم
من سوراخ دارم
من سوراخ دارمممممم
من نمیدونستم میتونه همچین کاری بکنه
!کنگ
اون کجاست؟
همین الان پرتابش کنید
اون دیگه چیه؟
داره فرار میکنه
نه نمیکنه
از حلقه ها دور نگهش دارید
بابا
بابا دارم میام
بابا
دیگه جایی برای فرار کردن نداری
لطفا کار کن
هی، فکر کردی کجا داری میری؟ برگرد بجنگیم
فکر میکنی تموم شده؟
بیخیال بیا بجنگیم
درن تمومش کن
انقدر سعی نکن اینی که هستی باشی
من نمیدونم چی باشم
تو بهم بگو چی باشم
نمیدونم فقط عوضی نباش
دیگه خیلی دیر شده
یه نگاه بهم بنداز
من خیلی آشغالم
هیچوقت برای اینکه عوضی بودن رو بذاری کنار دیر نیست
باید جلوشو بگیریم
یه فکری دارم
آماده ای؟ - احتمالا نه -
!یک، دو، سه، حالا
!بابا
!بابا
!کسی
!چقدر گنده شدی
!من گنده شدم
دوستت دارم، عسلم
منم دوستت دارم
خیلی بهت افتخار میکنم
حس میکنم گودزیلا رو بغل کردم
خیلی حس باحالیه
آره میدونم، مگه نه؟
خیلی گرسنه ام
آره طبیعیه
همه چیو میتونم بخورم - همه چی میدونم -
الان واقعا دلم هوس لیموترش کرده
مگه نه؟
هوس مرکبات میکنی، عجیبه میدونم - مرکبات -
!برج رو تسخیر کنید
دیگه تموم شد
هنوزم نفهمیدی
هیچ وقت تموم نمیشه
عقب نشینی کنین، عقب نشینی کنین
باید همین الان بریم، بجنب
چاره ای نداریم، باید بریم
...ای حرومزا
فکر میکنی این واسم تازه ست؟
میدونی تا حالا چندتا شورشی رو از بین بردم؟
نه، نه، نه، نه، نه-
چند تا دنیا رو فتح کردم؟
چندتا انتقام جو رو کشتم؟
و فکر میکنی میتونی منو شکست بدی؟
!من کنگم
تو، تو با مورچه ها حرف میزنی
اسم من درنه، و من یه عوضی نیستم
ببخشید که دیر کردم
مورچه های زیادی بودن
اوه، کار تو بود؟
شاید در مورد من درست میگفتی، کسی
درن
حالت خوبه؟
احتمالا نه
درن؟
سلام هوپ، مدل موهاتو عوض کردی
چه اتفاقی افتاده؟
آره، قضیه اش مفصله
بعدا بهت میگم
اون... نمیدونم چی بگم
ممنون، اسکات
تو همیشه برام مثل یه برادر بودی
واقعا؟
آره بودم
حداقل به عنوان یه انتقامجو مردم
آره
همینطوره - آره -
تو وارد گروه شدی
امروز خیلی اتفاقا افتاد
هنری - جنت؟ -
مامان، کجایی؟
من تو برجم
فکر کنم بتونم یه کاری کنم که برگردیم
اما اگه بخوایم بریم خونه وقت زیادی نداریم
باید همین الان بریم
ما کارو تموم میکنیم
ممنون
ممنون
یالا، بیاین بریم
خیلی خوب، موفق باشین
موفق باشین، بجنبین
ممنون رفیق
موفق شدی
بیاین بریم خونه
اسکات کجاست؟
اون دقیقا پشت سرم بود
باید بیخیال ماجرا میشدی
نه خب، هرگز تو این کار خوب نبودم
و تو هم از اینجا بیرون نمیری
میخوام یادت باشه
میتونستی بری خونه
میتونستی دوباره دخترتو ببینی
اما فکر کردی میتونی برنده شی
نیاز نیست که برنده بشم
فقط هر دومون باید ببازیم
!بابا
اوه، کجا، اون کجاست؟
حالش چطوره؟ کجاست؟
اون حالش خوبه
اون حالش خوبه
اون حالش خوبه، اسکات حال همشون خوبه
موفق شدی
متاسفم، متاسفم، متاسفم- نه، نه، نه-
ولم نکن
ولم نکن
هرگز ولم نکن
دارمت
تو برگشتی
عاشقتم هوپ
عاشقتم اسکات
بیا بریم خونه
خونه رفتن نظر خوبه
زندگیم واقعا منطقی نیست
قبلا خیلی از خودم درباره زندگیم سوال میپرسیدم
اسکات، تو دنیای کوانتوم رو با خانوادت نجات دادی
و یه یارویی که سوراخ نداشت رو نوشیدی
چرا اینجور اتفاقا مدام برات میفته؟
اصلا منطقی نیست
خب، میدونی چیه؟
کی گفته که زندگی بایدمنطقی باشه؟
روبن - تو همون حشرهه ای -
حق با من بود، آره
تو اون یکی حشرهه هستی
تو مرد حشره ای هستی
بزرگ میشه، کوچیک میشی، مثل یه حشره گنده ای
حق با توئه خودمم
یه قهوه لطفا
میشه دوازده دلار
!دوازده
قبلا همیشه برام جای سوال بود که این فصل از زندگیم تموم شده یا نه؟
،اما همونطور که کسی بهم یادآوری کرد همیشه یه نفر هست که بتونی بهش کمک کنی
واسه تو، دوباره رفتم سراغ کیک پختن
تو خودت اینو درست کردی؟
آره، معمولا خودم کیک درست نمیکنم
میدونم-
این اولین کیکیه که از 1997 به بعد درست کردم
تو یه هنرمند واقعی هستی-
واقعا ماجراجویی هیجان انگیری بود
یه روز از بسکین رابینز اخراج میشی
روز بعدش، پادشاه فضایی مسافر زمان رو شکست می دی
ما شکستش دادیم دیگه، نه؟
منظورم اینه که، آره، این اتفاقیه که افتاد
اون داشت میومد بیرون و نتونست بیرون بیاد
البته اینطور فکر میکنم
اما اون گفت که یه چیز بد داره میاد
و اگه اون بیرون نیاد همه میمیرن
وایسا، پس من الان همه رو کشتم؟
همه قراره به خاطر من بمیرن؟
اوه خدایا
اوه، من چیکار کردم؟
من چیکار کردم؟
میدونی چیه؟
احتمالا همه چیز خوبه
همونطور که گفتم زندگی اصلا منطقی نیست
پس شاید بهتر باشه اینقدر سوال نپرسی، اسکات
انقدر بیخودی درباره اش فکر نکن
!سوپرایز
تولدم نیست
میدونم، اما چند تا از تولداتو از دست دادم
این خوبه
هممون با همیم
حالمون خوبه
همه چیز احتمالا داره خوب پیش میره
کنگ رفته
ما موفق شدیم
دیگه نیاز نیست نگران اون یارو باشم
ممنون
تولد الکیت مبارک، کسی
ارائه ای از پرشین گیک پدیا زیر و بم دنیای کامیک و سینما
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.