All language subtitles for Velluto nero (Smooth Velvet, Raw Silk).1976-harika

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic Download
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
da Danish Download
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz Download
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مخملی که هر انسانی درونش به لذت و گناه خفته باشد همانند شبی تیره ظلمانی ـست " از کتاب مقدس عهد بابل "

" لورا جمزر " (امانوئل سیاه پوست )

" آنی بل " در

" مَخمَل سیاه "

کارگردان " برونلو روندی "

! به دختره حق میدم

خاطرات عشق هرگز از ذهن ادم پاک نمیشه

اگر هر روز سر قبر ...شوهرش گل رُز نذاره

این حس بهش دست میده که با گذشت زمان همسرش رو به فراموشی سپرده

H@rika . مترجم : هاریکا kelatoshia.ویراستاری - تنظیم : کِلاتوشیا

aloneharika@gmail.com aloneharika : تلگرام ☻

!بیا اینجا ، علی

!سیگار

! مامان

!مامان

... هی ! مامان

لورا بالاخره میادش یا نه؟ تونستی شوهر سوم خودتون رو راضی کنی که اون بفرسته ؟

بالاخره به ما اعتماد دارن ؟

معلومه که به ما اعتماد داره - داره اشتباه بزرگی میکنه -

اون پس فردا میادش ...خودت باید بری دنبالش

یکی از اتاق های بزرگ طبقه دوم رو بهش بده

به امانوئل و کارلو هم یکی از اتاق های طبقه اول رو بده

!پس قراره کل گروه اینجا جمع بشن

فردا با "هال پیر " صحبت میکنم ، خودت که !میدونی ممکنه مهمونی همه رو به گند بکشه

...قراره برم دیدن این زوج باحال امانوئل و کارلو هم دلشون به دست میاد

علی رو چیکار میکنی ؟ نمیخوای که اون بیرون یه جا قایمش کنی ، میخوای ؟

هر وقت خواستی علی در اختیارت ـه

!یه عالمه کار ریخته سرم

!امانوئل ، باز دوباره شروع نکن

آخرش دقیقا مثل اون دفعه میشه !دختره عقده پول دادن داره

لباسای خودش رو تیکه پاره میکرد و !هر کدوم به یکی از گداها هدیه میداد

خوب ، بذار لباسای خودش رو پاره کنه شرط می بندم هیکل لختش خیلی باحال باشه

وایسا ، همینجا وایسا !یالا بجنب اماده شو

گرما زده نمی شید ؟ - !تو دخالت نکن -

یعنی اون لاشه گندیده نظرت رو جلب کرده ؟ - معلومه -

اااه ، حال بهم زنه کجای این جذابه ؟

! حرف نباشه

منتظر چی هستی ؟ برو بیرون

یالا دیگه خودت رو تکون بده

!بجنب

یالا دیگه ، واینستا ! راه برو

راه برو ، تکون بخور !احمق بازی در نیار

نزدیک تر تا جای که میشه نزدیکتر

همینجا ، بشین !گفتم بشین مسخره

یالا بشین ، خوبه اره

اهان ، خودشه

! به من نگاه کن ! من رو نگاه کن

همونجوری بمون !اره، خودشه

بوی گند میده - اره ، میدونم -

ولی مهم نیست

حالا ، بذار ببینم ، کلاهت رو بردار !بذار موهات بریزه رو شونه هات

اهان ، خودشه

!حالا ، زانوهات رو خم کن !باز کن

داری چه غلطی میکنی ؟ طاقت بیار ، اره ، همونجوری

!حالا سرت رو خم کن !گفتم سرت رو خم کن

اینجوری خمش کن !خم کن دیگه

برو پائین ، درست کنار سگ !همینجوری بمون ! اهان

پائین تر ، پائین تر !برو پائین تر کثافت

!حالا لباست رو در بیار !لباست رو در بیار

معطل چی هستی ؟

یالا بابا ، لباس وامونده رو در بیار تا کی میخوای فِس ،فِس کنی ؟

پاشو ، بیا اینجا !یالا ، یالا پاشو دیگه

...بدو برو اونجا

خوب حالا پل بزن !پُل بزن ، زود باش دیگه

منتظر چی هستی کوون گشاد ؟

!یالا ، سعی کن بیشتر قوس بزنی

باید قشنگ مثل یه !کمان خودت رو قوس بدی

طاقت بیار - !نه -

! طاقت بیار

!باریکلا همینه !باریکلا همینه

بلند نشو ، نباید بلند شی !چطوریش مهم نیست

!تحمل کن

داری چه غلطی میکنی ، احمق ؟ چرا تکون خوردی ؟

!یالا ، وانمود کن داری می رقصی !مثل گاو همینجوری واینستا

یالا دیگه !اینقدر جنده بازی در نیار

یالا ، حالت بگیر !زود باش یالا دیگه

واقعا کیر هر مردی رو !شق میکنی ، اهوووم

همینجوری عالیه باریکلا

حالا به کرم ها نگاه کن !کرم هارو نگاه کن

!بوی تعفن میده ، دیگه تحمل ندارن - گه زیادی نخور ، پولش میگیری -

!معلومه که بو میده چیه فکر کردی دِسر ـه ...!؟

!یالا بهش نزدیک شو !زود باش نزدیکش شو

خوبه ، نردیکتر ، نزدیکتر ! برو پائین ، پائین تر

!گوش کن چی میگم ! خوب حواست رو جمع کن

کاری کن به نظر بیاد انگار باهاش خوابیدی گرفتی ؟ باهاش خوابیدی

حالا همونجا بمون ! تکون نخور

نباید جُم بخوری ! نباید جُم بخوری

حالا لبخند بزن !لبخند

نمیتونم این بو رو تحمل کنم - !به درک که نمیتونی -

تمرکز کن !باید تمرکز کنی

...خیلی خوب

!راه بیوفت بریم

فکر میکردم شوهر سوم ـی که کردم !حتما دیگه اخریش ـه

ولی اینجور از آب در نیومد !اونم ولم کرد و رفت

اون درست وقتی که زندگیم رو وقف ـش کردم ولم کردو رفت

مثل روز روشن بود که فقط به فکر خودش بود

و من رو از دخترم لائور دور کرد

لائور کوچولوی خودم همون دختری که بزودی در کنارمون خواهد بود

الان یک سال ـه از تعطیلاتی که با هم بودیم میگذره

در کنار مردی مثل ادوارد واقعا خوشبخت بودم

!مادرجنده لاشی

چرا ترکم کرد ؟

خون خودتون رو کثیف نکنید خانم ، این تعطیلات برای همگی ما دوست داشتی میشه

اقای آنتونی بیدار شده ، کجاست ؟

باغبان گفت ایشون برای موعظه کردن تشریف بردن صحرا

سرورم ، چه وقت مارا به درگاه مبارک خود هدایت می فرمائی

به همان جائی که وعده دادی تا ماهیت زندگی رو بر ما نمایان فرمائی ؟

سفر خودمون رو به تعویق انداختیم تا بتونیم نزد خانم بریم

ولی الان مجبوریم تو رو به دوش بکشیم

مارو به وادی که وعده دادی رهنمون کن تا ارواحمان را خشنود سازیم

رُستنی که ازاد باشد در هر جائی رشد میکند

گر بدین امر آگاه نباشید از قصور خودتان هست

شاید به اندازه کافی تقوی پیشه نکرده اید

به همانجائی برید که مشتی ماسه بر باد کردم

بروید ، و هرگز باز نگردید

تا به مکانی برسید که باد و خورشید از هم جدا گشته اند

چرا تمام شب رو پیشم نموندی ؟

چرا دیشب مثل یه دزد تخت خوابم رو ترک کردی ؟

میدونستی که وقتی تنها از خواب بیدار میشم وحشت زده هستم

خوب چرا به خودت زحمت این ندادی که بهم بگی که میای اینجا ؟

چرا دائم باید تو رو درجمع مردم غریبه پیدا کنم ؟

لازم بود موعظه کنم

من بهت یه خونه دادم و تو رو اونجا بر همه چیز حاکم کردم

و جنابعالی در عوض بهم چی دادی ؟

دائم باید دوره بیوفتم و دنبال جنابعالی بگردم

چرا در پی من هستی ؟ چرا دلت میخواد دنبالم بگردی ؟

خودم خیلی خوب میدونم که کجا باید باشم

میدونم که کجا آرامش دارم

اکنون که خورشید در افق بالا امده نیروی حیاتی مرا در بر گرفته

بیا خود با آنچه که این ستاره فروزان به ما ارزانی

میدارد ارضاء کنیم چرا که !من خاشع ترین عنصرش هستم

عشق هدیه ای از جانب خورشید هست

این رو همیشه به یاد داشته باش

و همین تنها راه سعادت با نیروی عظیم اوست

این هدیه ای از جانب خورشید هست

پرتوئی که از جانب خورشید ...می آید با برکت ترین

نوری ـست که از اجرام !دیگر به زمین می رسد

!خونه همینه

موندم اتاقم چه شکلی ـه دوست دارم کوچیک ترین به من داده باشن

کریستال

کریستال با گذشت زمان تو !بیشتر از قبل زیبا و جذاب می شی

امانوئل - چقدر خوشکله -

داخل چمدون ها وسایل ظریف و شکستنی هست

آینه ها و شیشه های عطر لطفا مراقب اونا باشید

امانوئل این آنتونیو هستش یکی از دوستای فابریک ـم

آنتونیو ، ایشون امانوئل هستن یکی از معروف ترین مدل ها در دنیا

میدونم

چقدر جالبه ، یک درخت صنوبر !کوچیک اونم توی یه باغ گرمسیری

اون رو از انگلیس با خودم اوردم امانوئل

این درخت من رو یاد زمستان های سرد کشورم می ندازه

علی ، همیشه این یادت باشه که تو برده خودم هستی

یک لحظه همینجور بی حرکت بمون

بفرمائید

یاد باشه تو برده خودم هستی

علی ، برو اون پائین تا خودم یه چیز باحال نشونت بدم

برو بالا ی اون سنگ ـه که اونجاست

آفرین ، حالا بشین !روش و به من نگاه کن

حالا بعد از من تکرار کن " این برای خودم نیست "

این برای خودم نیست این برای خودم نیست

تکرارش کن - این برای خودم نیست -

تکرار کن "این برای خودم نیست "

" برای خودم نیست "

یالا دیگه ، تکرار کن " این برای خودم نیست "

" برای خودم نیست " - این برای خودم نیست -

" یالا دیگه " این برای خودم نیست این هرگز برای من نیست ، تکرار کن

این هرگز برای خودم نیست این هرگز برای خودم نیست

" واسه خودم نیست " ادامه بده

واسه خودم نیست واسه خودم نیست

" این واسه خودم نیست " واسه خودم نیست

متوجه شدی ؟ واسه خودم نیست

واسه خودم نیست واسه خودم نیست

یالا دیگه ، به گفتن ادامه بده " بخاطر خودم نیست "

بخاطر خودم نیست بخاطر خودم نیست

الان دیگه کافیه !دلم میخواد یکم ریتم داشته باشه

" بخار خودم نیست " - بخاطر خودم نیست -

یالا تکرار کن

" بخاطر خودم نیست " - بخاطر خودم نیست -

پاشو بیا ، احمق جوون منتظر چی هستی ؟

بخاطر خودم نیست بخاطر خودم نیست

یالا بجنب

بخاطر خودم نیست بخاطر خودم نیست

بیاجلو زود باش

... بخاطر خودم نیست بخاطر خودم نیست

فایده نداره بخاطر خودم نیست

!نه

نگاه کریستال قشنگ نیست ؟ هال امشب واقعا رفته تو شهرک خودش

شاید بخاطر این ـه که متوجه شده که !قراره به انتونیو عابد معرفی ـش کنی

سرو صدا نکنید هال پیر رو غافلگیر میکنیم

هال ، کارت حرف نداره

حس میکنم که بعد از سیل در کشتی نوح هستم

ولی کریستال دلبندم خودتم خوب !میدونی که کارم از نوح خیلی بهتره

ولی در شروع این شبانگاه ...کشتی معجزه اسای خودم

رو در اختیار شما دوستان !بی مانند می گذارم

چقدر باعث سعادته که شماهارو اینجا در کنارم دارم

دنیا خیلی کوچیکه

گرفتن نشان های هال بزرگ در سرزمین مسلمان نشین افریقا

اینم مال تو دلبندم

و اینم برای تو ست

اسم این دوست عزیز چیه ؟ - کارلو -

اینم برای تو دست عزیز

حتی فکرشم نمیتونید بکنید ...که در اینجا چقدر بهتر

از هالیوود فرتوت میشه !غبار راه را از تن بزدائید

ولی نمیتونم آنتونیو واعظ رو ببینم - اون همون بیرون موندش -

بسیار خوب ، پس لازم !شد شخصا برم زیارتش

...خوب شما ، قهرمان زیبای خودم

یعنی نمیخوای حرمت لطف این پیرمرده بیچاره را نگه داری؟ هان ؟

میتونم خیلی بیشتر از لطف و حرمت که که لازمه روزمرگی هست رو بهت عطا کنم

میتونم لذت ناب بصیرت و سعادت را برات رقم بزنم

!زانو بزن

بیائید ، همگی برای لذت بردن کامل از اروس بهم ملحق شویم و طعم شهوت را بچشیم (اروس =اسطوره ی یونان پسر ونوس و دارگونه ی عشق که رومی ها او را کاپید می نامیدند)

هیچ ذاتی بدون لذت ...عبور از چرخه لغزش های

هستی و آلوده شدن به !گناه وجود خارجی ندارد

همگی بیائید نزدیکتر

اروس واقعا بیداد میکنه

به سخنان حسن نوجووون گوش کنید که با چنگ دلنواز خود ما را مستفیض میکند

حتی اورفئوس هم قادر نیست چنین دلنشین نغمه سر دهد

گوش جان به این پسرک بسپارید

خوب ، حالا گوش فرا دهید

! چیزی جز عشق بازی نیست

خوب رسیدیم ، شرط میبندم قلب داره تند میزنه ، هان ؟ لائور ؟

!معلومه دیگه

چرا به جای اینکه اینجا مثل دسته بیل وایسی نمیری چمدون هارو بیاری ؟

مرسی علی صبحت ـم بخیر

مراقب اون صندوق چوبی باش وسایل خیلی ظریفی داخلش هست

راستی انگلیسی حالیش میشه ؟

نه بلد نیست - پس چرا اینجوری بهم زُل زده ؟ -

علی هیچی حالیش نمیشه انگلیسی یا عربی

اگر میخوای بدونی چرا اینجوری بهت خیره شده خوب باید از خودش بپرسی

بفرما

عزیزم

شاید بهترین کار این باشه که شما دو تا رو تنها بذارم

!مامان خانم و بچه لوسش و عزیز دردونه ـشون

عزیزم صورت ـت رو کثیف کردم

مامانی با یه سلام کردن تو رو به زحمت انداخت

علامت خودش رو روی صورت نازت قرار داد این کرم ضد چروک ـم هستش

مامان تو هیچوقت شکسته نمیشی همینطور مثل قبل جوون و جذاب موندی

ولی عوض شدی نمیدونم چرا ،ولی تغییر کردی

ماگدا هم عوض شده تقریبا اون نشناختم

متاسفانه گذر زمان واسه هر کسی هست

خوب چه خبرا از پدرت داری ادوارد ، اقای اوکانر ؟

هیچی ، حالش خوبه مشغول کارکردن ـه

در باره من چی گفت ؟ حتما ازت خواسته که سلام ـش رو برسونی ؟

نه ، ازم نخواست بیا در باره ـی اون حرفی نزنیم

اگر اینجام بخاطر تو هست

اون ادمای عجیبی که تو باغ دیدم کیا هستن ؟

ترجیح میدادم که خودت اینجا تنها باشی

اونا مهمونائی هستن که هر سال ـه میان

دوستان قدیمی ادمای خوبی هستن

خوب اون پسره غریبه که مثل اعراب لباس پوشیده ؟

اون پسر با استعدادی ـه از نظر ذهنی بهش الهام میشه

حتی شایدم یک نابغه باشه ، ازش خوشت میاد ، حالا خودت می بینی

شاید ، ولی الان حسابی خسته ام

دوس دارم تو بغلت بخوابم مثل گذشته ها توی تخت خودت

هر طور مایلی

!موهات ! خیلی قشنگ بودن ! تا این پائین رسیده بودن

یک زن بدون موی بلند یه خانم واقعی نیست

چرا ؟ این روزا پسرا هستن که موی بلند میذارن ، اینجوری بیشتر احساس زنانگی میکنم

خودم کمکت میکنم

بفرمائید

من تو رو بوجود آوردم

این بدن ، این سینه ها

تو به خودم رفتی اصلا به پدرت نرفتی

تنها چیزی که ازش گرفتی اسم ـته

یک اسم هیچی نیست ، فقط یک دروغ ـه برای قادر باشی دروغ های دیگه ای بگی

خودت ـم میدونی که پاپا رو خیلی دوست دارم لطفا در مورد اون پیش من بد حرفی نکن

با من کاری داشتی ؟ - !نه -

مامان میخواد که فردا امانوئل و کارلو رو به صحرا ببری

باوووشه

داری چیکار میکنی ؟ - کوری ؟ کار میکنم -

علی ، کمربندم رو باز کن و شلوارم رو در بیار

کمربند رو بدش من

حالا پیرهن ـم رو در بیار

بیشتر ... بیشتر

!برو گم شو

حتی نمیتونی یک زن ! نیمفومانیاک ( زن کیر دوست ) رو حَشری کنی

میریم اون پائین ، میخواد !یه چیزی رو نشونمون بده

ملتفت شدم ، رفیق ! ملتفت ـم

اصلا منظره جالبی نیست ، رفیق

خدای من ، از کدوم صحرا نشینان بودن ؟

اونا به یک قافله حمله کردن ؟

فکر میکنی ما در خطریم ؟

احتمال داره آدمائی که اینکارو کردن دوباره برگردن ، هان ؟

! خوب بنال

یعنی کسی نمیخواد این ادمای بیچاره رو دفن کنه ؟

همینجوری ولشون کردن تا زیر افتاب بپوسن ؟

این صحرا خیلی وسیع ـه

هیچکس از مسیری که اومدیم به این طرف نمیاد

این همون خط سیر معروف 90 ـه کسی بدون راهنما امکان نداره به اینجا برسه

یالا دیگه ، امانوئل

!لبخند ! لبخند بزن

باریکلا

حالا حرکت کن برو اونجا

اون پائین

!زندگی و مرگ

تصویری که ادم ها رو به فکر وا میداره

موافق نیستی ، لائور ؟

تا میتونی برو پائین

کی قراره راه بیوفتیم ؟ - اینقدر اذیت نکن -

دلم میخواد از اینجا برم - ! هی ، عبرت بگیر -

این مرده ها کاری میکنن که از زنده بودنت راضی باشی ، موافق نیستی ؟

بیزاری خودش درس اخلاقی ـه

دیگه کافیه - باید از زنده بودن خودت راضی باشی -

بیا برو اونجا ! بجنب

برو ، بجنب !برو بالای سرش

!خوبه ، تکون نخور

! تکون نخور

باید بیشتر زندگی رو !تدائی کنی ، زندگی بیشتر

تو نماینده زنده ها هستی ، میفهمی ؟

!در بین صدها ادم مرده تو تنها شخص زنده ای

اینقدر مثل مادر مرده ها نگاه نکن ، لبخند بزن

دیگه نمیتونم تحمل کنم

بیخیال ، فقط یکم بیشتر طاقت بیار

صبر کن ، این پیرهن رو تنت کن لباست رو در بیار ، یالا دیگه

چند تا عکس به یاد ماندی میگیریم

باریکلا ، زود باش ، پاشو

پاشو ، خودشه آفرین

!حالا ژست بگیر

خوبه ، بذار ردیفش کنیم

تکون نخور ، تو همون حالت بمون

!تکون نخور ، تکون نخور

چت شده ؟ - دارم از حال میرم -

خوبه ، تکون نخور

همینجوری ، تکون نخور ، عالیه

! نه ! برو به درک

زده به سرت ؟ - بله -

بیا ، این نگه دار و !از جات تکون نخور

!امانوئل ! امانوئل برگرد اینجا

امانوئل ، بیخیال ، مسخره بازی در نیار !وقت من رو به گاه نده

! ای بی پدر و مادر

لائور، تو هم بیا این پائین - ! ای مار هفت خط -

!برو کوون لقت - ! ای مادر جنده -

دختر خوبی باش ، امانوئل بیا آشتی کنیم

پاشو ، بیا کار رو با هم تموم کنیم ، هان ؟

گفتم که ببخشید ، دیگه بیشتر از این چی میخوای ؟

این همه مغلطه بازی اونم !بخاطر چند تا عرب مرده

! حرومزاده - !بس کن دیگه -

خودم میدونم الان چی میخوای ! خوب قراره بهت بدم ـش

!وایسا ، وول نخور

!زنیکه جنده - ! تو فقط یک جنده دوزاری هستی !نه -

الان احتیاج داری درس خوبی بهت بدم مگه نه ، هوس کیر کردی ؟ درسته ؟

باشه ، نگران نباش خودم الان بهت کیر میدم تا اروم بشی

همین الان اون کیر بهت میدم

یالا ، پاهات رو از هم باز کن

! لاش باز کن

!یالا ، جنده حَشری

!جنده اکبیری

یالا دیگه ، این همون چیزی بود که میخواستی ، مگه نه ؟

نمیخوایش ؟ یالا دیگه ، لاش باز کن - ولم کن - خوب دیگه بیا بذار بکنم توش -

بفرما ، بذار بکنم توش !یالا باید بکنم توش

!الان میکنم توش - !وای ،نه -

! درش میارم ! درش میارم - ! نه ، نه ، درش نیار -

!حال کن جنده لاشی ، تا ته توشه

بفرما رسیدیم

چی شده ؟ - !لباست رو عوض کن و گالت رو ببند -

میشه کمک کنی ، لائور ؟

خودت رو تکون بده وسط همینجا

هی شماها ، حرکت کنید راه بیوفتین

زود باشید ، از اونجا بلند شید یه تکونی به خودتون بدید

یالا ، با شماهام تکون بخورید

دلم نمیخواد برم اون !بالا بوی گند میده

معلومه که بو میده !این یه تپه پهن ـه

خوبه ، برو همون بالا

!خوبه ، درست همون بالا وسطش وایسا

باریکلا حالا لبخند بزن

خوبه ، خوبه

!لبخند بزن تکون نخور ، عالی شد

پات رو بذار پائین ، بذار دیگه - نمی تونم خیلی چندش ـه -

امانوئل دوباره شروع نکن !همونجا بمون

صبر کن بذار خودم ببینم ـش

یالا دیگه ، حالا پات رو بذار روی پهن ها

یالا ، خودشه ، افرین درست همینطوری

امانوئل ، تکون نخور !تکون نخور

همینطوری ، باریکلا دختر خیلی عالیه

تکون نخور ! گفتم تکون نخور

خوبه ، حرف نداره تکون نخور

!بی حرکت ! بی حرکت

آفرین

حالا قراره یه کار دیگه بکنیم

چه مرگت شده ؟ - ... خواهش میکنم ، کارلو -

دوباره شلوغ ـش نکن ، یکم دیگه مونده - !بسه کارلو ، بسه -

یکم بیشتر ، باید حلقه فیلم تموم کنم

!نه - همونجا بمون -

امانوئل ، داری کجا میری ؟

!همین الان برگرد اون بالا

!برگرد بالای اون تپه پهن

امانوئل باید از من اطاعت کنی برگرد همونجا ، میفهمی ؟

امانوئل باید همین الان برگردی بالای اون پهن ها ، می فهمی ؟

!یالا ، برگرد اونجا

...خودم تو رو خلق کردم - ...برو کوون ناشور - !خودم هم میتونم نابودت کنم -

!برو به درک ریدم دهنت -

امانوئل برگرد اونجا - !ولم کوون کوون کش نامرد -

! نابودت میکنم جنده لاشی ! برگرد اونجا

برگرد اون بالا داری چه گُهی میخوری ؟

!جنده های کوون کش فکر کردین کجا دارید می رین ؟

! برگرد اینجا ! سزای کارت پس میدی ، لائور

!کوونت ـون میذارم جندهای دوزاری ! کوون ـتون پاره میکنم

خیلی وقته که کارلو رو می شناسم

ولی اونم شبیه تمام عکاسائی !هست که توی اینکار هستن

بعضی وقتها فکر میکنم که ...دیگه زنی نیستم که لباس های

مسخره تنش کنه که دائم هم !بیشتر و بیشتر پیچیده تر میشه

!عجب بوی باحالی ! فکر کنم بوی زنجبیل باشه

!این قطعا باعث نمیشه حالت بهم بخوره

کارلو ، وسط بَر بیابون !اونم بدون ماشیم ولش کردیم

چطوری خودش رو می رسون خونه ؟ - اصلا فکرشم نکن -

خودش یه خاکی تو سرش میکنه

باید اون بیخیال بشی و دیگه هم ازش نترسی

چطوره یه کار به این سختی رو انجام میدی ؟

هی ، کی میرسیم خونه ؟

خیلی دیگه باید بریم ؟

" انشاالله " !فکرش رو میکردم

راه بیوفت بریم

مرسی

هیچوقت چیزی زیبا تر از این تو زندگیم ندیدم

انگار چشم اندازی از ماه هست

امانوئل دوست داشتنی در چه حاله ؟

گرفتار یک میگرن شدید شده

به نظر اصلا بهانه خوبی نمیاد

به نظر یکم پَکری ، اشتباه کردم یا شما بچه ها با هم مشکل پیدا کردین ؟

سعی داری چیرو بهم بقبولونی ؟

فقط بخاطر اینکه یکی از لنز های دوربین ـم خراب شده عصبی هستم

حس یه ادم کور رو دارم

باید صبور باشی کارلو - اره ، خودم میدونم -

خوب جنابعالی ؟ میتونی چیزی ببینی ؟

من همه چیرو می بینم

من زنده ها و مردگان رو از قرن ها قبل می بینم

یک راه پیمائی به سمت معابد و کرجی بزرگی که در حال پائین امدن از رودخانه می باشد

!نگاه کنید !وادی صباح

معبد غرق شده

برو و از معبد یه دیدنی بکن

میرم به کابین ـم تا استراحت کنم هوا خیلی گرم ـه

من که قصد دارم همینجا روی عرشه بمونم

لطفا یه چیزی واسه نوشیدن برام بیارید

برای بنده معابد از فاصله دور حتی خوشگلترم میشه

امروز هوا واقعا گرم ـه ، منم همینجا می مونم تو چطور ؟

فکر کنم چیزی پیدا میکنم که بهت کمک کنه یه لحظه صبر کن

همونجا وایسا - باشه -

این حسابی خنکت میکنه همه جات رو خنک میکنه

بدجوری فاز میده

خوشت اومد ؟ - کیف داره -

یکم بیشتر دلت میخواد ؟ - این خیلی بیشتر شنا کردن حال میده -

خوبه ، حالت جا اومد ؟ - اره -

عالی شد

کارلو ؟ - جانم ؟ -

اگر من به جای امانوئل ببری دیدن معبد اشکالی نداره ؟

باشه ، امانوئل مشکلی نداره

یک قایق نجات رو بندازین پائین ، بجنبید

در مورد من چه فکری میکنی ؟ به اندازه اون خوشکل نیستم ؟

خیلیم خوشکلتری

خودتم میدونی

خودم رو خوب نمیشناسم ولی تو یکی رو خوب میشناسم

در مورد من چی میدونی ؟

همه چیرو در باره تو و امانوئل میدونم

ازش چی میخوای ؟ - از امانوئل چیزی نمیخوام -

نه الان و نه در آینده- ولی سعی خودت رو کردی -

بین شما دو تا چه اتفاقی افتاد وقتی من توی اون بیابون لعنتی ول کردین ؟

واسه تو چه اهمیتی داره ؟ تو که همیشه یک مرد قوی بودی

شاهزاده خانم رو تحت تاثیر قرار داده

بیا بریم یه نگاهی تو !بندازیم و نظرت رو بهم بگو

به نظرم کاملا ادم بدبخت و حقیری هستی

اگر دوربینم اینجا بود بهت !ثابت میکردم که در اشتباهی

اونوقت قرار بود چیکار کنی ؟

دوربین ـم ، چشم و گوشم ،دماغم و کیر و خایم ـه

خوب یعنی همین بی ارزشی تو رو ثابت نمیکنه ؟

دوربین بده دستم اونوقت بهت !نشون ـت میدم بی ارزشم یا نه

میتونم تو یه همچین جائی عکس های معرکه ای بگیرم

میتونم عظمت و شکوه فرعون و مردمش رو دوباره زنده کنم

برای من دوربین نماد کیر و خایه هست

اون یک چشم گستاخ ـه که میتونه ببینه تو چطور عشق بازی میکنی و با کی اینکارو میکنی

تنها کاری که میکنی خندیدن ـه ، دلت میخواد بدونی نظرم در بارت چی ـه ؟

فکر میکنم تو فقط یه ادم ابله ـی

صبرکن ، برگرد

مسخره بازی در نیار میخوام باهات حرف بزنم

بیا اینجا - کلیک - کلیک -

منظورت از این کار احمقانه کلیک -کلیک چی ـه ؟

اینقدر رو اعصابم نرو

بیا اینجا ، بیا اینجا

تنها کاری که بلدی خندیدن ـه واقعا ادم احمقی هستی

بیا اینجا ، کاری نکن صبرم تموم شه

بیا اینجا - ولم کن ، ولم کن -

ولم کن - احمق بیا اینجا -

فکر کردی تمام دنیا رو انگشت می چرخونی ، هان ؟

تو روی هیچکس نفوذ نداری تو فقط یه دختر همجنسباز بدبختی

! ولم کن ، دستت رو بکش

تو فقط یه کُس لیس عوضی هستی که فکر میکنه میتونه بقیه رو قضاوت کنه

تو چیرو میخوای قضاوت کنی؟ تو از زندگی چی حالیت ـه؟

تو هیچی حالیت نیست ، گرفتی ؟ - تو عددی نیستی -

دیگه نمی گی "کلیک " ، هان چرا نمی گی ؟

بیا اینجا ، تمام اون غرور و تکبر ـت کجا رفت ،هان ، کجا رفت ؟

یالا بفرما ، برو پیش اون مامان !جونت و اون واعظ کوون ناشورش

تو رقمی نیستی ، رقمی !نیستی ، رقمی نیستی

نگاه کن اون عشایری که اونجا هستن

اونا هیچ خونه و زادگاهی ندارن

میشه کارلو منم یه نگاهی بندازم ؟

مرسی

به نظر همچین زیادم با ما فرقی ندارن

اون "فیله " هستش ، یکی از !زیباترین معابد مصر باستان ـه

زیباترین اونا ابو سیمبل ـه بخاطر همین قراره اخر سر اونجارو ببینیم

دوس دارم برم پائین و اونجارو ببینم

ولی بقیه کجا هستن ؟ انگار !حتی آنتونیو هم غیبش زده

تو حالیت نیست این کشتی ارواح ـه

هال ، تو که با میای ، نمیای ؟

تو اجازه نمیدی دو تا !دختر به تنهائی به ساحل برن

البته میتونید روی من حساب کنید زندگی یک رویاست

زندگی یک رویاست

و خود ما نیز از چیزی شبیه به رویا ساخته شدیم

معلومه ، معلومه جناب کالدرون در میان ماست

!اسرار ملکوت

ما در حال ورود به اسرار ملکوت هستیم

پادشاهی مردگان

برای مصریان باستان ... اینجا دقیقا حکم قبله گاه

و میعادگاه توی !کلیساهای خودمون بوده

لائور ، اگر با خدای عضلانی رودخونه برخورد کردم ، برات سوت میزنم

چرا این همه تعجب ، این همه حیرت بخاطر چیه ؟

هنوز هراسان از خواب بیدار میشم

و با نگرانی خودم رو درون زندان جسم ـم می بینم

خوب حتی اگر اتفاقی هم نیوفته تنها چیزی که لازم دارم یک نشونی ـه

مگدا

!مگدا

...مگدا

... مگدا

مگدا

اونا بادیه نشین هستن ، الان هفته هاست که زنی ندیدن شایدم حتی ماه ها

یالا دیگه ، بیا اینجا !بدجوری بهت کیف میده

بیا دیگه ، زود باش

همینطور بدون اینکه تشکر کنن !مثل گاو ول کردن رفتن ، دهاتیا

این ـم استخر شنای معبد بوده

این ـم بخشی از خدمات ...اینجور مناطق هست

تا برای خداوند رود یک باکره قربانی کنن !خودشون که باکره ندارن

اونا واژنم رو زخم کردن !و بدجوری گازم گرفتن

شانس آوردم که تو سر و کلت پیدا شد

یعنی جا نخورده بودی ، لائور ؟

حال کردی ؟ - منظورت چیه ؟ -

یعنی آب اومد و ارگاسم شدی ؟ - !نخیرم -

حتی یکبارم ارگاسم نداشتی ؟ - !نخیر -

!نه ، نداشتم ولی به تو چه ؟

هر کار دلم بخواد میکنم و باهاش حال میکنم

!به هر حال ، به خودم مربوطه

من حتی بیست سالم نشده اونوقت ازم !میخوای بهت بگم به چند تا مرد کُس دادم

فایده نداره - نگاش کن چی بلغور میکنه -

یعنی خودت بهتر از من اینکارو بلدی ؟

اگر هیچ لذتی نبری ، فایده نداره

!هال ، بیدار شو ، وقت رفتنه ! به اندازه کافی چرت زدی

برات متاسفم ، خوابیدن برای تبدیل شدن به خدا کافی نیست

شماها برید من همینجا می مونم

!نخیرم هال ، تو با ما میائی

بنده بازیگر برجسته ای هستم و دلم میخواد همینجا بمیرم

. همینجا هم دفن بشم

کجا از اینجا بهتر که یک بازیگر ...بزرگ در میان ویرانه های خاموش

یک معبد باستانی که توسط آب احاطه شده به ارامش ابدی فرو بره ؟

اریکه ای باشکوه از برجسته !ترین نجیب زادگاه تاریخ

هر چیزی رو که آموختم ، اون رو از رویاها یاد گرفتم

از این می ترسم ، می ترسم ...که سرمست از اشتیاق از خواب

بیدار شوم و خودم را دوباره در میان زندگان یابم

... می دونی ، هال

خود ما یک اجرا از " زندگی یک ...رویا ست " کالدرون به نمایش گذاشتیم

ولی استاد نمایش نامه نویس !ما کارش خیلی بهتر از تو بود

در این مسیر دریافتم ...که تمام خوشبختی

انسان همانند یک !رویا در حال گذرا ـست

دقیقا هال ، درست همین ـه که گفتی - چی ؟ -

خودتم میدونی که هیچوقت بازیگر برجسته ای نبودی

چرا قبول نمی کنی ؟

(هال سوزان (اتیش پاره بازیگر بزرگی نبوده ؟

خودت حالیت ـه چی داری میگی ؟

یعنی تا حالا کسی بهت نگفته که هالیوود بدون من پوچ و بی معنی ـه ؟

هال ، تو هالیوود رو ول کردی چون اونجا هیچ موفقیتی به دست نیاوردی

جنابعالی پیر شدی و هیچکس برای بازی تو فیلم های خودش بهت پیشنهادی نمی داد

خودتم این رو خوب میدونی ولی نمی خوای قبول کنی

کی یه همچین دروغ های وحشتناکی رو بهت گفته ؟

کدوم دشمنی حقایق رو زیر این مزخرفات مخفی کرده ؟

حرف زدن با خودم رو برات قدغن میکنم

هال بیچاره ، چقدر بسختی داری جوون میکنی تا توهمات خودت رو زنده نگه داری

بهتر نیست تو دنیای واقعی زندگی کنی و دست از این خیال پردازی بشوری؟

از دوران بازنشستگی ـت لذت ببر و دیگه !هم فیلم های قدیمی خودت رو نگاه نکن

!اونا هیچ ارزشی ندارند ، بدبخت بیچاره

یعنی نباید برگردیم به کرجی ؟ راه خیلی زیادی در پیش داریم

مامان ... کریستال میخواد واسه مهمونی خودش رو اماده کنه

بزن بریم ، فردا روز بزرگی در پیش داریم

( اقایان و خانم ها = فرانسوی ) ...خانم ها و اقایون

باید به احترام هال پیر ، بهترین کار خودمون رو ارائه بدیم

!همونجا وایسا

میخوام تو رو با یکی از عکس هام معروف کنم

کارلو ، واسه یکبارم که شده اون دوربین بذار کنار ، دیگه تحمل ـش رو ندارم

و تو مگدا ، دست از بچه بازی بردار تا بتونیم بهترین نتیجه رو بدست بیاریم

بهترین یا بدترین نداریم

این بی حوصلگی پایانی نداره بی اندازه کسل کننده و ابدی ـه

متاسفم ، منظوری از گفتن این حرف نداشتم هرچند اگر واقعیت داشته باشه

مایلم که پیشنهاد یک مراسم آئینی رو بهتون بدم

یک مراسم آئینی برای ما بهترین ـه

کل زندگی یک مراسم ائینی ـه کدوم آئین ـی بهتر از خود زندگی ـست ؟

راس میگی ، کی میدونه چرا مردم این همه راه رو برای اینکار میان ؟

کاری می کنم که شماها غرق در خواب و رویا شوید

درخواب به شما اجازه میدم ... هر کسی حداقل یکبار ان

تمایلاتی را که سال هاست در درون خود نگه داشته انجام یدهد

وقت رو تلف نکنید این !تنها فرصت شماست

فکر بسیار عالی بود انتونیو واعظ

هر کار که دلت میخواد با ما بکن ، عزیزم

! خونه من رو منزل خودت بدون

میتونه خونه ـت یا بهشت ـت باشه

اره ، آنتونیو، بفرما شروع کن بذار ببینیم چی تو چنت ـت داری

نمیخوام مارو هیپنوتیزم کنه بیا کنار خودم بشین

کریستال ، تو خونه بنده دستور صادر نفرمائید

امروز آنتونیو پادشاه ـه و ما باید ازش اطاعت کنیم

! خفه شو ، مرتیکه لاشی

حتی عرضه نداری کوون یکی بذاری تو فقط یه بچه بار مومیائی شده هستی

ببین چطور اشکم در اوردی ؟

بنده بازیگر برجسته ای هستم یا نیستم ؟

هستی ، بله ، هال

کرم ها ، نفرت انگیزن ، ترس از مرگ ، ترس از تنها موندن

حس دانه بذری رو دارم که درون ساروج باشه

...سرورم اسبی از برام عطا فرما

...تا فرار کنم ، فرار کنم تا کسی نداند که

هیچ چیز نیستم ، هیچ چیز نیستم

هیچی ، هیچی

چرا ول کن اینکار نیستی ؟ !تو حریف من نمی شی

هنوز جوونم ولی پیش از این به اجساد مردگان بی حرمتی کردم

... ای سرورم که در اسمانی

مرا حفظ فرما

باشه ، آنتونیو ، واقعا کارت حرف نداره ولی الان باید بیدارش کنی

ازاد باش ، آزادتر از گذشته

بیدارش کن آنتونیو وگرنه خودم اینکارو میکنم

سعی نکن اینکارو بکنی ، اگر موفق بشی بیدارش کنی حسابی بهش صدمه می زنی

! امکان نداره

!یه کاری بکن

! جلوش رو بگیر

! عقلت رو از دست دادی

آروم باش ، آروم باش ، همه چی مرتبه اروم باش

همه چی روبراه ـه !پاشو

همه چی روبراه ـه آروم باش

تو کی هستی ؟ - ! من ـم کارلو -

تو رو نمی شناسم - من ـم کارلو -

منظورت چیه که من رو نمیشناسی ؟ !بیخیال ، اروم باش

! جلوش رو بگیر

... امانوئل - دیگه باید برم -

! جلوش رو بگیر ! تو با اون خدای لعنتی ـت

دیگه کافیه ، دارم میرم دیگه نمیتونم تحمل کنم

!این من ـم کارلو ـی خودت ما با هم میریم ، باشه ؟

من دارم میرم

یعنی چی اخه منظورت چیه که داری میری ؟

این دیگه چه مزخرفی ـه که بلغور کردی ، ای حرومزاده ؟

امانوئل ، من دوست دارم

همش تقصیر توئه ! بچه باز بی پدر و مادر

... پیره مرد کوونی

تو بدون من هیچی نیستی

! بدون من فقط سِنده ای ! سِنده ! سِنده !سِنده ( سِنده = نوعی گُه )

به من نگاه کن

دیدی ؟ طلسم من قوی تر از مال توئه

بیا بریم مامان ، حتما خسته شدی فردا باید به ابو سیمبل بریم

یالا دیگه ، ما میریم خونه

هال ، بابت این شب باحال ممنون

امیدوارم فردا اون بالا توی ابو سیمبل ببینم ـت

...دوس نداری مثل رامسس دوم باشی

و یک زن کوچولوی فداکار در کنارت داشته باشی ؟

درست ـه کاملا حق با توئه

دلم میخواد از این معبد به همراه تو دیدن کنم ، کریستال

واسه یکبارم که شده ، من همینجوری رها نکن

همیشه مجذوب رامسس بودم

و همینطورم پادشاه بودن ، اون هم خدا بود

و هیچکس بهش نمیگفت ـه که بیدار شو ،چرا که اون عاشق خوابیدن ـه

کریستال شنیدی هال چی گفت ؟ پادشاهان !باستان هنوزم همچین رعیت هائی دارن

خوب ، یالا دیگه ، منتظر چی هستی ؟

اره ، مگدا بیا از فرعون تقاضای یک شرفیابی داشته باشیم

از او یک تقاضای ویژه دارم امیدوارم که اجابت کنه

تو کجا میری ، لائور ؟

!میرم معبد الهه عشق

کنارم بمون لائور دلم میخواد با تو باشم

چرا ؟

تو بخاطر من بوجود اومدی و من خواهان تو هستم

همیشه ؟ - بیا با همدیگه از اینجا فرار کنیم -

به بقیه هیچ علاقه ای ندارن - چی شد ؟ یعنی دیگه واعظ نیستی ؟ -

یک واعظ دوس داره با ارواح در تماس باشه حالا تو هستی یا نیستی ؟

نمیخوای بیشتر از این اون بچه های بیچاره رو از لذت های ممنوعه بر حذر داری ؟

کی این رو بهت گفته ؟ - مادرم -

اگر اینکارو بکنی ! اون حتما تو رو میکشه

میتونیم هر جائی که بخوای بریم !برای من دیگر فرقی نمیکنه

تنها چیزی که الان میخوام فرار کردن ـه

از چی ؟ - از همه چی -

ولی از تو فرار نمیکنم ما باید با همدیگه باشیم

تو یک زن حسابی هستی

! درش بیار

...پس درسته تو یه قدیس نیستی

...ساحر هم نیستی

تو حتی قهرمان هم نیستی

تو درست مثل بقیه هستی

تو رو آنتونیو صدا می کنن فقط بیست سال داری

!تو عين خودمي

!و تو عاشق مني

آنتونیو و لائور کجان ؟ !برو دنبالشون

اونا برای بازدید یه معبد دیگه رفتن

گفتن که منتظرشون بمونیم هر لحظه ممکن ـه که از راه برسن

اون مردک جیگولو و اون کینه ای بدجنس - بیخیال اون باش ، کاری از دستت بر نمیاد -

دختره یه متظاهر دروغگو ـه بخاطر همین اومد اینجا تا من گول بزنه

کریستال عزیزم ، از چی اینقدر می ترسی ؟ لائور کوچولو چه گزندی بهت می رسونه ؟

خوب مامان ، آنتونیو ده ها بار با تو عشق بازی کرد

با خودم من ـم کرده ،تو هیچوقت اینقدر گیر ندادی ، پس چرا الان اینکارو میکنی ؟

با اون دختره فرق میکنه لائور اون رو ازم دور میکنه

اونام درست مثل پدرش من رو ول میکنن و تنها میذارن ،تحمل اینکارو ندارم

!بهش بگو

من و لائور داریم از اینجا میریم این دقیقا تصمیمی که هردو گرفتیم

خوب عصبانی نشو کریستال در این مورد کاری از دستت ساخته نیست

بهش بگو ، بهش بگو که هیچوقت دوستش !نداشتی ، و تمامش ظاهر سازی بوده

خودت بهم گفتی که دلت نمیخواد جائی !بری ولی میخوای از گیر اون فرار کنی

هر چی که گفت واقعیت داره ، کریستال

الان همه چی تموم شده این جریان رو فراموش کن

اومدی اینجا تا من رو داغون کنی پدرت تو رو فرستاده

ولی عمرا اگر موفق بشی

شما ها همگی بر علیه من هستید ولی من به روش خودم باهاتون مقابله میکنم

!حالا می بینی

آنتونیو اگر همراه اون بری خودم رو پرت میکنم

یک دقیقه دیگه هم صبر نمیکنم !انتخاب خودت رو بکن

بفرما مامان ، اگر کاری بهتر از !این بلد نیستی ، خودت رو پرت کن

تمامش تقصیر پدرت ـه ، این !همون چیزی ـه که دلتون میخواست

باشه ،باشه ، منتظر چی هستی ؟ تماشاچیای مشتاق برات کف بزنن !؟

بفرما دیگه مامان ، یک پرش !عالی از خودت به اجرا بذار

!اینکارو بخاطر قهرمان خودت بکن

خوب ، پنداری قرار نیست کسی رو از دست بدیم

فاید ای نداره ، آنتونیو ترجیح میدم خودم به تنهائی برم

خدانگهدار ، مامان

و همینطورم شما ارواح ! یه خداحافظی مختصر

Ts.By:H@rika edi&pro . By : Kelatoshia

@kelatoshia : تلگرام ☻

" پایان "

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.