Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
میشنوی، جِرِمی؟
چی رو؟
نغمۀ جنگل رو
الان دیگه میشنومش
این صدای نغمۀ دختر گرگی ـه
این داستان برمیگرده به خیلیخیلی سالِ پیش
کاهنی به اسم نیکودیموس تصمیم گرفت ،برای آزادسازی سرزمین مقدس اورشلیم
ارتشی از فقرا مهیا کنه
نیکودیموس موفق شد تعداد زیادی از رعایا و
و افراد مفلوک دیگه رو متقاعد کنه تا به دنبالش
به مقبرۀ عیسیمسیح برن
خیلی زود صد پیرو پیدا کرد
از سرزمینشون بهسوی
اورشلیم حرکت کردن
اما زود با کمبود غذا مواجه شدن
زمستون سخت و طاقتفرسا از راه رسید
یکییکی از گرسنگی تلف شدن
فقط تعداد کمی از اونا تونستن وارد جنگل بشن
راستش دقیقاً همین جنگل
اون زمان گرگهای غولپیکری اینجا جولان میدادن
اما نیکودیموس اصلاً نگران نبود
ادعا میکرد فرشتهای در خواب به دیدنش اومده و
بهش گفته این نزدیکترین راه برای
اجرای خواست الهیـه
« به پیش »
گرسنه و درمانده
چشم نیکودیموس به دختر جوانی افتاد
جسمی که میتونست پیروان گرسنهش رو
سیر کنه
دختر التماس کرد که رهاش کنن
ساکت شو، ای زن! ساکت شو
تو خواستِ الهی را محقق خواهی کرد
حال برای رستگاری خود دعا کن
دختر جوان نغمهای ناب و زیبا سر داد که .جنگل رو بیدار کرد
و خواست که از اون مراقبت کنه
جنگل مدافع بیگناه بود
در اون هنگام بود که مأمورینش رو به اونجا فرستاد
نیکودیموس در حالی که دختر رو ،سوار بر گرگی غولپیکر دید
«فریاد زد «جادوگر! تو یک جادوگری
در امانی چون یاور بعلالذباب هستی
دختر پاسخ داد
« همنشینی با گرگها بهتر از همنشینی با آدمهاست »
خواهی مُرد، ای جادوگر! خواهی مُرد
دختر برای همیشه در جنگل ناپدید شد
اینجا هنوزم گرگ هست، مامانی؟
گرگ؟ نه
نه، نیست
ولی آدم؟
چرا، هست
« شکارشده »
« ترجمه از یـاشـار و ســـروش » .:: SuRouSH AbG & TAMAGOTCHi ::.
بیدلیل نیست که فرجه داریم، ایو
نباید بذاری این کثافتها
قسر دربرن
خودم میدونم، بهشون هم گفتم ولی
.سر تحویل مشکل دارن !چیکار کنم دیگه؟
باید جلوشون وایسی
باید تحت فشار بذاریشون
آخه دارم همین کار رو میکنم و .بهنظرم قابلاعتمادن
باید سختگیرتر باشی
وگرنه برنامههامون بهم میریزه و
بدجور بهگا میریم
اگه بخوای میتونم بسپرمش به مارتین
همینجاست
سلام - علیک -
اگه بخوای فردا میتونه خودش رو برسونه اونجا
نه
مرسی، ولی خودم فردا حلوفصلش میکنم
.حتماً این کار رو بکن .دوست ندارم ناامیدم کنی
خداحافظ - خداحافظ -
« الکس »
الو؟
.نه، نرسیدم بهت زنگ بزنم .روز گندی داشتم
بیخیال جریان آپارتمان شو
نمیدونم، نمیدونم
وقتی برگشتم در موردش صحبت میکنیم، خب؟
باشه. خداحافظ
هیچکس تا حالا جرأت نکرده در حضور من دستور بده
خب، هر چیزی یه اولینباری داره
« الکس »
بهطرز عجیبی رو من مسلطی
نمیدونم دلیلش عشقـه یا نه
و میدونی که دلم میخواد فقط با تو باشم
منم دوست دارم اینطوری باشه، غیر از اینـه؟
« الکس: جریان چیه، ایو؟ »
چی برات بیارم؟
میشه یه موهیتو بیاری؟
بفرما
مرسی - خواهش -
تو اونی هستی که باهاش قرار دارم؟
نه
شوخی میکنم
!ها ها
میشه یه نوشیدنی مهمونت کنم؟
نیازی نیست. مرسی
بذار حدس بزنم. روسی؟
نه - لهستانی هستی؟ -
فرانسویام
همون فرانسویه که بازیگر یا همچین چیزیـه نیستی؟
نه
بهنظر غمگین میای
چطوره بریم خونۀ من؟
!ببین، بسه دیگه
باشه بابا، باشه
فقط داریم حرف میزنیم، غیر از اینـه؟
فکر کردی حالا کی هستی!؟ ملکۀ زیبایی جهان؟
.هی، وقتشـه بیخیال شی دیگه .داری اذیتش میکنی
.نخیر، اینطور نیست !خیلی ممنون واسه تذکرت
دو تا دیگه بیار. واسه من و دوستدخترم
روبهراهی؟
آره. ممنون
خواهش میکنم
!عجب عوضیای بود
...آره، تابلو بود که
اینم دو تا موهیتو
میشه یه نوشیدنی مهمونت کنم؟
چرا که نه، آره - سفارش همون عوضیـه -
آره. مرسی
چی درِ گوشش گفتی؟
گفتم بره عرقگیرش (دئودورانت) رو عوض کنه
!آره، باشه - اوهوم -
توی این جای محشر چیکار میکنی؟
واسه نظارت روی یه
پروژۀ ساختمونی اومدم اینجا
امشب نیاز داشتم یهکم هوا بخورم
و یه مشروبی... واسه همین سر از اینجا درآوردم
تو چی؟
...اوه، خب
اومدی اینجا برقصی؟
دیدم چه قری میدادی. ذاتاً رقاصی
اوه، تازه کجاش رو دیدی
نه بابا؟ - بله، میتونم پام رو صدوهشتاد باز کنم -
نه، اومدم اینجا داداشم رو ببینم
اون پشت نشسته - اوهوم -
الان شرایط روحی خوبی نداره
دوستدخترش تازه فوت کرده. بهخاطر سرطان
اوه، متأسفم
زندگیـه دیگه
اگه خواستی سری بعد مهمون من
!کُشنده قر میدی ها
وای، دست بردار - نه، جدی میگم -
درستحسابی میرقصیدی
بیا
حالِت خوبه؟
کار بدی کردم؟
چیکار میکنید؟
چرا اینقدر طولش دادی؟
اوه اوه، اینجا چه خبره؟
باید از اینجا میرفتیم دیگه، نه؟
.خیلی جای مزخرفی بود .جاهای خیلی بهتری بلدم
.ولی همچین قراری باهم نداشتیم داریم کجا میریم؟
!شلوغش نکن !بیخودی جوش نیار، رفیق
!جوش نیاوردم فقط من رو برگردونید همونجا، خب؟
!خدایا .تکلیفت رو با خودت روشن کن
ببین، خوش گذشت ولی .باید من رو برگردونی
چون فردا میخوام برم سرِ کار
منم فردا کار دارم، خب؟
میتونیم آخرین پیک رو هم خونه بخوریم
.بعد همه باهم یهخرده عشقوحال کنیم میگیری چی میگم؟
منظورت از همه باهم چیه؟
میدونی... هر سهتامون
چی؟! یعنی چی؟ با داداشت؟
من داداشش نیستم
خیلیخب، این دیگه چه مسخرهبازیایـه؟ !ماشین رو نگه دار! بذار پیاده شم
قفلکودک داره. شرمنده
!ماشین رو نگه دار
!ماشین وامونده رو نگه دارید
.باشه، میذاریم بری .دیوونه که نیستیم
!نگهش دار - خب، نگه میداریم -
خب، ماشین رو نگه دار. نگه دار
خانم همینجا پیاده میشه
خداحافظ
سلام
میشه با تلفن اینجا یه زنگ بزنم؟
گوشیم رو جا گذاشتم و .میخوام زنگ بزنم یه تاکسی بگیرم
!تاکسی؟
توی این ساعت تاکسی گیرت نمیاد
لعنت
،اگه بخوای، من 20 دقیقه دیگه که اینجا رو میبندم
میتونم برسونمت شهر
.باشه، واقعاً عالی میشه .ممنون
تا اون موقع راحت باش و به اجناس متنوعمون که
بابِ طبع پیر و جوونان یه نگاهی بنداز
همهشون هم محصول امپراطوری بزرگ چین هستن
بهزودی قراره
کل دنیا رو صاحب شن، میدونستی؟
آره، میدونم
و وقتی این اتفاق بیفته من کاملاً آمادهام
سلام، دختر کوچولو
من خیلی مهربونم و
عاشق هرزههای فسقلی مثل تو ام
دست از سرم بردار
بس کن، اندی
.بهت که گفتم مؤدب باش .خیلی ببخشید
میشه خفهخون بگیری، جندهخانم؟ لطفاً؟
نه، بهت گفتم با خانم اینطوری حرف نزن، اندی
.خیلی ببخشید .واقعاً معذرت
باید ادب و تربیت یادش بدم
ولی اصلاً گوشش بدهکار نیست
مشکلی پیش اومده، خانم؟ این آقا داره اذیتت میکنه؟
وای، مرد، ما باهمیم
بهش بگو، عزیزدلم
!ای بابا .نمیشه که اینطوری ولم کنی
داری قلبم رو میشکونی
گوش کن، پسر. فکرنکنم اینجا مکان مناسبی
واسه حلِ اینجور مشکلات باشه
.عاشقشم !واقعاَ عاشقشم
.حق با شماست .دارم اُسکلبازی درمیارم
نه، خیلی به خودت سخت نگیر، پسر
ببین، ببین، یه جمله از کُنفُوسیوس هست که میگه
،بزرگترین شکوه ما نه در هرگز زمین نخوردن»
«بلکه در بلند شدن بعد از هر دفعه زمین خوردن است
بهش فکر کن
میدونی، سر فرصت قشنگ بهش فکر کن
مرسی، جناب
مرد خیلی مهربونی هستید
.دیگه بهت زنگ نمیزنم .میذارم یه مدت تنها باشی و فکر کنی
خودت هر موقع دوست داشتی .میتونی باهام تماس بگیری
میشه از دستشویی اینجا استفاده کنم؟
شاید بد نباشه بشینی باهاش یه صحبتی بکنی
میدونی، از ظاهرش پیدا بود بدجور درعذابـه
!باید فوراً بریم
!این چه کوفتی بود دیگه؟
همهچی روبهراهـه؟
ببخشید. خیلی طولش دادم؟
میخوای اندی کوچولو رو نگه داری؟
نه؟
گرسنهت نیست؟
!وای، من عاشق اینام
!چقدر پول نقد .اینجا رو ببین
وُدکا
.بیا بریم .تازه سر شبـه
نه
نه؟ دلت نمیخواد بیای؟
راه بیفت ببینم
میخواید با من چیکار کنید؟
هیچ کار
برو تو
!لطفاً، بذار برم !لطفاً، لطفاً
لطفاً؟
دستهاش رو بگیر
« الکس: پای مردِ دیگهای در میونـه؟ »
خب، مشکل چیه؟ .بهنظر ناراحت میای
چیه؟ اونقدر که میخوای جذاب نیست؟
میخوای یه دختر دیگه پیدا کنیم؟
.زود باش، میدونی هرچیزی رو میتونی بهم بگی .بگو ببینم
.فکرنکنم بتونم این کار رو بکنم .حالم زیاد خوش نیست
.بهنظر من که میتونی .مطمئنم که میتونی
.روت حساب میکنم ما یه تیم هستیم، مگه نه؟
آره - ...بله -
بهنظرم کار اشتباهیـه
.اشکال نداره .همه گاهی دودل میشن
دوای دردت پیش منـه
محض احتیاط نکنه خجالت بکشی
ویاگرا
حتی پورناستارها هم از این میخورن
واقعاً؟
!بله که واقعاً پس چی فکر کردی؟
تصور کن، طرف پا میشه میره سر صحنه
کل گروه آمادۀ شروع فیلمبرداریان، خب؟
جنده هم خوابیده و لنگهاش رو هوا کرده
بعد یارو میرسه اونجا و میگه
سلام به همگی، خیلی شرمندهام»
فکرنکنم امروز بتونم شق کنم
«احتمالاً بهخاطر چیزیـه که خوردم
!همچین وضعی رو تصور کن
سینما صنعت بزرگیـه
کار به هر قیمتی که شده .باید سود و بازده داشته باشه
جای غیرحرفهایها نیست
نباید تمرکزمون رو از دست بدیم
تکرار کن
تمرکز، تمرکز
بازم
تمرکز، تمرکز، تمرکز
تکرار کن - تمرکز، تمرکز، تمرکز -
!همینـه. بلندتر - تمرکز، تمرکز، تمرکز -
!آره - !تمرکز، تمرکز، تمرکز -
الو؟
داری چیکار میکنی؟
با این آهنگ حال میکنی، جنده؟
من ایدز ندارم ها! میدونستی؟
!دردت چیه تو؟
حالِت از من بهم میخوره؟ حالِت از دهنم بهم میخوره؟
نه، اصلاً
پس چرا قبل از خوردن سرِ شیشه رو پاک کردی؟
...فقط... فقط یه عادتـه
پس حالِت از من بهم نمیخوره؟
نه، اصلاً - آها -
دوستم داری؟
!چی؟
لعنتی، دوستم داری یا نه؟
آره. دارم
خب، پس بوسم کن
!چی؟
!فوراً بوسم کن
...لعنتـ
...شکمم
یه چیزی رفته تو شکمم
چند بار بهت گفتم کمربندت رو ببند؟
از ماشین بیا بیرون ببینم
گیر کردم
باید کمکم کنی بیام بیرون
!چیکار میکنی؟
نمیذارم ردی ازمون بهجا بمونه
!یه دقیقه وایسا
!یه دقیقه وایسا
بریم
از این طرف
!تکون بخور! یالا
!یالا! بجنب
!وای، بیخیال بابا
فقط داشتیم سربهسرت میذاشتیم
میدونی... تو همچین هوایی سرما میخوری ها
گندش بزنن
!گوش کن
!اونجاست! اونجاست !بدو بیا
!سریعتر
!بگیرش
!ای ابله کثافت
!دهنت سرویس
آره... دوربین عاشق فیلم گرفتن از توئه - آره؟ -
بله - خب -
قشنگترین لبخند ممکن رو بزن
خیلیخب، حالا مثلاً ترسیدی - ...اینطوری -
!اوه
...نمیدونم. یه حسیـ .چه میدونم
!وای
میخوام برم، پسر
!بذار برم، پسر !ولم کن برم
تکون نخور، تکون نخور
!حالا برام زده زیر گریه .ای خدا بگم چیکارت کنه
اندی، بیا دوربین رو بگیر
!همهش مشغول چُسنالهست
هرکاری ازم خواستی رو انجام دادم
!بازشون کن، زنیکه !پاهای کوفتیت رو باز کن
!یالا
سرعتمون رو کم میکنی
عمراً نمیتونیم اینجا پیداش کنیم
باید هرچقدر ممکنه از اینجا دور شیم
زخمم باید بخیه بخوره
قیافههامون رو دیده؟
آره
خب، تو عمرت تلویزیون نگاه نکردی؟
توی یتیمخونه تنها کارم همین بود
خیلیخب
واسه گیر انداختنش، باید به مُخش نفوذ کنیم
مثل اون فکر کنیم
پس من الان یه جندۀ فسقلیام که تو جنگل گم شدم و
میدونم بهزودی قراره بمیرم
چیکار میکنم؟
نمیدونم
نمیدونی؟
نمیدونم باید چیکار کنم
!واسه همینم وحشت کردم
بذار ببینمش
درد میگیره؟
!آره
خیلیخب، بگیر بشین
خیلیخب
.خب، این رو بگیر .نگهش دار
خب
ردیف شدی
حالت بهتر شد؟
...بله. واقعاً دم شما گرم
دیدی؟ .نیازی هم به بیمارستان نبود
یالا دیگه. راه بیفت بریم
!چقدر یخـه
.تو هم امتحان کن .به گردش خون کمک میکنه
میخوری؟
نه
هی. هی
!بگیرش !لامصب برو سراغش. برو
!لعنت
!بگیرش دیگه، عقبمونده
خواهش میکنم. وایسا دیگه
!بلند شو
زنیکۀ جنده
!اه! گوه توش
!بیناموس
داری گریه میکنی؟
خفه شو، اندی
،اول که باعث شدی ماشین رو به چوخ بدم .الانم که گذاشتی این دختره فرار کنه
تو آشغال بیمصرفی بیش نیستی
نباید اینطوری باهات حرف میزدم
ببخشید
«دیگه بهت نمیگم «اندی
فقط یهکمی عصبیام
بهخاطر این اتفاقاتی که داره میافته
من مراقبت هستم، خب؟ .مراقبت هستم
یالا
خب، نفس بکش
صورتت رو ببینم
یه... شکستگیِ بینی سادهست
...خب؟ آره، آره
،خیلیخب، میبرمت بیمارستان
ولی الان باید دماغت رو ببندیم
،خب. و اینطوری
شبیه کُسخلها نمیشی
دخترها از کُسخلها خوششون نمیاد، میدونی؟
چیزی نمیشه، درست میشه
بگیر بشین
بهت گفته بودم که من قبلاً نیروی امداد بودم؟
آره. باورت نمیشه .چه جراحتهایی تو عمرم دیدم
.این جلوی اونا هیچی نیست .یه خراش سادهست
آره
بهجاش آخرش سکسیتر میشی
آره بابا. شوخی نمیکنم
زنها عاشقِ مردهاییان که انگار
سختی کشیدن، میدونی؟
،خب. خیلیخب، این درد داره
ولی تو پسر شجاعی هستی، خب؟
آره - خب، اینجا رو نگه دار -
خیلیخب. الان میخوام بینیت رو ببندم
میدونم. میدونم
خب، باید سفت و محکم ببندیمش
اینطوری عفونت نمیکنه، خب؟
باشه؟
،بعدش جای دهنت رو سوراخ میکنم
ولی کلی باکتری خطرناک
تو این جنگل وجود داره، خب؟
و اگه آلوده بشی... وای، پسر
ممکنه کزاز بگیری
میخوای بدونی برای چی آخرش
چسب اومد روی صورتت، اندی؟
بهخاطر بیانگیزگی
تو یه آدم تنبل و بیعرضهای
و بابت همهچی هم غُر میزنی
عیبی نداره. میبخشمت
آقا پسر؟ !هی
من کمک لازم دارم. سلام
خدای من
بالاخره یه انسانِ دیگه پیداش شد
من داشتم با چندتا از دوستهام .پیادهروی میکردم
نه، این کُسشعره
من دو روزه که گم شدم
،سگم «اندی» رو برده بودم بگردونم
و بعد اون دوید دنبال خرگوشها و .منم رفتم دنبالش
...فرار کرد رفت
و منم مجبور شدم برم دنبالش
!سلام
من چند روزیـه که گم شدم
سگم «اندی» رو برده بودم بگردونم
!همیشه گوش به زنگ باش
این پسرم جرمی ـه
سلام - میتونی از گوشیِ اون استفاده کنی -
ها؟
میخوای به یکی زنگ بزنی دیگه، نه؟
بله، بله. باید به همسرم زنگ بزنم
حتماً خیلی نگرانم شده
سلام، عزیزم، منم
آره، نه، نه، نه. خوبم. خوبم
بهخدا... حالم خوبه
.لطفاً ببین چی میگم ،اندی فرار کرد، و منم رفتم دنبالش
...ولی خودم تو جنگل گم شدم، واسه همین
.نه، نتونستم پیداش کنم .شرمنده، عزیزم
،با چندتا آدم خیلی خوب آشنا شدم
و... قراره کمکم کنن
شما کِی برمیگردین؟
شب
خب، امشب پیشتم
.بابت اندی خیلی متأسفم، عزیزم .خب. منم دوستت دارم
دیگه باید قطع کنم
امشب میبینمت
مرسی - قربانت -
!امان از دست این زنها .هیچوقت زن نگیر
کمکی از من برمیاد؟
نه
چیکار میکنی؟
پورن میبینی، ها؟
!نه، نه بابا .دارم بازی میکنم
بابا ایرادی نداره که
که چی؟
.خب، پورن میبینی دیگه !خجالت نداره که
.ببین، من قشنگ درکت میکنم .جَک و جندهها زیاد شدن
من فقط دارم بازی میکنم، همین
همجنسگرایی؟
نه، دختر دوست دارم
.من چندتا فیلم خفن دارم .اگه خواستی بگو نشونت بدم
،موقعی که اون دخترها جیغ میزنن .نقش بازی نمیکنن
خیلیخب
بین خودمون میمونه، خب؟
.خیلی خوشمزه شده .دستتون درد نکنه
نژادِ سگتون چیه؟
ها؟
سگتون
همونی که تو جنگل گم شده
نژادش چیه؟
آها... راستش نمیدونم
حرومزادهست، گمونم
اسمش اندی بود
،یهکمی خنگ بود .ولی خیلی دوستش داشتم
آره
حالا شایدم پیداش کردین
بعید میدونم
شما برای چی اومدین اینجا؟ اردو؟
ما داریم خودمون رو برای .آخرالزمان آماده میکنیم
داریم برای زنده موندن تو .محیطهای خطرناک تمرین میکنیم
آره، در کل، بدجور میخوابیم و .گوشت نپخته میخوریم
حالا میبینی
یهروزی همۀ اینا به کارت میاد
آره، بیصبرانه منتظرم
شما این اطرف زندگی میکنید؟
نه
...نه، آم
،من و همسرم، خب میدونید .توریستی اومدیم اینجا
اروپا رو بگردیم
توریستید بعد سگ دارید؟
آره
ممنوع که نیست، ها؟
نه
من باید برم دستشویی
اونوقت کارِتون چیه؟
به غیر از گردوندنِ سگتون تو صحرا؟
من فیلمسازم
بیشتر مستند میسازم
این محیطِ خطرناکِ خوبیـه؟
!زنیکۀ شکاک
میخوای دوست من باشی؟
اوهوم
ایول
من کمک لازم دارم
!صبح بخیر
!برگرد اینجا ببینم
کجا میری؟
،بیا دیگه ،من باید یه فیلم ضبط کنم
!و تا شب هم وقت ندارم
!یالا
خیلی داری فازِ بدی بهم میدی
میفهمی چی میگم؟
داری کل این جنگل رو ،پُر از انرژی منفی میکنی
!و جدیجدی داره میره رو مُخم
،بذار با اندی آشنات کنم .همبازیـت تو سکانس امروز
.خیلیخب، بفرما .این ماسک رو بزن
ولی... من که هر کاری گفتی کردم
گفتم اون ماسکِ عن رو بزن
بدو
میبینی باید با کیـا سر و کله بزنم؟
!مدام غُرغُر
خب، فیلمنامه اینه
تو یه شورشیای که .داری برای رژیم اشغالی میجنگی
خیلی باحال میشه، خب؟
،ماهها از آغار جنگ میگذره
و خیلی وقته که زنی رو لمس نکردی
،داری توی این جنگل میگردی .گم شدی
،و با خودت میگی پسر، الان واسه»
«یه کُسِ ناب چه کارهایی که نمیکنم
بعد یهویی، به این اردوگاهـه... برمیخوری
«و این جاسوس «سیا .که اینجا مخفی شده رو پیداش میکنی
دختره... جاسوسـه
اون رو گرفتیش، بستیش به درخت
و میدونی که یهسری .اطلاعات فوقالعاده مهمی داره
که باید از زیر زبونش بکشی بیرون
وای، پسر
عجب داستان خفنی
.همینطوری به ذهنم میرسن .اصلاً تلاشی هم نمیکنم
همینجوری بهم الهام میشن
،بعد... میری سمتش و شروع میکنی کمکم دستمالیـش
میکنی، ولی اون خیلی یُبسه
:میدونی، از اون دخترها که میگن «من تو قرار اول با طرف نمیخوابم»
میگیری چی میگم؟
،بعد وقتی قشنگ شق کردی
موهاش رو میگیری و میذاری دهنش
حاضری؟
!خیلیخب. وایسا .حرکت» نگفتم که»
!تا نگفتم «حرکت»، تکون نخور
.خیلیخب !حرکت
!پشمام
!لعنتی
این چه وضعشه!؟
!نه، نه
!این رو از من جدا کن
!دهنت سرویس
یعنی چی آخه!؟
!محض رضای خدا یه گوهی بخور
!گمشو حیوون
!لعنتی، دوربینم! عزیزم
!لعنت
...نه، نه
!گور خودت رو کَندی
!ولش کن
!سیکتیر بابا
!خدایا !ای خدا
مامان؟
مامان؟
مامان
الان میگیرم میکُنمت
بعید میدونم بتونی
ببینم چی گفتی؟
هسته خرما
بهترین سکسِ عمرت با منـه
نه، نه، نه
ایول
!آره
صدام رو میشنوی، سلیطه!؟
!الان میام پیدات میکنم و میکُشمت
چی؟
!ریدم دهنت
!جنگل لعنتی
من ریدم تو این جنگل
اندی؟
دیگه رفیقم نیستی
!من ازت نمیترسم، جندهخانم
خفه شو
گوه نخور
!خفه شو
لعنتی، چقدر میسوزه
دختره اینجا نیست
خیلی درد گرفت
حرکت کنید، حرکت کنید
حرکت کنید، به سمت بالا
ای بابا
!هی !ورود به اینجا ممنوعه
!میگم وایسا
!ای لعنتی! خدایا
،ببین چی میگم، داداش !من آموزشدیدهام
باید ازت بخوام که از اینجا خارج شی، خب؟
مگه نمیبینی مجروح شدم؟ .کمک لازم دارم
!پشت سرت .حواست باشه
هی، چه خبره اینجا؟
!اون میخواد من رو بکُشه .یه کاری بکن
!چوب رو بذار زمین !گفتم بذارش زمین
!هی !سریع بخواب روی زمین
!یه غلطی بکن
!وایسا
!سلیطه - !دمت گرم -
!ایول
!ایول! آفرین، پسر - !زانو بزن شما -
خیلیخب - !هی! برگرد اینجا ببینم -
!دماغم
تو روحش
!دماغم بهگا رفت
بیاید یه نگاهی به آشپزخونه بندازیم، خب؟
خب، نظرت چیه؟ - والا نمیدونم -
بهنظر من محشره - جدی میگی؟ -
خب، بچهها، اینجا رو باید .خودتون تصور کنید
فقط یه دقیقه با من رؤیاپردازی کنید
.یه صبح قشنگـه .دارید صبحونه میخورید
و یهویی، بچهتون قدمهای اولش رو برمیداره
آره، فکرکنم خوب بشه
،باور کنید
اینجا بهترین خونه برای بچه بزرگکردنـه
آره، نظر منم همینه - جدی؟ -
.حرف نداره نظرتون چیه؟
من خوشم اومده
!وای... بچهم !بچهم
!یه کاری کنید
.وقتِ بازدید از خونه تموم شده .باید اینترنتی وقت بگیرید، خانم
چی...؟
.صبر کن، صبر کن .بذار کمکت کنم بلند شی
خفهت میکنم
دخترۀ جنده
!تو روحت
!آشغال
بیناموسها، پسرم رو بیارم
جِرتون بده
!خشتکشون رو میکِشم سرشون
!بیا اینجا، لوبو !بیا، لوبو
!لوبو
!نه، ولم کن! ولم کن
!تو رو خدا! خواهش میکنم !معذرت میخوام
واقعاً شرمندهام
.یه لحظه وایسا .صبر کن، صبر کن
وایسا، صبر کن
میدونم خیلی آزارت دادم
.ولی از صمیم قلب پشیمونـم .باشه؟ صبر کن
.من میتونم عوض شم .میرم دکتر
ببین، بهخدا میرم
.ببین، میرم خودم رو درمان میکنم !تو رو خدا
.یه فرصت دیگه بهم بده ...من واقعاً
!معذرتخواهی کردم که
معذرتخواهی کردم که
معذرتخواهی کردم که
...معذرتخواهی کردم که
عاشقتم
« ترجمه از یـاشـار و ســـروش » .:: SuRouSH AbG & TAMAGOTCHi ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.