Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
Nerisa . 2022 . نریسا [ معنای لغوی نریسا : پری دریایی ]
ترجمه و تنظیم زیرنویس [ HM.Boottimmar7 ]
Director : Lawrence Fajardo کارگردان : لارنس فایاردو
هنوز باید خیلی چیزا بخریم نه ؟
فعلاً پول به اندازه کافی داریم
- ممنونم - واسه چی ؟
واسه اینکه گذاشتی پیشت بمونم
اینکه مهم نیست
منم از اینکه با منی ممنونم
هی داداش بزرگه
اینم غذات
می ذارمش داخل
هیچ کس اسم واقعیش رو نمی دونه
کسی نمی دونه نِریسا از کجا اومده ؟
اصلاً کی هست ؟
یا اینکه ، ممکنه ، موجودی غیر از انسان باشه ؟
این مردم جزیره بودن که اسم نریسا رو روش گذاشتن
من از اومدن نریسا خوشحالم
انگار تو وجودش ، دوستی رو که می خواستم ، پیدا کردم
با اینکه می دونم برادرم « اُبت» ، تمام دنیای نریساست
از روزی که پیش ما اومده ، تمام مردای دهکده ، هوس ِ نریسا رو تو دل دارن
بوئینگ که فکر می کنه ، اُبِت نریسا رو با پیش دستی ( زرنگی ) به دست آوُرده
دومنگ و گوریو و سایر مردای ماهیگیر جزیره
دوس دارن با تازه واردا لاس بزنن
مخصوصاً خوشگلایی مثل نریسا
خوشگه . مگه نه ؟
اُووف ! هیچ جوره راه نداره منم یکی مثل نریسا پیدا کنم
اُبِت شانس آوُرد قبل من پیداش کرد
شاید اگه با سر بری تو اعماق آب یه ماهی خوشگل مثل اون گیرت بیاد ؟
- بیاین بریم - عجله کنین
مطمئن باش من تا ته ش می رم
تو این جزیره هیچی مخفی نمی مونه
آدم می تونه رو هوا شایعه بسازه
درست یا غلط . دروغ یا راست
کالوی !؟ [ اسم مستعار برای « کارلوس » در زبان فلیپینی ]
کالوی ؟ همون مَرده که یه دست داره ؟
خودشه
وای خدا ! انگار زنه ترحُّم حالیش نیست
زنه تبعیض قائل نمی شه
اصلاً چطوری سکس دارن با هم ؟ شوهره می تونه دولا بشه روش ؟
بذار نشونت بدم ...
اُوخ ...
خدا حفظتون کنه
خدا حفظتون کنه
مامان از بابت غذا دستت درد نکنه ولی تو رو خدا دیگه درست نکن
الان دیگه نریسا حواسش به کارا هست
عزیز دلم افتخار می کنم برات غذا بپزم حتّی اگرم همسر داشته باشی
ممنونم عمّه
می تونی مادر صدام کنی
چشم مادر
ما دیگه می ریم مامان داریم می ریم بازار
باشه ، بهتره که زودتر برین وگرنه جنس های مونده گیرتون میاد
اینکه نریسا از کجا اومده ؟ برای همه مون یه رازه
بعضیا میگن ، ممکنه که خلافکار باشه و از دست قانون فرار کرده اومده اینجا پنهان بشه
بعضیام میگن : احتمالاً فقط یه جنده ی دیگه ست . مثل جونی
اما بیشتر ما نظرمون اینه که ممکنه اون « پری دریایی » باشه
چون مردم ما عقیده دارند که پری ها اغلب تو این نواحی ظاهر می شن
مردم میگن : زندگی زیر آب تواُم با حس تنهاییه
به خاطر همین پری های دریایی روی خشکی دنبال معشوق می گردن
واسه اینکه ، پری ها هم ، عین آدما دنبال عشق حقیقی اند
میگن اگه اونا عاشق مردی بشن ولی مَرده عاشق شون نباشه
اون مَرد رو تو اقیانوس غرق می کنن
ولی اگه مرده هم عاشق شون بشه اونوقته که دست و پا در میارن
و می رن تو خشکی زندگی کنن
اما در ازای این موهبت ها ، مصیبت ها سر جزیره آوار می شن
اصلاً مهم نیست که اُبِت چند بار ازش بپرسه
اون در مورد هویتش یا اینکه از کجا اومده
هیچی به یاد نمیاره
مردم جزیره دلشون می خواد بندازنش تو دریا
یا به پلیس شهری تحویلش بدن
برای اینکه از وقتی اومده اینجا ظاهراً ماهی برای صید کم شده
شاید اون واقعاً نشونه ی بدشانسی باشه ؟
مردم این جزیره اینجوری ان
قضاوتت می کنن با تحقیر نگاهت می کنن
هرگز نریسا رو به عنوان یکی از خودشون قبول نمی کنن
چهره ی واقعی مردم این جزیره همینه
ولی اُبت نجاتش داد
برای همین نریسا همیشه تو فکر اونه چون نجات دهنده شه
نریسا عاشق اُبته و هر کاری براش انجام می ده
به نظر من که ، ضرری نداره آدم بهش فرصتی بده
تاریکی شب ، جواب ها رو با خودش میاره ما هم تو روز روشن درباره ش تصمیم می گیریم
خب پس باشه
ترتیب قضایا اینجوریه که
اون می تونه امشبو پیش ما بمونه
فقط همین امشبو ؟
اوکی پس دیگه بحثمون تمومه
پسر عزیزم
بذارین خودش این قضیه رو حل و فصل می کنه
ولی میگن دریا همیشه نگاهش به ماست
و برای به دست آوُردن چیزی که می خواد هرگز منتظر نمی مونه
عمو ! مادرم گفت اینو بدم به شما
باشه
اون مایکله پدر و مادرش ثروتمندن
خونواده ش 5 تا قایق دارند
اونها ، سوخت کل جزیره رو تاُمین می کنن
خودشم که لبخند رو به دنیای من میاره
حتی وقتی بچه بودیم ، اون از خودش ظرفیت زیادی نشون می داد
از بین مردم جزیره ، تا الان اون تنها کسیه که
رفته مانیل تحصیل کرده
وقتی که نریسا از راه رسید یه چیزی دیدگاه منو نسبت به دنیا عوض کرد
نه تنها دیدگاهم نسبت به آدمای اطرافم بلکه حتّی در مورد زن بودن خودم
خوشحالم که نریسا پیشمونه
ظاهراً مایکل آدم خوبیه
هان ؟
گفتم مایکل محترم و مهربونه
پدر بزرگ ، احتمالاً این بهترین روز زندگی منه
سعی کن خوب رفتار کنی
و حواست به رابطه ت هم باشه
مطمئنم اینجوری ، خوشبختی پایدار نصیبت می شه
اُبت ، سِگوندا و من خیلی خوشحالیم
اگه پدر و مادرتم الان اینجا بودن به خاطر خوشبختی تو ، خوشحال می شدند
ممنون بابا بزرگ
مادر سگ
عجب بد شانسی ای
ارنینگ پیر ! شاید بهتره بریم اون سمت جزیره و تلاشی هم اونجا بُکنیم ؟
بذار تور رو ببینم . اگه اینطوری ادامه همه مون باید گشنگی بکشیم
پیره مرد
چیه ؟
گمونم بهتره بریم اونور جزیره
تو این نواحی هیچ وقت ماهی ها اینقدر کم و پراکنده نبودن تا حالا
بویینگ ما باید برگردیم قایقو راه بنداز
وای خدایا !؟
همه ش همین ؟ چرا اینقدر کمه ؟
ارنینگ ؟ کُل صید همینه ؟
این اواخر همه ش همین جوریه
یا عیسی مسیح
دارم بهت می گم
یه بلایی سر این جزیره نازل شده
باید راجع به نقشه ت به کاپیتان بگی
چی رو ؟ اینکه برای صید مسیر دورتری تو دریا بریم ؟
آره . اونطوری بهتره تا با این یه ذره صید بخوایم سر کنیم
باشه بهش می گم بریم خونه
اُبت
بوئینگ . کارو تموم کن برو خونه
بعد از اینکه قایق مردای ما به یه کشتی اصابت کرد و واژگون شد
کشتی مقصّر ، ماهیگیرهای ما رو روی آب ، شناور و بی کس رها کرد
و از منطقه فرار کرد
با وجود اینکه وظیفه شون بود به اونها کمک کنند
این حادثه جون ِ 4 نفر از ماهیگیرهای جزیره ی ما رو گرفت
و بقیه نفرات رو هم یه کشتی ماهیگیری ویتنامی که از اون حوالی می گذشت نجات داد
آقا ؟ الان اوضاع تون چطوره ؟
می تونید درباره تجربه ای که دیشب داشتید برامون صحبت کنید ؟
خوشحالم که خدا از جون ما گذشت و تونستیم زنده از مهلکه خارج بشیم
فکر می کردم ، حتماً می میریم
خیلی خب دیگه . بیایید تدارکات جزیره سن اندرو رو فراهم کنیم
باشه .خوبه
خب از جوونا چه خبر ؟ برای جشن پیش رو هیچ برنامه ای هم دارین ؟
مایکل ؟
کاپیتان من فکر کردم که ...
از اونجائیکه هیچ وقت تو جزیره مراسم رقص نداشتیم
شاید بهتر باشه برنامه شو بچینیم ؟
معلومه که تو عروسی اُبت. حسابی بهت خوش گذشته ؟
نه کاپیتان . من فقط پیش خودم گفتم شاید زوج های جوون جامعه ما خوششون بیاد
یعنی ، اگه فرصتش پیش میومد که اونا هم گاهی بهشون خوش بگذره
آه ... پس واسه زوج هاست ؟
بله کاپیتان
برای خوش گذرونی .. امان از شما بچه ها
باشه خوبه . با برنامه شما مخالفتی ندارم
می دونین که ؟ رقص پایه ی روابط خوبه
نه فقط بین مردمی که شماها می شناسین
بلکه حتی فرصتیه برای آشنایی با آدمای جدید
خب ، دیگه مایکل
درباره جزئیات برنامه رقص با گروه خودتون صحبت کنید
باشه
منم تو جریان بذار.
می تونیم دنبال محلش هم بگردیم
باشه خوبه
مراقب خودت باش
ممنون قربان
اگه کمک خواستین بیاین پیش ما
باشه آقا
ارنینگ و بقیه کی میان ؟
احتمالاً تو راهند
نمی دونم اصلاً درباره چی می خواستن با من حرف بزنن ؟
منم نمی دونم. فقط گفتن که می خوان مساله ای رو مطرح کنن
همه شونم دارن میان اینجا
نظرت راجع به اینجا چیه ؟
گمونم خوبه
زیر درخت نارگیل ؟
ممکنه نارگیل بیفته رو سر مردمی که حواسشون جمع نیست
اوّل باید از مالک اینجا اجازه بگیریم
اونوقت شاید اجازه بدن که
بعضی از درخت های این جا رو قطع کنیم
شدنی که هست
ولی از کجا بدونیم به ما اجازه می دن چند تا درخت شونو ببُریم ؟
این محوطه ی شراب سازی مال کانور پیره
و فکر نمی کنی که بریدن چند تا از درختا باعث شرمندگی می شه ؟
چرا حق با توئه
باشه پس بریم دنبال جایی دیگه بگردیم
اگه جایی نزدیک ساحل باشه چطوره ؟
نمی دونم خوبه یا نه ؟
چی ؟ اصلاً راجع به برنامه ت مطمئن هستی یا نه ؟
این اواخر انگار داریم وقتمون رو برای صیدی خیلی کم تلف می کنیم
در ضمن از قبل فکرشم کردیم
خارجی ها تو اون آب ها گشت می زنند
می خوای خودتو به کشتن بدی ؟
فراموش کردی که چه بلایی سر کالوی اومد ؟
ما که نمی دونیم واقعاً اونجا چه بلایی سر
کالوی و همراهانش اومده ؟ می دونیم ؟
اون داستانای قدیمی هم فقط برای ترسوندن ماست
چه درست باشن چه نباشن ، باز هم با این کارت داری دنبال خطر میفتی
آخه چرا ؟ هر روز خدا ، داریم مسائلی رو درباره این چینی های لعنتی از رادیو می شنویم
مثل اینکه مخت تاب برداشته ارنینگ ؟
می دونی که قایق های شما از پس این کار برنمیان
حتّی ممکنه با قانون به مشکلی به خورین
احضارت می کنن
تو می خوای از محدوده ماهیگیری مجاز حکومت تجاوز کنی
چرا فکر می کنی ما از پسش بر نمیاییم ؟
در ضمن یه چیز دیگه ... از بین ما کسی هست که تا حالا قوانین ماهیگیری رو نقض نکرده باشه ؟
همه مون کردیم
کاپیتان ! عمو ! شاید ما از پسش بربیاییم ؟
مگه قبلنا پدر من از همین نوع قایق استفاده نکرده بود ؟
اونوقت عاقبتش چی شد ؟
بادونگ ! چیزی که پدرتو کُشت طوفان بود
ببین عمو جان ! ببین کاپیتان این ماه ، ماهیگیری افتضاح بوده
روزای آینده چی ؟ مُشت نمونه ی خرواره
امیدوارم که بی گُدار به آب نزنین فقط
هنوز روی این جزیره با فقدان منابع روبرو نشدیم
موافقم
فعلاً کمبودی نداریم ، ولی حتماً متوجه شدی که
اون بیرون تو آب ، ماهی ها هی کمتر و کمتر می شن
اینکه منابع مون کی تموم می شه فقط بستگی به زمان اره
همه مون می دونیم که به خاطر رانش ِزمین
عملیات لرزه نگاری تو کوهستان
و استخراج غیرقانونی معادن زندگی ساکنان اقیانوس مُختل شده
پس دیگه کی ماهی بگیریم ؟ برای امرار معاش مون چه کنیم ؟
اگه تصمیم تون رو گرفتین من دیگه حرفی ندارم
ما فقط می خوایم افکارمون رو به تو بگیم بادونگ
برای رهبر جامعه ی ما توئی
ولی خانواده هامون نیازهایی دارند
همین اُبت رو ببین اینجا ؟ داره خانواده تشکیل می ده
خودتون می دونین کی قراره برید ؟
بادونگ پیر ما
ببین چی کار کردی ؟
چی کار کردم ؟
همه ی ما رو با خودت می کشی پائین
کاپیتان
مثلاً تو قراره تو چه دردسری بیفتی ؟
ارنینگ ! ببین پیرمرد
اینجا من کاپیتانم
بسه دیگه . بعداً درباره ش حرف می زنیم
بریم اونور
سِگوندا
به نظرت تو قلمرو محلی این جزیره من دیگه به عنوان رئیس کارایی ندارم ؟
بازم معاون رئیس .... حرفی ؟
درسته . ارنینگ معاون منه
ولی رئیس این جزیره منم
حرف آخرو کی باید بزنه ؟
البته که تو
خب ، پس ، اینقدر شراب برای امشب کافیه نه ؟
می خوام قهوه درست کنم
زود باش فقط یه فنجون کافیه
و داروهای عموتم بیار براش
راستشو بخوای خیلی پریشونم
می دونم
بیا مادر
بیارش اینجا
فقط یه جُرعه از این بخور تا حالت بیاد سرجاش
لطفاً . گفتم یه جُرعه
حالا شد ....
مرد خوب یعنی این
آُبت
شاید بتونیم برنامه مون برای بیرون رفتن از محدوده مجاز رو عقب بندازیم
دومنگ
من دیگه خانواده خودمو دارم
باید خرجمو دربیارم
اگه خوب فکر کنی می بینی حق با کاپیتانه
می دونی که چه اتفاقی برای پدرت افتاد ؟
ببین دومنگ ما که نمی دونیم همون اتفاقم قراره برای ما بیفته یا نه ؟
اون قضیه مال گذشته ست خیلی وقت پیش
تنها امید ما همینه
همینه که هست
ضمناً ارنینگ پیر هم راست میگه
بالاخره کی قراره درباره ش کاری بکنیم ؟
درسته که الان منابع ذخیره داریم ولی معلومم نیست بتونیم حفظش کنیم
الان یه ماهه که صید خوبی نداشتیم
تا کی می تونیم دَوُوم بیاریم ؟
ببین دومنگ ! گمونم تو تردید داری
نمی خوای با ما بیای ؟
نگران نباش . بچه ها یه فکری به حالش می کنن
دومنگ از صدای خودش خوشش میاد
هنوز وقتی مسته حرفاشو نشنیدی فتنه ایه واسه خودش
مطمئنی خطری برات نداره ؟
می دونی که ، ارنینگ پیر تا حلا چند بار اینکارو کرده
کاپتان و بقیه از این قضیه خبر ندارند [ کلمه ی کاپیتان در این فیلم ترجمه نشد. چون هیچ وقت در معنای ناخدا به کار نرفته در فیلم ]
خودت چی ؟ قبلن شده که خارج از محدوده ماهیگیری مجاز دولت بری ؟
تا حالا که نه
ولی دیگران این کارو می کنن
خیلی هامون داریم قانون شکنی می کنیم
ببین نریسا. سعی کن اینطوری در موردش فکر کنی
اگه مقادیر زیادی ماهی صید کنیم
اونوقت می تونیم برای خودمون قایق بخریم
راستشو بخوای دیگه نمی خوام عضو ماهیگیرای قایق ارنیگ پیر باشم
می خوام دار و دسته خودمو راه بندازم
لعنتی
حتی اگه افراد ما اون بیرون کشته بشن ، مهم نیست
تا زمانی که کل این جزیره یا کشورمون رو نزدن بترکونن ، بقیه ش مهم نیست
باهات موافقم ما کارمون درسته رفیق
در کجای دنیا سابقه داره که کسی
با وجود متحّدان و دوستانش مجبور باشه بدترین همسایه ی خودش رو
برای تاُمین منابع خودش
مایحتاج خانواده ش و امنیتش انتخاب کنه ؟
شما حتّی در پایگاه های نظامی ما پروژه هایی رو به اونها واگذار کردید
این به نفع امنیت ملّیه
ببینید دوست من ! شما ، اماکن استراتژیک ما رو به اونها دادین ، بعدش اجازه دادین کازینو
یا هر کوفت دیگه ای که به نظر اونها اسمش توسعه ست بسازند
خدای من ! شما حتّی مجبور شدین ...
هی دومنگ بیدار شو آفتاب در اومده
برو خونه . احتمالاً الان زنت تو این فکره که تو کجایی ؟
لعنتی
- هی ... - چیه ؟
پول منو بده
یه لحظه صبر کن
ممکنه عین دفعه قبل بذاری بری
نه اینکارو نمی کنم
قهوه ت آماده ست
اوه . زن من خیلی کار می کنه
مدتها پیش اینو تو دریا پیدا کردم
این برای توئه
نریسا
این تنها عکسیه که از خودم دارم نگه ش دار
هی سیسکو ! پیر مرد
صید صبحگاهی چطور بوده ؟
زیاد نیست
می بینمت
همه چیز در پرده ای از دود و غباره
مردم خودمون تو کشور خودمون دنبال برقراری عدالتن
زیاد روش حساب نکن
ممکنه میزه رو از وسط نصفش کنید ساخت چینه
می دونی من چی فکر می کنم دوست من ؟
گمونم باید به همون 12 مایل دریایی که برامون در نظر گرفته ن قانع باشیم
این تنها محدوده ای که حکومت رسماً حفاظتشو به عهده داره [ مقصود از 12 مایل ، دریای سرزمینی ست ]
به دوستان ماهیگیرمون که دارن گوش می دن می گم که
به مسافت های دور دریایی نرین باشه ؟
وقتی حادثه ای رخ بده اونا طرف ما رو نمی گیرند
خودتون می دونید چطوریه
اگه قایق تون رو خراب و واژگون کردند و از طریق ویدئو تصویربرداری نکنید
تنها شانس تون رو نابود کردین
اگه زیستگاه های دریایی نابود شده ن یا ماهی داخل شون خیلی کمه
خب ، پس ناچاراً ، با همون بخور و نمیر بسازید
هیچ کاری از شما برنمیاد ما نیاز به پشتیبانی داریم اگرنه بمباران می شیم
کی می دونه ؟ شاید دفعه ی بعد [ اینقدر روشون زیاد بشه که ]
ادّا کنن که همون 12 مایل هم جزو قلمرو اونهاست
گمون می کنن وقتی این اتفاق بیفته ما فقط می شینیم گریه سر می دیم هان ؟
پس به نفرین اون مقامات دولتی لعنتی ادامه بدین
بوئینگ زود باش
آروم باش. صبر کن
به هر حال، یک نیروی قوی تر قبلاً با ما درگیر شده بود
باید بپذیریم که عامل به هم ریختگی ما
دوست جدید کشور ماست
پس لابد باید پدران و مادران بی شمار
شوهران و همسران و برادران و خواهرانمون رو
که مثل قهرمانان زندگی شون رو در راه مبارزه برای آزادی فدا کردن فراموش کنیم ؟
فقط با این توجیه که ما اجازه دادیم ، بدون هیچ. مقاومتی اونها بر ما مسلّط بشن ؟
حرفتون درسته
با چته لیلت ؟ همه ش وقت تلف می کنی
سریعتر راه برو
نریسا
ببخشید عین نادونا شدم
عمه جون . ممنونم
قابلی نداره لطفاً منو « مادر » صدا کن
چون من اُبت رو مثل پسر خودم می دونم
بله مادر
بهتره اینو بدونی که من و بادونگ نمی تونیم بچه دار بشیم
به خاطر همین وقتی پدر و مادر اُبت که دوستان خوب ما هم بودند
از دنیا رفتند نسبت به اُبت احساس مسؤلیت کردیم
اُبِت بچه خوبیه
خلاصه یه جورایی اینطوری پیش اومد که ما شدیم دایه ی بچه های این دور و اطراف
مثل این
خواهر دردسر ساز من ، دخترشو پیش من گذاشت
خواهرم از این جزیره دررفت حتّی نمی دونم کجا رفته
دارم بهت می گم ، من که فکر نمی کنم اوضاع مادرت خوب باشه
حتی نمی دونم چه اتفاقی براش افتاده ؟
این خورشت قلیه ماهیه غذای مورد علاقه ی اُبت
باید پختنش رو یاد بگیری
چطور جراُت می کنی ؟
با چه رویی ! ؟
تو شوهرمو کُشتی تو هیولا
آروم باش
چطور جراُت کردی ؟ من می دونستم که تو برای این جزیره مُصیبت و بلایی
تو نفرین این جزیره ای
شوهرمو تو کُشتی
ببُر صداتو مِرسِد خودتو کنترل کن
آروم باش
ایتو ؟ جریان چیه ؟
چه اتفاقی افتاده ؟ هان ؟
خانوم سِگوندا اتفاق خیلی بدی افتاده
از دیروز تا حالا با گارد ساحلی در تماسیم
اونا قطعات باقی مونده ی یه قایق شناور روی آبو پیدا کرده ن
ماهیگیرا فقط اینو پیدا کرده ن
سوابق دولتی نشون داده که قایق به نام این جزیره ثبت شده
اُبت کجاست ؟
خانوم
هیچ کس برنگشته
فقط یه سری چوب روی آب شناور بود
اطراف محل رو هم گشتیم
ولی هنوز جسدی پیدا نکردیم
چی ؟ جسدی نیست ؟
کافیه
همه ش تقصیر توئه
دیگه بس کن مرسد آروم باش
هیولا
ما می فهمیم که شما چه حالی دارید
تحقیقات در حال انجامه
دیگه چی مونده که بررسی بشه ؟
قایق شوهر من متلاشی شده این که دیگه واضحه
و مطمئنم کسی که اینکارو کرده از اهالی اینجا نیست
ما دلیلی نداریم که خارجی ها تو این قضیه دست داشته ن
اقیانوس پهناوره مِرسِد
دیگه چه دلیلی می خواید ؟
مردامون ناپدید شده ن هیچ کس هم برنگشته
همین چند تا چوب تیکه پاره دلیل شماست
آقا ...
می خوام بدونم هنوزم کسی روی دریا دنبال شوهر من می گرده یا نه ؟
نریسا ! همین الان که ما داریم حرف می زنیم گارد ساحلی دارن دنبالش می گردن
خانوم لطفاً درک کنید عملیات جستجو و نجات وقت گیره
و ما باید جسدشون رو ...
جسد ؟ از کجا مطمئنی که شوهر من مُرده ؟
جنازه ؟
از کدوم جنازه ای صحبت می کنید ؟
آقا ! شوهر من هنوز زنده ست
پس یه جوری حرف نزنید انگار که مُرده
لطفاً آرامش تون رو حفظ کنید
باید قبول کنیم که ماهیگیرای ما به توصیه های ما هیچ اعتنایی نکردند
با وجود تذکّر ، به مسافت های دور وسط دریا رفتند
حالا شما تقصیرا رو می ندازید گردن اونا ؟
شوهر من مفقود شده
دریا متعلّق به ماست
اهمیتی نداره که از کدوم قسمتش ماهی بگیریم چرا اونا رو احضار نمی کنید ؟
منظورت چیه اونا ؟
- دومنگ ! تحقیقات در حال انجامه - تحقیقات ؟ فقط همینو بلدین بگین
این تحقیقات شما هیچ وقت نتیجه ای نداشته و نداره
شوهرامونو برگردونید
کسایی که اینکارو کرده ن باید تاوان جنایت شونو بدن
تو رو خدا آروم باشید
به حرفای من توجه کنید
اونایی که عزیزانشون رو از دست داد ه ن مقداری پول به عنوان غرامت دریافت می کنند
یه قایق هم می گیرند که پولشو اقساطی پرداخت کنند
بنابراین ، امرار معاش تون به چپاول نرفته
ما قایق نمی خوایم
من شوهرمو می خوام
من فکر می کنم اونا الکی میگن که دارن دنبال اُبت می گردند ، ولی این حقیقت نداره
من با یه قایق چی کار کنم ؟
مادر . من به وجود خود اُبت نیاز دارم
همین اتفاق برای ایتوی فرنان و استونگ هم افتاد
اونها همه دوستان خوب من بودند که توی دریا تلف شدند
بادونگ
دیگه کافیه
من از گارد ساحلی تقاضای کمک می کنم می دونم که اُبت هنوز زنده ست
حرفای گارد ساحلی رو که شنیدی نشنیدی ؟
چرا حاضر نیستید قبول کنید که اُبت دیگه از بین ما رفته ؟
می خوام حداقل جنازه ش رو ببینم
و حتی اگرم مُرده باشه ، بغلش کنم
می خوام کمک کنم پیدا بشه
من قبلش به اُبت هشدار دادم که از محدوده خارج نشن
حالا ببین چی شده ؟ اصلاً گوششون بدهکار نبود
به اون ارنیگ هم گفتم که اینکار به این سادگیا نیست
مخصوصاً که این روزا دریا هم غیر قابل پیش بینی شده
نمی دونم برادر
از اتفاقی که براشون افتاده متاُسفم
نمی دونم اگه خودم باهاشون می رفتم ممکن بود که اینجوری نشه ؟
مادر سگ
بالونگ ! می تونی اسنک بیشتری برامون بیاری ؟
من معتقدم که اُبت هنوز زنده ست
جونی ! به کمکت نیاز دارم
داد ! فکر نمی کنی که باید بیشتر سعی می کردم تا جلوشونو بگیرم ؟
گمونم هر کاری لازم بوده کردم کاری که درسته رو بهشون گفتم
نباید وقتی بهشون گفتم که همراهشون نمی رم این حرف منو به حساب چیز دیگه ای می ذاشتن
کاپتان ! به کمکت نیاز دارم
این دفعه دیگه چیه ؟
من که کمک نمی خوام موضوع نریساست
ها ؟
چه جور کمکی از من برمیاد ؟
می خواد با گارد ساحلی صحبت کنه
گارد ساحلی ؟
خب ... اگه اینطوره کمکش می کنم
- عزیزم ؟ - بله ؟
عزیزم
یکی برای پیدا کردن اُردکای گمشده ش ازم خواسته کمک کنم
کدوم اُردک ؟ چی می گی ؟
صداتو بیار پائین ، زنم صداتو می شنوه
کمکش می کنم ، ولی ...
در مقابل ، یه چیزی می خوام
ای منحرف این چه فکریه آخه ؟
می تونی به جاش ترتیب منو بدی
تو ؟
می خوام یه خوراک لذید جدیدو مزه کنم
486 چرا اینقدر طولش می دی ؟
دارم میام بابا
دیگه دارم می فرستموش خونه خوبه ؟
خب ، پس قبوله ؟
اصلاً می دونی چیه ؟ برو به درک
لعنت به تو ! کله گُه منحرف
بی خیال بابا
پس فکر کردی اینکارو مجانی می کنم ؟
منحرف ! کله خر
لعنت به خودت
گمشو از اینجا
عزیرم دارم میام تو عزیزم
کالوی من خیلی حشریه
کالووی ؟ همونی که یه دست داره ؟
آره . اون مالک این قایقه
فکرشو بُکن ؟ سه بار حال کردیم باز هم یه دور دیگه می خواست
بهش گفتم : " تو یه معتاد جنسی هستی "
این حرفا رو نزن
چطور مگه ؟ می خوای بگی این روزا دور و برمون دختر باکره ای هم باقی مونده ؟
هی لیلت ! تو و مایکل هنوز کاری نکردین ؟
دارم بهت می گم لیلت ! همه ی مردا
همه شون از ما زنها فقط یه چیز می خوان
اینکه پاهامونو براشون باز کنیم ببین ! اینطوری
همه مردا اونجوری نیستن
آره ؟ چرا اونوقت ؟
می خوای بگی وقتی پاهاتو باز می کنی
شوهرت جلوت به زانو نمی فته ؟
ماها همینجوری کنترل شون می کنیم
همه ی کیرها ، یه جورن
کیرهای کُلفت ، کیرای کوچیک کیرای پشمالو ، کیرای بدون مو
همه شون یه چیزو می پرستند
مهم نیست که « کیر ِ» مردای اینجا باشه یا مردای مانیل
جونی ؟ تو خودت مانیل بودی ؟
آره . فقط یک هفته
چطو مگه لیلت ؟ دوس داری بری مانیل ؟
ای کاش می تونستم برم
دنبال مادرم بگردم
بی خیالش شو
چطور ؟ دلت واسه مامانت تنگ شده ؟
آره ولی هر وقت دلم تنگ می شه با خودم می گم ، مامانم توی قلبمه
هر جا می رم. هر کاری می کنم مامانم باهامه
جونی قایقو نگه دار
اُبت
اُبت
اُبت
اُبت
نریسا
اُبت ؟
آبجی بزرگه
اُبت
اُبت
آبجی بزرگه
یه لحظه بشین
یکی ما رو لو داده بود
گفته بودن که ما یه قایقو دزدیدیم
اونا هم افتادن دنبال ما
کسانی که ما رو پیدا کردن ظاهراً آدمای خوبی بودند
کمک مون کردن تا با ستوان حرف بزنیم
می تونید برید داخل
ممنون آقا
همراهم بیا
به من اجازه نمی دن
تو برو
بیا داخل . مشکلی نیست
داخل بشین
سلام . آره
بله . دو ساعت به من وقت بدین
باشه
این شوهرته ؟
بله قربان
امیدوارم کمکم کنید.
گارد ساحلی با من صحبت کردند
باشه کمکت می کنم پیداش کنی
ممنونم قربان
خودت تنهایی اومدی اینجا ؟
زنایی رو که حاضرن هر کاری واسه شوهراشون بکنن تحسین می کنم
خیلی وقته ازدواج کردین ؟
اخیراً آقا
اهل اینجایی ؟
نه آقا
پس اهل کجایی ؟
نمی دونم
چطور نمی دونی ؟
امیدوارم کمک کنین
فکر کردم حاضری هر کاری واسه شوهرت بکنی ؟
تا همین الانش
اگه شوهرت زنده هم باشه
توی آب شناوره
هراسونه ، خسته ست. گرسنه ست
فکر میکینی چقدر دیگه دَوُوم میاره ؟
فقط مائیم که امکانات لازمو داریم که دنبالش بگردیم
البته اگه من بخوام دستورشو صادر کنم
اگه نه که
شوهرت حتماً می میره
بیا اینجا
بیا سمت من
خب تصمیمت چیه ؟
اینم از این
چیزی که دوس دارم همینه
آره همینجا
ستوان قول داد به نریسا کمک کنه
و دستور بده افرادش دنبال اُبت بگردن
ولی حتّی قبل از اینکه از قایق پیاده بشیم
شایعات در مورد اینکه تو اون دفتر دولتی چه اتفاقی افتاده بود ، به جزیره رسیده بود
بعضی از افراد گارد ساحلی بین خودشون پچ پچ هایی کرده بودن
عمه مِرسِد شعله ی آتیشو روشن کرد
و از همونجا لحظه بود که ظلم و ستم مردم خود ما نسبت به ما شروع شد
به خاطر دوستی من با جونی و نریسا
عمه سگوندا و عمو بادونگ حتّی خیلی بدتر از قبل با من رفتار می کردن
با دیده ی تحقیر به ما نگاه می کردند مخصوصاً به من
از نظر اونا من بهتر از اون دو نفر نبودم
اتهّامات بی پایه و داستان های تخیّلی
ولی از خلال تمام این سختی ها
سرنوشت ، رشته ی دوستی ما رو محکم تر کرد
سلام منو به هیلدا برسون
چرا مردم اینجوری رفتار می کنن مایکل ؟
چرا اینقدر سریع منو قضاوت می کنن ؟
مگه من چه کار اشتباهی کردم ؟
هر چی هم که اونا بگن من که باورم نمی شه
از نظر من ، تو داری به نریسا کمک می کنی
تو هم اون دختری که اونا فکر می کنن نیستی
مایکل ؟ مانیل چه شکلیه ؟
مانیل ؟
اونجا یه عالمه ماشین هست و ساختمونای بُتُنی شهر بزرگیه ولی جمعیتش خیلی زیاده
دلم می خواد با چشمای خودم ببینم
چرا ؟
از اینجا خوشت نمیاد ؟
می خوام مادرمو پیدا کنم
اُبت ؟ داداش بزرگه
اُبت زنده ست . دریا اونو به ما برگردوند
دعاهای ما مستجاب شدند
نریسا هم به آرزوش رسید
صبح به خیر رفقا و همسایه ها
این رفیق قدیمیشما جانی مانزانوست که از رادیو دی زد کی کی صحبت میکنه
امروز صبح قراره درباره موضوع داغ دیگه ای حرف بزنیم
در مورد این پروژه ای که همه جا دارن تبلیغشو می کنن
ستوان به من گفت اینو بهت پس بدم
پروژه ای که صدها میلیون خرجشه,
همه ش به بهانه ی توسعه
بذارین ببینیم که واقعاً به خاطر پیشرفت و منفعت چه کسانیه که که همچین پروژه ای رو به ما تحمیل می کنند ؟
همسایه های عزیز من ما که از توسعه بدمون نمیاد ؟
ولی گمونم همه تون از مشکلات قدیمی که آباد سازی نصیب ما شده اطلاع دارید ؟
شما ، همه جا ، نمونه هایی از آثار این فرآیند توسعه رو می بینید
تازه این غیر از آثار طولانی مدتش روی تغییرات آب و هواییه
یادت میاد که من اینو بهت داده بودم ؟
دیگه هیچ وقت ، اینو به کس دیگه ای نده
هیچ وقت نذار هیچ کس دیگه بهش دست بزنه
من فقط ازش کمک خواستم
کمک ؟
چی شده ؟
تو فقط مال منی نریسا
صدای ما رو از DZXL می شنوید
رونی راموس و دموس سوسا شمارو همراهیمی کنند
هفته ی آینده قراره که شاهد پدیده ی « ابر ماه خونین » باشیم
یا یه ماه گرفتگی کامل
حتماً شما قبلاً درباره ش شنیدید همکار عزیز من ؟ این جور پدیده ی اختریه
ما الان در وضعیت حرکت ماه در سایه ی زمین هستیم
ولی قرار نیست که همه جا تاریک بشه نور ماه انگار به رنگ سرخ تبدیل می شه.
دو قسمتش کن . آره هر دو تاشو تو یه بسته بذار
چند تا هم از این دسته ( خوشه ) بردار
شنوندگان عزیز ! این پدیده ی جذابیه که همه ی ما باید شاهدش باشیم
- ظاهراً حیرت انگیزه دوست من. - بله دوست من همینطوره
و می دونستی که اون قدیما
پدیده ی ماه خونین رو به عنوان یه اتفاق نحس به حساب می آوردند ؟
طالع نحس ! البته الان دیگه سال 2021 شده ما دیگه اونطوری فکر نمی کنیم
دوستان عزیز رونی راموس و دموس سوسا در خدمت شما هستند
حالا بیا به همون بحث قبلی مون درباره دریای غربی فلیپین برگردیم
آره بیا به همون بحث کوفتی برگردیم
دوباره که داری عصبانی میشی
ماهیگیرای ما مستاُصل شده ن برای اینکه اونها » به قلمرو ما دست اندازی می کنند
ما رو از دریای خودمون بیرون انداخته ن
اوهوی ! مردک اسب کچلو ببینا ؟ این دیگه چه کوفتی بود ؟
بادونگ تو رو خدا دیگه بس کن
همه ش می زنی رادیوهامون رو می شکنی
خب خاموشش کن
چینی های لعنتی
به رادیو گوش می ده بعدشم وقتی عصبانی می شه پرتش می کنه یه ور
فکر می کنی وضعت خوبه ؟ یا که چی ؟
دیگه کافیه
بیا . اینو بهت مدیونم
نه . اشکالی نداره
اوه ، پس اینجا ، همونجائیه که جنده ها می گردن
خوب شد گفتی
اون یکی هم هست خون تازه ...ست
مگه رفتن سراغ دخترای باکره حق جوونا نیست ؟
اوه عزیزم
چی می تونم بگم ؟ از وقتی که با این جنده و اون پری دریایی می پره ..
مثل اونا شده
اوه خدا . حق با توئه
می دونین چیه ؟ من فکر کنم شما فقط کون تون به خاطر شوهراتون می سوزه
زنیکه چی گفت ؟
ها ؟ تو چیزی شنیدی ؟
چی گفتی ؟
گفتم که
خیلی بد شد که شوهرای شما جزو مشتریای حشری منن
اگه وقت داشته باشین
می تونیم بشینیم با هم اگرم بخواین ...
کُس به کُس
تو جنده ی دیوونه
هرزه
صبر کن ! وایستا
لطفاً صبر کن
دخالت نکن . بذار به حال خودشون باشن
وا ؟ آبجی ؟ چه خبر شده ؟
چطور جراُت می کنی ؟
آبجی ! بس کنید دیگه
بسه
بیا بریم مرسد
خودتو قد اون جنده پائین نیار
لطفاً بس کنید
زنیکه روانی
تو هیچی نیستی جز یه جنده
- محلش نذار - دیوونه
تو جنده ای
آره من جنده ام خب که چی ؟ حسودیت می شه آره ؟
تو جنده ای
جادوگر دریده تو فقط حسودیت زده بالا
بس کن بیا بریم
تو حسودیت می شه
جنده
چطور جراُت می کنه ؟
ازش متنفرم
حاضرم با تو بریم مانیل
یه کم پول ذخیره کرده م
وقتی داریم دنبال مادرت می گردیم می تونیم از اون پول استفاده کنیم
مطمئنی ؟
پس خونواده ت چی می شن ؟
خب همیشه می تونیم برگردیم
این جزیره که قرار نیست جایی بره
فقط بگو کی می خوای بریم ؟
همین ؟
آره دیگه چطور مگه ؟
همیشه قراره همینقدر سریع تموم بشه ؟
آره
هی ! صبر کن
این می تونست بهترین لحظات خوشی در زندگی اُبت و نریسا باشه
اما این لحظات با تلخی و. خشم جایگزین می شن
چون در این جزیره هیچ رازی مخفی نمی مونه
همه رازها به مرور زمان از پرده بیرون میفتن
هیچ داستانی نبوده. که لایه روبی نشده باشه
نریسا
حقیقت داره ؟
داره ؟
دارم با تو حرف می زنم حقیقت داره ؟
ها ؟
همین جوریه که مردم میگن ؟
جوابمو بده حقیقت داره ؟
ها ؟
فقط به خاطر تو این کار کردم
به خاطر من ؟
لعنت بهش
لعنتی
کُس خوارش
مادرسگ
کیر توش
لعنتی
اُبت ؟
اُبت ...
گه تو این زندگی
تو جنده ای
یه زن کثیفی گائیدمت
جنده!
تو جنده بیشتر نیستی
جنده
جنده!
جنده
تو جنده ای
تو جنده ای
خدا لعنتت کنه
حتما خیلی از شنونده ها موافقن
مطمئنم که بعضی اوقات یه جور حس تنهایی دارین
رگه ای از عدم اعتماد نسبت به کسی که دوسش داریم ، به درونمون می خزه
این چیزی طبیعیه
حتّی زوج هایی که با هم زندگی می کنن همچین تجربه ای دارن
وقتی فکرشو بکنی می بینی در زندگی هیچی همیشگی نیست
تنها کاری که از ما برمیاد اینه که دو دستی بچسبیم به چیزی که داریم
ایناهاش
ابت ! زنت داره میاد
محلش نذار
دوای دردت پیش منه داداش
اینجا
اینجا چی کار می کنی ؟
الان چند روزه که مستی
بیا بریم خونه
برو خونه
ابت اگه چیزی هست که می خوای درباره ش صحبت کنیم ...
درباره چی باید حرف بزنیم ؟
ها ؟
چی ؟
داداش . نوبت توئه
سلامتی
خانواده های این جزیره
همیشه یه جورن
یکی دیگه برام بریز
همونی ان که همیشه بودن
ترسوها
از اینکه در برابر ترس هاشون قرار بگیرن وحشت دارن
مثل شوهر من
دقیقاً
نتونست فداکاری رو که تو در حقّش کردی درک کنه
خیلی جالبه که چطوره به جای درک کردن موضوع ترجیح داد که روی زخمی که مردونگیش برداشته تمرکز کنه
چطور می شه اسم اینو عشق گذاشت ؟
کجای این عشقه ؟
برا همین من هیچوقت ازدواج نکردم
نمی خوام انتظاراتم بالا بره
دلم نمی خواد به مردایی مثل این زنجیر بشم
زنها ماهی نیستن که دوره شون کنن و بندازنشون تو تله ی تورهاشون
بعدشم پوستمون رو بکنن
گوشت ِمونو کباب کنن و با مشروب شون بدن بالا
همینجا صبر کن
نریسا
کمی اسنک برامون بیار کاپیتان هم اینجاست
عجله کن
کاپیتان
هی ما اینجائیم
چی کار می کنین ؟ بیا تو
اُبت
بعله ؟
انگار کسی بهت آوانس داده ها ؟
آره نمی دونم از کی شروع کردیم
کاپیتان . از صبح شروع کردیم
چی ؟ از صبح ؟ معلومه که چرا اینقدر داغونین
انگار لازمه که بخوابید
به نظر من شبیه کسی ام که به گا رفته ؟ نه باو .. بازم می تونم بزنم
با این وضع برمی گردی خونه.
بطری رو بده من
هنوز پایه ی مشروبم کاپتان
دومنگ می تونه لیکورشو نگه داره
لیوانا
لیوانا !؟
شراب نارگیل مورد علاقمه
زود باش اسنک ها رو بیار
من گشنمه
اُبت ممنون
اُبت
من به خاطر جشن بازگشت تو اینجام
خوشحالم که زنده موندی
پُرش کن
زنم نمی دونه اینجام
تو دردسر میفتم
بهش گفتم قول می دم دیگه مشروب نمی خورم
واقعاً هم نمی خورم
کاپیتان به من قول بده
که همیشه با هم دوست بمونیم باشه ؟
حتماً ، برای همینه که الان اینجام
خب همه می دونیم که حالا دیگه همه مون زن داریم
اوه کاپیتان
بله
می خواستم بپرسم
چند تا بچه داری ؟
Three!
سه تا
جدی می گم . سه تا دارم
معلومه خیلی ضعیفی
فقط سه تا بچه داری ؟
صبر کنید . یه لحظه . اُبت که اصلاً یه دونه بچه هم نداره ؟
آدم سُست مایه
بهتره که بجنبی اُبت ممکنه کسی دیگه به جات وایسته تو صف
چی ؟ چی شده ؟
داداش آروم باش بابا
فکر کردم که تو
شراب باید مستقیماً بره تو شیکمت نه توی سرت
جرمی
من تمومم
جرمی لطفاً مراقب زبونت باش که چی میگی
حرفایی مثل این ربطی به میز عرق خوری نداره
درست نمی گم ؟
اُبت من معذرت می خوام
سلامتی
بیایین بازم مشروب بزنیم
هی هی ! این با من
دومنگ می تونه مشروبشو نگه داره
بزارید یه پیک دیگه براش بریزیم . یه گیلاس پُر بیا که رفتیم
پر کن براش ولی مطمئن شو که بتونه تا خونه ش راه بره
این برای توئه کاپیتان
ممنونم
برای من
و البته که حالا نوبته ...
ایناهاش
ظاهرش که خوشمزه ست بوی خوبی داره
بترکونین بچه ها
معلومه دست پخت ویژه ست
اوم عالیه
خیلی خوب دیگه بیاین مزه کنیم
از بوش معلومه که چیه
خوبه . مزه شم خوبه
خیلی خوب پخته شده
دقیقاً به موقع
این همه راهو از اونور جزیره تا اینجا اومدم معده م به غرش افتاده
فکر می کردم گشنته ؟ یالا بخور دیگه ؟
بخورین
جرمی می خوام ازت چیزی بپرسم
اسمتو کی انتخاب کرد ؟
اسممو ؟
ممم
می دونی پدرم اهل یه کشور دیگه ست
خارجیه
مادرم اهل اینجاست
مادرم گفت که اسمشو بذاریم جرمی
منظورمو می فهمین ؟
قرار بوده که اسمم « جری » باشه
ولی من نمی تونستم خوب انگلیسی صحبت کنم
" جری " ، me من ؟ ... [ Jeremy ... jerry .. me ? بازی با کلمات ]
عجب چیزیه
از اون خوباشه
جری
جری جری
می .. من
می .. من
تو چطور کاپیتان ؟ وجه تسمیه ی تو چیه ؟
خب شیرماهی
قضیه برمی گرده به وقتی که مادرم منو حامله بوده
فقط هوس خوردن شیر ماهی داشت
ولی وقتی که منو زائید
با اون نفس سنگینش به زور گفت
هیتو ایتو
از اونموقع دیگه منو ایتو صدا زدن
رنگ منم همینه
حالا می زنیم به سلامتی بازگشت رفیق مون اُبت
و به سلامتی دوستامون
ارنینگ و بوئینگ.
ارنینگ . بوئینگ
ارنینگ بوئینگ این به سلامتی شماست
اشکالی نداره دومنگ
رنگ و روت پرید یه لحظه
من خوبم
رنگ و روی خودت چی ؟
بوئینگو با اون کیر کوچولوش به خاطر میارم
وقتی هم که راست می کرد ... یه کوچولو بزرگتر می شد
بوئینگ ما رو ببخش بوئینگ
خدا بیامرزدتت
این به سلامتیه توئه
ارنیگ . پیر مرد
خدا کنه هر دو تاتون تو بهشت باشین
من و کاپیتانم عادت داشتیم که با اون دو تا مشروب بزنیم
سلامتی
بیایید بازم به سلامتی بریم بالا
کاپیتان ؟ حالت خوبه ؟
اُبت ؟
می تونی ادامه بدی ؟
تا حالا شده که نتونم ؟
تازه اول کارمه
دارم مشروبو لب به لب می ریزم
ازت خیلی ممنونم جرمی
به سلامتی ارنیگ پیر و به سلامتی بوئینگ
این یکی به سلامتی منه
جرمی
صبر کنین. می دونید اسم منو کی انتخاب کرده ؟
خب کی ؟
از رو نمایش دومنگ سو
حتماً فیلم مورد علاقه مادرت بوده عاشقش بوده هان ؟
بله خودمم . دائو مینگ سو
دائو مینگ سو شخصیت مورد علاقه مادرم تو اون فیلم بود
برا همین منو دومنگ صدا زد
اُبت
اُبت
اُبت
ساکت باش
عجله کن ! زود باش
اُبت
زیاد طول نمی کشه
آبم داره میاد
نوبت توئه
نریسا
نریسا نکن
نریسا ! نکن
کمک . کمک
نریسا ، لطفاً ؟
کمک
نریسا . بس کن
اُبت
اُبت
پسرم
ای بابا این بچه ها هنوز فانوساشونو روشن گذاشته ن
اُبت
اُبت
اُبت پسرم ؟
یا عیسی مسیح
اُبت
اُبت
پسرم اُبت ؟ تو کجایی ؟
وای خداااا
اُبت پسرم ؟
اُبت ؟
نریسا ؟
تو اُبتو کشتی ؟ تو زن بدکاره ؟
تو هیولایی
اُبت
اُبت پسرم
تو زن شروری هستی
هیولا . قاتل
بادونگ
بادونگ
بادونگ
چیه ؟ چی شده ؟
بادونگ
بادونگ یه اتفاقی برای اُبت افتاده
آروم باش
راجع به اسبته
چی شده ؟
چی ؟
- در باره اُبته بادونگ - آخه چه ش شده ؟
اُبت .. مُرده
چی ؟
درست می شنوم ؟
کی بوده ؟ کی کشته تش ؟
اُبت ... کشته شده
اونا کجان ؟
نریسا کشته
نریسا اُبتو کشته ؟
هی ! بدو برو پیش ایتو بهش بگو نریسا اُبتو کشته
سریع برو
بله آقا
منم دارم باهاشون می رم
سگوندا صبر کن
سگوندا
هی
جونی
جونی
نریسا
نریسا تو چت شده؟
چت شده ؟ این خون ها مال چیه ؟
آخه تو چت شده ؟
من اُبت رو کشتم
کشتیش ؟
چرا ؟
چرا ؟ چه اتفاقی افتاد ؟
صبر کن . همونجا وایستا تو باید ...
برو بالا لباساتو عوض کن عجله کن
زود باش نریسا
زود باش
زود باش
اُبت مُرده
اون زن بدکار شرور نریسا کشتش
چی ؟ یه نفر مُرده
- اُبت مرده - کی مُرده ؟
می دونستم اون زن دردسره
اون یه آفته . یه هیولا
ایتو ؟ کجایی لعنتی ؟
ایتو ؟
باید اون زن پست رو پیدا کنیم
ایتو
ماریا ایزابل شوهرت کجاست ؟
خب ، اون از دیشب تا حالا برنگشته خونه
چه اتفاقی داره میفته ؟
کار نریساست
اون اُبت و دومنگ رو کُشته
اوه خدا ...
نریسا کجاست ؟
توی ساحل بود . نمی دونم هنوزم اونجاست یا نه ؟
چی ؟ بریم پیداش کنیم
یالا
گابریل
خانوم سگوندا چی شده ؟
ایتو رو ندیدین ؟
نه ندیدم چطور مگه ؟
نریسا اُبتو کشته
- چی ؟ - دومنگم همینطور
دیدم نریسا رفته پیش جونی
بیایین بریم دنبالش
نریسا هرچی که شده رو به من بگو
من اُبتو کُشتم
چرا ؟ چرا کشتیش ؟
اون گذاشت دومنگ و جرمی و کاپیتان ایتو به من تجاوز کنند
چه کمکی از من بر میاد ؟
دارن میان
نریسا همراه من بیا
برگرد اینجا
- نریسا - تو شیطانی
برگرد اینجا
نریسا
هی نریسا
تندتر بیا
تو فاحشه ی بی حیا
بیا اینجا
قاتل ! هیولا
بیا اینجا نریسا
نریسا
زود باش برو دنبالش
نریسا
عجله کن
سریعتر بدو نریسا
نریسا
تو یه هیولایی
زود باش زود باش
نریسا
تو هیولا بمیر نریسا
برگرد اینجا
تو هیولایی
بمیر عفریته
بمیر عفریته
عفریته ! بمیر
نریسا برگرد اینجا
نریسا
برگرد اینجا
هیچ کس نمی دونه که نریسا به کجا رفت و ناپدید شد ؟
رفتنشم مثل اومدنش اسرار آمیز بود
بعضیا میگن آخرش تونستن بگیرنش
بعضی دیگه میگن اون رفته یه جزیره دیگه و اونجا اسم دیگه ای رو خودش گذاشته
شاید اونجا هم باعث بدبختی بشه
بقیه میگن اون وقتی داشته فرار می کرده کشته شده
ولی من می دونم چه اتفاقی براش افتاده
برگشته به خونه ی واقعیش اعماق آب
ملت خودش سرانجام پیداش کردند
اونم سرانجام یادش اومده که هویتش چیه
حالا می فهمم که دریا می خواد چی به ما بگه ؟
♪ در عُمق ِ شب ♪
♪ من همراه تواُم ♪
♪ تنها من و توئیم ♪
♪ نیازی به کلمات نیست ♪
♪ من لبمو گاز می گیرم ♪
♪ تو هم لبخندت رو پنهان می کنی ♪
♪ به چیز دیگه ای جز بوسه ی تو ♪
♪ نیازی ندارم ♪
♪ نمی دونم کار ما به کجا می رسه ♪
♪ حتّی نمی دونم که عاشق می شم یا نه ♪
♪ نمی دونم که آیا من و تو ♪ ♪ تا آخر با همیم یا نه ♪
♪ فقط می دونم که همین لحظه دوستت دارم ♪
♪نمی دونم که ما محو می شیم ♪
♪ یا این جهان از هم می پاشه ؟ ♪
♪ نمی دونم که آیا دل کوره یا نه ؟♪
♪ فقط می دونم همین لحظه عاشقتم ♪
♪برام مهم نیست که کجام ♪
♪ چون آسمون و ستاره ها ♪
♪ تو چشامون دارن می رقصند ♪
♪ تپش قلب ها ♪
♪ بوسه های دزدیده شده ♪
♪ این من و توئیم ♪
♪ تا اینکه خورشید از میون ابرها بیرون بیاد♪
♪نمی دونم آخر کار چی می شه ؟ ♪
♪ حتی نمی دونم عاشق بشم یا نه ؟ ♪
♪ حتی نمی دونم آخر کار اون دو تایی که ♪ ♪ می مونن ، من و توئیم یا کسای دیگه ؟ ♪
♪ فقط می دونم این لحظه عاشقتم ♪
♪ نمی دونم که ما محو بشیم یا نه ؟ ♪
♪ یا که این دنیا از هم بپاشه ♪
♪نمی دونم دل کوره یا بینا ؟ ♪
♪ فقط می دونم همین الان عاشقتم ♪
♪نمی دونم آخر کار چی می شه ♪
♪ نمی دونم که عاشق شدن کار درستیه یا نه ؟ ♪
♪ فقط می دونم که توی این لحظه واقعاً عاشقتم♪
ترجمه و زیرنویس [ HM.Boottimmar7 ]
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.