Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
= کره فا با افتخار تقدیم میکند = = Asiam.ir = = مترجم:tel:@HOBABYAKHI4 =
اگر این سریال رو در آپارات . اینما . نماشا یا کانال های تلگرام میبینید بدونید تیم ترجمه راضی نیست و باید از سایت اصلی به آدرس Asiam.irدانلود کنید
شرنوشت عزیز من
قسمت 32
شمشیر یین شو رو پیدا کردی؟
هنوز نه
در تالار لونگ شیان یه روند مخفی پیدا کردم ولی شمشیر یین شو اونجا نبود
عجیبه
برادرم همیشه اونو نزدیک خودش نگه میداشت
از خدمتکاری که قبلا بهشون خدمت میکرد پرسیدم
بعداز اینکه راهب سلطنتی به دیدار اعلیحضرت رفته بود
ایشون دیگه شمشیرو همراه خودشون حمل نکردن
لو جیو چن؟
تقریبا اونو فراموش کرده بودم
اون الان کجاست؟
یکماه پیش ازینجا رفته حتی برای ضیافت هم برنگشت
پیداش کن - چشم -
چرا اینقدر قیافه ات آویزونه؟
چیزی نیست
شاید برای اینه که دوروز پیش یکم سرم شلوغ بود و الان کمی خسته ام
نکنه بخاطر اینکه مادرم خواسته برام زن بگیره، ناراحت شدی؟
جرات نمیکنم
این از اقبال من بود که تونستم باشما ازدواج کنم
چطور جرات میکنم آرزو کنم تنها همسر شما باشم؟
اخلاقت آروم و ملایمه
بعنوان همسر برام دردسری نداشتی
پدرت توی خیلی چیزا بهم کمک کرده، برای جبران تورو ملکه خودم میکنم
من فقط میخوام در آینده کنارتون باشم
به مقام و جایگاه اهمیتی نمیدم
تو خوب گوچین مینوازی
صدای موسیقیت منو کشوند اینجا
.....من
یه هدیه ای برات دارم
ببینش عین خودت نیست؟
من میدونم
میدونم تو با بقیه مردم خیلی فرق داری
عالیجناب چی شده؟
شیائو لی زی - بله -
بگو آلاچیق کنار برکه رو
خراب کنن - اطاعت -
اونجا خیلی قشنگه چرا میخوای خرابش کنی؟
اذیتم میکنه
لو آئو، چت شده؟
انگار مسموم شدی
بیا خون منو بنوش
تو منو گول زدی - نرو -
ولم کن
چرا رو دستت جای زخم هست؟
پس توانایی شفات چی شده؟
چی چی، مشکلت چیه؟ - بهم نگاه نکن -
چی چی
جلوتر نیا، نمیخوام اینجوری منو ببینی
برام مهم نیست که چه شکلی هستی
من یه جادوگرم لیاقت بودن کنار تورو ندارم
واقعا فکر کردی من اینقدر کوته نظرم؟
شاید الان باهام کنار بیای، ولی شاید بعداز دوسال
یا حتی دوماه، یا دوروز به ذهنت میاد که من چقدر خجالت آورم
و تازه اونجوری من بیشتر صدمه میبینم
بخاطر همین؛ بهتره ازت دوری کنم
تو چه حقی داری که بجای من تصمیم بگیری؟
جلوتر نیا
منو نگاه کن
مهم نیست به چی تبدیل بشی، بازم عاشقتم
تا ابد کنارم بمون
بقیه زندگیم رو برای اثبات عهدم با تو فدا میکنم
اینجا خیلی آرامش بخشه
اعلیحضرت، واقعا نمیخواین برگردین؟
همه الان فکر میکنن شما مُردین
وقتی به روستاهای همسایه رفته بودم
روستاییا میگفتن شاهزاده جی میخواد پادشاه بشه
اگه الان برنگردین، شاید تا ابد نتونین
من الان فقط میخوام با تو باشم، درضمن
اگه الان برگردم زندگیم توی خطر میفته
آخه چطوری؟
جی تازه سلطنت رو بدست آورده، به این راحتیا بی خیالش نمیشه
تو واقعا فکر میکنی اون هیچ ربطی به اتفاقی که توی ضیافت افتاد نداره؟
....امکان نداره
لو چه، همیشه از امور دولتی دور میموند
اون فقط نقشش بود، من از خیلی وقت پیش میدونستم اون
با وحشیا توطئه کرده
آها راستی توی روستا چیکار داشتی؟
من...من رفته بودم یکم شیرینی بدزدم
ترسیدم نکنه به خوردن میوه عادت نداشته باشی
منو مسخره میکنی ها؟
نه بابا، فقط ازت ممنونم
وقتی اینجوری میبینمت قلبم به درد میاد
هوی برنگرد منو نگاه نکن
چرا صورتت رو بهم نشون نمیدی؟
من که فکر میکنم الان خیلی بی نظیری
من که وقتی زهر گرگی روم اثر میکنه خیلی زشت میشم
نه به اندازه من
من زشت ترم - نخیر من زشتم -
باشه تو زشتی
تو خیلی.... خیلی بی حیایی
شوخی کردم بابا عصبانی نشو، اصلا من از همه زشت ترم
نیازی نیست جلوی من خودتو بپوشونی
عجب بوی شرابی میاد
کیه؟
لو جیو چن؟
لو جیو چن
بیدار شو
گنج عزیزمو خراب کردی
لو جیو چن، چطوری اومدی اینجا؟
سربازان سایه اتون توی میخونه فوآن
در شهر غربی هستن
اونا گفتن شمارو دیدن اعلیحضرت
ها؟ تو کی به شهر غربی رفته بودی؟
وقتی تو رفتی شیرینی ها رو بدزدی
باشه بابا، تو که خیلی وقت پیش خوب شدی
ولی تظاهر کردی ضعیفی تا منو گول بزنی برات غذا بیارم
اگه اینکارو نمیکردم تو ممکن بود بزاری بری
معلومه قشنگ نقشه کشیدی سرورم
....من خیلی نگران بودم، فکر میکردم
فکر میکردم تو نمیدونی تو دنیای بیرون چه خبره
برای نقشه کشیدن باید زنده باشم دیگه
ازت ممنونم، همیشه بخاطر اینه که تورو دارم
شماها حرف بزنین من میرم هیزم بیارم
صبرکنین ملکه من
این بار برای دیدن شما اومدم
قضیه اینه، من چو چینگ لی نیستم
من...اسم اصلیم می چی چی ئه
عکس العملتون با چیزی که انتظار داشتم خیلی فرق داره
چطوری باید رفتار کنم؟
حداقلش....باید یکم غافلگیر بشی
وااااای...واقعا باورم نمیشه
بیخیالش
راستش من مشکوک شده بودم که تو چو چینگ لی نیستی
یکی رو فرستاده بودم تا راجبت تحقیق کنه، ولی نتونستن چیزی پیدا کنن
اعلیحضرت دقیق و با ملاحظه هستن
باور دارم متوجه شدین که ملکه خون خاصی دارن
متوجه شدم یه جایی ازین نوع خون خاص داره
کجا؟ - روستای شویین -
روستای شویین دیگه چجور جاییه؟
شایعه شده که یه روستای نفرین شده ست
روستاییای اونجا مثل تو هستن، خون خاص و بینظیری دارن
من این توانایی رو بعداز اینکه چو چینگ لی شدم بدست آوردم
...که معنیش اینه
چو چینگ لی به روستای شویین ارتباطی داره؟
بخاطر همینه من شک دارم تو یکی از نوادگان روستای شویین باشی
روستای شویین کجاست؟
هیچکس مکان دقیقش رو نمیدونه
مثل همون جزیره ووشون هست که تو درموردش گفتی
ملکه اگه میخوان درمورد گذشته و خواستگاهتون بدونین
باید به روستای شویین برین
لو جیو چن، تو کی هستی؟
حالا که امانتی رو رسوندم باید مرخص بشم
کجا میری؟
شراب بزنم به رگ
بعداز اینکه قدرتتون کامل برگشت، منم برمیگردم
....بدون آویز خونین
شمشیر یین شو چه فایده ای داره؟
پس این قدرت شمشیر یین شوئه؟
رهبر فرقه
شمشیر یین شو میتونه جادوی سیاه رو فرا بگیره؟
یعنی میتونه قدرت منو بگیره؟ - رهبر فرقه -
حالتون خوبه؟ الان احساس کردم زمین لرزید
داشتم روی جادوهام تمرین میکردم
ماشالا هرروز دارین قوی تر میشین
بقیه هنوز نیومدن؟
هدیه ای که گفتین به امپراتور جدید تحویل داده شد
یکمی دیر فرستاده شد
ولی نگران نباشین، حتما قبل از تاجگذاری میرسه
خوبه، این اولین قدمیه که قبیله وو برای برگردوندن سرزمین اصلیش برمیداره
نباید هیچ اشتباهی بکنیم
به نظر من که توی جزیره ووشون زندگی راحت و شادی داشتیم
چرا باید به سرزمین اصلی برگردیم و زیر منت یی چی باشیم؟
زیر منت باشیم؟
نه....نه هیچ منتی نیست، من فقط نگرانم شما سختی بکشین
لو چه، که عددی نیست و این هدایا هم چیزی نیستن
وقتی من حاکم جهان بشم همه چیز در دستان من خواهد بود
بله، من ندونسته حرف زدم
چندروز آینده رو باید روی جادوم تمرکز کنم فقط در صورتی که می چی چی رو پیدا کرده باشین
وگرنه هیچکس مزاحمم نشه - چشم فهمیدم -
لوآئو، تو باید سریعتر یه راهی پیدا کنی تا یی چی رو پس بگیری
میدونم نگرانمی بخاطر همینم الان میخوای کنارم باشی
ولی من نمیخوام بار روی شونه هات باشم، متاسفم
چو هو، یه آدم دردسر سازه
احتمالا هنوز نمیدونه چو چینگ لی، یه جادوگر شده
فرماندار -درخدمتم - برو و به چوهو این پیامو برسون
بهش بگو در روز ضیافت، برادرم و چو چینگ لی
توسط ولیعهد بیسانگ کشته شدن، بگو به بیسانگ حمله کنه
اینجوری میتونه انتقام برادرم و چو چینگ لی رو بگیره
فورا انجامش میدم
ژنرال داری چیکار میکنی؟
عالیجناب، لینگ و قبیله چو سالهاست
برسر کشور دارن باهم مبارزه میکنن، من باور دارم که
لینگ شان هم به اندازه هوچو دراین امر درگیره
از وقتیکه تعداد دزدان دریایی کم شد، اعلیحضرت خواستن کنترل ارتش رو بدست بگیرن
حتی چیان سی رو از قصر بیرون انداختن، خیلی زیاده روی کردن
عالیجناب، من وفاداریم رو در خدمت پادشاهی داناتر و ارزشمندتر میزارم و قسم میخورم تا ابد وفادار بمونم
پس بعداز اینکه برتخت نشستین
میخوام انتقام بگیرم
لطفا بلندشین ژنرال
متوجه شدم
بعد ازاینکه به تخت نشستم، مقام و موقعیتتون به اونی که قبلا بود برمیگرده
درسته صیغه لینگ فوت کردن، ولی من همیشه یادم میمونه
اون چه کمک هایی به من کرده
ممنونم عالیجناب، درموردتون درست میگفتم
چیان سی یه دخترعمو داره که به سن ازدواج رسیده
اون مهربون و پاکدامنه، بخاطر همین
برای ورود به قصر مناسبه
پس با شادی میپذیرم
تعجبی نداشت برادر سعی میکرد قدرتش رو در ارتش کاهش بده
بعداز اینکه به قدرت رسیدم نباید اونو زنده بزارم
این چیه؟ داره چیکار میکنه؟
داره پول یه بچه رو میدزده؟
چی شده؟ - اون پول منو دزدید -
تو پولش رو ندادی، بیا بریم پیش قاضی بدو
وای شیطان فرار کنین اون یه شیطانه
...این - زود باشین فرار کنین -
فرار کنین اون شیطانه - آهای پسر -
اون شبیه جادوگر توی اعلامیه تحت تعقیب نیست؟
اون کلی پول می ارزه
اگه هنوز از سایتهای غیرمعتبر گرفتین و دارین ادامه میدین خیلی بی وجدانین
الان دیگه نمیتونن بهمون برسن
منو تعقیب میکردی؟
نامرد نباش، الان نمیتونی منو ترک کنی
درست همونجوری که من نمیتونم ترکت کنم
بزار ازت محافظت کنم
نقشه رو بهم بده
برای داشتن دنیایی زیباتر باید از خودمون شروع کنیم و به همدیگه احترام بذاریم، پس بیاین با حفظ حقوق مترجمین و دانلود از سایت کره فا، احترام خودمون رو نشون بدیم
= کره فا با افتخار تقدیم میکند = = Asiam.ir = = مترجم:tel:@HOBABYAKHI4 =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.